۱.
صادرات محصولات کشاورزی به متغیرهایی مانند قیمت های جهانی و داخلی، نرخ ارز، درآمدکشورهای واردکننده، کیفیت، استاندارد و سلامت محصول تولیدی وابسته است، اما کاهش نسبی هزینه تولید و کاهش ریسک های صادراتی آن نیز اهمیت بالایی دارد. اعطای یارانه صادراتی با تأثیر بر تابع عرضه صادرات، آثار مختلفی بر وضعیت رفاهی ذی نفعان بر جای می گذارد. یکی از محصولات عمده صادراتی بخش کشاورزی ایران، خرما است. این مطالعه با هدف تحلیل آثار رفاهی یارانه صادراتی محصول خرما با رهیافت پانل در دوره 2021-2011 انجام شد. نتایج نشان داد در تابع تقاضای واردات، مؤلفه های شاخص وزنی تولید ناخالص داخلی واقعی کشورهای واردکننده، مقدار تولید خرمای ایران با یک وقفه زمانی، نرخ ارز در کشورهای عمده واردکننده خرما از ایران، و سطح زیرکشت خرمای ایران، اثر مثبت و همچنین مؤلفه های قیمت واحد خرمای صادراتی ایران، و قیمت واحد صادرات جهانی خرما، اثر منفی و معنی داری بر واردات خرما از ایران توسط کشورهای واردکننده داشته است. برای تابع عرضه صادرات، مؤلفه های مقدار تولید خرمای ایران، مقدار صادرات خرمای جهان در دوره جاری و با یک وقفه زمانی، قیمت واحد صادراتی خرمای ایران، مقدار صادرات خرمای ایران با یک وقفه زمانی، و قیمت واحد صادراتی خرمای جهان، اثر مثبت و معنی داری بر صادرات خرمای ایران داشته است. اعطای یارانه صادراتی به خرما به میزان هفت درصد و ده درصد، مقدار صادرات خرمای کشور را به ترتیب 8/17 و 20 درصد افزایش می دهد. اعطای یارانه صادراتی به خرما، رفاه تولیدکنندگان یا صادرکنندگان را بیشتر از مصرف کنندگان متأثر می سازد. پیشنهاد می شود در هنگام اتخاذ این سیاست، هزینه دولت نیز مدنظر قرار گیرد.
۲.
این پژوهش به بررسی تأثیر متغیرهای اجتماعی و اقتصادی بر رفتار نیکوکارانه در استان اصفهان می پردازد و آن را با دیگر استان های کشور مقایسه می کند. با استفاده از داده های حاصل از یک نظرسنجی گسترده از ۱۰۰۰ نفر در استان اصفهان و چند استان منتخب، این مطالعه به تحلیل عواملی چون سطح درآمد، تحصیلات، سن، وضعیت تأهل و نوع شغل بر تمایل افراد به مشارکت در فعالیت های خیرخواهانه می پردازد. با استفاده از داده های نظرسنجی و روش های آماری، هدف این تحقیق شناسایی الگوهای رفتاری نیکوکارانه در استان اصفهان و مقایسه آن با دیگر استان ها است تا درک بهتری از عوامل مؤثر بر رفتار نیکوکارانه در جامعه اسلامی به دست آید. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و نهادهای خیریه کمک کند تا برنامه های بهتری برای ترویج فرهنگ نیکوکاری طراحی کنند. روش تحقیق شامل تحلیل رگرسیون لجستیک و همسان سازی براساس نمره گرایش است که به شناسایی الگوهای رفتاری نیکوکارانه و تفاوت های موجود بین استان ها کمک می کند. نتایج نشان می دهند که: افرادی با درآمد بالاتر، تمایل بیشتری به مشارکت در فعالیت های خیرخواهانه دارند، اما این تمایل در استان اصفهان به طور معناداری با دیگر استان ها تفاوتی ندارد. افراد با تحصیلات عالی، بیشتر به فعالیت های نیکوکارانه تمایل دارند و این تفاوت در استان ها مشهود است. سن و وضعیت تأهل تأثیر معناداری بر رفتار نیکوکارانه دارند؛ به طوری که افراد مسن تر و متأهلین به طور کلی بیشتر در فعالیت های خیرخواهانه مشارکت می کنند. مشاغل مرتبط با خدمات اجتماعی و آموزشی، به طور خاص، با افزایش مشارکت در فعالیت های نیکوکارانه مرتبط هستند.
۳.
سرمایه گذاری خارجی یکی از مهم ترین عوامل توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است. این نوع سرمایه گذاری می تواند به افزایش تولید، اشتغال زایی، انتقال فناوری و بهبود زیرساخت ها کمک کند. هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر جذب سرمایه گذاری خارجی با رویکرد مسأله مدارانه فضای کسب و کار است. با استفاده از روش گراندد تئوری و تکنیک مصاحبه عمیق با 20 نفر از مدیران، نخبگان، کارشناسان اقتصادی و سرمایه گذاران خارجی مصاحبه انجام شده است. فرآیند نمونه گیری هدفمند به کار گرفته شده و جمع آوری اطلاعات در هر حوزه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرده است. جهت سنجش روایی، چهار آزمون اصلی شامل «تأییدپذیری»، «باورپذیری»، «انتقال پذیری» و «اعتمادپذیری» و برای سنجش پایایی آزمون کاپا انجام پذیرفته است. با توجه به مقدار ضریب کاپای 706/0 این پژوهش دارای 63% اعتبار است. داده ها با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از رویکرد اشتراوس و کوربین تحلیل گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عدم وجود نگاه کارکردگرایانه، وجود ابزارهای ناکارآمد، نداشتن نگاه واحد مدیران، عدم وجود وحدت رویه و فرماندهی، عدم ثبات قوانین و مقررات و عدم وجود یک مرکزیت مقتدر به عنوان یگانه نهاد متولی جذب سرمایه گذاری خارجی بر میزان جذب سرمایه گذاری های خارجی مؤثر است. نتایج این پژوهش در قالب یک مدل پارادایمی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
۴.
در این پژوهش اثر نوسانات ویژه عوامل بنیادی و عوامل کلان اقتصادی بر نوسانات ویژه بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهشگران با به کارگیری روش حذف سیستماتیک تعداد 136 شرکت فعال در فاصله زمانی سال های 1387 تا 1402 را به عنوان نمونه تحقیق از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب کردند. متغیر مستقل تحقیق، نوسانات ویژه عوامل بنیادی(FUND) است که با استفاده از روش ابداعی ایروین و پونتیف محاسبه می شود. متغیر وابسته پژوهش، نوسانات ویژه بازده سهام (IVOL) است و از روش تفکیکی کمپبل به دست می آید. برای ارزیابی تأثیر نوسانات ویژه عوامل بنیادی و عوامل کلان اقتصادی بر نوسانات ویژه بازده سهام از یک مدل رگرسیونی چندگانه استفاده می شود. در ادامه، اثر سهام داران نهادی بر رابطه بین نوسانات عوامل بنیادی و نوسانات ویژه بازده سهام به عنوان متغیر مداخله گر مورد بررسی قرار گرفت. اگرچه یافته های پژوهش اثر معنادار نوسانات عوامل بنیادی و عوامل کلان اقتصادی بر نوسانات ویژه بازده سهام را تأیید کردند، ولی شواهد معنادار از اثر سهامداران نهادی بر رابطه بین نوسانات ویژه عوامل بنیادی و نوسانات ویژه بازده سهام مشاهده نشد.
۵.
ارتقا کمیت و کیفیت آموزش یکی از عناصر اصلی در دستورالعمل های معمول برای توسعه است. انتظار می رود بهبود سرمایه انسانی به بهره وری بالاتر و در نتیجه افزایش عمومی رفاه و همچنین کاهش نابرابری درآمد کمک کند. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر نابرابری درآمدی بر بروندادهای آموزشی در کشورهای منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا طی دوره زمانی 20۲۰-۲۰۰۱ و با استفاده از روش پانلی حداقل مربعات کاملا اصلاح شده (FMOLS) است. در این پژوهش جهت بررسی تأثیر نابرابری درآمدی بر بروندادهای آموزشی؛ میانگین تعداد سال های تحصیل در بزرگسالان و سال های مورد انتظار تحصیل در کودکان به عنوان بروندادهای آموزشی تلقی شده اند. شاخص تعداد سال های تحصیل در افراد بزرگسال و سال های مورد انتظار تحصیل در کودکان به عنوان متغیرهای وابسته در نمونه مورد بررسی می باشند و ضریب جینی، درآمد ناخالص داخلی سرانه، نرخ رشد جمعیت و بار تکفل متغیرهای توضیحی این پژوهش هستند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ضریب جینی (معرف نابرابری درآمدی) تأثیر منفی و معناداری بر بروندادهای آموزشی در نمونه مورد بررسی داشته است. همچنین یافته ها بیانگر تأثیر مثبت و معنادار درآمد ناخالص ملی سرانه بر بروندادهای آموزشی بوده است. از طرفی نرخ رشد جمعیت و بار تکفل نیز تأثیر منفی و معناداری بر متغیر وابسته در این مطالعه داشته اند. ضریب جمله تصحیح خطا میانگین تعداد سال های تحصیل برابر با 0001/0 حاصل شده که نشان می دهد 0001/0 درصد از عدم تعادلی که بر اثر شوکی که به میانگین تعداد سال های تحصیل وارد می شود در هر دوره تعدیل می گردد. همچنین ضریب جمله تصحیح خطا سال های مورد انتظار تحصیل برابر با 0064/0 حاصل شده که بیانگر آن است 0064/0 درصد از عدم تعادل بر اثر شوکی که به سال های مورد انتظار تحصیل وارد می شود در هر دوره تعدیل می گردد.
۶.
با توجه به افزایش هزینه های دولت ها و وابستگی ایران به نفت، تنوع بخشی به منابع درآمدی، به ویژه از طریق مالیات، اهمیتی دوچندان یافته است. این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر درآمدهای مالیاتی استان های ایران طی سال های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۹ (۲۰۱۲-۲۰۲۱) با استفاده از روش پنل فضایی پرداخته است. نتایج نشان داد که ارزش افزوده بخش های صنعت و خدمات در تولید ناخالص داخلی (GDP) تأثیر مثبت و مستقیمی بر درآمد مالیاتی دارند، در حالی که بخش کشاورزی به دلیل معافیت های مالیاتی متنوع، تأثیر منفی داشته است. نسبت شهرنشینی نیز به دلیل تمرکز بیشتر کسب وکارها در شهرها و نرخ مالیات بالاتر، اثر مثبت نشان داد. نرخ تورم بالا نیز با ایجاد تأخیر در پرداخت مالیات، اثر منفی داشت. این پژوهش همچنین شکاف مالیاتی بین استان ها را برآورد کرد که برای برخی مثبت و برای برخی دیگر منفی بود. استان هایی مانند ایلام، بوشهر و خوزستان شکاف منفی و استان هایی مانند مازندران، گیلان و البرز شکاف مثبت داشتند. مدل خطای فضایی نشان داد که این شکاف از استانی به استان های همسایه منتقل می شود و نشان دهنده نابرابری مالیاتی است. برای استان های با شکاف مالیاتی منفی (اغلب کمتر توسعه یافته)، پیشنهاد شده است که ارزش افزوده بخش خدمات و صنعت افزایش یابد، نرخ تورم کاهش یابد، زیرساخت ها توسعه یافته و شفافیت کسب وکار بهبود یابد. برای استان های با شکاف مثبت نیز توصیه شده است فشار مالیاتی کاهش یافته و به استان های با شکاف منفی منتقل شود.
۷.
سیستم یکپارچه مدیریت اطلاعات مالی در گزارشگری مالی دولت برای تصمیم گیری مراجع قانون گذار و متولیان بودجه در کشور اهمیت بسیاری دارد. یکی از فناوری هایی که بر فرایند گزارشگری مالی تأثیر با اهمیتی دارد، زبان گزارشگری تجاری توسعه پذیر(XBRL) است. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های موجود در نحوه مدیریت اطلاعات مالی و گزارشگری مالی در بخش عمومی و بهسازی فرایندها با استفاده XBRL است. بدین منظور ابتدا با سندکاوی و تحلیل محتوای مستندات و گزارشات موجود، از وضعیت فعلی فرایند گزارشگری مالی کسب شناخت شد. پس از آن با مصاحبه با متخصصین حوزه، چالش های فعلی گزارشگری مالی در دو سطح چالش های گزارشگری در سطح دستگاه ها و در سطح وزارت امور اقتصادی و دارایی به عنوان نهاد مسئول تهیه صورت های مالی تلفیقی دولت و صورتحساب عملکرد سالانه بودجه کل کشور، محدودیت های پیاده سازی XBRL، عوامل مؤثر بر پیاده سازی موفق XBRL و نهایتا ابعاد بهسازی با کمک XBRL شناسایی شد. یافته ها نشان می دهد که XBRL با فراهم کردن امکان ایجاد نظارت به موقع، کاهش حجم گزارش دهی به نهاده های مختلف، تهیه صورت های مالی و سایر گزارش های مدیریتی به هنگام برای تصمیم گیری های دولت، بهبود حسابداری سنجش مسئولیت، ایجاد ظرفیت تحلیل داده ها، بهبود قابلیت اتکای گزارش های تلفیقی، بهبود قابلیت رهگیری داده ها، ارتقای حسابرسی داخلی و کنترل داخلی، سهولت در داد و ستدهای اطلاعات مالی بین سیستم ها، بهبود ذخیره سازی، طبقه بندی در کلان داده ها و بازخوانی اطلاعات، می تواند به بهسازی فرایند گزارشگری مالی دولت کمک شایانی نماید.
۸.
این مطالعه به بررسی تأثیر تنوع تسهیلات اعطایی بر سودآوری، ریسک و پایداری مالی بانک های توسعه ای در ایران می پردازد. بانک های توسعه ای به عنوان نهادهای مالی کلیدی در تأمین مالی پروژه های زیرساختی، صنعتی و توسعه ای، نقش مهمی در رشد اقتصادی پایدار و بلندمدت دارند. بااین حال، وابستگی بیش ازحد به یک نوع خاص از تسهیلات، می تواند ریسک نکول را افزایش داده و ثبات مالی بانک ها را تهدید کند. در این پژوهش، داده های مالی مربوط به پنج بانک توسعه ای فعال در ایران طی دوره ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲ جمع آوری و با بهره گیری از روش های آماری و اقتصادسنجی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که افزایش تنوع تسهیلات در بخش های مختلف اقتصادی (کشاورزی، صنعت و معدن، بازرگانی و خدماتی) به طور معناداری به بهبود سودآوری و پایداری مالی بانک ها منجر می شود. این استراتژی با کاهش تمرکز ریسک، افزایش جریان های نقدی پایدار و بهبود مدیریت منابع مالی، عملکرد بانک های توسعه ای را تقویت می کند. همچنین، شاخص های سلامت بانکی نظیر نسبت سرمایه به دارایی، نسبت تسهیلات به دارایی و نسبت سپرده به دارایی از عوامل تأثیرگذار بر ثبات بانکی شناخته شده اند. بااین حال، یافته ها حاکی از آن است که در صورت عدم مدیریت صحیح ریسک، تنوع بیش ازحد در تسهیلات ممکن است به افزایش هزینه های نظارت، کاهش کارایی عملیاتی و بروز چالش های جدید منجر شود. همچنین سیاست های نظارتی و تشویقی باید به گونه ای طراحی شوند که بانک های توسعه ای را به سمت متنوع سازی تسهیلات و کاهش تمرکز بر نوع خاصی از تسهیلات سوق دهند.