تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت دوره 41 پاییز 1404 شماره 163 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش کارآفرینی مبتنی بر فناوری برای مربیان رشته علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۵
هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی الگویی برای آموزش کارآفرینی مبتنی بر فناوری برای مربیان رشته علوم تربیتی بوده است. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی است. در ابتدا پژوهش کیفی با روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته اجرا شده است. در این بخش، الگوی آموزش کارآفرینی مبتنی بر فناوری طراحی شده است، سپس، در بخش کمّی، اعتبار محتوایی الگو بررسی و در ادامه برای اعتباریابی بیرونی طراحی بسته آموزشی برگرفته از الگو، روش پژوهش کمّی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه پژوهش در بخش کیفی، 11 متخصص در حوزه کارآفرینی آموزشی و طراحی آموزشی بود که به طور هدفمند و مبتنی بر قاعده اشباع نظری انتخاب شده اند. پس از پیاده سازی داده ها، با استفاده از نرم افزار MAXQDA 11 مؤلفه های الگوی آموزشی مشخص شده است. در بخش کمی، با محاسبه روایی محتوایی CVI و همچنین شاخص مناسبت کلی روایی محتوایی S-CVI، الگوی استخراج شده از نظر اعتبار محتوایی مورد تأیید قرار گرفته است. در بخش کمّی 30 دانشجوی رشته علوم تربیتی به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. روش تحلیل شامل فراوانی، میانگین و تحلیل کوواریانس بود که بر این اساس بسته آموزشی برگرفته از الگو، دارای اعتبار بیرونی است.
۲.

بررسی انتقادی مسئله "شکاف نظریه و عمل تربیتی" از منظر دو پارادایم اثبات گرا و تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
مسئله شکاف نظریه و عمل تربیتی، به اذعان نظرورزان و عملگران تعلیم و تربیت همچنان وجود دارد. پیشرفتهای فناوری، ایجاد موضوعات جدید تربیتی، انتظارات از نظریه های تربیتی و همچنین تجربیات عملی بر تعمیق و وضوح این شکاف افزوده است. مسئله این پژوهش بنیادین که به روش توصیفی – تحلیلی – استنباطی پژوهیده شده، بررسی شکاف از منظر فلسفی است. در این نوشتار ابتدا به بررسی جداگانه مفهوم عمل تربیتی و نظریه پردازی از دو دیدگاه اثبات گرایی و تفسیری پرداخته ایم. بر اساس تحلیل یافته ها و مطالعه پیشینه مسئله در هر پارادایم، مسئله از منظر هر پارادایم تبیین شده است. در پی تبیین مسئله و نقد آن به ارائه تبیینی متمایز از مسئله پرداخته ایم. نتایج به دست آمده به این شرح است که در پارادایم اثبات گرایی، با توجه به مشابهت روش شناسی پژوهش در علوم انسانی و علوم طبیعی، شکاف از دو جنبه امکان تبیین دارد. اولین جنبه، عدم کفایت رشدیافتگی پژوهشها و جنبه دوم عدم به کارگیری نتایج پژوهشها در عمل است. از این رو، در این پارادایم از شکاف قابل رفعی سخن گفته شده و راهکارهایی برای حذف شکاف پیشنهاد می شود. در پارادایم تفسیری، به دلیل ارتباط تنگاتنگ علم با پیش فرضهای پژوهشگر از نوعی شکاف همیشگی میان نظریه و عمل صحبت می شود و راه حلهایی برای کاهش و نه حذف شکاف پیشنهاد می شود. در انتها با نقد و بررسی تبیین دو دیدگاه، به ارائه تبیینی متمایز از شکاف نظریه و عمل تربیتی بر اساس چهار مؤلفه انتزاع نظریه تربیتی از موقعیت عملی، الزام توجه به نقش مربی، لزوم وسعت منابع و مواجهه دائم، آگاهانه و فعال به این شکاف پرداخته ایم.
۳.

طراحی و اعتباریابی الگویی برای آموزش مفهوم حد مبتنی بر ریاضیات واقعیت مدار همسو با برنامه درسی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگویی برای آموزش مفهوم حد مبتنی بر ریاضیات واقعیت مدار، همسو با برنامه درسی ملی انجام شده است. روش پژوهش از نوع تکوینی و رویکرد مورد استفاده از نوع آمیخته (کیفی-کمی) با طرح تدوین مدل بود. در بخش کیفی ابتدا با جست و جوی نظام مند ادبیات پژوهشی رویکرد ریاضیات واقعیت مدار و اسناد بالادستی نظام تعلیم وتربیت جمهوری اسلامی ایران، مدل اولیه ای برای آموزش مفهوم حد تدوین شد و طرح درسهای روزانه برای آموزش مفهوم حد براساس چارچوب مورد نظر و برمبنای عناصر پنجگانه برنامه درسی ملی ( تعقل ، ایمان ، علم ، عمل و اخلاق ) در عرصه های چهارگانه ( خدا، خود، خلق و خلقت) و همچنین سطوح یادگیری واقعیت مدار ( بازآفرینی هدایت شده، پدیدارشناسی تعلیمی و خلق پلهای نوظهور) تنظیم شد. یافته های حاصل از تحلیل داده های تکوینی طی برگزاری پنج جلسه کارگاه با دبیران باسابقه به اصلاح و تدوین مدل اولیه و طراحی الگوی نهایی انجامید. اعتباریابی الگوی نهایی طراحی شده از نظر افراد مطلع و از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. برای بررسی معنادار بودن میانگین نظری و تجربی به دست آمده از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شد. نتایج بخش کمی نشان می دهد که الگوی طراحی شده اعتبار لازم را از نظر افراد مطلع داراست .
۴.

تحلیل محتوای کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی بر اساس میزان توجه به مؤلفه های فرهنگ یادگیری مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی بر اساس میزان توجه به مؤلفه های فرهنگ یادگیری مشارکتی، به شیوه توصیفی شامل تحلیل اسنادی و نیز تحلیل محتوای کمی انجام شده است. جامعه پژوهش محتوای 6 جلد کتاب فارسی (فارسی و نگارش) دوره دوم ابتدایی بود که باتوجه به ماهیت موضوع از نمونه گیری صرف نظر و کل جامعه پژوهش، بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، داده های اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوا با استفاده از شاخصهای توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که توجه به فرهنگ یادگیری مشارکتی در راستای کیفیت بخشی آموزشی، امری ضروری در برنامه درسی است. همچنین تحلیل کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی نشان داد که مؤلفه های فرهنگ یادگیری مشارکتی در کتابهای فارسی پایه های مختلف به صورت متفاوتی مورد تأکید قرار گرفته اند. به طوری که در کتاب فارسی پایه چهارم بیشترین تأکید بر مؤلفه تحول آفرینی (با 184 فراوانی) و کمترین تأکید بر مؤلفه فرایند- محوری (با 106 فراوانی)، در کتاب فارسی پایه پنجم بیشترین تأکید بر مؤلفه تعامل- محوری (با 233 فراوانی) و کمترین تأکید بر مؤلفه فرایند- محوری (با 88 فراوانی) و در کتاب فارسی پایه ششم بیشترین تأکید بر مؤلفه تعامل- محوری (با 255 فراوانی) و کمترین تأکید بر مؤلفه فرایند- محوری (با 144 فراوانی) شده است.
۵.

تبیین رویکرد شناختاری زبان دین و دلالتهای آن برای تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۵
این مقاله با بررسی و تبیین رویکرد شناختاری زبان دین، به منظور استنتاج دلالتهای آن برای تربیت دینی تدوین شده است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا با روش تحلیل مفهوم، عناصر مرتبط با این رویکرد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته، سپس با بهره گیری از روش استنتاجی (مدل اصلاح شده الگوی فرانکنا)، دلالتهای این رویکرد در باب اهداف، اصول و روشهای تربیت دینی استخراج شده است. رویکرد شناختاری رتبه ای - چندساحتی زبان دین، رویکردی تلفیقی و سازوار از رویکردهای شناختاری زبان دین است که بر اساس برخی از مبانی خداشناسی مانند وجود خدا و وحدانیت و مبانی انسان شناسی مانند قدرت اختیار و تعقل، ذوابعاد بودن و کمال جویی تربیت اسلامی استنتاج شده است. این رویکرد ضمن اعتقاد به معرفت بخشی و معناداری زبان دین، اعتقاد به ترکیبی و چندساحتی بودن زبان دین نیز دارد و بر ترکیب «نماد» و «نشانه» در این زبان تأکید می کند. شناخت صفات الهی، پرورش قوه تعقل، تزکیه و تهذیب نفس و تقویت ایمان به منزله اهداف تربیت دینی مستنتج از این رویکردند که مبتنی بر اصولی مانند خودشناسی، خردورزی، تدریج و پیوستگی، جامع نگری و سازنده گرایی واقع گرایانه و روشهایی مانند بحث و گفت و گو، استدلال مبتنی بر نگاه آیه ای و روشهایی نوین مانند روش تلفیقی و روش نوشتن خلاق اند که می توانند به منزله راهنمای عمل در فرایند تربیت دینی به کار گرفته شوند تا متربیانی پرورش یابند که در تمام زمینه های تربیت دینی اعم از بعد علمی-عقلی، بعد درونی و بعد بیرونی دین ورز شوند.
۶.

تحلیل محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی براساس مؤلفه های تربیت اقتصادی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی مبتنی بر تربیت اقتصادی قرآنی انجام شده و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه پژوهش کتابهای دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1401-1400 است که به شیوه سرشماری محتوای آنها با استفاده از فهرست وارسی(فرم تحلیل محتوا) مبتنی بر مؤلفه های قرآنی از سوی پژوهشگر شناسایی شده است و روایی آنها را صاحب نظران بررسی، تحلیل و تأیید کرده اند. واحد تحلیل در پژوهش حاضر جمله، تصویر و مضمون است. داده های به دست آمده با استفاده از فراوانی و درصد تحلیل شده اند. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن با به کارگیری جدول لاوشی محاسبه و تأیید شده است و پایایی آن به روش فرمول پایه هولستی 0/95 محاسبه شده است. بر اساس یافته های پژوهش، در کتابهای دوره ابتدایی به طور شایسته به مؤلفه های تربیت اقتصادی قرآنی توجه نشده است. همچنین بیشتر از همه به مؤلفه شغل و درآمد توجه شده و کمترین مقدار توجه به مؤلفه های بخل و مفاسد اقتصادی است و به مؤلفه تحریم اصلاً توجه نشده است. در کتابهای حاضر بیشترین توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی در کتاب مطالعات اجتماعی و کمترین توجه در کتاب تفکر و پژوهش است. در کتابهای پایه ششم، بیشترین مقدار و در کتابهای پایه اول، کمترین مقدار توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی شده است.
۷.

تدوین چارچوب مفهومی برای تبیین ویژگی مشارکت و تعاون در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش با هدف تدوین چارچوب مفهومی برای تبیین ویژگی مشارکت و تعاون در مدارس انجام شده است. رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان این پژوهش 12 نفر از متخصصان بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. فرایند گزینش نمونه ها و گرد آوری داده ها(اتمام نمونه گیری) تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. چارچوب اصلی پرسشهای مصاحبه در مورد مشارکت و تعاون و مؤلفه های آن در مدرسه بود و سؤالات بعدی نیز بر حسب پاسخهای دریافتی، پرسیده می شدند. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها از روشهایی مانند بررسی مداوم داده ها، تحلیل همزمان داده ها، بازخورد به مصاحبه شوندگان، تخصیص زمان کافی و بازنگری ناظری استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل کیفی محتوای مصاحبه ها، سه مقوله حاکمیت جو مشارکتی در مدرسه، مشارکت درون- مدرسه ای و مشارکت و تعامل بیرونی به عنوان ابعاد چارچوب مفهومی مشارکت در مدرسه و دو مقوله تقویت کار شورایی و جو مشارکت و تعاون در مدرسه به عنوان ملاکهای بعد حاکمیت جو مشارکتی در مدرسه، سه مقوله مشارکت و تعامل میان- کلاسی، مشارکت درون- کلاسی و مشارکت در سراسر مدرسه به عنوان ملاکهای بعد مشارکت و تعامل درون- مدرسه ای و چهار مقوله مشارکت و تعامل با مدارس دیگر، مشارکت با محله، مشارکت و تعامل با والدین و مشارکت و همکاری با مراکز علمی، مذهبی و فرهنگی به عنوان ملاکهای بعد مشارکت و تعامل بیرونی مشخص شدند. کارگزاران آموزش و پرورش و مدارس می توانند از دستاوردهای این پژوهش بهره گیری کنند.
۸.

تبیین الگوهای رهبری مدرسه بر اساس ابعاد فرهنگ ملی(مدل هافستد) در میان مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
هدف این پژوهش تعیین میزان و سهم هر یک از ابعاد فرهنگ ملی (مدل هافستد) در تبیین الگوهای رهبری مدرسه در میان مدیران مدارس ابتدایی شهر مشهد بوده است. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. جامعه آماری را همه مدیران و معلمان مدارس ابتدایی شهر مشهد در سه ناحیه 4، 5 و 6 و منطقه تبادکان در سال تحصیلی 1401-1400 به منزله نواحی نیمه برخوردار، کمتر برخوردار یا محروم و ناحیه برخوردار ازنظر وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر مشهد تشکیل دادند. با انتخاب 219 مدرسه ابتدایی (دخترانه و پسرانه دولتی) شهر مشهد به شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب، درنهایت 184 مدیر مدرسه با در نظر گرفتن وجه اشتراک یک مدیر در دو نوبت تحصیلی مدرسه و 808 معلم، نمونه موردنظر را تشکیل دادند. به منظور سنجش ابعاد فرهنگ ملی هافستد از پرسشنامه تین و همکاران (2014) و برای سنجش الگوهای رهبری مدرسه از پرسشنامه محقق ساخته الگوهای رهبری مدرسه امینی و حسین قلی زاده (1402) بهره گرفته شد. برای تعیین پایایی و روایی ابزارها نیز از آزمون آلفای کرونباخ و روایی سازه به شیوه تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. به طورکلی، بر اساس نتایج به دست آمده می توان ویژگیهای فرهنگی مدیران مدارس موردمطالعه را مبتنی بر گرایش به اجتناب از عدم قطعیت، جمع گرایی، زن سالاری و فاصله کم قدرت توصیف کرد، هرچند که مقایسه نتایج به دست آمده برحسب جنسیت و ناحیه آموزش و پرورش متفاوت گزارش شده است. علاوه براین، نتایج تحلیل مسیر نشان داد که میان بعد اجتناب از عدم قطعیت و الگوی رهبری آموزشی، بعد جمع گرایی و الگوی رهبری مدیریتی، بعد فاصله قدرت و الگوی رهبری توزیعی و بعد گرایش به زن سالاری با رهبری اخلاقی همبستگی بالایی وجود دارد.
۹.

اثربخشی آموزش برنامه اجتماعی هیجانی کودکان قوی بر پیوند با مدرسه و کیفیت تعامل معلم-دانش آموز در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
اختلالات یادگیری ویژه اغلب با آسیبهای اجتماعی-هیجانی قابل توجه و چالشهای سلامت روان همراه هستند. کودکان دارای اختلال یادگیری ویژه از جمله دانش آموزانی هستند که پیوند با مدرسه و کیفیت روابط معلم کودک کمتری را تجربه می کنند. هدف پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی آموزش برنامه اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر پیوند با مدرسه و کیفیت تعامل معلم-دانش آموز در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه بود. طرح پژوهشی از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. نمونه آماری پژوهش 30 دانش آموز دختر و پسر پایه سوم تا پنجم بودند که 15 نفر در گروه کنترل و 15 نفر در گروه آزمایش به صورت تصادفی قرار گرفتند. برنامه آموزشی اجتماعی - هیجانی کودکان قوی در 12 جلسه آموزشی برای گروه آزمایشی به اجرا درآمد. از مقیاسهای پیوند با مدرسه رضایی شریف و همکاران (1393) و رابطه معلم-شاگرد مورای و زوویچ (2011) برای گرد آوری داده ها در پیش و پس آزمون استفاده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که برنامه آموزشی اجتماعی - هیجانی کودکان قوی بر پیوند با مدرسه و رابطه معلم-دانش آموز تأثیری معنادار داشته است. مهارتهای یادگیری اجتماعی و هیجانی سبب پیشرفت مثبت و کاهش رفتارهای مشکل ساز می شوند. از طریق آموزش این مهارتها عملکردهای تحصیلی، پیوند با مدرسه و تعامل معلم- دانش آموز بهبود می یابند. علاوه بر این، این مهارتها سبب پیامدهای مهم زندگی مانند تکمیل به موقع دبیرستان، دریافت مدرک دانشگاهی و تعامل مثبت با همسالان می شوند. به واسطه اثربخشی این برنامه، اجرای آن روی سایر گروههای نارساییهای تحولی نیز پیشنهاد می شود.
۱۰.

کاوش موانع و راهکارهای مشارکت والدین در مراکز پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
هدف از این مطالعه موردی کیفی، بررسی ادراکات مربیان از موانع مشارکت والدین شهر اهواز در مراکز پیش دبستانی بود. سؤالات پژوهش بر شناسایی موانع مشارکت والدین از دیدگاه مربیان و پیشنهاد راه حلهای مناسب برای رفع این موانع ادراک شده، متمرکز بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است که به شیوه مطالعه موردی چندگانه انجام شده است. در این پژوهش هشت مربی مراکز پیش دبستانی شهر اهواز شرکت کرده اند که به روش نمونه گیری هدفمند(از نوع موارد مطلوب) انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از روش مصاحبه کانونی با مربیان، مصاحبه فردی، سؤالات پیگیری و بررسی اسناد استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بوده است. بر اساس تجزیه وتحلیل داده ها، موانع مشارکت والدین در آموزش فرزندان، مضمونهای "درک مفهوم مشارکت و مداخله والدین از نگاه مربیان"، "تعاملات اولیاومربیان"، "انتظارات مربیان از اولیا"، "موانع مشارکت از نگاه مربیان"، "آگاهی مربیان و والدین از اهمیت مشارکت"، "سطح سواد و آگاهی والدین از مسائل آموزشی" و " نوع روابط و مشارکت والدین" استخراج شدند. مربیان نیز راه حلهایی در زمینه موانع مشارکت در قالب مضمونهای "افزایش ارتباط و تعامل مربیان با والدین"، "تشکیل جلسات و کارگاهها و گزارش ماهیانه مربیان به والدین در جلسات اولیا و مربیان"، "دریافت انتقادات والدین" و "تحقق خواسته های به حق آنها"، "مسئولیت پذیری والدین در قبال فرزندان"، "دقت والدین در توجه به زمان و شیوه حمایت از فرزندان خود" و "نقش مرکز پیش دبستانی در آموزش والدین" ارائه کردند. توجه به موارد فوق می تواند در بهبود وضعیت مشارکت والدین و در نهایت پیشرفت تحصیلی نوآموزان مفید باشد.
۱۱.

تأثیر آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی بر خودنظم دهی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی بر خودنظم دهی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه / بیش فعالی انجام شده است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون، با گروه گواه بود. به این منظور، ۳۰ نفر از دانش آموزان دختر دوره ابتدایی پایه پنجم شهر اراک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. برای غربالگری دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی از پرسشنامه کانرز (1990) ویژه معلمان استفاده شد. همچنین پیش و پس از اجرای نقشه مفهومی برای سنجش خودنظم دهی تحصیلی از پرسشنامه خودنظم دهی تحصیلی کانل و رایان (۱۹۸۷) و از آزمون عملکرد تحصیلی محقق ساخته استفاده شد. آموزش راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی برای گروه آزمایش به مدت دو ماه و طی ۱۶ جلسه ۳۵ دقیقه ای اجرا شد و از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. در این مدت برای گروه گواه هیچ آموزشی اعمال نشد. داده ها با روشهای آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره و نرم افزار SPSS24 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که آموزش به شیوه راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی سبب افزایش خودنظم دهی تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی شده است. (0.001> F =12.57,P). در نتیجه می توان از راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی به عنوان بخشی از برنامه های آموزشی کاربردی در جهت افزایش پیشرفت تحصیلی و بهبود خودنظم دهی تحصیلی دانش آموزان در عرصه تعلیم و تربیت استفاده کرد.
۱۲.

تأثیر یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی دانش آموزان در درس تفکر و پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۶
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر یادگیری معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان پایه ششم در درس تفکر و پژوهش بود. روش پژوهش تجربی و طرح پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان پایه ششم شهرستان ملایر در سال تحصیلی 1400- 1399 بودند که از میان آنها، 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. با توجه به طرح پژوهش، برای گرد آوری داده ها پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003) با ضریب پایایی 0/68، ابتدا به عنوان پیش آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت روش آموزشی یادگیری معکوس و گروه گواه تحت روش آموزشی سنتی در درس تفکر و پژوهش قرار گرفتند. پس از پایان جلسات، برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیری) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که میان دو گروه از لحاظ متغیر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های آن تفاوت معنا دار وجود دارد. به عبارت دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش بر گرایش به تفکر انتقادی و خرده مؤلفه های درگیری ذهنی، بلوغ شناختی و خلاقیت دانش آموزان تأثیری معنادار داشته است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش به روش یادگیری معکوس در درس تفکر و پژوهش می تواند فرصتی مناسب برای تقویت گرایش به تفکر انتقادی دانش آموزان فراهم کند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۲۳