ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۰۸۱ تا ۱۱٬۱۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۱۰۸۱.

شناسایی و تببین شاخص های مؤثر بر برندسازی کسب و کار خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۳
هدف تحقیق، شناسایی و سطح بندی شاخص های مؤثر بر برندسازی کسب وکارهای خانوادگی است. تحقیق از منظر هدف، کاربردی و از منظر روش، به صورت آمیخته است. مشارکت کنندگان در بخش اول (کیفی)، صاحب نظران، اساتید دانشگاه در حوزه پژوهش و مدیران کسب وکارهای خانوادگی بودند و در بخش دوم (کمی)، مدیران و کارمندهای باسابقه از جمله پاسخ دهندگان سؤالات پرسشنامه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش اول، مبتنی بر مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش دوم، پرسشنامه بوده است. روش تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله اول، مبتنی بر مرور نظام مند مبانی نظری و تحلیل مضمون (رویکرد انعکاسی) بوده و در مرحله دوم برای سنجش تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین متغیرها از مدل سازی تفسیری - ساختاری استفاده شده است. بعد از جمع آوری کلیه مقالات این حوزه و همچنین تعداد 8 مصاحبه نیمه ساختاریافته با جامعه هدف، 30 عامل شناسایی و نهایتاً 10 عامل از مبانی نظری و 2 عامل از بخش کیفی در قالب مبانی اصلی برندسازی کسب وکارهای خانوادگی انتخاب شدند که در بخش نهایی نتایج بیان شد که رهبر ماهر، توانایی پذیرش ریسک توسط مدیران و افراد متخصص بالا تأثیرگذارترین عوامل و عوامل پایداری در کیفیت، تعیین قیمت و استفاده از جدیدترین فناوری های تبلیغاتی تأثیرپذیرترین عوامل پژوهش حاضر هستند. نتایج پژوهش حاضر می تواند مبانی جدیدی در جهت تشکیل و ثبات برندسازی کسب وکارهای خانوادگی در کشور فراهم نماید. 
۱۱۰۸۲.

تدوین برنامه درسی هوش اخلاقی کودکان پیش از دبستان براساس نظریه بوربا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف پژوهش حاضر، تدوین برنامه درسی هوش اخلاقی کودکان پیش از دبستان براساس نظریه بوربا است. پژوهش حاضر از بعد هدف، کاربردی و از بعد کمیت، پژوهشی کمی که با روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی است که در مراکز آموزش عالی کشور مشغول به تدریس می باشند (510 نفر) است که اسامی آن ها از طریق سایت وزارت علوم و تحقیقات و فناوری کشور مشخص شد. و 200 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند ( کسانی که در حوزه هوش اخلاقی کار تحقیقاتی داشتند و کسانی حوزه علاقه انها کودک بود) انتخاب شده اند و تعداد 180 نفر به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن 85% به دست آمد. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 98% به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در سطح آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS و روش الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار 23 AMOS انجام گرفت. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان می دهد که ضرایب استاندارد میزان سنجش برنامه درسی هوش اخلاقی به وسیله اهداف، محتوا، فرایند یاددهی- یادگیری و ارزشیابی به ترتیب برابر با 72/0، 94/0، 76/0، و 90/0 است و چون سطح معناداری برابر 001/0 کوچک تر از سطح معنا داری 05/0=α است. بنابراین قدرت رابطه بین عامل (برنامه درسی هوش اخلاقی) و مؤلفه های قابل مشاهده که هرکدام از این مؤلفه ها خود براساس نظریه بوربا دارای هفت زیر مؤلفه می باشند، سنجیده شده اند دارای وضعیت خیلی مطلوب است.
۱۱۰۸۳.

پیوند دین و سیاست در عصر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
امپراطوری ساسانی از جهت این که هم از یک سو مدعی میراثِ دینی زرتشتی بود و هم از سویی دیگر بر سر هژمونی در جهان باستان با رقیب قدرتمندی همچون امپراطوری رُم در جدالی و ستیزی دائمی بود، لذا الگوی خاصی از نسبت دین و سیاست را دنبال می کرد تا پاسخگوی شرایط و نیازمندیهایش باشد. این مقاله برای بررسی ابعادی از این موضوع پرسش اصلی خود را درباره پیوند دین و سیاست در عصر ساسانی طرح کرده است. فرضیه مقاله آن بوده که هر الگویی از قدرت با شکلی از نظام باورها ارتباط دارد که مبانی تبیینی و توجیهی آن را فراهم می کند. یافته های تحقیق نشان داده است که وحدتِ دین و سیاست در عصر ساسانی یکی از مبانی اصلی نظام گفتمانی این امپراطوری بوده است که بسیاری از وقایع تاریخی این دوره را به واسطه این مبنای گفتمانی می توان توضیح داد. روش مقاله تحلیل گفتمانِ فوکویی بوده و شیوه جمع آوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی بوده است.
۱۱۰۸۴.

أثر التعليم عن بعد القائم على مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ في تطوير مةارة المحادثة العربية لطلبة البكالوريوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
الإقبال المتزاید على التعلیم فی البیئه الافتراضیه، یتطلب ضروره الاهتمام بها، على ضوء متطلبات التربیه والتعلیم الحالیه التی ترکز على تنمیه المهارات المیتامعرفیه والاهتمام بتعلم الدماغ الطبیعی وتفعیل کلا جانبی الدماغ، کعنصر مهم فی التعلیم والتعلم. انطلاقاً من ذلک، یستهدف هذا البحث توظیف مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ، والتی ترکز على عمل الدماغ والمؤثرات فی التعلم الطبیعی للدماغ، کالإستراتیجیات التعلیمیه والمناهج الدراسیه والمحتوى والعوامل البیئیه فی صفوف الأونلاین لمهاره المحادثه العربیه، لتکشف عن مدى فاعلیه هذه المبادئ فی تطویر مهاره المحادثه فی البیئه الافتراضه. استخدم البحث المنهج شبه التجریبی بالمجموعتین الضابطه والتجریبیه، وخطه الاختبار القبلی والبعدی. المجتمع الإحصائی تکوّن من طلبه اللغه العربیه وآدابها فی الفصل الجامعی الأول لماده المحادثه العربیه بجامعات طهران. تم سحب العینات من المجتمع عشوائیاً، فتکونت من 3۴ طالبه فی الفصل الأول لمرحله البکالوریوس، سنه 2022م، بجامعه الخوارزمی الحکومیه نموذجاً. تم تقسیم العینه إلى المجموعتین الضابطه 17 طالبه، والمجموعه التجریبیه 17 طالبه، على طریقه أخذ العینات العشوائیه، ترکیزاً على أرقامهم الطلابیه. تم تحلیل البیانات الحاصله من الاختبارین القبلی والبعدی عبر البرنامج الإحصائی (spss). من أجل تقدیر وتعمیم النتائج الحاصله من حجم العینه على المجتمع الإحصائی، وکذلک تقییم بیانات البحث ودراسه السؤال المطروح، تم استخدام تحلیل التباین المشترک أو اختبار المقاییس المتکرره (GLMRM). تشیر النتائج إلى التأثیر ذی المعنى لمبادئ وطرق ثلاثه التعلم المستند إلى الدماغ فی صفوف الأونلاین لمهاره التحدث العربی. نسبه تأثیر التعلم المستند إلى الدماغ لمهاره التحدث فی المجموعه التجریبیه، تساوی 80%، مما یعنی أنه هناک فروق کبیره بین المجموعتین، حیث لوحظ تطور کبیر فی مهارات التکلم بالعربی، والطلاقه، والمقدره التواصلیه، والمهارات الاجتماعیه التی تعد من مؤکدات التعلم المستند إلى الدماغ.
۱۱۰۸۵.

تحليل الانزياح الدلالي في دعاء أبي حمزة الثمالي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۹
تشکّل ظاهره الانزیاح أحد الأرکان الأساسیه فی میدان الدراسات الأسلوبیه الحدیثه، حیث تتسم بدورها الممیز کعامل تمییز للخطاب الأدبی. تلعب هذه الظاهره دوراً بارزاً فی جذب انتباه القارئ والتأثیر العمیق علیه. یُعَدُّ دعاء أبی حمزه الثمالی کنموذج، یمثّل الانزیاح بشکل بارز، حیث تتحرک دلالاته عن معانیها المألوفه، وتختفی الدلالات الاعتیادیه، لتستبدل بمعانٍ جدیده وغیر تقلیدیه. تهدف هذه المقاله، بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی، إلى استکشاف ظاهره الانزیاح الدلالی فی دعاء أبی حمزه الثمالی، من خلال الترکیبات المجازیه، والاستعاریه، والکنائیه. یتناول البحث استکشاف أغوار هذا الدعاء الشریف، بهدف کشف النقاب عن الجوانب الفنیه والإبداعیه المتنوعه التی یتضمّنها. أظهرت الدراسه نتائج، تشیر إلى أنَّ المجاز والاستعاره یعتبران من الوسائل البیانیه الرئیسه فی دعاء أبی حمزه الثمالی. ویتضح أنَّ للانزیاح الدلالی تأثیراً فاعلاً فی تعزیز جمالیه الدعاء والمساهمه فی تقدیمه بطریقه فنیه وتشکیله بشکل متنوع دلالی کبیر. یعمل هذا الدعاء، من خلال استخدام أشکال الانزیاح الدلالی، کالمجاز، والاستعاره، والکنایه، على جذب انتباه المتلقی والتأثیر فیه، مما یُسهم فی ترسیخه فی ذهنه بشکل فعّال.
۱۱۰۸۶.

الإحالة النصية كعنصر اتساقي في خطب الإمام الباقر (ع) في ضوء نظرية حسن وهاليداي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۱
تعدّ الإحاله من العناصر الرئیسه فی تماسک النصوص، خاصه الأدبیه منها فی اللسانیات النصیه، وتلعب دوراً تواصلیاً مشترکاً بین الکاتب والقارئ؛ لأنّها تقیم علاقات دلالیه وشکلیه بین الجمل المتتالیه، غیر أنها لیست أداه لغویه، تأتی للربط بین أجزاء الکلام فحسب، وإنّما تشکّل بناء تصوّر إدراکی لدى المتلقّی. هذه المسأله قد لفتت انتباه دارسی اللغه، خاصه هالیدای وحسن. فاهتمّوا بدراسه الروابط النصیه کجسر تواصلی بین أجزاء النصّ المتباعده والربط بین تلک الأجزاء ربطاً واضحاً، مثل: الضمائر، والموصولات، وأسماء الإشاره، وغیرها. وبالعوده إلى خطب الإمام الباقر (8)، نرى أنّ الأدوات النصیه فیها جاءت بشکل متمیّز، حیث لا تکاد تخلو منها جمله، ممّا یتطلب تسلیط الضوء علىها، والکشف عن أثرها فی تماسک خطبه. تهدف هذه الورقه البحثیه، بمنهجها الوصفی التحلیلی، إلى قراءه الإحالات النصیه فی خطب الإمام الباقر (8)، وفق نظریه حسن وهالیدای، لتقدّم عوناً للباحثین الذین یرغبون فی فهم خطبه. وفی نهایه المطاف، توصّلت الدراسه إلى بعض نتائج، منها: أنّ الإحالات عند الإمام الباقر (8)، تنقسم إلى: الإحاله النصیه قبلیه، وبعدیه؛ والأدوات الإحالیه هی: الضمیر، واسم الإشاره، واسم الموصول، وأدوات المقارنه؛ وذلک یعود للاضطرابات التی لوحظت فی الوضع السیاسی والاجتماعی، خاصه فی العقدین الأخیرین من حیاه الإمام (8)، حیث انتقلت السلطه من أسره إلى أخرى، ورافقت ذلک اضطرابات. کما اتّضح أن الإمام الباقر (8)، استخدم الإحاله القبلیه کثیراً فی خطبه أکثر بکثیر، مقارنه بالإحاله البعدیه.
۱۱۰۸۷.

کارکردهای زیبایی شناسانه جملات معترضه در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۷
زمینه: عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا، تنها درپی روایت تاریخ نیست و اغلب بیان کوتاه، ساده و مستقیمی را که در گزارش های تاریخی رایج است، فرونهاده و از ترفندها و آرایه های ادبی که از زبان آشنایی زدایی می کنند، بهره می جوید تا علاوه بر لذّت آفرینی، به القای غیرمستقیم برخی از حقایق بپردازد. یکی از ابزارهای مهم او در این امر، استفاده از جملات معترضه است که به عنوان شگردی زبانی در ساخت نثر تاریخ جهانگشا و انتقال بهتر مفاهیم و برخی از ظرایف زیبایی شناختی متن، نقشی ویژه دارد و البتّه نویسندگان نثر فنّی، جملات معترضه را برای ابراز هنر در فنّ نویسندگی و به منظور تبیین مفاهیم، بیان دیدگاه ها و تزیین عبارات به کارگرفته اند. روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین کارکردهای زیبایی شناسانه این جملات در بلاغت و صنعت پردازی، تقویت موسیقی کلام و حمایت از معنا در تاریخ جهانگشا و همچنین شناخت مناسبات این کارکردها با موضوعات متنی پرداخته است.  یافته ها: یافته های پژوهش، حاکی از آن است که جملات معترضه از منظر زیبایی شناسی در آفرینش و تقویت تصاویر و عملکرد آن ها در متن، ایجاد موسیقی کلام و انتقال بهتر احساس و عاطفه، نقش مهمّی دارند و بستر مناسبی را برای توصیفات مؤلّف و آمیختگی و آراستگی متن با آیات، روایات، عبارات عربی و دیگر ترفند های بیانی و بدیعی فراهم کرده اند . به علاوه بیشتر واژگان موجود در این جملات نیز به منظور شکل گیری تناسب و تجانس لفظی و معنوی با سایر عبارات جهانگشا انتخاب شده اند.
۱۱۰۸۸.

منشاء قدرت از دیدگاه فارابی و ابن خلدون و رابطه آن با مشروعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی منشأ قدرت سیاسی از دیدگاه دو اندیشمند برجسته دوره میانه، یعنی فارابی و ابن خلدون، و تبیین رابطه آن با مفهوم مشروعیت است. این تحقیق بر آن است تا به پرسش های اساسی در این زمینه پاسخ دهد که قدرت سیاسی از نظر هر یک از این متفکران بر چه پایه ای استوار است و عقل، اراده، و دین در شکل گیری آن چه جایگاهی دارند. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای انجام شده است. در این روش، آثار فلسفی، اجتماعی و سیاسی فارابی و ابن خلدون مورد بررسی و تحلیل تطبیقی قرار گرفته تا تفاوت ها و شباهت های دیدگاه آنان در خصوص منشأ قدرت و نسبت آن با مشروعیت تبیین شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که فارابی منشأ قدرت را در عقل و دانش می داند و آن را در قالب مفاهیم «تمکن» و «تحفظ» مطرح می سازد. وی قدرت را دارای دو مرتبه «مطلقه» و «ناقصه» می داند و قدرت حقیقی را از آنِ خداوند می شمارد که از طریق فیلسوفِ نبی و جانشینان او بر جامعه اعمال می شود. در مقابل، ابن خلدون منشأ قدرت را در دو بعد اجتماعی و دینی تحلیل می کند و آن را در مفهوم «عصبیت» خلاصه می داند. وی عصبیت قومی را نسبت به عصبیت دینی برتر می شمارد و بر نقش اراده و نیروی جمعی در تکوین قدرت سیاسی تأکید می کند. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان می دهد که تفاوت اساسی میان دیدگاه فارابی و ابن خلدون در تقدم عقل یا اراده به عنوان سرچشمه قدرت است. فارابی قدرت را ناشی از عقل و معرفت الهی می داند که مشروعیت خود را از اتصال به وحی و نبوت می گیرد، در حالی که ابن خلدون مشروعیت را نه در عقل بلکه در واقعیت اجتماعی و عصبیت می جوید. بر این اساس، می توان گفت که فارابی به مشروعیت الهی و عقلانی و ابن خلدون به مشروعیت اجتماعی و تاریخی تأکید دارد.
۱۱۰۸۹.

تحلیل مقایسه ای مختصات انسان آرمانی در عرفان جلال الدین بلخی و آرانا کاستانیدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۰
انسان آرمانی مهم ترین آموزه انسان شناسانه ای است که محور آرا و اندیشه های ادیان و مکاتب مختلف قرار گرفته است. در اسلام عارف بزرگ قرن ششم قمری، جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی، انسان آرمانی را دارای ویژگی هایی می داند که در دوره های بعد در میان بسیاری از جریان های معنوی امتداد یافت. مولوی انسان آرمانی را کیمیای کمیابی می داند که واسطه حق و خلق و مظهر تام حق، دارای قلب وسیع، سخاوت مند، عاقبت اندیش، برخوردار از ظرفیت پذیرش اسرار نهان، عشق به حق، سایه یزدان، محرم اسرار و فارغ از تعلقات دنیوی است. این در حالی است که آرانا کاستانیِدا معروف به کاستاندا به عنوان یکی از عناصر گفتمان ساز معنویت در جهان، با نگرش های آمیزه ای از ادیان مختلف، انسان آرمانی را برخوردار از ویژگی هایی چون عقل ستیزی، جنگجویی و استفاده از مواد روان گردان و بی اهمیت دانستن همه چیز می داند که نتیجه آن انسانی بدون تعبد از فرامین خدا و رسولان الهی است؛ انسان آرمانی کاستاندا انسانی طبیعت گرا و دارای مشخصه های سرخ پوستی است که خودکامگی، اتحاد با روح جهان، پوچ انگاری و... از مهم ترین شاخصه های اوست؛ اما انسان آرمانی مولوی انسانی است که صبغه ملکوتی دارد، واسطه فیض است، عقل را مهم می شمرد، حق مدار است و به حق تعالی عشق می ورزد.
۱۱۰۹۰.

نقدی تاریخی بر تبارشناسی سهروردی از آموزه بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۲
سهروردی آموزه «بازگشت جاودانه» را به فلسفه های باستانیِ بابِل، هند، ایران، یونان، و مصر نسبت می دهد؛ و ادّعا می کند که خود دلیلی برایش بریافته است. آیا آن انتساب ها درست اند؟ و آیا این دلیل هیچ سابقه ای ندارد؟ «بازگشت جاودانه» در تمدّن مصر و بابِل یافت نمی شود، ولی دو آموزه دیگر سال بزرگ، و سیل و حریق جهان گیر را می توان در تمدّن بابِل یافت که بعدها به دست فیثاغورسیان با آموزه بازگشت جاودانه گره می خورد. در آیین زرتشت هم این آموزه وجود ندارد، ولی یک نگرش چرخه وار به تاریخ از آن قابل برداشت است که احتمالاً فیثاغورسیان آن را برگرفته و با افزودن مفاهیم «تکرار» و «عدم تناهی»، آموزه بازگشت جاودانه را برساخته اند. اندیشه هند باستان آشکارا دربردارنده این آموزه است. ولی در مورد یونان باستان باید قائل به تفکیک شد. آناکسیماندر، فیثاغورسیان، امپدوکلس، رواقیان، و فلوطین قطعاً به تقریری از این آموزه باور داشته اند. ولی هراکلیتوس معلوم نیست که به آن معتقد بوده؛ اتم باوران بیشتر به جهان های نامتناهیِ موازی باورمنده بوده اند، تا متوالی؛ افلاطون به وجودِ تنها یک جهان باور داشته؛ و ارسطو تنها در صورتی می توان پذیرفت که معتقد به بازگشت جاودانه بوده است که صحت انتساب رساله پرسمان ها به او اثبات شود. و امّا گوهره دلیل سهروردی نیز در انئادها ی فلوطین پیدا می شود، اگرچه می توان پذیرفت که جزئیّات آن افزوده سهروردی ست.
۱۱۰۹۱.

پدیدارشناسی درد در دازاین مؤنث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
In his philosophy, Heidegger uses the term Dasein to refer to a being for whom Being is a fundamental issue, existing in a pre-understanding of Being that is neither clear nor fully defined. Heidegger’s Dasein stands in contrast to the history of traditional philosophy and the Cartesian dualism, not as a subject opposed to an object, but as a being-in-the-world, embodied, and, as Merleau-Ponty puts it, the body is the medium through which it is related to the world. However, this is not the end of the story, as the issue of gendered Dasein arises at this historical moment. Derrida and scholars in the field of gender phenomenology, continuing Heidegger’s thought and critiquing it, argue that gender is an ontological characteristic of Dasein. This paper aims to offer a phenomenological description of feminine Dasein’s understanding of Being, viewed through her constant and daily encounter with pain. In this way, the study, after describing the ordinary and recurring experience of pain in feminine Dasein, examines Heidegger’s interpretations of Georg Trakl’s poetry. Pain is understood not merely as a biological, psychological, or metaphysical event, but in a fundamental relationship with Being itself.
۱۱۰۹۲.

نقد مثبت روش شناسانه دین پژوهی شریعتی: جامعه شناسی دین یا جامعه شناسی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۶
مقدمه: علی شریعتی (1312-1356) به عنوان یکی از متفکران مسلمان معاصر، یکی از پُرکارترین اندیشمندان حوزه دین پژوهی است. بررسی آرای شریعتی از منظر جامعه شناسی ازآن رو ضرورت و اهمیت دارد که معمولاً در سرفصل برخی دروس رشته جامعه شناسی که در گروه های علوم اجتماعی دانشگاه های داخل کشور تدریس می شود، همچون نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان، جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی دین، رویکرد شریعتی جزء مباحث مطرح است؛ اما همواره با توجه به مسائلی ازجمله سابقه تحصیلی و مدرک دکترای وی، این سؤال پیش کشیده می شود که آیا مشخصاً می توان دیدگاه شریعتی را به عنوان یک دیدگاه جامعه شناسانه پذیرفت یا خیر؟ وجه تمایز میان «نظریه جامعه شناختی» و «نظریه اجتماعی» رشد نظریات جامعه شناختی در درون رشته جامعه شناسی دانشگاهی و مبتنی بر روش تحقیق علمی، نسبت به نظریات اجتماعی است که گروه اخیر در بیرون از رشته جامعه شناسی و بیشتر در قالب موضع گیری های نظری طرح شده اند. با عنایت به این تمایز، می توان این پرسش اصلی را مطرح کرد که آیا نظریات شریعتی از روش علمی جامعه شناسانه بهره برده اند و بنابراین، نظریه جامعه شناختی محسوب می شوند، یا اینکه تنها حاوی رویکردی اجتماعی به مسائل جامعه ایران و اسلام (به ویژه مباحث دینی و مذهبی) هستند؟ و نیز این پرسش فرعی که اگر رویکرد دین پژوهی وی با توجه به روش شناسی او، «جامعه شناختی» است، در آن صورت ذیل کدام یک از حوزه های جامعه شناسی دین یا جامعه شناسی تاریخی محسوب می شود؟ هدف مطالعه حاضر آن بوده که با تحلیل و بررسی مهم ترین متون دین پژوهی شریعتی، نقدی مثبت از هسته نظری و روش شناختی رویکرد وی ارائه، و ظرفیت های مثبت و جنبه های کاربردی روش شناسانه وی را شناسایی نماییم. روش تحقیق: در مطالعه حاضر با استفاده از روش پژوهش اسنادی، مهم ترین متون دین پژوهی شریعتی که در آنها به طور مشخص از رویکرد و روش خود در مطالعه دین سخن گفته است (همچون اسلام شناسی، ایدئولوژی و تمدن و... ) را به شیوه هدفمند و نظری به عنوان نمونه انتخاب نموده و محتوا، مفاهیم برجسته و رئوس اصلی آنها را فیش برداری و با مبانی جامعه شناسی دین و جامعه شناسی تاریخی مقایسه کرده ایم تا بتوانیم ظرفیت های مثبت روش شناسانه رویکرد دین پژوهی وی را شناسایی نماییم. نتایج: در خوانش آثار شریعتی واضح است که او با نظریات بنیان گذاران جامعه شناسی همچون دورکیم، وبر و مارکس با وجود برخی تفاسیر و برداشت های اشتباهش از آنها، آشنا بوده و در طرح مباحث خودش از رویکردهای آنها بارها بهره برده و حتی به تلفیق و گاه انتقاد از آنها به ویژه از رویکرد مارکس در بحث زیربنا / روبنا دست زده است. با توجه به اینکه تمرکز اصلی او بر تحلیل تاریخی دین اسلام با هدف برساختن تز اصلی خودش یعنی «بازگشت به خویشتن» بوده است، از روش خاصی تحت عنوان یک مخروط استفاده کرده و به صورت روشمند تاریخ تحول دین مسیحی در اروپا و دین اسلام در غرب آسیا را بررسی و مقایسه نموده است. بر همین اساس با عنایت به روشمند بودن مطالعه وی می توان یافته هایش را، که حاصل مقایسه تطبیقی و استفاده از روش تحلیل جامعه شناسانه بوده است، رویکردی جامعه شناختی دانست. بحث و نتیجه گیری: میان جامعه شناسی دین و جامعه شناسی دینی تمایز عمده ای وجود دارد. جامعه شناسی دین علمی است که در آن دین به عنوان یک پدیده و نهاد اجتماعی مورد بررسی جامعه شناختی قرار می گیرد؛ اما جامعه شناسی دینی علمی است که از مبانی متافیزیکی دین برای تحلیل پدیده های اجتماعی کمک می گیرد. درحالی که آنچه از رویکرد دین پژوهی شریعتی برمی آید، نشان دهنده آن است که رویکرد وی جامعه شناسی دین نیست؛ بلکه در بهترین حالت نوعی جامعه شناسی دینی است؛ زیرا او سعی نموده است برخی از مفاهیم و پدیده های مطرح زمان خودش همچون دموکراسی و مردم سالاری را با مفاهیم سنتی دین اسلام توضیح دهد. او به چگونگی شکل گیری دین و یا به طورخاص دین اسلام نپرداخته است؛ بلکه از عناصر سنتی دین اسلام برای تحلیل مسائل روز جامعه خودش استفاده نموده است و به طور اخص، مذهب شیعه را بدین منظور به کار برده است و عناصر مهم آن همچون امت، امامت، شهادت، انتظار و... را به تناسب نیازهای جامعه زمانه خودش بروزرسانی کرده است. ازسوی دیگر، اگرچه او چنین متذکر می شود: «در اینجا بگویم که من دارم جامعه شناسی دین می گویم و مرادم از توحید، توحید در تاریخ و در جامعه است و نه آنچه در کتاب و در حقیقت است»، اما رویکرد وی به هیچ عنوان برمبنای الحاد روش شناختی بنا نشده است؛ بلکه برعکس، تعریف او از انسان به عنوان سرآغاز بحثش شامل دوگانه «خدا - لجن» است که این دوگانه دیالکتیکی را در سایر عناصر نظریه خود همچون جامعه و تاریخ نیز به کار می برد و نظریه را بر همین مبنا طرح می کند و پیش می برد. اساساً نظریه او که مدلی است برای «انسان ایدئال شدن» و رسیدن به انسان ایدئال و جامعه ایدئال، یک «انسانِ خدایی» را در نظر دارد که به نهایت تعالی رسیده است. در تحلیل ادیان بدوی نیز شریعتی تنها به تبعیت از دورکیم، که دین را تجلی روح یگانه جمعی می داند، از رویکرد دورکیم برای تأیید تز خود یعنی «توحید سرآغاز بینش مذهبی» بهره برده است، وگرنه شریعتی در اینجا همچنان وجود و حضور خدای واحد را مدنظر داشته و تنها به بررسی جلوه های بشری آن، آن هم به منظور اثبات این موضوع پرداخته است که اینها تنها تجلی همان خدای واحد هستند. به دیگرسخن، او از یک «تأیید جامعه شناسانه» برای تز خودش بهره برده است؛ همان کاری که در روش تحقیق کیفی معمول است و نظریه پردازان کیفی، نظریات داده بنیاد خود را با استفاده از تطبیق با رویکردهای نظری موجود به تأیید می رسانند. بنابراین، می توان گفت: رویکرد دین پژوهی شریعتی، جامعه شناسی دین نیست؛ بلکه جامعه شناسی دینی است که با حساسیت بیشتر می توان گفت: یک جامعه شناسی مذهبی (و نه جامعه شناسی مذهب) است. ازسوی دیگر، از منظر جامعه شناسی تاریخی آنچه در رویکرد دین پژوهی شریعتی شاهد هستیم، نه تنها استفاده از داده های تاریخی (فارغ از اعتبار آنها)، بلکه ابداع یک روش تطبیقی و استفاده از آن برای تحلیل پدیده های تاریخی همچون تحولات اجتماعی است. شریعتی از یک مدل مخروطی برای تشخیص مهم ترین عناصر هر دوره تاریخی در تحولات غرب استفاده نموده و هدف او از این تطبیق به قول خودش این است که: «برای تقلید آگاهانه، یعنی شناخت دقیق مراحل تحول تاریخی غرب، باید تاریخ آن را دوره بندی کرد و تحولات را درک کرد تا بتوان روح حاکم بر هر دوره و تیپ فرهنگی هر دوره را تشخیص داد» (شریعتی، 1336، ص85). او در نتیجه تطبیق خود می نویسد: «بودن در قرن بیستم، غیر از زندگی کردن در قرن بیستم است. اول باید قرن خود را کشف بکنیم [ازطریق تطبیق با دوره های تحول غرب] بعد می توانیم از روشنفکرهای قرن مشابه خودمان در اروپا درس بگیریم. من معتقدم که وضع فعلی ما شبیه وضع اروپای قرن سیزدهم و چهاردهم است؛ یعنی اواخر قرون وسطی و اوایل قرون جدید، دوره انتقال از فئودالیته، دوره انتقال از مذهب سنتی به بورژوازی» (همان، ص167). بنابراین، شریعتی در رویکرد خود نه تنها از تحلیل های جامعه شناسانه بهره برده و به موازات آن از داده های تاریخی استفاده کرده است، بلکه روشی را به طورخاص به منظور تطبیق دوره های تاریخی ابداع نموده است که می توان از این روش در پژوهش های تاریخی - تطبیقی استفاده کرد و به وسیله آن عناصر مهم هر دوره و فرآیند تحولات تاریخی را شناسایی نمود که این روش امکان مقایسه و تطبیق را برای محقق فراهم می کند. پس به طورکلی، می توان گفت: رویکرد دین پژوهی شریعتی را می توان ذیل جامعه شناسی تاریخی به شمار آورد و از آن بهره برد.   شکل 1: مخروط ابداعی شریعتی برگرفته از متن کتاب ایدئولوژی و تمدن تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.  
۱۱۰۹۳.

منابع و روش بهرام بن مردانشاه در ذکر سال شمار شاهان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۳
یکی از منابع حمزه اصفهانی، تاریخ ملوک بنی ساسان نوشته بهرام بن مردانشاه، موبد کوره شاپور از ولایت فارس بوده است. به گفته بهرام موبد، او بیش از بیست نسخه از کتاب خدای نامه را فراهم آورده است تا با مقایسه آنها سال شمار پادشاهان ایران را اصلاح کند. درباره منابع و روش بهرام موبد دو دیدگاه مختلف وجود دارد: گروهی از پژوهشگران بر این باورند که موبد با گردآوری و مقایسه نسخه های خدای نامه ، سال شمار شاهان ایران را اصلاح کرده است. در مقابل، برخی پژوهشگران منابع موبد را کتاب های سیر ملوک الفرس می دانند و معتقدند که اصلاحات او با مقایسه سیر الملوک ها صورت گرفته است. با درنظرگرفتن این دو دیدگاه، این پرسش مطرح می شود که منابع و روش بهرام پسر مردانشاه در ذکر سال شمار شاهان ایران چه بوده است؟ موبد چه اصلاحاتی در کتاب تاریخ ملوک بنی ساسان اعمال کرده که حمزه اصفهانی روش او را «اصلاح» خوانده است؟ این مقاله به روش تحلیل اسناد سال شمارهای پادشاهان ایران (به ویژه پادشاهان ساسانی) در گفته های بهرام موبد را با کتاب های تاریخی (نوشته شده تا سال 400ق.) مقایسه کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روایت بهرام موبد، یعقوبی و طبری در یک گروه قرار می گیرد. روایت این گروه نیز به سال شمارهای آگاثیاس نزدیک است؛ ازاین رو می توان نتیجه گرفت که به احتمال فراوان روایت بهرام موبد، یعقوبی و طبری ریشه در خدای نامه دوره خسرو انوشیروان داشته است؛ اثری که تا دوره اسلامی نسخه برداری و بازنویسی شده و نقش مهمی در انتقال تاریخ پادشاهان ایران داشته است.
۱۱۰۹۴.

تکاپوی شاعران عصر مشروطه برای نوآوری در تصویر شعری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۷
دوره مشروطه را می توان میراث دار تغییر و تحوّلات شگرف در جمیع ابعاد  فکری، اجتماعی، سیاسی و ادبی ایران دانست. این دوره، آبستن نوآوری ها در جمیع جهات بوده و شعر نیز از این نوآوری ها برکنار نمانده و تغییرات و نوآوری های مهمّی را به خود دیده است. نوآوری در فکر و مضمون و موضوع و زبان شعر،که نویسندگان و پژوهشگران عرصه ادبیات بسیار به آن پرداخته اند. در این میانه، تلاش و تکاپوی شاعران مشروطه برای نوگرایی تصویری، هر چند قابل مقایسه با نوآوری در دیگر جهات نبوده، ولی در اشعار این شاعران دیده می شود که چندان به آن توجّه نشده و مغفول مانده است. پژوهش حاضر با جست وجویی در منابع، خاستگاه ها و عوامل دخیل در تصویرسازی این شاعران، نوگرایی در شعر این شاعران را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. عواملی چون ذهنیّت سیاسی و جهان نگری خاصّ این شاعران، پدیده های نوظهور، مشاغل و حرفه های جدید،نگاهی نو و فردیّت گرایانه به طبیعت، باریک بینی و نازک خیالی و وقایع زمانه این شاعران  که سبب نوگرایی تصویری این شاعران بوده اند. مجموعه این عوامل و دخالت شان در نوگرایی تصویری با روشی توصیفی تحلیلی مورد  بحث قرار گرفته و نتیجه پژوهش حاضر نشان از تلاش و تکاپوی این شاعران در ارائه  صورت های نو خیال دارد. ذهنیّت سیاسی اجتماعی این شاعران و بازتاب آن در تصاویر سبب نوگرایی در تصویر شعری است. تولیدات و رهاوردهای صنعتی جدید و پدیده های نوظهور نیز طرف تشبیه در شعر این شاعران قرار می گیرد که در دسترس گذشتگان نبوده اند. تجارب خاصّی که این شاعران با مشاغل جدید داشتند در آیینه تصاویر شعری شان منعکس شده و خاستگاهی برای تصاویر نو می گردد. نگاه نو به طبیعت با تکیه بر تجربه گرایی، فردیّت گرایی و عینیّت گرایی، خلق تصاویر نو با خاستگاه طبیعت را سبب می شود. دقّت و باریک بینی در ویژگی های حیات انسانی زمانه این شاعران و وقایع تاریخی زمانه شان نیز عاملی دیگر در نوگرایی تصویری اینان است.
۱۱۰۹۵.

چگونگی کاربرد نشانه های بینامتنی از دیدگاه ژنت در داستان گفت و گوی جادوگر بزرگ با ملکه ی جزیره ی رنگ ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۹۱
داستان، آغاز یک گفت وگو است و شاید ادامه ی گفت وگوهایی که سال ها و گاه قرن ها پیش آغاز شده اند. تردیدی در حضور آگاهانه و ناخودآگاه متون در یکدیگر نیست. بینامتنیت، عنصر جدایی ناپذیر دنیای داستان است. در داستان بررسی شده در این پژوهش، با انبوهی از عناصر بینامتنی رو به رو هستیم که در ساختار داستان با رویکردی ویژه جای گرفته اند. این پژوهش در پی آن است که به این پرسش ها پاسخ دهد که باتوجه به فرم گراییِ خانیان و شگردهای او در کارکرد نشانه های بینامتنی، این ویژگی در این داستان چگونه به کار گرفته شده و در ساختار آنچه جایگاهی دارد؟ و آیا می توان بینامتنیت را در گستره ی گفتمان های درون این داستان، بررسی کرد و به نگاهی ویژه در کارکرد بینامتنیت رسید؟ براساس یافته های این پژوهش که به شیوه ی استقرایی انجام شده است، عناصر بینامتنی در ساختار اصلی این داستان حضور دارند و بدون آن ها طرح اصلی داستان، ناتمام می ماند. نویسنده، عناصر بینامتنی را از زاویه ی دید خود و با هویتی تازه، تاحدی که به نوعی بازآفرینی نزدیک می شود، وارد دنیای برساخته ی داستان کرده است. نشانه های بینامتنی در این رمان، وجهه ی دراماتیک و کنش گر دارند. شخصیت ها، داستان ها، نقاشی ها و هرآنچه دنیای بینامتنی این اثر را می سازند، به هستی و گاه هویتی تازه در کنار شخصیت های درون متن رسیده اند.    
۱۱۰۹۶.

اثرگذاری شگردهای روایی در تعامل با مخاطب و بهبود کیفیت القای مفاهیم آموزشی و تربیتی در داستان قلب زیبای بابور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۷
ادبیات کودک و نوجوان، افزون بر ایجاد لذت و سرگرمی، ارتقای ذهنی و تفکر انتقادی خواننده موجب می شود. جمشید خانیان از نویسندگان برجسته ی ادبیات کودک و نوجوان در ایران با بهره گیری از شگردها و تکنیک های روز نویسندگی در آثار خود به انتقال و القای مفاهیم آموزشی و تربیتی کودک و نوجوان کمک کرده است. در این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی به شگردهای داستانی برای آموزش و تربیت مخاطبان در داستان قلب زیبای بابور از این نویسنده پرداخته شده است. بررسی ها نشان می دهد در این داستان، ابتدا با بهره گیری از عناصر گوناگون چون گفت وگو با مخاطب، بالابردن اعتمادبه نفسِ او و اظهارنظر بدون قطعیت، بستری امن، برای آموزش و تربیت مخاطب فراهم شده است. سپس راوی با شگردهای روایی همچون پرسیدن نظر مخاطب، بهره گیری از زمینه های فرهنگی مشترک، رفع ابهام، تأکید، آموزش از طریق نمادها یا مفاهیم متقارن و گاه متضاد، تعلیق و... مخاطب را در تولید و تداوم روایت با خود همراه می کند و مفاهیمی چون: اهمیتِ دانستن و کسبِ آگاهی ، شیرینیِ کنجکاوی، کسب راهکارهایی برای رسیدن به پاسخ پرسش ها، سودمندی راهنمایی گرفتن از بزرگان و مهم تر از همه شگردهای داستان نویسی و... را به مخاطب آموزش می دهد. همچنین چند راوی داشتنِ داستان و آزادی مخاطب برای پیش بینی پایان داستان، بیانگر توجه به مخاطب و شکستن قدرت راوی است. بنابراین خانیان موفق شده است در این اثر داستانیِ تکنیکال، با ایجاد رابطه ای دوسویه بین راوی و مخاطب و سهم دهی به مخاطب، مفاهیم ارزشمندی را آموزش دهد.  
۱۱۰۹۷.

The Transformation of the Hero in ‘Arash’ (by Bahram Beyzai)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۱
Arash , the famous Archer and mythical-historical hero, is a significant absentee from Persian classical poetry, especially Shahnameh . However, in contemporary times, several poets and writers, including Bahram Beyzai, have adopted Arash's narrative. Beyzai creates the most distinctive version of this narrative by offering a modern approach and deconstructing the original narrative. Beyzai's Arash is not the renowned hero and archer but rather a stableman who transforms into a hero without any metaphysical support or physical strength, just by relying on the power of mind and heart. The present study examines the distinctive characteristics of the hero in Beyzai's narrative and, based on Lacan's psychoanalytic theory, analyzes the transformation of Arash from a stableman to a hero. The results show that the most critical differences between Arash in Beyzai's work and the original narrative are: the lack of support from divine forces, lack of extraordinary physical abilities, emphasis on an inner journey rather than an external one, and the focus on the power of heart and mind instead of physical strength. Studying the transformation of Arash's personality based on Lacan's theory shows two stages: the first is Arash's confrontation with the big Other, which separates him from his initial unified perception of the world and turns him into an alienated and split subject. The second and main stage is Arash's victory over the big Other during his symbolic ascent to Mount Alborz. This conquest enables Arash to break through the 'symbolic order' and attain the superior knowledge and power of a hero.
۱۱۰۹۸.

تاملی بر توسعه سیستم های مدیریت کیفیت و نقش آن در بهبود تضمین کیفیت در موسسات آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: این پژوهش درکی مقدماتی از مفهوم کیفیت و سیستم های مدیریت کیفیت را در راستای بهبود نظام تضمین کیفیت ارائه می دهد و در پایان مبادرت به تشریح مولفه های یک سیستم مدیریت کیفیت در جهت کیفیت بخشی در سیستم آموزش عالی کشور می نماید. روش پژوهش: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است. به لحاظ ارائه داده ها روش مورد استفاده کیفی می باشد که از طریق مطالعه اسنادی انجام شده است. جهت مشخص کردن اسناد، از تمامی پژوهش های خارجی مرتبط در زمینه مدیریت کیفیت در بازه زمانی 1950 لغایت 2022 در پایگاه های اطلاعاتی جستجوی نظام مند صورت گرفت. پس از انجام جستجوها، جمعاً 180 مطالعه مورد بررسی قرار گرفت که پس از چندین مرحله غربالگری براساس بررسی تشابه، عنوان و چکیده و محتوای پژوهش، 15 واحد مطالعاتی جهت انجام تحلیل ها، انتخاب شد. در ادامه با بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی ساختاربندی (مایرینگ، 1993)، بعد از مقوله بندی و تفسیر 7 مدل مدیریت کیفیت جهت تحلیل انتخاب شد. یافته ها: یافته ها حاکی از این است که یک سیستم مدیریت کیفیت می بایست قبل از اجرایی شدن با نظام آموزش عالی آن کشور انطباق داده شود و از نظر محتوا و ساختار هم جهت، جامع و یکپارچه در جهت فرآیند و فعالیت های موسسه آموزش عالی مورد نظر باشد؛ همچنین همه ذینفعان باید در سیستم مدیریت کیفیت دانشگاه ها در جهت استمرار کیفیت در نظر گرفته شوند و سیستم مدیریت کیفیت باید در هسته خود مفهوم بهبود مستمر را به جای انطباق و التزام به مقررات داشته باشد و مبادرت به ایجاد فرهنگ کیفیت در موسسه نماید تا اطمینان حاصل شود که کیفیت بخشی در فعالیت ها، باورها و انتظارات روزانه هر یک از کنشگران ایجاد می شود. فلذا تمرکز باید بر تضمین کیفیت درونی باشد. نتیجه گیری: دانشگاه های کشور می بایست استراتژی های خاص خود را منطبق با یک سیستم مدیریت کیفیت سیستماتیک تعبیه نمایند تا بتوانند بر ارائه یک آموزش با کیفیت تمرکز کنند. زیرا آنها بدون کیفیت، قادر به ادامه فعالیت نخواهند بود و در نزد ذینفعان هیچگونه اعتباری نخواهند داشت. پس آنها باید فرهنگ بهبود کیفیت مستمر را در برنامه های خود بگنجانند، تا دانشگاه قادر شود به طور منسجم فعالیت نماید و به ماموریت های مورد نظر خود دست یابد.
۱۱۰۹۹.

ارزیابی عوامل موثر بر آمادگی هوش مصنوعی در خدمات الکترونیک انتظامی بااستفاده از تحلیل اهمیت عملکرد فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: هوش مصنوعی  به عنوان یکی از مهم ترین فناوری های نوین، در حال متحول ساختن شیوه های ارائه خدمات، تعامل با مشتریان و مدیریت داده ها در سازمان هاست. ورود هوش مصنوعی به خدمات الکترونیک دولتی، به ویژه در حوزه هایی مانند خدمات انتظامی، می تواند موجب بهبود کیفیت، سرعت و دقت پاسخ گویی شود. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارزیابی مؤلفه های کلیدی است که بر آمادگی سازمانی برای پذیرش هوش مصنوعی در دفاتر خدمات الکترونیک انتظامی تأثیرگذارند. روش: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، توصیفی پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای مبتنی بر تحلیل اهمیت عملکرد فازی است که به منظور اندازه گیری هم زمان اهمیت و عملکرد شاخص ها طراحی شده است. جامعه آماری شامل ۸۷ نفر از مدیران اجرایی و خبرگان دانشگاهی آشنا با حوزه های هوش مصنوعی و خدمات انتظامی است و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان دهنده وجود عوامل گوناگون برای ارزیابی میزان آمادگی سازمان در بهره مندی از فناوری هوش مصنوعی در سازمان های مختلف بر اساس عوامل فناورانه، زیرساختی، سازمانی، فردی (مشتریان و کارکنان) است. نتایج: نتایج نشان دهنده دسته بندی عوامل موثر بر آمادگی هوش مصنوعی در سازمان فراجا در ۴ ناحیه و لزوم تمرکز بر عوامل انسانی و آموزشی (مرتبط با توانمندسازی سرمایه های انسانی در مواجهه با هوش مصنوعی)، زیرساختی و فرآیندی (برای سازگاری بهتر با تحولات سریع هوش مصنوعی) و منابع مالی (برای پشتیبانی بهتر از عملیات سازمان) در این حوزه می باشند.
۱۱۱۰۰.

بازتاب ایدئولوژی در ترجمه ادبی: تحلیل ترجمهه امیرحسین الهیاری از رمان «القندس» با کاربست رویکرد حاتم و میسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۶۲
در ترجمه ادبی، به ویژه رمان، انتقال صرفِ واژگان نمی تواند منعکس کننده ی تمام ظرفیت های معنایی متن مبدأ باشد؛ چراکه معنا در این متون در پیوندی تنگاتنگ با گفتمان، فرهنگ و ایدئولوژی شکل می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد  تحلیلی حاتم و میسون  به بررسی بازتاب ایدئولوژی در ترجمه امیرحسین الهیاری از رمان "القندس" نوشته محمدحسن علوان می پردازد. در این چارچوب، مؤلفه هایی چون تفصیل، تقلیل، عینی سازی، تبدیل ساختار معلوم به مجهول و بالعکس، اسمی شدگی، تکرار و تغییر در عاملیت مورد تحلیل قرار گرفته اند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها با روش بسامدگیری و استقراء تام، از طریق نمونه گیری هدفمند از کل رمان و ترجمه فارسی آن گردآوری و تحلیل شده اند. در مجموع، 1255 نمونه از مؤلفه های گفتمانی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهند که الهیاری با بهره گیری از رویکردهایی نظیر عینی سازی و اسمی شدگی، گفتمان متن مبدأ را با حفظ هویت نحوی و معنایی به زبان مقصد منتقل کرده است. این یافته ها نشانگر آن است که ترجمه در چنین متونی نه یک بازتاب منفعل، بلکه کنشی فعال و ایدئولوژیک است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان