ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۸۱ تا ۱۰٬۸۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۰۷۸۱.

نگاهی تازه به یکی از اختلاف قرائت های شعر حافظ: بررسی موردی، سواد سِحر یا سواد سَحَر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۵
یکی از انواع ایهام در اشعار حافظ که کمتر به آن پرداخته شده، چندگانه خوانی یا چندمعنایی های حاصل از "اختلاف قرائات" است. امروزه با تعداد کثیری نسخه خطی کهن از اشعار حافظ مواجهیم که اختلاف ضبط و قرائات گوناگون نسخه نویسان در آن ها موج می زند. هرچند این خود مهم ترین عامل به وجودآمدن ضبط ها و تصحیحات گوناگون از برخی ابیاتِ محل بحث است، اما گاه این چندگانگی و چندخوانگی نه حاصل اختلاف نسخ، بلکه محصول اختلاف های مخاطبان و خوانندگان در نحوه قرائت یک واژه یا عبارت است که این خود می تواند محملی برای کشف نوع دیگری از ایهام در اشعار خواجه شیراز باشد. در این مقاله تلاش می شود با تکیه بر نظریه دریافت و دیدگاه های خواننده محور هرمنوتیک که قائل به دخالت آگاهانه و ناخودآگاهانه مخاطب در معناپردازی متن است و برداشت ها و تفاسیر و قرائات گوناگون را ممکن و حتی غیرقابل اجتناب می داند، به مسئله اختلاف قرائات در اشعار حافظ نگاهی تازه انداخته شود و این مسئله بررسی شود که آیا می توان به جای به گزینی مرسوم میان شارحان، با پذیرش امکان درستی چند قرائت برای یک عبارت، به نوع کمتر پرداخته شده ای از ایهام در اشعار حافظ دست یافت؟ تحلیل موردی یکی از این موارد اختلاف قرائت (سواد سِحر/سَحَر) آشکار می سازد که چگونه دخالت خواننده در انتخاب یا ترکیب قرائت ها، گونه ای از ایهام نو را شکل می دهد که در آن، مؤلف و مخاطب هر دو در تولید معنا سهیم اند. بر این اساس، اختلاف قرائت ها در دیوان حافظ چه ناشی از انتخاب آگاهانه شاعر و چه حاصل ظرفیت های زبان و گفتگوی خواننده محور، می تواند به جای مانع عنصری کلیدی در ایجاد متنی باز و تأویل پذیر، و بستری برای گشودگی معنایی و چندصدایی متن تلقی شود. متنی که با هر خوانش تازه، افقی نو از معنا را می گشاید.
۱۰۷۸۲.

طرفداری و نظریه اخلاق کانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۳
ما در میان دغدغه های اخلاقی مان هم دغدغه های بی طرفی داریم و هم دغدغه های طرفداری. در همین راستا هر نظریه اخلاقی از جمله نظریه های بی طرفی گرایانه باید به نحوی میان این دو دغدغه جمع کند. پرسش پایه این مقاله این است که آیا «ارزش برابر نهادن بر همه افراد» با «ارزش نهادن بر انگیزه ها و دلیل های طرفدارانه و بر افراد خاص (طرفداری عمیق)» قابل جمع است؟ هدف مقاله، یافتن و نیز تحلیل و تبیین پاسخ نظریه اخلاقی بی طرفی گرایانه کانتی به این پرسش بوده است. زیرا این نظریه، در راه آشتی دادن بی طرفی و طرفداری با موانع مهمی روبروست. یکی، تأکید آن بر «انگیزه وظیفه» که با «انگیزه های طرفدارانه» در تعارض است. دیگری، تأکید آن بر ارزش انسانیت در شخص ها است که به نظر می رسد ارزش اخلاقی افراد خاص را نفی می کند حال آن که در طرفداری ما بر فردهای خاص یعنی به خاطر ویژگیهای فردی آن ها ارزش می نهیم. نتایج مقاله، به طور کلی، این بوده است که مدافع نظریه کانتی در دو گام می تواند ارزش دلیل ها یا انگیزه های طرفدارانه و ارزش افراد خاص را تبیین کند. گام نخست این است که کانت علاوه بر انگیزه وظیفه، انسان ها را نیز بر اساس انسانیت و طبیعت عقلانی آن ها دارای ارزش والایی به نام کرامت می داند؛ بر این اساس، باید انسان ها را بزرگ بداریم. گام دوم، تأمل درباره «توانایی وضع هدف ها»، یکی از مهمترین مؤلفه های انسانیت و طبیعت عقلانی، است. بزرگ داشت یک شخص در موقعیت هایی که با کسی رابطه فردی داریم نیازمند توجه به هدف هایی است که می دانیم او دارد، وگرنه توانایی او برای وضع هدف هایش را بزرگ نداشته ایم. روش پژوهش، جستجو و در واقع استخراج ایده ها و مفاهیم «پنهانِ» مربوط به موضوع «طرفداری» از نظریه اخلاق کانتی بوده است زیرا دغدغه های «آشکار» این نظریه که در عصر جهان شامل گرایی مدرنیت مطرح شده است عمدتاً «بی طرفی گرایانه» بوده است.
۱۰۷۸۳.

سنجش قانون جذب با تأکید بر تأثیر شکرگزاری با آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۶
جریان های معنویت های نوظهور با ادعای ایجاد رفاه، رفع گرفتاری ها و برآوردن نیازهای مردم و جوانان هر روزه با چهره های مختلف، جوانانی را به سوی خود جذب می کنند. یکی از این جریان ها قانون جذب است که می گوید انسان می تواند با تمرکز، مثبت اندیشی و شکرگزاری به همه خواسته های خود برسد. آنان مدعی اند گفتار و احساسات دارای ارتعاش بوده، تأثیر شگفت انگیزی بر رویدادهای زندگی انسان ها می گذارد. یکی از ابزارهای مهم در این قانون مسئله شکرگزاری است. با عنایت به اینکه شکرگزاری آموزه ای قرآنی است، برخی طرفداران این قانون با تأکید بر زمینه اعتقادی مردم توانسته اند بین جوانان مسلمانی که فکر می کنند این قانون با قرآن همخوانی دارد، آن را ترویج نمایند. این اندیشه در مبانی، مسائل و روش با آموزه های قرآنی متفاوت است؛ از این رو در صورتی که این مفهوم به درستی تبیین نشود و نواقص آن رفع نگردد و از مطلق انگاری و مبالغه تنزیه نگردد، نه تنها سودمند نیست، بلکه سبب انحراف خواهد شد. در این پژوهش بر مبنای داده های کتابخانه ای و شیوه تحلیلی-انتقادی مقوله شکرگزاری در قانون جذب از منظر قرآن بررسی می شود. ابتدا اصولی چند در باب شکرگزاری و قانون جذب بیان می شود و بعد از آن اصول شکرگزاری قرآنی تبیین می شود و سپس مقایسه و نتایج آن بیان و سنجش می گردد. یافته این سنجش آن است که علی رغم اشتراکات در مواردی، در بسیاری از مبانی و مسائل میان شکرگزاری قانون جذب و شکرگزاری قرآنی سازگاری وجود ندارد.
۱۰۷۸۴.

A Reflection on Iran’s Current Philosophy of Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
The present article seeks to critically examine the process through which philosophy of education emerged in modern Iran. Philosophy of education may be approached either implicitly or explicitly. This study primarily focuses on the explicit form of philosophy of education as an academic discipline, while also briefly considering its implicit forms—both before and after the establishment of the Dār al-Funūn—in order to shed light on the background that made the explicit discipline possible. The method employed is historical and philosophical analysis. The findings indicate that, due to the country’s overall backwardness, not only the implicit philosophy of education during the period of modernization but also the emergence of its explicit academic form by its founders developed in a state of intellectual passivity toward modern Western philosophies of education. The major orientations in Iranian philosophy of education have stemmed from three Western sources—German, Swiss, and American. The German orientation was introduced by Mohammad-Bāgher Hushyar; the Swiss orientation by Gholām-Hossein Shokuhi; and the American orientation by Ali Shari ‘atmadari. Without committing a fallacy of anachronism, these founders’ views are criticized. It may nonetheless be argued that their passive orientation prevented them from a critical engagement with the Westen perspectives and thus hindered the development of a philosophy of education suited to Iran’s own context. It appears that such an effort must proceed critically at the center of a triangle whose three sides consist of Iranian culture, Islamic culture, and modern culture. For my part, I have sought to contribute to this endeavor by offering a critique of pragmatist and constructivist approaches and, at the same time, by advancing an interpretation of Islamic culture grounded in an account of human agency. This approach to human agency leads—ontologically, epistemologically, and anthropologically—to a form of constructive realism, and axiologically to transformative traditionalism. Based on its own conceptual space, it places certain educational guidelines at the forefront, such as the notion of asymmetric interaction, which is distinct from both the traditional teacher-centered view and the modern learner-centered view.
۱۰۷۸۵.

Poésie, amour et engagement : la réinvention du mythe de Leyli et Majnûn de Jâmî dans Le Fou d’Elsa de Louis Aragon(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۱
Dans Le Fou d’Elsa (1963), Louis Aragon propose une réinterprétation du mythe oriental de Leyli et Majnûn , en le réinscrivant dans les turbulences du XXe siècle. Cette relecture prend place dans un contexte marqué par les conflits politiques, les désillusions idéologiques et une profonde crise des repères spirituels chez le poète. À travers cette réappropriation, Aragon explore les possibilités offertes par un récit d’amour mystique ancestral pour incarner une forme de résistance poétique, raviver la mémoire collective et nourrir une espérance face aux bouleversements de son époque. Cette étude se propose d’examiner la manière dont Aragon actualise le mythe soufi de Leyli et Majnûn en le réinscrivant dans une dynamique poétique et politique propre à son époque. Il s’agit de mettre en lumière la façon dont l’amour absolu devient un levier esthétique et symbolique de lutte contre la déshumanisation, tout en glorifiant la figure féminine comme médiatrice de sens et d’humanité. La démarche adoptée repose sur une analyse comparative entre la version classique du mythe — telle que formulée par Jâmî au XIVe siècle — et sa réinterprétation aragonienne. L’étude articule une lecture intertextuelle fondée sur l’échange entre traditions poétiques orientale et occidentale, Aragon y conçoit une œuvre synthétique où se rejoignent lyrisme amoureux, imaginaire mystique et engagement militant. En mettant en dialogue les héritages de l’Orient et de l’Occident, l’auteur confère à ce mythe ancien une résonance nouvelle, universelle et profondément humaine. Dès lors, la poésie devient, pour Aragon, un espace de résistance et de transmission, et l’amour, même idéalisé, se dresse comme le dernier rempart contre la désespérance et l’oubli.
۱۰۷۸۶.

روند جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۱
نگاه به کارنامه جذب سرمایه گذاری خارجی در اقتصاد ایران در دهه اخیر نشان می دهد که صرف نظر از ریسک های سیاسی و خارجی در اقتصاد کشور، در اقتصاد کلان کشور شرایط مثبتی برای جذب سرمایه گذاری خارجی فراهم نشده و سیگنال مثبتی را به سرمایه گذار خارجی ارسال نمی کند و خود عاملی برای تردید و عدم تمایل سرمایه گذاران خارجی به منظور ورود سرمایه آن ها بوده است. فقدان سیاست روشن و جامع در سال های گذشته در سطح کلان و بخشی، ضعف مدیریتی و کارشناسی در مذاکرات و قراردادها، نگاه صرف تأمین مالی در جذب سرمایه خارجی، چالش های مربوط به انتقال فناوری و مشکلات در قوانین و مقررات گمرکی از مهم ترین این موانع بوده است. با توجه به این چالش ها، به منظور بهبود عملکرد جذب سرمایه گذاری خارجی و طراحی راهکارهای عملیاتی و اجرایی در اقتصاد ایران، اتخاذ راهکارهایی ازجمله تدوین راهبرد توسعه صنعتی کشور، ضرورت پیوستن به زنجیره های ارزش جهانی، تقویت بسترهای سرریز های فناورانه از محل فعالیت بنگاه های سرمایه پذیر، تمرکز سیاست گذار بر توسعه خوشه های تخصصی صنعتی، اتصال نهاد سرمایه گذاری با دیگر نهادهای بخشی و منطقه ای، بهره مندی از ظرفیت مدیران خارجی در سرمایه گذاری های مشترک، ارتقای رتبه ریسک اعتباری برای جذب سرمایه و آموزش نیروی انسانی متخصص برای تعامل بین المللی در حوزه سرمایه گذاری، می تواند ضمن ایجاد پایداری لازم در جذب سرمایه خارجی، زمینه لازم را برای تقویت سرمایه گذاری داخلی در کشور از سوی بنگاه ها فراهم سازد.
۱۰۷۸۷.

مؤلفه های هویت دینی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
کتاب های درسی مهم ترین ابزار آموزش وپرورش برای تقویت و تبیین هویت ملی به ویژه بعد دینی آن در وجود دانش آموزان محسوب می شوند. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر توجه به مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی (شیعه) است. سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی چه جایگاهی دارند؟ روش پژوهش در این تحقیق توصیفی تحلیلی در قالب تحلیل محتوا است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش شمارش فراوانی و درصد فراوانی استفاده شده است. یافته های این بررسی نشان می دهد پنج مؤلفه ی تاریخ اسلام و شیعه، اماکن و مکان های دینی و مذهبی، شخصیت ها و بزرگان دینی و مذهبی، نمادها و ارزش های دینی و مذهبی و همچنین، آداب، احکام و آیین های دینی و مذهبی مهم ترین مؤلفه های هویت اسلامی و شیعی بوده اند که در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بازنمایی شده اند. ارزیابی و تحلیل این مؤلفه ها نشان می دهد هویت اسلامی و شیعی سهم بسیار بالایی را در محتوای این کتاب ها که همان متن، تمرین و تصویر است به خود اختصاص داده اند. همچنین، این بررسی نشان داد که در بین کتاب های مطالعات دوره ابتدایی، کتاب پنجم دربرگیرنده بیشترین فراوانی مربوط به هویت اسلامی و شیعی بوده و کتاب مطالعات اجتماعی سوم ابتدایی کمترین محتوا را دارد. از میان مؤلفه ها و شاخص های موردبررسی در این پژوهش، نمادها و ارزش های اسلامی با 135 بار و شخصیت ها و بزرگان شیعه با 116 بار در هر چهار کتاب مطالعات اجتماعی به ترتیب بیشترین بازنمایی را داشته اند.
۱۰۷۸۸.

بررسی نسبت فضای مجازی و حکمرانی خوب در عرصه سیاست جهانی: مورد مطالعه ایران و چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۵۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تأثیر بهره گیری از فضای مجازی در تحقق حکمرانی مطلوب انجام شده است و در صدد پردازش به چگونگی تأثیر فضای مجازی بر حکمرانی خوب است. با افزایش ضریب نفوذ شبکه های اجتماعی مجازی در بین افراد جامعه و تأثیرات آن در همه ابعاد زندگی بشر، هیچ حوزه ای بدون بهره برداری از پتانسیل فضای مجازی و همسوشدن با تحولات آن نمیتواند راه پویایی و توسعه را در عرصه پر رقابت جهانی و حتی محلی بپیماید. یکی از عرصه های مهم متأثر از فضای مجازی عرصه حکمرانی است. یافته های پژوهش بیانگر این مطلب است که دولتها برای اجرای مطلوب الگوی حکمرانی و تحقق آرمان های خود باید ماهیت این نوع جدید از حکمرانی را درک کرده و با بهره گیری از ظرفیتهای فضای مجازی در برقراری تعادل و ثبات بین بخش های مختلف جامعه تلاش نمایند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بازطراحی مناسبات حاکمیت و فضای مجازی می بایست باتوجه به شکل گیری جوامع شبکه ای و پویا شدن قدرت در شبکه، بر اساس شرایط و اقتضائات جامعه شبکه ای و شرایط ویژه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور صورت گیرد.
۱۰۷۸۹.

مطالعه تطبیقی تأثیر فلسفه هایدگر بر فردید و هانری کربن و انعکاس آن در نقد مدرنیته، بومی گرایی و معنویت اسلامی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۴
در پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اندیشه های فردید و کربن در تأثیرپذیری از فلسفه هایدگر پرداخته شده است. مسئله اصلی، واکاوی نحوه مواجهه این دو متفکر با مدرنیته و سنت های اسلامی-ایرانی بود. هدف پژوهش، تحلیل تطبیقی تأثیرپذیری آنها از هایدگر و بررسی تفاوت های بنیادین در نگرششان به مدرنیته، معنویت اسلامی و بومی گرایی را شامل می شد. روش پژوهش کیفی با رویکرد تطبیقی-تحلیلی بود که از طریق مطالعه کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی آثار این متفکران انجام شد. نتایج نشان داد برای فردید، که در ستیز با تجدد به گنون سنت گرا نزدیک تر بود، مدرنیته به مثابه وضعیتی تاریخی اهمیت محوری داشت و با تأثیرپذیری از هولدرلین و مانیفست شعر، به نقد رادیکال مدرنیته و غرب زدگی پرداخت. در مقابل، کربن با تمرکز بر معنویت و عرفان اسلامی، کمتر به مدرنیته به عنوان وضعیتی تاریخی پرداخت و بیشتر در پی بازتعریف سنت های ایرانی-شیعی در قالبی جهانی بود. کربن در هایدگر متقدم توقف کرد و ادامه مسیر را با چراغ تشیع پیمود. نتیجه گیری پژوهش آشکار ساخت که تفاوت های فردید و کربن در عمق اندیشه و خوانش فلسفی آنها ریشه داشت، اما میراث فکری هر دو به گونه ای متفاوت به ایدئولوژیک سازی انجامید: کربن با بازخوانی میراث فلسفی ایرانی، زمینه ساز برداشت های ایدئولوژیک از عرفان اسلامی شد، درحالی که میراث تراژیک فردید به ایدئولوژیک سازی سنت در معنای منفی و غرب ستیزی رادیکال منتهی شد.
۱۰۷۹۰.

تحلیل توزیع فضایی پایگاه های اورژانس پیش بیمارستانی در شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
پایگاه های اورژانس پیش بیمارستانی از مراکزی هستند که به طور مستقیم در تامین سلامت افراد و جامعه دخیل هستند، لذا کمبود، نارسایی و عدم مکان یابی بهینه آن مشکلات عدیده ای برای ساکنان بوجود می آورد. تحقیق حاضر از نظر هدف جزو تحقیقات کاربردی و توصیفی- تحلیلی می باشد. هدف پژوهش حاضر تحلیل توزیع فضایی پایگاه های اورژانس پیش بیمارستانی در شهر اردبیل و شناسایی محدوده خدمات رسانی هر پایگاه با استفاده از تکنیک Network Analysis در بستر سیستم اطلاعات جغرافیایی است. برای نیل به هدف مذکور، تحقیق در سه فاز انجام شده است. فاز اول ایجاد ژئودیتابیس مور نیاز تحلیل، فاز دوم ایجاد لایه تحلیل شبکه با مرز محدوده شهر و تحلیل محدوده خدمات رسانی براساس استاندارد زمانی و فاصله ای، فاز سوم شناسایی محله های شهری محروم از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی. برای تحلیل محدوده خدمات رسانی پایگاه های اورژانس در این تحقیق از استاندارد زمانی 3 دقیقه جهانی و استاندارد رایج 8 دقیقه ای در ایران استفاده شده است. همچنین شعاع عملکردی 1700 متر برای خدمات رسانی پایگاه ها در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل از تحلیل شبکه بر مبنای زمان و مسافت نشان داد که شهر اردبیل در توزیع متناسب پایگاه های اورژانس در سطح شهر وضعیت مطلوبی ندارد و همه مناطق شهری به طور کامل تحت پوشش نیستند، بطوریکه در نواحی مانند شهرک کوثر و شهرک دادگستری در اطراف دریاچه شورابیل و همچنین در شمال غربی شهر در محله سلمان آباد خلاء خدماتی پایگاه ها کاملا به چشم می خورد. با پیشنهاد احداث پایگاه های جدید در نواحی شهرک ساحلی، کوثر، سلمان آباد و کشاورزی نیز خلاء خدماتی کمتر شده و شهر بیشتر زیر پوشش خواهد بود.
۱۰۷۹۱.

تجربیات تاب آوری: استراتژی های معکوس خانوارهای روستایی در مقابله با بحران های زیستی، مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۴
در مطالعات اخیر، با اجتناب از دیدگاه تاب آوری به عنوان یک راهبرد رسمی و بالا به پایین، اهمیت زیادی به داشته های فرهنگی و طبیعی و سنت های پیرامون آن و استراتژی های منحصربه فرد محلی و منطقه ای منتج از آن ها داده می شود. پژوهش حاضر از این نقطه نظر و با بررسی مسیرهای متفاوت ساکنان محلی و مغایر با سیاست های تجویزی دولتی برای مقابله با بحران های زیستی به مبحث تاب آوری در روستاهای هدف گردشگری استان خراسان شمالی پرداخته است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا از نوع متعارف انجام شد. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه فردی نیمه ساختاریافته با 40 نفر از روستاییان و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که برای ایجاد تاب آوری، ساکنان محلی با اتخاذ استراتژی های متنوع و در ذیل آن چند کارکردی کردن فعالیت ها و کشاورزی زیستی، تفکرات همگون تاب آورانه دولتی در اینجا گردشگری را به حاشیه رانده و به چالش کشاندند. همچنین، روستاییان با اتخاذ استراتژی های مشترک منطقه ای به واسطه شباهت های اقتصادی، فرهنگی و طبیعی و از طریق دانش بومی و محلی در یک فرآیند مشابه (ازجمله، بازاریابی مستقیم محصولات و ایجاد شبکه های غذای محلی) سعی در معرفی کیفیت محصولات بومی به عنوان یک نشانه جغرافیایی و جلوگیری از برند شدن گردشگری در سطح منطقه داشته اند. تحلیل های ما نشان می دهد که بجای دیکته کردن مسیرهای استانداردشده در مبحث تاب آوری و سازگاری با شرایط می بایست به مسیرهای منحصربه فرد محلی که به وضعیت خاصی از کشاورزی و مناسبات تولید در روستاها و منطقه اشاره دارد توجه کرد.
۱۰۷۹۲.

شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهرهای پساکرونا با رویکرد آینده پژوهی، مطالعه موردی: کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
امروزه توجه به اصل بازتولید به عنوان یکی از عوامل خلق فضاهای شهری تاب آور، می تواند گزینه های متعددی را در هر زمان جهت مقابله و کاهش خطرپذیری و اثرات بحران هایی همچون کرونا به شهروندان ارائه نماید. به همین منظور، پژوهش حاضر باهدف شناسایی پیشران های کلیدی ارتقای ظرفیت تاب آوری در شهر پساکرونای مشهد با رویکرد آینده پژوهی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به لحاظ نوع شناسی "تک روشی موازی" است. بدین ترتیب، جهت تحلیل داده های کیفی از روش فرا ترکیب (تحلیل پایه) و رویکرد آینده پژوهی (تحلیل مکمل) به صورت هم زمان استفاده شده است. تحلیل پایه منجر به ارائه پیشران های کلیدی اولیه و تحلیل مکمل منجر به تبیین پیشران های اثرگذار و اثرپذیر (کشف روابط علی و معلولی) و عملیاتی نمودن آن شده است. روش جمع آوری داده های این پژوهش شامل مطالعه اسنادی و مصاحبه فردی نیمه ساختارمند بوده و جامعه آماری آن مدیران، افراد متخصص، صاحب نظر و اساتید دانشگاه در رشته شهرسازی در شهر مشهد می باشند که تعداد 28 نفر از آن ها با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که توزیع متغیرها به صورت قطری پراکنده شده اند و بیشتر در دو بعد متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر متمرکز بوده اند. همچنین نتایج نشان داد که پیشران های کلیدی و مهم برای بازتولید شهر پساکرونا، پنج پیشران "وجود پایگاه ارتباطی بین مردم و سازمان"، "همگرایی اجتماعی"، "آگاهی شهروندان در برخورد با بحران"، "دسترسی به پزشک و خدمات درمانی"، "تنظیم بازار- قیمت کالا" و "امنیت فضای مجازی" در سیستم می باشند.
۱۰۷۹۳.

تحلیل تغییرات پوشش زمین در اثر آتش سوزی جنگل های زاگرس با استفاده از ماشین بردار پشتیبانی (SVM) و تاثیر آن بر دمای سطح زمین (LST) و شاخص های طیفی NDWI، NDSI، NDVI و MIDII (منطقه مورد مطالعه: جنگل های کوه خائیز گچساران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
دمای سطح زمین (LST) اطلاعات مهمی را در مورد فرایندهای تبادل انرژی متاثر از کاربری و پوشش زمین فراهم می نماید. بنابراین هدف از این تحقیق، ارزیابی الگوهای LST طی یک دوره زمانی آتش سوزی جنگل های کوه خائیز در منطقه گچساران بوده است. منطقه مورد مطالعه از وسعتی معادل 56/68 کیلومتر مربع برخوردار بوده است. در تاریخ 2 خرداد 1399 حریقی در این منطقه رخ داده و تا 12 خرداد ادامه داشته است. برای این بازه زمانی با استفاده از ماشین بردار پشتیبانی (SVM)، نقشه کاربری زمین (LULC) ترسیم شد. نتایج نشان داد که از پهنه جنگلی که معادل 61/4 کیلومتر مربع بوده تنها 42/0 کیلومتر مربع باقی مانده و بقیه در حریق از بین رفته است. شاخص LST در این بازه زمانی از مقادیر حداقل و حداکثر 1/26 تا 11/53 درجه سلسیوس به 2/33 تا 23/57 درجه سلسیوس رسیده و افزایش 7 درجه ای را در دمای حداقل نشان می دهد. شاخص NDVI نشان از تخریب 65/9 کیلومتر مربع از پوشش گیاهی و جنگل داشته است. نسبت NDSI نیز به میزان 515/0 افزایش یافته است. بین شاخص LST و NDVI همبستگی منفی برقرار بوده و در روز 25 اردیبهشت و 10 خرداد به ترتیب معادل 52/0- و 31/0- بوده است. بیشترین همبستگی مثبت نیز به میزان 59/0 بین LST و NDSI برقرار بوده است. نتایج نشان می دهد که اتش سوزی باعث تخریب 91 درصد پوشش جنگلی منطقه شده و وسعت زمین های بایر را از 86/63 کیلومتر مربع به 07/68 کیلومتر مربع افزایش داده است.
۱۰۷۹۴.

هویت در قانون اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
هویت به عنوان یک مفهوم جدید هنجاری در قانون اساسی شناخته شده که این مفهوم عناصر اصلی قانون اساسی از جمله نوع و ساختار آن را تعیین می کند و نقض آن اعتبار و مشروعیت قانون اساسی یک کشور را می تواند از بین ببرد. امروزه مفهوم هویت در قانون اساسی و عملکرد آن یکی از نقاط اختلافی در حوزه های سیاسی و قانونی در اتحادیه اروپاست و شاید بتوان گفت نقطه آغازین مباحث حقوقی در خصوص اصل هویت در قانون اساسی به این اختلافات و صلاحیت های سیاسی و قانونی بین اتحادیه و کشورهای عضو آن برمی گردد؛ به گونه ای که برخی از کشورهای عضو اتحادیه برای ابراز مخالفت یا حتی مقابله با گسترش اختیارات نهادهای وابسته به اتحادیه اروپا از اصلی با عنوان هویت در قانون اساسی استفاده می کنند. اگرچه هویت در قانون اساسی اصلی ایستا و ثابت است، برداشت های متفاوت محدود یا نامحدودی می توان از اصل هویت در قانون اساسی کشورها به دست آورد. به همین دلیل حقوق بین الملل در خصوص هویت قانون اساسی کشورها سکوت کرده است. این مطالعه با بررسی چرایی و چگونگی اصل هویت در قانون اساسی و با توجه به بررسی تمثیل های حقوقی در هویت قانون اساسی مجارستان، یکی از کشورهای عضو در اتحادیه اروپا که در موضوعاتی از جمله قوانین مهاجرت این اتحادیه دارای اختلاف اساسی با اتحادیه است، به این نتیجه می رسد که در هویت های نامحدود محتوا و کارکرد هویت قانون اساسی نامشخص است یا حتی می تواند متناقض باشد. اما در کشورهایی مثل جمهوری اسلامی ایران، با تمرکز هویت بر اصولی محدود، کارکرد آن در قانون اساسی مُبرّز و آشکار شده و اجازه تناقض و تعارض را در اصول قانون اساسی نمی دهد.
۱۰۷۹۵.

بررسی موسیقی های مبتذل از منظر جرم شناسی فرهنگی در قلمرو حقوق بین الملل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
          رواج موسیقی های مبتذل، که عموماً در آن ها مفاهیمی چون خشونت، تبعیض جنسیتی، ترویج مصرف مواد مخدر و تنزل ارزش های فرهنگی دیده می شود، یکی از جلوه های مهم آسیب فرهنگی در جوامع مدرن است. از منظر جرم شناسی فرهنگی، این نوع موسیقی نه تنها بازتاب دهنده وضعیت اجتماعی-فرهنگی است، بلکه نقش فعالی در بازتولید ناهنجاری ها و نابرابری های ساختاری ایفا می کند. موسیقی های مبتذل با استفاده از تصویرسازی های پرزرق وبرق و القائات تکرارشونده، زمینه ساز شکل گیری نوعی جامعه پذیری معیوب در میان نسل جوان می شوند. جرم شناسی فرهنگی در این زمینه می کوشد پیوند میان رسانه، قدرت و انحراف را تحلیل کند.در سطح بین المللی، برخورد با آثار هنری مبتذل در چارچوب های مشخص حقوق بشری قابل بررسی است. ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی بر آزادی بیان تأکید دارد، اما در ماده ۲۰ همان سند، تحریک به نفرت و خشونت ممنوع اعلام شده است. همچنین ماده ۲۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر  بر لزوم رعایت اخلاق عمومی در بهره مندی از آزادی ها تأکید می کند. از این منظر، دولت ها می توانند در مواردی که موسیقی مبتذل به نقض صریح ارزش های عمومی و تحریک به خشونت یا تبعیض منتهی شود، محدودیت هایی مشروع و قانونی اعمال نمایند. این مقاله با تلفیق تحلیل جرم شناسی فرهنگی و بررسی موازین بین المللی، به ارزیابی حدود مشروع مقابله با موسیقی مبتذل می پردازد
۱۰۷۹۶.

Analyzing the Components of Enhancing Dyadic Ego Strength (Facilitating the Transition from "I-ness" to "We-ness" in Marital Relationships) for Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
Objective: The aim of the present study was to analyze the components of enhancing dyadic ego strength (facilitating the transition from "I-ness" to "We-ness" in marital relationships) specifically for married individuals. The research setting included all texts related to the concept of "We-ness." Methods: The method for selecting texts was purposive sampling from among the aforementioned texts or related constructs within the time frame of 2010 to 2025, based on inclusion and exclusion criteria. The number of texts was determined according to the principle of data saturation. Data collection involved line-by-line analysis of texts based on questions relevant to the concept of "We-ness." The data obtained from the textual analysis were analyzed using the conventional content analysis method proposed by Hsieh and Shannon (2005). Findings: Content analysis of the texts revealed that dyadic ego consists of four key concepts: (1) essence (with sub-concepts of attention to marital union and dyadic identity); (2) dimensions of dyadic ego (with sub-concepts of cognitive, positive emotional, negative emotional, and behavioral aspects); (3) pathways to achieving dyadic ego (with sub-concepts of generative meaning of the marital bond, family values, and family goals); and (4) obstacles to achieving dyadic ego (with sub-concepts of individualism, lack of self-differentiation, and insecure attachment). Conclusion: Based on these findings, it can be concluded that dyadic ego is a mechanism that transforms the process of "I-ness" into "We-ness," and for its realization, couples must engage in pathways to attain it and overcome its obstacles.
۱۰۷۹۷.

ارائه چارچوب و تحلیل کارکردهای نهادهای میانجی دولتی در گذارهای فنی-اجتماعی: مطالعه موردی ستاد توسعه زیست فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف مقاله حاضر ارائه چارچوب و تحلیل کارکردهای ستاد توسعه زیست فناوری به عنوان نهاد میانجی در هدایت و تسریع گذار فنی-اجتماعی در بخش سلامت (داروهای زیستی) و کشاورزی (کودهای زیستی) است. قلمرو موضوعی تحقیق حاضر اقدامات و فعالیت های ستاد توسعه زیست فناوری و قلمرو زمانی آن از سال 1387 و هم زمان با آغاز تاسیس ستاد است. جامعه آماری این تحقیق سیاستگذاران و کارشناسان باسابقه و کلیدی ستاد توسعه زیست فناوری هستند. داده های اولیه این پژوهش با 15 مصاحبه نیمه ساختار یافته و داده های ثانویه از اسناد، گزارش های عملکرد و سایر مستندات موجود گردآوری شده و با تحلیل محتوا از طریق کدگذاری محوری تحلیل می شود. براساس یافته های این پژوهش، ستاد توسعه زیست فناوری در اکثر کارکردهای میانجی های سیستمی گذار فعالیت داشته است. با این حال ستاد در گذار داروهای زیستی با حمایت های مختلف از ابتدا تا انتهای زنجیره ارزش در تسریع و تسهیل گذار نقش میانجی سیستمی را ایفا کرده است. در حالی که در گذار از کودهای شیمیایی به زیستی، ستاد عمدتاً نقش یک میانجی کنام را ایفا نموده است و عمده فعالیت های انجام شده محدود به سطح پژوهشی و پروژه های کوچک مقیاس بوده است. بنابر این نقش نهادهای میانجی در گذار فناورانه باید با توجه به زمینه خاص هر حوزه، ساختار نهادی، مأموریت ها و ظرفیت های اجرایی آن ها تحلیل شود. این نقش نباید به یک الگوی واحد و کلی تقلیل یابد؛ بلکه لازم است تنوع عملکردی و ساختاری این نهادها متناسب با نیاز خاص هر حوزه فناورانه در نظر گرفته شود.
۱۰۷۹۸.

بررسی مقایسه ای و تحلیل عناصر داستان در غزل_ روایت های عطّار و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۹
شعر فارسی، به ویژه در قالب غزل که همواره برای بیان مضامین عاشقانه و اجتماعی  به کار می رفت،  بعد از قرن ششم  و رواج ادبیات عرفانی در بیشتر موارد، مضامین رایج عرفانی را نیز دربر گرفت. شعر فارسی  از آغاز تا دوران اوج خود، تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از تحولات مهم آن، بهره گیری از عنصر روایت است که این نوع از غزل را «غزل-روایت» می نامیم. عطار نیشابوری و مولانا جلال الدین که از برجسته ترین چهره های این جریان ادبی هستند، در غزل های روایت محور خود، به شرح و تفسیر معانی عمیق عرفانی با کمک خلق تصاویر نمادین پرداخته اند. به همین منظور، پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده، بر آن است تا به بررسی تطبیقی و تحلیل عناصر داستان در غزل- روایت های این دو شاعر بزرگ بپردازد. در همین راستا، 22 غزل-روایت از عطار و 23 غزل-روایت از مولانا به صورت جامع مورد واکاوی قرار گرفته است. مبنای انتخاب این غزل-روایت ها، روایی بودن کل غزل از آغاز تا پایان بوده، تا  ضمن بررسی شباهت ها، تفاوت های به کارگیری عناصر داستانی در غزل های منتخب نشان داده شوند. همچنین عناصر داستانی همچون شخصیت پردازی، پیرنگ، کشمکش، نمادها، زمان و مکان، زاویه دید و پایان بندی در آن ها، و نیز نحوه به کارگیری این عناصر، در روایت پردازی ها بررسی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عطار، به عنوان پیشرو در روایت پردازی غزل، بستری مناسب برای گسترش و عمق بخشیِ غزل های مولانا فراهم کرده است. مولانا نیز با بهره گیری خلاقانه از این عناصر، موفق به بازآفرینی مضامین عرفانی شده است.
۱۰۷۹۹.

اعتبار و قلمرو عقل نظری در تبیین معارف اعتقادی از منظر روایات اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: حجیت عقل نظری در تبیین اعتقادات دینی از مباحث مهم بین اندیشمندان اسلامی است. برخی معتقد به تعطیل عقل و برخی هم معتقد به عدم محدودیت آن در فهم اعتقادات دینی اند. مقاله حاضر با مراجعه به گفتار و رفتار و تقریرات حضرات معصومین(ع)، به دنبال پاسخ به این سؤال مهم بود که از منظر اهل بیت(ع) چه جایگاه و قلمروی برای عقل نظری در تبیین اصول معارف اعتقادی می توان در نظر گرفت. روش: نوشتار حاضر با مراجعه به منابع و آثار دینی رسیده از اهل بیت(ع) و با روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال بوده است. یافته ها: بر اساس یافته های این تحقیق، اهل بیت(ع) نگاههای افراطی و تفریطیِ در این باره را نفی و با تأکید بر حجیت عقل، دیدگاهی میانه پیش روی ما قرار داده اند. ایشان گاهی عقل را در کنار نقل، حجت خداوند معرفی کرده؛ گاهی به تشویق یاران اهل استدلال خود پرداخته و گاهی نیز خود به اقامه استدلال عقلی در مباحث اعتقادی پرداخته اند. نتیجه: حجیت عقل نظری در تبیین معارف اعتقادی مورد تأیید اهل بیت(ع) است. در عین حال، توان ادراکی عقل نظری به دلیل کلی نگر بودن آن، مطلق نیست و در برخی مباحث اعتقادی، گرفتار محدودیت است؛ لذا درباره قلمرو توانایی آن نباید گرفتار افراط و تفریط شد.
۱۰۸۰۰.

روابط علی انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. از جامعه زنان باردار شهر تبریز در دوره سه ماهه اول بارداری که در بیمارستان زنان الزهرا و کلینیک میلاد تبریز دارای پرونده ی پزشکی بودند، به روش نمونه گیری هدفمند، 250 نفر انتخاب و جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه های اضطراب حاملگی (PRAQ)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰)، سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر و کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد کیفیت روابط زناشویی، انعطاف پذیری شناختی و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت با اضطراب بارداری رابطه منفی و معنی دار دارند که در این میان، کیفیت روابط زناشویی 45 درصد، انعطاف پذیری شناختی 38 درصد و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت 37 درصد از تغییرات اضطراب بارداری را به طور منفی تعیین می کنند. از سویی، نتایج نشان داد سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است رابطه کیفیت روابط زناشویی و انعطاف پذیری شناختی با اضطراب بارداری را به طور معنی دار میانجی گری کند. مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت انعطاف پذیری به عنوان یک توانمندی شناختی قادر است اثرات موقعیت های سخت  را تعدیل نماید و ازطرفی، کیفیت روابط زناشویی عامل مهم در کاهش اضطراب بوده و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است به عنوان یک عامل حفاظتی در برابر اضطراب و فشارهای دوره بارداری عمل کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان