ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۴۱ تا ۵٬۹۶۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۵۹۴۱.

Estimation of Recycled Paper Demand Function in Iran: Cointegration Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
This study aims to estimate the demand function for recycled paper in the Iranian economy during the seasonal period of 2000 to 2021. The Johansen-Juselius cointegration method was used to identify the factors influencing demand in both the long and short term. Quarterly data were generated from annual figures using the Denton method, and the model was specified in a linear logarithmic form. The model’s variables include per capita consumption of recycled paper, its price, the price of virgin paper, the percentage of internet users, and Gross Domestic Product (GDP). A dummy variable was also included to account for the removal of the import tariff in 2018. The results indicate that recycled paper is a necessary and inelastic good. In the long term, it becomes an inferior good, meaning that as income and welfare increase, consumers and producers shift towards higher-quality virgin paper. In the short term, demand is influenced by changes in GDP, the price of recycled paper, and the internet. The price elasticity of demand is very low (0.012%), suggesting that price changes have a negligible impact on the quantity demanded. The error correction model (ECM) coefficient of -0.51 indicates that half of the short-term disequilibrium is corrected in each period. These findings emphasize the importance of government policies in encouraging recycling and managing the market. Given Iran's limited forest resources, focusing on this sector can contribute to economic and environmental sustainability. Future research could explore the impact of tax and subsidy policies on the paper recycling industry.
۵۹۴۲.

ارتباط نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی بر نگرش به اعتیاد: میانجی گری جوّ عاطفی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۴
هدف از این پژوهش، بررسی نقش نگرش به اعتیاد بر اساس نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده در شهر اردبیل بود. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند. تعداد ۲۵۵ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های نگرش به اعتیاد کریمی، نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، خودکنترلی هیجانی تانجی و همکاران و جوّ عاطفی خانواده برن استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که نشخوار فکری بر نگرش به اعتیاد اثر مستقیم مثبت و معنادار، خودکنترلی هیجانی و جوّ عاطفی خانواده اثر مستقیم منفی و معنادار بر نگرش به اعتیاد داشتند. اثر غیرمستقیم مسیرها نشان داد که نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده بر نگرش به اعتیاد معنادار بود. با توجه به یافته ها توصیه می شود برای آشنایی و نحوه مقابله با نگرش به اعتیاد به برگزاری کارگاه و آموزش در مدارس پرداخته شود
۵۹۴۳.

نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوار کودکی با افسردگی در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۹
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوارکودکی با افسردگی بود. در قالب یک طرح توصیفی_ همبستگی، ۳۲۴ نفر از دانشجویان دانشگاه مراغه در سال تحصیلی 1401 - 1400 به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، شرکت کنندگان پرسشنامه تجارب ناگوار کودکی، مقیاس سطوح خودسرزنشگری، مقیاس خودشفقتی و مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. برای تحلیل آماری داده ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل میانجی چندگانه استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که تجارب ناگوار کودکی با سطوح خودسرزنشگری همبستگی مثبت، با ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت و با افسردگی همبستگی مثبت داشت. همچنین خودسرزنشگری با افسردگی همبستگی مثبت و ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی با افسردگی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت دارد. نتایج تحلیل میانجی نشان داد سطوح خودسرزنشگری و ابعاد خودشفقتی، به استثنای ذهن آگاهی، ارتباط بین تجارب ناگوارکودکی و افسردگی را به صورت جزئی میانجی گری می کنند. این یافته ها حاکی ازاین هستند که تجارب ناگوار کودکی گرچه مستقیما عامل خطری برای افسردگی هستند، اما همچنین منجر به افزایش خودسرزنشگری و نیز سه بعد منفی خودشفقتی مانند خودقضاوتی، انزوا و همانندسازی افراطی شده و برعکس منجر به کاهش دو بعد مثبت خودشفقتی مانند مهربانی با خود و انسانیت مشترک شده و آنها نیز به نوبه خود منجر به افزایش افسردگی می شوند.
۵۹۴۴.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.
۵۹۴۵.

تأثیر طراحی محیطی در پیشگیری از جرم و بهبود امنیت زنان در پارک های شهری؛ مطالعه موردی پارک کاردانش بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
پارک های شهری به عنوان بخش جدایی ناپذیر شهرهای معاصر، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با رشد جمعیت شهری و افزایش چالش هایی نظیر آلودگی محیطی و گسترش فضاهای کالبدی، ضرورت توجه به امنیت این فضاها، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر مانند زنان، بیش از پیش آشکار شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی امنیت زنان در پارک کاردانش شهر بهبهان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و توزیع ۱۰۰ پرسش نامه در محدوده پارک جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری نظیر آزمون تی و هم بستگی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه قلمروبندی، مهم ترین عامل در طراحی محیطی برای بهبود امنیت زنان در پارک کاردانش است؛ به طوری که تعریف دقیق فضاهای عمومی و خصوصی به افزایش احساس امنیت کمک کرده است. همچنین، متغیر نفوذپذیری در سطح رضایت بخشی قرار دارد و رعایت سلسله مراتب دسترسی، جداسازی مسیرهای پیاده وسواره و یکپارچگی شبکه معابر به تقویت ارتباط فضایی و افزایش ایمنی منجر شده است. نظارت طبیعی و کنترل دسترسی نیز رابطه معناداری با امنیت اجتماعی زنان نشان داد؛ به گونه ای که تقویت این مؤلفه ها به کاهش ترس و افزایش حضور زنان در پارک کمک می کند. بااین حال، مشکلاتی نظیر آلودگی های محیطی و کمبود مبلمان مناسب از موانع اصلی رضایت کاربران شناسایی شد. این یافته ها بر ضرورت بهره گیری از اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) برای ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری تأکید دارد و پیشنهادهایی نظیر افزایش روشنایی، نصب دوربین های مداربسته و بهسازی کالبدی ارائه می دهد.
۵۹۴۶.

تحلیل فقهی- سیاسی فتوای حرمت سلاح های هسته ای؛ بازخوانی دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۰
در سپهر روابط بین الملل معاصر، فتوای حضرت آیت الله خامنه ای مبنی بر حرمت مطلق تولید، انباشت، نگهداری و به کارگیری سلاح های هسته ای و دیگر سلاح های کشتار جمعی، پدیده ای منحصر به فرد در تلاقی فقه، اخلاق و سیاست راهبردی است. این فتوا در سی ام بهمن ماه ۱۳۸۸ به صورت رسمی اعلام گردید و در پیِ آن در قالب پیام به نخستین کنفرانس بین المللی خلع سلاح در تهران (فروردین ۱۳۸۹) ثبت و به عنوان سند رسمی در سازمان ملل متحد به یک مؤلفه بنیادین در سیاست خارجی و دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران بدل شد؛ با این حال به رغم اهمیت آن، ماهیت و استحکام این حکم شرعی در محافل آکادمیک و سیاست گذار غربی، اغلب با بدفهمی و ساده سازی مواجه شده و به عنوان یک ابزار دیپلماتیک موقت، یک موضع گیری تاکتیکی برآمده از شرایط زمانه و یا یک حکم تغییر پذیر تفسیر شده است. این تلقی های نادرست، ضرورت یک تحلیل عمیق و موشکافانه را برای تبیین ماهیت واقعی این دیدگاه دوچندان می کند. مقاله حاضر با هدف رفع ابهام های موجود و ارائه یک چارچوب تحلیلی دقیق، به این پرسش اصلی و محوری پاسخ می دهد که ماهیت فقهی- سیاسی فتوای هسته ای آیت الله خامنه ای چیست؟ آیا این فتوا یک «حکم ثانوی» است که بر مبنای اصل «تقیّه» و برای گذر از یک شرایط اضطراری صادر شده و از این رو موقتی است؟ آیا یک «حکم حکومتی» است که بر پایه «مصلحت» نظام و در نتیجه به شرایط متغیر زمانی و مکانی و قابل تجدیدنظر وابسته است؟ یا در نهایت یک «فتوای شرعی اولیه» و دایمی است که در اصول تغیر ناپذیر فقهی ریشه دارد و از استحکام یک حکم الهی برخوردار است؟ این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای، به واکاوی مبانی نظری فقه امامیه در خصوص مفاهیم کلیدی «فتوا»، «حکم حکومتی»، «حکم ثانوی»، «تقیّه» و «مصلحت» می پردازد و هر یک از سه فرض مطرح شده را جداگانه ارزیابی می کند. در بررسی فرضیه نخست، یعنی تلقّی فتوا به عنوان یک «حکم ثانوی» مبتنی بر «تقیّه»، نتایج پژوهش نشان می دهد که این انگاره از اساس باطل است. «تقیّه» در فقه شیعه، یک راهکار دفاعی برای حفظ جان، مال یا دین در شرایط خطر و ضعف است؛ اما دارای خطوط قرمز مشخصی است. مهم ترینِ این محدودیت ها، حرمت مطلق تقیّه در اموری است که به «سفک دماء» (ریختن خون ناحق و کشتار انسان ها) بینجامد. از آنجا که ذات سلاح های کشتار جمعی، ابزار قتل عام بی گناهان و نابودی گسترده حیات هستند، استفاده از آنها تحت هیچ عنوانی، از جمله تقیّه مجاز نیست؛ افزون بر این احکام تقیّه ای معمولاً به صورت پنهانی یا بدون استناد صریح به ادله شرعی صادر می شوند؛ حال آنکه فتوای هسته ای به صورت علنی و با استناد روشن به مبانی عقلی و نقلی (مانند حرمت «ضایع کردن حرث و نسل» و «فساد فی الارض» در قرآن کریم) بیان شده است. در گام دوم، فرضیّه تلقی این دیدگاه به عنوان یک «حکم حکومتی» مبتنی بر «مصلحت» نیز رد می شود. حکم حکومتی، دستوری اجرایی است که ولیّ فقیه در مقام حاکم اسلامی برای اداره امور جامعه و بر اساس مصالح و مفاسد روز صادر می کند. چنین احکامی ذاتاً «جزئی» (ناظر به یک قضیه شخصیه)، «موقّت» و «تغییرپذیر» هستند. اما فتوای حرمت سلاح هسته ای، یک حکم «کلّی» (ناظر به یک قضیه حقیقیه)، جهان شمول و ابدی است که موضوع آن، فارغ از زمان و مکان، حرمت ذاتی یک عمل است. این فتوا محصول فرایند «اجتهاد» برای «کشف» حکم الهی است، نه یک تصمیم گیری مدیریتی برای اداره حکومت؛ همچنین مفهوم «مصلحت» در اندیشه شیعی با تلقّی ماکیاولیستی که هدف را توجیه کننده وسیله می داند، تفاوت ماهوی دارد. در فقه امامیه، رسیدن به یک مصلحت (مانند امنیت ملی) از طریق یک وسیله ذاتاً نامشروع و حرام (مانند تولید سلاح کشتار جمعی) جایز نیست. نتیجه نهایی اینکه دیدگاه آیت الله خامنه ای، یک «فتوای شرعی اولیه» است که تمامی ارکان و مؤلفه های تحقق یک فتوا را داراست. اولاً این دیدگاه در «دستگاه اجتهاد» و برآمده از فرایند استنباط از منابع چهارگانه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) شکل گرفته و یک نظر شخصی یا سیاسی نیست؛ ثانیاً بارها و به صراحت «اعلام» شده و هیچ ابهامی در آن وجود ندارد؛ ثالثاً با توجه به جایگاه دوگانه ایشان به عنوان مرجع تقلید و ولیّ فقیه، مقلدان و مهم تر از آن، تمامی ارکان نظام جمهوری اسلامی (از جمله تصویب «قانون اقدام متناسب و متقابل» در مجلس شورای اسلامی)، این فتوا را لازم الاتباع تلقی کرده و بدان «عمل» کرده اند. این فتوا دایمی است؛ مگر آنکه مجتهد به خطای خود در استنباط پی ببرد؛ حتی شرایطی مانند اضطرار نیز نمی تواند حکم اولیه حرمت را نقض کند؛ زیرا شرط تحقّق اضطرار در فقه، انحصار طریق نجات به امر حرام است که در حوزه نظامی و دفاعی با وجود سلاح های متعارف و بازدارند
۵۹۴۷.

تبیین نظام بصری حاکم بر نشان ها در فرش های ایران، هندوستان و اروپا متعلق به قرون 1۵-17 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: نشان ها، ساختارهای بصری و هویتی با ویژگی های خاصی هستند که بر روی اشیاء مختلف به کار می روند. مطالعه این نشان ها به منظور شناخت اجزای تشکیل دهنده و تحلیل مؤلفه های بصری و ضرورت های کاربردی آن ها، زمینه مناسبی برای پژوهش فراهم می کند. در فاصله قرون پانزدهم تا هفدهم میلادی، فرش ها یکی از بستر های اصلی نمایش این نشان ها بودند. اهداف و سؤال ها: هدف این مقاله، تحلیل قالی های نشان دار در بازه زمانی مشخص و جغرافیای متنوع است تا با در نظر گرفتن چارچوب های بصری نشان شناسی، تمایزات این قالی ها در مناطق مختلف تولید آشکار شود. مقاله به این پرسش ها پاسخ می دهد: 1. نشان های منعکس شده بر فرش ها قرون 15-17 میلادی از کدام عناصر بصری موجود در ساختار استاندارد نشان ها برخوردارند؟ 2. نمایش نشان ها بر فرش ها، با توجه به تحلیل مختصات آن ها از چه ضرورت های کاربردی پیروی کرده است؟ روش ها: مقاله حاضر با روش تحلیلی- توصیفی بر پایه اطلاعات کتابخانه ای نوشته شده است. جامعه آماری به شیوه هدفمند، شامل 9 تخته قالی کامل و یک قطعه قالی نشان دار از دو حوزه بافندگی آسیا (ایران و هند) و اروپا (انگلستان و اسپانیا) است که با روش تحلیل مضمون موردبررسی قرارگرفته اند. یافته ها و نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که ساختار بصری نشان های موردمطالعه، عمدتاً در مقایسه با نظام بصری استاندارد نشان شناسی، متنوع است. تعداد نشان های موجود بر قالی ها نیز از یک تا سه نشان، متغیر بود. همچنین، نمایش نشان ها بر قالی ها از ضرورت های کاربردی گوناگونی تبعیت کرده است. برخی از این نشان ها بر قالی هایی بافته شده اند که هیچ سنخیت بومی با منطقه تولید خود، (ایران و هندوستان) نداشتند. با تحلیل نشان ها و مستندات مرتبط با انتساب آن ها به خاندان های مختلف، مشخص شد که عموماً کاربست نشان بر قالی ها به منظور القای مالکیت خاندان های سلطنتی یا طبقه اشراف بر قالی های سفارشی بوده و در موارد کمتری، نشان ها با مؤسسات تجاری یا مراسم آئینی مرتبط هستند.
۵۹۴۸.

گردشگری و معمای هویت: حکمرانی چند سطحی و تعادل بین تعلقات ملی و قومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر باهدف تبیین سازوکار تحقق توازن میان هویت محلی-قومی و هویت ملی در مناطق قومی ایران، بر نقش حکمرانی چندسطحی و ظرفیت های گردشگری تمرکز دارد. پرسش اصلی این است که چگونه می توان با بهره گیری از الگوهای حکمرانی چندلایه و سیاست گذاری مبتنی بر توسعه گردشگری، همزمان به همزیستی سازنده هویت های قومی و تحکیم انسجام ملی دست یافت. این مطالعه ماهیت پیچیده مدیریت هویت در بستر چندقومیتی ایران و ضرورت عبور از رویکردهای متمرکز به الگوهای مشارکتی و تعاملی را بررسی می کند. روش شناسی پژوهش کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد است؛ داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه هویت، حکمرانی و گردشگری، بررسی اسناد و مشارکت در نشست های علمی تا اشباع نظری گردآوری و با سه مرحله کدگذاری تحلیل شده اند. مدل پارادایمی پژوهش، با مقوله هسته ای «حکمرانی چندسطحی و تعادل هویتی پایدار» و شش محور علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها، پیامدهای ایجابی و سلبی سازمان یافته است. یافته ها نشان می دهد تمرکزگرایی و ضعف در تعامل میان سطوحی، زمینه تقلیل گرایی هویتی و واگرایی قومی را ایجاد می کند و تحقق توازن هویتی به استقرار حکمرانی چندسطحی، تقویت ساختارهای بومی، توزیع عادلانه منافع و توسعه هدفمند گردشگری قومی وابسته است. تأسیس نهادهایی چون «خانه اقوام ایرانی» و ارتقاء مشارکت محلی، بنیان های تعامل و انسجام اجتماعی-ملی را شکل می دهد و صنعت گردشگری ابزاری محوری برای بازتولید وحدت در عین کثرت فراهم می آورد.
۵۹۴۹.

مطالعه تطبیقی نسبت عقلانیت و سعادت در مبانی انسان شناختی آزادی از دیدگاه مرتضی مطهری و جان استوارت میل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۰
مفهوم آزادی به عنوان محوری ترین مسئله در فلسفه سیاسی و اخلاقی، همواره در کانون توجه مکاتب فکری مختلف قرار داشته است. تمایز در تعاریف ارائه شده از آزادی عمدتاً ناشی از تفاوت در مبانی انسان شناختی هر مکتب است. در این میان، آرای جان استوارت میل به عنوان نماینده برجسته لیبرالیسم غربی و اندیشه های مرتضی مطهری به عنوان متفکر نامدار اسلامی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این پژوهش با هدف تبیین نسبت میان عقلانیت و سعادت در مبانی انسان شناختی آزادی، به مطالعه تطبیقی آرای جان استوارت میل و مرتضی مطهری می پردازد. با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به متون اصلی این دو اندیشمند، یافته های تحقیق نشان می دهد که در منظومه فکری میل، عقلانیت خودبنیاد انسانی جایگاه محوری دارد و سعادت به مثابه امری زمینی و تجربی، در پرتو انتخاب های عقلانی فرد تحقق می یابد. در این چارچوب، آزادی عمدتاً به معنای «آزادی از» مداخله (آزادی منفی) فهمیده می شود که بستر لازم برای انتخاب های عقلانی فرد فراهم می سازد. در مقابل، در اندیشه مطهری، سعادت به عنوان غایتی متافیزیکی و الهی، جهت دهنده عقلانیت است و آزادی در قالب «آزادی برای» شکوفایی فطرت (آزادی مثبت) معنا می یابد. این تفاوت بنیادین در نسبت عقلانیت و سعادت، ریشه در مبانی انسان شناختی متمایز این دو اندیشمند دارد؛ درحالی که انسان شناسی میل سکولار و عقل محور است، انسان شناسی مطهری دینی و فطرت محور می باشد.
۵۹۵۰.

گونه بندی چیدمان فضایی بهینه برای مسکن توان پذیر با استفاده از نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
در سال های اخیر با افزایش تقاضای مسکن و هزینه زمین، نیاز به واحدهای مسکونی استطاعت پذیر افزایش یافته است. نبود چیدمان فضایی مناسب می تواند کیفیت فضایی واحدها و به تبع آن کیفیت زندگی ساکنان را کاهش دهد. ازاین رو، هدف پژوهش ارائه الگوی بهینه چیدمان فضایی واحدهای مسکونی توان پذیر به کمک نحو فضا است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی متوالی اکتشافی انجام شده است؛ به این معنا که ابتدا داده ها به روش توصیفی از طریق مرور ادبیات و تحلیل محتوا استخراج شده اند. در این چارچوب، مؤلفه های مسکن استطاعت پذیر و ارتباط آن ها با شاخص های نحو فضا بررسی گردید. سپس ساختار 114 واحد دوخوابه بررسی و از طریق روش شبیه سازی و نحو فضا پس از پالایش، 40 نمونه منتخب در سه گونه دسته بندی شدند. سپس گونه ها بر اساس مؤلفه های کیفی مسکن توان پذیر ارزیابی و میانگین امتیاز هرگونه محاسبه شد. در نتیجه گیری سه گونه بهینه چیدمان فضایی شناسایی شد. در گونه اول و دوم، ورودی در انتهای طول پلان است، با این تفاوت که در گونه اول (امتیاز 7/38)، بعد از پیش ورودی، آشپزخانه در عمق دوم و مرتبط با ورودی و نشیمن قرار دارد، ولی در گونه دوم (امتیاز 3/40)، نشیمن در عمق دوم قرار دارد. گونه سوم که بالاترین امتیاز را دارد (امتیاز 9/40) ورودی از مرکز پلان است و فضاهای عمومی و خصوصی در دو طرف ورودی تقسیم می شوند. نتایج نشان می دهد الگوی بهینه، مربوط به گونه سوم بوده که پلان مربوطه آن نیز ارائه شده است.
۵۹۵۱.

تحقق دوگانه نظم/آشوب (کاسموس/خائوس) در ویژگی های بصری روزنامه ایران در دوره ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
نظم/ آشوب از مهم ترین مفاهیم دیالکتیکی نشانه شناسی لوتمان است که تعلق نظام های نشانه ای را به فرهنگ و نا- فرهنگ آشکار می کند. هدف این پژوهش دریافتن چگونگی به تصویر درآمدن این نشانه ها در سپهر نشانه ای روزنامه های دوره ناصری و مطالعه ویژگی های بصری روزنامه ایران با توجه به این دو مفهوم است. بدین منظور با ارائه الگویی تحلیلی برای درک مفاهیم مذکور و تبیین ویژگی های بصری روزنامه ی ایران، در پی پاسخ به این پرسش ها است که: کنش متقابل نظم و آشوب در یک سپهر نشانه ای چگونه باعث فهم پذیری عناصر فرهنگی می شود؟ و دوگانه ی مذکور چگونه در ویژگی های بصری روزنامه ایران منعکس شده است؟ این مقاله از نظر هدف توسعه ای و از نظر روش تجزیه و تحلیل توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی لوتمان است. شیوه گردآوری اطلاعات به روش اسنادی، جامعه آماری آن تمام شمارگان روزنامه ایران و انتخاب نمونه ها به صورت هدفمند بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ویژگی های بصری روزنامه ایران در یک فرآیند تاریخی و در پی کنش میان نظم و آشوب در سپهر نشانه ای ایران تثبیت شد و در این صیرورت با عبور از برخی هنجارهای پیشین در انتشار روزنامه ها به هویتی آمیخته دست یافت که از نزدیکی به «دیگری» فرهنگی و آمیزش با خود-الگوهای فرهنگی پدید آمده اند.
۵۹۵۲.

تحلیل تطبیقی قربانی گری، خشونت و اسطوره در سینمای یورگوس لانتیموس از منظر ژرژ باتای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۴۷
این پژوهش به تحلیل تطبیقی مفاهیم قربانی گری، خشونت و اسطوره در سینمای یورگوس لانتیموس می پردازد و آنها را در پرتو نظریات ژرژ باتای بررسی می کند. مسئله اصلی پژوهش، واکاوی چگونگی بازنمایی قربانی گری به مثابه کنشی آیینی، ساختارشکن و معنا ساز در فیلم های لانتیموس و کارکرد آن در نقد ساختارهای قدرت، اخلاق و جنسیت است. پرسش محوری آن است که لانتیموس چگونه با بهره گیری از مؤلفه های بصری، روایت های اسطوره ای و زبان سرد و آیینی خود، مفاهیم خشونت و قربانی گری را بازآفرینی می کند و در دل مناسبات اجتماعی مدرن بازمی نشاند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی انجام شده است و سه فیلم دندان نیش (2009)، خرچنگ (2015) و کشتن گوزن مقدس (2017) را بر اساس مفاهیم فلسفی، روان کاوانه و اسطوره شناختی تحلیل می کند. در این بررسی، چارچوب نظری باتای که بر پیوند میان میل، مرگ، امر مقدس و امر ممنوع تأکید دارد، مبنای تحلیل قرار گرفته است. از منظر او، قربانی گری لحظه ای است که در آن جامعه با خشونت تماس مستقیم می یابد و از خلال آن به بازتولید نظم و معنا می پردازد؛ لحظه ای که مرز میان امر مقدس و امر ممنوع درهم می شکند و تجربه ای از رهایی و گناه توأمان شکل می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد لانتیموس با تکیه بر منطق آیینی و مفاهیم کلیدی باتای، ازجمله «خشونت مقدس»، «میل و مرگ» و «امر ممنوع»، قربانی گری را در سه سطح خانوادگی، اجتماعی و آیینی بازنمایی می کند. در دندان نیش، خانواده به مثابه نظامی بسته و پدرسالار، آزادی و میل را قربانی می کند تا نظم دروغین خود را حفظ کند. در خرچنگ، جامعه تمامیت خواه، فردیت و عشق را قربانی می سازد تا انسجام ظاهری خود را بازتولید نماید. و در کشتن گوزن مقدس، قربانی گری به سطحی آیینی و متافیزیکی ارتقا می یابد که در آن مرگ، نه تنها تنبیه بلکه ضرورت حفظ نظم اخلاقی تلقی می شود. لانتیموس با بهره گیری از زیبایی شناسی سرد، نورپردازی تخت، میزانسن های متقارن و گفتارهای آیینی، خشونت را از سطح واقعیت روزمره به سطحی اسطوره ای و مقدس ارتقا می دهد؛ سطحی که در آن مفاهیم گناه، عدالت، جنسیت و قدرت به چالش کشیده می شوند. نتیجه آنکه سینمای او نه صرفاً بازتاب خشونت، بلکه بازاندیشی فلسفی و آیینی درباره مرگ، میل و رهایی است. در پرتو نظریات باتای، می توان گفت جهان سینمایی لانتیموس، تلاشی برای بازخوانی امر مقدس در بطن مدرنیته و آشکار ساختن پیوند پنهان میان قربانی، اسطوره و ساختارهای اجتماعی معاصر است.
۵۹۵۳.

طراحی مدل نوآورانه آموزش کشاورزی دیجیتال برای بهبود بهره وری و پایداری کشاورزی در مناطق روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۸
در دهه های اخیر، کشاورزی دیجیتال به عنوان ابزاری نوین برای ارتقای بهره وری و پایداری کشاورزی در مناطق روستایی شناخته شده است. در پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل نوآورانه برای آموزش کشاورزی دیجیتال، با تمرکز بر تأثیرات اجتماعی، اقتصادی و محیطی، به بررسی چالش ها و نیازمندی های این حوزه پرداخته شد. بدین منظور، از روش تحقیق آمیخته و رویکرد متوالی اکتشافی برای جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند با شانزده نفر از مدیران، متخصصان و اساتید کشاورزی جمع آوری شد و تحلیل مضمون به شناسایی نُه بعد اصلی شامل پایداری اجتماعی، اقتصادی و محیطی، نوآوری های دیجیتال، آموزش و توانمندسازی، سیاست گذاری، زیرساخت های فناورانه، هم افزایی و مشارکت ها، و تحقیق و توسعه انجامید. در بخش کمی، پرسشنامه ای مبتنی بر نتایج کیفی طراحی شد، که گردآوری داده ها از 1960 نفر از متخصصان و کارکنان آموزش کشاورزی و اساتید دانشگاهی صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که تمامی ابعاد مدل پیشنهادی تأثیر مثبت و معنی دار بر آموزش کشاورزی دیجیتال دارند؛ در تحلیل ضرایب مسیر نیز به ترتیب، بیشترین تأثیر به آموزش و توانمندسازی و سیاست گذاری و خط مشی تعلق دارد؛ همچنین، ضریب تعیین مدل و شاخص برازش کلی مدل نشان دهنده تطابق قوی مدل با داده های تجربی است. اعتبار پیش بینی مدل با استفاده از تحلیل ضرایب پیش بینی تأیید شد. این یافته ها تأکید دارند که عوامل آموزشی، فناورانه و سیاستی به ویژه توسعه مهارت های دیجیتال کشاورزان و زیرساخت های فناورانه از مهم ترین الزامات این مدل به شمار می روند. همچنین، نوآوری های دیجیتال همچون اینترنت اشیا و هوش مصنوعی در بهینه سازی فرآیندهای کشاورزی و افزایش بهره وری مؤثرند. هم راستایی این نتایج با مطالعات پیشین گویای اهمیت توجه به فناوری های نوین و توسعه آموزش دیجیتال در راستای پایداری کشاورزی است. در نهایت، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران با در نظر گرفتن این ابعاد، راهکارهایی جامع برای توسعه و گسترش آموزش کشاورزی دیجیتال طراحی کنند تا علاوه بر افزایش بهره وری کشاورزی، به حفظ منابع طبیعی و تحقق توسعه پایدار کمک شود.
۵۹۵۴.

سنجش اثر شوک نااطمینانی سیاست های اقتصادی در چرخه های تجاری بر متغیرهای کلان اقتصادی با رویکرد مدل DSGE(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۲
هدف مقاله حاضر بررسی اثرات شوک نااطمینانی سیاست های اقتصادی در چرخه های تجاری بر متغیرهای کلان اقتصادی بوده است. در این مطالعه از یک رویکرد تعادل عمومی پویای تصادفی و اطلاعات آماره بازه زمانی 1401-1368 استفاده شده است. در این مطالعه بر اساس تجزیه دوران رونق و رکود شوک وارد شده از ناحیه مؤلفه نااطمینانی سیاست اقتصادی در این دوران بر متغیرهای کلان اقتصادی بررسی شد. نتایج بدست آمده بیانگر این موضوع بوده است که در دوران رونق اثرات شوک نااطمینانی سیاست اقتصادی بر متغیرهایی مانند تولید، سرمایه گذاری، مصرف کمتر از دوران رکود بوده است و در دوران رکود اثر منفی این شوک بر متغیرهای ذکر شده شدیدتر بوده است. علاوه بر این اثر شوک نااطمینانی سیاست اقتصادی بر متغیرهای نرخ تورم، نرخ بهره و نرخ ارز نیز در دوران رونق و رکود اقتصادی مثبت بوده و منجر به افزایش در این متغیرهای اسمی شده است
۵۹۵۵.

طراحی مدل توانش صنعت مرغ گوشتی ایران در کاربست رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۷
هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی مدل توانش صنعت مرغ گوشتی ایران در کاربست رسانه های اجتماعی است. پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی است. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل: اساتید، متخصصان و خبرگان دانشگاهی در زمینه بازاریابی با دارا بودن یکی از مشخصات عضو هیأت علمی دانشگاه و صاحب نظر در خصوص بازاریابی و تجارت الکترونیک، دارای حداقل 5 سال سابقه تدریس و دارای مقالات تألیفی و پژوهش در خصوص بازار هستند که بر اساس قاعده اشباع نظری و به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 10 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است. روش تجزیه وتحلیل داده ها، مبتنی بر رویکرد کدگذاری بر اساس نظریه داده بنیاد می باشد. یافته ها نشان داد که عوامل علّی مبتنی بر: حضور دلالان، حضور مرغداران منفرد، دولت، نهادهای پشتیبان، تولیدکنندگان و حذف واسطه ها؛ عوامل مداخله گر مبتنی بر: نشر اخبار کذب، عدم امکان دسترسی برخی از جوامع هدف به رسانه ها، توسعه بی اعتمادی به جامعه، مقاومت دلالان؛ عوامل راهبردی مبتنی بر: زنجیره سازی، انسجام و یکپارچگی زنجیره ها، سیاست های دولت و نهادهای پشتیبان، معرفی محصولات متنوع صنعت مرغ، استفاده از اینفلوئنسرها، کمپین های ترویج، تخفیفات خرید، آموزش و اطلاع رسانی، توسعه تعاملات و ارتباطات؛ عوامل بسترساز مبتنی بر: اطلاع رسانی عمومی، شفافیت در اطلاعات، انتشار تجربه و نوآوری، پل ارتباطی دولت و تولیدکننده. ارتقای کیفیت، ارائه محصولات اقتصادی و مقرون به صرفه، رشد پایدار، هویت برند، حذف واسطه گری، ترویج تولید ملی، توسعه برندهای ملی و محلی، و دسترسی به بازارهای بیشتر و بهبود فرایند توزیع از جمله پیامدهای مدل هستند. بر اساس یافته ها پیشنهادهای مرتبط ارائه گردید.
۵۹۵۶.

روش شناسی مکاتب آمریکایی و بریتانیایی در اقتصاد سیاسی بین الملل: مقابله گرایی یا مشارکت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۶
به عقیده بسیاری از صاحب نظران، تولد و ظهور رشته اقتصاد سیاسی بین الملل مربوط به اوایل دهه 1970 میلادی و به دنبال برخی از بن بست های نظری و عملی در روابط بین الملل بوده است. درواقع، در همین دوران است که افرادی مانند استرنج، کاکس، کیوهین و نای، گیلپین، کاتزنشتاین و کراسنر در قالب دو مکتب بریتانیایی و آمریکایی مباحث خود را مطرح می کنند که به نظر می رسد تفاوت های مهمی نیز بین نگرش های حاکم بر این دو مکتب وجود دارد. بر این اساس، هدف، پاسخ به این پرسش است که مکاتب آمریکایی و بریتانیایی از لحاظ متدولوژیکی دارای چه نگرشی هستند؟ برای این منظور، ضمن بررسی شرایط و زمینه های تاریخی این دو مکتب، مواضع متدولوژیک مکتب های پیش گفته مورد بحث قرار گرفته اند. در این راستا، بررسی و سیر تاریخ فکری شکل گیری این رشته نیز، اختلاف بین دو مکتب یادشده را آشکار کرده و مشخص می سازد که این دو رهیافت، برای تحلیل و مطالعه پیوندِ پیچیده بین فعالیت اقتصادی در سطح بین الملل، مواضع مختلفی را از لحاظ متدولوژیکی اتخاذ کرده اند. نتیجه ای که از پژوهش به دست آمده، این است که نوعی مقابله گرایی و انشقاق از لحاظ متدولوژیک بین دو مکتب شکل گرفته است که می تواند سلامت این حوزه مطالعاتی را که افزون بر تمایز جغرافیایی؛ دارای تمایز فکری و رویکردی نیز بوده اند، در معرض خطر قرار دهد. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است و مکاتب اقتصاد سیاسی بین الملل نیز، به عنوان داده در نظر گرفته شده اند.
۵۹۵۷.

رویکرد علم سنجی به مطالعات بانکداری اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: بررسی مطالعه تحلیلی بانکداری اسلامی از سال 1985 تا 2024 و ارائه تصویری جامع از تولیدات علمی و ترسیم نقشه هم رخدادی واژگان این حوزه بر اساس مقالات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس است. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی علم سنجی است که با استفاده از شاخص های انسانی و تحلیل شبکه انجام شده است با مراجعه به پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس و جستجو در حوزه بانکداری اسلامی تعداد 13783 منبع شناسایی شد و در نهایت تعداد 1157 منبع مورد تحلیل قرار گرفت ، داده ها از ۱۹85 تا ۲۰۲4 و از نرم افزار VOSwiver استفاده شد. یافته ها: نشان می دهند که از سال 2015 به بعد تولیدات علمی این حوزه دوران رشد خود را آغاز کرده و در سال 2021 به حداکثر تعداد مقالات رسیده است. در واقع این روند رشد در سال های 2018تا 2022 به حداکثر رسیده است همچنین پرکارترین محقق به حسن محمد کبیر ( 18 مقاله)، حسن روسنی بت با 11 مقاله تعلق گرفت. همچنین در حوزه بانکداری اسلامی هستند که بیشترین تمرکز موتور بر روی موضوعات مالی اسلامی، سودآوری اسلامی، بانکداری و مالی اسلامی، رشد اقتصادی، توسعه پایدار، اثرات اقتصادی و اجتماعی، حاکمیت شرکتی سوق پیداکرده است. رویکرد مطالعات بانکداری اسلامی و توجه به نقشه و خروج جستجو به فرد جزو را که در جلسه جستجو اتفاق می افتد متمرکزشده است. نتیجه گیری: بررسی محتوای منابع اطلاعاتی تولیدشده در حوزه بانکداری اسلامی می تواند به شناسایی روند تولیدات علمی و تغییر پارادایم مطالعات در این حوزه کمک کند و نقشه راهی برای تولیدات بعدی در این حوزه باشد .
۵۹۵۸.

طراحی و اعتبارسنجی مدل کسب وکار پلتفرمی برای یکپارچه سازی خدمات مالی در گروه های بانکی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل کسب وکار پلتفرمی برای یک گروه مالی بانکی انجام شده است. چالش اصلی، نبود چارچوبی یکپارچه برای هماهنگی شرکت های تابعه و خلق ارزش مشترک در زنجیره خدمات مالی است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد ترکیبی استفاده کرده است؛ ابتدا با مرور نظام مند ادبیات، مولفه های نظری مدل استخراج شد. سپس با استفاده ازنظر 23 خبره حوزه بانکداری دیجیتال و فناوری مالی، مولفه ها تایید گردید. در مرحله بعد، روابط علی میان مولفه ها با روش DEMATEL تحلیل و ساختار سلسله مراتبی مدل با ISM تعیین شد. درنهایت، وزن و اهمیت نسبی مولفه ها توسط DANP محاسبه گردید. یافته ها: نتایج نشان داد حاکمیت پلتفرم، ارزش پیشنهادی، فعالیت های کلیدی و کانال ها بیشترین اهمیت نسبی را در مدل دارند و ستون فقرات منطق پلتفرمی گروه مالی را تشکیل می دهند. درعین حال، مولفه های حاکمیتی شامل حاکمیت داده و رگولاتور بیش از آن که به عنوان پیشران مستقیم در شبکه روابط ظاهر شوند، در نقش قیود و چارچوب های کلان حاکم بر اکوسیستم پلتفرمی عمل می کنند. اصالت/ارزش افزوده علمی: مدل نهایی ارایه شده می تواند به عنوان چارچوبی برای طراحی، پیاده سازی و مدیریت پلتفرم های مالی در گروه های بانکی به کار رود و نشان می دهد هم افزایی میان شرکت های مالی تنها زمانی محقق می شود که لایه های حاکمیت و داده به طورجدی تقویت شده و تجربه مشتری به صورت یکپارچه و شخصی سازی شده طراحی شود.
۵۹۵۹.

وقف ابتدایی بر جنین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۵
درخصوص وقف ابتدایی بر جنین، در قانون مدنی، حکم صریحی وجود ندارد و به طور کلی به تعیین حکم مسئله وقف برای معدوم به تبع موجود بسنده شده است. گروهی کثیر از فقهای شیعه و اهل سنت، وقف ابتدایی بر جنین را باطل شمرده و برای اثبات نظر خود به دلایلی همچون معدوم بودنِ جنین، اهلیت نداشتن او، امکان پذیرنبودنِ اخذ قبولی از موقوفٌ علیه و اجماع استناد کرده اند؛ درمقابل، گروهی دیگر با اتخاذ موضع مخالف، به دلایلی نظیر برخورداری جنین از حق تملک به طور مطلق، تملیکی بودنِ عقد وقف، جایگزینیِ قبول ولی یا حاکم برای جنین و ادعای وجودنداشتن اجماع متمسک شده اند. در نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و استنباطی، و ازطریق جمع آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای، هردو دیدگاه را بررسی و ادله معتقدان به آن ها را تحلیل و ارزیابی کرده و درنهایت، نظر گروه اول را که مشهور و مبتنی بر ادله محکم تری است، ارجح دانسته ایم.
۵۹۶۰.

نقد و بررسی مستندات قرآنی احمد اسماعیل درباره شناخت حجج الهی از طریق رؤیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
از دیرباز بهره گیری از رؤیا در میان مدعیان مهدویت جایگاهی ویژه داشته و چون دلایل کافی در اثبات ادعای خود ندارند با تطبیق نادرست آیات و روایات این باب، موجب انحراف در جامعه منتظر شده اند. از جمله مدعیان «احمد اسماعیل بصری» است او می گوید: حضرت یعقوب نمی دانست که یوسف وصی و نبی بعد از اوست و این مهم را بعد از رؤیای یوسف به دست آورد و برادران یوسف با این خواب توانستند نبوت یوسف را بفهمند. در نتیجه خواب می تواند راه شناخت حجت الهی باشد. هدف در پژوهش حاضر؛ تبیین و تحلیل تطبیقات قرآنی احمد بصری در دلالت آیات قرآن بر تشخیص حجت الاهی از راه رؤیا و ابطال آن ها به روش توصیفی تحلیلی است. یافته ها حاکی از آن است که عدم توجه به سیاق آیات، دخالت پیش فرض ها، سلایق شخصی در چگونگی استنباط و برداشت نادرست از روایات تفسیری و تفسیر به رأی بدون پشتوانه نقلی و عقلی مقبول، موجب تطبیق نادرست آیات قرآن بر شخص خاص انجامیده است. در پژوهش های انجام شده با موضوع شناخت حجت الاهی از طریق خواب، غالبا مستندات روایی احمد اسماعیل بصری مورد نقد و نظر قرار گرفته در حالی که تحقیق پیش رو با نگاهی جامع، مستندات قرآنی احمد اسماعیل بصری درباره شناخت حجج الهی از طریق رؤیا را در چارچوبی منطقی و استدلالی مورد نقد قرار داده و منتج است به اینکه مستندات قرآنی احمد بصری درباره شناخت حجج الهی از طریق رؤیا با معیارهای درست تطبیق سازگار نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان