مطلب پیش رو، پرسش و پاسخ درباره تحقیقی است که با عنوان فوق درسال 1377 در امور مطالعات مرکز تحقیقات صداوسیما صورت گرفته است. مجری این طرح سرکار خانم دکتر پریرخ دادستان بودهاند و سرکار خانم علیشاهی نورانی، آقای محمود احمدی نژاد و آقای محمدرضا رضایی بایندر، از مرکز تحقیقات، باایشان همکاری کردهاند.
به لحاظ اهمیت موضوع و ویژگی این شماره از فصلنامه، تصمیم گرفته شد تا حول محور تحقیق انجام شده، سوالاتی را به صورت کتبی خدمت خانم دکتر دادستان ارائه دهیم تا ایشان هم با پاسخهای کارشناسانه خود راهگشای مسیری باشند که حول آن - تاثیر تلویزیون بر کودکان - نگرانیهای جهانی به وجود آمده است.
سرکار خانم دکتر دادستان، دارای درجه دکتری از دانشگاه ژنو(سوئیس) در رشته روان شناسی ژنتیک و بالینی هستند و سالها به عنوان استاد دانشگاه تهران،مدیر دفتر تحقیقات روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و مدرس دانشگاه تربیت مدرس در این حوزه فعالیت کردهاند. گفتنی است کتاب «روان شناسی مرضی تحولی» ایشان برنده جایزه کتاب سال 1370 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است.
امیدواریم که این پرسش و پاسخ بتواند ضمن پاسخگویی به سؤالات موجود تاحدی در رفع نگرانیهای والدین و مربیان کودکان و نوجوانان و دست اندرکاران رسانه ها موثر و همچنین راهگشای مسیرهای تحقیق در این حوزه باشد.
فرهنگ بستر تحول است. تحول درهر زمینهای در حیطه فرهنگ به وقوع میپیوندد و بهطور عام، فرهنگ محل اصلی هر پدیده بشری است.
برای درک این تغییرات کافی است نظری به حرکتها و دگرگونیهای فرهنگ بشری، بیش از تاریخ تاکنون بیندازیم.
بشر هنگامی میتواند بر موج این تغییرات تفوق یابد و از نیروی آن بهره ببرد که به خود آگاهی یا آگاهی جمعی رسیده باشد؛ یعنی از علتها و ریشههای کنش های فردی و جمعی خود که ساختار فرهنگ کنشی وی را تشکیل میدهد، آگاه باشد.
خنده و خندیدن یکی از واکنشهای آگاهانه، نیمه آگاهانه و گاه ناخودآگاه آدمی است. در طول تاریخ هر فرهنگ و تمدنی، تلاشهای گوناگونی صورت گرفته است تا واکنش خندیدن را از سطح ناخودآگاه ذهن به حیطه آگاه آن بیاروند.
اصولا خنده، واکنشی روانی - فیزیولوژیکی است و پس از خندندن، فرد احساس آرامشی نسبی میکند. یکی از راههای به خنده درآوردن افراد، برنامههای طنز و سرگرمی در صداوسیماست.