پس از اعلان رسمی ابداع عکاسی در 7 ژانویهی 1839 میلادی در فرهنگستان علوم فرانسه در پاریس ، در فاصلهای کمتر از 3 سال اولین عکس در ایران توسط «نیکلای پاولوف» انداخته شد. وی به احتمال قریب به یقین از محمد شاه غازی ، پدر ناصرالدین میرزا عکاسی کرده است. از این رو میتوان گفت قدمت عکاسی ایران ، شانه به شانهی تاریخ عکاسی جهان میساید. در خصوص تاریخ عکاسی ایران مطالب متعددی نگارش یافته است، اما تاکنون بررسی جامع و کاملی در مورد مقالههای عکاسی مندرج در روزنامههای عهد ناصری و مظفری صورت نپذیرفته است...
برای کاهش هزینه ها و زمان خوابیدگی ماشین آلات صنعتی ، یکی از مهمترین اقدامات جهت پیشگیری از خرابی، بازرسی نگهداری است. بر مبنای محاسبات آماری با بنطباق میزان شکست ، مدت خرابی و زمان بازرسی با تابع توزیع نمایی نسبت به حداقل نمودن مجموع زمان های خوابیدگی بوسیله تعیین تعداد بازرسی اقدام می شود. میزان شکست بدون انجام هرگونه بازرسی نگهداری است. با توجه به اهمیت و حساسیت برخی صنایع، تعیین تعداد بازرسی با قابلیت اطمینان معین ضرورت می یابد که با استفاده از محاسبات آماری از رابطه زیر بدست می آید. روش های جایگزین برای انجام این کار با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی عبارتند از : 1- شناسایی الگو 2- بهینه سازی استفاده از توانایی شناسایی الگوی شبکه عصبی MLP به معنی یادگیری رفتار سیستم و تعمیم عملکرد گذشته به آینده در دوره عادی عمر ماشین و زمان بندی بازرسی نگهداری بر مبنای این عملکرد می باشد. تابع معیار این شبکه است که در آن تعداد بازرسی واقعی یا محاسبه شده توسط روش آماری در واحد زمان و د تابع بازرسی قابل محاسبه بوسیله شبکه عصبی است ، به طوری که تابع معیار حداقل شود. در این مقاله با استفاده از توانایی بهینه سازی شبکه عصبی و برای حداقل کردن مجموع زمان خوابیدگی ماشین از تابع معیار استفاده می شود و سرانجام برای حداقل کردن مجموع زمان خوابیدگی همراه با حداکثر کردن قابلیت اطمینان ، نسبت به حداقل کردن تابع معیار توسط شبکه عصبی اقدام می گردد. کسب نتایج جامع و ملموس به صورت ترکیب بهینه زمان خوابیدگی ( که با تعداد بازرسی رابطه معکوس دارد) و قابلیت اطمینان ( که با تعداد بازرسی رابطه مستقیم دارد) برتری نسبی روش جدید را یه منصه ظهور می رساند.
در میان فنون بلاغت دانش بیان و در میان دانش بیان فن تشبیه از جایگاه ویژه ای برخوردار است . در میان کتب بلاغی قدما تقسیم بندیهای گوناگون در باب تشبیه از حیث ارکان تشبیه صورت گرفته است ‘ چون حسی یا عقلی بودن ‘ طرفین تشبیه ‘ مطلق ‘ مقید یا مرکب بودن و... در مطالعه متون ادب فارسی به گونه ای دیگر از تشبیه برمی خوریم که در کتب قدما مستقلأ مورد بحث قرار نگرفته است ‘ اگر چه این نوع تشبیه در تقسیم بندی قدما می تواند ذیل حسی بودن مورد مطالعه قرار گیرد . در این مقاله کوشش می شود این گونه تشبیه که آن را تشبیه حروفی نامیده ایم و آن را به تشبیه حروفی تجریدی ‘ تشبیه حروفی و تشبیه حروفی (دستوری) تقسیم کرده ایم ‘ هر یک از آنها را جداگانه با ارائه شواهد وامثال از متون ادب فارسی مورد بررسی قراردهیم .
بررسی کتب تذکره شاعران نکات مهمی را در حوزه زبانشناسی فارسی‘تاریخ ادبی‘ وضعیت سیاسی و اجتماعی ادوار گذشته معلوم می دارد. به همین جهت تذکره شعرای مرآت الخیال مورد بررسی قرار گرفته و ضمن شرح حال مؤلف به موضوعاتی در خصوص تذکره نویسی اشاره شده است. از آنجایی که بخش عمده یی از کتاب شامل دوره ظهور و رواج سبک هندی است همچنین به علت تقارن زمانی مؤلف با برخی از شعرایی که از آنان نام برده شده نیز رعایت ترتیب زمانی ظهور هر یک از آنان می توان زمینه های پیدایش سبک هندی و تحول زبانی و معنوی آن را دریافت . در این مقاله سعی شده ضمن معرفی کامل تذکره مورد نظر‘جستجویی نیز در باب تذکره نویسی در ایران و هندوستان شده باشد.
سیاستهای تعدیل اقتصادی در ایران از سال 1368 به مورد اجرا درآمد که عمدتاً شامل حذف یارانهها، کاهش کسر بودجه دولت، و خصوصیسازی اقتصاد بود. این برنامهها، گذشته از اثرگذاری بر متغیرهای اقتصادی کلان در چهارچوب هدفهای کلی، رفع عدم تعادلهای داخلی و خارجی و ایجاد زمینههای لازم برای رشد اقتصادی مستمر، توزیع درآمد در کوتاهمدت و میانمدت را به طور اجتنابناپذیر تحت تأثیر قرار میدهند. به استناد متون موجود، آثار برنامههای تعدیل بر توزیع درآمد به ویژه قشرهای فقیر، نزاع برانگیزترین جنبه آثار گوناگون این برنامهها را تشکیل میدهد. به همین دلیل، قابلیت پذیرش سیاسی و امکان موفقیت تداوم این برنامهها در آینده بستگی به ماهیت این اثرها دارد. بررسی آثار توزیعی ناشی از این سیاستها نقش محوری را در این پژوهش به عهده دارد. ارزیابی وضعیت هزینههای مصرفی مناطق شهری و روستایی استان اصفهان طی دوره 1368 – 1372 (سالهای برنامه اول جمهوری اسلامی ایران) ما را به نتایج احتمالی زیر رهنمون میگردد. از این که انواع هزینههای مصرفی طی این دوره افزایش یافته میتوان نتیجه گرفت که احتمالاً وجود شرایط تورمی ناشی از سیاستهای اجرایی یکی از عوامل اصلی این افزایش بوده و این شرایط تورمی موجب افزایش شکاف طبقاتی شده است. در مناطق شهری، افزایش هزینه با بدتر شدن وضعیت تغذیهای همراه بوده است. به این مفهوم که میزان و میدان اثر شرایط تورمی در مناطق شهری استان اصفهان گستردهتر میباشد. شاید دلیل آن، وابستگی بیشتر این مناطق به نظامهای حمایتی دولت است که طی این دوره کم رنگتر شده است. اطلاعات مربوط به سطح کلان نیز مؤید آثار نامساعد اعمال سیاستهای تعدیل بر شرایط اقتصادی و به ویژه وضعیت تغذیهای ساکنان اصفهان میباشد. زیرا رفتار شهروندان اصفهانی نیز از کارکرد متغیرهای کلان متأثر بوده است، به این ترتیب که روند افزایش هزینههای مصرفی در الگوی مصرفی آنان با روند افزایش هزینههای مصرفی در سطح کلان هماهنگ میباشد. نتایج پژوهش تحقیق نشان میدهد که به دلیل وجود نظام حمایتی حاکم، در حالی که هزینههای خوراکی به شکل نسبتاً متوازنی توزیع شده است، توزیعی هزینههای غیرخوراکی بادوام کاملاً نامتوازن است.
نگارنده در این نوشتار پس از قبول واقعیت تاریخی شخصیت لقیمان حکیم به عنوان پیش فرض، به صورت عمده به نقد نظرات و مقایسههایی میپردازد که در آنها لقمان حکیم با بعضی از شخصیتهای معروف افسانهای یا تاریخی یکی پنداشته شده است. در این راستا قول به یکی نبودن لقمان حکیم با لقمان بن عاد اساطیری، ازوپ، احیقار و بلعم باعورا و الکمئون و الکمان مورد نقل و نقد قرار گرفته است و سپس صحّت انتساب کتاب امثال لقمان که در دنیای غرب با نام لقمان حکیم شهر گشته و نیز وجود حقیقی لقمان با ویژگی قصهپردازی مورد تردید قرار گرفته است.
در پایان احتمال بروز افسانهها و تمثیلهای بر ساختة با نام لقمان حکیم، مطرح و توجیه گشته است.
سهروردی و کانت، به عنوان دو فیلسوف از دو مکتب فلسفی متفاوت، هر کدام اندیشمندانی بزرگ و صاحب نظرانی نامآور در حوزة فلسفی خویش هستند. این دو فیلسوف با فاصلة زمانی بیش از شش قرن در موضوع هستیشناسی، تا اندازهای نظراتی همانند دارند، هر دو وجود را امری اعتباری و منحصر به نسب و اضافات و روابط میدانند که بودن آن در گزارهها، تنها بیانکنندة نسبت موضوع ومحمول گزارهها است که نه چیزی بر موضوع میافزاید و نه چیزی از آن میکاهد.
دقت در نظرات سهروردی به ویژه در مسألة نور ولوازم آن، ما را نسبت به آن چه گفته شد به تردید واداشته و وی را از کانت جدا میسازد و او همان گونه که ویژگیِ یک حکیم اشراقی است، هستیشناسی شهودی را ارائه میکند.
در این نوشتار نخست به صورت اجمالى موضوع گزینش در ادبیات دانش مدیریت مرور مىشود و با تبیین مفهوم و جایگاه آن با رویکرد اسلامى، پیش نیازهاى پرداختن به موضوع اصلى مقاله ارائه مىگردد. از آنجا که بخش قابل توجهى از نامهها و گفتارهاى آن حضرت در نهج البلاغه در رابطه با معیارهاى گزینش است و در این مقاله نیز مجال پرداختن به همه آنها نیست، نگارنده قلمرو بحث را به بررسى معیارهاى گزینش در نامه 53 نهج البلاغه محدود کرده است. در این راستا، مجموعه معیارها در قالب دستهبندى از مقامهایى که در این نامه به معیارهاى گزینش افراد براى آنها اشاره شده است، پىگیرى مىشود.