هدف مقاله حاضر، بررسی تأثیر تدریس درس بلوغ و نوجوانی در تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به مسائل و مشکلات دوران بلوغ است. روش این پژوهش، علی ـ مقایسه ای بوده و به مقایسه دو گروه دانش آموزانی که درس بلوغ و نوجوانی را گذرانیده اند و گروهی که این درس را نگذرانیده اند، در خصوص ابعاد چهارگانه مسائل و مشکلات جسمانی، عاطفی، دینی ـ اخلاقی و اجتماعی می پردازد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه دانش آموزان دختر و پسری که در سنین 15-13 سالگی در پایه دوم و سوم دوره راهنمایی مناطق 6 و 9 می باشند، تشکیل می دهند. تعداد دو گروه 70 نفری از بین دانش آموزان پسر و دختر مناطق یاد شده بصورت تصادفی برای تحقیق انتخاب گردید. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بوده که دارای 4 حیطه و 40 سؤال است و بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت تنظیم شده است. روایی پرسشنامه به لحاظ محتوا تأمین شده و اعتبار آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ معادل 89/0 بدست آمده است. داده های بدست آمده در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد و میانگین) و آمار استنباطی (آزمون t دو گروه مستقل) تجزیه و تحلیل شده است. به طور کلی یافته های تحقیق بیانگر این است که بین میانگین نمرات دانش آموزانی که درس بلوغ و نوجوانی را گذرانیده اند با آن کسانی که درس مزبور را نگذرانیده اند در خصوص دو بعد مسائل و مشکلات جسمانی، دینی ـ اخلاقی در سطح 05/0< P تفاوت معنادار وجود دارد، اما بین دو گروه یاد شده در خصوص دو بعد مسائل و مشکلات عاطفی و اجتماعی، تفاوت معنادار دیده نمی شود.
تاریخ روابط سیاسی و دیپلماتیکی ایران و اسپانیا به ششصد سال پیش، یعنی زمان سفر کلاویخو، سفیر پادشاه اسپانیا، به دربار تیمورلنگ پادشاه ایران باز می گردد. پیشینه حضور ایرانیان در اسپانیا را به دوره پیش و پس از اسلام می توان تقسیم کرد.
پژوهش حاضر تلاش دارد ضمن بررسی تخصصی تعاریف و چگونگی پیدایش هنر تصویرسازی ، تفاوت های این رشته تخصصی هنر را با دیگر رشته ها و سیر تحول آن را در ابتدای تاریخ بیان نماید. تصویر سازی هنری است که در طول تاریخ تا عصر حاضر بیش از رشته های هنری دیگر گسترش یافته و کاربردهای گوناگونی پیدا کرده است. بررسی آثار تصویرسازی به جا مانده از دورترین اعصار تاریخ تاکنون به ویژه دوران پیش از تاریخ، ما را با وضعیت روان شناختی ، مسائل فرهنگی و اعتقادی و روابط اجتماعی جوامع بشری آشنا می سازد. وسعت دامنه تأثیرگذاری این رشته هنری بر مخاطبین از شروع زندگی انسان در غار تاکنون از ویژگی های بارز آن است. تأسیس مقطع کارشناسی ارشد در سه دهه گذشته در دانشگاه های معتبر جهان و نیز دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، اهمیت پژوهش در خصوص این رشته تخصصی را بیش از پیش مشخص می سازد.
هدف از این تحقیق بررسی و مقایسه مهارتهای اجتماعی در دانش آموزان عادی و دانش آموزان مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان عادی پایه دوم ابتدایی تا دوم راهنمایی شهر تهران و دانش آموزان مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری 8 تا 12 ساله تشکیل می دهد که در سال تحصیلی 1381 به تحصیل اشتغال داشتند. برای بدست آوردن نمونه مورد نظر با استفاده از نمونه گیری در دسترس 30 دانش آموز دختر و پسر مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری که در مرکز اختلالات یادگیری یوسف آباد مورد تشخیص قرار گرفته بودند انتخاب شدند و برای انتخاب گروه مقایسه با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 30 دانش آموز دختر و پسر انتخاب شدند و از نظر خصوصیاتی همچون سن، طبقه اقتصادی – اجتماعی همتا گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از روش آماری تحلیل واریانس دو راهه استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که بین اسناد نیت دانش آموزان عادی و دانش آموزان مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری تفاوت آماری معنادار وجود ندارد. (P>%5 ? (1.56) =0.212). در الگوهای حل مسایل اجتماعی (پرخاشگری، کناره گیری و مساله گشایی) تفاوتها از لحاظ آماری معنادار است.(? (1.56) = 7.45, P<%10). در الگوی پرخاشگرانه پسران مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری، در الگوی کناره گیری دختران مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری و در الگوی مساله گشایی پسران عادی بالاترین میانگین را بدست آوردند. از طرف دیگر بین رفتار اجتماعی دانش آموزان عادی و دانش آموزان مبتلا به نارساییهای ویژه یادگیری تفاوت آماری معنادار وجود دارد (? (1.56) = 4.78, P<%5). در خود کارآمدی تصوری در دستیابی به اهداف اجتماعی نیز تفاوتها از لحاظ آماری معنادار است.(? (1.56) = 4.78, P<%5).
روش تعادل عمومی در مقابل تعادل جزیی مزایا و معایبی دارد که به نظر می رسد مزایای آن بیشتر است و به همین دلیل در دهه اخیر تلاش قابل توجهی صورت گرفته تا تاثیر سیاست های اقتصادی دریک مدل تعادل عمومی محاسباتی (CGE) مورد بررسی قرار گیرد. در این مدل ها به طورکلی معادلات به سه بخش تقسیم می شوند: سود صفر در کلیه بخش ها، تعادل در بازار کالا و نهاده، تعادل در درآمد و هزینه. دراین مقاله تلاش شد تا با استفاده از روابط متعارف علم اقتصاد خرد و کلان (مانند توابع تولید، هزینه و ...) اقتصاد ایران به شکل یک مدل تعادل عمومی محاسباتی شبیه سازی شده و با تکنیک مسایل ترکیبی مختلط (MCP) و استفاده از نرم افزار GAMS نتایج موردنظر حاصل شود. هدف این مقاله بررسی اثر کاهش یارانه بخش کشاورزی (فعالیت زراعت) و تغییر در نرخ مالیات بر کار، بر سطح تولید بخشی و درآمد خانوار روستایی و شهری است. اطلاعات مورد نیاز بخش های مختلف مقاله از ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1375ایران (که در حال حاضر دارای اعتبار لازم برای این روش مدل سازی است)، استخراج شد. نتایج به دست آمده بیانگر این واقعیت است که کاهش یارانه بخش کشاورزی (فعالیت زراعت) بر تولید کلیه بخش ها اثر منفی خواهد گذاشت (البته این اثر از نظر درصدی در بخش کشاورزی بیشتر از سایر بخش ها است) این سیاست بر درآمد شهری و روستایی نیز اثر منفی داشته و نکته قابل توجه این است که با کاهش به اندازه کافی دریارانه (در شرایط حدی) کاهش در درآمد شهری و روستایی (از نظر درصدی) به یکدیگر همگرا هستند. وضعیت مشابهی درتغییر مالیات بر کار وجود دارد. افزایش مالیات بر کار بر تولید کلیه بخش ها اثر منفی دارد، اما کاهش آن اثر مثبت چندانی ایجاد نمی کند
مقادیر نیاز آب مصرفی ( ETC ) محصول برنج در جلگه مازندران به تفکیک واریته های زودرس و دیررس، بر مبنای مقادیر تبخیر و تعرق پتانسیل (ETO) و ضرایب رشد گیاهی (KC) در ده ایستگاه جلگة مازندران محاسبه شد. سپس مقادیر بارش موثر (ER) به مناسب ترین روش و مقادیر آب زیرزمینی جذب شده توسط ریشه گیاه (GWC) محاسبه گردید. با کم کردن مقادیر بارش موثر (ER) و آب زیرزمینی جذب شده توسط ریشه گیاه (GWC) از مقادیر نیاز آب مصرفی (ETC)، مقادیر نیاز خالص آبیاری (IR) مشخص گردید. نتایج مطالعه نشان داد که نیاز آب مصرفی و نیاز خالص آبیاری در شرق جلگه مازندران بیشتر از غرب آن است؛ در حالی که مقدار بارش مؤثر در غرب جلگه بیشتر است. بارش مؤثر سهم بیشتری از نیاز آب مصرفی را در غرب جلگه تامین می کند؛ حال آن که این سهم در شرق کمتر است. مقادیر بارش مؤثر در منطقه بسیار کمتر از نیاز خالص آبیاری است.
"یکی از مهم ترین برنامه هایی که در نظام آموزشی انجام می شود، «برنامه درسی پنهان» است. منابع تخصصی و یافته های تحقیقاتی حوزه برنامه درسی نشان می دهد که «محیط اجتماعی مدرسه» مهم ترین عامل شکل گیری برنامه درسی پنهان است، اما در کشور ما تاکنون تلاشی در این زمینه صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با هدف «آشکارسازی تاثیر پیامدهای قصد نشده ناشی از محیط اجتماعی مدرسه بر نگرش های دانش آموزان مدارس دوره متوسطه شهر اصفهان و ارایه راهکارهایی برای کاهش پیامدهای منفی آن» در دو مرحله اجرا شد. در مرحله اول 400 آزمودنی به شیوه تصادفی از میان جامعه دانش آموزان دبیرستان های دولتی و غیرانتفاعی شهر اصفهان انتخاب شدند و با به کارگیری «روش توصیفی» و استفاده از پرسشنامه، محقق ساخته، جو اجتماعی مدارس شناسایی و مدارس به دو گروه «باز و بسته» تقسیم گردید. اعتبار پرسشنامه به روش آلفای کرانباخ 0.88 بود و روایی محتوای آن به تایید 8 نفر از متخصصان رسید. از شاخص های آمار توصیفی، آماره آزمون «تی» مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) برای تحلیل داده ها استفاده شد. در مرحله دوم برای تبیین پیامدهای پنهان و پاسخ به سوال های تحقیق از «روش کیفی» مصاحبه نیمه سازمان یافته (با 45 دانش آموز از مدارس باز و بسته) و مشاهده استفاده شده تحلیل داده ها و روایی و اعتبار ابزار در این مرحله متناسب با روش های کیفی انجام شد. برای اعتبار بخشی و نتایج و راهکارها از نظر جمعی از متخصصان و صاحبنظران تعلیم و تربیت در سطح کشور نیز استفاده گردید.
نتایج پژوهش نشان داد که بین جو مدارس «باز و بسته» «دخترانه و پسرانه» تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین تاثیر پیامدهای پنهان بر دانش آموزان مدارس «باز و بسته»، «دخترانه و پسرانه» به طور قابل ملاحظه متفاوت است."