در زبان روسی، وجه تمایز جمله، به عنوان یک واحد نحوی، از کلمه ترکیب (c?o?oco?e???e) بار خبری یا پیام آن است. نهاد و گزاره به عنوان ارکان اصلی جمله حامل این پیام ها هستند، که در ساختار ظاهری جمله، حداقل وجود یکی از آن ها ضروری است. رابطه نحوی نهاد و گزاره یعنی مطابقت در شخص، شمار و جنس را می توان بر حسب نوع نهاد در جمله، تعیین نمود. چنانچه در جمله، نهاد گرامری باشد، رابطه مطابقت و هماهنگی برقرار است. که در این رابطه، گزاره تابعی از نهاد است و در مقوله های گرامری جنس، شخص و شمار از نهاد پیروی می کند. اگر نهاد این ویژگی های گرامری را نداشته باشد، رابطه مطابقت و هماهنگی نیز میان نهاد و گزاره وجود نخواهد داشت. و چنانچه در جمله نهاد منطقی باشد، رابطه آن با گزاره، از نوع هدایت نحوی است. یعنی به گونه ای است که حالت گرامری نهاد را گزاره فعلی مشخص می کند و در این صورت، نهاد تابعی از گزاره است.
از دیدگاه لیوتار پسامدرنیسم به معنای بی اعتنایی به کلان روایتهاست. در آثار جیمز جویس تمایلات ادبی، فلسفی و دینی پسا مدرن را می توان پی گرفت. این مقاله به پی گیری بی اعتنایی به کلان روایت هایی چون دین، مارکسیسم ، هگلیانیسم و روشنگری در رمان بیداری خانواده فینگانها، واپسین رمان جیمز جویس، می پردازد. جاه طلبی خصیصه بارز ساکنان دنیای این رمان است. در این رمان کلان روایت ها آسیب پذیر شده و به تلخی نقد می شوند. در راستای ابراز بی اعتقادی به کلان روایت ها، جویس از شگردهای ادبی پسامدرنیسم بهره می گیرد. جویس به روشنگری و دین بی اعتناست و به هجو آنها می پردازد. او همچنین اصل بنیادین مارکسیسم و هگلیانیسم را مورد سوال قرار می دهد. در بیداری خانواده فینگانها درونمایه های پسامدرن بسیارند. بیداری خانواده فینگانها رمانی پسامدرن است.