در طی آخرین دهه قرن بیستم، همراه با توسعه و تکامل فوق العاده سریع ارتباطات رایانه ای و گسترش روزافزون دسترسی مردم جوامع مختلف به اینترنت و شبکه های رایانه ای، کوشش های نظری بسیاری صرف یافتن الگوهای مناسب برای مطالعه اینترنت و ابعاد و تأثیرات سیاسی و اجتماعی آن گردید. در جریان این تلاش ها مفهوم حوزه عمومی در چارچوب نظریات جامعه شناختی یورگن هابرماس جایگاه برجسته ای یافته است. پژوهشگران در این زمینه معمولاً درصدد پاسخگویی به این سؤال بوده اند که آیا ارتباطات رایانه ای در اینترنت می تواند زمینه توسعه سیاسی و تقویت دموکراسی را از طریق احیای حوزه عمومی فراهم سازد؟ پاسخ دادن به این سؤ ال قبل از هر چیز نیازمند آن است که بدانیم آیا اصولاً ایده حوزه عمومی مدل نظری مناسبی برای پژوهش در این زمینه است یا خیر؟ کارهای نظری و پژوهش های انجام شده طی سال های اخیر که به برخی از آن ها در این مقاله اشاره شده است هر یک بعضی از ابعاد مفهوم حوزه عمومی را مورد توجه قرار داده و آن را در بررسی رابطه اینترنت با سیاست و قدرت و تأثیرات متقابل آن ها به کار برده اند. از این بررسی ها چنین برمی آید که مفهوم حوزه عمومی از نظر اکثر محققان الگوی نظری مناسبی است ولی به جز موارد معدودی، همه نویسندگان این الگو را نیازمند جرح و تعدیل و یا تطبیق با شرایط خاص ارتباطات رایانه ای و تحولات اخیر در جوامع گوناگون می دانند.
امروزه, فلسفه اسلامى, با توجه به پیش رفت علوم, نیازمند آن است که در حرکتى پویا خود را به روز و کارآمد نماید تا نشان دهد که در پاسخ گویى به پرسش هاى جدید نیز تواناست. به نظر مى رسد که فلسفه اسلامى مى تواند بیشترِ پرسش هایى را که در حوزه هاى گوناگون فلسفه ـ در دنیاى امروز ـ مطرح است, پاسخ دهد. اما وظیفه تبیین این پاسخ ها و طراحى آنها بر اساس مبانى فلسفه اسلامى برعهده پژوهش گران این حوزه است. این مقاله کوشیده است تا با بررسى یکى از مقولات فلسفى نوین; یعنى فلسفه هنر و زیبایى شناسى در نظام فلسفى ملاصدرا, گامى نو در پاسخ به پرسش هاى جدید فلسفى برداشته و روشى را براى بازسازى اندیشه هاى فیلسوفان اسلامى در حوزه هاى جدید فلسفه, ارائه نماید.
به منظور بررسـی رابـطة سبکهای اِسـنـاد (تبیین) با رخدادهای استـرسزای زنـدگـی و سلامت عـمومـی، تعداد 120 آزمودنـی به روش نـمونهگیری تـصادفـی چندمرحلهای انتـخاب شدند. آزمودنـیها پس از تکمیل پرسشنامة سبک اسناد، مقیاس ارزیابی سازگاری مجدد اجتماعـی و پـرسشنامة سلامت عمومـی، بر اساس نمرههایی که در پـرسشنامة سبک اسـناد به دست آورده بـودنـد، در دو گروه خوشبین (49 =n) و بـدبین (42 =n) قرار گرفتند. مقایسة میانگین ها نـشان داد که بـین افـراد خوشبین و بدبین از لحاظ تعداد رخدادهای استرسزای زندگی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P)، اما از لحاظ میزان سازگاری مجدد مورد نیاز ناشی از این رخدادها (05/0>P) و نیز سلامت عمومـی (01/0>P)، تـفاوت میان آنها معنـادار بود. علاوه بر این، تـحـلیـل رگرسیـون چـند متـغـیـری هـمـزمـان نـشـان داد که رخدادهای استرسزای زندگی و سبک تبین آزمودنیها، توانایی پیشبینـی سلامت عمومـی آنها را داشتند (001/0>p)، به طوری که سبـک تبیین با %99 اطمینان، بـهترین متغیر پـیشبینـی کنندة تغییرات در سلامت عمومی افراد بود.
امروزه در عصر انفجار اطلاعات هستیم، عصری که فناوری اطلاعاتی زندگی افراد را عمیقاً تغییر داده است. روشهای گردآوری، ذخیره، بازیابی، انتقال و اشاعه اطلاعات، متفاوت گشته است. دراین میان دسترسی به اطلاعات سازمانیافته درکانون توجه قراردارد و این امر در راستای بهبود ارائه خدمات و دسترسی کاربران به اطلاعات مناسب در کوتاهترین زمان ممکن، مطرح میباشد. از آنجا که علم کتابداری همگام با تغییرات رخ داده در دانش اطلاعرسانی، صورت متفاوتی یافته، دراین مقاله سعی بر آن است که درگاههای اطلاعاتی و کاربرد آنها درکتابخانهها شرح داده شود و اهمیت آنها مورد بررسی قرار گیرد
شبکهکردن کتابخانهها به عنوان یکی از مهمترین اجزای تسهیلات پایه در کشور، از نظر زمینهسازی برای مشارکت در دسترسی به اطلاعات، نقش اساسی ایفا میکند. اگرچه روشهای سنتی نمایهسازی یا دسترسی به متون همچنان به حیات و توسعه خود ادامه خواهند داد، اما به زودی شبکهکردن کتابخانهها به مدل و جهتگیری جدیدی در توسعه کتابخانه تبدیل خواهد شد. نویسنده، با بحث درباره وضعیت کنونی اشتراک اطلاعات در کتابخانههای چینی، به تحلیل عوامل مؤثر بر اشتراک اطلاعات پرداخته است و پیشنهاد میکند که با به هم پیوستن اطلاعات پراکنده و نامنسجم و فراهم آوردن مخزنی باز و مشترک از منابع اطلاعاتی که سبب ترویج اشتراک منابع در جامعه میشود، در هر منطقه، یک مرکز شبکهسازی تعاونی برای کتابخانههای منطقهای تأسیس گردد.
سید اجل شمس الدین عمر بخاری، از بخارا برخاست؛ اما از آنجا که بخارا و بهطور کلی منطقه ماوراءالنهر از روزگار فروپاشی سامانیان در دست سلسله ترکنژاد قراخانیان قرار گرفت و این وضعیت کمابیش تا حمله مغول به ایران ادامه داشت، آگاهیهای کمی از آن دیار در منابع فارسی زبان باقی ماند. چنانکه ایرانیان تنها از طریق نوشته های رشیدالدین فضلالله که تقریباً با سید اجل معاصر بود، با وی آشنا شدند و ظاهراً در ایران کسی چیزی بیش از آن درباره این وزیر ایرانی تبار مغولان چین نمی دانست. بهطور طبیعی، هرچه از روزگار زندگانی سید اجل گذشت به علت استقلال ایران و جدایی ایلخانان ایران از خاقانان مغولی چین و جغتاییان حاکم بر فرا رود این اطلاعات کمتر نیز شد. به طوری که وقتی یکی از نوادگان سید اجل در ایران قرن 10ق/16م به ذکر نسب خود تا به سید اجل بخاری پرداخت، کمتر کسی متوجه شد که منظور از این نیای بزرگ کیست؛ یا اگر هم شد در منابع بعدی بازتابی نیافت. در روزگاران جدید و معاصر نیز به علت جدایی مطالعات ایرانشناسی از پژوهشهای مربوط به چین و عدم آشنایی این دو ملت کهنسال از زبان یکدیگر، این فرصت بهدست نیامد و ظاهراً کسی متوجه وجود نوادگانی از سید اجل در ایران نگردید. مقاله حاضر بر آن است تا به معرفی نوادگان وی در ایران بپردازد.
فکر تاریخ جهانی، چرا و چگونه و چه هنگام پیدا شد و چه مراحلی را از سر گذراند؛ و در هر مرحله چه تأثیراتی بر تاریخ نگری و تاریخ نگاری بر جای نهاد؟ جهانی شدن جریان تاریخ و علل و عوامل بهوجود آورنده اش، چه تأثیرات و پیامدهایی در عرصه تاریخ نگری و تاریخ نگاری داشته اند، یا خواهند داشت؟ مقاله حاضر تأملی است پیرامون این پرسش ها. به نظر می رسد که جهانی شدن و جهانیسازی جدید و معاصر را بدون بررسی و درک ریشه ها و پیشینه های تاریخی آن و از جمله ریشه و پیشینه مفهوم «تاریخ جهانی» و یا «تاریخ انسانیت واحد» نمی توان به درستی فهم کرد.
کشور ما در طول حیات پرفراز نشیب خود و در رویارویی با فرهنگ های مختلف، بر اساس اصل انعطاف پذیری فرهنگی، فرهنگ بیگانه را در ظرف فرهنگ و هویت خود باز تفسیر کرده است. پس چگونه است که طی یکصد سال گذشته در برخورد با فرهنگ غرب دستخوش نوعی بلاتکلیفی شده است؟ در پاسخ، مقاله به تحلیل موارد زیر پرداخته است: اولا این بود تکلیفی ناشی از فقدان معرفت شناسی فلسفی روشنفکرها، نسبت به این تمدن بوده است، زیرا شناخت ما از عرب یک شناخت جغرافیایی و متکی بر داوری مدرنیزسیونی بوده است، در حالی که غرب یک مفهوم فلسفی چند بعدی است که شناخت آن نیازمند تاملات فلسفی است. ثانیا فهم روشنفکر ایرانی از تمدن غرب یک درک صوری و برپایه جلوه های ظاهری بوده است، نه برداشتی مدرنیته ای. ثالثا قضاوت او در مورد مغرب زمین متکی بر ترجمه متون دست دومی بوده، بنابراین نه تنها واقعیت های پنهان غرب، بلکه لایه های فرهنگی جامعه خودی را نیز به خوبی درک نکرده بود. به این دلیل به جای غرب فهمی، اسیر غرب زدگی شد.
ظهور و گسترش پدیده «اینترنت» و رشد روزافزون تجارت الکترونیکی، تحول در ساختارهای سنتی مرتبط با امور اداری و تجاری را اجتنابناپذیر ساخته است. در این راستا، برخی از مسائل همچون همگامی با ضرورتهای جدید دنیای تجارت (سرعت، ارزانی و همسانی اسناد الکترونیکی با دادهها)، اندیشه ثبت الکترونیکی را تقویت کرده است. در این مقاله، با تأکید بر نقش دفاتر اسناد رسمی فعلی و اصول و قواعد ثبت اسناد، به بررسی ابعاد حقوقی ثبت الکترونیکی خواهیم پرداخت. تحلیل مواد قانون تجارت الکترونیکی، قانون ثبت اسناد و املاک، قانون دفاتر اسناد رسمی، آییننامه دفاتر خدمات الکترونیکی و مطالعه تطبیقی با حقوق آمریکا و قانون نمونه دفاتر اسناد رسمی آن کشور، راهگشای حل بسیاری از مسائل و پاسخ به پرسشهای مطرح در زمینه ثبت الکترونیکی خواهد بود.