همسوسازی قوانین داخلی با مقررات مربوط به جنایات در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری (اساسنامه رم) از بعد آثار الحاق ایران به دیوان اهمیت زیادی دارد. در مورد جنایات جنگی با توجه به اینکه هنوز ایران به دو پروتکل الحاقی به کنوانسیون های ژنو ملحق نشده؛ الحاق به دیوان صرف نظر از تعهدات بین المللی فعلی ایران، متضمن قبول تعهدات اسناد مزبور است. در مورد جنایت نسل زدایی و مصادیق آن، با توجه به الحاق ایران به کنوانسیون منع نسل زدایی (قانون اجازه الحاق دولت ایران به قرارداد بین المللی جلوگیری از کشتار جمعی (ژنوسید) مصوب30/9/1334)، مشکلی در الحاق به دیوان برای کشور متصور نیست. درباره جنایات علیه بشریت دو گزینه موجود است که انتخاب هر یک خالی از مشکلات نیست؛ انتخاب گزینه «رعایت ضوابط اساسنامه دیوان» مطابق اهداف دیوان است، ولی به مصلحت کشور نیست. گزینه دوم «لحاظ معیارهای داخلی در قانون مجازات اسلامی» هرچند می تواند مشکل گشا باشد ولی با این انتخاب مشکل کلی اجرای برخی مجازات های داخلی در مورد مساله شکنجه همچنان باقی می ماند.
ارتـبـاط مذهب بـا مـکان کنترل، از جـملـه مـوضوعات بحث انگیزی است که نتایج پژوهشیِ متناقضی به همراه آورده است. پژوهشهای انجام شده دربارة تفاوت دو جنس در زمینة مذهب و مکان کنترل نیز هم سو نبوده اند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط نگرش مذهبی با مکان کنترل، و تفاوتهای جنسیتی در این متغیرها در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بود. دادههای حاصل از 179 دانشجو (96 پسر و 85 دختر) در مقطع کارشناسی و در رشته های علوم فنی و مهندسی، علوم انسانی، و علوم پایه که به شیوه نمونه گیری خوشهای و تصادفی انتخاب شده بودند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادند که در دانـشجویان دخـتر، بین مذهب بـا مکان کنترل درونـی ارتـبـاط معنادار وجود دارد. میـانگین نـمره دانـشجویان دخـتر در نـگرش مذهبی و مؤلفههای آن، به طور معناداری بیشتر از دانشجویان پسر بـود، درحالیکه میانگین نـمرة دانـشجویان پـسر در مکان کنترل درونی به طور معناداری بالاتر از دانشجویان دختر بود. نتیجة این پـژوهش دربـارة ارتـباط نگرش مذهبـی بـا مکان کنترل درونـی میتواند این تصور قالبی را که نـگرش مذهبـیِ قویتر، لزوماً بـاعث به وجود آمدن مکان کنترل بیرونـی در افراد مذهبی میشود، مورد تـردید قرار دهد. تـفاوت دو جـنس در نگرشهای مذهبـی و مکان کنترل نیز برای پژوهشگران، به خصوص روانشناسانی که در زمینه مذهب و تـفاوتهای دو جـنس مـطالعه میکنند، تـلویحات مهمی در بر دارد.
در این پژوهش به بررسی تاثیر آموزش جرات ورزی بر مهارتهای اجتماعی، اضطراب اجتماعی و ابراز وجود در دانش آموزان پسر سال اول دبیرستانی پرداخته شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر سال اول دبیرستانهای شیراز است که از میان آنها 60 نفر به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه 30 نفری آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارتند از پرسشنامه ابراز وجود، مقیاس درجه بندی میلر و ایسلر و پرسشنامه اضطراب اجتماعی واتسون و فرند. برای اجرای پژوهش از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. نتایج تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری نشان دادند که آموزش جرات ورزی باعث افزایش مهارتهای اجتماعی، ابراز وجود و کاهش اضطراب اجتماعی می شود.
مقاله حاضر تلاشی است برای معرفی و بررسی قطعه سوم از مجموعه اشعار تاسی از قرآن الکساندر سرگییویچ پوشکین که با الهام از مفاهیم قرآن کریم سروده شده است. نویسندگان بزرگ روسیه با بهره گیری از مفاهیم قرآن کریم‘ آثار جاودانی ازخود به یادگار گذاشته اند که این آثار‘ در عین جذابیت برای خوانندگان مشرق زمین‘ متاسفانه به دلایلی نامشخص‘ کمتر مورد توجه مترجمان و محققان ایرانی قرار گرفته اند. قطعه سوم مجموعه اشعار تاسی از قرآن پوشکین یکی از بارزترین و زیباترین آنهاست که با الهام از مفاهیم آیات مختلف سوره عبس سروده شده است. در این مقاله‘ ضمن تحلیل و بررسی قطعه سوم ازمجموعه 9 قسمتی تاسی از قرآن وی ‘ سعی شده تا آیاتی از قرآن کریم را که منبع الهام و پیدایش این قطعه اند‘ نشان داده شود. این اشعار بازتاب شرایط روحی و روانی پوشکین در دوران سخت تبعید در شمال روسیه در روستای میخائیلوفسکویه است. او با بهره گیری ا زمفاهیم قرآنی و با سرودن این اشعار‘ روحیه و امید به آزادی را در خود تقویت می کرد.
هویت ایرانی ریشه در اسطوره هایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آنها را خلق کردند و استمرار بخشیدند، و داستان های حماسی درباره شاهان پهلوی و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران، پشتوانه های فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملی را تقویت می کرد. از سپیده دم تاریخ تا کنون ایرانیان، به رغم آنکه ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده و گاه با انقراض سلسله شاهنشاهی سرتاسر کشور به دست بیگانگان افتاده، هیچ گاه هویت خود را فراموش نکردند و در سخت ترین روزگاران که گمان می رفت همه چیز نابود شده حلقه های مریی و نامریی هویت ملی چنان آنان را با یکدیگر پیوند داده که توانستند ققنوس وار از میان تلی از خاکستر دگربار سر برآورند.
تکثر و تنوع ادیان مختلف امری بدیهی و حقیقی است که از زمانهای گذشته مورد توجه بوده است. اما نکتهی مهمی که دورهی جدید را با گذشته متمایز میکند، سؤال از اصل وجود تکثر ادیان نیست که «آیا ادیان متعددی در عالم تحقق دارند یا نه؟»، بلکه سؤال از ربط و نسبت ادیان متکثر با حقانیت و نجات آنهاست. آیا همهی ادیان بر حقاند یا تنها یک دین حق (صادق) وجود دارد؟ آیا پیروان ادیان مختلف بر طریق نجات و رستگاریاند یا فقط پیروان یک دین اهل نجاتاند؟
کثرت گرایی دینی نسبت به مفاهیم حقیقت دینی، نجات و مفاهیمی از این دست ملازمت دارد، که هر کدام از این ابعاد ناظر به مسألهای از مسائل مندرج در تکثر ادیان است. هیک خود به این موضوع توجه دارد و لذا فرضیهی کثرت گرایانهی وی چند وجه دارد. از میان مسائل مختلف در باب کثرت دینی مهمترین دغدغهی هیک معطوف به آن دسته از مدعیات سنتی است که برای مرجعیت یگانهی مسیحیت (مطلق گرایی) اقامه میشود. ادعای سنت گرایان این است که فقط دین مسیحیت طریق نجات را ارائه میدهد. بر همین اساس، آموزهی «نجات» عمدهترین موضوع الهیاتی است که در پیدایش و بسط نظریات انحصارگرایانه، شمول گرایانه و کثرت گرایانه دخیل بوده است. براساس تفکر سنتی مسیحیت، نجات صرفا به وسیلهی اعتقاد به ربوبیت حضرت عیسی مسیح علیهالسلام میسر است. اعتقاد درست شرط لازم نجات است این دیدگاه که انحصار گرایی نجات شناختی نامیده میشود بر آن است که نجات و رستگاری صرفا از طریق مسیحیت به دست میآید. شمول گرایان نیز معتقدند که مسیحیان و نیز کسانی که در عمل مسیحیاند - هر چند نام مسیحی ندارند - اهل نجاتاند. اما هیک معنای جامع و کثرت گرایانهای از مفهوم نجات عرضه میکند، که براساس آن، در همهی ادیان میتوان بهرهای از حقیقت و نجات پیدا کرد؛ بدین ترتیب همهی ادیان جهان طرق نجاتی را برای پیروان خود فراهم میآورند. بنابراین در بررسی این موضوع باید به این امر توجه داشت که موضوع کثرت گرایی دینی در مسیحیت به عنوان یک نظریهی نجات شناختی، ناشی از واکنشی است که نسبت به اعتقاد ویژهی مسیحی درباره نجات و رستگاری مطرح شده است. در این مقاله، که هدف آن تحلیل و بررسی نظریهی «کثرت گرایی دینی نجات شناختی» جان هیک است، پس از تبیین دیدگاه هیک و نقد و بررسی آن، دیدگاه استاد مطهری و استاد جعفری را در خصوص نجاتمندی سایر ادیان تبیین میکنیم.
در این مقاله ، هدف ورود به مباحث فنی و گاه پیچیده زبان شناسی نیست بلکه بیان یک واقعیت بسیار ساده و در عین حال ، قابل استفاده در امر واژه سازی زبان فارسی است . بدین معنا که با توجه به عملکرد طبیعی زبان برای بی نیاز کردن آن از خیل لغات و تعبیرات و اصطلاحات بیگانه ، طریقی بسیار ساده و در دسترس ، اما تقریبا فراموش شده در اختیار ماست که با شناسایی محققانه آن ، مقداری از مشکل واژه سازی و معادل گزینی برطرف می شود و آن عبارت است از به کارگیری مجدد واژگان کهنتر زبان ، که به دلیل تحولات آوایی و فرآیندهای واجی ، شکل جدیدتری از آنها در زبان پدید آمده است که ...
خواجه یوسف همدانی از عارفان بزرگ قرن پنجم هجری است. او یکی از موجدان بزرگ طریقت نقشبندیه و پیشرو طریقت خواجگان و از عارفان صاحب کرامت است و به اعتبار کراماتش از ارتباطات ذهنی خاصی برخوردار بوده است. در این مقاله با استناد به اقدم منابع، به بررسی و نقد و تحلیل زندگی، احوال، آثار، شاگردان، روایات و کرامات او می پردازیم.
این نوشتار، با تکیه بر این نکته که رویدادهای فرهنگی صد سال اخیر ایران و جهان عرب سخت شبیه هم است، دو نشریه جریان ساز ایرانی و مصری - سخن و آپولو - را مورد بررسی قرار می دهد. هنوز صدای این دو نشریه تاثیرگذار را که حلقه پیوند ادبیات سنتی و مدرن به شمار می روند، می توان از دیواره زمان شنید. در این مقاله ابتدا به اجمال این دو نشریه که به همت خانلری و ابوشادی منتشر می شدند، معرفی شده است. در پایان به برخی قدر مشترک های این دو نشریه اشاره شده است؛ قدر مشترک هایی مانند وارد کردن حال و هوایی جدید در حوزه شعر، گسترش شعر تمثیلی و نمایشی، وضع مبانی و معیارهای جمال شناسی جدید، رویکرد اعتدالی به ادبیات اروپا به ویژه شعر، ترجمه و نقد؛ چاپ و انتشار آثار شعری و تحقیقاتی مدرن، معرفی و شناسایی بسیاری از چهره های شاخص ادبیات عرب و ایران برای اولین بار، به دور بودن هر دو نشریه از گرایش های سیاسی و حزبی و نظریه پردازی و جریان سازی هر دو نشریه در حوزه شعر.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی با کیفیت دوستی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان 16-15 ساله دبیرستانی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 83-1382 می باشد. از میان این افراد 200 نفر (103 نفر پسر، 97 نفر دختر) به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش سبک های دلبستگی از پرسشنامه سبک های های دلبستگی کولینز و رید (1990) استفاده شد و کیفیت دوستی با استفاده از پرسشنامه دوستی و عدم دوستی ریسمن و بیلنگهام (1989) اندازه گیری شد.
نتایج نشان داد بین سبک دلبستگی ایمن و کیفیت دوستی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و کیفیت دوستی رابطه منفی وجود دارد. همچنین بین سبک دلبستگی اضطرابی - دوسوگرا با مولفه های دوستی ارتباط منفی به دست آمد.
بر اساس یافته های این پژوهش جنسیت آزمودنی ها نقشی در نوع سبک دلبستگی آنها ندارد. اما تفاوت معناداری در میانگین سه سبک دلبستگی (بدون توجه به جنسیت) به دست آمد که آزمون تعقیبی شفه نشان داد بیشترین سهم را سبک دلبستگی ایمن به خود اختصاص داد و سبک ناایمن اضطرابی - دوسوگرا در مرحله بعد و کمترین میانگین مربوط به سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی بود.
در میزان کیفیت دوستی دو جنس تفاوت معناداری به دست آمد که این تفاوت به نفع پسران است. همچنین سبک دلبستگی ایمن، مقدار 8.6% از واریانس کیفیت دوستی را تبیین می کند.
هدف اصلی پژوهش حاضر آموزش مهارت های اجتماعی در کاهش میزان کمرویی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه 17-14 ساله بود. جهت نمونه گیری از بین مناطق آموزش و پرورش شهر تهران یک منطقه به صورت تصادفی ساده انتخاب شد. از میان آن دو دبیرستان دخترانه در مقطع متوسطه انتخاب، به 400 نفر دانش آموزان دختر پرسشنامه کمرویی داده شد. از بین آنها 30 نفر که بیشترین میزان کمرویی را دارا بودند انتخاب گردیدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند. به 15 نفر آنها به عنوان گروه آزمایش آموزش مهارت های اجتماعی در طی 10 جلسه داده شد. به 15 نفر دیگر به عنوان گروه کنترل هیچ نوع آموزشی داده نشد.
ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه کمرویی بود. در این پژوهش به منظور مقایسه بین دو میانگین از آزمون T برای گروه های مستقل استفاده شد که تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS صورت پذیرفت. نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد که بیانگر اثر بخش بودن آموزش مهارت های اجتماعی بر کاهش کمرویی می باشد.
کلید واژه: