تنوع و گستردگی خدمات و منابع کتابخانه بریتانیا سبب گردیده که این کتابخانه به عنوان دنیای دانش شناخته شود. در مقاله حاضر، بخشهای گوناگون کتابخانه بریتانیا، خدمات، منابع و فهرستهای آن معرفی گردیده و توضیحاتی پیرامون هر کدام داده خواهد شد.
اطلاعات کارکردی دوگانه و کاملاً متناقض دارد و چون شمشیری دو دم از یکسو به عنوان مظهر اندیشه و خلاقیت ناشی از ایجاد و بیان پیوندی خارج از عرف میان امور تلقی میشود و مرزهای ناشناخته دانش را در مینوردد و به عرضة ایده و رهیافتی به غیر از اشکال و نمودهای متعارف منجر شده، دستمایة زایش اطلاعات آتی است. و از سوی دیگر، بیانگر روابط و مناسبات جدید و ابزاری برای تفوّق و توانمندی و بهانه ای جهت اثبات حقانیت و حفظ اریکة قدرت و متعاقب آن تضعیف، تمسخر و به چالش وا داشتن طرف مقابل است.
این مقاله به تشریح توسعه رویکردی عملی درفراهم سازی تسهیل دانش در یک سازمان پژوهشی بزرگ میپردازد. مقاله از نوع مطالعه موردی است که با بررسی آزمایشگاه علوم و فناوری و صنایع نظامی انگلیس (آفصا) و رویکرد بخش خدمات دانشی آن، به تسهیل سازی دانش پرداخته است. از یافته ها میتوان به در دسترس بودن آسان متخصصان موضوعی/اطلاعاتی سازمان، همچنین شکل گیری غیر رسمی شبکه های دانشی موازی با شبکه های رسمی درون سازمان اشاره کرد که باعث میشود جمع آوری و استفاده از اطلاعات به نحو مؤثرتری انجام گیرد. در این پژوهش خدمات مؤثر، فلسفه و ابزار بهبود استفاده مؤثر و مجدد از اطلاعات و دانش واحد معرفی میشود. علاوه بر این، حرکتی ثابت از تدارک خدمات استاندارد به سوی یک فضای کارشناسی اطلاعاتی وجود دارد. از مفاهیم نو ارائه شده در این مقاله، ارائة تعریفی مجدد از نقش خدمات کتابخانه و اطلاع رسانی است که با نیازهای قرن بیست و یکم تطابق بیشتری دارد
سمینار مدیریت اطلاعات، یکی از درسهای دوره دکترای کتابداری و اطلاع رسانی است. به نظر میرسد سرفصل رسمی فعلی این درس و درسهای پیش نیاز آن ابهامهایی دارد. هدف اصلی از بررسی حاضر، روشن کردن حدود و ثغور عناوین مورد بحث در موضوع مدیریت اطلاعات در بافت کتابداری و پیشنهاد یک سرفصل برای آن میباشد. بدین منظور، تلاش خواهد شد تا با استفاده از بررسی بسامدی کلیدواژه های اختصاص یافته به مقالات مربوط به این موضوع در بانک اطلاعاتی لیزا و بررسی تحلیلی محتوای چکیدهها، به تعیین مؤلفههای اصلی مورد بحث در مدیریت اطلاعات پرداخته شود. اهداف فرعی این بررسی، شناسایی نویسندگان و مجلات هسته، همکاری گروهی نویسندگان، زبان اصلی نشر و سالهای پر تألیف این موضوع است. برای دستیابی به این یافته ها، سعی میشود به سؤالهایی از این قبیل پاسخ داده شود: مدیریت اطلاعات در حوزه کتابداری بیشتر به چه موضوعاتی توجه داشته است؟ چه مجلاتی، چه کسانی و به چه زبانی بیشتر در حوزه کتابداری به این موضوع پرداختهاند؟ میزان توجه به این موضوع طی سالهای مورد بررسی به چه صورت بوده است؟ همکاری گروهی بین نویسندگان این موضوع چگونه است؟ با دریافت پاسخهای این پرسشها، میتوان مباحثی از مدیریت اطلاعات را که بیشتر در حوزه کتابداری کاربرد دارند، شناسایی کرده و آنها را به صورتی منسجم و متناسب با نیازهای این رشته در سرفصل درس سمینار مدیریت اطلاعات گنجاند. همچنین، مجلات و نویسندگان تأثیرگذار در این موضوع را شناسایی و معرفی کرد
در این مقاله 30 مجله برتر در مؤسسه تحقیقات علمی هند مطالعه و تحلیل شده است. نتایج نشان داددوسوم مجلات برتر دراین مؤسسه توسط ناشران غیرانتفاعی و یک سوم آن توسط ناشرانتجاری منتشر میشود. مقایسه بین قیمتهای عرضه شده از سوی ناشران نشان میدهد مجله های ناشران تجاری به طور قابل ملاحظه ای ازمجلات ناشران غیرانتفاعی گران تر بوده است، در حالیکهاین تفاوت قیمت دلیل بر کیفیت بالای مجلات چاپ شده توسط ناشران تجاری، یا دلیل بر بالابودن Impact Factor مجلات و یا استفاده بیشتر از این مجلات نبوده است
از هنگامی که اندیشة تولید مارک ایران به عنوان موضوع یک پایان نامه شکل گرفت تاکنون که مارک ایران در «سیستم جامع کتابخانة ملی (رسا)» به منزلة بخشی از پایگاه اینترنتی سازمان اسناد و کتابخانة ملّی جمهوری اسلامی ایران دیده میشود، سه مرحله طی شده است: مارک ایران به صورت یک پایان نامة دکتری، دستنامة مارک ایران و شکل عملیاتی آن در «سیستم جامع کتابخانة ملی (رسا)». مارک ایران طی این سه مرحله، تغییراتی داشته که محتوای نوشتة حاضر را تشکیل می دهد. آنچه تلاش میشود در این نوشته ارائه شود، میزان وابستگی هر مرحله به تغییرات و پیشنهادهایی است که در مرحلة پیش از آن انجام شده، و نیز تعیین این نکته است که آیا مارک ایران در حال طی کردن سیری کمالگرا یا نقص گراست.
پژوهش حاضر با استفاده از روش پیمایشی، انگیزة مطالعه و کتابخوانی و رابطه آن با الگوی انگیزشی مزلو را مورد بررسی قرار داده است. نمونه ای متشکل از 1535 نفر در دامنه سنی 12 تا 60 سال از چهار شهر استان خراسان رضوی(کلات، تربت حیدریه، فردوس و مشهد) به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. نتایج پژوهش نشان داد بالاترین سطح نیاز جامعه مورد مطالعه، «نیاز به احترام» است. نیاز های «تعلق و دوست داشتن»، «خود شکوفایی»، «ایمنی» و «فیزیولوژیک» در مرتبه های بعدی قرار دارند. تمامی عوامل بازدارنده و تسهیل کننده مورد مطالعه در این پژوهش، نقش زیادی در بازدارندگی و تسهیل کنندگی مطالعه و کتابخوانی داشته اند. آزمودنیها نگرش مثبت نسبت به مطالعه داشته و این نگرش از جنبه شناختی بالاتر از جنبه هیجانی قرار دارد. بین سطوح 1،3،4و5 سلسله مراتب نیازهای مزلو، با نگرش به مطالعه، رابطه ای معنا دار وجود دارد. بین افراد در دامنة سنی 35-31 با افراد در دامنه های سنی 15-10، 20-16 و25-21 سال تفاوت معنا داری در نگرش به مطالعه پیدا شد. همچنین، افراد با مدرک تحصیلی لیسانس و بالاتر تفاوتی معنا دار را با افراد با مدارک تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در گرایش به مطالعه از خود نشان دادند. از سوی دیگر، نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین مشاغل فرهنگی و سایر مشاغل مانند کارمندان، نظامیان، مشاغل آزاد، افراد بیکار و کارگران، تفاوت معنا داری در گرایش به مطالعه وجود دارد. نتایج آزمون T نشان داد زنان به طور معنا داری نسبت به مردان دارای گرایش مثبت به مطالعه و کتابخوانی هستند
درچند دهة گذشته کاربرد شاخصهای کتابسنجی و علم سنجی به منظور ارزیابی عملکرد علمی پژوهشگران ، بیش از پیش رایج شده است. ازمهم ترین این شاخصها که ابزاری را برای مطالعات گسترده استنادی از جنبه های مختلف فراهم آورده، شاخص «استناد» است. به دلیل اهمیت این شاخص درارزیابیهای کیفی، پژوهش حاضر نیز با کاربرد آن، تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی را درپایگاه ISI، مورد مطالعه قرارداده و ملیت استنادکنندگان به تولیدات علمی ایرانیان (به تفکیک استنادهای بومی، خود استنادی و استنادهای بین المللی براساس حدود مرزی کشورها و قاره ها) را مشخص نموده است. درادامه پژوهش، میزان همبستگی بین ملیت استناد کنندگان به تولیدات علمی ایرانیان با ملیت همکاران بین المللی پژوهشگران ایرانی، مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد از کل استنادهای رسیده به تولیدات علمی ایرانیان، 2/49% از طرف پژوهشگران سایرکشورها و 8/50% ازطرف پژوهشگران ایران بوده است که از این میزان استناد رسیده از طرف ایرانیان، 73/30% خود استنادی نویسنده و 02/20% نیز ازطرف دیگر پژوهشگران ایرانی بوده است. با وجود اینکه منحنی نرمال فراوانی کشورهای استنادکننده به ایرانیان نشان میدهد وضعیت استناد به ایرانیان درسطح مطلوبی قرار ندارد، در میان کشورهای استناد کننده به ایرانیان، ایالات متحده آمریکا، چین و هندوستان و در میان قاره ها هم قارة اروپا و آسیا، به ترتیب بیشترین استنادکنندگان به تولیدات علمی ایرانیان می باشند. آزمون همبستگی بین میزان استناد 63 کشور استنادکننده به ایران در این پژوهش با میزان همکاری بین المللی پژوهشگران این کشورها با ایرانیان، معناداری ارتباط بین این دو متغیر را تأیید مینماید