" چکیده مقدمه: شدت صدمات زلزله دی ماه 1383 شهر بم به حدی بود که سازمان بهداشت جهانی در همان روزهای نخستین حادثه توصیه نمود که واحدهای مقابله با PTSD به محل اعزام و وارد عمل شوند. در روزهای آغازین حادثه تیمی از پزشکان و روانشناسان مرکز تحقیقات علومرفتاری دانشگاه علوم پزشکی بقیه اله(عج) به منظور ارزیابی میزان و نوع آسیبهای روانی وارده و همچنین عوامل موثر در ایجاد آنها به مراکز درمانی شهر تهران و نقاهتگاه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بقیه اله(عج) اعزام شدند. روش: به روش نمونهگیری در دسترس 100 نفر از بازماندگان این حادثه که برای درمان به بیمارستانهای تهران اعزام شده بودند و همینطور مجروحین بستری در نقاهتگاه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج) مورد مصاحبه بالینی و ارزیابی روانشناختی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته قرار گرفتند. نتایج: 20 نفر به جز غمگینی قابل انتظار مشکل دیگری نداشتند. 22 نفر دچار PTSD، 33 نفر به افسردگی، 9 نفر همزمان دچار PTSD و افسردگی، 11 نفر به اضطراب و 5 نفر به افسردگی و اضطراب مبتلا بودند. 16% مصدومین مصرف مواد مخدر را ذکر میکردند. نتیجهگیری: این مطالعه شیوع نسبتاً بالایی از اختلالات روانی را در مصدومین زلزله از همان روزهای آغازین نشان میدهد. از میان عوامل موثر بررسی شده تنها آسیب بستگان درجه اول به شکل معنیداری (039/0p ) با ایجاد این اختلالات مرتبط بوند.
"
تردیدی نیست که روش گفتگوی ادبی از عناصر اصلی داستان نویسی کوتاه است که خود از فنون مهم ادبیات داستانی در عصر حاضر به شمار می رود.از این رو در این مقاله داستان های کوتاه بانو املی که یکی از برجسته ترین داستان نویسان معاصر لبنان است بررسی گردیده و به دلیل ضرورت آشنایی با نویسنده درابتداء ، مجموعه آثار وی به روش توصیفی و به اختصار معرفی شده و سپس شواهدی از داستان های او بیان گردیده است تا دو ویژگی «واقعیت سان بودن» و «باور پذیری» که مهمترین ویژگی های نگارش داستان کوتاه هستند در آثار این بانوی نویسنده آشکار شود. آنگاه با اشاره به امتیاز حضور نویسنده در متن به عنوان راوی ، در اغلب داستان های کوتاه وی اهمیت آن در کاربرد گفتگوی ادبی ذکر گردید و در ادامه اسلوب گفتگو و شیوه نگارش آن تعریف شدو با توضیح روش های تک گویی ، مثال هایی از داستان های بانو املی انتخاب و روایت گردید که در نتیجه آن ، دونوع کاربرد روش تک گویی در آثار این بانوی لبنانی آشکار شد.
آگاهی یکی از مهم ترین و دشوارترین مسائل فلسفه ذهن معاصر است.هم درباره مفهوم آگاهی و نسبت آن با سایر حالات ذهنی بحث های فراوانی وجود داردو هم درباره تبیین جایگاه آگاهی در طبیعت.مسئله تبیینی آگاهی این است که آیا آگاهی یک نوع بنیادین در عرض سایر انواع طبیعی است یا به وسیله اموری که خود ناآگاه اندبه وجود می آید.بیشتر فیلسوفان متمایل اند تاشق دوم را ثابت کنند؛دراینجاست که مسئله دشوار آگاهی که از آن به "شکاف بینی"تعبیر می شود،به وجود می آید.برخی از فیلسوفان مسئله تحقق پذیری چندگانه را به عنوان مسئله تبیینی آگاهی مطرح کرده اند که باید بررسی کرد که آیا بامسئله دشوار آگاهی تفاوت مهمی دارد یا نه.به هر صورت،نظریات بسیاری درباره این مسئله صورت بندی شده اند که در این مقاله برخی از آنها بررسی می شوند.