پژوهش حاضر با هدف پاسخ گویی به این سوال که آیا اساسا بین دین داری و نگرش مدرن رابطه یی وجود دارد یا خیر، به روش پیمایشی و با استفاده ازابزار پرسش نامه صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دانشگاه شیراز در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکترا و هم چنین، زنان طلبه حوزه های علمیه شهر شیراز در سال تحصیلی 1384 – 1385 تشکیل می دهند، که از میان آن ها بیش از 294 نفربه عنوان نمونه انتخاب شده اند.نتایج به دست آمده بیان گر آن است که میزان دین داری طلاب زن در تمام ابعاد، در مقایسه با همتایان خود در دانشگاه، بسیار بالاتر است، در حالی که مقایسه نمره های مقیاس نگرش مدرن دو گروه نشان می دهد که به غیر از دو بعد عام گرایی و شهروندی، در بقیه ی ابعاد، دانشجویان نگرش مدرن بالاتری دارند، بر این اساس، رابطه یی منفی میان دین داری و نگرش مدرن در میان کل پاسخ گویان مشاهده می شود، گر چه این رابطه در میان زنان حوزوی، رابطه یی معنادار نبوده است.
یکی از مشکلات کنونی دنیای کار، عدم حضور متناسب زنان در جایگاه های مدیریتی است. بررسی پیشینه پژوهش نشان می دهد که عوامل نگرشی و پیش داوری، مهم ترین عواملی اند که با جلوگیری از حضور زنان در جایگاه های مدیریتی، منجر به شیوه هایی سازمانی با عنوان سقف شیشه یی می شوندهدف از این پژوهش، بررسی نگرش کارکنان آموزش و پرورش شهر اصفهان و همسران آن ها به مدیریت زنان و موانع مدیریت آنان است. در این راستا، مقیاس سنجش نگرش به مدیریت زنان و مقیاس سنجش نگرش به موانع مدیریت زنان بر روی 82 نفر از کارکنان اداری نواحی پنج گانه آموزش و پرورش شهر اصفهان، که به طور تصادفی ساده انتخاب شدند، و 45 نفر از همسران آن ها اجرا شد. نتایج نشان داد که مردان نسبت به مدیریت زنان نگرشی منفی دارند و عوامل فردی و شخصیتی را از موانع مدیریت آنانمی دانند، در حالی که زنانی که نگرش مثبت داشتند، عوامل اجتماعی و فرهنگی را به عنوان موانع ارتقای زنان به جایگاه های مدیریتی بیان می کنند، هم چنین نتایج نشان داد که نگرش همسران نسبت به مدیریت زنان، با نگرش کارکنان نسبت به مسایل خاص زنان و موانع اطلاعاتی رابطه دارد. این یافته ها با استفاده از نظریه اسناد و نیز پژوهش های قبلی مورد بحث قرار گرفته است.
تفسیر معاهدات از موضوعات مهم، گسترده و در عین حال کاربردی در حقوق بین الملل می باشد. آراء دیوان داوری دعاوی ایران ـ ایالات متحده که بیش از ربع قرن از تاسیس آن می گذرد، بر زمینه های مختلف حقوق بین الملل از جمله تفسیر معاهدات تاثیر به سزایی گذاشته است. در نوشتار پیش رو، رویه دیوان در موضوع تفسیر معاهدات بحث شده است. تفاسیر دیوان از بیانیه های الجزایر و سایر موافقتنامه های بین المللی حین رسیدگی به دعاوی مختلف، علاوه بر ایجاد سابقه، زمینه ساز رویه برای دعاوی بین المللی در موارد مشابه بوده که در تحول حقوق بین الملل در موضوع تفسیر معاهدات مؤثر می باشد. دیوان همواره مفاد کنوانسیون 1969 وین راجع به حقوق معاهدات به ویژه مواد 31 و 32 را ناظر بر موضوع دانسته و بیانیه های الجزایر را وفق آن مقررات تفسیر نموده است. از جمله اصول و قواعد استنادی دیوان، اصل«مفهوم متداول» است که براساس آن هر اصطلاح باید در سیاق خود و با توجه به هدف و موضوع معاهده تفسیر شود.
خشونت جنسی به ویژه علیه صدها هزار زن وکودک در تمامی نقاط دنیا واقعیتی تلخ می باشد. خشونت جنسی در طول تاریخ اغلب به عنوان تاکتیکی جنگی برای تخریب غرور و شرافت ملی به کار می رود که نه تنها فرد قربانی بلکه کل جامعه وی را تحت تاثیر قرار داده و موجبات تخریب فرهنگ و هویت وی را فراهم می آورد. خشونت جنسی که اصطلاحی وسیع تر از تجاوز به عنف است مصادیق گوناگونی را تحت پوشش قرار می دهد و در طول تاریخ چه در عهدنامه های بین المللی مربوط به مخاصمات مسلحانه و چه در میان آراء صادره از محاکم بین المللی کیفری به ویژه دادگاههای کیفری یوگسلاوی سابق و روآندا طی فرآیندی به عنوان جنایت بین المللی قلمداد شده است که دارای عناوین مجرمانه متعددی می باشد. مقاله حاضر به بررسی جرم انگاری خشونت جنسی در حقوق بین الملل کیفری خواهد پرداخت.
انگیزه اصلی در برگرداندن این نوشته به زبان فارسی، بحث و تحلیل علمی آراء و نظرات حقوقی «شارل دوویشر» نیست، بلکه نشان دادن نمونه ای از زندگی یک حقوقدان راستین است که چگونه با اندیشه ها و آرمانهای خود به درستی و بی کاستی، زیسته است. می گویم «حقوقدان راستین» زیرا حقوقدان بودن، مسئولیت بزرگی بر دوش انسان می گذارد که شیوه زندگی او را نیز می پردازد و می سازد. و این، بسی فراتر از انتخاب یک رشته تحصیلی یا یک شغل است. حقوقدانان بیش از هر چیز با مفاهیم والا و برجسته ای مانند آزادی و عدالت سر و کار دارند. اینکه این کلمات، دستاویز و گاه بازیچه دست و زبان اصحاب قدرت و مکنت است، حدیث تلخ و طولانی است، اما نه از قدر و ارج آنها در عرصه اندیشه کم می کند نه از مسئولیت حقوقدانان در پرداختن به این مفاهیم و گسترش آنها می کاهد. زندگی حقوقدانانی مانند «دوویشر» که خود را یکسره وقف دانش و آرمان خود کرده اند و در این راه دمی از پای ننشستند، افق مسئولیت همه حقوقدانان راستین را بسی دورتر می برد و در عین حال چشم انداز امید را نیز در منظر همه انسانهایی که دلداده عروس آزادی و عدالت اند، فراخ تر می گشاید.«شارل دوویشر» (1973ـ1884) حقوقدان بلژیکی است که اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم می زیسته و رنج های دو جنگ جهانی را به چشم دیده است و برای آزادی وطن خود از اشغال بیگانه، از هیچ کوششی دریغ نورزیده است. در آن روزگار که دفتر تاریخ معاصر جهان، برگ به برگ گشوده می شد و طرح حقوق بین الملل معاصر بر بستر روابط بین الملل جدید ریخته می شد، شارل دوویشر سهم بزرگی در تدوین، گسترش و سازماندهی شاکله نظری حقوق بین الملل معاصر ایفا کرده است. وی در هر دو دادگاه جهانی، قاضی بود و نقش بلامنازعی در شکل دادن به اندام حقوق بین الملل در لباس رویه قضائی نیز داشته است. شرح بیشتر ماجرا را در این مقاله می خوانید.
این مقاله تاثیر اینترنت بر برخی از ابعاد هویت اجتماعی (از جمله هویت دینی، هویت قومی، هویت خانوادگی و هویت شخصی) را با استفاده از روش پیمایشی مورد مطالعه قرار داده است. این مطالعه در شهر سنندج در میان دو گروه از دختران، یعنی آنهایی که از اینترنت استفاده می کردند و آنهایی که از اینترنت استفاده نمی کردند، صورت گرفته است. این مطالعه و تحلیل یافته ها نشان می دهد که میان دو گروه مذکور به لحاظ هویت دینی، هویت قومی، هویت خانوادگی و هویت شخصی تفاوت معناداری وجود دارد و هویت دینی، قومی و خانوادگی و هویت شخصی در افراد گروه اول، نسبت به افراد گروه دوم از قوت کمتری برخوردار بود. به نظر می رسد این موضوع از یک سو نشانگر کاهش تاثیر کانال های سنتی در فرایند هویت سازی و از سوی دیگر بیانگر تحول کیفی مولفه های هویت یابی در عصر جدید است که غالبا خارج از کنترل مراجع سنتی و غیررسمی (خانواده، قومیت و دین) و ساختارهای رسمی (نهادهای متولی نظارت اجتماعی و برنامه ریزی فرهنگی) قرار دارد . نتیجه این که، باوجود تلاش نهادهای سنتی رسمی و غیررسمی در هدایت هویت های فردی و اجتماعی، استفاده از اینترنت بر هویت اجتماعی افراد مورد مطالعه تاثیر تعیین کننده ای داشته است.
"این مقاله به معرفی شهر الکترونیک و ضرورت وجود بانک الکترونیکی که یکی از مهمترین سازمانها در تحقق بخشیدن به اهداف شهر الکترونیک میباشند می¬پردازد. همچنین مواردی که سعی شده در این مقاله به آنها پرداخته شود، نقش و جایگاه بانکداری الکترونیکی در شهر الکترونیک، بسترهای مورد نیاز برای استقرار بانکداری در شهر الکترونیک، کاربردهای بانکداری الکترونیکی در شهرالکترونیک، چالشهای پیاده¬سازی بانکداری الکترونیکی در شهر الکترونیک، روشهای ترغیب استفاده شهروندان از خدمات بانکداری الکترونیکی و در نهایت ارائه راهکارهایی برای استقرار بانکداری الکترونیکی در شهرالکترونیک می¬باشد.
رشد و گسترش روزافزون فنآوری اطلاعات و ارتباطات، انقلابی را در ابعاد مختلف زندگی انسانها و عملکرد سازمانها ایجاد کرده است. این فنآوری، روشهای کارکرد و نگرش افراد، سازمانها و دولتها را دگرگون ساخته و باعث ایجاد صنایع نوین، مشاغل جدید و خلاقیت در انجام امور شده است. ظهور پدیدههایی چون آموزش الکترونیکی، کسب و کار الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، از نتایج عمدهی نفوذ و گسترش فنآوری اطلاعات در ابعاد مختلف است که همین امر منجر به شکل¬گیری شهر الکترونیک شده، تا بتوان در بستر چنین شهری حجم وسیعی از فعالیتها و خدمات شهری را بهصورت الکترونیک ارائه نمود.
"
این تحقیق به ارزیابی چگونگی ورود فرآیند مدرنیزاسیون بهویژه فنآوریهای ارتباطی و اطلاعاتی به طایفهی دهدار پرداخته است. به این معنا که طایفهی دهدار تا چه اندازه در معرض اشاعهی فنآوریهای ارتباطی متعلق به دوران مدرن قرار گرفته است. سپس نحوهی تاثیر فنآوریهای ارتباطی و اطلاعاتی بر سبک زندگی افراد طایفهی دهدار را ارزیابی میکند. طایفهی دهدار بهویژه از زمان اجرای اصلاحات ارضی با شدت بیشتری در معرض اشاعهی فنآوریهای ارتباطی قرار میگیرد. تعداد جمعیت مورد مطالعه 404 نفر بوده که تعدادی از آنها در روستای دهداری و تعدادی از آنها در شهر شیراز سکونت دارند. نتایج تحقیق نشان میدهد که افراد طایفه دهدار، حتی در معرض فنآوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مانند تلفن همراه، ماهواره و اینترنت نیز قرار گرفتهاند و همین امر بر تغییر سبک زندگی آنها از سنتی به مدرن تأثیر گذاشته است.