چند دهه ای است که در مناطق غرب کشور، خودکشی، اغلب خودسوزی زنان، یگانه راه دایم فرار از واقعیت های تلخ زندگی پنداشته شده است. برای این مسئله علل متعددی ذکر شده است. پژوهش حاضر به روش کیفی و با مصاحبه های متواتر در خصوص 53 مورد اقدام به خودکشی طی سال های 1363 تا 1385 در روستاهای دهستان افرینه از شهرستان پلدختر لرستان اجرا شده است. هدف مقاله بررسی رابطﮥ فقر، خشونت های خانوادگی و خودکشی در منطقه مذکور است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در میان افراد مطالعه شده، فقر از راه «خشونت خانوادگی» بیشترین تاثیر را بر خودکشی گذاشته است. زنان و جوانان برخوردار از زندگی توام با محرومیت و خشونت خانوادگی بیش ترین اقدام به خودکشی را داشته اند. استدلال محوری مقاله این است که خودکشی تابعی از نحوﮤ جدال فرد با نقش های اجتماعی محول است. فرد به سبب احساس حقارت در ستیز با نقش های اجتماعی ترجیح میدهد نه نقش، بلکه خود را از سر راه بردارد.
این مقاله برخی ویژگی های فردی، خانوادگی و اجتماعی دو گروه زنان و دخترانی را که در سنین قبل و پس از 18 سالگی تن فروشی را شروع کرده اند، مقایسه می کند. مهمترین عوامل خطر روسپی شدن کودکان عبارتند از: آزار جنسی در کودکی، فرار از منزل، اجبار به روسپیگری، حضور روسپی در بین دوستان، سابقه سوء مصرف پدر، مسئولیت تامین مخارج دیگران (بارتکفل)، سابقه سوء مصرف مواد مادر، سابقه بازداشت قبل از روسپیگری. نتایج این مطالعه یافته های پژوهش های پیشین در زمینه ویژگیهای کودکان آزار دیده و عوامل خطر که احتمال روسپی شدن کودکان را افزایش می دهد، تایید می کند.
در این تحقیق سعی شده است با رویکردی جامعه شناختی، عوامل اجتماعی مؤثر بر اقدام به خودکشی در بین جوانان کردستان شناسایی شود. در این پژوهش از روش پیمایشی و پرسشنامه برای گرد آوری اطلاعات استفاده شده است. در این تحقیق با 128 نفر از افراد زیر 25 سال که در فاصله بین سالهای 1383 تا 1386 اقدام به خودکشی کرده اما موفق به آن نبوده اند، مصاحبه شده است. نتایج بدست آمده حاصل از تحلیل نتیاج نشان میدهد که احساس انتظام اجتماعی شدید در بین زنان و احساس نابسامانی اجتماعی در بین مردان عامل اصلی خودکشی جوانان در کردستان بوده اند.
فضای روستا، مجموعه ای از زیرسیستم های مختلف است که هر یک از آنان، ضمن دارا بودن اجزا، عناصر و روابط درونی، نحوه سازمان یابی فضای روستا را تعیین می کنند. موزونی یا ناموزونی در سازمان یابی فضای روستایی، می تواند در قالب های مختلفی جلوه کند. در حال حاضر، یکی از مهمترین ناموزونی ها در ساماندهی فضای روستاهای کشور، در نحوه استقرار بافت مسکونی روستا در حاشیه رودخانه ها است. راهکارها و سیاست هایی که تاکنون برای اصلاح بافت مسکونی روستا در حاشیه رودخانه ها ارائه شده، غالباً جزءنگر بوده اند، یعنی دلایل بروز مشکلات و راه حل های مقابله با آنها را در زیرسیستم سکونتگاهی روستا جستجو کرده اند. در بررسی حاضر، از دیدگاه سیستمی و با تاکید بر ضرورت جامع نگری به مقوله رودخانه در روستاها، بر شناخت مؤلفه ها و بردارهای فضایی در آسیب شناسی تعیین حریم رودخانه در روستاها تاکید می شود، یعنی آسیب شناسی رفتار رودخانه، از منظر آسیب شناسی سازمان یابی فضای روستایی مورد مطالعه قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش، تعدادی از روستاهای حاشیه رودخانه های گرگان رود در استان گلستان، ماسوله در استان گیلان، ایجرود در استان زنجان، لایجند در استان اصفهان، شاهرود در استان قزوین و رودخانه های جاجرود و کرج در استان تهران را شامل می شود. بر اساس نتایج تحقیق، ساماندهی سکونتگاه های حاشیه رودخانه ها و هدایت آن در طرح های هادی روستایی به سوی یک نظم فضایی، می تواند آثار پایداری بر اصلاح بافت سکونتگاه های روستایی بگذارد و آن را به سوی رفتاری قانون مند هدایت کند.
با توجه به بررسی انجام شده در سکونت گاه های غیر رسمی سنندج در استان کردستان، مشخص می گردد که اکثر مهاجرت ها به بافت های حاشیه ای شهر سنندج از روستاها بوده و به دو دلیل اقتصادی و امنیتی(در طول مدت زمان جنگ ایران و عراق و ناامنی های درون استان) صورت گرفته است. در بررسی های طرح های جامع و تفصیلی شهر سنندج، مشاهده می گردد که برای اقشار کم درآمد شهری جایگاه مناسبی دیده نشده است و به عبارتی جای آنان در مطالعات انجام شده خالی است. و نیاز مسکن آنان و چگونگی برآورده ساختن این نیاز در طرح های توسعه شهری مطالعه نگردیده است. لذا یکی از علت های به خارج راندن اقشار کم درآمد شهری به حاشیه شهرها و ساکن شدن در خارج از محدوده خدماتی شهرداری ها را می توان به عدم توجه به نیاز مسکن این قشر در طراحی برنامه های رسمی دانست. هرچند که پس از پایان هر دهه و تثبیت بافت های حاشیه ای و با توجه به فشارهای سیاسی و اجتماعی که این قشر به دستگاه های دولتی وارد می کنند، ناچارا مدیریت های شهری حوزه خدماتی و محدوده رسمی خود را به بافت های حاشیه ای افزایش داده و آن بافت ها را داخل طرح های جامع و تفضیلی شهر می کنند و به عبارتی این مسکن غیر رسمی است که برنامه های رسمی مسکن را به دنبال خود جهت می دهد. در حالی که بایستی برنامه ریزی رسمی مسکن محور اصلی توسعه بخش مسکن باشد
شهرالکترونیک واقعیت آینده شهرهای سنتی با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و حاصل توسعه دنیای اطلاعات و موج سوم می باشد توسعه چشمگیر فناوری های اطلاعات و ارتباطات و گسترش اینترنت از یک سو و نیاز مدیریت شهری به ایده های نو دراداره شهرها و ضرورت ارتقاء مشارکت شهروندان از سوی دیگر، ما را در برابر دروازه های شهرهای الکترونیک قرار داده است.با تغییر و تحول درساختار انتقال اطلاعات که سرعت ها و فضاها را درنوردیده است، بسیاری از حرکت ها برای جاری شدن کالا، انرژی و اطلاعات در کالبد شهر از موضوعیت ساقط و امکان دسترسی الکترونیکی شهروندان را به کلیه ادارات، و اماکن درون شهری و اطلاعات مختلف فراهم نموده است. از جمله مهمترین مسائل شهری، مشارکت مردم در اداره امور شهرها ست. فناوری اطلاعات و ارتباطات نه تنها مانع این امر نیست بلکه می تواند موجب ارتقاء مشارکت مردم و تعامل بهتر بین مدیریت شهری و شهروندان در ابعاد مختلف گردد. یکی از مبانی شکل گیری این مشارکت، فراهم کردن دسترسی شهروندان به اطلاعات جامع، کامل، مناسب و به موقع در قالب های متنوع و جذاب است. به این ترتیب شهروندان می توانند از طریق رسانه های دیجیتال مبتنی بر اینترنت و شبکه های کامپیوتری، عقاید، ایده ها، نظرات و آراء خود را در خصوص مسائل مهم و مورد علاقه خود ارائه و پاسخ مناسب و خدمات مناسب را دریافت و با آگاهی از چشم انداز شهر در پیشبرد پروژه های عمومی همکاری و مشارکت نمایند. در این پژوهش روش تحقیق،توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات مبتنی بر شیوه کتابخانه ای واسنادی می باشد. هدف تحقیق بررسی ارتباط بین شهر الکترونیک، گسترش زیرساخت ها ، با مفهوم مشارکت در راستای تسهیل فرایند مدیریت شهری است.
رشد شتابان شهرنشینی در دهه های اخیر ، به ویژه در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران ، موجب افزایش جمعیت شهرها مخصوصا شهرهای بزرگ شده است . این امر مشکلات و کمبودهایی را برای جمعیت شهرنشین در زمینه های مسکن ، خدمات، سرانه های آموزشی ، بهداشتی و ... موجب شده است. یکی از راه حل ها برای مرتفع ساختن این مشکل ، احداث شهرهای جدید است که در ایران از اواخر دهه ی 1360 در اطراف شهرهای بزرگ به اجرا در آمده است . شهر کرمانشاه ، نهمین شهر پرجمعیت ایران و دومین شهر پر جمعیت در غرب کشور ، پس از تبریز است که بر اثر رشد طبیعی جمعیت و مهاجرت های شدید روستایی و شهری به این شهر ، به خصوص مهاجرین جنگ تحمیلی در طول دهه ی 1360 ، جمعیت آن هم چنان رو به افزایش است و پیش بینی می شود طی دو دهه ی آینده از مرز یک میلیون نفر خواهد گذشت . از طرفی محدودیت های انسانی و طبیعی ، مانند تاسیسات شهری و ناهمواری ها ، موانعی برای گسترش فیزیکی شهر در آینده هستند . بنابراین احداث شهر جدید در فاصله ای مناسب از شهر کرمانشاه ، به عنوان یکی از بهترین راه حل ها جهت توزیع مناسب جمعیت و دسترسی به خدمات پیشنهاد می شود
سابقه ارتباط ایران و چین به قرن ها پیش باز می گردد. پس از پیروزی اسلام و با برقراری روابط تجاری گسترده میان ایران و چین، رابطه دو کشور وسعت و استحکام بیشتری یافت و بتدریج جلوه های گوناگونی از فرهنگ و تمدن چین وارد ادبیات؛ بویژه شعر ایرانیان شد و در آن بازتاب پیدا کرد. مسائلی چون دین و آیین چینیان، زیبایی شناسی چینیان، صنایع دستی چین و نقش و نگار چینی و مسائل مختلف دیگر؛ از جمله تجلی گاه های مربوط به سرزمین چین در ادبیات فارسی است که در این مقاله سعی شده تا حد امکان به برخی از آنها و چگونگی بازتاب کلّی چین در شعر فارسی پرداخته شود.
تحلیل روانی افراد برمبنای روان شناسی رنگ، یکی از شیوه های رایج در روان شناسی محسوب می شود. کسانی که به اختیار و آگاهانه و بر پایه علاقه و سلیقه به انتخاب رنگ ها دست می زنند، زمینه را برای تحلیل روانی خود به دست می دهند.
صائب شاخص ترین چهره ادبی قرن یازدهم هجری و یکی از پرکارترین شاعران این مرز وبوم گزینه مناسبی برای تحلیل روان شناختی برمبنای روان شناسی رنگ ها است؛ زیرا از طرفی مجموعه اشعار او هم از نظر حجم و هم از نظر مضمون از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است و از طرفی خود صائب به عنوان نمونه ای از افراد جامعه و تحت تأثیر عوامل بیرونی ودرونی و از طریق استفاده از رنگ ها به نمایاندن مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی خود پرداخته است.
در اشعار صائب بین کاربرد رنگها دو رنگ سرخ و سیاه کاربرد برجسته تری دارند. رنگ سرخ نمایان گر شور و شوق و انگیزه های بی پایان او برای دست یافتن به تمام آرزوهایی است که به گونه های مختلف از او سلب شده است. رنگ سیاه نماد تیرگی ونفی همه چیز است. در ورای آن چیزی متصوّر نیست. از همین رو پایان راه، ناامیدی وانصراف و تسلیم تلقی می گردد.
اما همراهی این دو رنگ، نشان از تلاش شاعر برای رهایی از وضعیت به وجود آمده دارد وگویی هنوز امید به بهبود روزگار دارد.
رنگ سرخ و واژگانی که نماد رنگ سرخ هستند، یاد آور وطن به صورت عام و ایران و اصفهان به طورخاص است و رنگ سیاه و واژگان یادآور سیاهی، نماد هند و سرزمین های تابع آن است تا جایی که اصفهان و هند در ذهن ( و روان ) شاعر، مترادف و جایگزین دو رنگ سرخ و سیاه شده است.
نقد ادبی به دلیل وجود محدودیت هایی قادر به اتصال “جهان متن” به جهان خواننده و بررسی همه زوایای یک متن داستانی نیست، بدین منظور نیاز به نظریه ای است که هم از دیدگاه علمی و هم از دیدگاه خلاقیت ادبی بتواند وارد فضای متن شود، نظریه ی جهان های متن در بوطیقای شناختی این امکان را ایجاد می کند. در این مقاله به تحلیل مجموعه ی داستان بیژن نجدی به نام “یوزپلنگانی که با من دویده اند”، با توجه به لایه های مختلف جهان های متن می پردازیم. پرسش این پژوهش این است که آیا نظریه ی “جهان متن” قادر به شناسایی عناصری که منجر به ساخت روایت داستان های نجدی می شوند، هست؟ و دیگر این که تولید و دریافت جهان داستانی نجدی چگونه از دیگر نویسندگان متمایز می شود؟ فرضیه ی پژوهش این است که سه لایه ی “جهان گفتمان”، “جهان متن” و “جهان زیرشمول” هر کدام بخشی از روایت داستانی را شکل می دهند. در پاسخ به پرسش دوم، فرض بر این است که نجدی در آثار خود، با ایجاد عناصر مشترک در همه ی داستان ها جهان گفتمانی منسجمی ایجاد می کند و بدین سان داستان های مجزا را به صورتی نامرئی به هم مرتبط می کند که این ویژگی او را از دیگر نویسندگان متمایز می سازد. با توجه به مطالعه ی آثار او، هر جهان، می تواند جهان های دیگری را در خود درونه گیری کند و به شکل گیری فضای داستانی با شگردهای مختلف روایی بینجامد. درواقع، جهان های زیر شمول به ساخت روایت داستانی با استفاده از فعال سازی داستان های زیرساختی می انجامد که مشخصه ی اصلی آثار این نویسنده است.
دانش وجوه از شاخه های علوم قرآنی است که قرآن پژوهان در تاریخ تفسیر وپژوهشهای قرآنی به آن توسل بسیار جسته اند اصطلاح وجوه به کلمات چند معنایی اطلاق می شود که در قرآن بکار رفته اند. گاه یک کلمه به بیست وجه یا بیشتر در قرآن بکار می رود ، بررسی متن قرآن و تعیین مدلول برای دالهای قرآنی ( واژگان قرآن ) با وجود انبوهی واژگان در وجوه امری دشوار است . در این مقاله سعی شده است تا با رهیافتی نشانه شناختی وجوه متفاوت واژه «آیه» مورد بررسی قرارگیرد. واژه «آیه» در قرآن به دو مفهوم متنی (به معنی خود آیات قرآن ) و فرامتنی ( به معنای جهان طبیعت ، نفس انسان و سرگذشت پیشینیان ) به کار می رود.
نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که جهت تبیین وجوه متفاوت این واژه توجه دقیق به بافت متنی بلافصل و بافت متنی گسسته، ضروری به نظر می رسد ؛ به این معنا که روابط همنشینی و جانشینی در یک متن به روابط همنشینی وجانشینی بلافصل محدود نمی شوند . یک آیه از یک قسمت از متن قرآن را می توان با آیه ای از جای دیگربر روی محور جانشینی و همنشینی در ارتباط قرار داد.
فن و هنر سفالگری کاشان سابقه دیرینه دارد. در طی این سابقه طولانی ویژگیهای مشخصی را در آن می توان مشاهده نمود که از جهات مختلف شایسته تحقیق و مطالعه است. این فن و هنر در دوره های مختلف تحول و تکامل یافته است. این تحول و تکامل در دوره اسلامی بسیار چشمگیر بوده و در مقایسه با دوره های قبل دارای اهمیت بسیاری می باشد. از جمله دوره هایی که سفال کاشان دارای درخشش و اهمیت بوده دوره ایلخانی مغول می باشد. تولید ظروف لعابی در کنار ترکیب بندی عناصر چینی و اسلامی و حل شدن آن در عناصر ایرانی، هنر این دوران را دارای ویژگی خاصی کرده است.
در این مقاله با توجه به پژوهش کتابخانه ای و اسنادی به بررسی زیبایی شناسی آثار سفالی دوره ایلخانی کاشان بر اساس آرای آن شبرد با تاکید بر برجستگی های هنری همچون بازنمود، فرانمود و فرم پرداخته شده است.
مقاله حاضر به منظور درک و آشنایی با نقاشی کودکان و اهمیت شیوه بیانی آن در هنر بزرگسالی نگارش شده است. کودکاناز بدو تولد به شناخت محیط و پدیده های مادی جهان می پردازند. و طی این فرایند، تحت شرایط محیطی دوران رشد و همراه با یادگیری زبان، دنیای مادی و رویدادها محیط خود را به صورت تصاویری نمادین که در بر گیرنده مفهوم کلی، ذات و ماهیت اشیا می باشد را در ذهن ثبت می کنند. تصاویری ذهنی که ما به ازای خود در کودک کنشی عاطفی و هیجانی را نیز بر می انگیزد. نقاشی کودکان تصاویری است، به دور از بازنمایی ناظرمدارانه، تقلیدی است از واقعیت، که با تصویر ذهنی او مشترک است. میان تصویر ترسیمی و تصویر درونی تعاملی بی شمار برقرار است و بیانی است، برگرفته از ادراک فردی او. حفظ این احساس کودکانه و به کارگیری آگاهانه این شیوه بیانی، در بزرگسالی، می تواند رهنمون خلق آثاری بدیع و فردی باشد.
اخلاق از حوزههای مهم زندگی است. فیلسوفان اخلاق در فلسفه ی اخلاق و همچنین در فرا اخلاق (اخلاق نقدی ویا اخلاق تحلیلی) با نگاهی فلسفی به بررسی مسایل مرتبط با اخلاق میپردازند. یکی از این مسایل مهم این است که آیا ارزشهای اخلاقی دارای واقعیتاند یا صرفاً ابداع انساناند. به تعبیر دیگر، آیا جملات اخلاقی صرفاً انشایی هستند و بیان خواست و احساسات گویندهاند یا اخباری هستند، یعنی قضیهاند و دارای مابه ازای خارجی میباشند.
حال، روی این فرض که محمولات این قضایا عینی باشد، آیا عینیّت این قضایا به صورت عینیّت قضایای تجربی است، یا عینیّت قضایای اخلاقی از گونهی دیگر است، و اگر از گونه ی دیگر است این عینیّت به چه نحو است.
واقع گرایی اخلاقی دیدگاهی است که به وجود امور واقعی که اعمال و اشیا در رابطه با آن ها، درست یا غلط، خوب یا بد میشود معتقد است. طبق این دیدگاه، صفات اخلاقی، صفات اصیل چیزها یا کارها هستند. امّا، ناواقعگرایان فکر میکنند که ما در جهانی به سر میبریم که هیچ ارزش عینی در آن وجود ندارد. و بنابر نظر این گروه، انسان تصوّرات خود را از ارزشهای اخلاقی- بر اساس این که انسان مخلوقی با احساس و نیاز و امیال خاص است ــ به دست میآورد، و بنابراین، سرچشمه ی ارزشها در خود انسان است.
ارزش در معرض ریسک، شاخصی است که با استفاده از آن شرکت های بیمه می توانند در پذیرش یا عدم پذیرش ریسک انواع ریسک ها و همچنین در خصوص تعیین میزان نگهداری کمتر و یا حداکثر مقادیر مجاز و میزان واگذاری اتکایی خود تصمیمات مقتضی را بگیرند. در این مقاله ابتدا ارزش در معرض ریسک با استفاده از مدل های ARMA و GARCH محاسبه و سپس با پیش بینی مدل برای سال های آتی با شرط استمرار روند تصمیم گیری شرکت در نحوه گزینش ریسک های بیمه گری، مشخص شد که شرکت در شرایط مناسبی قرار داشته و خطر غیرمتعارفی آن را تهدید نخواهد کرد.