ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فارسی حذف فیلترها
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۵۱۴٬۲۱۹ مورد.
۵۴۱.

ضوابط و معیارهای شناسایی مزایای مستمر در حقوق کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۲
در حیطه حقوق کار ، دو مفهوم برای مزد وجود دارد:یکی مفهوم عام و دیگری خاص. مفهوم عام، همان حق السعی بوده که شامل تمامی دریافتی های کارگر است و مفهوم خاص، مزد به معنای اخص یعنی مزد ثابت و مزد مبنا می باشد.مستفاد از ماده 30 و بند 5 ماده 2 قانون تأمین اجتماعی، موارد مشمول کسر حق بیمه ، وجوه و مزایای مستمر بوده که این موارد در آیین نامه طرز تنظیم صورت مزد و حقوق و مواقع ارسال آنها به سازمان و بخشنامه های سازمان تأمین اجتماعی، مشخص شده اند.در شناسایی مزایای مستمر در حقوق کار، چند ضابطه مطرح است: استمرار در پرداخت، کسر حق بیمه بازنشستگی، مزایای انگیزشی و رفاهی و مزد ثابت و مبنا. قانون گذار «استمرار در پرداخت» را مبنای شناسایی مزایای مستمر قرار داده است و کسر حق بیمه ویژگی ماهوی و ذاتی آن محسوب نشده، بلکه اثر و پی آمد مزایای مستمر قلمداد می شود.از این رو مراد از «مستمر» در قوانین کار و تأمین اجتماعی، همان معنای لغوی آن است.در رویه قضایی دیوان عدالت اداری نیز، «استمرار در پرداخت» ملاک تعیین مزایای مستمر بوده و آرای شماره 127 مورخ 28/7/1395- 133 مورخ 12/8/1395 هیأت تخصصی کار و تأمین اجتماعی دیوان عدالت اداری، متضمن آن است.
۵۴۲.

تحلیل آسیب شناسانه رویه قضایی در خصوص مرجع صالح رسیدگی به اعتراض از آرای کمیسیون موضوع ماده ۳۸ آیین نامه معاملات شهرداری (آراء وحدت رویه شماره ۲۳۰۸-۲۳۰۷ دیوان عدالت اداری و شماره ۸۴۹ دیوان عالی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۲
مستند به بند (۲) ماده 10 قانون دیوان عدالت اداری، رسیدگی به شکایت از آرای قطعی مراجع شبه قضایی به صورت مطلق در صلاحیت این نهاد قرار گرفته است. کمیسیون موضوع ماده ۳۸ آیین نامه معاملات شهرداری علی رغم ماهیت شبه قضایی در رأی وحدت رویه شماره ۲۳۰۸-۲۳۰۷ مورخ ۴/۸/۱۴۰۰ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با این استدلال که در کمیسیون مزبور قاضی منصوب رئیس قوه قضائیه وجود دارد و دعاوی در صلاحیت این کمیسیون واجد ماهیت حقوقی و قراردادی است لذا رسیدگی به شکایت از آرای این کمیسیون را از شمول صلاحیت دیوان مستثنی و در صلاحیت محاکم عمومی قرار داد. هیأت عمومی دیوان عالی کشور نیز به موجب رأی وحدت رویه شماره ۸۴۹ مورخ ۱۹/۴/۱۴۰۳ مفاد رأی مزبور را تأیید نمود. بررسی صورت گرفته نشان داد مستثنی نمودن این مرجع از شمول صلاحیت دیوان نه تنها مخالف اصول و موازین حقوقی است، بلکه با مفاد اصل 173 قانون اساسی و بند (2) ماده 10 قانون دیوان نیز مغایرت دارد. مختصر اینکه مفاد آرای مزبور به نوعی تفسیر و اجتهاد در برابر نص بوده و با وجود اینکه در بند (2) ماده ۱۰ معیار سازمانی (مرجع شبه قضایی بودن) مبنای تعیین حدود صلاحیت دیوان قرار گرفته است لیکن در آرای مزبور ماهیت دعاوی رسیدگی شده در کمیسیون معیار تعیین صلاحیت دیوان قرار گرفته است. بر این اساس در راستای اصل تخصص گرایی و نیز مستند به بند (2) ماده 10 و نیز تبصره ۳ ماده ۳ قانون دیوان استدلال شد که شعب تجدیدنظر دیوان مرجع صالح نسبت به اعتراض از آراء قطعی کمیسیون مذکور می باشند.
۵۴۳.

توسعه،کنش اقتصادی و تولید بینوایی: روایتی پرتره نگارانه از کدخدایی تا اعانه بگیری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
 هدف مداخلات توسعه با شعار بهبود و رفاه توانستند  به مجوز مداخله و تغییر در   وجوه عینی و ذهنی مختصات  زندگی اجتماعات محلی دست پیدا کنند؛ چرا که توسعه به مثابه شبکه ای از گفتمان ها و یک رژیم حقیقت پس از عملیاتی شدن سبب تغییرات چند وجهی در اجتماعات محلی شد. گفتمان توسعه  را بیشتر می توان گفتمان «وضعیت موعود» معرفی نمود تا گفتمان «وضعیت محقق»؛ چرا که تا به امروز بین آرمان های توسعه و واقعیت توسعه شاهد یک شکاف بزرگ بوده ایم. امروزه همین شکاف،سبب تأمل انتقادی متفکران  و نارضایتی عامه مردم در اجتماعات محلی شده است. چرا که همزمان با گسترش دامنه مداخلات توسعه ای شاهد افزایش فقر و بیکاری در منطقه  مورد مطالعه یعنی زاگرس میانی- استان های لرستان و ایلام- بوده ایم. فراتر از افزایش فقر مسئله مورد توجه سقوط افراد خود اتکاء و کنشگران سخت کوش در اجتماعات محلی به ورطه فقر،فلاکت و همچنین وابستگی آنها به نهادهای حمایتی و کمک های اعانه ای موسسات خیریه ای و از سوی دیگر حاشیه ای شدن آنها در مناسبات اجتماعی است. در هم تنیدگی مداخلات توسعه ای، کنش اقتصادی و فقر در اجتماعات محلی از جمله حوزه های مغفوله در جامعه شناسی اقتصادی محسوب می شوند که در این مقاله با هدف  فهم چگونگی این در هم تنیدگی، در صدد  توضیح و تفسیر پیامدهای مداخلات توسعه ای برای کنش اقتصادی و  دوگانه فقر و رفاه بوده ایم. نگارنده علاوه بر داشتن  تجربه زیسته در حوزه مورد مطالعه  تلاش نموده است  تا فراسوی آمار و ارقام اعلام شده از سوی سازمان ها و نهادهای متولی توسعه، منطق خاموش اجتماعات  را به سخن گفتن واداشته و  روایت های ناشنیده ای آنها را از  مداخلات و آثار آن بر کنش اقتصادی و فقر را  به تصویر بکشد.این مقاله بر  تناقض  در هم تنیدگی مداخلات، توسعه ای، کنش اقتصادی و فقر متمرکز است تا توضیح دهد که چگونه این همجواری بر خلاف منطق توسعه چی ها ممکن شده است و تحت تأثیر کدام مکانیزم ها کنشگران اقتصادی خود اتکاء ، معتمد و محل رجوع مردم –کدخدا- به کنشگر  منفعل، درمانده، منزوی و وابسته به اعانه نهادهای حمایتی، بدل شد؟چگونه پس از این همه مداخله و شعارها، حال از برآیند توسعه وکنش اقتصادی،« بینوایی» به عنوان صورتی نوپدید  از  فقر، نمودار شده است. روش به این منظور  با روش کیفیِ پرتره نگاری به مطالعه 6 نفر به در اجتماعات محلی استان ایلام و  لرستان پرداخته شده است. به منظور گرد آوری اطلاعات از مصاحبه های عمیق و یادداشت های میدانی استفاد شد نمونه  مورد مطالعه با استفاده از استراتژی نمونه گیری  نظری در مناطق شهری و روستایی از استان های ایلام- شهرستان دره شهر و  بدره- و  استان لرستان-  شهرستان پلدختر و رومشکان- انتخاب شدند که پس از مصاحبه عمیق با نمونه های انتخاب شده  و پرتره هر یک از مشارکت کنندگان  ترسیم شد و  سپس داده ها  و سپس مصاحبه ها به منظور جای سازی در چارچوب کلانتری، یافتن وجه مشترک پرتره ها و  استخراج مضامین اصلی با استفاده از روش تحلیل مضمون سعی در ارائه روایت نهایی مداخلات توسعه ای از منظر منطق و صدای ناشنیده اجتماع محلی داشته است. یافته ها  بر اساس یافته ها مداخلات توسعه  با تخریب رنج های سرخوشانه اجتماع بومی را با استراتژی های  تغییرات تحقیر کننده، مداخلات طرد کننده، تغییرات محدود کننده دچار دگرگونی نمود، زیست جهانی که با رنج سرخوشانه توصیف شد به برهوت محاسبه گری مبدل نمود و سپس با ایجاد ناسازی و فرسایش شبکه های اجتماعی بستر را برای کنش های اقتصادی سرگردان و غارت شده فراهم نمود. ناسازی ایجاد شده موجب شد که غالب جامعه به مثابه بازنده تغییرات به اعانه بگیران، مستمری بگیران وکارگران روز مزد و آواره تبدیل شوند و تنها عده ای کمی سوار بر تغییر از مداخلات توسعه ای بهره مند شوند. کنشگران اگر چه سیر زندگی مشابهی داشته اند اما برای کنار آمدن با تغییرات از استراتژی های متفاوت بهره برده اند که  در نهایت اعانه بگیری به مثابه سرنوشتی شوم تقدیر اکثریت بوده است نتیجه  تحلیل یافته ها نشان می دهد که مداخلات توسعه ای در « عاملیت زدایی» از جامعه هدف و تبدیل آنها به ابژه های فلاکت زده و اعانه بگیر و وابسته به دولت و از جهت دیگر تحقیر داشته های آنها و تخریب  زمینه های کنش اقتصادی بوم زاد موفق بوده است و در نهایت توسعه با شعبده بازی خیره کننده ای در هدایت شهروندان از رنج های سرخوشانه به مقصد  فقر و صورت نوپدید آن  یعنی بینوایی که بافتار اجتماعی تخریب شده تقارن دارد ایفای نقش کرده است و با غفلت از بازیگران و زمینه تاریخی،اجتماعی و اقلیمی آنها در صدد تحمیل منطق خود بر منطق جوامع هدف بدون توجه به پیامدهای این تحمیل گری، بوده است؛ در چنین شرایطی به واسازی توسعه یعنی بازنشاندن توسعه در جایگاه واقعی اش، نیاز است.  
۵۴۴.

احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و تمایل به مهاجرت از کشور در میان دانشجویان دانشگاه شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
هدف مهاجرت دانشجویان در سال های اخیر به یکی از دغدغه های مهم اجتماعی و توسعه ای در کشورهایی که درحال تجربه تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی هستند تبدیل شده است. در ایران نیز افزایش تمایل دانشجویان به مهاجرت، بحث های گسترده ای را درباره خروج سرمایه انسانی و پیامدهای بلندمدت آن برانگیخته است. اگرچه در بسیاری از مطالعات، عوامل اقتصادی و ساختاری به عنوان تبیین کننده های اصلی قصد مهاجرت مورد تأکید قرار گرفته اند، اما نقش عوامل روانی–اجتماعی، به ویژه احساس ازخودبیگانگی اجتماعی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. احساس ازخودبیگانگی اجتماعی به تجربه ذهنی فرد از گسست، بی قدرتی، بی معنایی و انزوای اجتماعی در محیط پیرامون اشاره دارد. این پژوهش با بهره گیری از چارچوب های نظری کلاسیک و معاصر در حوزه ازخودبیگانگی، به بررسی این مسئله می پردازد که آیا تجربه ذهنی گسست اجتماعی در میان دانشجویان می تواند تمایل آنان به مهاجرت را تقویت کند یا خیر. هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه میان احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان دانشگاه شیراز و سنجش قدرت تبیینی این متغیر در پیش بینی قصد مهاجرت با کنترل ویژگی های جمعیت شناختی و آموزشی بوده است. روش این پژوهش با رویکرد کمی و به شیوه پیمایشی مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه شیراز  در مقاطع و رشته های مختلف بود. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 376 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم و به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. دانشکده ها در سه خوشه اصلی (علوم پایه، مهندسی و علوم انسانی) طبقه بندی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساختاریافته بود. احساس ازخودبیگانگی اجتماعی با استفاده از مقیاس 26 گویه ای استاندارد که ابعادی نظیر بی قدرتی، بی معنایی، انزوای اجتماعی و هنجارگریزی را پوشش می داد، سنجیده شد. تمایل به مهاجرت نیز با استفاده از گویه های معتبر اندازه گیری شد. تمامی گویه ها بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده بودند. اعتبار محتوایی ابزار از طریق نظر خبرگان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. مقدار آلفا برای احساس ازخودبیگانگی اجتماعی 864/0 و برای تمایل به مهاجرت 896/0 به دست آمد که نشان دهنده انسجام درونی مناسب ابزار بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و از طریق آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. یافته ها نتایج توصیفی نشان داد 5/58 درصد از پاسخگویان دارای سطح متوسط احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و 4/10 درصد دارای سطح بالا بودند. یافته ها همچنین نشان داد که 3/46 درصد نمونه تمایل متوسطی به مهاجرت داشتند و 6/22 درصد نیز تمایل زیاد به مهاجرت از کشور گزارش کردند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مدل کلی 33 درصد از واریانس تمایل به مهاجرت را تبیین می کند. در میان متغیرهای وارد شده در مدل، احساس ازخودبیگانگی اجتماعی قوی ترین و تنها متغیر معنی دار بود. با افزایش احساس ازخودبیگانگی اجتماعی، تمایل به مهاجرت نیز افزایش یافت. در مقابل، متغیرهای جمعیت شناختی نظیر جنسیت، سن، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، وضعیت اشتغال، قومیت، مذهب و تعلق طبقاتی در مدل نهایی اثر معنی داری نشان ندادند. نتیجه احساس ازخودبیگانگی اجتماعی یکی از تعیین کننده های اصلی تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان بود. دانشجویانی که سطوح بالاتری از احساس ازخودبیگانگی اجتماعی را تجربه می کنند، بیش از دیگران مهاجرت را به عنوان راهبردی جایگزین در نظر می گیرند. این نتایج نشان می دهد که مهاجرت دانشجویان را نمی توان صرفاً در چارچوب تبیین های اقتصادی یا فرصت محور فهم کرد، بلکه کیفیت تجربه زیسته آنان در بستر اجتماعی داخلی نیز نقش مهمی ایفا می کند. بنابراین، سیاست های کاهش مهاجرت دانشجویان باید فراتر از مشوق های اقتصادی عمل کرده و به تقویت احساس تعلق اجتماعی، افزایش اعتماد نهادی، گسترش مشارکت دانشجویی و ارتقای سرمایه اجتماعی توجه داشته باشند. مدیریت روند رو به افزایش مهاجرت دانشجویان مستلزم رویکردی جامع است که هم ابعاد ساختاری و هم ابعاد روانی–اجتماعی زندگی دانشجویی را در نظر گیرد.
۵۴۵.

روایتی پدیدارشناسانه از نگرش به بدن: مطالعه دختران دانشگاه رازی کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
هد ف در جامعه امروزی، ظاهر زیبا اهمیت بیشتری پیدا کرده است و زنان و دختران دنبال ظاهری جذاب هستند. امروزه نگرش ها نسبت به گذشته تغییر کرده است. زنان دیگر به بدن به عنوان یک امر طبیعی نگاه نمی کنند، بلکه آن را به عنوان یک محصول فرهنگی و اجتماعی می بینند. در چنین حالتی، بدن همانند ابژه ی زیبایی شناختی اهمیتی اجتماعی قابل توجه یافته است، چون می تواند همانند چیزی رنگ آمیزی شده یا حکاکی شده، دچار دست کاری شود. حتی زنان با وجود جنس واحد، در طبقات و نژادهای مختلف، تجربه های متفاوتی نسبت به بدن زنانه دارند و زندگی شخصی و اجتماعی خود را به اشکال مختلفی تجربه می کنند. با این همه، زندگی آن ها حاوی مؤلفه ها و تجربیات مشترکی است؛ تجربیاتی چون داشتن موقعیت فرودست در برابر مردان، احساس عدم تعلق به دنیای مردانه، هراس از دنیای مردان، عدم امکان خودبیانگری، ترس از تعرض و خشونت، در معرض نگاه خیره مردان بودن و از این قبیل. با توجه به مباحث مطرح شده، این پژوهش در پی این مسئله است که ادراک زنان از بدن خویش چگونه است و چه زمینه یا مقوله هایی نوع ادراک زنان از بدن را که در بستر تجربیات زیسته اند شکل می دهد؟ بنابراین این مطالعه با هدف بررسی نگرش به بدن در میان دختران دانشگاه رازی کرمانشاه و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. روش   روش پژوهش حاضر کیفی و پدیدارشناسانه است. زمانی که هدف از روش تحقیق کیفی بررسی تجربه زیسته افراد در مورد پدیده ای باشد، از روش پدیدارشناسی استفاده می شود. روش پدیدارشناسی در پژوهش حاضر انتخاب شده است زیرا هدف مطالعه، بررسی تجربه زیسته و درک عمیق نگرش دختران دانشجو نسبت به بدن خود است. فرآیند تحلیل کیفی در پدیدارشناسی به شرح ذیل و با استفاده از روش کدگذاری انجام شد: انجام مصاحبه با افراد مورد مطالعه که به وسیله روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این مطالعه، ابتدا داده های ضبط شده شرکت کنندگان مکرراً شنیده شد و اظهارات آن ها کلمه به کلمه روی کاغذ ثبت شد. برای درک احساسات و تجارب شرکت کنندگان، مطالب چند بار مطالعه شد و پس از مرور تمام توصیف های شرکت کنندگان، زیر اطلاعات با معنا و داده های مرتبط با پدیده مورد بحث خط کشیده شد و جملات مهم مشخص گردید و سپس کدگذاری ها انجام شد. در پژوهش حاضر، معیار ورود به پژوهش شامل دانشجوی دختر بودن، داشتن توانایی و آمادگی برای بازگو کردن تجربه زیسته درباره نگرش به بدن و تمایل به مشارکت در مصاحبه عمیق بود و افرادی که همکاری لازم نداشتند یا از ادامه مصاحبه انصراف دادند از مطالعه خارج شدند. نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری انجام شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت تا تمام ابعاد پدیده شناسایی شود. نهایتاً تعداد 16 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. برای این کار، از قبل با افراد هماهنگی های لازم انجام شد و با هر فرد مصاحبه ای 90 دقیقه ای صورت گرفت. به افراد مورد مصاحبه اطمینان داده شد که اطلاعات آن ها محرمانه می ماند. اطلاعات جمعیت شناختی همانند سن، تحصیلات و رشته تحصیلی پرسیده شدند. کدگذاری اولیه شامل خواندن خط به خط متن مصاحبه ها، استخراج مفاهیم و جملات اصلی و شکل دادن مقولات و طبقات اولیه انجام شد و سپس کدگذاری ثانویه شامل طبقه بندی اطلاعات، مشخص کردن زیرطبقه ها و تشکیل طبقات نهایی صورت گرفت. برای تحلیل اطلاعات، مصاحبه های ضبط شده تایپ شدند و سپس کدگذاری آزاد انجام شد و از طریق کدگذاری باز، مفاهیم اولیه استخراج گردید، سپس مقوله ها به دست آمدند و نهایتاً تفسیر و تحلیل شدند. یافته ها   یافته ها بیانگر آن است که نگرش به بدن تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فردی قرار دارد و هر یک از این عوامل در تعامل با یکدیگر، معنا و اهمیت خاصی به بدن و ظاهر زنان می بخشند. یکی از مقوله های شناسایی شده در این مطالعه، فضای مجازی بود و شرکت کنندگان تجربه های متنوعی از تعامل با این فضا و تأثیر آن بر نگرش خود نسبت به بدن بیان کردند. یکی دیگر از مقوله های شناسایی شده در این مطالعه، فشار اجتماعی بود که شرکت کنندگان تجربه کردند و آن را در نگرش و رفتار خود نسبت به پوشش و ظاهر گزارش دادند. این تجربه ها نشان می دهند که هر فرد با فشارهای اجتماعی مواجهه متفاوتی دارد و این فشارها بر انتخاب پوشش و نگرش او نسبت به بدن تأثیر می گذارد. برخی شرکت کنندگان تأکید کردند که نیاز به هماهنگی با انتظارات جامعه باعث تغییر رفتار و نگرش آن ها شده است، در حالی که تجربه برخی دیگر کمتر تحت تأثیر فشارها قرار گرفته است. یکی از مقوله های شناسایی شده، تصور از بدن آرمانی بود که شرکت کنندگان آن را از جنبه های مختلفی تجربه و توصیف کردند. برخی افراد بدن آرمانی را با سلامت جسمانی مرتبط می دانستند. این یافته ها نشان می دهند که تصور از بدن آرمانی چندبعدی و فردی است و هر شرکت کننده بسته به تجربه زیسته و نگرش شخصی، جنبه های متفاوتی را در نظر می گیرد؛ از سلامت جسم و روان، ورزش، تغذیه، آرایش و مراقبت پوستی تا ویژگی های ظاهری مانند رنگ مو و وضعیت پوست. یکی دیگر از مقوله های شناسایی شده، تأثیر هزینه های اقتصادی بر نگرش و اهمیت دادن به بدن بود. شرکت کنندگان بیان کردند که محدودیت های مالی مانع دست یابی به ایده آل های مدنظر آن ها می شود و برخی از این ایده آل ها تنها جنبه ذهنی دارند. این یافته ها نشان می دهند که دختران ایده آل هایی برای بدن خود دارند، اما محدودیت های مالی خانواده و نبود درآمد مستقل مانع رسیدگی به بدن به شکل دلخواه می شود. فضای دانشگاه و محیط خوابگاه از جمله مقوله های شناسایی شده بودند که با سنت ها و ارزش های خانوادگی در ارتباط نزدیک قرار داشتند و می توانند به مرور زمان اثرات قابل توجهی بر نگرش و پوشش دختران داشته باشند. نگرش جنس مخالف و مقبولیت اجتماعی از جمله مقوله هایی هستند که بر نگرش دختران به بدن اثرگذارند. زیرمؤلفه های این مقوله شامل جذابیت زنان آرایش کرده برای مردان، نظردهی مردان بر پوشش و ظاهر، تأثیرپذیری از جنس مخالف و افزایش شانس ازدواج است. نگرش دختران نسبت به عمل جراحی و پوشش شامل دیدگاه های مثبت و منفی است. دیدگاه های مثبت شامل انجام عمل جراحی برای رفع مشکلات جسمی، افزایش اعتمادبه نفس و اصلاح نقص های فردی است. نتیجه   به طور کلی، تجربه زیسته دختران نشان می دهد که نگرش به بدن حاصل تعامل پیچیده میان خودآگاهی فردی، جامعه، فرهنگ، رسانه ها و منابع اقتصادی است و این نگرش در حال تغییر و تطابق با محیط های مختلف اجتماعی و فرهنگی است. بنابراین، بررسی نگرش به بدن به ویژه در نسل جوان، نیازمند نگاه چندبعدی و فهم عمیق تجربه زیسته افراد است و هرگونه سیاست گذاری، آموزش یا مداخله در این حوزه باید با درک واقعیت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همراه باشد.
۵۴۶.

ترویج دیپلماسی فرهنگی از طریق مجامع پارلمانی: مطالعه موردی اتحادیه اروپا و امکان سنجی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۹
دیپلماسی فرهنگی از جنبه های کلیدی روابط بین الملل است که از طریق تسهیل تبادل ایده ها، ارزش ها و عناصر فرهنگی میان ملت ها، درک و همکاری متقابل را ارتقا می دهد. در این میان، دیپلماسی پارلمانی از طریق مجامع پارلمانی نقش مهمی در پیشبرد اهداف فرهنگی ایفا می کند. این پژوهش باهدف بررسی چگونگی کمک مجامع پارلمانی اتحادیه اروپا به ارتقای دیپلماسی فرهنگی، به تحلیل ابتکاراتی چون جایزه لوکس، سال میراث فرهنگی اروپا و همکاری این مجامع با نهادهای فرهنگی بین المللی می پردازد. برای بررسی این موضوع از نظریات کامینگز، ویسگلاس، دی بوئر و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش سوآت استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مجامع پارلمانی به واسطه چارچوب های ساختاری و مشارکت های راهبردی خود، توانسته اند بسترهایی برای گفت وگوی بینافرهنگی و تقویت قدرت نرم ایجاد کنند. بااین حال، چالش هایی نظیر محدودیت منابع، مشارکت عمومی محدود و رویکردهای از بالابه پایین نیز شناسایی شدند. تحلیل پژوهش بیانگر آن است که دیپلماسی فرهنگی اتحادیه اروپا در تقاطع ابتکارات پارلمانی و دیپلماسی جهانی فرصت های قابل توجهی برای ارتقای تعاملات فرهنگی و تقویت همکاری بین المللی فراهم نموده است. از همین رو، این مطالعه پیشنهاد می کند که جمهوری اسلامی ایران با الهام از تجربیات اتحادیه اروپا، چارچوبی منسجم برای بهره گیری از ظرفیت دیپلماسی پارلمانی در راستای تقویت و ترویج دیپلماسی فرهنگی تدوین نماید.
۵۴۷.

سرمایه اجتماعی سیال: چارچوبی نوین برای تحلیل رابطه محور در بستر میراث فرهنگی ناملموس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۷
تحلیل ماهوی سازوکار استمرار تعاملات اجتماعی مبتنی بر رابطه مندی در پهنه میراث فرهنگی ناملموس، موضوعی بنیادین و ناگزیر است که در پرتو تحولات کلان جهانی و دگرگونی های راهبردی در حوزه مدیریت میراث، جایگاه و ضرورت آن ناشی از پیچیدگی های زیست جهانی و پارادایم های نوین مدیریتی، به طور فزاینده ای متبلور و واجد اهمیت متعالی گردیده است. بدین سان پژوهش حاضر، در پی پاسخ به پرسش اصلی «سرمایه اجتماعی سیال در بستر میراث ناملموس، با تکیه بر مؤلفه ها، به چه صورت به تداوم تعاملات اجتماعی پویا و رابطه محور می انجامد؟» با بهره گیری از روش تحقیق آمیخته (کمی- کیفی)، داده های کیفی را از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهده مشارکتی و روایت نگاری خودمردم نگارانه با استفاده از روش تحلیل مضمون و کدگذاری به شناسایی نمود. همچنین، داده های کمی گردآوری شده از پرسشنامه ای ساختاریافته پس از تأیید پایایی با ضریب آلفای کرونباخ، در میان جامعه آماری توزیع گردیده و با بهره گیری از آزمون های آماری تحلیلی جهت بررسی توزیع، روابط و تفاوت های معنادار مورد پردازش قرار گرفتند؛ علاوه بر آزمون های آماری مرسوم، داده های کمی با تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) بررسی شد تا اعتبار سازه ها و روابط علت و معلولی مؤلفه ها سنجیده شود. یافته ها نشان می دهد مؤلفه های «اعتماد اجتماعی»، «پویایی زمینه ای»، «مشارکت جمعی» و «حافظه فرهنگی و تجربه زیسته» نقشی کلیدی و معنادار در تحکیم سرمایه اجتماعی سیال ایفا می نمایند. این نظریه با بازتعریف نسبت متقابل میان سرمایه اجتماعی و میراث ناملموس، زمینه ساز بازآفرینی هویت های فرهنگی و تقویت انسجام اجتماعی در فرایندهای حفاظت است. افزون بر این، پژوهش بر ضرورت بازنگری بنیادین در سیاست گذاری های فرهنگی و اتخاذ رویکردهای چندسطحی و مشارکت محور تأکید می نماید.
۵۴۸.

سیالیت واقعیت و محدودیت ذهن؛ درآمدی بر نظریه مفهوم داگلاس نورث(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
این مقاله به بررسی رابطه میان واقعیت، ذهن و مفهوم پردازی در اندیشه داگلاس نورث می پردازد و نشان می دهد که برداشت او از واقعیت به عنوان امری سیال و ناپایدار، همراه با محدودیت های ذهن بشری در درک کلیت آن، چگونه به شکل گیری نوع خاصی از مفهوم پردازی منجر شده است. ازنظر نورث، ذهن انسان از طریق مفاهیم انتزاعی و کلی قادر به فهم واقعیت انضمامی نیست، بلکه تنها با تکیه بر مفاهیم خودبسنده و وابسته به زمینه های تاریخی-فرهنگی می تواند به شناختی علمی از جهان اجتماعی دست یابد. این مفاهیم نه بازنمایی عینی واقعیت، بلکه ابزارهای شناختی اند که پیچیدگی های جهان اجتماعی را سامان می دهند و امکان بازسازی نظری آن را فراهم می کنند. نورث نهادها را پاسخی به محدودیت های شناختی انسان می داند که درعین حال کارکردی معرفت شناختی دارند. نهادها تجسم قواعدی هستند که ذهن برای مواجهه با واقعیت از آن ها استفاده می کند. به علاوه، فهم فرایند کنش و تغییر و تبیین موفقیت ها و شکست ها مستلزم نظریه ای تاریخی است که بدون آن، وحدت بخشی به داده های پراکنده و متغیر ممکن نخواهد بود. داده های ناپایدار به خودی خود قابلیت تبدیل شدن به ابژه علمی را ندارند و تنها در چارچوبی مفهومی می توانند موضوع شناخت قرار گیرند. نورث واحد اصلی تحلیل در تاریخ اقتصاد را نهاد می داند. هدف نظریه تاریخ او تبیین دگرگونی های نهادی است و برای این منظور، به خوانشی سوبژکتیو از تاریخ مبتنی بر ایده یادگیری متوسل می شود. این نظریه، تحلیلی از فرایند یادگیری در زمان ارائه می دهد که در قالب ایده «وابستگی به مسیر» صورت بندی شده و امکان مطالعه علمیِ پویایی های تاریخی را فراهم می کند.
۵۴۹.

خوانش زندانیان از فیلم های زندان: مطالعه موردی فیلم ‹‹دهلیز››(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش با هدف واکاوی چگونگی خوانش زندانیان از فیلم سینمایی دهلیز (به کارگردانی بهروز شعیبی، 1۳۹2) انجام شده است؛ فیلمی که با طرح مسئله قصاص و بخشش و بازنمایی تأثیر زندان بر مناسبات خانوادگی، از نمونه های شاخص سینمای اجتماعی ایران به شمار می آید. مسئله اصلی پژوهش این است که زندانیان چگونه معناهای نهفته در بازنمایی سینمایی از تجربه زیسته خود را رمزگشایی می کنند و چه نوع خوانش هایی از فیلم ارائه می دهند. چارچوب نظری مطالعه بر مدل رمزگذاری/رمزگشایی استوارت هال استوار است که امکان تحلیل موقعیت مخاطب را در سه سطح خوانش هژمونیک، توافقی و مخالفت آمیز فراهم می کند. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر گروه های کانونی است؛ چهار گروه با بیست زندانی در زندان مرکزی ساری تشکیل شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با تحلیل مضمون تفسیری و کدگذاری چندمرحله ای بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد زندانیان سه گونه خوانش ارائه کردند: برخی با پیام اخلاقی فیلم درباره کنترل خشم و نقش خانواده همدل بودند (خوانش هژمونیک)، گروهی برداشت توافقی داشتند و ضمن پذیرش پیام ها به فاصله واقعیت و بازنمایی اشاره کردند و گروهی با خوانش مخالفت آمیز فیلم را فاقد واقع گرایی و نادیده گیرنده زیست روزمره زندان دانستند. نتایج بیانگر آن است که تجربه زیسته زندان مرز میان این سه خوانش را سیال می سازد و تفسیرها را در پیوندی پویا با هویت، احساس گناه و امید به بازگشت اجتماعی شکل می دهد. این یافته ها بر ضرورت توجه سینمای اجتماعی ایران به بازنمایی های واقع گرایانه تر و نقش تربیتی و روانی فیلم ها برای مخاطبان آسیب پذیر تأکید دارد.
۵۵۰.

واکاوی تجارب زیسته مادران دارای کودک اوتیسم از پیامدهای دایه گری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر باهدف شناسایی تجارب زیسته مادران از آثار و پیامدهای دایه گری دیجیتالی در بروز علائمی مشابه اختلال طیف اوتیسم خفیف در بین کودکان صورت گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. گروه هدف شامل تمامی مادران دارای کودکان 5 تا 12 سال با اختلال شبه اوتیسم در شهر یزد در سال 1403 - 1404 بود که 9 نفر از آن ها به صورت نمونه گیری هدفمند ملاک محور و با رعایت قانون اشباع نظری داده ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. برای تعیین اعتبار داده ها از بررسی و تطبیق نظر برخی پژوهشگران کیفی و مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شد. درنهایت ادراکات تجربه شده مادران در قالب 2 مضمون اصلی و 18 مضمون فرعی سازمان دهی شد. در این راستا آسیب های دایه گری دیجیتالی بر کودکان شامل مشکلات بینایی، مشکلات خواب، کاهش سلامت جسمی با رفتار ناسالم، کاهش توجه به بهداشت شخصی، پرخاشگری، کاهش تمرکز و توجه، کاهش توانایی حل مسئله، کاهش مدت زمان بازی های فیزیکی، افزایش استرس و اضطراب، کاهش رضایت از زندگی، افزایش وابستگی عاطفی به دستگاه های دیجیتال به جای ارتباطات انسانی، کاهش عملکرد تحصیلی، افزایش غیبت های مدرسه، کاهش زمان مطالعه بود. از طرف دیگر آسیب های دایه گری دیجیتالی بر خانواده شامل کاهش کیفیت ارتباطات خانوادگی، کاهش مدت زمان تعاملات خانوادگی، کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوا و تنهایی بود. نتایج حاصل از بررسی ادراکات مادران نشان داد که دایه گری دیجیتالی می تواند تأثیرات گسترده ای بر سلامت جسمی و روانی کودکان داشته باشد و باعث بروز علائمی مشابه اختلال طیف اوتیسم خفیف در کودکان آن ها شود.
۵۵۱.

کنش های اینستاگرامی حامیان حیوانات با تکیه بر مفاهیم میدان و سرمایه ی پیر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۰
امروزه اینستاگرام به عنوان یکی از پلتفرم های محبوب، میدان فرهنگی-اجتماعی مهمی را برای مطالعه کنشگری های اجتماعی نوظهور به عنوان مثال حیطه حمایت از حقوق حیوانات توسط بلاگرهای ایرانی فراهم کرده است. هدف از این پژوهش، مطالعه فرآیندهای مشروعیت سازی، کسب اعتبار و تولید سرمایه نمادین دو بلاگر ایرانی حامی حیوانات به نام های «سجاد ندیمی» و «سید مهدی طباطبایی» و مقایسه تفاوت عملکردهای آن ها در میدان اینستاگرامی است. این دو فرد به دلیل تعداد بالای دنبال کنندگان و تفاوت قابل توجه در سرمایه های فرهنگی و اجتماعی به رغم وجود هدف مشترک، انتخاب شدند. سؤالات اصلی پژوهش این است که: کسب سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی چگونه در میدان اینستاگرام صورت می گیرد و چه فرآیندهایی موجب تولید سرمایه نمادین و افزایش تأثیرگذاری اجتماعی آن ها در مقایسه با دیگر رقبا می شود؟ داده ها شامل فرسته ها، داستان ها، تصاویر و هشتگ های منتشرشده توسط این دو بلاگر، طی ده روز جمع آوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل به روش کیفی جهت دار و با استفاده از چارچوب نظری بوردیو (میدان و سرمایه) انجام شد و فرایند کدگذاری بر اساس ابعاد مختلف سرمایه های کلاسیک انجام گرفت. یافته ها نشان می دهند سرمایه های کلاسیک بوردیویی در میدان اینستاگرامی حمایت از حیوانات، عمدتاً به شکل سرمایه دیجیتال و بصری بازنمایی شده اند. «روایتگری»، «ایجاد تمایز»، «دوگانه سازی» و «مشروعیت سازی» از مهم ترین تکنیک های فعالسازی سرمایه نمادین بوده که موجب افزایش دیده شدن و جذب کمک های مادی و معنوی از سوی مخاطبان شده است.
۵۵۲.

بررسی اثرات فضای مجازی بر سبک زندگی خانوارهای شهری در شهر حاجی آباد خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۶
هدف این پژوهش بررسی ابعاد گوناگون تأثیر فضای مجازی بر مؤلفه های سبک زندگی خانوارهای شهری حاجی آباد است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی - تحلیلی است و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. داده ها از طریق ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده و اعتبار محتوایی آن با بهره گیری ازنظر خبرگان حوزه جامعه شناسی رسانه و ارتباطات تأیید گردیده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه خانوارهای شهری (3800 خانوار) ساکن در شهر حاجی آباد از توابع استان خراسان جنوبی در سال ۱۴۰۴ تشکیل داده است؛ که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۳۵۰ خانوار به صورت تصادفی ساده عنوان نمونه انتخاب گردید. برای سنجش روایی سازه و پایایی ابزار از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است. ضرایب به دست آمده برای مقیاس کلی پرسشنامه برابر با 87/0 است که نشانگر پایایی مناسب ابزار است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون آزمون های همبستگی پیرسون، تی مستقل و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. نتایج رابطه بین میزان استفاده از فضای مجازی، با ابعاد سبک زندگی نشان داد که بین فضای مجازی، با الگوهای ارتباط خانوادگی با ضریب پیرسون 620/0 و مصرف گرایی با ضریب پیرسون 572/0 رابطه مثبت و با تعامل حضوری با ضریب 484/0- رابطه منفی و معناداری برقرار است. نتایج آزمون تی مستقل از تفاوت دو گروه زنان و مردان، نشان داد که بین زنان با میانگین 780/3 و مردان با میانگین 421/3 ازنظر اثرات فضای مجازی بر سبک زندگی تفاوت معناداری برقرار است. نتایج بررسی اثرات فضای مجازی بر سبک زندگی خانوارهای شهری نشان داد که زمان استفاده روزانه از فضای مجازی با ضریب بتای استانداردشده 410/0 بیشترین تأثیر را بر سبک زندگی خانوارهای شهری دارند و پس ازآن، نوع پلتفرم مورداستفاده با ضریب 273/0 و هدف از حضور آنلاین نیز با ضریب 221/0 بیش ترین تأثیری مثبت و معنادار دارند اما میزان تعامل درون خانوادگی با ضریب بتای 194/0- اثرات منفی بر سبک زندگی خانوارهای شهری دارد.
۵۵۳.

فرهنگ مقاومت و شهادت در پدیده اربعین حسینی: آراء و اندیشه های مقام معظم رهبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف این پژوهش، تحلیل ابعاد فرهنگ مقاومت و شهادت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره اربعین حسینی طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۴ است. روش تحقیق، تحلیل مضمون بوده و جامعه آماری، شامل تمام سخنرانی ها، پیام ها و بیانات رسمی ایشان درباره اربعین است که پس از غربالگری، ۳۴ سند به عنوان واحد تحلیل انتخاب شد. نتایج نشان داد که در اندیشه رهبری، اربعین تنها آیین عزاداری نیست، بلکه پدیده ای تمدنی، هویت ساز و مقاومت محور با ریشه ای عمیق در مکتب کربلاست. بر اساس تحلیل انجام شده، چهار سطح تفسیری از اربعین در گفتمان ایشان قابل تشخیص است: 1. سطح هویتی-وجودی: تجدید عهد با جهاد درونی و احیای هویت ولایت محور؛ 2. سطح سیاسی- فرهنگی: نماد قوّت نرم اسلام و وحدت امت در برابر تفرقه دشمن؛ 3. سطح تمدنی: استمرار میراث روشنگرانه حضرت زینب(س) و مقاومت فرهنگی؛ 3. سطح معنوی- عملی: جلوه ای از شکر عملی از طریق خدمت، اخوت و مجاهدت. در نهایت، نتیجه پژوهش نشان داد که اربعین در گفتمان رهبری، حرکتی هوشمندانه و تمدن ساز است که با پیوند عشق معنوی و بصیرت اجتماعی، زمینه ساز بیداری امت اسلامی و تقویت سرمایه مقاومت در برابر سلطه فرهنگی جهانی است.
۵۵۴.

توسعه سیستم مشاور روباتیک شخصی سازی شده با در نظر گرفتن سوگیری های رفتاری سرمایه گذاران با استفاده از یادگیری تقویتی عمیق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۳
رشد سریع فناوری های مالی و افزایش دسترسی سرمایه گذاران خرد به بازارهای مالی، زمینه را برای توسعه سیستم های مشاور روباتیک فراهم کرده است. این سیستم ها با بهره گیری از الگوریتم های هوش مصنوعی و تحلیل داده های مالی، خدمات مدیریت سبد سرمایه گذاری را با هزینه ای کمتر و سرعتی بیشتر نسبت به مشاوران انسانی ارائه می کنند. با وجود پیشرفت های قابل توجه در حوزه مشاوران روباتیک، اغلب سیستم های موجود بر مبنای نظریه های کلاسیک مالی طراحی شده اند و فرض می کنند سرمایه گذاران رفتار کاملاً عقلایی دارند. در حالی که مطالعات مالی رفتاری نشان داده اند تصمیمات سرمایه گذاران تحت تأثیر سوگیری های شناختی و احساسی متعددی قرار دارد که می تواند منجر به انحراف از رفتار عقلایی شود.هدف این پژوهش توسعه یک چارچوب نوین برای طراحی مشاور روباتیک شخصی سازی شده است که علاوه بر ویژگی های مالی و ریسک پذیری سرمایه گذار، سوگیری های رفتاری وی را نیز در فرآیند تصمیم گیری لحاظ می کند. در این چارچوب، از یادگیری تقویتی عمیق به عنوان هسته تصمیم گیری استفاده می شود تا عامل هوشمند بتواند از طریق تعامل مستمر با محیط بازار و تحلیل رفتار کاربران، استراتژی های بهینه تخصیص دارایی را فراگیرد. مدل پیشنهادی با ترکیب داده های بازار، مشخصات فردی سرمایه گذار و شاخص های رفتاری، قادر است توصیه های سرمایه گذاری متناسب با ویژگی های هر فرد ارائه نماید.نتایج مطالعات نظری نشان می دهد ادغام مفاهیم مالی رفتاری با الگوریتم های یادگیری تقویتی عمیق می تواند عملکرد مشاوران روباتیک را در مدیریت سبد، کنترل ریسک و افزایش رضایت سرمایه گذاران بهبود بخشد. همچنین انتظار می رود سیستم پیشنهادی بتواند اثرات منفی سوگیری هایی نظیر اعتماد بیش از حد، زیان گریزی، رفتار گله ای و لنگراندازی را کاهش داده و تصمیمات سرمایه گذاری منطقی تری ایجاد کند.
۵۵۵.

طراحی مدل هوشمند امتیازدهی پایداری برای شرکت های پذیرفته شده در بورس با رویکرد شبکه های عصبی گرافی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۳
در سال های اخیر، ارزیابی عملکرد پایداری شرکت ها به یکی از مهم ترین دغدغه های سرمایه گذاران، نهادهای نظارتی و بازارهای سرمایه تبدیل شده است. رشد سرمایه گذاری های مبتنی بر معیارهای محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) موجب شده است که توسعه مدل های دقیق و هوشمند برای سنجش پایداری شرکت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار شود. با این حال، اغلب مدل های سنتی امتیازدهی پایداری بر تحلیل شاخص های مستقل و داده های ساختاریافته متمرکز بوده و قادر به استخراج روابط پیچیده میان شرکت ها، صنایع و ذی نفعان نیستند. این محدودیت باعث کاهش دقت ارزیابی و ضعف در پیش بینی عملکرد آتی پایداری شرکت ها می شود. هدف این پژوهش طراحی یک مدل هوشمند امتیازدهی پایداری برای شرکت های پذیرفته شده در بورس مبتنی بر شبکه های عصبی گرافی است. در مدل پیشنهادی، شرکت ها به عنوان گره های یک گراف و روابط مالی، صنعتی، مالکیتی و اطلاعاتی میان آن ها به عنوان یال های شبکه تعریف می شوند. سپس با استفاده از الگوریتم های یادگیری عمیق گرافی، الگوهای پنهان و وابستگی های ساختاری میان شرکت ها استخراج و در فرآیند محاسبه امتیاز پایداری لحاظ می شود. روش پژوهش از نوع کاربردی و توسعه ای بوده و در چارچوب رویکرد کمی انجام می شود. داده های مورد نیاز شامل شاخص های مالی، معیارهای ESG، اطلاعات مالکیتی و داده های ارتباطی شرکت های پذیرفته شده در بورس جمع آوری خواهد شد. پس از پیش پردازش داده ها، مدل شبکه عصبی گرافی طراحی و با مدل های یادگیری ماشین متداول نظیر Random Forest، XGBoost و شبکه های عصبی چندلایه مقایسه می شود. ارزیابی عملکرد مدل با استفاده از شاخص هایی نظیر MAE، RMSE،Accuracy و ضریب تعیین انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بهره گیری از ساختارهای گرافی و روابط بین شرکتی می تواند دقت و قابلیت تبیین مدل های امتیازدهی پایداری را به طور معناداری افزایش داد. همچنین مدل پیشنهادی قادر بود ابزاری کارآمد برای سرمایه گذاران، مدیران و سیاست گذاران بازار سرمایه در راستای تصمیم گیری های مبتنی بر توسعه پایدار فراهم آورد.
۵۵۶.

توسعه مدل قیمت گذاری دارایی ها با الهام از شبکه های عصبی گراف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
قیمت گذاری صحیح دارایی ها یکی از مهم ترین چالش های حوزه مالی و سرمایه گذاری محسوب می شود. مدل های سنتی قیمت گذاری دارایی، نظیر مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و مدل های عاملی، عمدتاً بر فرضیات خطی و روابط ایستا میان متغیرها استوار هستند و در تبیین پیچیدگی ها و وابستگی های ساختاری موجود در بازارهای مالی با محدودیت هایی مواجه اند. در سال های اخیر، پیشرفت های حاصل در حوزه یادگیری عمیق و به ویژه شبکه های عصبی گراف، امکان مدل سازی روابط پیچیده و غیرخطی میان اجزای یک سیستم را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف توسعه یک مدل نوین قیمت گذاری دارایی ها مبتنی بر شبکه های عصبی گراف انجام شده است. در این پژوهش، دارایی ها و ارتباطات میان آن ها در قالب یک گراف مالی مدل سازی شده و با بهره گیری از سازوکار انتشار اطلاعات در شبکه های عصبی گراف، اثرات متقابل میان دارایی ها در فرآیند پیش بینی بازده مورد انتظار لحاظ می شود. مدل پیشنهادی با استفاده از داده های بازار سرمایه آموزش داده شده و عملکرد آن از طریق معیارهای متداول پیش بینی و قیمت گذاری با مدل های کلاسیک و سایر روش های یادگیری ماشین مقایسه می شود. نوآوری اصلی این پژوهش در بهره گیری از ساختار شبکه ای بازار مالی و استخراج روابط پنهان میان دارایی ها برای بهبود فرآیند قیمت گذاری است. همچنین، امکان تلفیق اطلاعات بنیادی، معاملاتی و ارتباطات بین شرکتی در قالب یک چارچوب گرافی فراهم می شود که می تواند درک جامع تری از رفتار بازار ارائه دهد. برای ارزیابی مدل، از شاخص هایی نظیر خطای پیش بینی، توان تبیین بازده و معیارهای سنجش ریسک استفاده خواهد شد. انتظار می رود نتایج پژوهش نشان دهد که بهره گیری از ساختارهای گرافی موجب بهبود دقت پیش بینی بازده، شناسایی بهتر عوامل ریسک و افزایش توان تبیینی مدل های قیمت گذاری دارایی خواهد شد. علاوه بر این، مدل پیشنهادی می تواند در مدیریت پرتفوی، تخصیص بهینه دارایی ها و طراحی راهبردهای سرمایه گذاری هوشمند مورد استفاده قرار گیرد. یافته های این پژوهش افق های جدیدی را در توسعه مدل های مالی مبتنی بر هوش مصنوعی و تحلیل شبکه های مالی فراهم خواهد ساخت.
۵۵۷.

قهوه خانه ها؛ میدان شعر و سیاست در عصر صفویه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
قهوه خانه ها در عصر صفوی، به ویژه در دوران شاه عباس اول، از مهم ترین فضاهای فرهنگی و اجتماعی ایران بودند. این مکان ها نه تنها محل استراحت و نشست و برخاست مردم، بلکه میدانی برای شعرخوانی، نقّالی، شاهنامه خوانی و بحث های آزاد سیاسی به شمار می رفتند. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی-ادبی و با تکیه بر منابع دست اول از جمله سفرنامه های شاردن و فیگوئرا، به بررسی جایگاه قهوه خانه ها در بازتولید فرهنگ شفاهی و مشروعیت بخشی به ایدئولوژی صفوی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که با کاهش حمایت دربار صفوی از شاعران، شعر فارسی به درون جامعه عمومی راه یافت و قهوه خانه ها بستر اصلی این گذار شدند. در این فضا، نقّالان با بهره گیری از آثاری چون شاه اسماعیل نامه، فتح نامه عباسی، حمزه نامه، سمک عیار و حسین کرد شبستری، هویت ملی و مذهبی ایران صفوی را در میان طبقات مختلف مردم، از جمله نظامیان قزلباش، بازتولید و تثبیت می کردند. نتایج این بررسی نشان می دهد که قهوه خانه ها در این دوره، کارکردی فراتر از تفریح داشتند و به مثابه نهادی غیررسمی در خدمت گفتمان قدرت و هویت سازی جمعی عمل می کردند.
۵۵۸.

تأثیر ادبیات بر اقناع: تحلیل زیبایی شناسانه نامه های سلطان سلیم عثمانی و شاه اسماعیل صفوی در آغاز نبرد چالدران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
نامه های شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم عثمانی در بحبوبه آغاز درگیری های جنگ چالدران، حاوی کلمات و ادبیات اثرگذاری است؛ چرا که انسان در شرایط اضطراری، سعی در به کارگیری نهایت اندوخته های خود برای رهایی از مخمصه ها دارد. در این مقاله، نگارنده با مطالعه این نامه ها و تعیین نکات مهم زیبایی شناسی ادبی آنها در سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری، میزان اثر بخشی هر کدام از مهم ترین آرایه ها و نکات ادبی بر اقناع مخاطب را بیان می کند. باید دانست که زینت های کلام، بنیادی بس محکم دارند تا مخاطب را با خود همراه کنند.
۵۵۹.

از میدان تا متن: بازخوانی چالدران در چشم موّرخان دو امپراتوری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
جنگ چالدران (920ق/1514م) از مهم ترین رویدادهای تاریخ اسلامی است که نه تنها موازنه قدرت میان دو امپراتوری صفوی و عثمانی را دگرگون کرد، بلکه مرزهای مذهبی، هویتی و سیاسی جهان اسلام را برای قرن ها شکل داد. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و با تکیه بر منابع تاریخ نگاری ایرانی و عثمانی، نشان می دهد که روایت این نبرد در دو سوی مرز، از دو جهان بینی کاملاً متمایز برخاسته است. تاریخ نگاری ایرانی-صفوی، شکست نظامی را از طریق مفاهیمی چون آزمون الهی، مرشدیت کامل و هویت شیعی بازتفسیر کرده و آن را به تراژدی ای معنوی بدل ساخته است؛ در مقابل، تاریخ نگاری عثمانی با استناد به فتوای جهاد و گفتمان مقابله با بدعت، این نبرد را مأموریتی شرعی برای تحکیم مشروعیت سنّی معرفی کرده است. شخصیت قاضی زاده اردبیلی، مورخ ایرانی الاصل دربار عثمانی، نمونه ای برجسته از پیچیدگی های هویتی در این دوران است که نشان می دهد مرزهای فرهنگی و مذهبی الزاماً با مرزهای سیاسی منطبق نبوده اند. این مقاله نشان می دهد که تاریخ نگاری واقعه چالدران در هر دو سو، نه ثبت صرف وقایع، بلکه ابزاری برای بازتولید هویت، مشروعیت بخشی به قدرت و انسجام سازی داخلی بوده است.
۵۶۰.

ایران و ایرانی در شعر ملک الشعراء بهار

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
ملک الشعراء بهار (1330-1265ش) از برجسته ترین شاعران عصر مشروطه و یکی از نمادهای پیوند ادبیات متعهد با هویت ملی در تاریخ ادبیات معاصر فارسی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی -تحلیلی و با تکیه بر خوانش مستقیم دیوان بهار، به بررسی بازتاب مفهوم «ایران» و «ایرانی» در اشعار او می پردازد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مرحوم بهار با گذر از رویکرد «هنر برای هنر»، مضامینی چون میهن دوستی، آزادی خواهی، مقاومت در برابر استبداد و استعمار، و ستایش چهره های تأثیرگذار ملی را به گفتمان مسلط شعر خود بدل کرده است. او با تلفیق استحکام زبانی سنت کلاسیک و دغدغه های نوین اجتماعی- سیاسی، توانست نام خود را به عنوان نمادی از «ادبیات متعهد» در حافظه تاریخی ایران ماندگار کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان