فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۴۱ تا ۱٬۶۶۰ مورد از کل ۱۳٬۰۵۱ مورد.
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴
23 - 32
حوزههای تخصصی:
این مقاله با توجه به آثار مکتوب و تصویری باقی مانده از هنر ساسانی و سغدی که در زمان امپراتوری ساسانی در دوره هایی زیرمجموعه این پادشاهی بوده است به بررسی تأثیرات هنر ساسانی بر دیوارنگاره های سغدی می پردازد؛ جامعه آماری مورد بررسی 3 نمونه از نقش -برجسته ها و نقاشی دیواری های ساسانی و 6 نمونه از نقاشی دیواری های سغدی می باشد. روش تحقیق، توصیف و تحلیل نگاره ها ست و هدف بازشناسی تأثیرات نگاره های ساسانی بر دیوارنگاره های سغدی است، زیرا به اعتقاد بسیاری پژوهشگران نقاشی سغدی عامل انتقال ویژگی های نگاره های ساسانی به نگارگری ایران پس از اسلام می باشد و نتیجه حاصل از آن نشان می دهد علی رغم موقعیت درخشان سغد، همواره تأثیرات هنری ساسانی در نقاشی سغدی تأثیر گذار بوده است، بیشتر تأثیرگذاری نگاره های ساسانی برنگاره های سغدی در ویژگی های صوری نگاره ها از نظر فضای تصویری، استفاده از رنگ های تخت و درخشان، و نادیده گرفتن توالی زمانی و ابعاد مکانی و رویکرد به شیوه خطی می باشد، لیکن نقاشی سغدی از اصالت خاص خود بهره مند است و بنا به خاستگاه فرهنگی خویش همواره سعی درحفظ ارزش های فرهنگی و هنری خود می نمودند. سغدیان در نقاشی های خود نه تنها از ساسانیان بلکه از فرهنگ های تصویری دیگر سرزمین ها مانند خوارزم، هند و یونان نیز تأثیر گرفته اند.
بررسی نقش جریان های فکری و حکومتی در رویکرد ملی گرایانه نقاشی نوگرای ایران در دوران پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات سیاسی، فکری، جهت گیری ها و برنامه ریزی های فرهنگی نقشی مهم در نوگرایی و ایجاد جریان های مهم نقاشی نوگرای ایران در دوران پهلوی دارد. این مقاله بر اساس مباحث و تحلیل هایی که ارایه می دهد نشان خواهد داد که سه رویکرد چپ گرایانه، ملی گرایانه و اسلام گرایانه در کنار اقدامات حکومتی، همچون پارادایم های حاکم بر نهادهای مختلف اجتماعی، به ویژه نهاد سیاست و فرهنگ، تحولات نقاشی معاصر ایران را در دوران پهلوی، در فاصله زمانی 1310 تا 1357، تحت تأثیر خود قرار داده است. این تاثیرگذاری در مقاطع و موقعیت های مختلف از ابتدا تا آخر دوران پهلوی، بسته به وضعیت و عملکرد سیاستمداران بر اساس اهداف فرهنگی حکومت و تعامل و تقابل آن با رویکردهای فکری نخبگان فرهنگی و با توجه به نفوذ مدرنیسم به شکل های نسبتا متفاوتی ازنوگرایی در قالب تئوری های جامعه گرایانه ی چپ تا بومی گرایی در هنر منجر شد. برخلاف تحقیقات صورت گرفته در خصوص نقاشی نوگرای ایران که غالباً تحولات درون متنی نقاشی معاصر را براساس عملکرد نوجویانه هنرمندان در تقابل با سنت و گرایش متکی به شیوه کمال الملک مدنظر قرار داده اند، این نوشتار با محوریت دادن به تحولات سیاسی و فکری و اجتماعی تأثیر تحولات برون متنی بر جریان کلی نقاشی ایران با رویکرد ملی گرایانه را محور مطالعه قرار می دهد.
مقایسه نظم شبه تناوبی شاه گره با ساختار شبه بلوری سیلیکون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۵۰
69 - 80
حوزههای تخصصی:
تزئینات در هنرهای اسلامی به طور کلی به سه قسم گیاهی، هندسی و کتیبه ای قابل تقسیم است. تزئینات هندسی را در ایران گره چینی یا گره سازی می نامند. در این مقاله به بررسی، کشف و توصیف ساختار هندسی گره چینی و مقایسه نظم موجود در آن با نظم موجود در ساختار های طبیعی بر مبنای روش تحقیق توصیفی پرداخته شده است و این فرضیه را مطرح می سازد که علت تشابه میان برخی اجزای معماری سنتی با بعضی ساختارهای طبیعی، تقلید عینی از طبیعت نیست، بلکه رجوع و وقوف معماران سنتی به قدر و هندسه و اصولی است که مبنای شکل گیری مخلوقات عالم نیز می باشند. به جهت اثبات فرضیه تحقیق ابتدا به بررسی ادبیات و پیشینه تحقیق پرداخته شده و در این راستا تاریخچه گره چینی، انواع گره چینی و روش های ترسیم گره و شیوه های گسترش هندسی گره چینی را مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت نیز به مقایسه نظم شبه تناوبی موجود در گره های خود متشابه (شاه گره) با نظم شبه تناوبی شبه بلور ها پرداخته شده است. و در این مقایسه، نمونه موردی گره های خود متشابه، شاه گره ایوان غربی مسجد جامع اصفهان و نمونه موردی شبه بلور ها، ساختار شبه بلور عنصر سیلیکون در نظر گرفته شده است.
بررسی تطبیقی رسم الخط شاهنامه رشیدا با شیوه خوشنویسی عبدالرشید دیلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۳۹۱ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
یافته های کارگاهی یک برنامه مستند؛ بررسی موردی مراسم عروسی در همدان
حوزههای تخصصی:
احوال و آثار محمد علی بیک نقاشباشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۹
57 - 64
حوزههای تخصصی:
محور اصلی این مقاله بر این نکته استوار است که محمد علی بیک، نقاشباشی شاه طهماسب دوم و نادرشاه علاوه بر اینکه از بازماندگان علی قلی بیک جبادار، نقاش فرنگی ساز دوره شاه عباس دوم، بلکه پدر محمد باقر، نقاش نامدار دوره زندیه و اوایل قاجاریه هم هست. نکته دیگر این مقاله اثبات این فرضیه است که محمدباقر هم پدر محمد حسن اصفهانی، نقاش زیرلاکی دوره قاجار است. سومین نکته که در این مقاله تائید شده اینست که محمدحسن اصفهانی هم طبق سند قباله ای که در دست است برادر نجفعلی یا آقا نجف، نقاشباشی دوره قاجار، و یا به سخن دیگر، فرزند دیگر محمدباقر و یا نواده محمد علی بیک نقاشباشی است. نگارنده برای اثبات این نکات به منابع مکتوب و مصور به ویژه به رقم های نقاشان یادشده مراجعه نمود و با استناد به رقم های آمده در آثار محمدباقر و نیز اطلاعات آمده در تذکره آتشکده آذر بیگدلی درباره محمدعلی نقاشباشی و محمدباقر در دو مرقع نقاشی کاخ گلستان تهران و نیز اشارات دیگر این ارتباط را هر چه بیشتر تقویت کرد. آنچه در این مقاله درخور اعتناست تداوم هنر نقاشی در خانواده علی قلی بیک جبادار در چندین نسل متوالی است که سه تن از آنها یعنی خود علی قلی بیک جبادار و محمد علی بیک و نجفعلی یا آقا نجف به منصب نقاشباشی دست یافته اند.
سه گانه طراحی واحد بنیان، تولید سفارشی انبوه و شخصی سازی محصولات صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۳
67 - 79
حوزههای تخصصی:
هر چند امروزه در طی فرآیند ساخت یک کالا، عواملی چون فن آوری بسیار پیچیده، سامانه ها ی تولیدی بسیار وسیع، تقاضاهای غیرقابل پیش بینی در بازار، عمر بسیار کوتاه کالا، و همچنین رقابت شدید در بین شرکت ها بعنوان چالش های مهم مطرح است، لیکن استفاده ازشیوه ها ی جدیدی در تولید، همچون فن آوری و راهبرد طراحی واحد بنیان و تولید سفارشی انبوه می تواند روشی جهت افزایش سرعت کار، حرکت به سوی صنعت نوین و راه کارهایی ثمربخش برای مقابله با این چالش ها به شمار آید. محصولات مبتنی بر طراحی واحد بنیان با قابلیت چیدمان های مختلف از جمله راه کارهایی است برای تولید محصولات متعدد که نیاز مشتریان متفاوت را در یک زمان بر طرف می کند. تولید سفارشی انبوه، با ایجاد مرزهای جدیدی در رقابت ها ی تجاری، کمک می کند تا نیاز ها و خواسته های مشتریان را بیشتر مورد توجه قرار داده تا آنها بتوانند با شخصی سازی محصولات، رضایتمندی و خشنودی بیشتری را در هنگام استفاده از کالاهای خود تجربه نمایند. در این تحقیق به صورت موضوع پژوهی، اصول، مفاهیم و تعاریف،روش های گوناگون، موارد کاربرد و مراحلمختلف، وجوه تمایز و چالش های سه گانه طراحی واحد بنیان، تولید سفارشی انبوه و شخصی سازی محصولات صنعتی بررسی و تدوین گردیده است.
ساختار بصری نقاشی های دیواری تبریز (در سه دهه اخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرورت سامان دهی نقاشی های دیواری به منظور رفع آلودگی های بصری شهر ها امری اجتناب ناپذیر است؛ زیرا بخش عمده ای از ناآرامی های روانی و مشکلات فرهنگی کلان شهرهای کنونی متأثر از ناهماهنگی های محیطی است. استفاده صحیح از هنر نقاشی دیواری می تواند در تلطیف نماهای شهری نقش مؤثری ایفا کند. این شاخه از هنر نقاشی، ضمن داشتن اصول و معیارهای ثابت، دارای قواعدی ویژه مناطق مختلف است؛ این اصول و ضوابط می توانند به منزله معیار سنجش کیفیتِ آثار نقاشی دیواری مورد استفاده قرار گرفته، بر اساس آن ها عیوب و کاستی های موجود بررسی شوند. این مقاله در پاسخ به این سؤال تنظیم شده است که آیا نقاشی های دیواریِ تبریز، از نظر فنّی و بر اساس اصول و معیارهای هنری و زیبایی شناسی، در سطح قابل قبولی قرار گرفته اند. بدین منظور، در این پژوهش 55 نمونه عکاسی شده از نقاشی های به اجرا درآمده در سطح شهر تبریز (به منزله جامعه آماری)، به روش مشاهده و تحقیق میدانی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. برای تشخیص سطح کیفیت هنری آن ها، به روش کتابخانه ای، به منابع معدود امّا مستدل و تخصصی استناد شده است. این آثار از دو جنبه بصری و محتوایی قابلیت بررسی داشتند؛ ولی با توجه به گستردگی مباحث در این مقاله، صرفاً به مطالعه ساختار بصری آن ها پرداخته شده است. بر اساس یافته های تحقیق و با توجه به اصول و قواعد مرتبط با ساختار بصری نقاشی های دیواری، دلایل ضعف و کاستی ها با روشی علمی و به دور از هرگونه پیش داوری تبیین شده است. نمونه های موجود در این مجموعه در رعایت اصول فنی و سبک و مناسبات فرهنگی نمود ضعیفی دارد و فاقد ایده های نو، سبک و تکنیک مورد انتظار از یک اثر هنری است.
تجربه های بصری انسان پیش از تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۹
71 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد تا نحوه ی شکل گیری تصاویر لکه ای و خطی دوران پیش از تاریخ را بررسی کند. مبنای نظری این پژوهش، وجود نور و بازتاب های آن به صورت سایه و سایه نما، و مواجهه ی آدمی با طبیعت پیرامونی اش است. بررسی نقوش پیش از تاریخ نشان می دهد که این نقوش در عین سادگی، واجد مفاهیمی نمادین بوده و برداشتی از طبیعت هستند. بارزترین اَشکال این دوره، نقوش تخت و سیاه رنگی هستند که برخی به شکل تجریدی و دفرمه می باشند که ما از آنها تعبیر به تصاویر سایه وار می کنیم که احتمالاً حاصل از منبع نور متحرک هستند. این پژوهش با رویکردی علمی و با تکیه بر دیدگاه های تجربه گرایان و رفتارگرایان به تحلیل فرضیه خود پرداخته و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به معرفی دامنه ی منظرهای مشترک انسان و نحوه ی تصویرگری او پرداخته، و ضمن تطبیق مشابهت-های تصویری در گستره ی زمین، نتیجه گیری می کند که اساس مشابهت نقوش دوران مذکور، تجربه ی واحد آدمیان در درک تصویر، سایه ها و تصاویر ضد نور بوده، به نحوی که در آن دوره این شکل از تصویرگری، برای جبران نیازهای بیانگرانه آدمی، کفایت می کرده است.
گوپت و شیردال در خاور باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴
13 - 22
حوزههای تخصصی:
این نوشتار تلاش دارد با نگاهی بر اساطیر و نقشمایه های به جای مانده بر روی آثار هنری، کهن الگوهای گوپت و شیردال را در هنر مردمان خاور کهن تا پایان دوره آهن (سده ششم پ.م) با تأملی ژرف تر بر نمونه های ایرانی پیگیری کند، و در این راه به پی جویی تحلیلی و تطبیقی ارتباط میان این فرهنگ ها بپردازد. گوپت (انگاره ترکیبی شیر، گاو و پرنده با سر انسان) و شیردال (انگاره ای با بدن شیر و سر عقاب) از بن مایه های کهن مورد استفاده در هنر خاور باستان از هزاره سوم پیش از میلاد به بعد هستند. به نظر می رسد آغازین نمونه های این انگاره را مصریان ساخته اند و پس از آن مردمان میانرودان، عیلام و ایران باختری آن را بر دست سازهای هنری خویش نقش کرده اند. عقاب، انسان، شیر و گاو هرکدام دارای نیروی سحرآمیز و فرمانروای قلمرو خویشتن بودند. هنگامی که درهم آمیخته می شدند، برای نیایشگاه ها به نگاهبانانی شکست ناپذیر بدل می گشتند. بهره گیری از این نماد به عنوان نشان شگفت انگیز نیروی برتر در مصر، میانرودان، ایران، آناتولی، یونان و هند با نام ها و توصیفات گوناگون رایج گشت و اهمیت بسیاری در اساطیر، هنر و فرهنگ این سرزمین ها یافت.
بازشناسی دو مثال قطعه عود در مکتب قدیم عرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر کوششی است در جهت تحلیل وبازگردانی دو قطعه ی آوانگاری شده به طریق ابجدی برای ساز عود که از جلال الدین ارموی (موسیقی دان قرن هفتم ه .. ق.) بر جای مانده است. ذکر اصطلاحاتی مانند «مُجَنَّب»، «مطلق» و «طریق» در عناوین مربوطه به این دو نمونه شیوه ای متفاوت با نام گذاری دیگر نمونه های آوانگاری شده توسط جلال الدین را آشکار می سازد. با در نظر گرفتن این اصل که وجه تشابه سیاق نام گذاری این دو نمونه با دیگر مثال های آوانگاری شده، اشاره به ساختارمایه و الگوی ضربی لحن بوده است، عدم قرابت این اصطلاحات با دیگر واژگان متداول در مکتب نوظهور منتظمیه، فرض متفاوت بودن هویت این دو اثر را نیز مطرح می کند. روش پژوهش استناد به منابع تاریخی دسته اول برگرفته از اشارات پراکنده در رسالات و همچنین بهره گیری از مقالات رسمی مرتبط با موضوع است. در بخش نتیجه گیری، منشأ این دو نمونه مرتبط با مکاتب قدیم عرب تشخیص داده شده است. همچنین جنبه ی تشریحی عناوین با محتوای اثر مؤکداً در حوضه ی الگوهای ضربی قابل تشخیص می شود. بدین گونه کاربری اصطلاحات مجنب و مطلق در تشریح مایه و لحن با توجه به سیر تحولی اصول نظری موسیقی قدیم عرب تا پیدایش مکتب منتظمیه و عدم وجود مستندات به جای مانده از قرن شش ه .. ق. تنها مبتنی بر فرضیات باقی می ماند.
حضور معلمان در دومین دوسالانة بین المللی خوشنویسی ایران
حوزههای تخصصی:
نقوشِ موجوداتِ ترکیبی در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴
45 - 54
حوزههای تخصصی:
تحقیق پیشِ رو، به بررسی و تحلیل موجوداتِ ترکیبیِ هارپی، اسفنکس و گریفون در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران می پردازد که علیرغم تعداد محدود، جزءِ زیباترین و اسرار آمیزترین نقوشِ سفالینه های اسلامی محسوب می شوند. مهم ترین اهداف این تحقیق عبارتند از: شناخت مفاهیم و منشاءِ کاربرد نقوش مزبور بعلاوه قرون رواج و انواع سفالینه های حاوی آنها در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران. لازم به ذکر است که تاکنون در رابطه با کاربرد این نقوش در هنرهای مختلف اسلامی، نظریه های گوناگونی مطرح شده است، اما اغلب آنها مصادیق مستدل و مستندی را در این زمینه ارائه نکرده اند. بدیهی است که اطلاعات مستخرج از نمونه های بکار رفته در هنر سفالگری دوران اسلامی ایران، می تواند تاحدود زیادی راهگشای بسیاری از ابهاماتِ موجود در این زمینه باشد. از همین رو، ابعاد مختلف تکنیکی و مفهومی کاربرد نقوش موجودات ترکیبیِ مزبور در تعدادی از سفالینه های دوران اسلامی ایران، بصورت مستند مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. بنابر مهم ترین یافته تحقیق، عامل واحدی را نمی توان بعنوان تنها عاملِ کاربرد این نقوش ذکر کرد بلکه مجموعه ای از عوامل و منابعِ شناخته و ناشناخته در کاربرد آنها دخیل بوده اند که مهم ترین منابع شناخته شده آنها مفاهیم بلندِ عرفان اسلامی در قالب انسان-پرنده، بعلاوه برخی صورت های فلکی و اساطیر ایران باستان می باشد.
کهن الگوی شیر در ایران، میانرودان و مصر باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۴۹
83 - 93
حوزههای تخصصی:
این نوشتار تلاش دارد با نگاهی بر اساطیر و باورها و نیز نقشمایه های به جای مانده بر روی آثار هنری، کهن الگوی شیر را در هنر ایران، میانرودان و مصر تا آغاز دوران هخامنشی (هنگامه یکی شدن این فرهنگ ها) پیگیری کند، و در این راه با پژوهشی کتابخانه ای و موزه ای، به پی جویی تطبیقی و تحلیلی ارتباط میان این فرهنگ ها بپردازد. شیر در اندیشه مردمان خاور باستان همواره نماد شهریاری و دلاوری است. نماد سلطنت و نشانه شجاعت. در آثار هنری کنار پادشاهان ایستاده و تندیسش بر گور دلیرمردان می نشیند. سریر ایزدبانوان بر دوشش و تخت شاهان بر پنجه اش استوارند. شیر بر در نیایشگاه ها به نگاهبانی می ایستد و نقشش کنده شده بر سنگ، چون نیرویی محافظ به گردن آویخته می شود. شیر از مهم ترین بن مایه ها در آیین مهر و نماد رده چهارم این دین است. شیر آسمانی نشان تابستان است و سرشتی آتشین دارد. در اخترشناسی برج شیر خانه خورشید است و این دو چنان در هم می آمیزند که نقش شیر و خورشید به نماد شاهنشاهی ایران بدل می گردد. در کنار بررسی اندیشه دیگر پژوهشگران، شیر گاو شکن را نشانه سپیده دم یا نوروز می دانیم.
تاریخ، اقتباس و تصاحب در سینما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر، تبیین برخی از مبانی نظری جدید مربوط به تاریخ، روایت و اقتباس که در کشور ما شناخته شده نیست، می باشد. در آغاز، کنش اقتباس، انواع اقتباس، کنش تصاحب و نسبت آن با کنش اقتباس و مساله سرقت ادبی توضیح داده می شود. سپس با بررسی جنبه های مختلف کنش تصاحب، استعاره های تازه ای تشریح می شوند که بیانگر این کنش اند. این مقاله، بر آرای جولی ساندرز در کتاب معروفش اقتباس و تصاحب استوار است و در بسیاری از موارد وام دار آن به شمار می آید. بخش دوم، با تبیین رابطه میان تاریخ و روایت، رابطه متن تاریخی و اثر اقتباسی را بررسی می کند. تحول در بنیان های نظریه تاریخ، تاثیر آن بر جهان اقتباس، وفاداری به تاریخ، و اصالت تاریخیِ روایت های تاریخی از بحث های اصلی این بخش است. مهم ترین موضوعاتی که در بخش سوم این مقاله مطرح شده اند، عبارت اند از: امکان وفاداری در کنش اقتباس، تاثیر پیشرفت های نظری جدید مانند ساختارگرایی و پساساختارگرایی، اصالت و گفتمان مربوط به آن، تاثیر رسانه های دیجیتال و تحولات عرصه فن آوری در نظریه اقتباس، و بهره گیری از مفهوم درهم آمیزی افق ها برای اقتباس سینمایی از تاریخ. واپسین بخش مقاله، پاسخ به پرسش های پژوهش، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهایی برای پژوهش های بعدی را در بر می گیرد.
بازشناسی تشابهات معماری بودایی با مقابر و عودسوزهای مفرغیِ سده های آغازین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۴
55 - 66
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی تعاملات متقابل آثار هنریِ مرتبط با آیین های مختلف، یکی از مهم ترین مصادیق مطالعات تطبیقی جهت دستیابی به اطلاعات تازه در خصوص تکوین و تحول این آثار در سرزمین های مختلف است. مصادیق چنین مطالعاتی نشان می دهند که چگونه جریان های هنری در پی تکوین و توسعه ی آیین ها در جوامع، پدید آمده و گسترش می یابند و تا چه حد موجب کمیت و کیفیت های جدید هنری می گردند. تشابهات زیاد، فرم ها و نقوش معماری بودایی با آثار فلزی اسلامی، خصوصاً عودسوزهای سده های آغازین و همچنین معماری مقابر اولیه ی اسلامی، یکی از همین تعاملات متقابل است. مقاله ی پیش رو کوشیده است تا به روش کتابخانه ای و به شیوه ی تاریخی-اسنادی و تحلیل محتوا و ارائه ی نمونه هایی مستند، و همچنین با بازشناسی این عناصر و مصادیق آن، احتمال وجود نمونه هایی از تأثیرات عناصر هنری وابسته به آیین بودا را بر روی هنر مناطق اسلامی، شناسایی و معرفی نماید. حاصل این بررسی، روشن کننده ی این حقیقت است که عناصر به کار رفته در بدنه ی این عودسوزها تا حد زیادی برگرفته از نمادهای بودایی است. البته ریشه ی نقوشی همچون شیر، گل لوتوس و ... را باید در هنر پیش از اسلام (هخامنشی و ساسانی) که به نحوی از انحا مورد تقلید هند واقع شده است جست.
نماد ها در آثار «ژازه طباطبایی» (با تاکید بر سه نماد: شیروخورشید، اسب و مرغ آدم )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۱۷ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۳
41 - 48
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر و به دلیل دگرگونی های فراوان در آفرینش های هنری، تعداد اندکی از هنرمندان هستند که به بازتولید برخی از نمادهای خاص اهتمام دارند. از مهم ترین این هنرمندان، ژازه طباطبایی نقاش و مجسمه ساز است که به شیوه خاص خود برخی از نمادهای مهم و کهن ایرانی را بازمی آفریند؛ مانند شیروخورشید، اسب و مرغ آدم ها و غیره . در این مقاله چگونگی بهره گیری ژازه از این نمادها بررسی می-شود؛ این نمادها همان نشان و محتوای سابق را بیان نمی کند، بلکه به گونه ای طنزآمیز نمایان و در این خلال برخی مفاهیم سابق به هجو گرفته می شود. یعنی ژازه مطابق با زمانه خویش و فرهنگ معاصر و البته نوع نگاه ویژه خود نمادها را به کار می گیرد و آنچه مشخص است این که در همه نمادها و نشانه های آثار ژازه ردپای تانیث و زنانگی فرم و محتوا غالب است؛ البته به عنوان عنصری از دست رفته که به زبان نمادین هنرمند با این نگاه که جای خالی آن در عصر ما احساس می شود بیان می گردد. نمادهای آثار ژازه عمدتاً در قالب دو هنرِ نقاشی و حجم سازی رخ می نماید؛ در نقاشی های او نگاه زنانه را به وضوح بیشتری می توان دریافت اما در آثار حجمی او گونه ای شوخی و به هجوگرفتن نمادهای سابق مشاهده می شود.