فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱۳٬۰۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مضامین تصویری هنر ایران از دوران کهن، "عشق" است. عشق در هنر ایران و در نقوش سفالینه های دوره مورد مطالعه این پژوهش- قرون 4 الی 7 ه.ق- جایگاه مهمی دارد. تصاویر مرتبط با مضمون عشق بر روی سفال ها عموما برگرفته از داستانهای ادبی و تاریخی و در قالب داستانهای ملی ایرانیان هستند. به لحاظ اهمیت نقوش این سفالینه ها، در این پژوهش تعداد 4 سفالینه انتخاب و با استفاده از رویکرد آیکونولوژی مورد مطالعه قرارگرفته است. این رویکرد، امکانی فراهم می سازد که با شناسایی اهداف پنهان در پس نقشمایه ها، به کشف لایه های معنایی در تصاویر دست یافت. این تحقیق، بر اساس هدف بنیادی و از منظر روش، توصیفی- تحلیلی است و از طریق مطالعات کتابخانه ای و سایت موزه های معتبر، داده های کافی جهت پژوهش جمع آوری شده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل تصاویر مرتبط با مضمون عشق برسفالینه های قرون 4-7 ه.ق است که از طریق شناسائی جنبه های بصری تصویر و ارزش های نمادین آن، تاثیر پیشینیان بر محتوای آثار آشکار می گردد. سوال اصلی پژوهش این است که: چه لایه های معنایی و مضمونی در تصویر مضمون عشق بر سفالینه های قرون 4-7 ه.ق وجود دارد؟ نتایجی که در پایان پژوهش به دست آمده حاکی از آن است که آنچه هنرمند در قالب نقش و رنگ بیان کرده ، خود می تواند حامل معانی ضمنی باشد و در مواردی سازگار با مضمون عشق است. ارزش های نمادین در این سفالینه ها با توجه به ریشه های ادبی و آشکارشدن روابط بینامتنی انجام شده و در مواردی نیز با تکیه بر روایات شفاهی ساختار داستان دچار تغییر شده است.
عکاسی و سیاست در ایران پیشاانقلابی: نبرد بر سر تصویر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
115 - 123
حوزههای تخصصی:
رابطه تنگاتنگ عکاسی با واقعیت به عنوان واقع گراترین شکل بازنمایی، به آن قدرت اقناعی منحصربه فردی می بخشد. همین امر باعث میشود که عکس به ابزاری بی رقیب در انتقال پیام های سیاسی و ترویج باورهای ایدئولوژیک بدل شود. هرچند از عکاسی میتوان در راستای پیشبرد منافع طبقات حاکم بهره گرفت، عکاسی در دست منتقدان و مخالفان وضع موجود نیز میتواند به ابزاری برای مبارزه سیاسی بدل شود. این مقاله می کوشد با تمرکز بر گفتمان های سیاسی پیش از انقلاب اسلامی، نشان دهد که چگونه عکاسی می تواند فراتر از فعالیتی هنری، به کنشی سیاسی بدل شود. یافته های پژوهش نشان میدهد که دو جریان واقعگرایی آرمانگرایانه و واقعگرایی انتقادی در عکاسی در این دوران، در واقع انعکاسی از تقابل میان دو گفتمان پهلویسم و جریان چپگرا در سالهای منتهی به انقلاب بوده است که در آن هر جریان سیاسی تلاش میکرد از طریق عکس و عکاسی مشروعیت گفتمانی خود را به اثبات برساند. در پژوهش حاضر از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده و از منابع کتابخانه ای و اسنادی به منظور جمع آوری داده ها بهره گرفته شده است. در این تحقیق تلاش شده است با اشاره به گفتمان های سیاسی رقیب در دوران پهلوی، بستری برای تبیین سیر تحول معنای عکاسی و تحلیل تصاویر عکاسی در ایران فراهم آید.
تحلیل شخصیت در افسانه های من منداس و بوسلامه با رویکرد استفاده در انیمیشن بر اساس آرای لاکان
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴
37 - 48
حوزههای تخصصی:
افسانه ها نمونه های مناسبی برای شناخت فرهنگ و ارزش های فرهنگی هر جامعه هستند. این مطالعه بنا دارد براساس داده هایی که ازطریق تحقیق میدانی گردآوری شده، دو نمونه از افسانه های روستاهای هرمزگان را با نگاهی به قابلیت های ساخت انیمیشنیِ این افسانه ها بررسی کند. این دو افسانه «من منداس» و«بوسلامه» هستند. ویژگی غالب این دو مورد، یکی خیال پردازانه بودن آن ها و دیگری مونث بودن شخصیت اصلی هر دو افسانه است. روابط روانکاوی با فرهنگ عامه از یک سو و دیدگاه لاکان در خصوص گفتمان ها و سوژه ی زن از دیگر سو، میدان مشترک مناسبی برای تحلیل شخصیت زن در این دو افسانه فراهم کرده است. پژوهشگر در بخش داده های پژوهش، به تحقیق میدانی خود و برخی منابع موجود اتکا کرده و برای بخش نظری به اسناد کتابخانه ای استناد و مراجعه می کند. براین اساس تلاش می شود ضمن اشاره به ویژگی های مشترک افسانه و انیمیشن، چگونگی حضور گفتمان های چهارگانه ی لاکان یعنی ارباب، علم، هیستری و روانکاو را برای شناسایی نسبت های بیرونی و درون جهانی و روابط بین تیپ-شخصیت افسانه های من منداس و بوسلامه بررسی شود. پژوهش نشان داد از میان گفتمان های لاکان، گفتمان خاصی بر فضای کلی هر افسانه غالب است و شناخت هرچه بیشتر شخصیت های افسانه ها، کمک بسیاری برای اقتباس بهتر و تولید اثر انیمیشنی غنی تر می کند و این تحلیل ها می تواند دستمایه ای برای نویسندگان خلاق در حوزه ی انیمیشن کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان باشد. همچنین هنر انیمیشن به واسطه ی امکان هایش می تواند شکل بیانی و رسانه ی هنری مناسبی برای افسانه های مورد مطالعه باشد.
تحلیل عناصر تشعیر در نگاره های نسخه مصور سلسله الذهب جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
195 - 211
حوزههای تخصصی:
مکتب نگارگری مشهد در نیمه ی دوم قرن دهم هجری، با هدایت و حمایت ابراهیم میرزای صفوی فعال بود. در این دوره ی تاریخی، نسخه ی مصور سلسله الذهب جامی، به تاریخ 977 ﻫ.ق مصور شده است. این نسخه ی کمتر شناخته شده دوره ی صفوی، دارای 14 نگاره و محفوظ در گنجینه ی کاخ گلستان است که دارای تزئینات مختلف تشعیر در حواشی صفحات و نگاره هاست. در حواشی نگاره ها دو گونه ی تزئینات تشعیر و تزئین به روش زرافشان دیده می شود که نیمی از نگاره ها و تعدادی از صفحات تزئینات تشعیر با نقوش گیاهی و حیوانی دیده می شود. بر این اساس، سؤال اصلی این پژوهش بر این وجه نهاده شده که عناصر تشعیر نسخه ی مصور سلسله الذهب جامی دارای چه ویژگی های بصری و فرمی است؟ هدف اصلی این پژوهش، بررسی عناصر تشعیر نسخه ی مصور سلسله الذهب جامی است. این پژوهش از نوع بنیادین است که با رویکرد کیفی به تجزیه وتحلیل داده ها به روش توصیفی- تحلیلی- تطبیقی، پرداخته است. بنا به یافته ها و نتایج کلی پژوهش، می-توان عناصر تشعیر این نسخه ی مصور را در چند بخش دسته بندی نمود؛ عناصر تشعیر نسخه ی مصور سلسله الذهب جامی شامل انواع نقوش گیاهی (همچون درخت، گل، اسلیمی ماری)، حیوانی (پرندگان، آهو، بز، روباه، ببر، کایلین و سیمرغ) و نقوش تکمیلی (ابر، رود و موجودات خیالی است).
تأویل تبارشناسانه خاستگاه آیینی هنر نمایش (با تأکید بر تشابه یابی مؤلفه های نمایش و رقص با سماچه)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره دوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶
21 - 36
حوزههای تخصصی:
یکی از جالب توجه ترین مباحث تاریخ هنر، نظریه های در مورد پیدایش یک پدیده تا تبدیل شدن آن پدیده به شکل قابل تعریف و پذیرش در قالب یک هنر خاص مطلق است. در این تحول شناسایی، خاستگاه، عوامل و عناصر مؤثر در شکل گیری آن هنر بسیار حائز اهمیت است. تبارشناختی هنر نمایش هم در همین زمره است. «نمایش» به مثابه یک هنر مقوله ای جهان شمول و «نمایش دادن» یک پدیده بسیار کهن نزد انسان هاست. امروزه نمایش به عنوان یک متن هنری برساخت انسانی، جایگاه ویژه ای را در تاریخ هنر دارد. مقاله حاضر با شیوه توصیفی_تحلیلی و تشابه یابی قیاسی سعی دارد که: ضمن بازشناخت «نمایش» به عنوان یک پدیده تاریخی_اجتماعی و اعتقادی_هنری، بخش های مغفول و مفقود مانده از تاریخ مطالعات این هنر در گذشته اش را بازکاود و هم نقش آنها در ایجاد و شکل گیری حرکات آئینی_نمایشی و سنت های نمایشی بعدی هنر نمایش را تأویل کند. روش جستار پیش رو تحلیلی_تأویلی و رویکرد اتخاذی تاریخی است. این پژوهش از نوع کیفی شناخته می شود، که با بهره مندی از داده های اسنادی کتابخانه ای به نگارش درآمده است. سؤال اساسی جستار حاضر این است که خاستگاه بنیادین هنر نمایش چیست؟ نتیجه نهایی جستار نظریه پرداز کنونی آن خواهد بود که با مطالعه دقیق ترِ مبانی نظری و نظریه های خاستگاهی پیشین در مورد «نمایش» به نظریه آشکار از منشأ آن هنر، «نظریه خاستگاهی هنر نمایش از رقص های با سماچه»، دست یازد.
مدخلی به اصول اجرای آثار بتهوون از طریق واکاوی ارتباط تجربه ی زیسته و آثار هنرمند (مطالعه موردی آپاسیوناتا در فامینور، شماره ۲۳ اپوس ۵۷)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اجرای آثار پیانو بتهوون، آنچه پیانیست ها را همواره با چالش ها و پیچیدگی هایی روبرو می کند، راه گشودن به بخش های دشوار اثر هم از نظر تکنیک و هم از نظر بیانگری احساسی است. در موسیقی بتهوون نوازنده بیش از هر آهنگساز رومانتیک دیگری برای اجرای بهتر اثر درگیر جهان فکری و زیست رنجورانه ی هنرمند و تاثیر مستقیم آن بر آفریده هایش است. ازین رو ایجاد زمینه ای برای این نوع مواجهه با اثر ضروری می نماید چرا که تاکید بر بستری که اثر در آن خلق شده است (نظر به آرای صاحب نظران علم هرمنوتیک) یکی از روش های مهم درک و تفسیر نهایی اثر است. در این مقاله سعی بر آن است که با رویکردی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر تجربیات نگارنده در اجرا و تدریس آثار بتهوون، ابتدا به مختصاتی از تجربه ی زیسته ی هنرمند در دوره های مختلف دست پیدا کنیم و به این مساله بپردازیم که بتهوون در چه بستری به ساختارشکنی و نوآوری دست یافته است. سپس به بررسی آنها (بالاخص در بخش دولوپمان) می پردازیم. در آخر به بررسی یکی از شاخص ترین آثار وی برای پیانو، «آپاسیوناتا» (سونات در فامینور، شماره 23 اپوس 57) و بررسی ساختاری وسبک شناسانانه و نیز نکات فنی و تکنیکی پرداخته شده و در انتها نیز پیشنهاداتی برای اجرای هرچه صحیح تر اثر آمده است.
بررسی تطبیقی سیستم های کوک در موسیقی ایرانی در آرای نظریه پردازان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشته ابعاد مختلف نظریات کوک در موسیقی دستگاهی ایران را از نگاه پژوهشگران معاصر (پس از سال 1332) جمع بندی و با یکدیگر مقایسه می کند و به دلایل تکثر آرا می پردازد. پرداختن به مقوله کوک در دوران کنونی در تولید سمپل های صوتی، طراحی ساز و نیز بحث های پیرامون چندصدایی ضرورت دارد. پژوهشگران کوک در موسیقی ایرانی دلایل انحراف ها از یک سیستم کوک نظیر کوک درست یا فیثاغوری را سیستماتیک بحث نکرده اند. لذا پرسش اساسی پژوهش بدین شرح است که نحوه اندازه گیری ریزپرده ها و مبنای نظریات چه بوده و با یکدیگر چه اختلافی دارند؟ در گام دوم، چه ملاحظاتی را در زمینه کوک باید در نظر داشت؟ بدین منظور در ابتدا به چالش های کوک در موسیقی ایرانی می پردازیم و در مرحله بعد نظریات را بررسی می کنیم و اختلافات را می سنجیم. روش تحقیق در ابتدا از نوع کتابخانه ای است و در منابع نظریات و فواصل بر مبنای یک معیار عددی سنت طبقه بندی و نقصان های هر یک از مدعیات بررسی می شوند. در انتها جدول مقایسه جهت ورودی نرم افزار و میزان انحراف به دست آمده است. همچنین برخی از مهمترین دلایل انحراف به شرح زیر مشخص شده اند: الف) ملاحظات آکوستیکی و سایکوآکوستیکی ب) عدم کفایت جامعه آماری ج) مکتب های آموزشی د) ملاحظات تاریخی
یک خوانش پدیدارشناختی از انتزاع در نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این موضوع که تصاویر قادر به نمایش چیزهایی کاملاً متفاوت از خودشان هستند، از زمان افلاطون برای فیلسوفان جذاب بوده است. از جمله فیلسوفانی که به این حوزه پرداخته اند پدیدارشناسان هستند، آنها از زوایای مختلف به تصاویر نزدیک می شوند. در این مقاله سعی می شود به این سؤال پاسخ داده شود که چگونه می توان از مفاهیم پدیدارشناختی برای درک انتزاع در نقاشی کمک گرفت؟ در این نوشتار متأثر از ادموند هوسرل، از مفاهیم [افق، تقلیل پدیدارشناختی، زیست جهان، اپوخه] کمک گرفته شده است تا نشان بدهد چه ارتباطی بین انتزاع، جهان و تقلیل پدیدارشناختی وجود دارد. نتیجه مورد تأکید مقاله این است که هنرمند مانند پدیدارشناس از جهان طبیعی و روزمره دور می شود و عمیق تر به جهان نگاه می کند و زیست جهان فراموش شده را دوباره احیا کرده و شکاف بین آگاهی و جهان را پُر می کند. از این نظر دو نتیجه قابل تحصیل است: یکی اینکه کارکرد انتزاع در هنر نشان دادن این بازگشت به جهان و روابط درونی ناشناخته آن است. دیگر اینکه تمام نقاشی ها انتزاعی هستند. زیرا دنیای قابل رؤیت را نشان نمی دهند، بلکه نیروهای نامرئی فعال در جهان را نشان می دهند. همچنین مفهوم اپوخه پدیدارشناختی و تمایزش با اپوخه زیبایی شناختی نشان می دهد، نقاشی ها معنایی فراتر از عناصر تصویری دارند که باید با تمرین طولانی اندیشیدن هنری آن را آموخت.
معرفی و مطالعه تطبیقی، توصیفی سنگ قبرهای سلجوقی موزه گُرده میمه(اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
89 - 98
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از آثار سرزمین های اسلامی هنرمندان به استفاده از آیات و احادیث اقدام کرده اند در برخی از این آثار مانند سنگ قبرها نوشتن آیات و احادیث به واسطه بُعد معنوی اثر از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. به قطع مشخص نیست که از چه زمانی استفاده از اشعار نیز به مانند آیات و احادیث برای تزئین بر روی سنگ قبرها ظاهر شده است. تا پیش از پژوهش حاضر که بر روی سنگ قبرهای موزه میمه صورت گرفته نشانه ای از استفاده از اشعار در جهت کتیبه نگاری سنگ قبرها در عصر سلجوقی(قرن ششم)در دست نبود یا منتشر نشده است. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی در گام اول به معرفی این آثار بپردازد و سپس با تکیه بر روش مطالعه تطبیقی به مقایسه این دو سنگ قبر با آثار مشابه سلجوقی بپردازد تا از ره آورد این موضوع بتوان درک درست تری نسبت به اسلوب هنری و احتمالا خاستگاه آثار مورد معرفی به دست آورد. سوالات پژوهش حاضر را می توان این گونه بیان داشت: اسلوب هنری این سنگ قبرها را چگونه می توان تبیین کرد؟ همچنین با توجه به عدم اشاره مستقیم، آیا با اتکا به مطالعات باستان شناسانه می توان در خصوص هویت هنرمند سازنده این آثار اظهار نظر کرد؟
مطالعه تطبیقی تصویرانسان مَنطِقَهُ البُروج (زودیاک-مَن)در نگاره های ایران و هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
92 - 106
حوزههای تخصصی:
علاقه بشر به سیارات و ستارگان و دخیل بودن آنها در زندگی و سرنوشت انسان به هزاران سال پیش برمی گردد. علم نجوم تاثیرات فراوانی برعلم پزشکی گذاشته است. یکی از موارد مهم آن، ظهور انسان «منطقه البروج» یا «زودیاک-من» بر پایه قرارگیری سیارات و ستارگان در آسمان و تطابق تاثیرات آن بر اندام های انسانی است. «زودیاک-من»، تصویر انسانی را نشان می دهد که جایگاه بروج فلکی دوازده گانه، بر روی بدن وی و تاثیرات پزشکی مربوطه به آن مشخص شده است. هر یک از این علائم، ماه و زمان مناسب برای جراحی هر یک از اندام های بدن یا مداوای پزشکی مناسب با بدن بیمار را بر اساس طالع وی مشخص می نماید. این تصویر در نسخه های مصور خطی پزشکی یا به صورت برگه هایی منفرد در ایران و هند مشاهده می شود. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تاثیرگذاری زودیاک-من بر تمدن های باستانی ایران و هند در حوزه درمان؛ و همچنین نحوه برخورد هنرمندان بر ترسیم پیکره زودیاک-من. سوالی که در این پژوهش مطرح است که: چه ارتباطی به لحاظ مفاهیم و شیوه تصویرنگاری انسان منطقه البروج در نگاره های (منتخب) ایران و هند وجود دارد؟ با توجه به بررسی های به عمل آمده به صورت کلی: شیوه پیکره نگاری «زودیاک-من» در هر دو نگاره از یک الگو و اندیشه واحد پیروی می کند اما نحوه پردازش آن به صورت بومی درآمده است. روش تحقیق بصورت توصیفی-تطبیقی می باشد و از روش کتابخانه ایی برای انجام این پژوهش استفاده گردیده است.
کاربرد یک قضیه هندسی از خیّام در ترسیم نقش چهارترنج
حوزههای تخصصی:
یکی از آرایه های بحث برانگیز و جذاب در علم ریاضیات، هندسه است که ارتباط تنگاتنگی با هندسه نقوش در هنر ایران دارد. نقوش هندسی در اغلب آثار هنر و معماری اسلامی ایران دیده می شوند اما در مورد این که این نقوش چه طور به وجود آمده اند، مطالعات اندکی صورت گرفته است. همگامی کاربرد هندسه در ترسیم نقشمایه های پر کاربرد هندسه نقوش در آرایه های معماری ایرانی، آن چنان است که به نظر می رسد اساس هنرهای سنتی ایران بر پایه آن استوار بوده است. به این منظور این پژوهش قصد دارد با حل معادله درجه سومی که از یک قضیه هندسی خیام به دست آمده و با معرفی مسطره (نوعی خط کش)، به چگونگی ترسیم نقش مایه چهار ترنج بپردازد. بیان اهمیت چهار ترنج در تاریخ هنرهای تجسمی و کاربردی ایران و همچنین بهره گیری از تصویرهای چهارترنج در آرایه های معماری به خصوص در کاشی کاری مدنظر این پژوهش خواهد بود.
نگاهی به سیر تاریخی بازی اسب چوبی و ریشه های اسطوره ای آن به عنوان یکی از گونه های عروسک نمایشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۱)
121 - 140
حوزههای تخصصی:
بازی اسب چوبی، رقص اسب، رقص الاغ (الاغ سوار)، رقص شتر یا نام های مشابه، به مجموعه ای از بازی نمایش های سنتی و آیینی عروسکی گفته می شود که در مناطق مختلف ایران با استفاده از اسب های چوبی دامن دار اجرا می شود. اطلاعات تاریخی چندانی از ریشه این نمایش ها در ایران وجود ندارد و اندک تحقیقات انجام شده، صرفا بازگوی گستره و شیوه ی اجرای آن در مناطق مختلف ایران است. گستره ی اجرای این بازی نمایش به آسیای میانه، آسیای جنوب شرقی (هندوستان و اندونزی) و برخی کشورهای اروپایی (مانند انگلستان) نیز می رسد و همچنین در ممالک عربی نیز وجود داشته است.این مقاله تلاش دارد با ارجاع به تحقیقات انجام شده بر روی نمایش تاریخی «کرج» در کشورهای عربی، که بنا به گفته ی محققین، ریشه های ایرانی دارد؛ ضمن بازگویی تاریخ کهن این نمایش به نقل از منابع عربی و فارسی، تاملی بر ریشه های اسطوره ای آن در ایران و آسیای میانه داشته باشد. این تامل، ریشه های این نمایش را به توتم اسب در دوران پارینه سنگی و اسطوره ی سیاوش به عنوان ایزدی گیاهی باز می گرداند.
گفتمان زن باوری در کهن الگوی سفر قهرمان: بررسی موردی انیمیشن سینمایی زوتوپیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بیشتر انیمیشن های مطرح جهان قهرمانان نقشی اساسی و محوری دارند. زوتوپیا، برنده ی اسکار بهترین انیمیشن 2016 نیز فیلمی با درون مایه ی قهرمانی است. این اثر که در قالب داستان حیوانات یا تمثیل حیوانی پرداخته شده، داستان دختر بچه ی خرگوشی به نام جودی هاپز را روایت می کند. جودی برخلاف بسیاری از کلیشه های دیزنی، شاهزاده نیست. او متعلق به طبقه ی متوسط و از خانواده ای کشاورز پیشه است. داستان زوتوپیا در دنیای مدرن رخ می دهد. داستان ها و اساطیر، ساختارهای کهن الگویی و اسطوره ای مشترک دارند؛ الگوهایی که با تنوعی نامحدود در آثار ادبی و هنری تکرار می شوند. سفر قهرمان یکی از نظریه هایی است که به وسیله ی آن می توان به ساختارهای تکرارشونده در داستان های مختلف پی برده، به تحلیل آن ها پرداخت. هدف این مقاله، دستیابی به کاربرد کهن الگوی سفرقهرمان و بازیابی مصداق های زن باوری در روایت انیمیشن زوتوپیا است. چهارچوب نظری تحلیل این انیمیشن مبتنی بر رویکرد ساختارگرایانه ی سفرقهرمانِ ژوزف کمپبل و روش پژوهش، توصیف و تحلیل روایت بصری این انیمیشن است. نتایج حکایت از وجود هماهنگی های زیادی میان داستان زوتوپیا با کهن الگوی سفر قهرمان دارد که در راستای مباحث جهانیِ روز، ازاین الگو برای طرح گفتمان های مربوط به زن باوری در رسانه ی انیمیشن بهره برداری می شود، چنان که براساس همین گفتمان، بسیاری از شخصیت های قهرمانی انیمیشن در دهه ی اخیر، بازتولید شده اند.
بررسی تطبیقی مضامین و درونمایه های کتب مقدس در آثار اقتباسی انیمیشن سینمایی، نمونه مطالعاتی: انیمیشن عزیز مصر و فیلشاه
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره اول بهار ۱۴۰۱ شماره ۳
47 - 64
حوزههای تخصصی:
امروزه حجم بسیار زیادی از تولیدات سینمایی از طریق اقتباس از انواع منابع و متون نوشتاری، ادبی تولید می شوند. اغلب آثار اقتباسی معمولا از متون تاریخی، رمان ها، نمایشنامه ها، داستان های کوتاه، متون مذهبی و غیره تشیکل می شوند. به بیان دیگر اقتباس همواره راهی برای تولید انواع محتوا که در متون گذشته تولید شده، در رسانه ای تازه به شمار می رود. اهمیت و جذابیت برخی از متون گذشته، بویژه متون مذهبی به حدی است که در عرصه سینما گاه شاهد اقتباس های متعدد از یک اثر بوده ایم.این پژوهش با مطالعه نمونه های انیمشین های اقتباسی ایرانی و خارجی، که منبع اقتباسی آنها از کتب مقدس بوده، به بررسی مضامین و درونمایه های موجود در متون مذهبی و چگونگی اقتباس از این درونمایه ها در انیمیشن های سینمایی با روش توصیفی، تحلیلی می پردازد. لیندا هاچن اعتقاد دارد که لازم است اثر اﻗﺘﺒﺎﺳﯽ را ابتدا به عنوان یک محصول مستقل مورد مطالعه قرار داد و سپس به جنبه ها و ابعاد اقتباس در آن پرداخت؛ لذا نظرگاه او به عنوان رویکرد نظری در این پژوهش مد نظر قرار می گیرد. براساس نظر ﻫﺎﭼﻦ که اﻗﺘﺒﺎس را از سویی ﺑﻪ عنوان ﻓﺮآورده، و اثری مستقل، و از سویی اثری که بخشی از هویت خود را به عنوان یک فرآورده ی اقتباسی، وامدار اثر اصلی می داند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد، یکی از کارکردهای مهم اقتباس در آثار انیمیشن، احیای دوباره مضامین و درونمایه های آثار کهن و فراموش شده ادبی، تاریخی و مذهبی و درونمایه های ت ربیتی و اخلاقی است .
بررسی تطبیقی نغمه های رباب از دیدگاه فارابی با گام زارلَن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش شامل بررسی تطبیقی نغمه های رایج ساز رباب در رساله موسیقی کبیر فارابی با گام زارلن است که در پاسخ به سوال اصلی تحقیق با عنوان: چگونگی ارتباط گام زارلن با نغمات رباب شکل گرفته است. بدین منظور، نخست نغمات موجود در ساز مذکور را آنالیز نموده، سپس آنها را ضمن شرح و تفسیر مختصر گام زارلن با استفاده ازضرب و تقسیم نسبت های ریاضی موجود، با گام مطرح شده انطباق داده ایم که در نتیجه این مقایسه مشخص شد، نغمات مذکور در شرایطی با گام دیاتونیک زارلن مطابق است اما در گام کروماتیک ساختاری متفاوت دارند. در بررسی مجدد گام زارلن متوجه شدیم علاوه بر ایرادهای رایج که شامل وجود چهارم درست بزرگ تر از 4:3 و پنجم درست کوچک تر از 3:2 است، ایرادی دیگر به ساختار گام زارلن وارد است. در حالی که محققان تاکنون بر این باورند که این گام دارای دونوع نیم پرده کروماتیک و یک نوع نیم پرده دیاتونیک است نتایج این مقاله مشخص می کند که گام مذکور دارای دونوع نیم پرده دیاتونیک و یک نوع نیم پرده کروماتیک است. با توجه به رویکرد توصیفی-تحلیلی این پژوهش برای برطرف ساختن آن ایراد نظریه اصلاحی مطرح می شود که پس از اعمال آن نغمات ساز رباب و گام زارلن انطباق کامل خواهند داشت.
بررسی اثر تغییرات محیطی-اجتماعی بر فرهنگ آموزش، با رویکرد طراحی فرهنگی و آموزش مثبت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
125 - 135
حوزههای تخصصی:
این مقاله در خصوص بررسی اثر تغییرات محیطی-اجتماعی بر فرهنگ آموزش می باشد. این بررسی بر اساس مفاهیم و ابزارهای طراحی برای فرهنگ صورت گرفته است. هدف از این مطالعه، سنجش امکان انتقال کامل مفاهیم آموزشی و انجام تمرینات مناسب برای یادگیری آن مفاهیم به صورت گروهی و عملی در فضای مجازی به خصوص در رشته های عملی همچون طراحی می باشد. بدین منظور ابتدا مطالعات کتابخانه ای پیرامون آموزش، آموزش مثبت، روانشناسی مثبت، آموزش برخط[i]، فرهنگ آموزش و پویایی و مانایی فرهنگ انجام گرفت. سپس نتایج کارگاه های آموزشی "طراحی در فرهنگ، فرهنگ در طراحی" که روش ها و ابزارهای طراحی فرهنگی را با رویکرد طراحی مثبت آموزش می داد، ارائه گردید. بر اساس کارگاه های برگزار شده و با توجه به تغییرات پیش آمده در اثر ویروس کرونا، کارگاه آموزشی برخط طراحی و اجرا گردید. فرض بر این بود که علی رغم نیاز به کار گروهی و عملی در کلاس ها و کارگاه های آموزشی طراحی، می توان آموزش را به گونه ای طراحی کرد که متناسب با محدودیت ها و فرصت های شرایط جدید باشد. بدین ترتیب کارگاه آموزشی برخط با موضوع "معنا دادن به قرنطینه" برگزار گردید. نتایج نشان داد که با وجود فاصله فیزیکی، بخش تئوری و عملی با شرایط جدید هماهنگ شده و پروژه گروهی با موفقیت به انجام رسید و رضایت شرکت کنندگان را به همراه داشت.
معناداری مؤلفه های شباهت و تفاوت در بیان هویت و تأثیرگزاری آن در گرافیک شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کسب هویت و رهایی از بحران آن، همواره از مباحث مهم جوامع انسانی بوده است. انسان به آن دلیل انسان است که موجودی است هویت ساز، بنابراین، هویت اجتماعی یکی از اصلی ترین دغدغه های نوین انسان شهرنشین است. از آن جایی که «هویت» مجموعه ای از صفاتی است که باعث تشخص یک فرد یا اجتماع از افراد و جوامع دیگر می شود؛ گرافیک شهری نیز به تبعیت از این معیارها، شخصیت یافته و مستقل می گردد. در این میان، شباهت افراد با یکدیگر برای اکتساب هویت جمعی و تفاوت فرد با دیگران به جهت تمایز او برای کسب هویت شخصی، تناقضی است که همواره طراحان گرافیک شهری را به چالش می کشاند. لذا هدف از این پژوهش، بررسی دو مؤلفه شباهت و تفاوت و کارکرد آن ها در طراحی گرافیک شهری و یافتن شیوه هایی نوین برای هویت بخشیدن به مکان های شهری است. نتایج حاصله از تحقیق نشان می دهد که مؤلفه های شباهت و تفاوت در گرافیک شهری، قادر است مدل دیالکتیکی هویت را به امری فراتر از جامعه پذیری صرف بسط دهد. در این راستا، تعیین هویت در گرافیک شهری، در تفاوتی نهفته است که افراد در زندگی های فردی دارند و تا حدی از شباهت در هویت های جمعی آن ها ساخته می شوند. بنابراین گرافیک شهری یکی از ابزارهای مهمی است که منجر به شناخت خصوصیت های مشابه و منحصربه فرد شهروندان با حفظ تفاوت های شان می شود. پژوهش حاضر با روشی کیفی و مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته و پس از به دست آوردن داده های اولیه، نسبت به تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون اقدام شده است.
واکاوی ویژگی های بصری جامگان در بازنمایی شخصیت اولاد در شاهنامه نگاری عصر صفوی (نمونه موردی نسخه شاهنامه 953 ه . ق پاریس)
حوزههای تخصصی:
یکی از اساطیر برجستهء شاهنامه، رستم است که داستان هفت خوان آن پرآوازه می باشد؛ نبرد رستم در گذر از خوان پنجم با شخصیتی به نام اولاد است که در نهایت، رستم با راهنمایی اولاد به خان هفتم و منزلگاه دیو سپید می رسد. متون مختلف و نگاره های نسخ مختلف شاهنامه، تصویری دوگانه از شخصیت و هویت اولاد ارائه می دهند، گاهی وی را در هیبت انسان و گاهی در شمایل دیو ، نمایان می سازند. در میان نسخ مختلف از شاهنامه های مصور عصر صفوی، نسخهء دستنویس 953ه. پاریس،به جهت درشت نمایی و وضوح فرم پوشاک در بررسی هویت اولاد بر نسخ معاصر خویش ارجعیت دارد در نسخه مزبور، اولاد برای نخستین بار در خوان پنجم با ظاهری انسان گونه و ملبس به پوششی متفاوت از پوشاک رقیبان رستم، مشاهده می شود. سؤال این است که « هنرمند شاهنامهء 953ه.ق پاریس هویت و شخصیت اولاد را چگونه از منظر پوشش نمایان ساخته است؟» هدف از پژوهش حاضر ارائهء دیدگاه هنرمند مکاتب تبریز و قزوین صفوی، نسبت به هویت اولاد و تحلیل بینش هنرمند از منظر نمایش پوشاک اولاد می باشد. ماهیت این پژوهش بنیادی- توسعه ای است و از آنجا که اسطوره های ملل مختلف برگرفته از نوع بینش جمعی یک ملت می باشند بنابراین نتایج تحقیق پیش رو در مطالعات اسطوره شناسی و انسان شناسی کارآمد خواهد بود. یافته های تحقیق بر این نکته اذعان دارد که نگارگران نسخهء مزبور به هویت انسانی اولاد از دیگر رقیبان رستم آگاه بوده اند و به همین منظور وی را با پوششی متفاوت از دیگران در صحنه نبرد به تصویر کشیده اند تا در پیکار با رستم کشته نشود.
تحلیلی بر چگونگی کاربست نظام شبکه ای در تصویرسازی نسخه خمسه شاه تهماسب: مطالعه موردی نگاره فتنه گاو بر دوش در برابر بهرام گور
حوزههای تخصصی:
نظام شبکه ای، ساختاری هندسی است که نگارگر بر مبنای آن به ترکیب و چیدمان عناصر بصری در قالبِ کل منسجم، قانونمند و مرتبط با محتوای اثر، به گونه ای که حاوی بیان هنری باشد، می پردازد و درک این فرآیند، در راستای کشف و دریافت نیت نهانی خالق و سفارش دهنده اثر هنری و لذت زیباشناسانه ناشی از مشاهده آن، حائز اهمیت است. امروزه شناخت ساختار نظام شبکه ای به عنوان یکی از مهمترین اصول این هنر، بر کسی پوشیده نمی باشد؛ لیکن هدف از مقاله پیش رو، ضمن بررسی هندسه بنیادین و نظم زیباشناسانه درونی میان عناصر بصری در آثار نقاشی محمد زمان، نگارگر نامی مکتب اصفهان عصر صفویه، پاسخ به این پرسش ها می باشد: 1- چگونه می توان به مدد تحلیل نظام شبکه ای، تناسب میان ساختار هندسی و محتوای اثر در نگاره «فتنه گاو بر دوش در برابر بهرام گور» را تبیین نمود؟ 2- این ساختار هندسی بر پایه چه اصول و ضوابطی شکل گرفته است؟ نتایج گویای آن است که نگاره مذکور، بر پایه نظام هندسی و اصولِ تناسبات طلایی از جمله اعداد فی و اصم، تصویر شده که این امر حکایت از تبعیت هنرمند از شیوه کلاسیک نگارگری ایرانی دارد؛ لیکن بیان استعاری او نه در گزینش صحنه داستان، بلکه در زیرساخت پنهان اثر و ترکیب بندی استوار بر آن می باشد. این پژوهش با استفاده از شیوه تحلیل تم و رویکرد توصیفی_تحلیلیِ موردی نگاشته شده و گردآوری اطلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و پایگاه های مجازی کتابخانه موزه بریتانیا صورت گرفته است.
تحلیل نشانه شناسانه هنر گچ بری های عصر ساسانی با مطالعه آثار بنای بندیان درگز
حوزههای تخصصی:
نشانه ها را می توان شامل بیان هر پیامی که به قصد شکل دادن، تقویت یا تغییر پاسخ های شناختی یا عاطفی و رفتاری دیگران طراحی شده که ماهیت آن به منظور تاثیرگذاری بر دیگران است. گچبری های بنای بندیان درگز آنچه در جریان ارتباط این نقوش مطرح می شود اطلاعات سازمان یافته ای است که به عنوان پیام در قالب یکی از اشکال ارتباط غیرکلامی تعریف می شود. فهم این که هر نقشی چه معنا و هدفی را در ورای خویش دنبال می کند از نظر بازشناسی هر نوع تفکر از جمله سیاسی، دینی، اجتماعی اهمیت بسزایی دارد. مسئله مهم در اینجا یافتن معنا برای نشانه های نقوش گچبری بندیان است؛ و این که نقوش با تاثیرپذیری کدام عوامل و با هدف تاثیرگذاری بر چه موردی پدید آمده اند؟ هدف این پژوهش شناخت، بررسی و بازگو کردن این نشان هاست. این پژوهش با رویکرد تاریخی و به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. با این وصف نتیجه حاصل از پژوهش نشان از آن دارد که موضوع هدف و روند شکل گیری آثار بندیان در حرفه ی طراحی کوششی است توصیفی برای جلب توجه بیننده؛ و کنشی که فرستنده از طریق تصویر، با ارسال پیامی، گیرنده را نسبت به چیز یا چیزهایی آگاه یا آماده پذیرش می کند. گچبری بندیان درگز هنری واقع گرایانه همراه با رعایت اصالت های هنری و باورهای رایج دوره ساسانیان به صورت نقش مایه هایی تصویر شده که جنبه نمادین داشته، و بر جنبه تزیینی آن نیز تاکید شده است.