معماری منظر رشتهای جوان در عرصه حرفههای مرتبط با طراحی محیط به شمار میآید و هنوز در حال طی مراحل تکامل خویش است. هرچند معماری منظر در بسیاری از مباحث، به ویژه در زمینه مفاهیم مربوط به خلق و سازماندهی فضا و مکان، قرابت بسیار زیادی به معماری دارد، لیکن عرصه فعالیت آن در محیطهای باز طبیعی و مصنوع و ارتباط ناگزیر آن با فرآیندهای جاری در این عرصه، باعث ایجاد خصوصیات ویژهای برای آن شده است. این خصوصیات ویژه، معماران منظر را به آشنایی با طیف وسیعی از دانش وا میدارد. مهمترین سؤال پیش رو چگونگی ایجاد تلفیق و هماهنگی میان موضوعات گوناگون و دانش وسیع مرتبط با معماری منظر است. همچنین سؤالات دیگری در این زمینه مطرح میشوند. معماری منظر چیست و خصوصیات کلیدی آن کدام است؟ مهارتها و بدنة دانشی که معمار منظر باید آنها را بیاموزد کدام است؟ چگونه میتوان به این حدود دانش نظم بخشید، آن را به کار گرفت و آموزش داد؟
بدین ترتیب این مقاله میکوشد با معرفی اجمالی معماری منظر و حوزههای فعالیت آن به رفع برخی از ابهامات در زمینه ویژگیهای خاص این رشته و وجوه تمایز آن با دیگر رشتهها و همچنین تبیین دانش مرتبط با این رشته اقدام کند. به نظر مهمترین ویژگی حرفهای معماران منظر در حل مشکلات از طریق مدیریت خلاقانه حدود دانش در ارتباط با موضوع است. لذا در این مقاله ساز و کارهایی با تکیه بر مفهوم نگرش سیستماتیک، مدلسازی و الگو برای غلبه بر مشکل پیچیدگی و گستردگی مفاهیم در جریان طراحی مورد بررسی قرار میگیرد تا با پیوند آنها بتوان در نهایت چارچوبی مناسب و قابل تعمیم برای بکارگیری در طراحی منظر و آموزش آن پیشنهاد کرد.
آثاری که از معماری گذشته ایران به جا مانده، گنجینه های ارزنده معماری ایران است، اما این آثار، نماینده تام معماری ای نیست که در طی سده ها در این سرزمین تحقق یافته است. بیشتر آنچه از بناها به دست ما رسیده، آثار فاخر و شاهانه است و از طریق این آثار، به دشواری می توان به بخش اعظم معماری ایران ـ معماری عموم مردم ـ پی برد. از این گذشته، آثار معماری نتیجه نهایی مسیر معماری است. معماری فقط اثر معماری نیست؛ اندیشه ها و خیال های معماری، پسند و ذوق فردی و جمعی، مسیر طراحی و ساخت، آموزش معماری، حرفه و نظام صنفی معماری، بانیان و حامیان معماری، معماران و کارگزاران معماری همه در این مسیر دخیل اند و شناخت معماری مستلزم شناخت اینها نیز هست. پس برای فهم معماری مردم، باید علاوه بر بناهای ایشان، از پندارها و اندیشه هایشان درباره بناها و همه وجوه دیگر معماری هم باخبر باشیم. یکی از وظایف تاریخ پژوه معماری ایران، جستن راه هایی برای پی بردن به جنبه هایی از معماری ایران است که روزگار از ما پنهان داشته است؛ راه هایی که به واسطه آن ها به معماری عوام، یا نسبت های عوام با معماری فاخر، پی ببریم. در روزگار ما، در دیگر حوزه های تاریخ نویسی و تاریخ پژوهی، کسانی در صدد برآمده اند تا تاریخ مبتنی بر زندگی اشراف و اعیان و پادشاهان را کنار بگذارند و از خلال یافته ها و دانسته های تاریخی، به شناخت زندگی و اندیشه عامه مردم بپردازند و برای این منظور، رویکردهایی پیش نهاده اند. یکی از این رویکردها، «تاریخ فرهنگی» است و یکی از شاخه های آن، «تاریخ ذهنیت» یا «تاریخ نگرش عامه» است. هدف از این مقاله، گشودن باب مطالعه تاریخ ذهنیت عامه در معماری ایران است. بدین منظور، نخست تاریخ ذهنیت، ماهیت و سیر تکوین و تحول آن را به اجمال معرفی می کنیم، سپس امکانات آن را برای مطالعه تاریخ معماری ایران، بررسی و منابع آن را معرفی می کنیم. آن گاه نمونه ها و موضوع ها و منابعی برای آزمودن این شیوه تاریخ پژوهی در معماری ایران پیش می نهیم.
ایلخانیان از دست نشاندگان مغولان پس از تصرف ایران بودند که میراث هنر سلجوقیان را در تصرف خود گرفتند و تحولاتی در آن ایجاد نمودند که به شکوفایی برخی از آن ها انجامید. یکی از تزئینات وابسته به معماری که در این دوره بسیار مورد توجه بود و به اوج رسید، هنر گچبری است که آثار بسیار زیادی از آن در قالب تزئینات معماری به جای مانده است. تقریباً تمامی نمونه های موجود از این دوره توسط محققین شناسایی شده، اکثر بررسی های صورت گرفته تنها به توصیف کلی این آثار و تاریخ اجرا و یا محدوده تاریخی آن ها پرداخته و کمتر به نقوش تزئینی و تغییرات سلیقه هنرمندان و جامعه آن زمان، در به کارگیری آن ها توجه کرده اند. در این مقاله، سعی بر آن است تا در راستای رسیدن به هدف، با مقایسه تعدادی از نمونه های موجود، نقوش گچبری دوره ایلخانی مورد بررسی قرار گیرند و نقوش تزئینی شاخص به کار رفته در آن ها و تحولات صورت گرفته توسط هنرمندان ایلخانی شناسایی شوند. در این مقاله، آثار شاخص گچبری ایلخانی به روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی شده اند. چنین نتیجه گیری شده است که در دوره ایلخانیان، گچبری برگرفته از دوران پیش از خود، به خصوص سلجوقیان است اما با برجستگی بیشتر و طرح های پیچیده تر، متأثر از تذهیب نسخ خطی است که خود وجه تمایز عمده آن نسبت به دیگر دوره هاست. از جمله ویژگی های بصری شاخص این دوره، ساخت محراب های گچی با گونه های مختلف کوفی و اقلام دیگر خط، انواع گره های هندسی، نقوش اسلیمی پیچیده در لابه لای کتیبه ها و اولین استفاده از کتیبه های «معقلی» و «بنایی» و کتیبه «مادر و فرزند» و کاربرد برخی نقوش مانند گل شاه عباسی، گل روزت و نقش زنجیره خمپا در گچبری است که موجب تحولی بزرگ در این هنر و خلق شاهکارهایی عظیم در این دوره شده است.
صاحب نظران حوزه شهر، شکل گیری سیمای کنونی شهرها را معلول تأثیرگذاری غیرمستقیم عوامل گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، طبیعی، اقلیمی و زیست محیطی دانسته اند. این در حالی که قوانین، مقررات و سیاست های اجرایی مدیریت شهری که عموماً در قالب دستورالعمل ها و ضوابط نمود پیدا می کند به صورت مستقیم و با سرعت بیشتری سیمای شهرها را شکل داده و تغییر می دهند. یکی از این ضوابط و سیاست های اجرایی تجمیع1 است که با تغییر ریخت شهری بر سیمای شهر تأثیر گذارده است.
رشد سریع مهاجرت به تهران در دهه 40 و توسعه بدون برنامه، شرایط جدیدی را در ریخت شناسی شهر تهران رقم زد. تفکیک خرد زمین های زراعی و بایر که در حاشیه شهرها قرار می گرفتند، بافت های ریز دانه را در جای جای این شهر تولید کرد و منجر به توسعه افقی بیش از اندازه شهر شد.
این مسئله در دهه های بعد با افزایش بیشتر جمعیت شهر (رشد تقاضا) و موانع توسعه شهر تهران (کمبود زیرساخت ها و تأسیسات شهری) و لزوم توجه به توسعه درون زا به عنوان یکی از چالش های مدیریت شهری مطرح شد.
در برابر این چالش بود که تجمیع به عنوان یکی از ابزارهای اصلی مدیریت توسعه زمین های شهری به طور وسیع توصیه و به کار گرفته شد. قوانین مختلف، مشوق های فراوان و فعالیت های گسترده ای توسط مجلس، دولت و شهرداری ها به منظور تبدیل سیاست تجمیع به رفتار غالب در ساخت و ساز بافت های ریزدانه مطرح شد.
اما سؤال اینجاست آیا این سیاست، جوابگوی تمام ابعاد توسعه شهرهاست؟ یا تنها به دنبال پاسخگویی به نیاز مسکن و افزایش کیفیت منزل مسکونی است؟ سیاست ها و قوانین ترغیب کننده تجمیع تا چه اندازه به کیفیت محیط زندگی در شهرها پرداخته است؟ آیا مسئله سیمای شهری هیچ گاه به عنوان دغدغه این قوانین و سیاست ها مورد توجه بوده است؟
در این راه ابتدا دلایل ترویج ابزار تجمیع تبیین و سپس ضمن تشریح جایگاه تجمیع در سیاست های توسعه شهری به بررسی دلایل عدم کارایی آن در حوزه سیمای شهری پرداخته خواهد شد.
هدف این مقاله معرفی و روشن ساختن برداشت های متفاوت از منظر شهری، از طریق مطالعه نمونه هایی است که در طی فعالیت های حرفه ای و دانشگاهی نگارنده بازدید شده اند. در این بررسی ها این طور به نظر می رسد که مسایل و پرسش های مربوط به منظر شهری، بیانگر دیدگاه هایی است که از شهر به شهر تغییر می کند و خود نشان دهنده رویکردهای بسیار متنوع، برنامه های مختلف برای توسعه و برداشت های چندگانه از شهر است.
مفهوم «منظر» در فرهنگ غربی برآمده از محیط زیست طبیعی است1. این مقاله، با نگاهی به منظر که پیش از هر چیز بر مفهوم «کلاسیک» آن تکیه دارد، سعی در تبیین دقیق تر مفاهیم منظر شهری و سیمای شهر برآمده است. در ادامه خواهیم دید که این پیشینه طبیعت گرا، در توسعه های معاصر با رویکردهای جدید و غیرمنتظره ای مواجه شده است.
امروزه ارتقای سطح کیفی فضاهای شهری با فراهم آوردن امکان زندگی پیاده در شب از دغدغه های معماران و شهرسازان است. از آنجا که نورپردازی فضاهای شهری امکان تداوم حضور شهروندان در شب و تعاملات ناشی از شکل گیری منظر شبانه را سبب می شود، پلان نورپردازی به ویژه در توسعه و احیای بخش های قدیمی شهر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. این اهمیت و توجه جهانی به پتانسیل های نورپردازی در شهر و منظر آن، حوزه های مختلف را به برگزاری جشن ها و مسابقات نورپردازی در سطح بین المللی و ملی ترغیب کرده است. یکی از مسابقات مطرح در این حوزه مسابقه جهانی «شهرـ مردم ـ نور»1 است که در آن پروژة برتر با توجه به معیارهایی چون کاهش سطح مصرف انرژی، جنبه های زیبایی شناسانه و اصول توسعه پایدار معرفی می شود.
پروژه نورپردازی پارک ـ قلعه شهر کانازاوا2 در سال 2011 برندة جایزه سوم این مسابقه بوده است. فاز اول این پروژه در سال 2000 آغاز شد و فاز دوم آن در آوریل 2010 به پایان رسید.
در این نوشتار نکات مثبت و منفی و تأثیرات متقابل این نورپردازی در دست یابی به اهداف منظر شهری به ویژه در بخش مدیریت منظر در بافت قدیمی کانازاوا مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. این پروژه توانسته از طریق ایجاد حس دراماتیک میان دو بخش جدید و تاریخی بر فرهنگ و تاریخ شهر تأکید سازد و در عین حال هویت شهر را با ایجاد هارمونی در عناصر نورپردازی شده بازنمایی کند.
مسجد جامع قرطبه قدیمی ترین باغ اسلامی دنیا را داراست که همواره واکاری شده است. اگرچه حضور این باغ درحیاط مسجد ضرورت تلقی آن به عنوان نمادی برای ""بهشت روی زمین"" را تأیید می کند، اما صاحب نظران قرن های 9 تا 11 به این شکل از آن یاد نمی کنند. این مقاله به کشف سیستم مدیریت آب در این باغ می پردازد که آبیاری درختان و مناظر اطراف این حیاط_ مسجد را تأمین می کند. همان مکانیزم و دانشی که مناظر کشاورزی را بهره ور و باغ را شکوفا می سازد. دنیای مدرن می کوشد طبقه بندی دقیق و شفافی بین علم (کشاورزی و هیدرولیک) و هنر (باغ ها و فواره ها) ایجاد کند، اما تاریخ منظر این طبقه بندی را مورد تردید قرار می دهد زیرا باغ ها نه تنها به دانش و تحسین فرم و زیبایی نیازمندند، بلکه به فهم علم نیز محتاجند؛ به ویژه آنکه چگونه آب را جمع آوری کنند و آن را در جاهایی که مورد نیاز است به جریان بیاندازند. این مقاله به مطالعه درباره ارتباط بین علم، لذت و منظر آب1 و معماری می پردازد تا حضور درختان در مسجد قرطبه را توضیح دهد.
پرداختن به مرمت شهرهاى تاریخى در دوره هاى مختلف، با توجه به شرایط اقتصادى- اجتماعى و تاریخى و با اهداف گوناگونى صورت گرفته است. ارتقا و تشویق صنعت گردشگرى، حل معضلات و کمبودهاى مناطق تاریخى شهر، بازآفرینى شهرى و حتى کمک به قرارگیرى در زمره شهرهاى جهانى، از اهدافى است که مرمت هاى شهرى بر مبناى آنها انجام شده است. از طرف دیگر دو رویکرد حفاظت و توسعه همواره در انجام مداخلات شهرى حاکم بوده و به تعادل رساندن این دو رویکرد چشم انداز اصلى مرمت در بافت هاى تاریخى گردیده است. نگاه به مرمت شهرى در کشورهاى در حال توسعه، به علت مشکلات موجود در آن شهرها، عمدتاً از زاویه حل معضلات و کمبودهاى مناطق تاریخى صورت گرفته و شهرهاى ایران هم از این قاعده مستثنى نبوده است. بر این اساس با استفاده از مطالعات اسنادى به گردآورى و تدوین مبانى و بیانیه هاى نشست هاى بین المللى اقدام و تلاش گردیده تا یک دوره بندى تاریخى بر مبناى تأثیرگذارى اهداف توسعه و حفاظت ارائه گردد.
یکی از پرسش های مهم طراحان و برنامه ریزان شهری که پاسخ های آن، گاه، محل افتراق و اختلاف نظر اهالی این رشته ها بوده، این است که؛ شکل شهر چیست؟ وقتی از شکل یک شهر صحبت میکنیم، دقیقاً کدام اجزا و عناصر و ابعاد آن شهر مد نظر ماست؟! این پرسش در زمره پرسش های بنیادی و مبنایی شهرسازیست و پرواضح است که پیش از هر نگاه هنجاری به شکل شهر پاسخ بدین پرسش ضروری می نماید. در این میان به نظر می رسد مفهوم «ساختار شهر» نیز به عنوان یکی از مفاهیم اصلی که در دوران بعد از مدرن، جایگاه خاصی در ادبیات شهرسازی یافته است، در ارتباطی مستقیم با مفهوم «شکل شهر » قرار دارد. اگر شناختِ شکل شهر را در قالب یک فرآیند تصور کنیم، بی شک، شناخت «ساختار شهر »، اجزاء و عناصر و ابعاد آن، چه با رویکردهای انسان شناختی شهرسازان ساختارگرای هلندی و چه با نگاه های سایبرنتیک شهرسازان ژاپنی، از مهم ترین گام های طیّ این فرآیند خواهد بود. لذا به نظر می رسد تبیین و تدقیق مناسبات میان این دو مفهوم، نه تنها به وضوحِ بیشتر زوایای پنهان هر دوی این مفاهیم خواهد انجامید، بلکه گامی مؤثر در راستای شناخت شکل شهر نیز به شمار خواهد آمد. این نوشتار در پی آن است که با بررسی ادبیات موجود، ضمن تبیین مناسبات و تعاملات «شکل » و «ساختار » یک شهر، شناخت ساختار یک شهر را به عنوان گامی مهم در راستای شناخت شکل آن شهر معرفی نماید.
بافت شهری، بناهای آبی باستانی دزفول، به همراه رود دز، پتانسیلی به وجود آورده اند که درصورت توجه به ابعاد، مفاهیم، اصول و معیارهای طراحی فضا، می تواند منجر به تولید فضاهای عمومی منحصر به فردی شود که نقشی اساسی در تقویت هویت شهری دزفول بازی نماید. هدف از این مقاله ، ارائه پیشنهادهایی جهت ایجاد چنین فضایی است. این مقاله در ادامه پژوهشی با عنوان: «تعریف محدوده و بررسی ابعاد گوناگون فضا به منظور بکارگیری مفاهیم آن در طراحی فضای شهری» است که در قالب یک طرح پژوهشی توسط این جانب برای دانشگاه آزاد اسلامی دزفول، در سال 9831 به اتمام رسید. نتایج آن، ارائه پیشنهادهایی جهت طراحی به منظور ارتقاء کیفیت فضایی کناره رودخانه دز در محدوده مذکور می باشد، که می تواند به عنوان راهنما جهت استفاده طراحان شهری و معماران، جهت خلق فضاهای عمومی مورد استفاده قرار گیرد. راهبرد تحقیق، روش های ترکیبی و مطالعه موردی است و از تکنیک های مطالعات کیفی جهت کشف نتایج استفاده شده است.
هویت که شخصیت هر جامعه ای را تشکیل می دهد، ارزش های فرهنگی است که توسط قشر تحصیل کرده و دانشگاهی صیانت شده و در مسیر انتقال به نسل های آینده با تحولات و نیازهای روز جامعه همگام می گردد. این وظیفه ی نظام های تربیتی، بخصوص آموزش عالی است که برای ارتقاء و انتقال مناسب هویت فرهنگی به تدوین مناسب ترین سیاست های راهبردی اقدام نمایند. نظام آموزش عالی در رشته های هنری به تناسب محتوای موضوعی و مفهومی که با فرهنگ جامعه و همچنین ارتباط با ارزش های بومی، ملی و آیینی دارد، در این میان از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است. این پژوهش که به لحاظ هدف، تحقیقی بنیادی است، در تحلیل نظام های آموزش عالی رشته های هنری، ابتدا با روش کتابخانه ای، به تاریخچه ، مفاهیم بنیادی و چارچوب هایی که می باید در امر آموزش، تعلیم و تربیت مدنظر قرارگیرد، پرداخته و سپس در مطالعه ای پیمایشی ویژگی های هویتی این نظام و تاثیر متغیرهای فرهنگی معاصر را در برنامه های آموزشی این رشته ها مورد بررسی قرار داده است. در نتیجه ؛ برنامه های آموزشی و سرفصل های مصوب در رشته های هنر نیازمند بازبینی، تصحیح و سازگاری با تغییرات و تحولات معاصر بوده و در شرایط موجود با نیازهای جامعه، انتظار دانشجو و آرمان های ایران اسلامی همگامی نداشته، کیفیت لازم را برای حفظ و انتقال هویت فرهنگی ندارد.
آموزش درس «آشنایی با معماری معاصر»، که در قالب دو واحد درسی الزامی برای دانشجویان کارشناسی رشته معماری ارائه می شود، بر متدهای متفاوتی در دانشگاه های ایران استوار است. از این متدها، مدرسین عمدتاً به دو گرایش بیشتر توجه می نمایند: گروهی آن را درسی «مفهومی» و «بینشی» و متفاوت از دروس تاریخ معماری تلقی کرده و گروهی دیگر نیز آن را درسی «دانشی» و مبتنی بر دروس تاریخ معماری می دانند. گروهی نیز معتقدند که اساساً مسئله به میزان کمّی واحدهای این درس مربوط است. اختلاف نظر بر سر «دوره زمانی» مورد مطالعه در این درس در متد دوم نیز موضوعی بسیار بحث برانگیز است. تعریف واژه «معاصر» از ترجمان لغوی تا معنای خاص آن، دوره بندی های متفاوتی را در تدوین شرح درس برای اساتید ایجاد می نماید. به علاوه نکته مغفول در تمام حالت های بالا، موضوع مهم و اغلب از قلم افتاده ی «معماری معاصر ایران» است. مقاله ی حاضر در نظر دارد تا با مورد مطالعه قراردادن دقیق متد های آموزشی این درس در دانشگاه های کشور و مقایسه ی آن با برخی از دانشگاه های مطرح جهان، به بررسی کمّی و کیفی جایگاه، تعداد واحدهای آموزشی و متدهای آموزشی این درس پرداخته تا از آن طریق بتواند در ارتقای آموزش مباحث نظری در رشته معماری مؤثر واقع شود.
امروزه بخش ساختمان، از مصرف کننده ترین بخش ها در ارتباط با مصرف انرژی الکتریکی می باشد. تلاش برای کاهش مصرف انرژی، انسان ها را در پی یافتن جایگزینی مناسب برای آن، از میان انرژی های تجدید پذیر، به سمت تحقیق و مطالعه بیشتری سوق داده است. یکی از نتایج محقق شده در این زمینه، استفاده از روشنایی طبیعی در طول ساعات روز به جای روشنایی مصنوعی می باشد که این جایگزینی، خود به تمهیدات ویژه ای نیاز دارد. از آنجایی که شهر تهران دارای ساعات آفتابی زیادی در طول سال می باشد، این منبع روشنایی می تواند مورد مطالعه دقیق تر قرار گرفته و ابزار و راهکارهای مناسب در جهت استفاده بهینه از آن شناسایی شود. در این پژوهش به شناسایی و تخمین کارایی یکی از سیستم های پیشرفته نور روز به نام کانال انتقال نور افقی پرداخته شده است تا جایی که بتواند برآورده کننده نیازهای کمی و کیفی روشنایی در اتاقی اداری با پلان عمیق باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. در این راستا از نرم افزارهای شبیه سازی اکوتکت و ردینس استفاده شده و کانال انتقال نوری منطبق با شرایط تابش خورشیدی در تهران طراحی و مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاکی از افزایش کمیت و کیفیت روشنایی در اتاق مورد مطالعه برای اکثر ماه های سال در صورت استفاده از این سیستم می باشد.
فرایند آموزش طراحی معماری از نظر محتوا و صورت بسیار پیچیده است، چرا که نیازمند آموزش بسیاری از اطلاعات نظری و عملی در محدوده های گوناگون هنری، علمی، روان شناسی و مهندسی در کنار پرورش و رشد خلاقیت های ذهنی دانشجویان است. اگرچه درباره فرایند طراحی معماری و سامانه های آموزش آن در تحقیقات گوناگون مباحث فراوانی مطرح شده است، ولی یکی از دغدغه های مهم در یاددهی طراحی معماری، آموزش هایی است که بایستی دانشجویان پیش از ورود به دروس طراحی معماری، با آنها آشنایی داشته باشند. این مقاله کوششی در جهت انتقال درس های آموخته شده از تجربه طولانی مدت نگارندگان مقاله در تدریس درس مقدمات طراحی معماری یک است که از دروس پایه معماری بوده و به دیگر بیان، مطالب آن مرتبط با الفبای طراحی معماری است. این تحقیق بر آن است تا با نگاهی بر تمرین های ارایه شده در دروس مقدماتی طراحی معماری در دانشگاه های گوناگون ایران و جهان به ارایه فهرستی از پروژه های انجام شده در کارگاه های طراحی نگارندگان بپردازد. سپس بر مبنای نتایج نظرسنجی از دانش آموختگان این درس که درسال های بعد، در دروس طراحی معماری 3، 4 و 5 تحصیل می کردند، اولویت بندی ریزبرنامه ها در درس مقدمات طراحی معماری بر اساس نیازهای دانشجویان در دروس طراحی معماری سال های بالاتر ارایه خواهد شد.