تهویه طبیعی یکی از مؤثرترین عوامل در ایجاد آسایش حرارتی است. این عامل با بهرهگیری از کوران هوا، کاهش رطوبت نسبی و افزایش تبخیر سطحی موجب ایجاد شرایط آسایش در اقلیمهای گرم و مرطوب میشود. در دوران معاصر با توجه به اهمیت انرژیهای تجدیدناپذیر از جمله سوختهای فسیلی و همچنین افزایش آلودگیهای زیستمحیطی، نقش تهویه طبیعی در ساختمان به لحاظ سازگاری ساختمان با محیطزیست حایز اهمیت است.
سازندگان بنا در دزفول به عنوان یکی از شهرهای اقلیم گرم و نیمه مرطوب جهت تعدیل شرایط آب و هوایی در مسکن به ساخت فضایی در عمق 5 تا 12 متری در زیرزمین پرداختهاند.
این فضای زیرزمینی به نام شوادون(Shavadoon) به عنوان یکی از راهکارهای مناسب جهت انطباق با محیط و ایجاد شرایط آسایش حرارتی با استفاده از ثبات دمای سالانه زمین و تهویه طبیعی است. این پژوهش در ابتدا به شناسایی عوامل مشترک و انتخاب شرایط کالبدی تأثیرگذار در تهویه شوادون میپردازد، سپس اثر تهویه طبیعی را در گونههای مختلف شناساییشده با استفاده از مدلسازی CFD جهت ایجاد شرایط آسایش حرارتی مورد بررسی قرار میدهد.
باغ به مثابه تمثالی از بهشت، همواره در میان باورهای ایرانیان، جایگاه مقدسی داشته است. برخلاف اندیشه های رایج مبنی بر هویت و ساختار یکسان باغ ایرانی در طول تاریخ، شاخصه های اصلی باغ سازی در ادوار گوناگون بسیار متغیّر بوده است. به نظر می رسد این تفاوت ها با تغییر آیین های دینی که تعاریف متفاوتی از بهشت آرمانی ارائه می دهند، نمود بارزتری یافته و مستلزم تأملی دقیق تر است. این پژوهش سعی بر این دارد تا ضمن بررسی مصادیقی از دوران ساسانی و دستیابی به الگوی کلی باغ سازی در این دوران، تغییرات صورت گرفته در آن با ورود به دوران اسلامی را مورد ارزیابی قرار دهد؛ همچنین با بررسی شاخصه های بهشت آرمانی و مبانی نظری مرتبط با این مقوله در ادیان زرتشت و اسلام، حکمت دستیابی به این الگوها و دلایل تفاوت های کالبدی باغ های این دو دوره مشخص می شود. در این تحقیق، با استناد به آموزه های اوستا و قرآن و سایر منابع دینی، با روش تحقیق تفسیری تاریخی شاخصه های مورد اشاره در توصیف باغ های بهشتی تبیین می شود؛ سپس با روش تطبیقی به بازبینی مبانی نظری باغ سازی ایرانی در دوران ساسانی و اسلامی می پردازیم تا امکان انطباق مؤلفه ها و عناصر باغ ایرانی با مبانی نظری فرهنگ دینی (زرتشتی و اسلامی) فراهم شود. بررسی ها نشان می دهد صفات و مفاهیم نمادین مرتبط با باغ سازی، مبنایی فرهنگی و صبغه ای دینی دارد و ویژگی های خود را از صفات بهشت آرمانی مذهب و آیین حاکم بر جوامع می گیرد و همین تفاوت هاست که به ساختارها و الگوهای کالبدی متفاوت در هر برهه از زمان می انجامد. تمدن ایران در دوره رواج و گسترش آیین های میترایی، مزدیسنا و زرتشتی با تفسیر ویژه از طبیعت به تقدیس آن می پرداخت؛ اما با ورود دین اسلام، احترام به طبیعت جای تقدیس آن را گرفت و به تبع آن، تغییرات کالبدی چشمگیری از منظر برون گرایی درون گرایی، محوربندی، موقعیت قرارگیری، تعداد طبقات کوشک و... در باغ های ایرانی به وجود آمد. بررسی ها حاکی از آن است که کوشک های ساسانی نسبت به اسلامی، بعد درون گرای قوی تری نسبت به طبیعت پیرامونی داشته اند؛ با این حال، مرزبندی و تعریف حریمی مشخص برای باغ، با آغاز دوره اسلامی معنی و مفهوم می یابد. با گذر از دوران ساسانی به اسلامی، محوربندی و تقسیمات کلی پلان باغ ها از تقسیمات دوتایی به الگوی چهارباغ متحول و بر تعداد طبقات کوشک ها نیز افزوده شد.
چگونگی هویت بخشی به فضاهای شهری امروز از مسایل چالش برانگیز در معماری و شهرسازی ایران است. مطالعه و استخراج ویژگی های زیبایی شناختی فضاهای شهری تاریخی ایران، به منظور تداوم هویت نسخه امروزین آنها لازم و ضروری است. میدان لزوماً یک فضای شهری نیست، اما همان طور که در تاریخ دیده شده، به تدریج با قرارگیری در بافت شهر توانسته تبدیل به فضایی شهری با بدنه های طراحی شده، شود. بررسی زیبایی شناسی کالبدی این نوع از میدان های تاریخی به شناخت ویژگی های خاص آنها می انجامد. اغلب پژوهش های مرتبط با ویژگی های فضاهای شهری تاریخی به صورت پراکنده و غیر منسجم است. برای این منظور در مقاله حاضر، دستاوردهایی که پیرامون ویژگی های فضاهای شهری تاریخی ایران متداولند در چهار میدان انتخابی مورد مطالعه قرار گرفتند. ویژگی های متداول فضاهای شهری از این قرارند: هر فضا برای اینکه تعریف شود، باید عناصری تحدید کننده داشته باشد، در تمام فضاهای شهری، به وفور گوشه های راست و تأکید در محور های تقارن دیده می شود، در دسترسی به تمامِ فضاهای شهری ایرانی، همواره یک تداومِ فضایی وجود داشته است، ایرانیان هر جا فضای بازی در شهر می یافتند، در صورتی که با عملکردِ فضا، مغایرتی نداشت، از آب نما یا گیاهان یا هر دو استفاده می کردند، در تمام فضاهای ایرانی اعم از شهری یا معماری، عناصر معماری خاص ایرانی استفاده می شده است. با بررسی این ویژگی ها و طبقه بندی آنها در قالب اصول زیبایی شناسانه، می توان لایه های نظام حاکم بر عناصر میدان و چگونگی ترکیب آنها را نتیجه گیری کرد. در پایان لایه های نظام حاکم بر میدان ها به طور خلاصه، به صورت «نظام عناصر» شامل نظام های عناصر معماری، عناصر طبیعی، عناصر مصنوع ثابت و موقّت و «نظام ترکیب» شامل نظام ترکیب عناصر، نظام هندسی، نظام فضایی، نظام رنگ و نور و نظام مصالح تقسیم بندی می شوند. می توان از این نظام های لایه ای در طراحی فضاهای شهری امروزی استفاده کرد.
پر واضح است که با گسترش زندگی شهری و مشغولیت های فکری، پیچیدگی های زندگی بشری هم بیشتر شده است به گونه ای که افراد بیشتر اوقات خود را در محیط های بیرون از خانه سپری می کنند. این اما فرصت مناسبی را برای طراحان گرافیک فراهم کرده است تا بتوانند بر اساس اصول زیبایی شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی و غیره، جذابیت هایی خلق نمایند و بینندگان را متأثر سازند. ساده تر اینکه به کارگیری ابزاری تحت عنوان گرافیک محیطی، که از پر مخاطب ترین ها و در عین حال کاربردی ترین هاست، می تواند به برقراری و بهبود ارتباطات اجتماعی در سطح شهر و به ویژه اماکن عمومی کمک نماید. طرفه آنکه با افزایش روز افزون ابعاد طولی و عرضی مراکز خرید، کاربرد عناصر و شاخصه های گرافیکی در فضای محیطی آن ها نیز بازاری پیدا کرده است.
این پژوهش به یکی از اولویت های برنامه ای مراکز تجاری، از جمله رفتارهای اجتماعی فروشندگان و خریداران و عوامل محیطی تأثیرگذار بر آن مثل گرافیک ورود می کند تا با شناخت عوامل رضایت مندی مخاطبان، وفاداری آنان به سرویس دهندگان را شناسایی و فزونی بخشد. امر مهمی که برخی از نتایج آن با تحقیقات میدانی یکساله در میان مردم و مراکز تجاری عمده شهر شیراز حاصل شد.
آنچه از هنرهای کامل برمی آید، صورت و معنایی است که در ترکیب و تلفیقی صحیح با یکدیگر، اثری هنری را خلق می کنند، که قابلیت ارتباط و ادراک مستقیم آن توسط مخاطب و همچنین نفوذ در سایر هنرها را دارد. باغ ایرانی هنری کامل است که علی رغم اینکه در طول تاریخ دست خوش دگرگونی شده است، بقا یافته و ویژگیِ فناناپذیرش را به همگان ثابت کرده است. هنرمند باغ ساز با طراحی مناسب در باغ ایرانی و بهره گرفتن از عوامل ارتباط ساز، همچون فرهنگ، تاریخ، جامعه، نمادها و نشانه ها، رسانه ها و حواس انسانی، ارتباطی دوسویه و معنایی با مخاطب برقرار می کند و باعث ادراکی بی واسطه و بدون نیاز به تفسیر و توضیح برای مخاطب باغ ایرانی می شود. باغ ایرانی، در این مسیر احساسات طبیعی و ناسوتی انسان را همچون حس بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه را به کار می گیرد امّا با آنها به عنوان تجربه ای مادّی برخورد نمی کند، بلکه معناگرا و اغن ابخش احساسات است.
در پدیدآیی نگاره ها، همانند تمام آثار فرهنگی دیگر، ساخت ها، زیرساخت ها و روساخت های مختلفی دخیل اند. از آنجا که این سه اصطلاح برخاسته از ایدئولوژی های مدرن هستند، قصد پژوهش گران، لزوما ًدرک اینها از طریق رمزگشایی اثر فرهنگی نیست، بلکه نگاهی طبقه بندی شده تر، روشن تر و عینی تر است. در این نوشته سعی شده تا از طریق مطالعه عوامل ایجادکننده اثر فرهنگی، پاسخی مقتضی به شرایط دوگانه تقابل فرمی و مضمونی داده شود. الگوهای مضمونی(کلیشه ها/ شمایل ها)، الگوهای فرمی(سنن فرمی/ سبک ها)، حامی، شرایط اجتماعی- اقتصادی- سیاسی- مذهبی، بافت بنیادین، هنرمند(چه کار گروهی چه اثر دست یک شخص) و مخاطب، 7 عامل کلیدی در مطالعه نگاره ها (حداقل در این مطالعه موردی) می باشند. در اینجا با مطالعه موردی نگاره زاری فرامرز بر تابوت رستم و عمویش زواره، سعی در جا یابی هر یک از این عوامل شده است. با توجه به این عوامل، ساخت نگاره مورد نظر تحلیل شده و هدف آن از طریق مطالعه دو سطح صریح و ضمنی اعاده مطلب تحلیل شده است. روش پژوهش در اینجا مطالعه ای کیفی براساس عناصر بصری موجود در تصاویر است و اینکه هر عنصر چه جایگاهی در طبقه بندی مورد نظر دارد. نتیجه حاصل از پژوهش این است که تک اثر مورد پژوهش بر مبنای طبقه بندی مضمونی/ فرمی و شناخت ساحت های دلالی مضمونی جبرگرایانه (تسلیم در برابر امر الهی) دارد.
با گسترش روزافزون فن آوری های نوین و تکنیک های ساخت و ساز دیجیتال، گرایش معماران به استفاده از مصالح و ابزارهای نوین برای حل مشکلات طراحی و ساخت، بیشتر شده است. ربات ها ساخت طرح های پیچیده ای را برای معماران فراهم آورده اند که در گذشته به علت پیچیدگی بسیار، اجرای آنان امکان پذیر نبوده است؛ اما همچنان مشکلات زیادی در استفاده از آن ها و سایر شیوه های مشابه در فرایند ساخت و ساز وجود دارد که بهره گیری از آنان را در پروژه ها با مشکل مواجه می کند. مسائلی ازقبیل گرانی تولید، نیاز به تجهیزات پیشرفته و نیروی متخصص، باعث شده است که استفاده از این گونه ابزارها در برخی پروژه ها توجیه پذیر نباشد. این امر، شاهد مناسبی بر ضرورت انجام پژوهش در شیوه های ساده تر و ارزان تر ساخت و ساز دیجیتال است. در مقاله پیش رو، روش نوینی پیشنهاد می گردد که با به کارگیری فن آوری واقعیت افزوده، می تواند به سادگی و بدون نیاز به نیروی متخصص، امکان ساخت فرم های آزاد را با هندسه پیچیده فراهم آورد. ارائه روش پیشنهادی در قالب مدل سازی ریاضی و شبیه سازی عددی است. در پایان، دو نمونه موردی ساخته شده با استفاده از این روش به منظور تأیید درستی شیوه پیشنهادی، مطالعه شده است.
مطابق نظر اسطوره شناسان جدیدی همچون رولان بارت، اساطیر در دوران معاصر از میان نرفته بلکه فقط تغییر شکل داده اند و با بازتولید خود حتی بارها پایدارتر از قبل به کار خویش ادامه می دهند. یکی از مؤثرترین اسطوره های بازتولید شده در دوران معاصر ایران، به ویژه در ارتباط با آثار هنری و صنایع دستی، تخت جمشید است که هم در دوران پهلوی و هم دوران بعد از انقلاب، هرچند با رویکردهای متفاوت، حضور پررنگی داشته است. در این مقاله پس از بررسی موضوعِ «اسطوره های معاصر» با توجه به آرای نظریه پردازان این حوزه، به اسطوره بازتولید شده تخت جمشید در دوران معاصر پرداخته و کارکردهای ایدئولوژیکِ آن در ایران معاصر نمایانده شده است. در این راستا نمونه های متعددی از آثار هنری و صنایع دستی معاصر نیز بررسی شده است.
ما بخشی از جهان طبیعی هستیم و در یک مسیر مشترک با اقدامات متقابل خود، در حالی که ما بر طبیعت اثر می گذاریم طبیعت نیز ما را تحت تاثیر قرار می دهد. فرم دادن به این ارتباط و اقدامات متقابل، بخش کلیدی طراحی مُد سازگار با طبیعت(پایدار) است. محصولات پوشیدنیبه عنوان زیر مجموعه ای از محصولات مصرفی با طول عمر کوتاه نقش زیادی در نوع این ارتباط و تاثیرات ما بر طبیعت برعهده دارند. می توان با ملاحظلات و راهکارهایی تمامی فعالیت های فرآیند طراحی و تولید، مصرف و پس از مصرف را به نحوی مدیریت کرد که حداقل اثرات نامطلوب را بر محیط زیست و در نتیجه انسان و اقتصادش گذاشت.مقاله حاضر می کوشد از زاویه دید جدیدی(ارزش آفرینی) به راهکارهایی برای رسیدن به توسعه پایدار-با تاکید بر مرحله طراحی و استفاده- در صنعت مد و لباس بپردازد. به جرأت می توان گفت که در چرخه توسعه پایدار، طراحی کمترین سهم را دارد در حالی که که تمام معضلاتی که ممکن است در اثر تولید یک محصول برای محیط زیست بوجود آید، بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به تصمیمات طراحی مربوط می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد بهترین شیوه برای حفظ طبیعت، الهام از خود طبیعت و تقلید از سیستم ها و مدل های حاکم بر آن است. این مدل بر استفاده از منابع تمام نشدنی، تعداد اجزای کمتر، چرخه های بسته، ملاحظات زیبایی شناسانه، ایجاد وابستگی به محصول و بازگشت به طبیعت سخن می گوید.
بهره گیری هوشمندانه از الگوهای معماری سنتی ایرانی و منقطع شدن روند طراحی بر اساس تجربیات گذشته، در کنار بهره گیری از فناوری های نوین و روزآمد معماری، از مباحث کلیدی معماری معاصر ایران و جهان به شمار می رود. روش مقداری یا پارامتریک، به عنوان یکی از روش های نوآورانه، امروز بیش از هر زمان دیگر به عنوان راه حلی برای دستیابی به معماری آینده، همراه با توجه به معماری گذشته، مطرح شده اند. این پژوهش بر آن است تا با تلفیق روش های مقداری، پارامتریک، الگوریتمیک و عددی سازی، الگویی روزآمد از مسکن بومی تهرانِ دوره ی قاجار استخراج نماید. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی در راهبرد استدلال منطقی است که با تکنیک مدل سازی و شبیه سازی تکمیل شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات تلفیق از تدبّر موضوعی و مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی است. نتایج حاکی از آن است که نمونه های مساکن بومی تهران قابلیت عددی سازی شدن و بیان با منطق ریاضی را دارند.
The aim of this paper is investigating the impacts of residents empowering in physical and environmental improvements in informal settlements. This place has some problems such as safety, health and environmental that Managers and municipal authorities should take action to fix them. In this regard The NGOs as an intermediary between the people and town officials could have a significant role in solving these problems by the participation of residents."Hamyaran" private institution as a N.G.O. organization decide to implement a project with a partnership approach to empower there that called "Sustainable Development Plan in Informal Settlements”. This project is one of four design pattern in the institution which is trying to create safe and sustainable spaces with using public participation and local authorities in a decentralizing approach and an institutional development. Methodology of this research is descriptive – analytical. Objectives were questioned by questionnaire from people. Although the project for reasons such as changing in government policies and local authorities did not achieve all of goals, But succeeded in reducing crime rates in urban areas through the creation of attractive spaces, organizing urban centers and creating local institutions. The strategies employed in this neighborhood have the ability to refer to similar samples in Metropolises of Asia.
Planners have regarded understanding urban use per capita since the beginning of new thinking of urban development. This was stared with its pragmatics toward primary comprehensive urban plans and became a source for urban development plans that have tried to adapt per capita and standards with country’s conditions. Iran's Supreme Council for Planning and Architecture, determined standards per capita within the act of “explaining definitions, urban use and their per capita” in 2009. In the article, 50 cities chosen as sample in order to criticize the act of Iran's Supreme Council for Planning and Architecture on some urban per capita and surveying the amount of compatibility of cities’ status in Iran with the mentioned act. Tables of current and suggested use are extracted using the comprehensive plan of each sample and the results are compared with the act of Iran's Supreme Council for Planning and Architecture. The method is descriptive- analytic and the research is applied in nature. Their research illustrates a great variance between cities status and the standard of ratification that had approved in Iran's Supreme Council for Planning and Architecture. Revision in some factors like population, position and economical elements helps us to correct the standard in order to improve the quality of life in our cities. The results imply that the act some issues such as different climates, role and position of functions and ethnic-cultural and economic problems are disregarded.
با نگاهی اجمالی به ادبیات معماری معاصر ایران بیشتر مواقع، نشانه هایی از نارضایتی منتقدین از وضع موجود همراه با اذعان به «بیهویتی» آن دیده میشود. برخی از منتقدین مسئله بیگانگی مردم و معماری را با یکدیگر بررسی کرده و از اینکه هیچیک دارای اعتبار و احترام نبوده، ابراز نگرانی میکنند. برخی نیز شباهت بین شهرهای گوناگون کشور را از علایم یک بیماری واحد میبینند که بدان مبتلا شدهاند. ازاینرو، در حال حاضر در بخش وسیعی از جامعه معماری ایران "دستیابی به یک معماری با هویت به عنوان آرزویی مشترک" مطرح است. با این همه، کمتر نظریه یا نظریاتی یافت میشود که به این پرسشها پاسخ گویند: هویت چیست، مؤلفه ها و بسترهای دخیل در شکلگیری آن و رابطه میان هویت و معماری چیست. در این راستا، نوشتار حاضر با مرور ادبیات موضوعی که درباره نظرات اندیشمندان حوزه فرهنگ و معماری است، درباره هویت و فرایند شکلگیری آن در بستر جامعه جستجو میکند. همچنین با تکیه بر نقش بیبدیل فرهنگ، به عنوان روح حاکم بر جامعه، در این فرایند ساختار هویت را شناسایی کرده و آن را در چهار سطح بررسی و بازشناسی مینماید. این سطوح در این پژوهش با عناوین "پارادایم"، "سنت"، "الگو" و "دستاوردهای فرهنگی" معرفی گردیدهاند و به نقش آنها در فرایند شکلگیری هویت و برعکس آن، بروز بحران هویت اشاره شده است. نهایت در بخش نتیجهگیری، با بهرهگیری از شیوه تحلیلی نسبت میان معماری و سطوح چهارگانه بالا و نقشی که معماری در این فرایند میتواند برعهده گیرید یا باید از آن انتظار داشت، بررسی شده است.