فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۶۱ تا ۶٬۶۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، از بدو تأسیس در سال ۱۳۱۹ش تا اواخر دهه ی ۱۳۴۰ش، نظام آموزشی برقرار بود که به نظام آتلیه ای شهرت داشت. این نظام در سال های دهه ی ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ش دوران اوج خود را گذراند. تحقیق حاضر می کوشد تا با تکیه بر منابع شفاهی و اسناد مکتوب، برنامه ی رسمی و عملیِ آموزش طراحی معماری این دانشکده را در دهه ی ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ش تبیین کند، ویژگی های اصلی آن را مشخص کند و ارکان آن را بازشناسد. روش تحقیق تاریخی است و از فنون تاریخ شفاهی و سندپژوهی بهره گرفته شده است. نظام آموزش معماریِ دانشکده ی هنرهای زیبا در دهه ی ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ش برنامه ی منسجم و مشخصی داشت. آتلیه های معماری مکان اصلی وقوع و ظهور و بروز این نظامِ آموزش بود. نظام آتلیه ای نظامی مستقل و باز و آزاد بود که روحیه ی رقابت در ارکان آن جاری و ساری بود. استادْ رأس آتلیه و مراد دانشجویان بود و بعد از او، دانشجویان سال بالایی طی سلسله مراتبی آموزش را عهده دار بودند. در این شیوه ی آموزش، به جنبه های هنری و ظاهری معماری بیشتر اهمیت داده می شد. آتلیه، مسابقات و شورای قضاوت ارکان اصلی این نظام بودند. این ارکان مکمل هم بودند و در ارتباط با هم نظام آتلیه ای را شکل می دادند.
مطالعه ی موضوعی و محتوایی مجسمه های زنانه در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۵ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
109 - 124
حوزههای تخصصی:
نصب مجسمه در شهر تهران از زمان حکومت قاجار متداول شد و پس از انقلاب اسلامی با سرعتی رو به رشد ادامه یافت. در این میان، موضوع زن در مجسمه سازی از لحاظ محتوایی و ساختاری از اهمیت خاصی برخوردار است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای و میدانی، به دنبال مطالعه و دسته بندی موضوعی و محتوایی مجسمه های شهری زنانه ی تهران و پاسخگویی به این سؤال است که موضوع زن از نظر کیفی چگونه مورد توجه هنرمندان و سفارش دهندگان بوده است و کدام ابعاد وجودی و هویتی زن مورد توجه و تأکید بیشتری قرار گرفته است. نتایج تحقیق مبین آن است که در مجسمه های زنانه شهر تهران، علاوه بر الزامات شرعی، فرهنگی و دوری از برهنگی، از لحاظ موضوعی مضمون مادر بیشترین وجه هویتی را به خود اختصاص داده است که از منظر اجتماعی، نموداری از پذیرش عام این تصویر از زن در جامعه و از سوی دیگر جنبه تبلیغاتی آن توسط سفارش دهندگان آثار است و سایر هویت ها و جنبه های مرتبط با زنان نظیر جنبه های اجتماعی، همچون تصویر مفاخر و مشاهیر زن ایرانی کمتر مورد توجه هنرمندان و سفارش دهندگان قرار دارد. از لحاظ فرمی نیز، اکثر این آثار سبک واقع گرایانه را به خود اختصاص داده اند.
مرز محله در بافت تاریخی شهرهای ایران، نمونه پژوهشی: محله علی قلی آقا، شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرز و محدوده محله ، از موضوعاتی هستند که در پژوهش های شهرسازی و طراحی شهری به طور گسترده به آنها پرداخته شده است. طبعاً در مطالعات متعددی نیز موضوع "مرز محله در بافت تاریخی شهرهای ایران" بررسی شده، اما مرور ادبیات موضوع نشان می دهد که همچنان ابهاماتی در این رابطه وجود دارند و از مهم ترین آنها، چگونگی مرز محله در این بافت ها است. به این مسئله، دو پاسخ متناقض داده شده است؛ دسته ای از مطالعات، برای محله های بافت تاریخی شهرهای ایران، مرز کاملاً مشخص قائل بوده، در حالی که دسته دیگر، مرز محله ها را در این بافت ها "مبهم" دانسته و معتقد هستند هر محله به صورت "تدریجی" به محله دیگری می رسد. هدف مقاله حاضر، "تشخیص" مرز محله در این بافت ها است. در این راستا، "محله علی قلی آقا" در بافت تاریخی شهر اصفهان، به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شده و از روش تحقیق کیفیِ "تحلیل محتوای عرفی" استفاده شده است. در این رابطه، مرز محله علی قلی آقا از سه طریق مورد بررسی قرار گرفته است؛ مرز تاریخی، مرز محله بر اساس مصاحبه خانه به خانه و مرز ذهنی ترسیم شده توسط ساکنان محله. در میان این سه طریق، مرز تاریخی که بر اساس ساختار تاریخی دسترسی و عناصر شاخص محله کشف شده، نشان دهنده نظمی پنهان در ساختار بافت است و روش بدیعی را برای کشف مرز عینی محله در بافت های تاریخی شهرهای ایران ارائه می نماید. جالب آنکه صحت دستاوردهای این روش، توسط دو مرز دیگر تأیید می شود. در نهایت، مقاله به این نتیجه رسیده است که بر اساس ساختار تاریخی، مرز کاملاً مشخص و عینی در بخشی از محله وجود دارد. این مرز غالباً در بن بست ها و دربندها است و از پشت به پشت خانه ها می گذرد. همچنین در مکان هایی که مرز مشخص و عینی وجود ندارد، می توان حدود محله را بر اساس این مرز تعیین نمود.
خوانش شهرسازی معنا گرا در شکل گیری کالبدی شهر در نظام شهرسازی دوره صفویه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
63 - 80
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله: در شهرسازی معناگرا در دوره صفویه، فضای شهری فقط یک موضوع کالبدی تلقی نمی شود، بلکه آن را نمودی از معانی پر رمز و راز می دانستند تا طراح بتواند پیام های معنوی را بصورت عبور از واقعیت به مجاز، در کالبد شهر مادیت ببخشد. مساله این است که در شهرسازی معاصر ایران، دچار بحران معنویت در طراحی فضاهای شهری شده ایم. حال سؤال اساسی این است چگونه می توان مفاهیم معناگرایی صریح و ضمنی را در شکل گیری کالبد شهر عینیت بخشید؟ هدف: قرائت شهرسازی معنا گرا در دوره صفویه در شکل گیری کالبدی شهر اصفهان و کاربست آن در ساخت کالبدی شهر های معاصر ایران، هدف اصلی این پژوهش است. روش:پژوهش حاضر از نظر اهداف، بنیادی و کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی است؛ از نظر شیوه گردآوری داده ها، مبتنی بر متن کاوی اسناد و مدارک و مشاهدات میدانی و بالاخره از نظر تجزیه و تحلیل داده ها، از نوع پژوهش کیفی است. یافته ها: با تأمل در سیمای بصری سازمان فضایی شهر در دوره صفویه، به وضوح تجلّی نظام مادی (نظم آب، نظم گیاه، نظم خاک، نظم هوا، نظم خاک) و نظام معنایی (نظم مقدس) آشکار می گردد. عبور از واقعیت به مجاز از طریق بهره گیری از عناصر طبیعی با بازی های شکلی و نمادین، به منظور ایجاد حس مکان و این همانی با فضا، وحدت و کثرت و پیوستگی فضایی و... متأثر از شهرسازی معناگرای ناظر بر آن بوده است. نتیجه گیری: توسعه شهری در دوره صفویه بازتاب ترجمان فضایی معیارهای معناشناسانه در راستای تلفیق نوآورانه برای قابلیت های خود، در پاسخگویی توأمان به نیاز های کالبدی، روانی و معنوی مردم بوده است. در وضعیت کنونی، بافت و ساخت کالبدی شهرهای ایران با تاکید بر انقطاع تاریخی و تجدد طلبی در پی تغییر شکلی و نه محتوایی، نشان از بحران معنویت در ساخت کالبدی آن دارد.
ارزیابی آسایش راحتی و بررسی شاخص های آسایش حرارتی PMV و PPD بر مبنای نور روز و جهت گیری خانه، در خانه های سنتی بافت یزد (نمونه موردی: خانه ملک زاده شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱
151 - 182
حوزههای تخصصی:
نور در معماری سنتی ایران نقشی مهم و اساسی دارد؛ به گونه ای که خلق کیفیت های فضایی بر عهده نور است. در پژوهش حاضر از دیدگاه مسئله آسایش افراد در محیط، بررسی اطلاعات و تحلیل داده ها بر مبنای نور روز در خانه که بیشترین استفاده را در میان سایر عملکردها دارد، انجام شده است. این پژوهش با هدف چگونگی فراهم آوردن شرایط آسایش راحتی و شاخص های آسایش حرارتی PMV و PPD، خانه ملک زاده شهر یزد را به عنوان نمونه، مورد مطالعه قرار داده است. برای این منظور اتاق پنج دری مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته و مدل سازی توسط نرم افزار الگوریتمیک گرس هاپر، آنالیزها توسط پلاگین های هانی بی و لیدی باگ صورت پذیرفته است. وضعیت فعلی اتاق پنج دری (رون راسته) و پنج وضعیت پیشنهادی شامل قرارگیری خانه به صورت رون اصفهانی و کرمانی، جهت گیری خانه به سمت شمال، افزایش و کاهش ارتفاع درب اتاق پنج دری ارائه و آنالیز شده و در نهایت با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که قرارگیری اتاق پنج دری در حالت رون راسته نسبت به وضعیت های پیشنهادی در محدوده DA (Daylight Autonomy) برابر %50 قرار دارد و معادل 300lux نور دریافت می کند، که آسایش راحتی ساکنان را فراهم می آورد. همچنین با PMV برابر +0.53 و PPD برابر %14.38 بالاترین شرایط آسایش حرارتی را در میان وضعیت های پیشنهادی دارد. پتانسیل کاربردی اتاق پنج دری خانه ملک زاده با توجه به موقعیت قرارگیری در ساختمان، در طول سال توانسته فضایی با نهایت آسایش حرارتی و راحتی را فراهم آورد.
سنجش سطح پایداری محلات ارگانیک و برنامه ریزی شده با استفاده از شاخص های اسکان سازمان ملل (مطالعه موردی: محلات نوغان و سجاد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد (UN-HABITAT)، رویکرد جدیدی، در تصحیح نظریه برنامه ریزی شهری پایدار پیشنهاد می کند؛ هدف این رویکرد برای کمک به ایجاد یک رابطه پایدار بین ساکنان و فضای شهری و افزایش ارزش زمین شهری می باشد. این رویکرد بر 5 اصل استوار است که از 3 ویژگی کلیدی شهرها و محلات پایدار؛ فشردگی، یکپارچگی و اتصال حمایت می کند. این پژوهش با توجه به اهمیت مفهوم پایداری، خصوصاً در مقیاس محلی، به مقایسه تطبیقی سنجش میزان پایداری محلات ارگانیک و برنامه ریزی شده، با استفاده از شاخص های معرفی شده در برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد با مطالعه موردی محلات سجاد و نوغان شهر مشهد می پردازد. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی و از نظر روش کمّی و کیفی است. در جمع آوری داده ها از شیوه های مختلف مصاحبه، مشاهده و نیز برداشت میدانی استفاده شده است. داده ها نیز بر اساس تحلیل شاخص های کمّی معرفی شده و نیز نقشه های توصیفی- تحلیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد که بر اساس شاخص های پایداری (فضای مناسب برای خیابان، تراکم بالا، کاربری مختلط، اختلاط اجتماعی، محدود کردن استفاده تخصصی از زمین و دسترسی)، محله جدید سجاد بر اساس شاخص های فضای مناسب برای خیابان و یک شبکه خیابانی کارآمد، اختلاط اجتماعی و نیز دسترسی به خدمات در وضعیت مطلوب تری در مقایسه با محله قدیم نوغان قرار دارد.
تحلیل ساختار فرمی مسیریابی در فضاهای مجتمع های مسکونی بر اساس نظریه نحو فضا (مطالعه موردی: مجتمع مسکن مهر فاز 3 شهر پردیس تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی مسیریابی در محوطه مجتمع های مسکونی، موضوع مهمی برای طراحی معماری این گونه فضاها است. مسیری که محور دید و خوانایی بیشتری را برای انسان ایجاد نماید، می تواند مسیری بهینه باشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی ساختار فرمی مسیریابی در فضای مجتمع های مسکونی بر اساس نظریه نحو فضا است. در این پژوهش، یک توصیف ساختاری از رفتار محیطی انسان بر اساس مبانی نظری نحو فضا ارائه می شود. همچنین با استفاده از نرم افزار Depthmap X 0.50 و با استخراج روش های مبتنی بر گراف، ادراک و تفسیر مردم از مسیریابی در محوطه مجتمع مسکونی تبیین می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهند که سه نوع گردش مبتنی بر شبکه، منحنی و خطی در طراحی محوطه مجتمع های مسکونی صورت می گیرد که انسان با توجه به اهداف و منافع فردی و جمعی، می تواند یکی از این مسیرهای را برای عبور انتخاب نماید. همچنین بر اساس نتایج، مسیریابی در مسیر گردش خطی، آسان ترین مورد در جهت ادراک فضا است. همچنین مسیریابی شبکه ای به سبب خوانایی کمتر، دشوارترین مسیر جهت مسیریابی افراد می باشد. مسیریابی منحنی نیز به سبب اینکه دارای عمق فضایی کوتاه تری می باشد، دارای خوانایی مناسبی می باشد. به طورکلی یافته ها در این پژوهش نشان دادند که مسیریابی با عمق فضا و محور بصری افراد رابطه معناداری دارد.
تحلیل روش دوسونشان (آمبیگرام) و قابلیت آن در طراحی نشانه با نگاهی به آثار نیکیتا پروخروف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۵ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
117 - 124
حوزههای تخصصی:
دوسونشان (آمبیگرام) یک معمانویسی و یک سخن واژگون است که مخاطب را با ابهام روبرو می کند و یک پیچ وتاپ پنهان به نشانه نوشته می دهد. در واقع، دوسونشان روش نشانه نوشته ای است که در جهات و زوایای مختلف به معانی مشابه یا مختلف دیده و خوانده می شود. یک ساختار تایپوگرافی است که زمانی که آن را می چرخانیم یک کلمه ی کاملا متفاوت بوجود می آید. تقارن خاص در طراحی دوسونشان ها و فریب چشمی که آن ها در نگاه نخست در بیننده بوجود می آورند، بسیار خیره کننده و اثرگذار است. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر مطالعه و معرفی دوسونشان به عنوان روشی متفاوت با رویکردی خلاقانه از طراحی نشانه نوشته و بررسی و قابلیت اجرای این روش در حروف الفبای فارسی است. نیکیتا پروخروف طراح گرافیک اهل روسیه است که به طراحی روش دوسونشان در طراحی نشانه و در دنیای طراحی امروزی توجه بیش تری نشان داده و به تاثیر و جذابیت آن برای مخاطب پرداخته است. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، توصیفی _ تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. نتایج پژوهش حاضر بیان گر آن است که این روش طراحی نشانه می تواند در ایران بیش تر مورد توجه و طراحی قرار گیرد، چون حروف الفبای فارسی این قابلیت را دارند که مانند حروف لاتین به صورت دوسونشان طراحی و در تبلیغات گرافیک دیده شوند.
سیستم مدیریت دانش در شهرداری تهران
حوزههای تخصصی:
ما در دنیایی زندگی می کنیم که به خاطر جهانی شدن، دچار تغییرات سریع و اجتناب ناپذیری است. در این دنیا، اقتصاد به سمت اقتصاد دانش محور حرکت کرده و بسیاری از معادلات کنونی کشورها را با چالش مواجه ساخته که این امر، خود حاصل فناوری اطلاعات و ارتباطات است. سازمان های کنوین، اهمیت بیشتری جهت درک، انطباق پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده و در کسب و به کارگیری دانش و اطلاعات روزآمد به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوب تر به ارباب رجوعان پیشی گرفته اند. چنین سازمان هایی نیازمند به کارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام «مدیریت دانش» می باشند. برخی از سازمان ها بر این باورند که با تمرکز صرف بر افراد، فناوری و فنون می توان دانش را مدیریت کرد.
بررسی روش های صرفه جویی انرژی در ساختمان های مسکونی سبز
حوزههای تخصصی:
روند رو به رشد جمعیت کشور در چند دهه اخیر معضلاتی در زمینه مسکن به وجود اورد که از ان به عنوان بحران مسکن یاد می شود از همین رو درطی دهه های اخیر احداث ساختمان های با کاربری مسکونی جهت کمک به حل مشکل مسکن در ایران مورد توجه قرار گرفت از طرف دیگر ضرورت توجه به امر صرفه جویی به خصوص صرفه جویی در مصرف انرژی های فسیلی باعث شده که طراحی پایدار و معماری سبز به یکی از مباحث بسیار مهم تبدیل شود . بر اساس امار موجود بیش از نصف انرژی در ساختمان ها برای گرمایش و سرمایش و معادل 10 درصد ان برای روشنایی و بقیه ان برای سایر مصارف انرژی به کار می رود . در این پژوهش که به روش تحلیلی توصیفی به صورت کتاب خانه ای می باشد ، ضمن اشنایی با ساختمان های سبز ، به بررسی مزایای و تکنولوژی و سیستم های به کار گرفته شده در راستای اهداف بهینه سازی انرژی در این ساختمان ها پرداخته می شود و ه دف از آن اس تفاده از معیاره ای معماری سبز جهت توجیه پذیر نمودن ساختمان های سبز در ایران می باشد.
شناسایی موانع و ارائه ی چارچوبِ عملیاتی برای ارتقای کیفیت معماری صنعتی در ایران
حوزههای تخصصی:
معماری صنعتی در ایران علی رغم برخورداری از یک پیشینه قوی تاریخی، حسب شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در پروژه های جاری صنعتی چندان مورد توجه قرارنمی گیرد و با وجود صرف هزینه های قابل توجه در ایجاد زیر ساخت های صنعتی، در ساختمان ها و بناهایی که برای فعالیت های صنعتی طراحی می شوند ارزش های معمارانه و مبانی معماری صنعتی مورد توجه قرارنمی گیرد. این پژوهش با هدف شناسایی تنگنا ها و مشکلاتِ نقش آفرینی معماران در پروژه های صنعتی و ارایه راهکارهایی برای ارتقای کیفیت فضایی ساختمان های صنعتی انجام شده است. در این راستا مصاحبه هایی با کارشناسان و مدیران بنگاه های صنعتی انجام شد. تحلیل مصاحبه ها نشان داد یکی از موانع کلیدیِ عدم توجه به معماری صنعتی در ایران برداشت های نادرست است که شفاف سازی در خصوص آنها می تواند زمینه های مناسبی برای نقش آفرینی معماران در پروژه های صنعتی فراهم کند. با تحلیل دغدغه ها و انتظارات دست اندرکاران صنعت و رجوع به مبانی نظری مرتبط، تلاش شده یک تعریف عملیاتی و شفاف برای معماری صنعتی ارایه شود. در نهایت متعاقب آن یک چارچوب ۳ سطحی برای نقش آفرینی معماران در پروژه های صنعتی ارایه شد. یافته کلیدی این پژوهش حاکی از این امر است که معماری صنعتی یک ضرورتِ کسب و کار صنعتی است که می تواند باعث افزایش بهره وری نیروی انسانی و کیفیت محصولات صنعتی شود.
معماری مبتنی بر اقلیم در خانه های تاریخی-بررسی تطبیقی کوران هوا در خانه های گرگان و بوشهر
حوزههای تخصصی:
تفاوت های اقلیمی در سراسر ایران قابل مشاهده است و در شرایطی این اقلیم ها دارای یک یا چند ویژگی های مشابه می باشند. در دو اقلیم معتدل و مرطوب و گرم و مرطوب عامل اقلیمی مشترک یعنی میزان رطوبت بسیار زیاد وجود دارد که آسایش ساکنین آن را مختل می کند. در گذشته بناها متناسب با اقلیم هر منطقه ساخته می شد و برای ایجاد آسایش از انرژی ها و منابع طبیعی بهره می برد. موثرترین روش برای کنترل رطوبت زیاد، استفاده از انرژی باد می باشد. انرژی باد از قدیم در زمینه های مختلف تولیدی و معماری مورد استفاده قرار می گرفته است. امروزه انسان ها با نادیده گرفتن عناصر اقلیمی که در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت باعث هدر رفت انرژی و افزایش هزینه های ناشی از آن شده اند. طراحی اقلیمی را می توان به عنوان روشی برای کاهش همه جانبه هزینه انرژی یک ساختمان دانست. در این متن برای بررسی دقیق تر دو اقلیم مذکور به مقایسه و تطبیق نمونه هایی در شهر گرگان و بوشهر پرداخته شده است تا بتوان به راهکارهای مشترک و متفاوت آن ها برای رفع مشکلات ناشی از رطوبت دست یافت. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مقایسه تطبیقی است و نمونه ها به صورت هدف دار انتخاب شده اند.
خوانشی بر منظر خیابان های جنوب شرقی آسیا در قیاس با غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۳
54 - 63
حوزههای تخصصی:
خیابان ها بخش قابل توجهی از فضای عمومی آزاد در شهرها را تشکیل می دهند و به عنوان نمایندگان مهم فضاهای عمومی شهری شناخته می شوند. در تاریخ فرهنگ شرق و غرب نیز، خیابان یکی از مهمترین فضاهای عمومی بوده است. با این وجود، در حال حاضر شکاف نسبتاً عمیقی میان معنا و کارکرد خیابان در شرق و غرب وجود دارد که منجر به ایجاد مناظر شهری متمایزی میان شرق و غرب شده است. این پژوهش به بررسی تفاوت های منظر خیابان از جنبه های معنایی-ادراکی، عملکردی-فعالیتی و زیباشناختی (عناصر غیرکالبدی معماری شامل عناصر نیمه ثابت و متحرک) در خیابان در شرق (کشورهای جنوب شرقی آسیا) و غرب (آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه) می پردازد. روش تحقیق از نوع کیفی (کتابخانه ای و بر پایه مشاهدات نویسنده) است. یافته های تحقیق نشان می دهد با وجود آنکه منظر خیابان به عنوان پدیده ای عینی و ذهنی شناخته می شود، منظر خیابان در شرق و غرب از لحاظ نوع ادراک و جنبه های عینی و ذهنی با یکدیگر متفاوت هستند. منظر خیابان در شرق و غرب از جنبه های معنایی، عملکردی و زیباشناختی و در ویژگی هایی چون تنوع فعالیت، نظم، مرز میان فضای عمومی و خصوصی، الگوهای زمانی عملکردها، میزان به کارگیری حواس مختلف انسان و چگونگی انطباق پذیری و انعطاف پذیری فضا، با یکدیگر تفاوت های بارزی دارند.
بررسی عناصر تزیینی و معماری مناره های دوره سلجوقی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره نهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۰
24 - 36
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مناره یکی از عناصر تزیینی- کاربردی ویژه در بناهای مذهبی است که پیشینه ای کهن در معماری ایران قبل از اسلام داشته است. در دوره سلجوقیان که یکی از ادوار مهم تاریخ ایران است در شهر اصفهان مناره هایی با ابعاد و اندازه های مختلف با تزیینات زیبای آجرکاری، کاشی کاری، گچ بری و کتیبه ها ساخته شده که عظمت و زیبایی خیره کننده ای را القاء می کنند. این مناره ها دارای کاربری های مختلف بوده و هر یک زمینه مناسبی را برای خلاقیت و هنرمندی بانیان و معماران آن فراهم نموده است. این پژوهش درصدد است که به این سؤال که طرح های تزیینی این مناره ها از چه نوع تزییناتی است؟ پاسخ دهد. هدف: شناخت آرایه های تزیینی مناره های دوره سلجوقی شهر اصفهان است روش پژوهش: روش انجام این پژوهش تحلیلی- تطبیقی و گردآورری اطلاعات به صورت ترکیبی (کتابخانه ای- میدانی) صورت گرفته است. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که ایجاد بنای مناره در دوره سلجوقی در شهر اصفهان اهمیت روزافزونی یافته است و در اغلب مناره های بررسی شده طرح های تزیینی متنوعی با استفاده از تکنیک آجرکاری به اجرا درآمده است که علاوه بر جنبه کاربردی به لحاظ عناصر بصری زیباشناسانه حائز اهمیت هستند.
ارزیابی تاثیرات کاربری های محرک شهری بر باززنده سازی بافت های تاریخی با رویکرد پویایی (مقایسه تطبیقی بافت های مرکزی، عامری و خرمکوشک اهواز)
منبع:
هویت محیط دوره اول بهار ۱۳۹۹ شماره ۲
71-89
حوزههای تخصصی:
امروزه مسئله بافت های تاریخی از جمله مسائل مهم در حوزه های شهرسازی و معماری می باشد. یکی از عوامل تاثیر گذار بر باززنده سازی این بافت ها وجود کاربری های محرک هستند که در توسعه و پویایی بافت های تاریخی بسیار تاثیر گذار می باشند. هدف این پژوهش ارزیابی تاثیر کاربری های محرک بر باززنده سازی بافت های تاریخی، مرکزی، عامری و خرمکوشک واقع در شهر اهواز است. عوامل و معیارهای تاثیر گذار کاربری های محرک بر باززنده سازی و پویایی این بافت های تاریخی چیست؟ به عنوان سوال اصلی پژوهش مطرح شده است. با توجه به مقایسه تطبیقی سه بافت تاریخی مرکزی، عامری و خرمکوشک روش تحقیق این پژوهش بصورت توصیفی و تحلیلی و یافته های بدست آمده از طریق مدل ahp و با استفاده نرم افزار expert choice انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد بافت مرکزی با میانگین وزنی 691/0، در رتبه نخست، عامری با میانگین وزنی 209/0 و خرمکوشک با میانگین وزنی 100/0 در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. همچنین با توجه به ارزیابی صورت گرفته، معیارهای اجتماعی با میانگین وزنی 459/0، اقتصادی با میانگین وزنی 285/0، کالبدی با میانگین وزنی 137 /0 و زیست محیطی با میانگین وزنی 119/0، بر تاثیر گذاری کاربری های محرک بر پویایی و باززنده سازی این سه بافت موثر هستند.
ساختار فرهنگی، هنری و اقتصادی خانقاه ها در فرآیند رشد مریدان صوفیه ایلخانان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۷
317 - 335
حوزههای تخصصی:
خانقاه به عنوان مرکز عرفان و تصوف ایرانی و اسلامی و بنایی مقدس، با کارکردهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی و سیاسی، به نوعی بازنمایی فرهنگ و تمدن ایرانی است. عصر ایلخانی به عنوان دوره ی گسترش تصوف و خانقاه سازی شناخته می شود. در این برهه خانقاه ها، مأمنی اجتماعی و فرهنگی و مکانی مقدس قلمداد می شدند که جای مدارس را گرفته و علاوه بر زهد و عبادت، برنامه های دیگری در آنها انجام می شد. در این مقاله تلاش شده است که از میان عوامل متعدد تأثیرگذار در پیدایش و رشد تصوف و خانقاه ها در دوره ایلخانان به مهم ترین آنها اشاره شود. در واقع پژوهش مذکور، تأثیر عوامل کلیدی در فرآیند گسترش صوفیان در دوره ی ایلخانان را بررسی می کند. از آنجا که نمی توان از نقش تصوف در دوره ی ایلخانان بر بناهای خانقاه های این دوره صرف نظر نمود؛ مطالعه ی معماری خانقاه ها، به منظور بررسی عوامل گسترش تصوف ایلخانی قابل توجه است، چرا که با مطالعه عوامل فرهنگی و هنری بناهای خانقاه ها می توان با ساختار آن در این برهه آشنا شد. روش پژوهش مقاله حاضر توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به شیوه ی مطالعه ی منابع کتابخانه ای است و برای بررسی نقش بناهای خانقاهی در گسترش تصوف در دوره ی ایلخانان، به مطالعه عوامل فرهنگی و هنری بناهای خانقاه ها پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد معماری خانقاه ها و ساختار هنری آنها، ارتباط تنگاتنگی با اندیشه های عرفانی و صوفیانه داشته است و بررسی ساختار هنری و عناصر نمادین خانقاه نمایان گرِ ارتباط مستقیم آن با گسترش عرفان و تصوف در دوره ایلخانان است. در هنر معماری اسلامی، بسیاری از نمادپردازی ها منشاء عرفان و تصوف بوده است. رخداد های فرهنگی و هنری خانقاه ها در رشد مریدان صوفیه در دوره ایلخانان مؤثر بوده و رواج تصوف در این دوره، پیوندی میان عرفان و تصوف و هنر دوره ی ایلخانی ایجاد کرد. اهداف پژوهش: بررسی تأثیر مهم ترین عوامل در پیدایش و رشد تصوف و خانقاه ها در دوره ایلخانان. مطالعه معماری خانقاه ها و بررسی تأثیر آن در گسترش تصوف ایلخانی. سؤالات پژوهش: معماری خانقاه ها و ساختار هنری آنها چه ارتباطی با اندیشه های عرفانی و صوفیانه داشته است؟ بناهای خانقاهی چه تأثیری در گسترش تصوف در دوره ی ایلخانان گذاشته است؟
الگویی کاربردی برای تفسیر در نوازندگی موسیقی کلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر نوازندگی همواره در طول تاریخ با چالشی بزرگ روبرو بوده است. بیان یک قطعه ی موسیقی چگونه شکل میگیرد و آیا مفاهیم مشخصی برای تفسیر موسیقی وجود دارد؟ این نوشتار به ارائه ی الگویی کاربردی برای تفسیر موسیقی می پردازد و با معرفی رویکردی کاربردی در استفاده از مصالح موجود در قطعات، روشی تازه را برای درک و دریافت موسیقی و تشویق نوازندگان به یافتن معانی پنهان در لابلای نت ها ارائه میکند. این الگو طی مطالعه آرای اندیشمندان اثرگزار در حوزه ی موزیکولوژی و روانشناسی موسیقی، و با تبدیل و انطباق یافته های فلسفی و نظری آنان با مفاهیم کاربردی در موسیقی، و با استفاده از تجربیات شخصی، به تبیین ارکان شکل دهنده در تفسیر موسیقی پرداخته و سه لایه ی موسیقیایی تحت عناوین لایه ی ساختار، لایه ی زیبایی شناسی و لایه ی حرک و پویایی را معرفی کرده و عناصر شکل دهنده ی هریک را با مثال هایی از قطعات رپرتوار فلوت توضیح داده است. با استفاده از این الگو، نوازندگان میتوانند شناخت خود را از قطعات موسیقی تقویت کرده و با درک بهتر از مصالحی که قالب قطعه در اختیار دارند، از آزمون و خطا در فراگیری قطعات پرهیز و تمرینات خود را با آگاهی بیشتر به سمت اجراهای معنی دار با بیانی شیوا هدایت کنند.
شناسایی همبستگی مولفه های موثر بر منظر شهری، با هدف ارتقاء کیفیت محیطی محله گوهردشت کرج
حوزههای تخصصی:
با قبول شهر به عنوان موجودی زنده، دیگر نمی توان تنها به ابعاد ظاهری آن نگریست. منظر شهر به عنوان مجموعه ای از عناصر طبیعی و مصنوع اعم از کالبد و فضاهای شهری، انسان ها، رفتارها، فعالیت های آنها به عنوان نخستین جلوه از شهر، آینه تمام نمای ویژگی های تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی شهر است. هدف این نوشته شناس ایی ارتباط مولف ه های موثر بر منظ ر شهری، با هدف ارتقاء کیفیت محیطی محله گوهردشت کرج می باشد. از اینرو پس از طبقه بندی مبانی نظری برای آزمون فرضیات و ارائه چارچوب طراحی شهری، خیابان اصلی محله گوهردشت مورد واکاوی قرار گرفت. برای بررسی، فرضیات پرسشنامه ای توسط 383 نفر از اهالی محله گوهردشت تکمیل و داده های حاصل از روش همبستگی میان متغیرهای اصلی پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفت. در این پژوهش سطح اطمینان 95 درصد و آلفای کرونباخ 0.745 تحلیل شد و بر اساس آن میزان همبستگی میان مدت اقامت و مطلوبیت برای 7/0 استخراج شده است. از اینرو اثبات شد با افزایش طول مدت اقامت اهالی گوهردشت میزان احساس رضایتمندی در ایشان افزایش پیدا می کند، اما در خصوص مدت اقامت و مولفه های عملکردی، این رابطه برقرار نیست. میزان همبستگی میان مولفه های معنایی و مدت اقامت نیز موید این مورد است که با افزایش مدت اقامت میزان معیارهایی چون هویت، تعلق و خوانایی افزایش پیدا می کند.
خوانش سنت گرایان دینی از شهر با تأکید بر تفکرات سید حسین نصر
حوزههای تخصصی:
امروزه سنت گرایی به عنوان جریانی شناخته می شود که با نقد بنیان های مدرنیته به دنبال بازگشت به سمت سنت و ترمیم رابطه انسان با هستی است. از چهره های اصلی جریان سنت گرایی می توان از گنون، بورکهارت و سید حسین نصر نام برد. این جریان با تکیه بر کثرت گرایی دینی در بین ادیان الهی به دنبال بازیابی توان جمعی ادیان برای مقابله با پروژه مدرنیته است و در این بین چگونگی فهم رابطه انسان با هستی را در کانون مباحث فکری خود قرار می گیرد. تولد انسان خود بنیاد و سیطره نگاه اومانیستی به واسطه تکیه تک بعدی بر عقلانیت ابزاری موجب شکل گیری بحران های متعدد و متنوع در سرتاسر عالم شده است که کشورها و شهرهای اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نبوده اند. پژوهش حاضر به دنبال واکاوی اندیشه های بنیادین این جریان و تشریح خوانش سنت گرایان در مواجهه با شهر و بحران های شهری با تأکید بر تفکرات سید حسین نصر به عنوان نماینده شاخص ایرانی این جریان است و همچنین نتایج پژوهش سه مقوله «ترمیم رابطه انسان و طبیعت» (یک مقوله هستی شناسی)، «بازتعریف اصول قدسی شهرسازی» (یک مقوله معرفت شناسی) و «بازنگری در آموزش شهرسازی» (یک مقوله روش شناسی) را به عنوان راهبردهای خروج از بحران های شهری از منظر سید حسین نصر را ارائه می کند.
بررسی چالش های آموزش طراحی معماری در روش تکه انگاری (با استفاده از روش پژوهش ترکیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۵ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
31 - 42
حوزههای تخصصی:
پژوهش به دنبال دریافت چالش های روش تکه انگاری با هدف ارتقاء آموزش دانشجویان معماری در هر گام آن می باشد. نخست نظریات پژوهشگران در ارتباط با فرایند طراحی با کمک مطالعات اسنادی و کتابخانه ایی به روش توصیفی –تحلیلی و در سه نسل خردگرا ، فرایندگرا و هنجاری مطالعه شد . چالش ها از دیدگاه فراگیرندگان، در سه مقوله ابهامات، تاکیدات و نکات مثبت و منفی ، و با دریافت از 24 گویه، ارزیابی شد. روش تحقیق پژوهش از نوع ترکیبی و تحلیل داده ها از نوع بهم تنیده است . ابزار گرد آوری داده ها ، پرسشنامه های بسته ، مشاهده و مصاحبه های عمیق و بحث های گروهی و مطالعه دستنوشته های دانشجویان در سال های متمادی است . ابزار تحلیل داده ها نرم افزار SMART – PLS می باشد . یافته ها نشان می دهد که روش تکه انگاری جزیی از الگوهای فرایندگرا و در مسیر خلق ایده با الگوهای قیاسی و بهره مندی از استعاره عمل می کند . نتایج نشان می دهد، پر چالش ترین گام ، ورود به وادی تکه انگاری ، رسیدن به اسکیس های اولیه و تهیه گزارش نهایی است. این روش در مسیر خلق ایده بسیار تاثیر گذار تر است.