ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۱۰۱ تا ۳۰٬۱۲۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۱۰۱.

بازتولید فضای شهری بر مبنای گفتمان زنان در خیابان لاله زار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
بیان مسئله: فضای شهری پدیده ای اجتماعی، تاریخی و چندلایه است که در تعامل مداوم نیروهای قدرت، سیاست و سرمایه شکل می گیرد و در گذر زمان بازتولید می شود. این بازتولید نه تنها به واسطه تحولات ساختاری، بلکه در دل کنش های روزمره، تجربه های زیسته و گفتمان های اجتماعی صورت می گیرد. در این میان، گفتمان زنان به عنوان یکی از نیروهای کمتر دیده شده، نقشی معنادار در بازتعریف مرزهای خصوصی-عمومی و بازسازی حافظه جمعی دارد. با این حال، این گفتمان به ویژه در تحلیل فضاهای تاریخی شهرهای ایران کمتر توجه شده است. بنابراین مقاله عاملیت گفتمان زنان را در بستر این نیروها و کنشگری فضایی در خیابان لاله زار تهران به چالش می کشد. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بازتولید فضای شهری برمبنای گفتمانی مشخص، خیابان لاله زار را به عنوان یکی از خیابان های تاریخی- فرهنگی پایتخت در سه دوره تاریخی در کانون تحلیل قرارداده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و گفتمان محور انجام شده و از روش تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی داده ها بهره گرفته است. داده ها از منابع نوشتاری، دیداری و شنیداری در خصوص سه دوره کلی قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی استخراج شده اند. چارچوب نظری پژوهش بر بررسی سازوکارهای مؤثر در بازتولید فضای شهری استوار بوده و از مفاهیم کنشگری، عاملیت و منش فضایی برای تحلیل گفتمان زنان استفاده شده است. نتیجه گیری: کنشگری زنان در خیابان لاله زار را می توان بخشی از فرایند بازتولید تاریخی فضای شهری دانست که در تعامل پیچیده با مناسبات قدرت، سیاست و سرمایه شکل گرفته است. این کنشگری در ادوار مختلف، از «تماشاچی» به «تماشایی» تا فرصت «بازیگری» در قالب گفتمان های متنوعی همچون حضور انزوایی- انفعالی، نمادین- مصرفی و غیرنمادین- مشارکتی بازنمایی شده است. رفتارهای روزمره، نقش های اجتماعی، الگوهای حضور - غیاب و مشارکت زنان در عرصه خیابان، نه تنها در تحول معانی فضایی و مرزبندی های خصوصی-عمومی مؤثر بوده، بلکه در شکل گیری حافظه جمعی و سازمان یابی فضایی لاله زار نیز نقش داشته است.
۳۰۱۰۲.

مطالعه جامعه شناختی مدگرایی در جامعه شهری (فراتحلیل پژوهش های بازه زمانی 1387-1403)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
مدگرایی در محیط های شهری یکی از پدیده های فرهنگی و اجتماعی است که هم زمان با رشد شهرنشینی و تغییرات فرهنگی ظهور یافته است. هدف اصلی تحقیق حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر رواج مدگرایی در بین شهروندان است. روش تحقیق کمی از نوع فراتحلیل است. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فرهنگی (عضویت در شبکه های اجتماعی؛ رسانه های خارجی؛ استفاده از ماهواره و اینترنت؛ مصرف رسانه داخلی؛ شکاف نسلی؛ سرمایه فرهنگی؛ سبک فراغت مدرن و باورهای دینی)؛ اجتماعی (هم نشینی افتراقی؛ جامعه پذیری؛ نظارت اجتماعی؛ اعتماد اجتماعی؛ انسجام اجتماعی؛ الگوی مرجع اجتماعی)، روانی (هویت یابی؛ تشخص طلبی؛ انزوای اجتماعی؛ احساس بیگانگی و عزت نفس) و اقتصادی (سرمایه اقتصادی؛ طبقه اجتماعی-اقتصادی؛ مصرف گرایی خانواده و میزان درآمد) بر مدگرایی میان شهرنشینان تأثیرگذار بوده است. براین اساس مدگرایی فراتر از سطح رفتار مصرفی، پنجره ای به نیازهای ناآگاهانه، تنش های هویتی و آسیب پذیری های اجتماعی شهروندان بوده و مدیریت آن مستلزم توجه هم زمان به سیاست های فرهنگی و حمایت های روانی-اجتماعی و اصلاح الگوهای اقتصادی است.
۳۰۱۰۳.

مطالعه مؤلفه های پُست مدرنیست در سینمای معاصر ایران (موردپژوهی فیلم های شیرین و فروشنده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۹
ین پژوهش با هدف بررسی و تحلیل بازنمود مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای معاصر ایران انجام شده است. مدرنیته با گسست از سنت پا به عرصه گذاشت اما در دوره پست مدرنیسم نتایج و المان هایی آن مورد تردید و بازنگری قرار گرفت. سینما نیز به عنوان رسانه ای پویا در جهان متأثر از مؤلفه های پست مدرنیسم تحول یافته است. گفتمان دوره پست مدرن با مؤلفه هایی چون گسست زمان، فروپاشی کلان روایت ها، بینامتنیت، عدم قطعیت و از بین رفتن مرز واقعیت و هنر در دهه 90 میلادی به انحای گوناگون در سینما بازنمود داشته است. سینمای ایران نیز مستثنا نبوده و بررسی مؤلفه های پست مدرن در آن مورد توجه و ضروری به نظر می رسد. ازاین روی مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای ایران است. روش پژوهش کیفی-نظری با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل متون نظری با تأکید بر آرای نظریه پردازانی چون ژان فرانسوا لیوتار و ژان بودریار جمع آوری شده است. به منظور آشکارسازی مسئله، دو فیلم شاخص از سینمای معاصر ایران، یعنی شیرین (عباس کیارستمی) و فروشنده (اصغر فرهادی)، به عنوان مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شده اند. تحلیل دو فیلم منتخب از سینمای معاصر ایران نشان داد که مؤلفه های پست مدرن به طور بارز در آثار فیلم سازان ایرانی بازتاب یافته است، هرچند بستر روایی آن ها متفاوت است. یافته اصلی این پژوهش، تمرکز هر دو فیلم بر شکستن مرزها و پرسشگری است. این امر از طریق روابط بینامتنی (استفاده از سایر هنرها و آثار مختلف)، مخدوش کردن مرز واقعیت و تخیل/حریم خصوصی، مشارکت دادن مخاطب در ابهامات اثر و خطاب قرار دادن ماهیت سینما محقق شده است. این شیوه، بیانگر رشد محتوایی و پیشرفت فرمال در سینمای ایران بوده که هدف آن آشنازدایی و فعال سازی ذهن مخاطب برای مطالبه گری است. این یافته ها نشان می دهد که سینمای معاصر ایران به طور فعال درگیر گفتمان های جهانی است و مؤلفه های پست مدرن را نه تنها در محتوا بلکه در فرم های روایی نیز بازتولید می کند.
۳۰۱۰۴.

نقش تمرکززدایی از شهر یزد در توسعه متعادل منطقه ای استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۶
هدف از این پژوهش نقش تمرکززدایی از شهر یزد در توسعه متعادل منطقه ای استان است. این مقاله از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. برای بررسی و تحلیل یافته ها از Spss، تاپسیس، مرتبه- اندازه، ضریب مکانی استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تمرکززدایی از شهر یزد می تواند نقش مهمی در توسعه متعادل منطقه ای استان یزد ایفا کند. شهر یزد به عنوان مرکز استانی و شهری بزرگ، جذابیت های بسیاری ازجمله زیرساخت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مراکز خدماتی و مؤسسات اداری را در خود جای داده است. اما این تمرکز بیش از حد می تواند منجر به نابرابری های منطقه ای، کاهش فرصت های اشتغال و فعالیت های اقتصادی در سایر مناطق استان و افزایش فشارها و مشکلات شهری شود. این امر باعث تمرکز منابع و امکانات در شهر یزد و کاهش منابع در سایر شهرهای استان شده است. درصد جمعیت شهرنشین استان در دوره های زمانی 1365 تا 1395 به ترتیب به 66، 76، 84 و 6/82 درصد افزایش یافته است. این نشان می دهد که در طول این دوره های زمانی، تعداد ساکنان شهری در استان رو به افزایش بوده است. در حالت کلی نتایج نشان می دهد که توسعه شهرها در استان یزد به صورت ناهمگون است و تدابیر متناسب با وضعیت هر شهر و منطقه برای جلوگیری از کاهش جمعیت روستا و مهاجرت و همچنین تقویت توسعه شهرها و شاخص های مرتبط با آن ها، ضروری است.
۳۰۱۰۵.

آب چون کنشگر در جهانِ خراسانیانِ سده های نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۴
زیست جهان خراسانیان سده های نخست هجری، در همه مراتب و شئونش، به آب وابسته بود. همچنان که رودها و جوی ها سرچشمه ای داشت و از جایی برمی آمد و در جایی جاری می شد و در جایی می گسترد و آبادانی پدید می آورد و به جایی می ریخت، سرچشمه ها و دامنه ها و خانه ها و آبگیرهای ذهنی و معنوی هم داشت. آنچه زیست جهان خراسانیان را قوام و انسجام می بخشید، پیوند میان این جنبه های ذهنی و عینی بود. وجوهی از این زیست جهان در متونی پدیدار شده است که خراسانیان آن روزگار پدید آوردند. پرسش اصلی این است که براساس آنچه از این متون به دست می آید، آب چون کنشگری مادی و ذهنی و فرهنگی در زیست جهان خراسانیان سده های نخست هجری چه نقشی داشته است؟ در این مقاله با اتکا به نظریه کنشگر شبکه، مفاهیم تاریخ فرهنگی محیط و مطالعات انسان محیطی، به بررسی نقش آب در این زیست جهان پرداخته و به آب نه چون عنصری صرفاً طبیعی، بلکه کنشگری مادی، فضایی، و فرهنگی نگریسته ایم که در سازمان دهی حیات جمعی، نظم فضایی، مناسبات قدرت، و ذهنیات انسان ها ایفای نقش می کرد. ازطریق خوانش تنگاتنگ متون نظم و نثر فارسی خراسانِ سده های نخست هجری از منظر تعامل آب با سایر کنشگران انسانی و ناانسانی، به فهمی از شبکه پیچیده روابط میان آب، انسان، فضا، اشیا، آیین ها، و زبان رسیده ایم که در آن، آب واسطه تولید معنا، تحقق نظم، و تجربه زیسته انسان است و با حضور هم زمان در عالَم محسوس و نامحسوس، نقشی سازمان دهنده و میانجی گر و چندساحتی دارد.
۳۰۱۰۶.

توسعه تهران در منظرهای آستانه ای: توابع محلات در دارالخلافه ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، در سال ۱۲۸۴ق، برای تهران حصار تازه ای ساخته شد تا متناسب با نیازهای دوران تازه توسعه یافته، مدرنیزه شود و دارالخلافه ناصری گردد. به این ترتیب، تهران مرز و آستانه ای جدید و توسعه ای بی سابقه در چهار جهت یافت که جز محله دولت در شمال، بقیه تابع محله مجاور خود در درون بافت کهن شهر خوانده شدند و بخش های جدید شهری را در وضعیت آستانگی شکل دادند. مطالعات مختلفی که درباره توسعه تهران در این دوره انجام شده است، این موضوع را از منظر آستانگی و به صورتی فضامند بررسی نکرده اند. این مقاله بر آن است که با راهبردی تاریخی نشان دهد توابع محلات توسعه هایی در آستانه بودند که در نبود تصوری از توسعه کلی شهر، نابرابری شرایط محیطی در پهنه جغرافیایی، تمایلات تجددطلبانه و شکاف های اجتماعی، مداخلات حکومت و گروه های مختلف اجتماعی برای تحقق خواسته ها و نیازهای خود، کیفیت های فضایی متمایزی یافتند؛ به ترتیبی که در گذر از آستانه، منظر شهری تازه ای برای تهران پدید آمد. مشخصه این منظر بافت و ساختاری نامتجانس در محدوده های جدید بود: در شمال و شمال غرب انتظام نسبی فضایی با باغات، خیابان های وسیع و فرنگی مآب، مکان های زیست دوگانه، رها از هنجارهای جامعه سنتی و مکان هایی برای آزاد اندیشی؛ در جنوب و جنوب شرق بافتی پراکنده، نامنظم و کم امکان که تهیدستان برای بودن در کنار هم و در امنیت فضای شهری بدان روی می آوردند. به این ترتیب در وضعیت آستانگی، محدوده هایی پدید آمد که نه به شهر قدیم شباهت داشتند و نه به هم شبیه بودند؛ هرچند جغرافیاهای شمال و جنوب را برساختند.
۳۰۱۰۷.

یادداشتی درباره کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۴
این یادداشت به بررسی کتاب "تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران" نوشته ذات الله نیکزاد پرداخته است. نویسنده اشاره میکند که این کتاب با تأکید بر رابطه میان مرمت و تاریخ معماری، به ضرورت حفاظت از آثار معماری به ویژه از منظر فهم و انتقال پیام نهفته در آن ها پرداخته است. نویسنده معتقد است که مرمت باید فراتر از یک عمل اجرایی صرف، به عنوان یک فرآیند تفسیری و پژوهشی در نظر گرفته شود که هدف آن فهم معماری و تاریخ آن است. مرمتگران باید از علوم مختلف بهره مند شده و علاوه بر هنر، درک صحیحی از تاریخ معماری و سازندگان آثار تاریخی داشته باشند. مختاری تأکید دارد که مرمتگران باید در کنار مهارت های علمی و فنی، به تاریخ نگاری و درک فرهنگی آثار معماری بپردازند و این درک باید در فرآیند مرمت به کار گرفته شود. تاریخ معماری باید در تعامل با مرمت های انجام شده به طور دقیق مستند و ثبت شود تا اطلاعات دست اول برای پژوهشگران فراهم گردد. در نهایت، مختاری ضمن بررسی کتاب مرمتگر را به عنوان امانتدار تاریخ و علم معماری معرفی کرده و معتقد است وی باید در فرآیند مرمت، با دقت و مسئولیت، اطلاعات و شواهد تاریخی را حفظ کرده و در اختیار نسل های آینده قرار دهد. کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران توجه به اهمیت این رویکرد جدید در مرمت را نشان می دهد که باید به عنوان اولین گام در پژوهش های مرمتی و تاریخ معماری ایران در نظر گرفته شود.
۳۰۱۰۸.

A Comparative Study of School Architecture in East Azerbaijan Province During the First Pahlavi Era(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۳
The architecture of the first Pahlavi period is considered a turning point in the evolution of Iranian architecture and urban planning, which dates back to the Qajar period and the familiarity of the Shah and his courtiers with European architecture. These changes reached a more tangible level in the first Pahlavi period, marking the beginning of modern Iranian architecture. The present study examines the architecture of schools from this period, focusing on a comparison between schools in East Azerbaijan and other modern schools in Iran, to provide a model for the design of today's schools. This study aims to analyze qualitative findings including: physical, spatial, and functional organization used in schools of the first Pahlavi period, such as appropriate access, spatial connections, hierarchy, arrangement of spaces, combination of full and empty space, open and semi-open spaces, introversion and extroversion, geometry and pattern, ., to arrive at solutions for the development of school architecture. The methodology of this research is historical-interpretive and case study (study of 6 schools from the Qajar and Pahlavi periods in East Azerbaijan province). The research method employed is qualitative, involving interviews with experts. In this study, 10 people were interviewed. In accordance with the principles of grounded theory, data collection and analysis were conducted following the first interview. This study also conducted a comparative analysis of the architecture of East Azerbaijan schools between 1304 and 1320, examining six landmark works in this province. Using the comparative method and structural approach, the spatial organization of schools from the Pahlavi period was analyzed, categorized, and coded. The results showed that the highest salience in the functional component was associated with extroversion, with a value of 28, and the lowest was associated with introversion, with a value of 7. The results indicate a decrease in Iranian-Islamic identity in Pahlavi-period schools. These changes include the shift from traditional architecture to new styles, the transformation of interior to exterior space, the reduction of hierarchy and proportions, the decline of decorative elements, and the elimination of green spaces.
۳۰۱۰۹.

ارزیابی تأثیر الیاف صنعتی پلی پروپیلن بر مقاومت کششی مصالح ساختمانی گلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: گل به عنوان یکی از قدیمی ترین مصالح معماری روستایی ایران با ضعف هایی همچون کم بودن مقاومت کششی همراه بوده و نیازمند ارائه راهکارهایی برای فائق آمدن بر این ضعف است. پژوهش حاضر به دنبال استفاده از الیاف مصنوعی پلی پروپیلن در بهبود مقاومت کششی این ماده است. روش پژوهش: پژوهش پیشِ رو مبتنی بر روش آزمایشگاهی بوده و مقاومت کششی مصالح گلی را تحت تأثیر الیاف پلی پروپیلن در دو طول 6 و 12 میلی متر با درصدهای وزنی متفاوت موردسنجش قرار داده تا بتواند بهترین درصد وزنی برای این ترکیب را بیابد. این آزمایش در مرحله اول با درصدهای وزنی 6، 12، 18، 24 و 30 و در مرحله دوم در درصدهای 1، 2، 4 و 6 انجام گرفت. سپس مقاومت کششی نمونه های خشتی اندازه گیری و بررسی شد. گفتنی است، الیاف مورداستفاده در این آزمایش از شرکت نگین رز اصفهان تهیه گردید. این الیاف به رنگ سفید، به صورت رشته ای و با قطر 17 الی 19 میکرون مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که با استفاده از 2 درصد الیاف پلی پروپیلن در طول 6 میلی متر می توان مقاومت کششی این مصالح را تا حدود 300 درصد نسبت به حالت اولیه یا همان نمونه شاهد (نمونه بدون الیاف) افزایش داد؛ به علاوه اینکه، هرچه میزان درصد وزنی الیاف افزودنی از 12 درصد بیشتر شود، مقاومت کششی نمونه تقویت شده نسبت به شاهد، کمتر می شود. همچنین یافته ها نشان داد که الیاف با طول 6 میلی متر تأثیر بیشتری در بهبود مقاومت کششی خشت تقویت شده دارند. نتیجه گیری: مقایسه نتایج به دست آمده از این آزمون ها با نتایج حاصل از نمونه شاهد به خوبی نشان داد که می توان با استفاده از الیاف افزودنی پلی پروپیلن مقاومت کششی مصالح گلی، همچون خشت را افزایش داد و با حفظ اصالت آن ها، ترکیبی جدید و بهبودیافته برای این مصالح سنتی ارائه نمود. دستاورد مهم پژوهش آن بود که الیاف مصنوعی یادشده با طول و درصد مناسب مقاومت کششی این مصالح را ارتقاء می دهد.
۳۰۱۱۰.

بررسی بقایای ذوب فلز در محوطه باستانی دهانه لشکر(رباط پشت بادام) با تأکید بر مطالعات پتروگرافی و شیمی سرباره ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷
استان یزد به دلیل داشتن منابع معدنی متنوع و سابقه طولانی فعالیت های متالورژیکی از دوران پیش تاریخ تا معاصر، یکی از مراکز اصلی فلزکاری کهن در فلات مرکزی ایران محسوب می شود. محوطه ذوب فلز دهانه لشکر واقع در نزدیکی روستای رباط پشت بادام در جریان مطالعات زمین شناسی منطقه شناسایی شد و برای نخستین بار مورد مطالعه قرار گرفت. از این محوطه با مساحت ۱۴۰ مترمربع، ۱۰ نمونه سرباره جمع آوری شد که ۴ نمونه تحت مطالعات پتروگرافی و ۴ نمونه تحت آنالیزهای شیمیایی به روش ICP-OES قرار گرفتند. نمونه های مورد بررسی ویژگی های ماکروسکوپی مشخصی شامل رنگ سبز تیره تا سیاه، مورفولوژی نامنظم، بافت متخلخل تا متراکم و ابعاد ۲-۷ سانتی متر داشتند. مطالعات پتروگرافی نشان داد که سرباره ها عمدتاً از کانی های فایالیت (Fe₂SiO₄)، پیروکسن و فازهای شیشه ای تشکیل شده اند و دارای بافت های اسپینی فکس و پورفیری هستند که حاکی از نرخ سرمایش سریع و تبلور ناقص مذاب است. همچنین بررسی مقاطع صیقلی حضور فازهای سولفیدی مس شامل بورنیت (Cu₅FeS₄)، کوولیت (CuS) و مس نیتیو (Cu) را در این سرباره ها نشان می دهد. نتایج آنالیزهای شیمیایی نشان داد که میانگین غلظت مس 96/1درصد وزنی و روی 88/0 درصد وزنی است که بیانگر استفاده از کانسارهای پلی متال Cu-Pb-Zn به عنوان مواد خام اولیه است. میانگین اکسید کلسیم (CaO) ۲۴ درصد، نشان دهنده استفاده از سنگ های کربناته (احتمالاً آهک و دولومیت) به عنوان فلاکس برای تنظیم گرانروی و کاهش دمای ذوب است. ترکیب شیمیایی سرباره ها دمای ذوب متوسط ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد را نشان می دهد که با استفاده از فلاکس های سیلیسی و کربناته برای بهبود جداسازی فلز سازگار است. مطالعه حاضر بر اساس نتایج مطالعات پتروگرافی و شیمیایی سرباره ها، شواهدی از چرخه صنعت فلزکاری کهن در این محوطه ارائه می دهد. پرسش های اصلی تحقیق شامل نوع فلزات استخراج شده و فرآیندهای متالورژیکی به کار رفته بود. بر اساس یافته ها، این محوطه عمدتاً جهت استخراج مس مورد بهره برداری قرار گرفته است. گرچه برای تاریخ گذاری دقیق شواهد سطحی کافی به دست نیامده، اما مطالعات پتروگرافی و شیمیایی نشان دهنده استفاده از فناوری های متالورژیکی پیشرفته با قابلیت دستیابی به دماهای ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد و به کارگیری سیستم فلاکس های ترکیبی (سیلیسی-کربناته) برای بهینه سازی فرآیند احیا و جداسازی فلز است.
۳۰۱۱۱.

حقوق شهروندی اسلامی در طراحی معماری خانه های تاریخی قاجار دزفول با تاکید بر شرایط بحران همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۳
یکی از عوامل موثر بر کیفیت زیستی، توجه به حقوق شهروندی است. به طوری که برمبنای شرایط مکان وزمان، شکل گرفته و اهمیت آن درجامعه تحت تاثیر چارچوب های دوره اسلامی ایران نمود می یابد. براین اساس حقوق شهروندی در تاثیر بر محیط زیست افراد نقش داشته و در سطوح مختلفی ایجاد می گردد. همچنین معماری خانه به عنوان بستری با رابطه مستقیم در زیست جامعه اهمیت داشته و به واسطه تغییرات در دوران مدرن، نیازمند آسیب شناسی است. ازطرفی شرایط کووید19 به عنوان یکی از جنبه های حقوق شهروندی، اهمیت داشته و پاسخگویی آن به ساکنین خانه در این شرایط، مهم بوده است. به این ترتیب می توان هدف را، پاسخگویی اندیشه های معماری اسلامی به شرایط بحران کووید19 در خانه های تاریخی دزفول درنظر گرفت که نمونه ای شاهد بر معماری است. به طوری که منجر به ارائه راهبردهایی در چارچوب اندیشه ها و تحقق حقوق شهروندان می گردد. روش پژوهش برپایه تحلیل محتوای متون به صورت کیفی و بررسی های کمی با روش «کوداس» است که درنهایت بااستفاده از استدلال منطقی، نتیجه گیری از آنها صورت می گیرد. دراین روش ابتدا به بررسی متون در راستای چارچوب توجه اسلامی به معرفت شناسی پرداخته شده و سپس با ارزشگذاری عددی ومنطق، آسیب شناسی و نتیجه گیری حاصل می گردد. یافته های تحت تاثیر عوامل موثر بر حقوق شهروندی ایجاد شده که در سه جنبه سلامت ذهن، سلامت جسم، اجتماع و اقتصاد، زیست افراد را آسیب شناسی می کند. از این رو می توان براساس بررسی های کمی، مولفه های آسایش صوتی، تهویه مناسب، نور، امنیت، روابط اجتماعی، اندازه و تعددفضا، انعطاف پذیری را با بیشترین تاثیر در کیفیت زیستی موثر دانست. به طوری که نتیجه آن ایجاد رابطه ای معنی دار میان حقوق شهروندی و شرایط بحران کووید19 است که در چارچوب اندیشه های اسلامی و برای پاسخگویی به نیازهای مختلف ایجاد می گردد
۳۰۱۱۲.

نقش مجموعۀ آرامگاهی شاه نعمت الله ولی در توسعۀ حیات شهری ماهان از دورۀ آل بویه تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
آرامگاه شاه نعمت الله ولی، از شاهکارهای معماری عصر تیموری به شمار می رود که روند ساخت آن در گذر سده ها تا دوره پهلوی تداوم یافته است. این بنای شکوهمند، نه تنها نمادی از هنر ایرانی اسلامی است، بلکه هویت مذهبی و فرهنگی شهر ماهان را نیز در خود جای داده است. این مجموعه از قسمت های مختلفی چون: رواق ها، صحن ها، حمام، آب انبار، کاروانسرا و کتابخانه تشکیل شده و به یکی از شاخص های هنر و معماری ماهان تبدیل شده است. براساس منابع مکتوب و گمانه زنی های انجام شده در محوطه لنگر واقع در فاصله ۴ کیلومتری ماهان شواهدی به دست آمده که نشان می دهد سکونت در این منطقه دست کم به دوره آل بویه بازمی گردد؛ هرچند داده های باستان شناختی حاکی از آن است که این منطقه در آن مقطع تاریخی از رونق اقتصادی و جمعیتی چشم گیری برخوردار نبوده، با روی کار آمدن شاه نعمت الله ولی در عصر تیموری، ماهان حیاتی تازه یافت. این پژوهش می کوشد علاوه بر بررسی مباحث تاریخی در مجموعه شاه نعمت الله ولی به جایگاه و تعامل این آرامگاه با شهرسازی ماهان از دوران آل بویه تا قاجار بپردازد. روش پژوهش در این جستار تحلیلی-تاریخی است و جمع آوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانه ای چون استفاده از منابع مکتوب تاریخی، کتب، مقالات، پایان نامه ها و تحقیقات میدانی چون مشاهدات مستقیم و تصویربرداری از بنا و محوطه صورت گرفته است. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که آرامگاه شاه نعمت الله ولی چگونه بر سازمان دهی و ساختار شهر ماهان مؤثر است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد علاوه بر مسئله آب به عنوان یک عنصر حیاتی، وجود مقبره شاه نعمت الله ولی و نفوذ ایشان در دستگاه سیاسی کشور و تردد امیران، حاکمان و مریدان به ماهان و موقعیت استراتژیک این منطقه در همسایگی کرمان، این شهر را به حلقه ای حیاتی در نظام خدمت رسانی به دارالملک تبدیل کرده و بخش زیادی از نیازهای ساکنان کرمان را فراهم می کرد؛ درنتیجه، این رفت وآمدها و به تدریج از دوره قاجاریه، شهر از مرکز به جنوب و به صورت متحدالمرکز حول این آرامگاه مقدس گسترش یافت.
۳۰۱۱۳.

تبیین مدل مفهومی برای حفاظت از قنات ها در منظر روستایی: با بهره گیری از تجارب و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۰
اهداف: این پژوهش با هدف توسعه یک مدل مفهومی جامع برای حفاظت و توسعه پایدار قنات ها انجام شده است. در این راستا، ابعاد کالبدی، زیست محیطی، اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی و مدیریتی این نظام های آبی بررسی شده اند. هدف نهایی ارائه چارچوبی کاربردی برای ادغام سیاست های حفاظتی در برنامه های توسعه روستایی است. روش ها: روش تحقیق ترکیبی بوده و بر اساس مرور اسناد بین المللی، مطالعات پیشین و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. سپس، به منظور اعتبارسنجی مدل مفهومی، از روش دلفی در دو دور متوالی با مشارکت خبرگان بهره گرفته شده است. تحلیل داده ها به تدوین چارچوبی جامع برای حفاظت و توسعه پایدار قنات ها انجامیده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که حفاظت از قنات ها نیازمند رویکردی جامع و چندبُعدی است که شامل ابعاد ملموس (کالبدی، زیست محیطی، اقتصادی) و ناملموس (فرهنگی-اجتماعی، مدیریتی، سیاست گذاری) می شود. روش دلفی بر اهمیت حفاظت فیزیکی، مدیریت پایدار منابع آب و توسعه گردشگری پایدار تأکید دارد. همچنین، مشارکت جوامع محلی، مستندسازی، سیاست گذاری های حمایتی و تأمین مالی پایدار نقش کلیدی در حفاظت این ساختارها ایفا می کنند. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش، ارائه مدلی مفهومی با تأکید بر حفاظت فیزیکی، مدیریت منابع آب، گردشگری پایدار، مشارکت محلی و سیاست گذاری حمایتی است که می تواند به بهبود رویکردهای حفاظتی و توسعه ای در روستاها کمک کند. تمرکز بر ابعاد عینی و ذهنی نقش قنات ها در منظر روستایی، جنبه نوآورانه این پژوهش نسبت به مطالعات پیشین است.
۳۰۱۱۴.

مفهوم فضا در پیوند با فیزیک، فلسفه و هنر در آموزش مجسمه سازی معاصر بر مبنای نظریه پیوندگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۸
بیان مسئله: مفهوم «فضا» در مجسمه سازی پدیده ای چندلایه و میان رشته ای است که در پیوند با ادراک، بدن، ماده و معنا شکل می گیرد. تاریخ تحول این مفهوم نشان می دهد که فضا در فیزیک از ساختاری مطلق به بستری نسبی، در فلسفه از مقوله ای پیشینی به تجربه ای پدیدارشناختی و در مجسمه سازی از پس زمینه ای ایستا به عنصری پویا در تولید معنا تبدیل شده است. این تحولات پیچیدگی مفهوم فضا را برجسته می کنند و ضرورت رویکردی شبکه ای برای آموزش آن در مجسمه سازی معاصر را جهت پیوند میان دانش نظری و توانایی عملی دانشجویان آشکار می سازد. پرسش این پژوهش با تکیه بر نظریه یادگیری پیوندگرایی این است که چگونه می توان با تلفیق دیدگاه های فیزیکی، فلسفی و هنری، مدلی نوین و کارآمد برای آموزش مفهوم فضا ارائه کرد. هدف پژوهش: ارائه مدلی شبکه ای برای آموزش فضا در مجسمه سازی است که دانش فلسفی، فیزیکی و زیباشناختی را به عنوان گره های یک شبکه مفهومی سازمان دهد و امکان ارتقای توانایی دانشجویان در تحلیل و خلق فضا را فراهم کند. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی و ماهیتی کاربردی-توسعه ای انجام شد. داده ها از دو مسیر گردآوری شدند؛ مطالعه کتابخانه ای درباره مفهوم فضا در فیزیک، فلسفه و هنر و مطالعه میدانی شامل تحلیل نمونه هایی از آثار مجسمه سازان معاصر و پروژه های پایانی دانشجویان مجسمه سازی دانشگاه تهران. تحلیل داده ها براساس منطق شبکه ای نظریه پیوندگرایی انجام شد تا نحوه ارتباط لایه های مختلف فضا در فرایند آموزش و دلیل انتخاب این روش تبیین شود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که توجه هم زمان به لایه های فیزیکی و فلسفی فضا، درک دانشجویان را از سطح تجربه حسی به سطحی تحلیلی و خلاقانه ارتقا می دهد. ازاین رو، پیشنهاد می شود که مفهوم فضا در مجسمه سازی با رویکردی پیوندگرا بازطراحی شود تا آموزش آن تنها به شناخت فرم محدود نماند و نسبت میان فرم، فضا و معنا به صورت شبکه ای و چندبُعدی درک شود.
۳۰۱۱۵.

تبیین سازوکارهای بازتولید نابرابری در سیاست گذاری های مرتبط با سکونتگاه های غیررسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۶
سکونتگاه های غیررسمی یکی از نمادهای بارز نابرابری فضایی در شهرهای معاصر ایران اند. اغلب مطالعات موجود در حوزه سکونتگاه های غیررسمی به توصیف وضعیت موجود یا ارائه راهکارهای فنی محدودشده و کمتر به تحلیل گفتمان های پنهان در سیاست گذاری های مرتبط پرداخته اند. پارادایم حاکم بر پژوهش انتقادی و از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی 9 سند سیاست گذاری شهری مرتبط جهت جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. هدف شناسایی سازوکارهای پنهانی که از طریق زبان، منجر به بازتولید نابرابری، حذف مشارکت مردمی و مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت موجود می شوند، می باشد. یافته ها نشان می دهد سه گفتمان اصلی بر این اسناد حاکم است. گفتمان تکنوکراتیک-نئولیبرال که ساکنان را به «داده آماری» یا «مصرف کننده خدمات» تقلیل داده و نابرابری فضایی را بازتولید می کند. گفتمان عدالت نمادین/مشارکت صوری که در آن مشارکت مردمی در سطحی نمایشی و غیرواقعی باقی می ماند و گفتمان مشارکتی-عدالت محور که گرچه کوشیده مفاهیمی چون «توانمندسازی»، «حق به شهر» و «مشارکت واقعی» را وارد ادبیات سیاست گذاری کنند، اما در عمل ساختارهای متمرکز مانع تحقق آن شده و مشارکت مردمی در سطحی نمایشی باقی مانده است. درمجموع، نتایج حاکی از آن است، تغییرات زبانی و گفتمانی سیاست ها به اصلاح ساختارهای نهادی و توزیع واقعی قدرت منجر نشده و عدالت فضایی همچنان در سطح شعار باقی مانده و سکونتگاه های غیررسمی در ایران محصول گفتمان ها و ساختارهای قدرتی اند که نابرابری فضایی و اجتماعی را بازتولید می کنند. این مطالعه با روشن ساختن سازوکارهای پنهان بازتولید نابرابری، چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در سیاست های شهری ایران و حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی و عادلانه تر فراهم می آورد.
۳۰۱۱۶.

مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه مبتنی بر آرای فلسفی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۵
این پژوهش به تحلیل پدیدارشناسانه نحوه مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه می پردازد. هدف اصلی تبیین ساختار یکپارچه این تجربه بر اساس پدیدارشناسی بدنمند موریس مرلوپونتی است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی-فلسفی بوده و چارچوب نظری آن بر مفاهیم کلیدی مرلوپونتی نظیر بدنمندی و لحمیت استوار است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مفاهیم پدیدارشناسی بدنمند چگونه می تواند تجربه مخاطب از تعزیه را تبیین کند. بدین ترتیب شنیدن، دیدن و لمس در تعزیه از مرز تفکیک شده ی حواس عبور کرده و در قالبی حس آمیز، تجربه ای واحد و زیسته پدید می آورند. این درهم تنیدگی، باعث می شود مخاطب نه ناظر بیرونی، بلکه بخشی از رخداد آیینی شود؛ یعنی صوت، تصویر و حرکت در بدن او جذب و با زیست جهان شریک می گردند. از این منظر، تعزیه الگویی است برای تحقق عملی نظریه ی ادراک مرلوپونتی که در آن جهان، بدن و معنا در یک کنش پدیدارشناسانه ی واحد تجسد می یابند.
۳۰۱۱۷.

بازشناسی روند آپارتمان نشینی در شهرهای معاصر ایرانی: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۵
روند آپارتمان نشینی به عنوان یکی از پیامدهای توسعه شهری معاصر، ضمن پاسخ گویی به نیازهای کمی سکونت، موجب بروز چالش هایی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیست محیطی و معنایی سکونت در شهرهای ایران شده است. این مقاله با هدف بازشناسی ابعاد و پیامدهای آپارتمان نشینی در بستر شهرهای معاصر ایرانی، به تحلیل این روند از منظر «واقع گرایی اسلامی» می پردازد. چهارچوب مفهومی پژوهش بر چهار بعد حقوق الهی، حقوق نفس، حقوق سایر انسان ها و حقوق خلقت زیست محیطی استوار است که برگرفته از آموزه های اسلامی در باب انسان، کرامت و سکونت است. روش پژوهش این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفی تحلیلی و تطبیقی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی، بررسی متون اسلامی و منابع علمی، و ارزیابی تطبیقی میان خانه های سنتی و آپارتمان های معاصر گردآوری شده اند. علاوه بر این، از ابزارهای پژوهش حاضر می توان به پرسشنامه ها و مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان و مردم نیز اشاره کرد. به منظور واکاوی عینی چالش های آپارتمان نشینی، مجتمع مسکونی گلپارک در منطقه یک شهر تبریز به عنوان مطالعه موردی بررسی شده است؛ نتایج تحلیل این نمونه نشان می دهد که طراحی کالبدی و سازمان فضایی آن در انطباق با الگوی سکونت اسلامی ایرانی با کاستی های جدی مواجه است. در این پژوهش، ضمن مرور ادبیات نظری و تبیین ویژگی های الگوی سکونت اسلامی ایرانی، روند آپارتمان نشینی در ایران تحلیل شده و با استفاده از جدول های ارزیابی، تفاوت ها و کاستی های آپارتمان ها نسبت به خانه های سنتی و ارزش های اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که آپارتمان نشینی معاصر در ایران عمدتاً فاقد سازگاری با اصول زیست اسلامی بوده و در زمینه هایی نظیر حریم خصوصی، تعاملات همسایگی، عدالت فضایی، و پیوستگی کالبدی معنوی سکونت، با ضعف های اساسی مواجه است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر توسعه سکونت در شهرهای ایران ارائه شده که مبتنی بر بازنگری در ضوابط طراحی، تقویت نهادهای محلی و ترویج فرهنگ سکونت اسلامی ایرانی است. این رویکرد زمینه ساز تحقق شهری انسان محور، عدالت محور و متعادل با محیط زیست در چهارچوب واقع گرایی اسلامی است.
۳۰۱۱۸.

میراث معماری نوگرای تهران: چالش حفاظت، معاصرسازی و مالکیت شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۱
اهداف: میراث معماری نوگرای تهران، گنجینه ای ارزشمند از تاریخ غنی و هویت فرهنگی شهر محسوب می گردد که تحت تاثیر سیاست های نادرست مدیریت، در معرض تخریب قرار گرفته است. عدم توجه به ارزش معنوی آثار، اصالت و چهره بصری شهر را نیز مورد تهدید بی هویتی قرار می دهد. پژوهش حاضر، با تاکید بر لزوم وضع قوانین جدید شهرسازی و مدیریتی در باززنده سازی میراث معاصر در راستای انطباق با نیازهای امروز جامعه، راهکاری نوین در خصوص احیای مجدد این ساختمان ها ارائه می دهد تا ضمن درنظرگرفتن حقوقی ویژه برای مالکان حقیقی، بناهای مذکور از حالت تعلیق خارج شوند. روش ها: این پژوهش، با تلفیق شیوه های گوناگون همچون مطالعات توصیفی-تحلیلی، تحقیقات تاریخی و استدلال منطقی صورت گرفته است؛ محققین حاضر با بررسی مفاهیم اصلی حفاظت معماری از طریق منابع کتابخانه ای و سنجش نمونه های موفق از روش های نوین باززنده سازی آثار تاریخی در سطح جهانی، فرضیه تحقیق را استوار ساخته اند. یافته ها: رویکرد پیشنهادی برای تجدید حیات میراث مدرن تهران، الحاق سازه جدید به کالبد بناهای به جامانده می باشد که ضمن افزودن توانایی ابنیه جهت مقابله با عوامل ویرانگر محیطی، بستری برای افزایش تراکم ساختمانی توسط افزودن اشکوب های جدید را مهیا می سازد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد افزودن سازه های الحاقی، ضمن حفظ اصالت بنا، امکان توسعه فضاهای جدید را فراهم می کند. با این حال، اجرای این رویکرد نیازمند تدوین دستورالعمل های ویژه برای طراحی الحاقات و تغییر کاربری های سازگار با ارزش های تاریخی بنا است؛ چرا که پیاده سازی آن علاوه بر حفظ هویت تاریخی شهر، فضاهای کارآمد و جذاب برای زندگی معاصر ایجاد کرده و به ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک می نماید.
۳۰۱۱۹.

صحنه آرایی فضایی و روایت در معماری: مقایسه رویکرد رخدادمحور چومی با روایت محوری پسارا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
بیان مسئله: توجه به روایت و صحنه آرایی فضایی در معماری معاصر، امکانی تازه برای تفسیر و سازمان دهی تعاملی فضا فراهم کرده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دو رویکرد نظری شاخص، یعنی رخدادمحوری در اندیشه برنارد چومی و روایت محوری در نظریه سوفیا پسارا انجام شده است تا ظرفیت های صحنه آرایی فضایی را در طراحی معماری روایت محور تبیین کند. روش پژوهش: این مطالعه با روش کیفی، مبتنی بر تحلیل تطبیقی نظری مفهومی و تحلیل گفتمانی انجام شده است. داده ها ازطریق مرور متون تخصصی و تحلیل نمونه های شاخص (مانند پارک دولاویلت چومی و پروژه های منتخب پسارا) گردآوری و با معیارهای ساختار روایی، کنش کاربر و فرم فضایی مقایسه شده اند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد معماری رخدادمحور چومی بر خلق گسست، تنش و تعامل میان فضا و رخداد تأکید دارد، درحالی که پسارا بر روایت چندلایه، تفسیرپذیری و تجربه محوری فضایی تمرکز می کند. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تلفیق این دو رویکرد می تواند الگوهای نوینی برای معماری فرهنگی و عمومی معاصر ارائه دهد. این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در فرایند طراحی معماری با رویکرد روایت محور و استفاده از ابزارهای نشانه شناختی و تحلیلی برای خلق فضاهای معنادار و مشارکتی تأکید می کند.
۳۰۱۲۰.

Investigation of the Oppressiveness of Tall Building Scapes: Architectural Variation and Vegetation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
The uncontrolled growth of tall buildings in contemporary cities has caused numerous visual and psychological issues for urban citizens. This study's framework examined the combined effect of architectural and vegetation variations on the scape of tall buildings and the oppression imposed on citizens. The architectural changes of the tall building included form (rectangular, stepped and pyramidal), gap (in single building (without gap, small and large gap) and between buildings (middle, sides and middle and sides)), console (1, 2, 2,5, 3, 3.5 and 4 m), and setback (1, 2 and 3 m) of the building from the base. Vegetation changes also included the distribution of different tree species on the façade and the positioning of the trees within each species. To assess the impact of architectural and vegetation changes on oppression, the method was based on the framework for assessing the oppressiveness of tall buildings and people's opinions. In conclusion, vegetation demonstrated a significantly greater reduction in perceived oppression compared to architectural modifications. The results of examining the architectural scenarios showed that as the pyramidal form of the building increased and the gap between the single tall building (or between tall buildings) widened, citizen-imposed oppression decreased. Also, as the console of a tall building decreased to less than 2.5 m and the setback increased to more than 2 m, the oppression decreased significantly. Also, the results showed that using concentrated and horizontal vegetation at the base and shaft of tall buildings has effectively reduced oppression (Compared to other vegetation change scenarios).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان