ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۹۴۱.

تحلیل بازشناسی چالش های پیشِ روی حفاظت از نسخ خطی در بحران های نظامی: مورد جنگ 12 روزه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۱
کشور ایران، یکی از غنی ترین مجموعه های فرهنگی و تاریخی نسخ خطی را در اختیار دارد که شامل متون دینی، علمی و ادبی است. این نسخ نه تنها به دلیل محتوای غنی خود، بلکه بنا بر ارزش های هنری مانند خوشنویسی و تذهیب، دارای اهمیت ویژه ای هستند. شرایطی تحمیلی جنگی در کشور سبب بروز نگرانی هایی در این حوزه شده است و ارزیابی وضعیت نسخ خطی در ایران در چنین شرایطی می تواند ضمن روشنگری وضعیت دقیق این گنجینه های ارزنده به ارائه راهکارهای سیاستی در راستای حفظ بیشتر آن ها منجر شود. بدین ترتیب در مطالعه حاضر تلاش شده است با اتخاذ روش کیفی به ارزیابی وضعیت نسخ خطیِ ایران در شرایط جنگی پرداخته شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که وضعیت فعلی نسخ خطی در ایران در این وضعیت با چالش های جدی مواجه است که می توان آن ها را ذیل هشت مقوله کلی ساماندهی و طبقه بندی کرد. امکان آسیب های فیزیکی ناشی از شرایط محیطی، کمبود منابع مالی و کارشناسان متخصص، پراکندگی نسخ در مجموعه های خصوصی و عمومی و فقدان فهرست نویسی جامع ازجمله این چالش های احصاء شده در پژوهش حاضر اند. در ادامه راهکار هایی به منظور برون رفت از وضعیت فعلی ارائه شده است. این راهکارها شامل دیجیتال سازی نسخ، بهبود فهرست نویسی، آموزش متخصصان و تدوین سیاست های ملی حفاظت است.
۹۴۲.

بررسی سیر تحول در بازنمایی چین البسه و جایگاه طرازبافی در شکل گیری خطوط درهم و پیچان در نگاره های مکتب بغداد و تبریز اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: نقاشی ایرانی، به ویژه در سده های اولیه اسلامی، به طور مستقل و برای بیان و انتقال مفاهیم مورداستفاده قرار نمی گرفت . در نگارگری، گاهی میان صورت اثر و معنی آن رابطه ای استنتاجی وجود دارد و صورت اثر ، نتیجه حذف جزئیات و خلاصه کردن شکل ها است . در دوره خلافت عباسیان ، تصویر مکمل متن بود و با شکل گیری مکتب نگارگری بغداد ، این دوره از اهمیت بسیاری برخوردار است . مؤلفه های اصلی این پژوهش ، دو رویکرد مهم هنری از دوره خلافت عباسیان است: نخست، مکتب نگارگری بغداد و دوم، نقش تزیینی طراز در پارچه بافی که با بهره گیری از متون خطی، به عنوان یکی از شاخص ترین صنایع هنری این دوره مطرح بوده است. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، بررسی دو متغیر هم زمان یعنی نگارگری و طراز ، در یک بازه زمانی خلافت عباسیان و تأثیر متقابل آن ها بر یکدیگر است . این پژوهش با بررسی خطوط چین وچروک لباس در نگاره های مکتب بغداد و مقایسه آن با ساختار بصری و جایگاه اجتماعی طراز، به دنبال پاسخ به این پرسش ها است : 1 . روند تحول چین البسه در نگاره های مکتب بغداد و تبریز اول چگونه است ؟ 2 . جایگاه طرازبافی در شکل گیری خطوط پیچان و درهمِ البسه ، در نگاره های مکتب بغداد و تبریز اول چیست ؟ روش ها: این تحقیق به روش تبیینی – مقایسه ای و با رویکردی تحلیلی - تطبیقی و از طریق مطالعات کتابخانه ای انجام شده است . در روند تحقیق، نگاره هایی از چهار کتاب شاخص مربوط به مکتب نگارگری بغداد و دو کتاب مربوط به اوایل دوره ایلخانی انتخاب و موردبررسی قرار گرفت . پس از جمع آوری و دسته بندی نمونه ها ، شش نگاره با توجه به رویکرد تحقیق و کیفیت تصویر، برگزیده و ازنظر شاخصه های بصری، تحلیل و تطبیق داده شدند. درنهایت، نشانه های به دست آمده، با شاخصه های بصری طراز مقایسه گردید . یافته ها و نتایج: قابل تأمل ترین تغییر در روند تحول چین البسه در نگاره های مکتب بغداد، ظهور خطوط پیچان و درهم است که پژوهشگران از آن به عنوان چین البسه در مکتب بغداد یاد کرده و آن را مهم ترین وجه تمایز میان طراحی البسه در دو مکتب بغداد و تبریز اول می دانند . در روند پژوهش، با بررسی و تطبیق نشانه های بصری طراز با این خطوط پیچان، این نتیجه به دست آمده که خطوط پیچان نقشی تزیینی داشته و بازتاب نقش طراز در البسه این دوره هستند .
۹۴۳.

تحلیل زیبایی شناسانه ی عروسک های بومی بَویگ متحرک در مناطق لُرنشین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۴
عروسک بویگ با ساختار چوبی چلیپاگونه متحرک در تمامی مناطق لرنشین ایران شناخته شده است. این عروسک علاوه بر نقش مهمی که در بازی کودکان داشته، حامل آیینی است که سالیان متمادی در این نواحی سینه به سینه توسط این قوم حمل شده است. ساخت این عروسک فراتر از یک منطقه خاص جغرافیایی بوده و در تمامی نواحی لُرنشین ایران وجود داشته است. با این سؤال که: چه رابطه ای میان فرهنگ جاری قوم لُر و عروسک دست ساز سنتی بَویگ می تواند وجود داشته باشد؟ این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر ماهیت داده ها، کیفی-تاریخی محسوب می شود. گردآوری داده ها به شیوه توصیفی تحلیلی، به کمک منابع کتابخانه ای و در بخش میدانی، بر پایه مصاحبه، تصاویر و روایت های مردمان محلی به بررسی و تحلیل ساختار زیبایی شناسیِ جامعه شناسانه و نظام نشانه ای بَویگ های متحرک در مناطق لُرنشین ایران پرداخته است. نتایج تحقیق نشان داد که عروسک بویگ نماد رقص، شادی، پوشش بومی زنان و قصه های عامیانه مردم لُر زبان است. عروسک بَویگ در مجموعیت خود می تواند مظهر عناصر کلیدی میراث فرهنگی ایران، به ویژه در میان جامعه لُر زبان باشد. جایگاه فرهنگی و زیبایی شناسانه این عروسک به عنوان همدم کودکان و کارکردهای آیینی آن ها، نیاز به معرفی و تأکید بر اهمیت آن در حفظ و نگهداری ارزش های هویت فرهنگی و هنری آن را دوچندان می کند.
۹۴۴.

ترجمان استعاره مفهومی به زبان تصویر در سینمای شاعرانه با نگاهی به فیلم نیویورک مجاز مرسل اثر چارلی کافمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
سینمای شاعرانه رویکردی فیلم سازانه است که با الهام از آرایه های ادبی و به ویژه استعاره، خلق معنا را از طریق تصویر محقق می سازد. این پژوهش، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمایی تصویری استعاره و نقش آن در خلق بیانیه های اگزیستانسیالیستی در سینمای چارلی کافمن می پردازد. این مطالعه بر فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» تمرکز دارد و نشان می دهد که این اثر چگونه از طریق تمهیدات بصری، مرز میان واقعیت و نمایش را از بین برده و خود تبدیل به یک بیانیه ی فلسفی در باب پوچی و معنای زندگی می شود. برخلاف آثار مشابه که در آن ها هنرمند به خلق جهانی استعاری می پردازد، این پژوهش استدلال می کند که کافمن در فیلم خود، قهرمان داستان (کیدن) را به تدریج به یک استعاره در دل اثر هنری اش تبدیل می کند. تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که شخصیت اصلی، با بازسازی استعاری زندگی خود بر روی صحنه، تلاش می کند به حقیقت دست یابد، اما تنها در لحظه مرگ است که پاسخ قطعی برای او آشکار می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» با تلفیق بی سابقه تخیل و واقعیت، به روایتی اگزیستانسیالیستی دست می یابد که در آن، مرگ تنها پایان قطعی برای جستجوی بی پایان انسان در جهان آکنده از استعاره ها است.
۹۴۵.

ارتقاء حس تعلق به مکان در دانش آموزان از طریق جانمایی انواع فضاهای سبز در مدارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
حس تعلق به مکان یکی از مفاهیمی است که به ادراک ذهنی و ارتباطات عاطفی فرد با محیط اطراف مربوط می شود. در شهرسازی و معماری معاصر، کاهش حس تعلق به مکان، یکی از چالش های اساسی است که منجر به کاهش تعاملات اجتماعی، احساس بیگانگی و افت کیفیت زندگی شده است. مدارس به عنوان یکی از مهم ترین فضاهایی که کودکان در سال های اولیه زندگی در آن حضور دارند، باید بستری مناسب برای تقویت حس تعلق به مکان فراهم آورند. در این میان، فضای سبز یکی از عوامل تأثیرگذار در افزایش حس تعلق به مکان در دانش آموزان محسوب می شود. در این راستا هدف از این پژوهش بررسی تأثیر فضای سبز بر ایجاد و ارتقای حس تعلق به مکان در دانش آموزان مدارس است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. ابتدا مبانی نظری مرتبط با حس مکان و حس تعلق به مکان بررسی شده، سپس به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) داده های به دست آمده، از طریق پرسشنامه موردتحلیل قرارگرفته است. انواع فضای سبز (گسترده، خطی، عمودی) در سه دسته فضای باز، نیمه باز و بسته در مدارس موردارزیابی قرارگرفته و اولویت بندی آن ها باتوجه به میزان تأثیرگذاری بر حس تعلق به مکان انجام شده است. نتایج نشان می دهد که فضاهای سبز پهنه ای و خطی در محیط های باز مدرسه، تأثیر بسزایی در تقویت این حس دارند. همچنین، استفاده از عناصر طبیعی در طراحی مدارس می تواند به بهبود کیفیت محیط آموزشی و افزایش انگیزه دانش آموزان برای حضور در مدرسه کمک کند. در نهایت، پیشنهاداتی برای بهینه سازی طراحی مدارس با تأکید بر به کارگیری فضای سبز ارائه شده که می تواند در سیاست گذاری های طراحی محیط های آموزشی مورداستفاده قرارگیرد.
۹۴۶.

نقش آفرینی مردم در حفاظت از میراث معماری؛ بررسی و آسیب شناسی رویه های موجود در زمینه بافت تاریخی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۹
تجربیات جهانی و منشورهای بین المللی حاکی از آن است که مشارکت مردمی در حفاظت از میراث معماری، به ویژه زمانی که سازمان های متولی در انجام کامل وظایف خود با محدودیت مواجه می شوند، راهکاری مؤثر و در دسترس است. دراین میان، جذب جامعه محلی به فعالیت های مربوط به حفاظت از میراث معماری، علاوه بر نتایج مثبت عملی، می تواند حس تعلق و ارزش گذاری به فرهنگ و تاریخ را درمیان مردم تقویت کند. بااین حال، بررسی های انجام شده در کشور ما نشان می دهد که ساکنان محلی در فرایندهای حفاظت از میراث معماری کمتر دیده شده یا حتی نادیده گرفته شده اند. در این پژوهش، با درنظر گرفتن شرایط خاص سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهر یزد، از رویکرد کیفی و روش تئوری زمینه ای استفاده شده است. تحلیل تماتیک انعکاسی به منظور شناسایی آسیب ها و چالش های موجود در راه نقش آفرینی ساکنان در حفاظت از میراث معماری انجام گرفته و سپس اعتبارسنجی نتایج کیفی ازطریق یک پیمایش کمی با استفاده از پرسش نامه صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که یک تقابل چندوجهی میان ساکنان بافت تاریخی شهر یزد و نهادهای دولتی در فرایندهای حفاظت شکل گرفته است. این تقابل ها به خروج تدریجی ساکنان از بافت تاریخی و نیز فرسایش و تحلیل توان اجرایی نهادهای دولتی منجر شده است.
۹۴۷.

بازخوانی مفهوم «معماری انتقادی» براساس آرای مایکل هیز و جین رندل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۱۷۸
بیان مسئله: مفهوم «معماری انتقادی» به عنوان پاسخی به محدودیت های تعاریف سنتی از «معماری» به عنوان «ابزار فرهنگ» یا «فرم مستقل»، در جهت ارائه دیدگاهی جامع تر مطرح شده است. این مفهوم نخستین بار توسط مایکل هیز معرفی و پس از آن توسط جین رندل بازتعریف شد. بااین حال، ابعاد مختلف نسبت این مفهوم به نقد معماری و ظرفیت آن در ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی همچنان نیازمند بررسی دقیق و تعریف مجدد است.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تبیین ریشه های نظری مؤثر در شکل گیری مفهوم «معماری انتقادی» و ارائه تعریفی جامع از آن و تحلیل رابطه آن با مفهوم «نقد معماری» است.روش پژوهش: این مقاله این هدف را از طریق بررسی مفهوم «معماری انتقادی» با تمرکز بر نظریات مایکل هیز و جین رندل، دو تن از اندیشمندان و نظریه پردازان حوزه معماری، دنبال می کند. راهبرد این پژوهش «تحلیل محتوا» و «تفسیر متون» و روش آن «بررسی اسنادی» است. برای این منظور، از مقالات و متون اصلی این دو نظریه پرداز استفاده و رویکردهای آن ها نسبت به مفاهیمی چون «فرهنگ»، «فرم»، «طراحی» و «نقد» تحلیل و مقایسه شده است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که «معماری انتقادی» از ریشه های نظری عمیقی در اندیشه های فلسفی «نظریه انتقادی» بهره می گیرد. هیز «معماری انتقادی» را در فضایی میان «فرهنگ» و «فرم» تعریف می کند که با ارائه فرم های مقاوم و اعتراضی، زمینه نقد ایدئولوژی های غالب را فراهم می آورد و بدین ترتیب، معماری را به ابزاری برای بازاندیشی در ارزش های فرهنگی تبدیل می کند. رندل نیز این مفهوم را به عنوان فرایندی «میان رشته ای» معرفی می کند که مرزهای سنتی میان «طراحی» و «نقد» را از میان برمی دارد و آن ها را به اشکالی از «عمل انتقادی» تبدیل می کند. این پژوهش نتیجه می گیرد که «معماری انتقادی» می تواند به عنوان ابزاری برای نقد و تغییر اجتماعی و امکانی برای بازاندیشی در ارزش ها و ایدئولوژی های غالب در بستر معماری ایفای نقش کند.
۹۴۸.

مروری بر اکوسیستم نوین آزمایشگاه های شهری با تأکید بر نقش آزمایشگاه های واقعیت مجازی در توسعه هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
امروزه شهرسازی مبتنی بر آزمایش توانسته است به هوشمندتر شدن شهرها کمک کند. برای طی کردن این مسیر، آزمایشگاه های شهری مکان هایی بسیار حیاتی هستند که به مرور جایگاه مهمی درحوزه مطالعات شهری پیدا کرده اند. در این میان آزمایشگاه های واقعیت مجازی به طور فزاینده ای درحوزه معماری و شهرسازی کاربرد پیدا کرده اند. این پژوهش با هدف بررسی و مرور مفهوم آزمایشگاه های شهری و انواع آن ها، به طور خاص به آزمایشگاه های واقعیت مجازی و نقش آن ها در پیشبرد مطالعات شهری پرداخته است. روش های پژوهشی این مقاله شامل مطالعه اسنادی و موردی است و رویکرد نظری آن قیاسی و قلمرو زمانی آن مقطعی محسوب می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آزمایشگاه های واقعیت مجازی توسعه راه حل های خلاقانه برای مقابله با چالش های واقعی در محیط های شهری را تسهیل می کنند. این فنّاوری امکان تجسم بخشی دقیق تری از شهرها و محیط های زندگی را فراهم کرده و به متخصصان اجازه می دهد تا به طور مجازی و بدون نیاز به تغییرات کالبدی، تأثیرات مختلف سیاست های شهرسازی و طرح های توسعه را آزمون نمایند. همچنین، آزمایشگاه های واقعیت مجازی می توانند سطح مشارکت عمومی را در فرایندهای شهرسازی به طور چشمگیری افزایش دهند و با ارائه تجربیات غنی و واقع گرایانه، شهروندان را قادر سازند تا به طور مؤثرتری در برنامه ریزی و توسعه شهری مشارکت نمایند.
۹۴۹.

تحلیل جامعه شناختی آثار رضاعباسی مبتنی بر نظریه میدان هنرِ بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۱۰
سرمایه فرهنگی مهم ترین سرمایه رایج در میدان هنر است، که هنرمند با کسب آن در موقعیت سلطه میدان قرار می گیرد. رضاعباسی هنرمند نامدار مکتب اصفهان که دارای سرمایه فرهنگی اولیه بود، برای کسب سرمایه فرهنگی غنی استراتژی های خاصی را در میدان هنر در پیش گرفت. علاوه بر عملکرد رضاعباسی، تحولات رخ داده در جامعه عصر شاه عباس اول نیز باعث افزایش سرمایه فرهنگی او در میدان هنر گردید. مسئله پژوهش، ابهام در چگونگی بازتاب ابعاد مختلف زندگی هنری رضا عباسی در کنش هنری وی در میدان تولید نگارگری عصر شاه عباس صفوی از منظر جامعه شناسی است. سوال اصلی پژوهش نیز عبارت است از اینکه: خط سیر کنشمندی رضا عباسی در میدان هنر نگارگری عصر شاه عباس صفوی چگونه بوده است؟ به این منظور، پژوهش در نظر دارد با استفاده از رویکرد جامعه شناسی هنر پیِر بوردیو به بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی رضاعباسی بر روابط میان میدان قدرت و میدان هنر در عصر شاه عباس اول بپردازد تا با مطالعه و شناختِ تغییرات به وقوع پیوسته در مناسبات میان این دو میدان، تحولات به وجود آمده در نگاره های رضاعباسی را تبیین نماید. تحقیق پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد جامعه شناسی هنر پیِر بوردیو می باشد. شیوه جمع آوری اطلاعات نیز به صورت کتابخانه ای و منابع الکترونیکی انجام شده است و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی می باشد. نتایج نشان دادند؛ رضاعباسی با کسب سرمایه فرهنگی غنی قدرت پیشروی به سوی میدان هنرِ مستقل را پیدا کرده و از سلطه میدان قدرت خارج شده و براساس منش خود که از طریق معاشرت با صوفیان شکل گرفته است، به تولید آثار هنری پرداخته است.     
۹۵۰.

دیجیتالِ پنهان

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
چه ارتباطات معناداری می توان بین تاریخ عکاسی و شرایط رسانه ای امروز ترسیم کرد؟ آیا این ارتباطات باید صرفاً بر شیوه های گفتمانی مانند «آنالوگ» و «دیجیتال» استوار باشند؟ و آیا این شیوه ها، همراه با فناوری های مرتبط شان، همواره باید به شکل متقابل منحصربه فرد در نظر گرفته شوند؟ تمایزهای مبتنی بر [نظریه] «حاصل جمع صفر»  که در نوشته های کلاسیک عکاسی به کار رفته اند، مانع از آن می شوند که بتوانیم سایر شکل های رسانه و هنر را که هم زمان با ظهور عکاسی یا از دل آن پدید آمده اند، به درستی نظریه پردازی کنیم. در مقابل، یک پژوهش «پسا-پسا-عکاسانه»  که به درستی تعریف شده باشد، باید شبکه های دیگری را برای فرهنگ های کارکردی و زمینه های تولید خود جست و جو کند. این مقاله تعاریفی جایگزین از عکاسی به عنوان پیش نمونه ای از هنر رسانه ای ارائه می دهد. چنین تعاریفی دیگر ارزش والاتری برای خلق تصاویرِ منفرد قائل نیستند بلکه به جای آن، به واکاوی و دگرگونی انتقادی بسترهای نظری و فناورانه گسترده تری می پردازند که تصاویر در آن ها خلق می شوند؛ خواه این بسترها الکترونیکی، دیجیتال، تعاملی یا شبکه ای باشند.
۹۵۱.

شناسایی پیشران های مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر در حومه شهرهای ایران؛ مطالعه موردی: حومه امامزاده کلان شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۴
هدف: تقویت روستاهای مستعد و شهرهای کوچک به عنوان یکی از راهبردهای محوری در دستیابی به تعادل ناحیه ای، نقش کلیدی در تنظیم و کنترل تحرکات جمعیتی و کاهش فشار مهاجرت های روستا به شهر دارد. در این میان، الگوی توسعه «روستا-شهر» مبتنی بر اصول منشور نوشهرگرایی، به عنوان یکی از الگوهای موفق جهانی، در کشورهای مختلف مورد اجرا قرار گرفته و نتایج مثبت و پایداری را به همراه داشته است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل پیشران های حیاتی مؤثر بر توسعه الگوی کالبدی-معماری روستا-شهر در منطقه موردمطالعه (حومه امامزاده شهر ارومیه) است، به گونه ای که بتوان با بهره گیری از این الگو، زمینه های لازم برای جذب جمعیت سرریز شهری و کاهش فشار بر کلان شهرها را فراهم نمود. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی اکتشافی و مبتنی بر روش های آینده پژوهی، به ارزیابی سیستماتیک متغیرهای مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر پرداخته است. روش تحقیق شامل دو مرحله اصلی بود: نخست، شناسایی و ارزیابی متغیرهای کلیدی با استفاده از روش دلفی و نظرات کارشناسان؛ و دوم، کشف پیشران های حیاتی و تحلیل روابط متقابل آن ها با بهره گیری از روش تحلیل ساختاری و. تحلیل اثرات متقاطع. یافته ها: از میان 40 متغیر اولیه، 15 متغیر به عنوان پیشران های حیاتی شناسایی شدند. در این میان، متغیر «اختلاط کاربری ها» با مجموع تأثیرگذاری 1012، بیشترین نقش را در توسعه الگوی روستا-شهر ایفا می کند، درحالی که «شبکه پیوسته حمل ونقل داخلی» با امتیاز 568 کمترین تأثیر را دارد. نتیجه گیری: با توجه به روند رو به رشد مهاجرت های روستایی به شهری، روستاهای بزرگ و مستعد می توانند به عنوان مقصد جایگزین و جاذب جمعیت عمل کنند. تحقق این امر مستلزم ارائه الگوهای توسعه هوشمند، همراه با لحاظ اصول زیست محیطی، توسعه پایدار و انطباق با شرایط دنیای مدرن و فناوری های نوین است ؛ شرایطی که در صورت فراهم آوری، حتی می تواند منجر به مهاجرت های معکوس و احیای روستاها شود.
۹۵۲.

خوانشی از رابطه ساکن و مسکن بر اساس نظریه قابلیت محیط گیبسون در خانه های قاجاری شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
رابطه انسان و محیط، به ویژه در بستر مسکن، یکی از بنیادی ترین وجوه زندگی انسانی است که تأثیر عمیقی بر کیفیت زیست روزمره دارد. مسکن نه صرفاً یک پناهگاه فیزیکی، بلکه بستری پویا برای تعاملات عاطفی، اجتماعی و فرهنگی انسان با محیط پیرامون است. این پژوهش با اتکا بر نظریه قابلیت محیط جیمز گیبسون، به واکاوی رابطه میان ساکن و مسکن در خانه های تاریخی دوره قاجاریه در شهر شیراز می پردازد. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با افرادی که دارای تجربه زیسته در این خانه ها هستند گردآوری شده و مشارکت کنندگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها نیز به شیوه کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفته است. یافته های پژوهش به ارائه مدلی مفهومی منجر شد که در آن، نیازها، انگیزش ها و فعالیت های ساکن در نقش عوامل درونی، و فضا، معنا و مکان در نقش مؤلفه های محیطی مسکن، در تعامل مستمر و سازنده با یکدیگر قرار دارند. بر اساس چارچوب نظری گیبسون، ادراکات حسی نقش واسطی کلیدی در این تعامل ایفا کرده و بستر شکل گیری رفتارهای انسانی در فضاهای معماری محسوب می شوند. خانه های قاجاری شیراز، علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای عملکردی، واجد معانی فرهنگی و تاریخی ژرفی هستند که در تجربه زیسته ساکنان متجلی می گردد. این رابطه چندلایه، نقشی تعیین کننده در تکوین رفتار و هویت فضایی افراد ایفا کرده و نشان می دهد که درک دقیق از قابلیت های محیطی می تواند زمینه ساز حفظ و ارتقای هویت کالبدی و معنایی این خانه ها باشد. بنابراین، مدل مفهومی ارائه شده نه تنها چارچوبی نظری برای تحلیل رابطه ساکن و مسکن در بستر خانه های تاریخی است، بلکه می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و پژوهشگران معماری در جهت خلق محیط های پایدار، زمینه گرا و انسان محور در معماری معاصر به کار گرفته شود.
۹۵۳.

تحلیل مفهوم اضطراب بنیادی در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده بر اساس آرای کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۶
این پژوهش با تکیه بر آرای روان کاوانه کارن هورنای، به تحلیل روان شناختی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده ساخته هومن سیدی می پردازد. هدف اصلی از این پژوهش، نقش خصومت و اضطراب بنیادی در شکل گیری شخصیت های این فیلم و تأثیر این مفاهیم بر منحنی تحول شخصیت آنها است. سؤال اصلی پژوهش این است که: چگونه مفاهیم اضطراب و خصومت بنیادی، در غالب سه راهبرد روان نژندانه هورنای، در شکل گیری و تحول شخصیت های اصلی این فیلم بازتاب یافته اند؟ این پژوهش از نوع کیفی و تحلیلی-تفسیری است و از روش تحلیل محتوا برای بررسی مؤلفه های روان شناختی بهره می برد، اضطراب بنیادی، به عنوان حسی از بی پناهی و ناامنی که ریشه آن در تجربه های دوران کودکی است، مسیر شکل گیری ویژگی های روان رنجورانه شخصیت اصلی فیلم؛ یعنی شاهین و دیگر اعضای خانواده را هموار می کند. پژوهش نشان می دهد که شخصیت های فیلم برای مقابله با احساس اضطراب بنیادی، به سازوکارهایی چون برونی سازی و خودایدئالی متوسل می شوند؛ آنها مسئولیت ناکامی ها و ضعف های خود را به دیگران نسبت داده، تصویری ایدئال و قدرتمند از خود در ذهن می سازند و به دنبال جبران این کمبودها از راه تسلط بر دیگران هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های اصلی فیلم هر یک بازتابی از یکی از راهبردهای روان نژندانه کارن هورنای در مواجهه با اضطراب بنیادی اند، تحلیل روان کاوانه منحنی تحول این شخصیت ها نشان می دهد که نه تنها ساختار شخصیتی شان بر پایه اضطراب بنیادی شکل گرفته، بلکه مسیر تحول یا سقوط آنها نیز با نوع مواجهه شان با این اضطراب و خصومت پیوندی مستقیم دارد.
۹۵۴.

مطالعۀ نوتاریخ گرایانه بازنمود تاریخ و قدرت در آثار گریگور یقیکیان (مطالعۀ موردی: نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و نمایشنامۀ جنگ مشرق و مغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
تاریخ همواره به عنوان ثبت رخدادهای گذشته تلقی می شود، اما بیش از آنکه بازتاب حقیقتی ناب باشد، روایتی گفتمانی از گذشته است. نمایشنامه و صحنه تئاتر به دلیل پیوند با سیاست، جامعه، قومیت و ایدئولوژی، بستری مهم برای بازنمایی این روایت ها به شمار می آیند. در دوران پهلوی، تئاتر به مثابه رسانه ای اجتماعی، در بازسازی حافظه تاریخی و ترویج ایدئولوژی رسمی نقش آفرین بود. این پژوهش با روش کیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای و در چارچوب رویکرد نوتاریخ گرایانه با تأکید بر تبارشناسی میشل فوکو، به تحلیل دو نمایشنامه انوشیروان عادل و مزدک و جنگ مشرق و مغرب اثر گریگور یقیکیان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که یقیکیان با بازآفرینی مقاطع تاریخی، تاریخ را نه به صورت بازتابی خطی، بلکه به عنوان میدان گفتمان ها و شبکه ای از قدرت و حقیقت به تصویر می کشد. این نمایشنامه ها از طریق روایت، شخصیت پردازی و آیین های نمایشی، هم نقدی بر فساد قدرت های گذشته اند و هم بازتابی از دغدغه های عدالت اجتماعی، هویت ملی و اصلاحات تدریجی در ایران معاصر. بدین ترتیب، آثار یقیکیان ضمن هم سویی ظاهری با گفتمان پهلوی، در سطحی عمیق تر به گفت وگویی انتقادی با مفهوم عدالت و سوءاستفاده از ایدئولوژی می پردازند. این پژوهش می کوشد خلأ مطالعات نوتاریخ گرایانه درباره آثار یقیکیان را پر کند و نسبت میان تاریخ، قدرت و درام در ادبیات نمایشی ایران را بازخوانی نماید.
۹۵۵.

صداها در سکوت: بازاندیشی جایگاه اجتماعی فرودستان در نگاره تدارک برای ضیافت اثر کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی بصری نقش های اجتماعی، سلسله مراتب و هنجارهای فرهنگی طبقات فرودست در نگاره تدارک برای ضیافت اثر کمال الدین بهزاد است. ماهیت پژوهش پیش رو کیفی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. تجزیه وتحلیل نگاره بر اساس نظریه های راناجیت گوها و گایاتری اسپیواک انجام شده و مفاهیم به کار گرفته شده در آن «عاملیت»، «رؤیت پذیری» و «دیگری فرودست» هستند که ابزارهایی برای تحلیل نحوه بازنمایی فرودستان و بررسی روابط قدرت و هویت اجتماعی در نگاره ها را فراهم می کنند. نتایج نشان داد که: تدارک برای ضیافت ، علی رغم برجسته سازی نقش فرودستان در آماده سازی ضیافت، صرفاً به نمایش نظم طبقاتی تیموری پرداخته شده و کارگران و خدمتکاران در این نگاره فاقد عاملیت فردی بوده و در نقش هایی تابع و وابسته به دربار و متأثر از گفتمان فرهنگی و تحت تأثیر نظم سیاسی - اقتصادی دوره تیموری و تابع سازوکارهای قدرت دربار تصویر شده اند. علاوه بر این، نتایج  پژوهش نشان داد که مطالعه فرودستان در چارچوب نگاره های نخبگان (هنر والا) به نوعی نقض غرض بوده و نیازمند بررسی هنر عامه پسند است.
۹۵۶.

کاربرد شبکه های اجتماعی مجازی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری؛ بررسی تجربه و ادراک مدیران شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۵
شبکه های اجتماعی مجازی شکل جدیدی از ارتباط و تعامل را به ارمغان آورده اند. این شبکه ها به ابزار مشارکتی قدرتمند در تعامل دوسویه و راحت تر شهروندان با مدیران شهری تبدیل شده اند. استفاده از این شبکه ها به مدیران شهری این امکان را می دهد تا درکنار تعامل، به جستجوی افکار، شناخت سریع مشکل ها و حل آن ها به کمک مردم، بپردازند. پژوهش حاضر با رویکردی آمیخته و با هدف تحلیل کاربرد شبکه های اجتماعی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری انجام شده است تا با بررسی ادراک و تجربه مدیران شهری ازطریق تحلیل محتوایِ کیفیِ مصاحبه هایِ نیمه ساختاریافته و تحلیل رفتار مدیران و شهروندان در شبکه های اینستاگرام و ایکس، ظرفیت ها و چالش های کاربرد آن ها را در نظام مدیریت شهری تهران تبیین کند. یافته ها بیانگر آن است که شرایط زمینه ای در ایران با توجه به محدودیت های اعمال شده بر شبکه های اجتماعی تفاوت ساختاری کلانی با دیگر کشورها دارد. از یک سو همان گونه که فیلترینگ شهروندان را با چالش مواجه کرده، مانع ارتباط مؤثر مدیران شهری با شهروندان به دلیل منع قانونی حضور آن ها در این شبکه ها نیز شده است. ازسوی دیگر مدیران شهری از ظرفیت های شبکه های اجتماعی با هدف جلب مشارکت شهروندان، آگاهی نداشته و بهره برداری آن ها از این شبکه ها حداکثر به اطلاع رسانی و گزارش اقدام محدود می شود. محدودیت ها در سطح کلان و استراتژی های منفعت طلبانه آنان در استفاده از این شبکه ها و فراگیری مشارکت نمایشی درنتیجه نبود سازوکارهای مشارکتی، در عمل منجر به انفعال خودخواسته مدیران شهری و بی اعتمادی و انفعال شهروندان از مسئولیت های اجتماعی شده است. 
۹۵۷.

بازتعریف «فرامکان»: انطباق آرای ابونصر فارابی و اندیشه های کریستوفر الکساندر در آفرینش فضای معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
بیان مسئله: خوانش لایه های معنایی و معنوی در آثار معماری به ویژه معماری سنتی توسط نظریه یا دستگاه های نظری معاصر غرب درعین فقدان توجه به آرای حکمای آن زمان پرسش پذیر است. بنابراین بازنگری و مطالعات تطبیقی این نظریه ها با یکدیگر و با مصادیق معماری مهم است. هدف پژوهش: بازنگری ظرفیت دستگاه های حکیمانه ایرانی- اسلامی در آفرینش مدل های جدید معاصر جهت فهم آثار معماری، هدف اصلی این پژوهش است. همچنین پیشبرد نظریه های معاصر مانند نظریه «کریستوفر الکساندر» برمبنای نظریه های ایرانی- اسلامی ازجمله اندیشه های حکیم «ابونصر فارابی» هدف این پژوهش است تا بتواند درآفرینش و فهم معماری به کار رود.   روش پژوهش: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر مرور متون، تحلیل محتوا، استدلال منطقی ازطریق مقایسه است، به این صورت که پژوهش های مرتبط بازخوانی و با جمع بندی مصاحبه ها، کدگذاری داده ها با نرم افزار اطلس تی آی تحلیل و مدل سازی شده است. راهبرد بررسی شده با خانه ایرانی در طیف کالبدی - غیرکالبدی جهت تأیید بیشتر تحقق یافته است. نتیجه گیری: معماری دانشی با ابعاد نظری، عملی و صناعی است اما فارابی وجوه صناعی علوم را در بخش عملی و نظری احصا کرده است. در نتیجه در صناعت معماری گستره «ریاست بنا» او نظری- صناعی است که با فاز صفر و یک معماری و گستره «بنا» او با عملی- صناعی با فاز دو و سه معماری متناظر است؛ در سطوح اول وجوه کالبدی، عینی و مادی اثر کمتری دارند. در نتیجه جنبه های معنایی صناعت ریاست بنا بیشتر است. این سطوح با گستره فاضله- غیرفاضله او وجوه هنجاری پیدا می کند. در نظریه های معاصر (مثل نظریه های مراکز زنده الکساندر یا حس مکان پانتر و کانتر) این سطح و گستره دیده نشده است. در نتیجه مدل معماری فارابی قابلیت بازتعریف «فرامکان» و «فرومکان» را برای واکاوی آثار فراهم می سازد. بر این مبنا «مرکز» در اندیشه کریستوفر الکساندر می تواند با مراتب فرا و فرومکان توسعه یابد.
۹۵۸.

تحلیل انسجام فرم کالبدی با تاکید بر نقش بازار در هسته تاریخی شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
بازار در شهر ایرانی نه تنها نمود ابعاد اجتماعی –فرهنگی و اقتصادی شهر است بلکه بستر استخوان بندی شهر ایرانی و اتصال دهنده محلات و فضاهای شهری به یکدیگر بوده است. بازار عنصری نظم دهنده، ساختاردهنده و منسجم کننده فرم فیزیکی شهر محلات شهری است که امروزه به واسطه تغییرات ناشی از سبک زندگی شهری جایگاهش درشهر تغییر کرده است. از این رو پژوهش حاضر برآن است تا با تحلیل جایگاه بازار در فرم کالبدی شهر نقش آن رادر انسجام فرم کالبدی بسنجد.پژوهش حاضر بامطرح کردن این سوال که نقش بازار درانسجام فرم شهری چگونه است و درصورت حذف و ازبین رفتن بازار چه اتفاقی برای هسته تاریخی و محلات وابسته می افتد؟ درپی تعیین نقش دوباره بازار در شهر و محلات معاصر بافت تاریخی کرمان است. ازاین رو ضمن تبیین چارچوب درجهت تحلیل انسجام فرم کالبدی و تعیین جایگاه بازار در شهر ایرانی از پیکربندی فضا و تکنیک تحلیل شبکه شهری استفاده می شود. نتایج نشان داد بازار کرمان به عنوان یک مرکز کلیدی موجب تقویت پیوند میان توده وفضا، همپیوندی، پیوستگی و نفوذپذیری و درنتیجه انسجام فرم کالبدی در شهر می شود و حذف آن موجب کاهش همپوندی، پیوستگی، کارایی شبکه وپراکندگی فضایی می شود. مراکزمحله ای که مرکزمحله فعال داشتند کمترین آسیب رابا حذف بازار دیدند. ازمنظر انسجام فرم کالبدی، پیوستگی فضایی ایجادشده توسط بازار به حفظ یکپارچگی ساختار کالبدی شهر در طول زمان کمک می کند، این امر باعث می شود بازار به عنوان یک نقطه استراتژیک در تقویت هویت فضایی هسته تاریخی شهر کرمان ایفای نقش کند. تقویت بازار وتوجه به نقش ساختاری وعملکردی آن درشکل گیری فرم کالبدی شهر می تواند رشد وتوسعه شهر ومحلات شهری را تضمین کند.
۹۵۹.

صورت بندی روندها و شکاف های پژوهشی در جابه جاسازی مسکن شهری: مروری دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۴
پدیده ی جابه جاسازی مسکن شهری در دهه های گذشته عمدتاً در چارچوب گفتمان اعیانی سازی مورد بحث قرار گرفته است. اگرچه پژوهش های انجام شده سهم مهمی در فهم ابعاد جابه جاسازی داشته اند، اما اشکال فراگیرتر جابه جاسازی که خارج از بستر اعیانی سازی رخ می دهند، تا مدت ها نادیده گرفته شوند. تشدید فشار بازارهای اجاره و عمیق تر شدن بحران استطاعت پذیری، ضرورت مطالعه جامع تر این پدیده را افزایش داده است. این پژوهش با تمرکز بر جابه جاسازی مستأجران در بستر بحران اجاره بها، تلاش می کند تصویری منسجم از چشم انداز معرفتی این حوزه ارائه دهد. جستجویی نظام مند در پایگاه های داده Scopus ،Google Scholar ، پایگاه های علمی جهاد دانشگاهی (SID) و Magiran برای بازه ی زمانی ۲۰۰۵ تا اکتبر ۲۰۲۵ انجام شد. پس از غربالگری عنوان و چکیده و بررسی کامل متون، 118 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. در قالب روش تحلیل مضمون، مطالعات شناسایی شده کدگذاری و در هشت مضمون خرد خوشه بندی شدند. سپس مضامین خرد در قالب چهار مضمون اصلی ادغام و نام گذاری شدند. بر این اساس، چارچوبی مفهومی توسعه یافت و روابط میان این حوزه ها و نهایتاً چگونگی کنش و مداخله، ترسیم گردید. این مرور دامنه ای با یکپارچه سازی ادبیات پراکنده، شکاف های موجود را آشکار می کند و مسیرهای پژوهشی آینده در حوزه جابه جاسازی مستأجران را روشن می سازد.
۹۶۰.

سکوت پدیدارشناختی به مثابه میدان پدیداری سکونت در پدیدارشناسی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۳
بیان مسئله: در جهان پرسرعت و آشفته امروز، تجربه سکونت اصیل دشوار شده است. پدیدارشناسی می کوشد با نگاهی تازه به سکونت، آن را همچون شیوه ای از بودن در جهان بازفهم کند و در برابر این گسست بایستد. در این میان، «سکوت پدیدارشناختی» با آن که در اندیشه بسیاری از پدیدارشناسان حضوری ضمنی دارد، کمتر به صورت مستقیم در پیوند با سکونت بررسی شده و این در حالی است که این مفهوم می تواند به مثابه میدانی پدیداری برای نزدیک شدن به تجربه سکونت در معماری معاصر عمل کند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تبیین و ارائه راهکارهای معمارانه برای تحقق سکونت پدیدارشناختی در معماری است؛ راهکاری که با اتکا به آرای اندیشمندان پدیدارشناس و از خلال مفهوم «سکوت پدیدارشناختی»، می کوشد راهی برای نزدیک شدن به تجربه اصیل سکونت در فضاهای معماری بگشاید. روش پژوهش: رویکرد روش پژوهش بر مبنای استدلال منطقی و تحلیل نظری است. در این راستا، با مطالعه متون مختلف حوزه پدیدارشناسی معماری، گزاره های کلیدی، استخراج شده و ازطریق قیاس مفهومی و تحلیل تطبیقی، در وهله اول رابطه میان سکوت و سکونت، شناسایی شده و در گام بعد راهکارهای معمارانه تقرب به سکونت از دریچه سکوت عرضه شده است. نتیجه گیری: این پژوهش با تکیه بر آرای اندیشمندان پدیدارشناس و در راستای دستیابی به تجربه اصیل سکونت، سکوت پدیدارشناختی را به مثابه میدان پدیداری هستی (بافت حاضر تجربه، کلیتی زنده و اکنونی که پدیده در دل آن آشکار می شود) معرفی می کند؛ وضعیتی که می تواند شرایط پدیداری سکونت را فراهم سازد. در این راستا، پژوهش مجموعه ای از راه کارهای معمارانه را برای امکان بخشی به ایجاد چنین میدانی پیشنهاد می کند و آن ها را در شش دسته کلی سامان می دهد: 1. درآستانگی و فضاهای مرزی، 2. اپوخه و تقلیل فضایی، 3. بدویت فضایی، 4. بداهت و وانهادگی فضایی، 5. محصوریت و پناه مندی و 6. زمان مندی فضایی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان