ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۴۱ تا ۸٬۱۵۴ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۸۱۴۱.

ارزیابی تأثیر سواد دیجیتالی بر کارآیی کتابداران (نمونه پژوهی: کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: سواد دیجیتال از جمله مهارت هایی هستند که برای استفاده زندگی روزمره، عملکرد شغلی و فعالیت های شخصی مورد نیاز است. در واقع ارتقاء سواد دیجیتالی می تواند نقش مؤثری در کاهش آسیب ها و همچنین افزایش کارایی کارکنان ایفا نماید؛ از سوی دیگر هرچه در زمینه سواد دیجیتال رشد بیشتری باشد مسیر پیش رو هموارتر خواهد بود؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر سواد دیجیتالی بر کارایی کتابداران کتابخانه های عمومی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- پیمایشی است که با استفاده از ابزار پرسش نامه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 170 نفر از کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه آماری به تعداد 118 نفر محاسبه و تعیین شد. ابزار تجزیه وتحلیل داده های پرسش نامه ای این پژوهش نرم افزار آماری اس. پی. اس. اس و آموس است. به منظور تعیین وجود یا عدم وجود تأثیر بین متغیرها و برآورد و تعمیم نتایج به دست آمده از حجم نمونه به جامعه آماری از مدل رگرسیونی ساده و چندگانه با متغیر پنهان و آزمون تی تک نمونه ای جهت ارزیابی فرضیه های پژوهش استفاده شد. یافته ها : با توجه به یافته های حاصل از سنجش 4 فرضیه موردپژوهش در این مطالعه، سواد دیجیتالی کتابداران بر کارایی آن ها در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه به میزان 20 درصد تأثیر دارد. ابعاد سواد دیجیتالی کتابداران (شایستگی دیجیتال، کاربری دیجیتال، انتقال دیجیتال) بر کارایی کتابخانه ها به میزان 22 درصد تأثیر دارد. مهارت سواد دیجیتالی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه با اختلاف 0/64 بالاتر از حد متوسط جامعه  گزارش شده است و در سطح مطلوب قرار دارد. همچنین یافته ها نشان داد که کارایی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه 3/64 است که با اختلاف 0/64 بالاتر از حد متوسط جامعه گزارش شده است. براساس یافته های کلی تمام مؤلفه های موردسنجش در حد مطلوب قرار دارند و ابعاد مورد بررسی رابطه معناداری بر کارایی آن ها در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه داشته است. نتیجه گیری : در دنیای پیچیده امروز و با توجه به اهمیت تأثیر سواد دیجیتالی کتابخانه ها برای ادامه حیات خود باید به جای استفاده از روش های قدیمی، فرایندهای خود را مدرن کنند و کتابداران را آموزش دهند. درنتیجه آموزش به کارمندان باعث افزایش انرژی و اعتماد به نفس شان خواهد شد. از طرف دیگر آموزش کارکنان به پیشرفت دانش و مهارت کارمندان کمک می کند در نتیجه، کارایی سازمان بالا می رود؛ بنابراین کتابداران توانمند با کارایی و اثربخشی بالایی که دارند می توانند اهداف نهاد کتابخانه ها را محقق کنند؛ زیرا که عملکرد کتابداران انعکاسی از دانش و مهارت های آن ها به شمار می آید.
۸۱۴۲.

بررسی نقش سبک پردازش اطلاعات در فرسودگی تحصیلی با میانجی گری اهداف پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک پردازش اطلاعات در فرسودگی تحصیلی دانشجویان با میانجی گری اهداف پیشرفت در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم انجام شد.روش: این پژوهش از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش جویان رش ته روانشناسی و علوم تربیتی دانش گاه آزاد اس لامی واح د ق م در س ال تحصیل ی 1399-1400 تشکیل دادند که تعداد 440 نفر به عنوان نمونه از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد سبک پردازش اطلاعات پسینی و اپستین (1999)، پرسشنامه استاندارد فرسودگی تحصیلی مسلش (2002) و پرسشنامه استاندارد اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران (2001)، استفاده شد.روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی محتوایی و سازه (تحلیل عاملی تأییدی) مورد تأیید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی برآورد شد و مورد تأیید قرار گرفت. مقادیر روایی و پایایی برای پرسشنامه فرسودگی تحصیلی 08/0 > 07/0 RMSEA=، 89/0= α و 91/0CR= ، برای پرسشنامه اهداف پیشرفت 08/0 > 06/0RMSEA=، 79/0 = α و 72/0 CR=، و در پرسشنامه سبک پردازش اطلاعات، 08/0 > 06/0RMSEA=، 76/0 = α و 86/0، و برای سبک پردازش تجربی 91/0 CR=، بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی (مدل معادلات ساختاری) انجام گرفت که از طریق نرم افزارهایSPSS 26 و Lisrel 8.8 و smart pls اجرا شد.یافته ها: نتایج بیانگر آن بود که بین متغیرهای سبک پردازش اطلاعات خردگرا و اهداف تبحری (β=0/65)، سبک پردازش اطلاعات خردگرا و اهداف رویکردی(β=0/14)، سبک پردازش اطلاعات تجربی و اهداف رویکردی (β=0/30)، سبک پردازش اطلاعات تجربی و اهداف اجتنابی (β=0/29)، و اهداف اجتنابی و فرسودگی تحصیلی (β=0/15)، رابطه علّی مثبت و معنی داری وجود داشت. و بین متغیرهای سبک پردازش اطلاعات خردگرا و اهداف اجتنابی(β=-0/14) ، اهداف تبحری و فرسودگی تحصیلی(β=-0/87)، اهداف رویکردی و فرسودگی تحصیلی (β=-0/19)، رابطه منفی معناداری وجود دارد. تنها بین متغیر سبک پردازش اطلاعات تجربی و اهداف پیشرفت تبحری (β=0/09) رابطه معنادار نبود. بیشترین اندازه اثر مربوط به سبک پردازش اطلاعات خردگرا بر اهداف پیشرفت تبحری و اهداف پیشرفت تبحری بر فرسودگی تحصیلی بود. اثر سبک پردازش اطلاعات تجربی نیز با میانجی گری اهداف پیشرفت رویکردی بر فرسودگی تحصیلی، دومین اثر قدرتمند در مدل فرضی بود. سبک پردازش اطلاعات تجربی با میانجی گری اهداف پیشرفت اجتنابی بر فرسودگی تحصیلی، از نظر قدرت رابطه، در سومین جایگاه قرار گرفت و اثرگذاری آن در جهت افزایش فرسودگی بود. به طور کلی، نتایج پژوهش نشان داد که سبک پردازش اطلاعات دانشجویان با میانجی گری اهداف پیشرفت آنها، اثر غیر مستقیمی بر فرسودگی تحصیلی دارد.نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که افراد دارای سبک پردازش خردگرا بیشتر از اهداف پیشرفت تبحری استفاده می کنند و کمتر دچار فرسودگی تحصیلی می شوند. همچنین، افراد دارای سبک پردازش خردگرا از اهداف پیشرفت رویکردی استفاده می کنند و کمتر دچار فرسودگی تحصیلی می شوند، گرچه اتخاذ اهداف رویکردی در این افراد کمتر از اتخاذ اهداف تبحری است. از طرفی سبک پردازش اطلاعات تجربی با میانجی گری اهداف پیشرفت اجتنابی بر افزایش میزان فرسودگی تحصیلی اثرگذار است.لذا به سیاست گذاران و مدیران دانشگاهی پیشنهاد می شود با برگزاری دوره های آموزشی برای مدرسین و دانشجویان، راه کارهایی برای آموزش سبک پردازش خردگرا ارائه دهند و با ایجاد محیط تربیتی مناسب زمینه را برای اتخاذ اهداف پیشرفت تبحری توسط دانشجویان فراهم آورند، تا از این طریق از فرسودگی تحصیلی جلوگیری کنند. همچنین پیشنهاد می شود در گزینش افراد جهت بهره وری بهتر در زمینه تحصیل یا اشتغال، از افرادی که دارای سبک پردازش خردگرا هستند استفاده شود.
۸۱۴۳.

پیش بینی سطح گم گشتگی کاربران بر مبنای سطح کامل بودن مدل ذهنی، اضافه بار شناختی، تجربه و جنسیت آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این پژوهش شناخت نقش مدل ذهنی، اضافه‎بار شناختی، تجربه و جنسیت کاربران بر سطح گم‌گشتگی آن‌ها در تعامل با موتور جست‎وجوی گوگل است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از حیث نحوه گردآوری داده‎ها توصیفی از نوع همبستگی است. همچنین از رویکرد تحلیل ثبت وقایع مشاهدات که از روش‎های گردآوری داده در مطالعات تعامل انسان-رایانه ‎است نیز بهره گرفته شده است. جامعه پژوهش شامل 90 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز با استفاده از روش نمونه‌گیری غیر‌احتمالی از نوع جامعة در دسترس است. متغیر وابستة‌ پژوهش شامل سطح گم‌گشتگی، و متغیرهای مستقل شامل سطح کامل بودن مدل ذهنی، جنسیت، اضافه‌بار شناختی و تجربه هستند. نتایج پژوهش نشان داد که متغیر سطح گم‌گشتگی به‌ترتیب با مؤلفه‎های تجربه، جنسیت، مدل ذهنی و اضافه‎بار شناختی رابطه‌ای معنادار دارد؛ به‌گونه‎ای که با افزایش تجربه و سطح کامل ‎بودن مدل ذهنی کاربران، سطح گم‌گشتگی آن‌ها کاهش می‌باید. به‌گفته دیگر، هرچه سطح کامل ‎بودن مدل ذهنی کاربر افزایش پیدا کند، عناصر بیشتری از سامانه در مدل ذهنی کاربر وجود دارد و در نتیجة آن، درک از سامانه بیشتر و سطح گیجی و گم‌گشتگی کاهش می‎یابد. همچنین با افزایش اضافه‎بار شناختی گم‌گشتگی نیز افزایش می‌یابد. کاربرانی که از اضافه‎بار شناختی در حین جست‎وجو رنج می‌برند، نسبت به کاربران دیگر، گم‌گشتگی بیشتری دارند. همچنین، یافته‎ها نشان داد که هر یک از متغیرهای اضافه‎بار شناختی، جنسیت، تجربه و سطح کامل ‎بودن مدل ذهنی به‌تنهایی قادر است 7 تا 21 درصد از متغیر سطح گم‌گشتگی را پیش‌بینی کند. اما در تعامل متغیرها با یکدیگر دو متغیر تجربه و جنسیت قوی‎ترین متغیرهای پیش‌بین سطح گم‌گشتگی هستند؛ به‌گونه‌ای‌ که سطح گم‌گشتگی پایین با جنسیت مرد و سطح گم‌گشتگی بالا با جنسیت زن ارتباط دارد. به ‌بیان دیگر، کاربران زن بیشتر از کاربران مرد دچار گم‌گشتگی می‌شوند.
۸۱۴۴.

تاثیر عوامل سازمانی، فردی و اطلاعاتی بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بهداشتی (مورد مطالعه سیستم اطلاعاتی بهداشتی بیمارستان امیرالمومنین اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۹
هدف پژوهش حاضر، مطالعه تأثیر ابعاد سازمانی شامل فرهنگ اطلاعاتی، مالکیت سازمانی اطلاعات و استقلال شغلی؛ ابعاد فردی شامل گرایش به اشتراک اطلاعات و راحتی با رایانه و بُعد اطلاعاتی ویژگی های اطلاعات مبتنی بر رایانه بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بهداشتی بیمارستان امیرالمؤمنین اهواز بود. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت توصیفی- علّی بود. جامعه پژوهش تمامی کاربران سیستم های اطلاعاتی بیمارستان به تعداد 250 نفر بودند که 151 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب گردیدند. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر ابزار پژوهش های پیشین گردآوری شد. روایی ابزار به صورت محتوایی و سپس تحلیل عامل تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (85/0=α) تائید شد. داده ها با نرم افزارهای اس پی اس اس و ایموس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که فرهنگ اطلاعاتی (20/0=β و 440/2=t-value)، مالکیت سازمانی اطلاعات (18/0=β و 165/2 =t-value)، گرایش به اشتراک اطلاعات (22/0=β و 708/2 =t-value)، استقلال شغلی (17/0=β و 119/2 =t-value)، راحتی با رایانه (24/0=β و 929/2=t-value) و ویژگی های اطلاعات مبتنی بر رایانه (17/0 =β و 055/2=t-value) بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بیمارستان امیرالمؤمنین اهواز تأثیر دارد. نتیجه این که استفاده از سیستم های اطلاعاتی بیمارستانی یک مسئله پیچیده چندبعدی است و ویژگی های مختلف فردی، فرهنگی، سازمانی و فناورانه در آن تأثیر دارند.
۸۱۴۵.

رابطه بین فناوری اطلاعات و چالاکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف از پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین فناوری اطلاعات و چالاکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه پیام نور است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با استفاده از روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری کتابداران کتابخانه های دانشگاه پیام نور به تعداد ۱۱۲ نفر است که حجم نمونه با اس تفاده از فرمول کوکران ۸۶ نفر تعیین ش د و ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسش نامه استاندارد چالاکی سازمانی ، پرسش نامه میزان استفاده از فناوری اطلاعات و پرسش نامه مدیریت دانش است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که میان فناوری اطلاعات و چالاکی سازمانی رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد؛ به گونه ای که استفاده مؤثر از فناوری اطلاعات قادر است سطح چالاکی سازمانی را در میان کتابداران دانشگاه پیام نور ارتقا بخشد. همچنین مدیریت دانش با تمامی ابعاد خود تأثیر معناداری بر چالاکی سازمانی دارد. علاوه بر این، نتایج آزمون نقش میانجی نشان داد که ورود متغیر مدیریت دانش به مدل، توان پیش بینی فناوری اطلاعات نسبت به چالاکی سازمانی را به میزان 9 درصد افزایش می دهد. نتیجه گیری: هرچند فناوری اطلاعات به تنهایی بر چالاکی سازمانی مؤثر است؛ اما زمانی که مدیریت دانش دراین رابطه وارد می شود، توان پیش بینی و تأثیرگذاری افزایش می یابد. بنابراین، ترکیب بهره گیری مناسب از فناوری اطلاعات و توسعه نظام مند مدیریت دانش، می تواند به شکل معناداری در افزایش چالاکی سازمانی نقش آفرین باشد. این امر برای کتابخانه های دانشگاهی که با تغییرات سریع محیطی و نیازهای متنوع کاربران مواجه هستند، اهمیت ویژه ای دارد.
۸۱۴۶.

طراحی مدل جامع مدیریت امنیت داده در شبکه بانکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۵۰
هدف : داده ها در دنیای کنونی ارزشمندترین دارایی هر سازمان محسوب می شود، باید آن را کالای اساسی هر سازمان دانست و جهت افزایش امنیت آن کوشش نمود. براین اساس هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل جامع مدیریت امنیت داده در شبکه بانکی کشور است. روش پژوهش : روش پژوهش حاضر آمیخته اکتشافی است و برای گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده خواهد شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل گروه کیفی (مصاحبه از مدیران و خبرگان در حوزه شبکه بانکی کشور) و گروه کمی (پرسش نامه از مدیران، معاونان و کارکنان بانک های کشور) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای MAXQDA و SmartPLS استفاده شد. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که هشت مؤلفه (علل عمده حوادث امنیتی در بانک، موانع و نگرانی ها در اجرای انطباق امنیتی بهتر، استراتژی های امنیتی در شش ماه اخیر، اقدامات امنیت داده ها، چرخه امنیت داده ها، اقدامات امنیتی اضافی لازم برای بهبود امنیت داده ها، مکانیسم های امنیت داده در خدمات بانکداری برخط، خدمات مالی تحت تأثیر مکانیسم های امنیت داده ها) بر مدیریت امنیت داده در شبکه بانکی کشور تأثیر معنا داری دارند (05/0P<). نتیجه گیری: استراتژی های امنیتی باید با تمرکز بر آموزش کارکنان، تطبیق با مقررات جدید و تقویت هماهنگی بین بانکی، جهت بهبود پایداری و اعتماد در شبکه بانکی باشد. در مجموع، عوامل یاد شده با ایجاد یک چارچوب امنیتی منسجم، مدیریت امنیت داده را در شبکه بانکی کشور به سطح بالاتری ارتقا می دهند.
۸۱۴۷.

تأثیر کتاب درمانی گروهی بر پایه دوازده کهن الگوی سفرشخصیت بر تاب آوری و امید به زندگی درکودکان مبتلا به سرطان تحت درمان در بیمارستان بعثت همدان: یک مطالعه از منظر روان آنکولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۳
هدف : هدف پژوهش تعیین تأثیرکتاب درمانی گروهی بر پایه دوازده کهن الگوی سفر شخصیت بر تاب آوری و امید به زندگی درکودکان مبتلا به سرطان تحت درمان در بیمارستان بعثت همدان است. روش : روش این پژوهش نیمه تجربی با استفاده از طرح پژوهشی پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش است. در گروه آزمایش جلسات کتاب درمانی گروهی برگزارشد و هیچ مداخله ای بیش از اقدامات معمول در محیط پژوهش انجام نشد. نمونه پژوهش 30 نفر از کودکان مبتلا به سرطان 10 تا 14 ساله بودند که در مرحله اولیه بیماری قرارداشتند و حداقل یک دوره شیمی درمانی را گذرانده بودند. ابزار پژوهش دو پرسشنامه، تاب آوری کانر و امید به زندگی اشنایدر بود. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS انجام شد. یافته ها : نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین نمرات دو مؤلفه تاب آوری و امید به زندگی در گروه کنترل و آزمایش وجود دارد. تأثیر کتاب درمانی گروهی بر امید به زندگی در کودکان سرطانی 6/43 درصد و تأثیر کتاب درمانی گروهی بر تاب آوری 1/64 درصد است. این یافته ها حاکی از آن است که کتاب درمانی گروهی به عنوان یک مداخله روان شناختی–اجتماعی می تواند به افزایش تاب آوری و امید به زندگی کودک تحت درمان سرطان کمک کند و به عنوان بخشی از برنامه های مراقبت جامع روان آنکولوژی (سایکو انکولوژی) مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری : بین جلسات کتاب درمانی با تاب آوری و امید به زندگی در جامعه مورد بررسی رابطه معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، کتاب درمانی در هر دو مورد تأثیر داشته است و نتیجه داشت، تاب آوری و امید به زندگی هر دو معنا دارند و کتاب درمانی روی دو گروه تأثیر دارد.
۸۱۴۸.

اخلاق داده: تحلیل مفهومی اَبعاد و دلالت ها در سیاست گذاری داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
در این مقاله سعی شده تا بررسی شود که حوزه مطالعاتی اخلاق داده چه دلالت هایی برای سیاستگذاری داده ها دارد. در ابتدا، این حوزه معرفی شده و به تفاوت حوزه اخلاق داده و حوزه اخلاق علم داده پرداخته شده و استدلال شده که نسبت آن ها با هم عموم و خصوص من وجه است زیرا اخلاق علم داده عموماً به مسئله پردازش اخلاقی داده ها توسط متخصصان نرم افزار تمرکز دارد درحالی که اخلاق داده به تولید یا گردآوری، ذخیره سازی، بهینه سازی، توزیع و به اشتراک گذاری و استفاده از داده ها توسط شرکت ها متمرکز است. در ادامه به تفاوت این حوزه با حوزه اخلاق کلان داده اشاره شده و پس از مرور برخی پژوهش های حوزه اخلاق داده، دلالت های حوزه اخلاق داده برای سیاستگذاری داده ها در شش بُعد ارائه شده است: اقتصاد داده، گردآوری و خلق داده، مالکیت داده، داده های باز، کیفیت داده و حفاظت داده. یافته ها نشان می دهد که اخلاق داده، فراتر از مباحث رایج در اخلاق علم داده یا اخلاق کلان داده، مجموعه ای از دلالت های بنیادین برای سیاست گذاری داده دارد که در غیاب آن ها، زمینه برای سوگیری های ساختاری، بی عدالتی داده ای و بهره کشی شرکتی از کاربران فراهم می شود. نخست آنکه، اقتصاد داده کاربران را به کارگران دانشی بی مزد بدل کرده و داده های آنان را به منبع ارزش تجاری، ابزار تحکیم قدرت و سازوکاری برای جهت دهی رفتار مصرف کنندگان تبدیل می کند. تحلیل مفهومی متون نشان می دهد که گردآوری و خلق داده هیچ گاه خنثی نیست و همیشه تحت تأثیر مفروضات هستی شناختی، معرفت شناختی، روش شناختی و ساختارهای قدرت انجام می شود و ازاین رو داده خام، بی سوگیری یا «واقعیتِ بدون تفسیر» وجود ندارد. در حوزه مالکیت داده نیز روشن می شود که تمایز میان استفاده، کنترل و دسترسی پیامدهای متفاوتی برای حقوق افراد دارد و بسیاری از الگوهای رایج مالکیت، در عمل به نفع تولیدکنندگان داده و نه صاحبان بالقوه آن عمل می کنند. بررسی ها نشان می دهد که داده های باز تنها زمانی به شفافیت و امکان سنجش عمومی می انجامند که عدالت اطلاعاتی، توان تحلیل و دسترسی برابر تضمین شده باشد و در غیر این صورت، به ابزاری برای تقویت انحصار نخبگان فناور تبدیل می شود. در بعد کیفیت داده نیز آشکار شد که کامل بودن، سازگاری، به هنگام بودن و خصوصاً «ربط» نقش اساسی در جلوگیری از تصمیمات مغشوش و خطاهای سیاستی مبتنی بر داده دارند. افزون بر این، تحلیل یافته ها نشان می دهد که حفاظت داده اعم از جلوگیری از دسترسی نامجاز، صیانت از داده در برابر استفاده های ثانویه ی پیش بینی نشده، و کنترل انتقال ریسک از سازمان ها به کاربران، پیش نیازی بنیادین برای اعتماد عمومی و کاهش سوءاستفاده های شرکت ها و دولت ها است. در نهایت، پژوهش نشان می دهد که برخی اسناد و منشورهای اخلاقی سازمانی، بیشتر کارکردی نمایشی داشته و می توانند پوششی برای تداوم رفتارهای ضداخلاقی باشند.
۸۱۴۹.

Towards a Human-Centric Industry 5.0 Enabled by the Convergence of Artificial Intelligence, Internet of Things, and Blockchain

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۵
Industry 5.0 envisions a transformative industrial paradigm that goes beyond mere automation, emphasizing human-centricity, sustainability, and resilience. The convergence of Artificial Intelligence (AI), Internet of Things (IoT), and Blockchain forms a powerful technological foundation to achieve this vision, enabling intelligent, interconnected, and secure industrial operations. In this paper, we propose a comprehensive conceptual architecture for integrating these three technologies, facilitating seamless interaction between humans, machines, and decentralized systems. We conduct a systematic review of the existing literature, examining design patterns, practical use cases, adoption barriers, and key challenges. Additionally, we analyze real-world industrial implementations to extract insights, lessons learned, and best practices. Our findings highlight critical technical, governance, and scalability issues, including interoperability, data privacy, regulatory compliance, and infrastructure limitations. To address these challenges, we present a multiphase strategic roadmap for the deployment and adoption of AI–IoT–Blockchain convergence in human-centric industrial environments. Finally, we discuss emerging research directions, such as post-quantum blockchains, federated learning, autonomous economic agents, and resilient cyber-physical systems. Our analysis indicates that while the convergence of these technologies holds transformative potential for Industry 5.0, practical and scalable adoption requires careful system design, iterative prototyping, and robust policy frameworks. This study provides a structured reference for researchers, practitioners, and policymakers seeking to advance human-centric, sustainable, and technologically empowered industrial systems.
۸۱۵۰.

ترسیم و تحلیل شبکه هم نویسندگی مقالات فصلنامه خانواده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
هدف این مطالعه ارائه مروری جامع بر عملکرد محققان در بیست سال گذشته از انتشار فصلنامه مطالعات خانواده، با استفاده از رویکرد علم سنجی است. فصلنامه مطالعات خانواده به طور منظم با همکاری مرکز علوم خانواده و انجمن علمی روانشناسی بالینی کودک و نوجوان منتشر می شود. این فصلنامه میان رشته ای که به زبان فارسی منتشر می شود، از اردیبهشت ۱۳۸۴ در حال انتشار است. مطالعات خانواده بستری برای ارائه و تحلیل مطالعات، تحقیقات و مشارکت های نظری محققان و متخصصان در حوزه های مختلف دانش است که بر موضوعات مرتبط با خانواده تمرکز دارند. مطالعه حاضر از رویکرد علم سنجی توصیفی و کاربردی استفاده کرد. این مطالعه شامل جمع آوری تمام مقالات منتشر شده در فصلنامه مطالعات خانواده در یک دوره بیست ساله بود. تجزیه و تحلیل بر توزیع فراوانی نویسندگی در هر مقاله، وابستگی سازمانی نویسندگان و ضریب همکاری بین آنها متمرکز بود. داده های اولیه شامل مقالات منتشر شده در فصلنامه مطالعات خانواده از زمان آغاز به کار آن بود. این داده ها از وب سایت مجله و مقالات منتشر شده آن به دست آمد. برای تهیه ماتریس متقارن (ماتریس مجاورت) هم نویسندگی، از نرم افزار صفحه گسترده اکسل استفاده شد. نام هر نویسنده و تعداد همکاری های او با سایر نویسندگان در طول تاریخ انتشار فصلنامه مطالعات خانواده، به صورت دستی در نقاط تقاطع آنها در ماتریس متقارن ثبت شد. متعاقباً، برای تجسم و تحلیل شبکه هم نویسندگی، ماتریس مجاورت به نرم افزار UCI Net وارد شد و NetDraw، بسته مکمل آن، به کار گرفته شد. دلیل: بهبود وضوح، خوانایی و دقت فنی در عین حفظ معنای اصلی. مطالعه حاضر نشان داد که گروه های متشکل از چهار نفر یا بیشتر، بالاترین سطوح الگوهای هم نویسندگی را نشان می دهند.نتایج مطالعه نشان داد که روند انتشار مقالات در این فصلنامه با همکاری گروهی مشخص شده است که نشان دهنده ترجیح محققان برای کار تیمی است. این یافته با تحقیقات هارت (2000) همسو است که نشان می دهد تلاش های مشارکتی مؤثرتر از تلاش های فردی هستند. همکاری علمی را می توان به عنوان فرآیندی تعریف کرد که در آن افراد و گروه ها تلاش های خود را هماهنگ می کنند و به طور متقابل از یکدیگر برای انجام تحقیق و مشارکت در فعالیت های علمی سود می برند. در عصر حاضر که با همگرایی رشته های علمی مختلف مشخص می شود، تلاش های مشترک در تولید آثار علمی به طور فزاینده ای اهمیت یافته است. در طول چند دهه گذشته، همکاری و مشارکت علمی بین متخصصان رشته های مختلف شتاب قابل توجهی یافته است. تمرکز بر دستیابی به مقالات با کیفیت بالا از طریق یک شبکه همکاری گسترده برای انتشار در مجله ضروری است. محققان در یک حوزه علمی معمولاً آثار پیشینیان خود را بررسی می کنند تا مرزهای دانش را در حوزه تخصص خود درک کنند. برای شناسایی مرتبط ترین آثار علمی، محققان از روش های مختلفی برای ارزیابی و سنجش فعالیت های علمی در حوزه های خود استفاده می کنند.
۸۱۵۱.

نقش واسطه ای مهارت های ارتباطی در رابطه بین هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه ای (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه و اهداف: امروزه، در کنار تلاش هایی ک ه از س وی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی جهت فراهم آوری، سازماندهی و دسترس پذیری منابع علمی صورت می گیرد، شناسایی عوامل موثر بر کیفیت خدمات و بهبود آن نیز ضروری است. به همین دلیل طی پژوهش های مختلفی، متغیرهای موثر بر کیفیت عملکرد افراد (از جمله هوش هیجانی، استرس و اضطراب، مهارت های ارتباطی، سواد اطلاعاتی، وضعیت منابع و امکانات) شناسایی و معرفی شده اند پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی، و اضطراب کتابخانه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام گرفته است. روش ها: این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال 1402 (تعداد 2218) بودند. نمونه آماری تحقیق، 340 نفر است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه هوش هیجانی شات (1998)، پرسشنامه مهارت های ارتباطی زادبود (2022) و پرسشنامه اضطراب کتابخانه ای شهبازی و همکاران (2022) استفاده شد. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0، 85/0 و 81/0 به دست آمد. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی و نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: یافته های پژوهش میانگین هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان را به ترتیب 13/3، 33/3 و 08/3 نشان داد. همچنین، یافته ها نشانگر رابطه معنی داری بین هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای بود. همچنین، متغیر مهارت های ارتباطی نقش میانجی را در ارتباط بین هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه ای به میزان (ضریب) 23/0- واحد (52/0-×45/0) ایفا می کند. نتایج آزمون مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مدل مفهومی ارایه شده در خصوص رابطه هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای دانشجویان بود. بحث و نتیجه گیری: هوش هیجانی هم به طور مستقیم و هم از طریق مهارت های ارتباطی می تواند به کاهش اضطراب کتابخانه ای دانشجویان کمک نماید. دانشجویانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، مهارت های ارتباطی را به خوبی کسب کرده و این مهارت ها نیز باعث کاهش استرس ناشی از استفاده از کتابخانه می گردد. بر همین اساس، ضعف در مهارت های ارتباطی می تواند به نوعی تاثیری منفی بر تاثیر غیرمستقیم هوش هیجانی بر اضطراب کتابخانه ای داشته باشد. با تقویت هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی دانشجویان و تلاش مضاعف می توان انتظار داشت که اضطراب کتابخانه ای بیش از پیش کاهش یابد. حاصل این کار بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان و نیز ورود دانش آموختگان شایسته به بازار کار خواهد بود. آنچه مسلم است این که وجود نیروهای انسانی شایسته و کارآمد در عرصه های گوناگون می تواند احتمال موفقیت و رفاه بیشتر یک کشور را تقویت نماید. اصالت: رابطه سه متغیرِ هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان برای اولین بار مورد مطالعه قرار گرفته است. از این حیث، نتایج این پژوهش می تواند مورد توجه مدیران دانشگاه شهید مدنی آذربایجان قرار گیرد.
۸۱۵۲.

مصورسازی تولیدات علمی کلان داده ها در پایگاه استنادی وب آو ساینس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: این تحقیق با هدف مصورسازی تولیدات علمی کلان داده ها در پایگاه استنادی وب آو ساینس نوشته شده است.روش: این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. استخراج داده ها از طریق جستجوی عبارت" Ts=Big Data" در قسمت جست و جوی پیشرفته وب آو ساینس، انجام شد که در مجموع ۱۰۵۳ رکورد اطلاعاتی استخراج شد. جامعه آماری این تحقیق کلیه داده های مرتبط با تولیدات علمی ایران در این پایگاه استنادی در رابطه با کلان داده است. داده ها پس از استخراج، وارد نرم افزارهای علم سنجی شد.از نرم افزارهای علمی مثل ووس ویوور، بایب اکسل و یوسی نت استفاده شد. ووس ویور برای ترسیم نقشه، بایب اکسل برای مشخص شدن همایندی واژگان و یوسی نت برای ارتباط بین کلید واژه ها استفاده شده است.محتوا و یافته ها: یافته ها نشان داد در مجموع ۱۰۵۳ رکورد اطلاعاتی از ایران در رابطه با کلان داده ها در این پایگاه استنادی نمایه شده است. اولین مقاله مربوط به سال 2013بوده است. بیشترین همکاری کشور ایران در نوشتن مقالات با کشورهای آمریکا، استرالیا و انگلستان بوده است. همه تولیدات علمی به زبان انگلیسی بوده و دانشگاه آزاد با تولید ۲۴۰ رکورد اطلاعاتی، بیشترین میزان تولیدات علمی را داشته است. در بین نویسندگان امیر موسوی از Obdu Univ با ۴۸ رکورد اطلاعاتی و با ۱۸۵۱ استناد و با H-Index ۲۶ در رتبه اول قرار دارد.در این پژوهش واژه big data از خوشه ۲ با ۳۷۴ تکرار پربسامدترین کلیدواژه است. یافته های این خوشه نشان داد که بجز این واژه کلماتی مانند machine learning، deep learning، artificial intelligence و internet of thing نیز واژه های پر تکرار بوده اند و مورد توجه قرار گرفته اند. برای یافته های این پژوهش ۱۰۵۳ مدرک بازیابی شده است.به طور کلی داده ها از 4 خوشه تشکیل شده و خوشه دوم با 20 کلیدواژه، بزرگترین خوشه است.نتیجه گیری: تحلیل و مصورسازی تولیدات علمی کلان داده ها در پایگاه استنادی Web of Science می تواند به درک بهتر روندهای پژوهشی، شناسایی مفاهیم کلیدی و روابط میان آن ها کمک کند. با استفاده از روش های علم سنجی و ابزارهای مصورسازی، امکان تحلیل دقیق تر و بصری سازی اطلاعات فراهم می شود. این رویکرد می تواند به ارتقاء کیفیت پژوهش ها و تسهیل تصمیم گیری های استراتژیک علمی کمک شایانی کند.
۸۱۵۳.

واکاوی تأثیر سامانه مدیریت یادگیری در مدیریت دانش شخصی دانشجویان با نقش میانجی مهارت های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۲
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش شخصی با در نظر گرفتن نقش میانجی مهارت های ارتباطی است. روش شناسی : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها پیمایشی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان کارشناسی علوم ورزشی موسسه آموزش عالی توس (283) بود که براساس فرمول کوکران تعداد 165 نفر به شیوه تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته براساس سه پرسشنامه تأثیر کاربرد سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش لوئی، پرسشنامه مدیریت دانش شخصی محی الدین و آزیروانی و پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک بود که روایی این پرسشنامه ها توسط شش نفر از متخصصین مدیریت ورزشی و علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد بررسی و پایایی آن ها در مطالعه مقدماتی تأیید شد. تحلیل داده ها نیز در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و پی ال اس انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر الگوی پژوهش نشان داد که سامانه مدیریت یادگیری اثر مستقیم و معنی داری بر مدیریت دانش دارد؛ همچنین نقش مستقیم و معنی دار متغیر میانجی مهارت های ارتباطی در رابطه با اثرگذاری سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش تأیید شد. نتیجه گیری : در پژوهش حاضر تأثیر سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش دانشجویان رشته علوم ورزشی با میانجی مهارت های ارتباطی مورد بررسی قرار گرفت. مؤلفه های مؤثر بر قصد و رفتار به اشتراک گذاری دانش دانشجویان می تواند کمک شایانی به بهبود عملکرد دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی نماید. مسئولین نیز می بایست برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش در میان دانشجویان، توجه خود را به مؤلفه های مؤثر و ارتباط آن ها با هم نمایند؛ چراکه در این صورت نتایج مثبتی را هم برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و هم برای خود دانشجو به همراه خواهد داشت. اصالت: کاربرد سامانه مدیریت یادگیری در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به عنوان موضوعی که به سرعت فراگیر شده است بسیار مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به محدودیت پژوهش های انجام گرفته در این حوزه و به ویژه در حوزه بررسی این عامل با مدیریت دانش و مهارت های ارتباطی و به صورت خاص در بستر جغرافیایی ایران، پژوهش حاضر می تواند گامی مؤثر در راستای تکمیل ادبیات موجود و رفع بخشی از خلأ پژوهشی این عرصه باشد. نتایج حاصل از این پژوهش قابلیت کاربست به عنوان پایه ای نظری برای پژوهش های آتی را دارا می باشد.
۸۱۵۴.

میزان فراگیری سامانه های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) با تمرکز بر شاخص های WCAG2.2 و تجربه کاربران با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۲
تعامل با داده‌های وب و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات نقش مهمی در توسعه جامعه اطلاعاتی و ارتقای کیفیت زندگی افراد دارای معلولیت دارد. با وجود پیشرفت‌های دیجیتال، شکاف‌های دسترس‌پذیری و کاربردپذیری برای کاربران دارای آسیب بینایی همچنان پابرجاست. این پژوهش با تمرکز بر سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، میزان انطباق این سامانه‌ها با استانداردهای بین‌المللی دسترس‌پذیری (WCAG 2.2) و تجربه واقعی کاربران نابینا و کم‌بینا را بررسی می‌کند. نتایج می‌تواند به بهبود فراگیری، عدالت آموزشی و ارتقای کیفیت خدمات دیجیتال برای این گروه کمک کند. پژوهش حاضر با رویکرد غالب کمّی، به ارزیابی دسترس‌پذیری و کاربردپذیری سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برای کاربران با آسیب بینایی پرداخت. این مطالعه از دو روش اصلی بهره برد: نخست، ارزیابی فنی با استفاده از ابزار خودکار Accessibility Insights و وارسی مبتنی ‌بر آخرین نسخه ‌شاخص‌های استخراجی کنسرسیوم وب جهان‌گستر (ویرایش 2023) در دو اولویت A و AA با رویکرد فازی؛ و دوم، آزمون کاربردپذیری با کاربران واقعی نابینا و کم‌بینا از طریق تعریف وظایف مشابه در سامانه‌ها و مشاهده دقیق نحوه تعامل آن‌ها. داده‌های کمّی حاصل از زمان انجام وظایف، موفقیت در انجام آن‌ها و پرسشنامه‌های پیش و پس‌آزمون تحلیل آماری شدند. داده‌های آزمون کاربردپذیری نیز از طریق مشاهده رفتار کاربران با مشارکت 24 کاربر با آسیب بینایی (در مجموع، 48 بازدید)، شنیدن صفحه‌خوانNVDA و تحلیل کد HTML تکمیل شدند. عملکرد هر کاربر با نرخ تکمیل موفقیت‌آمیز کار، مدت‌زمان لازم برای انجام کارها، رتبه‌بندی رضایت و میزان دریافت راهنمایی و کمک اندازه‌گیری شد. نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی برای انتخاب کاربران با تجربه کافی انجام شد تا موانع ساختاری دسترس‌پذیری و کاربردپذیری شناسایی شود. ارتباط با کاربران به‌صورت آنلاین و ضبط کامل فرایند انجام شد. این روشِ چندوجهی، ترکیبی از دیدگاه‌های فنی و تجربه کاربران نهایی را دربرمی‌گیرد و اعتبار و جامعیت یافته‌ها را افزایش می‌دهد. نتایج ارزیابی فنی با ابزار خودکار نشان داد که در این سامانه‌ها به تضاد رنگ متن و پس‌زمینه توجه اندکی شده است. جایگزین‌های متنی برای عناصر غیرمتنی، برچسب‌گذاری عناصر فرم‌ها، برچسب و نام پیوند‌‌‌ها، برچسب دکمه‌ها و ... جزو مواردی است که نیازمند بررسی و بازبینی مجدد است. همچنین یافته‌ها نشان داد که هیچ‌یک از سامانه‌ها به‌طور کامل با WCAG2.2 مطابقت ندارند. «سامانه پیشینه» با بالاترین میزان تطابق با شاخص‌های دسترس‌پذیری در سطوح A (71 درصد) و AA(77 درصد)، دسترس‌پذیرترین سامانه بود؛ در حالی که «سامانه گنج» (50 درصد) کمترین میزان تطابق را در سطحAA نشان داد و سایر سامانه‌ها در سطوح مختلف، میزان دسترس‌پذیری متفاوتی را به نمایش گذاشتند. در اولویت A و AA گرچه شاخص‌های زیادی توسط سامانه‌ها تا حدودی رعایت شده، ولی برخی از شاخص‌ها اصلاً رعایت نشده است. نبودِ امکان پرش آسان از بلوک‌های تکراری محتوا، عدم استفاده از محتوای متنی واضح برای عناوین صفحات، عدم شناسایی و توصیف خطاهای پیش‌آمده برای کاربران، و عدم ارائه کامل برچسب‌ها و هدینگ‌های توصیفی و واضح با ترتیب منطقی از آن جمله است. داده‌های آزمون کاربردپذیری نیز نشان داد که انجام وظایف در سامانه‌ها در سطح متوسط و حتی آسان بوده است. میانگین‌های بالا، نشان‌دهندة اوضاع به‌نسبت مساعد سامانه‌های «ایرانداک» است. پژوهش حاضر با بررسی نظام‌مند تعامل کاربران صفحه‌خوان با سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) و تحلیل تطابق آن‌ها با آخرین نسخه شاخص‌های‌WCAG 2.2، گامی مؤثر در بهبود دسترس‌پذیری و کاربردپذیری این سامانه‌ها برای کاربران دارای آسیب بینایی برداشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌‌رغم برخی پیشرفت‌ها، نیاز به اصلاحات بنیادین در طراحی رابط کاربری، بهبود تضاد رنگ رنگ، ارائه جایگزین‌های متنی جامع، و بهینه‌سازی ساختار معنایی محتوا و فرایندهای انجام وظایف وجود دارد. همچنین، ارائه راهنماها و مستندات دسترس‌پذیر و افزودن قابلیت‌های ناوبری کلیدی مانند پیوند‌های پرش، برای ارتقای تجربه کاربری این گروه ضروری است. این مطالعه با استفاده از روشِ چندوجهی و مشارکت فعال کاربران نابینا و کم‌بینا، چارچوبی عملی و قابل اتکا برای ارزیابی و بهبود سامانه‌های تخصصی فارسی‌زبان فراهم کرده است. نتایج پژوهش می‌تواند به‌عنوان الگویی برای سامانه‌های مشابه در حوزه‌های پژوهشی و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد و بستری مناسب برای توسعه سامانه‌های فراگیرتر و عدالت‌محور در دسترسی به اطلاعات علمی فراهم آوَرَد. بدین‌ترتیب، این مطالعه گامی مهم در جهت ارتقای کیفیت خدمات دیجیتال برای کاربران آسیب‌پذیر و تحقق عدالت دسترسی به اطلاعات علمی محسوب می‌شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان