۱.
مقدمه و هدف: در عصر حاضر که فناوری های نوین به سرعت در حال تحول اند، توانایی افراد در یافتن، ارزیابی و استفاده از اطلاعات به صورت مؤثر، به عنوان یکی از مهم ترین مهارت های بقا و پیشرفت در زندگی شخصی، تحصیلی، شغلی و اجتماعی تلقی می شود. در این میان، سواد اطلاعاتی نه تنها یک ضرورت فردی، بلکه یکی از پیش نیازهای اساسی توسعه پایدار، یادگیری مادام العمر، و مشارکت مؤثر در جوامع دانش بنیان است. هوش مصنوعی با توانایی پردازش و تحلیل حجم عظیمی از داده ها، به یکی از کلیدی ترین ابزارها در عصر اطلاعات تبدیل شده است. این فناوری با ارائه راهکارهای نوین در مدیریت، ارزیابی و دسترسی به اطلاعات، پتانسیل بی شماری برای ارتقای سواد اطلاعاتی در بین فراگیران دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای سواد اطلاعاتی است. روش ها: این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی، کاربردی و ازنظر روش کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی است. جامعه آماری پژوهش را خبرگان حوزه هوش مصنوعی و سواد اطلاعاتی تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. معیار انتخاب خبرگان، داشتن حداقل ۳ سال سابقه فعالیت علمی و پژوهشی در این حوزه بود. حجم نمونه براساس اصل اشباع نظری تعیین شد. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که بر مبنای آن، داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند و در نهایت مدل مفهومی پژوهش تدوین گردید. برای اعتبارسنجی یافته ها از روش روایی صوری و محاسبه ضریب توافق بین کدگذاران استفاده شد که ضریب پایایی مصاحبه ها 92 درصد به دست آمد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در حوزه شرایط علی 13 کد، در حوزه شرایط زمینه ای25 کد، در حوزه شرایط مداخله گر 25 کد، در حوزه راهبردها 26 کد، در حوزه پیامدها 27 کد استخراج شد. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی به طور قابل توجهی به ارتقای سواد اطلاعاتی کمک کرده و توانسته است جنبه های مختلف این مهارت ها را بهبود بخشد. با استفاده از ابزارهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، کاربران قادر به یافتن اطلاعات دقیق تر و مرتبط تر شده اند. تحلیل حجم های بزرگ داده ها و شناسایی الگوها و روندها به کاربران کمک کرده تا درک عمیق تری از اطلاعات پیدا کنند و تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. همچنین، ابزارهای هوش مصنوعی در ارزیابی اعتبار منابع و شناسایی محتوای جعلی به کاهش انتشار اطلاعات نادرست و ارتقای دقت اطلاعات مؤثر هستند. اصالت: با وجود انجام پژوهش های متعدد در زمینه سواد اطلاعاتی و فناوری های نوین، مرور منابع نشان داد که تاکنون مطالعه ای جامع و نظام مند با تمرکز مستقیم بر نقش هوش مصنوعی در ارتقای سواد اطلاعاتی انجام نشده است. این پژوهش با رفع این خلأ، گامی نوآورانه در تبیین و تحلیل این رابطه نوظهور برداشته و زمینه ساز توسعه چارچوب های نظری و کاربردی در این حوزه شده است.
۲.
مقدمه و اهداف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر قابلیت های هوش مصنوعی بر بهره وری کتابداران، با تأکید بر نقش میانجی تسهیم دانش، در میان کتابداران کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی مستقر در تهران انجام شده است. روش ها: روش پژوهش از نوع پیمایش همبستگی و از منظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران که در مجموع 214 نفر بودند، با استفاده از فرمول کوکران و در نظر گرفتن پارامترهای آماری استاندارد، حجم نمونه پژوهش 137 نفر تعیین گردید. برای سنجش متغیرهای پژوهش از ابزارهای معتبر و استاندارد بهره گرفته شد. میزان استفاده از هوش مصنوعی از طریق پرسشنامه ای ۲۲ گویه ای در پنج بعد (مدیریت هوش مصنوعی، تصمیم گیری مبتنی بر هوش مصنوعی، زیرساخت هوش مصنوعی، آمادگی برای هوش مصنوعی، و مهارت های مرتبط با هوش مصنوعی)، بهره وری با ابزار ۱۷ گویه در چهار بُعد (کارایی، اثربخشی، تعهد و توانایی حل مسئله) و شاخص تسهیم دانش که شامل ۱۲ گویه بود، ارزیابی شد. تمامی ابزارها براساس طیف پنج درجه ای لیکرت طراحی شدند. روایی ابزارها از طریق تحلیل روایی همگرا و واگرا و پایایی آن ها با محاسبه آلفای کرونباخ تأیید شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین هوش مصنوعی و بهره وری کتابداران رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. همچنین، هوش مصنوعی اثر مثبت و معناداری بر تسهیم دانش داشت. از سوی دیگر، تسهیم دانش با بهره وری کتابداران رابطه مثبت و معناداری برقرار کرد. بحث و نتیجه گیری: تحلیل ها بیانگر آن است که تسهیم دانش به عنوان یک متغیر میانجی کامل، نقش مهمی در پیوند میان قابلیت های هوش مصنوعی و بهره وری کتابداران ایفا می کند. اصالت: این پژوهش به غنای ادبیات مرتبط با هوش مصنوعی در حوزه کتابداری کمک کرده و خلأهای موجود در فهم روابط میان فناوری های نوین و بهره وری منابع انسانی در کتابخانه ها را آشکار می سازد.
۳.
مقدمه و اهداف : این پژوهش به بررسی جامع پیاده سازی هوش مصنوعی در کتابخانه های دانشگاهی، شامل کاربردها، چالش ها، عوامل کلیدی، مزایا، سیاست ها، امکانات لازم و شایستگی های موردنیاز می پردازد. روش ها : پژوهش حاضر کاربردی و کیفی است که با روش مرور نظام مند و استفاده از چهارچوب PRISMA انجام شد. از بین ۱۴۶۷ مدرک بازیابی شده از پایگاه وب آو ساینس، ۳۱ مقاله مرتبط انتخاب و داده های موردنیاز استخراج شد. یافته ها: هوش مصنوعی قادر به بهبود فرآیندهایی در بخش های مختلف کتابخانه های دانشگاهی است. بااین حال، کمبود مهارت های تخصصی، نگرانی های امنیتی و محدودیت منابع از موانع اصلی محسوب می شوند. مهارت های نرم کتابداران نیز نقش کلیدی در موفقیت پیاده سازی دارد. بحث و نتیجه گیری: ادغام هوش مصنوعی منجر به تحول قابل توجه در خدمات کتابخانه های دانشگاهی می شود. سرمایه گذاری در آموزش و پذیرش فناوری های جدید برای بهره برداری از مزایای هوش مصنوعی و تثبیت جایگاه کتابخانه های دانشگاهی ضروری است. اصالت: اصالت پژوهش در ارائه نگاه همه جانبه به پیاده سازی هوش مصنوعی در کتابخانه های دانشگاهی است که کاربردها، چالش ها، الزامات انسانی و زیرساختی و سیاست های عملیاتی را پوشش می دهد و تحلیل راهبردی برای مدیران ارائه می کند. کلیدواژه ها: هوش مصنوعی، کتابخانه های دانشگاهی، چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی، پیاده سازی هوش مصنوعی، سیاست گذاری فناوری، مرور نظام مند.
۴.
مقدمه و اهداف: متاورس محیط مجازی سه بُعدی و تعاملی است که از ترکیب فناوری های واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، اینترنت و فضای دیجیتال ایجاد می شود. در این فضا، کاربران می توانند از طریق آواتار های دیجیتالی خود با دیگران تعامل داشته باشند، در رویداد ها شرکت کنند، اطلاعات را به صورت پویا مبادله نمایند و حتی فعالیت های اقتصادی و آموزشی انجام دهند. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی کاربردها، چالش ها و محدودیت های فناوری متاورس در حوزه کتابخانه ها انجام شده است. روش ها: این پژوهش به روش مرور نظام مند انجام شد. جامعه آماری شامل ۹ مقاله علمی و پژوهشی معتبر بود که براساس معیارهای انتخاب مشخص از پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و و بین المللی در بازه زمانی ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ (۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵) بازیابی شدند. جستجوی مقالات با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با متاورس و کتابخانه به دو زبان فارسی و انگلیسی انجام گرفت. معیارهای انتخاب شامل ارتباط موضوعی مقاله با متاورس و کتابخانه، انتشار در بازه زمانی مذکور، در برگرفتن حداقل پنج صفحه متن کامل، برخورداری از چکیده و متن کامل، و عدم تکرار مقالات بود. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که متاورس می تواند نقشی مؤثری در بهبود خدمات کتابخانه ای ایفا کند. اما، پیاده سازی این فناوری با چالش ها و محدودیت هایی همراه است.. از مهم ترین کاربردهای متاورس در کتابخانه ها می توان به تعاملات پیشرفته کاربران، ایجاد محیط های یادگیری و همکاری برخط، افزایش دسترسی جهانی به اطلاعات و کاهش هزینه ها اشاره کرد. چالش های اصلی شامل حفظ حریم خصوصی و امنیت داده ها، هزینه های بالای زیرساخت، نیاز به آموزش کاربران و شکاف دیجیتال بود. راهبردهای پیشنهادی برای رفع این چالش ها شامل توسعه زیرساخت های فنی و تأمین مالی، ارائه آموزش های تخصصی، تدوین سیاست های امنیتی و کاهش شکاف دیجیتال است. بحث و نتیجه گیری: ظهور متاورس منجر به تحول عمیق در کتابخانه ها شده و فرصت ها و چالش های متعددی را به همراه داشته است. یکی از چالش های اصلی کاهش مراجعات حضوری کاربران به دلیل دسترسی گسترده به منابع دیجیتال است. بااین حال، متاورس امکان ایجاد محیط های تعاملی و مجازی را فراهم کرده و به افزایش مشارکت کاربران در رویدادهای علمی و فرهنگی کمک می کند. اما مسائلی همچون حریم خصوصی و امنیت داده ها نیازمند سیاست گذاری دقیق و تدوین قوانین جدید هستند. توسعه زیرساخت های فنی، مالی و آموزشی برای ادغام موفق متاورس در کتابخانه ها ضروری است و در نهایت، ترکیب رویکردهای سنتی کتابخانه ها با فناوری های نوین، موجب ارتقای نقش آن ها به عنوان مراکز دانش در عصر دیجیتال خواهد شد. اصالت: کاربرد متاورس در حوزه کتابخانه ها به عنوان موضوعی نوپا، به ویژه در کشور های درحال توسعه، ازجمله زمینه های پژوهشی کمتر بررسی شده محسوب می شود. با توجه به محدودیت مطالعات انجام گرفته در این حوزه و به صورت خاص در بستر جغرافیایی ایران، پژوهش حاضر می تواند گامی مؤثر در راستای تکمیل ادبیات موجود و رفع بخشی از خلأ پژوهشی این عرصه باشد. نتایج حاصل از این پژوهش قابلیت کاربست به عنوان پایه ای نظری برای پژوهش های آتی و همچنین مبنایی عملیاتی برای پیاده سازی این فناوری در محیط کتابخانه ها را دارا می باشد.
۵.
مقدمه و اهداف: کیفیت زندگی کارى برنامه ای جامع و گسترده است که باعث افزایش رضایت، ارتقای یادگیری سازمانی و یاریگر تغییر و تحول کارکنان می شود. متغیرهای تأثیرگذار دیگری نظیر خودکارآمدی و دلبستگی شغلی نیز با کیفیت زندگی کاری در ارتباط است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و خودکارآمدی با نقش میانجی دلبستگی شغلی در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان است. روش ها : پژوهش حاضر با روش توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آمارى شامل تمامی کتابداران کتابخانه هاى دانشگاه هاى دولتی شهر اصفهان در سال 1403 به تعداد 101 نفر بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد متغیرها بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای اس پی اس اس 26 و اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین خودکارآمدی، بالاتر از حد متوسط و میانگین کیفیت زندگی کاری و دلبستگی شغلی کتابداران، پایین تر از حد متوسط بود. همچنین فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر وجود رابطه میان کیفیت زندگی کاری و خودکارآمدی با نقش میانجی دلبستگی شغلی در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه های شهر اصفهان تأیید شد و الگوی پیشنهادی و تمام ضرایب مسیرهای آن از برازش مناسبی برخوردار بودند. بحث و نتیجه گیری : با بهبود کیفیت زندگی کارى، محیط کارى کتابداران توسعه پیدا کرده و خودکارآمدى نیز افزایش می یابد که این افزایش موجب دلبستگی شغلی بیشتر کتابداران و افزایش علاقه مندى کاربران به کتابخانه و استفاده از آن خواهد شد. مدیران کتابخانه ها می توانند با ایجاد فضاى مناسب کارى، در نظر گرفتن پاداش براى کارهاى مثبت، حمایت از کتابداران در مقابل نظارت و نیز کاهش سطح اضطراب و استرس آنان، خودکارآمدى در کتابداران را تقویت نمایند. اصالت/ارزش: کیفیت زندگی کاری کتابداران به عوامل دیگری مرتبط بوده که توجه به این عوامل در جهت تقویت کیفیت زندگی کاری امری لازم و ضروری است. به نظر می رسد که تمرکز و بررسی توأمان کیفیت زندگی کاری با سایر مولفه های دخیل نظیر خودکارآمدی و دلبستگی شغلی از اصالت و تازگی برخوردار بوده و تاکنون انجام نشده است.
۶.
مقدمه و اهداف: امروزه، در کنار تلاش هایی ک ه از س وی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی جهت فراهم آوری، سازماندهی و دسترس پذیری منابع علمی صورت می گیرد، شناسایی عوامل موثر بر کیفیت خدمات و بهبود آن نیز ضروری است. به همین دلیل طی پژوهش های مختلفی، متغیرهای موثر بر کیفیت عملکرد افراد (از جمله هوش هیجانی، استرس و اضطراب، مهارت های ارتباطی، سواد اطلاعاتی، وضعیت منابع و امکانات) شناسایی و معرفی شده اند پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی، و اضطراب کتابخانه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام گرفته است. روش ها: این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال 1402 (تعداد 2218) بودند. نمونه آماری تحقیق، 340 نفر است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه هوش هیجانی شات (1998)، پرسشنامه مهارت های ارتباطی زادبود (2022) و پرسشنامه اضطراب کتابخانه ای شهبازی و همکاران (2022) استفاده شد. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0، 85/0 و 81/0 به دست آمد. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی و نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: یافته های پژوهش میانگین هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان را به ترتیب 13/3، 33/3 و 08/3 نشان داد. همچنین، یافته ها نشانگر رابطه معنی داری بین هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای بود. همچنین، متغیر مهارت های ارتباطی نقش میانجی را در ارتباط بین هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه ای به میزان (ضریب) 23/0- واحد (52/0-×45/0) ایفا می کند. نتایج آزمون مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مدل مفهومی ارایه شده در خصوص رابطه هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای دانشجویان بود. بحث و نتیجه گیری: هوش هیجانی هم به طور مستقیم و هم از طریق مهارت های ارتباطی می تواند به کاهش اضطراب کتابخانه ای دانشجویان کمک نماید. دانشجویانی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند، مهارت های ارتباطی را به خوبی کسب کرده و این مهارت ها نیز باعث کاهش استرس ناشی از استفاده از کتابخانه می گردد. بر همین اساس، ضعف در مهارت های ارتباطی می تواند به نوعی تاثیری منفی بر تاثیر غیرمستقیم هوش هیجانی بر اضطراب کتابخانه ای داشته باشد. با تقویت هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی دانشجویان و تلاش مضاعف می توان انتظار داشت که اضطراب کتابخانه ای بیش از پیش کاهش یابد. حاصل این کار بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان و نیز ورود دانش آموختگان شایسته به بازار کار خواهد بود. آنچه مسلم است این که وجود نیروهای انسانی شایسته و کارآمد در عرصه های گوناگون می تواند احتمال موفقیت و رفاه بیشتر یک کشور را تقویت نماید. اصالت: رابطه سه متغیرِ هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی و اضطراب کتابخانه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان برای اولین بار مورد مطالعه قرار گرفته است. از این حیث، نتایج این پژوهش می تواند مورد توجه مدیران دانشگاه شهید مدنی آذربایجان قرار گیرد.
۷.
مقدمه و اهداف: کتاب های الکترونیکی، یکی از مهم ترین ابزارهای دسترسی به اطلاعات برای کودکان و نوجوانان است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی دیدگاه های ناشران کودک و نوجوان نسبت به وضعیت کتاب های الکترونیکی کودک و نوجوان است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری (نظریه داده بنیاد) انجام شده است. با استفاده از روش گراندد تئوری به بررسی تجارب، عقاید و دیدگاه های ناشران و چالش های موجود در این زمینه پرداخته شد. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 9 ناشر کودک و نوجوان استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای هفت مرحله ای کلایزی و تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های اصلی این پژوهش به دو بُعد اصلی راهبردهای متمرکز بر عوامل مادی و راهبردهای متمرکز بر عوامل معنوی اشاره دارد. راهبردهای متمرکز بر عوامل مادی شامل مقوله، راهبردهای بازاریابی و فروش و عوامل اقتصادی است. طبق پرسش و پاسخ هایی که در محور سؤالات پژوهش صورت گرفت ناشران به راهبردهای بازاریابی متنوعی اشاره کردند که این راهبردها أثیر مثبتی در فروش منابع آن ها داشته است و راهبردهای نام برده هر ناشر تقریباً نزدیک و همسو با ناشران دیگر بود. همچنین در بُعد راهبردهای متمرکز بر عوامل معنوی به دو مقوله چالش های فرایند انتشار و ملاحظات اخلاقی اشاره دارد. بحث و نتیجه گیری : نتایج حاکی از آن است که با به کارگیری درست راهبردهای بازاریابی و تبلیغاتی، فرصت های خوبی برای فروش کتاب های و منابع الکترونیکی ایجاد می شود. براساس مصاحبه با ناشران، انتشارات رسا آوا و دانی به ترتیب بیش از ۱۳۰۰ و بیش از ۱۰۰۰ عنوان کتاب الکترونیکی منتشر کرده اند، که نشان دهنده گام بزرگی در این حوزه است و نسبت به ناشران دیگر، تعداد قابل توجهی محسوب می شود. پیاده سازی برنامه هایی مانند ایجاد کتابخانه دیجیتال، به کارگیری هوش مصنوعی برای بهبود کیفیت محتوا و تجربه کاربری، و ارتقای کیفیت منابع الکترونیکی (مانند طراحی گرافیکی، تعاملات صوتی و تصویری، و امکانات تعاملی) به حفظ و ارتقای جایگاه ناشران در رقابت کمک می کند. این اقدامات همچنین می تواند منجر به افزایش دسترسی به محتوا، تجربه کاربری بهتر، افزایش فروش، ارتقای کیفیت کتاب ها و جذب مخاطبان جدید شود. اصالت : این مقاله اطلاعات اصیلی درباره وضعیت نشر کتاب های الکترونیکی کودک و نوجوان در ایران و دیدگاه ناشران آنها به دست می دهد که از نقش آفرینان اصلی این حوزه می باشند.
۸.
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش شخصی با در نظر گرفتن نقش میانجی مهارت های ارتباطی است. روش شناسی : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها پیمایشی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان کارشناسی علوم ورزشی موسسه آموزش عالی توس (283) بود که براساس فرمول کوکران تعداد 165 نفر به شیوه تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته براساس سه پرسشنامه تأثیر کاربرد سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش لوئی، پرسشنامه مدیریت دانش شخصی محی الدین و آزیروانی و پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک بود که روایی این پرسشنامه ها توسط شش نفر از متخصصین مدیریت ورزشی و علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه فردوسی مشهد بررسی و پایایی آن ها در مطالعه مقدماتی تأیید شد. تحلیل داده ها نیز در دو بخش توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و پی ال اس انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر الگوی پژوهش نشان داد که سامانه مدیریت یادگیری اثر مستقیم و معنی داری بر مدیریت دانش دارد؛ همچنین نقش مستقیم و معنی دار متغیر میانجی مهارت های ارتباطی در رابطه با اثرگذاری سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش تأیید شد. نتیجه گیری : در پژوهش حاضر تأثیر سامانه مدیریت یادگیری بر مدیریت دانش دانشجویان رشته علوم ورزشی با میانجی مهارت های ارتباطی مورد بررسی قرار گرفت. مؤلفه های مؤثر بر قصد و رفتار به اشتراک گذاری دانش دانشجویان می تواند کمک شایانی به بهبود عملکرد دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی نماید. مسئولین نیز می بایست برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش در میان دانشجویان، توجه خود را به مؤلفه های مؤثر و ارتباط آن ها با هم نمایند؛ چراکه در این صورت نتایج مثبتی را هم برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و هم برای خود دانشجو به همراه خواهد داشت. اصالت: کاربرد سامانه مدیریت یادگیری در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به عنوان موضوعی که به سرعت فراگیر شده است بسیار مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به محدودیت پژوهش های انجام گرفته در این حوزه و به ویژه در حوزه بررسی این عامل با مدیریت دانش و مهارت های ارتباطی و به صورت خاص در بستر جغرافیایی ایران، پژوهش حاضر می تواند گامی مؤثر در راستای تکمیل ادبیات موجود و رفع بخشی از خلأ پژوهشی این عرصه باشد. نتایج حاصل از این پژوهش قابلیت کاربست به عنوان پایه ای نظری برای پژوهش های آتی را دارا می باشد.
۹.
مقدمه و اهداف : جهت گیری مذهبی می تواند موجب قبول مسئولیت اجتماعی شود. از طرفی قبول مسئولیت اجتماعی می تواند موجب شکل گیری شادابی اجتماعی شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر این است که به مطالعه رابطه بین جهت گیری مذهبی، شادابی اجتماعی و تمایل به اشتراک گذاری دانش در میان معلمان شاغل در آموزش وپرورش استان البرز بپردازد. روش ها : پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به شیوه توصیفی پیمایشی صورت گرفته است؛ زیرا در این پژوهش روابط میان متغیرها در قالب مدل علی مورد بحث قرار گرفت. جامعه پژوهش شامل معلمان شاغل در آموزش وپرورش استان البرز در سال 1403 بودند. به کمک نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران از میان 25300 معلم شاغل، 379 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت و رز، پرسشنامه شادابی لیندنبرگ و پرسشنامه اشترا ک گذاری دانش جین و دیگران است. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای سنجش پایی ابزارهای مزبور به ترتیب 81/0، 82/0، و 71/0 محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر به کمک نرم افزار لیزرل استفاده گردید. یافته ها : یافته ها نشان می دهد که جهت گیری مذهبی درونی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش اثر مستقیم و مثبت دارد؛ اما جهت گیری مذهبی بیرونی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش تأثیر معنا داری ندارد. همچنین جهت گیری مذهبی درونی بر همه ابعاد شادابی اجتماعی اثر مستقیم و مثبت دارد. درحالی که جهت گیری مذهبی بیرونی بر همه ابعاد شادابی اجتماعی اثر مستقیم و منفی دارد. همچنین همه ابعاد شادابی اجتماعی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش معلمان دارای اثر مستقیم و معنادار است. همچنین در بررسی مدل علی ارائه شده پژوهش مشاهده می شود که میزان واریانس تبیین شده تمایل به اشتراک گذاری دانش برابر با 48/0 است که نشان می دهد 48 درصد از تغییرات تمایل به اشتراک گذاری دانش توسط متغیرهای درون زا و برون زای موجود در مدل تبیین می شود. بحث و نتیجه گیری : جهت گیری مذهبی درونی از طریق شادابی اجتماعی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش معلمان دارای اثر غیرمستقیم و مثبت است. برخلاف جهت گیری مذهبی درونی، جهت گیری بیرونی از طریق شادابی اجتماعی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش معلمان اثر غیرمستقیم و منفی دارد. اصالت : رابطه بین جهت گیری مذهبی، شادابی اجتماعی و اشتراک گذاری دانش در میان معلمان آموزش و پرورش استان البرز برای نخستین بار مورد بررسی قرار گرفته است. از این حیث نتایج این پژوهش می تواند مورد توجه مدیران آموزش و پرورش استان البرز قرار گیرد.
۱۰.
مقدمه و اهداف : این پژوهش بر گسترش عملکرد کیفیت رابط کاربری وب سایت دانشگاه هنر اصفهان با تأکید بر نیازهای کاربران تمرکز دارد. بهره گیری از روش های مناسب و کاربرمحور در توسعه کیفیت وب سایت ها، قابلیت استفاده را افزایش می دهد و تعامل راحت تر و تجربه بهتری برای کاربران دانشگاهی فراهم می کند. مرور پیشینه این پژوهش نشان می دهد که وب سایت دانشگاه ها در ارائه کیفیت خدمات رضایت بخش و همسو با نیازهای کاربران خود، با مشکلاتی مواجه هستند. این پژوهش با مطالعه موردی دانشگاه هنر اصفهان، تلاش می کند، با هدف در نظر داشتن خواسته ها و مشکلات کاربران، اولویت های بهبود کیفیت وب سایت را از دیدگاه و رفتار آن ها استخراج کند. روش ها: تلفیق روش های تجربه کاربری «UX» از دیدگاه کاربرپژوهی، گسترش عملکرد کیفیت «QFD» و کانو «KANO» به ایجاد روشی نوآورانه کمک می کند. ترکیب مکمل این رویکردها، ضمن شناسایی و اندازه گیری خواسته های کاربران، سعی در لحاظ نمودن آن ها در تمامی مراحل پژوهش دارد. جمع آوری داده ها با مشاهده وب سایت دانشگاه هنر اصفهان و انجام مصاحبه انفرادی و گروهی و روش تست کاربردپذیری با 60 نفر از کاربران واقعی دانشگاه هنر اصفهان براساس نظرات متخصصان جمع آوری شده است. با ایجاد ماتریس QFD به استخراج الزامات کیفی کاربران در 5 دسته اصلی: استفاده پذیری، اطمینان پذیری، کاربردپذیری، دسترس پذیری و محتواپذیری با 20 بُعد فرعی پرداخته است. سپس براساس وزن هریک، خواسته های کاربران به ویژگی های فنی قابل اجرا و کمی با وزن مشخص تبدیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دو بُعد: کاربردپذیری (وزن نسبی 2/27 درصد) و اطمینان پذیری (وزن نسبی 9/24 درصد) دارای بیش ترین اهمیت از سوی دانشجویان است. بر این اساس الزامات طراحی شامل: معماری اطلاعات و جریان کاربری کارآمد (وزن نسبی 9/7 درصد)، پشتیبانی فنی و اصلاح خطاها (وزن نسبی 5/7 درصد) و طراحی رابط کاربری مناسب (وزن نسبی 1/7 درصد) از مهم ترین الزامات فنی برای بهبود وب سایت دانشگاه هنر اصفهان، و دارای همبستگی بالایی با نیازهای کاربران آن هستند. همچنین معیارهای مهم تر براساس رویکرد کانو بیش تر در طبقه الزامات عملکردی (تجربه کاربری) و الزامات اساسی (پایایی و فنی) قرار می گیرند. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که در بهینه سازی وب سایت ها ترکیب روش های تجربه کاربری با گسترش عملکرد کیفیت و کانو می تواند به عنوان رویکرد بهینه مؤثر با هزینه کم تر و سرعت بیش تر مورد استفاده دانشگاه ها قرار بگیرد. چهارچوب گسترش عملکرد کیفیت می تواند راهنمای قابل قبولی برای مدیران دانشگاهی و طراحان باشد تا دانشجویان بتوانند به راحتی تجربه کاربری مناسبی در وب سایت دانشگاه داشته باشند. اصالت: این پژوهش با بهره گیری از روش گسترش عملکرد کیفیت، می تواند به طراحی وب سایت دانشگاه های ایران کمک کند و از دیدگاه کاربران زمینه را برای ارتقای عملکرد آن ها فراهم آورد.