فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل ساختار واژگان و مفاهیم مقالات «علم اطلاعات و دانش شناسی» با استفاده از نگاشت های علمی هم واژگانی در پایگاه «وب آوساینس» است. روش به کاررفته در پژوهش حاضر تحلیل محتوای واژگان و مفاهیم متون است. در پژوهش حاضر از فنون رایج در علم سنجی شامل توزیع فراوانی قانون «برادفورد» و خوشه بندی سلسله مراتبی با رویکرد Between-Groups Linkage ، و همچنین، از تحلیل های آماری شامل فراوانی، درصد، و رگرسیون در نرم افزارهای SPSS و Excel بهره گرفته شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات (16475 مقاله) منتشرشده در پایگاه «وب آوساینس» طی سال های 2009-2013 است. در فرایند انجام پژوهش جهت یکدست سازی واژگان و مفاهیم عناوین مقالات از نرم افزار علم سنجی Ravar Premap استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که واژگان «اطلاعات»، «وب»، «پژوهش»، «تحلیل استنادی»، «دانش»، «کتابخانه»، «مجلات»، و «فناوری» محور اصلی مفاهیم مورد مطالعه در این رشته را تشکیل داده اند. همچنین، مفاهیم مورد مطالعه در 13 خوشه قرار گرفته اند که محورهای اصلی مطالعات شامل «آموزش و یادگیری، سواد اطلاعاتی»، «سازماندهی اطلاعات و دانش»، «منابع اطلاعاتی تحت وب و شبکه های اجتماعی»، «اخلاق حرفه ای در علم اطلاعات»، «انفورماتیک، ارتباطات و خدمات اطلاعات سلامت»، «مدیریت اطلاعات، نظام های اطلاعاتی، مدیریت دانش و نوآوری»، و «مطالعات و شاخص های علم سنجی و اطلاع سنجی» است. بررسی هم واژگانی مفاهیم علم اطلاعات و دانش شناسی بیانگر پدیداری حوزه های مطالعاتی نوظهور در مطالعات علم اطلاعات و دانش شناسی است. همچنین، شاهد حضور مطالعات میان رشته ای در بطن برون دادهای علمی علم اطلاعات و دانش شناسی هستیم.
آیا سازماندهی دانش حرکتی پارادایمی دارد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سازماندهی دانش نگرشی نوین در سازماندهی منابع است که رویکرد معنایی به این حوزه بخشیده است. این مقاله با هدف بررسی تغییرات صورت گرفته در بینش و معرفت شناختی حوزه سازماندهی طی دوره های زمانی به نگارش در آمده است تا مشخص شود که آیا حرکت و پیشرفت سازماندهی دانش مبتنی بر پارادایم [1] های علمی است؟ این تغییرات با تاثیرپذیری از دیدگاه پارادایمی به سازماندهی اطلاعات و دانش مورد تحلیل قرار گرفته است. روش شناسی: روش این پژوهش به صورت مروری تاریخی انجام شده است. بررسی های انجام شده در متون مختلف با تکیه بر نظریه توماس کوهن صورت گرفته است. از مطالعه و بررسی پژوهش های صورت گرفته توسط متخصصان حوزه سازماندهی برای دستیابی به روند شکل گیری سازماندهی اطلاعات و دانش استفاده شده است. تقسیم بندی های تاریخی بر اساس دیدگاه اسمیراگلیا در حوزه سازماندهی دانش انجام گرفته است. یافته ها: پیشرفت های فناوری اطلاعات در تأمین ابزارها و رویکردهای فلسفی به لحاظ تأمین هستی شناختی سازماندهی دانش بر رویکرد سازماندهی منابع اطلاعاتی تاثیرگذار بوده است. نتایج: سازماندهی دانش دارای حرکتی پارادایمی است. پارادایم های مبتنی بر رویکردهای فلسفی از جمله عمل گرایی و تجربه گرایی بر سازماندهی اطلاعات تاثیر بسزایی گذاشته است. این تغییرات رویکردهای فلسفی به همراه تغییرات فناوری های مورد استفاده در سازماندهی اطلاعات، پارادایم هایی را در زمینه سازماندهی منابع به وجود آورده است. گرایش به سازماندهی دانش در قرن 21 از نتایج تغییر پارادایم در این زمینه است. [1] paradigm
تدوین چرخه یکپارچه جهت اجرای مدیریت تجربه در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین چرخه یکپارچه مدیریت تجربه جهت اجرای مدیریت تجربه در سازمان ها می باشد. روش پژوهش در این مطالعه کیفی و نوعی از فرامطالعه به نام فراترکیب است. در راستای انجام پژوهش، پس از طراحی سوالات پژوهش، جستجوی نظام مند پژوهش ها بر اساس کلیدواژه های مرتبط از شش پایگاه داده داخلی و یازده پایگاه داده خارجی (از ابتدا تا پایان فروردین 1396) صورت گرفت و به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 13 پژوهش انتخاب گردید. با بررسی پژوهش های مذکور، هفت مرحله یعنی فعال سازی تجربه، جمع آوری تجربه، مهندسی تجربه، نگهداری تجربه، انتشار تجربه، ادراک تجربه و بکارگیری تجربه شناسایی گردید که به ترتیب از طریق هفت فرایند یعنی ارزیابی، ویرایش، ذخیره سازی، انتقال، مفهوم سازی، انطباق و به روزرسانی با یکدیگر مرتبط هستند. همچنین مراحل و فرایندهای مذکور به وسیله پنج مؤلفه یعنی فرهنگ سازمانی، فناوری مدیریت تجربه، راهبرد مدیریت تجربه، ابزار یا معیار اندازه گیری مدیریت تجربه و تیم مدیریت تجربه احاطه شده اند . براساس مراحل، فرایندها و مؤلفه های مذکور چرخه یکپارچه مدیریت تجربه تدوین و پایایی و اعتبار آن تأیید گردید. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای برنامه ریزی مدیران در اجرای مدیریت تجربه در سازمان مورد استفاده قرار گیرد.
تعامل کودکان با فهرست های رایانه ای: واکاوی ویژگی ها و عناصر مطرح در محیط رابط کاربری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:شناسایی عناصر مطرح در طراحی فهرست پیوسته کودکان با در نظر گرفتن ویژگی های کودکان و طراحی یک فهرست پیوسته نمونه برپایه این عناصر و بررسی چگونگی رفتار کودکان در استفاده از این فهرست. روش شناسی:با رویکرد ترکیبی و با استفاده از ابزارهای مصاحبه، روش بلند فکر کردن، و فایل های جستجو و ثبت رخداد داده های پژوهش گردآوری شد و برپایه تعامل آزمودنی ها با یک فهرست رایانه ای نمونه (آزمایشی) که توسط پژوهشگر طراحی شده بود انجام گرفت. یافته ها:ویژگی هایی مانند بهره گیری درست از نمادهای تصویری، رنگ و تقسیم بندی صفحه ها (چیدمان عناصر) به استفاده از فهرست توسط کودکان کمک می کند. همچنین کودکان بیشتر از شیوه جستجوی مروری موضوعی برای جستجوی کتاب ها در فهرست رایانه ای استفاده می کنند. همچنین این پژوهش سیاهه ای از ویژگی ها و عناصر مناسب برای طراحی فهرست های پیوسته کودکان ارائه می دهد. نتیجه گیری:رفتار اطلاع یابی کودکان در استفاده از فهرست به میزان قابل ملاحظه از نوع واکنشی است که در طراحی فهرست های کودکان باید در نظر گرفته شود.
رتبه بندی سیستم نرم افزار انباره داده در سامانه های مناقصه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به استفاده از فناوری اطلاعات و افزایش نرم افزارهای ارائه شده توسط ارائه دهندگان سیستم های نرم افزاری، انتخاب نرم افزار مناسب از میان نرم افزارهای ارائه شده از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین سازمان ها نیازمند سازوکاری هستند که قادر باشند تمامی جنبه های نرم افزارهای ارائه شده در مناقصات را برای انتخاب نرم افزاری مناسب که مطابق با نیازهای سازمان می باشد مورد بررسی و مقایسه قرار دهند. میتوان گفت انتخاب سیستم نرم افزاری مناسب یک مسئله تصمیم گیری چند معیاره است. در این مقاله، با استفاده از ادبیات تحقیق و نظر خبرگان، شاخصهای انتخاب سیستم نرم افزار مناسب مشخص شده سپس مدلی اجرایی به منظور انتخاب نرم افزار مناسب از میان نرم افزارهای ارائه شده در مناقصات سازمان ها، ارائه گردیده است. در طراحی این مدل از فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گیری شده است. همچنین برای نمایش نحوه پیاده سازی مدل، موردکاوی در زمینه انتخاب نرم افزار انباره داده ها انجام پذیرفته است.
مطالعه سیر تکاملی حوزه «خدمات و منابع مرجع» با استفاده از طیف سنجی سال انتشار مآخذ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با استفاده از تحلیل مآخذ استنادی با تأکید بر سال انتشار این مآخذ، می توان اهمیت آثار پیشین را برشمرد و خاستگاه های تاریخی یک حوزه پژوهشی را آشکار نمود. در این پژوهش، با روش طیف سنجی سال انتشار مآخذ، مهم ترین آثار تاریخی در حوزه خدمات مرجع مشخص شده است. روش: با استفاده از روش های رایج در حوزه علم سنجی و برای بررسی منابع تاریخی حوزه خدمات مرجع، داده های اولیه این پژوهش از پایگاه استنادی اسکاپوس استخراج گشته اند. استفاده از یک راهبرد جستجوی جامع، منجر به بازیابی تعداد 5007 رکورد گردید. سپس داده های اصلاح شده با استفاده از نرم افزارهای RPYS.EXE و RPYSi/o که مختص طیف سنجی سال انتشار مآخذ است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: توزیع تعداد مآخذ موجود در رکوردهای حوزه خدمات مرجع بر اساس سال انتشار آنها نشان می دهد که این حوزه در قرن نوزدهم شاهد جهش مهم در سال 1876 مربوط به اثر ساموئل گرین تحت عنوان « روابط فردی بین کتابداران و خوانندگان» بوده است. این حوزه در قرن بیستم شاهد سه جهش بوده است که به ترتیب در سال های 1964 برای اثر «سنجش و ارزیابی خدمات مرجع» تألیف روتشتاین ، 1982 برای کتاب «مقدمه ای بر کار مرجع» اثر ویلیام کتس، و 1986 اثر «اضطراب کتابخانه ای» تألیف ملون روی داده است. اصالت/ارزش : ارزش مقاله حاضر در نشان دادن آثار مهم حوزه خدمات مرجع است که از قرن نوزده به این سو بیشترین استنادات را به خود جلب کرده اند.
روش ردیابی چشم در تعامل انسان رایانه، بررسی فرایند تعامل برپایه داده های حرکات چشم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، عمده خدماتی که برای زندگی روزمره در دسترس انسان قرار می گیرد، از طریق نظام های رایانه ای است. خدماتی همانند جستجوی اطلاعات و خرید تحت وب جزء متداول ترین تعاملات کاربران با نظام های اطلاعاتی تحت وب هستند. کاربران اطلاعات دریافتی از طریق نظام های اطلاعاتی را واکاوی کرده و مورد پردازش قرار می دهند. نظریه پردازش اطلاعات در ذهن انسان تأکید دارد که فرد اطلاعات را از محیط دریافت، پردازش و تحلیل می کند. همچنین، درک محرک های پیرامونی، قرار دادن موارد درک شده در حافظه و بازیابی موارد یاد گرفته شده از حافظه در نظریه پردازش اطلاعات مورد بررسی قرار می گیرد. رابط کاربر امکان استفاده از سیستم و رسیدن به هدف کاربر در برقرار ارتباط با سامانه را مهیا می کند. اگر رابط کاربر به خوبی طراحی شده باشد مسیری که کاربر در آن برای انجام هدف ها و وظایفش به طور مؤثر و بهینه انجام می دهد روند منطقی خواهد داشت؛ در غیر اینصورت پراکندگی محیط رابط باعث استفاده نامناسب از آن می شود. به عبارت دیگر، اگر رابط کاربر بتواند توجه کاربر را جلب کند، تعامل به صورتی موفقیت آمیز انجام خواهد شد. برای بررسی نحوه تعامل انسان رایانه، روش ها و فنون بسیاری ابداع شده و به کار رفته است. روش ردیابی چشم، انجام پژوهش ها و دریافت داده های کیفی و کمی را ممکن می سازد. دستگاه بینایی یکی از تخصصی ترین عضوها در ادراک بشر و یکی از مهمترین حواس پنجگانه است. به همین دلیل، اعتماد بیشتری به داده های آن می شود. اساس توسعه این روش فرضیه چشم-ذهن است. معنی فرضیه چشم ذهن این است که ثبت حرکت چشم می تواند نشان دهنده توجه شخص در ارتباط با تصویر یا محرک مقابل وی باشد. این فکر کردن می تواند از علاقه یا مشکل پیش روی کاربر حکایت کند. انواع مختلف حرکات چشمی وجود دارند. اساس جستجوی دیداری متشکل از دو جزء است: خیره شدن ها و حرکات پرشی. ردیابی چشم، حجم عظیمی از داده های عینی در مورد فرایندهای توجه کاربران ارائه می کند. این فرایندها اغلب بسیار سریع و ناخودآگاه هستند. تفسیر داده های چشمی ثبت و ضبط شده سخت است و استخراج داده های آن به کار زیادی احتیاج دارد. افزون بر آن، شرایط محیطی اجرا و سلامت آزمودنی باید در نظر گرفته شوند. در نهایت می توان بیان داشت که حرکت های چشمی برای آگاهی از ویژگی های ادراکی پایین به بالا(عینی به ذهنی) از جهان بیرونی و فرایندهای شناختی بالا به پایین (از ذهن به واقعیت) در ذهن حیاتی هستند.
نظری بر مبانی فلسفی ربط: ثابت، سیال، یا هردو: ارزیابی ربط در نظام های بازیابی اطلاعات برمبنای دیالکتیک افلاطونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل دو رویکرد نظام گرایی و کاربرگرایی در نظام های بازیابی اطلاعات و ارزیابی ربط از منظر بنیان های معرفت شناختی و ارائه رویکردی ترکیبی مبتنی بر دیالکتیک افلاطونی. روش شناسی: پژوهش حاضر مطالعه ای نظری است که با نگاهی انتقادی دو رویکرد نظام گرایی و کاربرگرایی در نظام های بازیابی اطلاعات و ارزیابی ربط را تحلیل کرده و با توجه به نقاط قوت و ضعف احتمالی آن، روشی به نسبت جامع مبتنی بر دیالکتیک افلاطونی پیشنهاد داده است. یافته ها: به لحاظ معرفت شناختی، رویکرد نظام گرایی ریشه در فلسفه ثبات پارمنیدسی و رویکرد کاربرگرایی ریشه در فلسفه سیلان هراکلیتوسی دارد. تغییر در نیاز اطلاعاتی، شیوه دیدن جهان، و تغییر در فرایند قضاوت ربط را می توان با استفاده از نظریه سیلان هراکلیتوسی؛ همچنین تغییر قضاوت ربط درباره مدرکی واحد را در زمان های مختلف می توان با ثبات پارمنیدسی توضیح داد. برای پیروزشدن بر کاستی های این دو رویکرد در ارزیابی ربط مدارک بازیابی شده، به کارگیری روش دیالکتیکی افلاطونی می تواند روشی جایگزین باشد. نتیجه گیری: دیالکتیکی افلاطونی روش مرکب استقرایی – قیاسی است که در آن همه اجزای بازیابی اطلاعات در تمام مراحل جستجو به صورت یک کل دیده می شود که همه اجزای آن در عمل، در تعامل با یکدیگرند؛ بنابراین می تواند رویکردی مناسب برای ارزیابی "ربط" در نظام های بازیابی اطلاعات باشد.
میزان سواد رسانه ای و اطلاعاتی کتابداران کتابخانه های عمومی استان تهران و ارائه راهکارهایی جهت بهبود وضعیت آن ها
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۵
23 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تعیین میزان سواد رسانه ای و اطلاعاتی کتابداران کتابخانه های عمومی استان تهران و ارائه راهکارهایی جهت بهبود وضعیت آن هاست.<br /> روش: روش پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری را کتابداران کتابخانه های عمومی استان تهران تشکیل داده و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی منظم 150 تن از کتابداران استان تهران به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش حاضر، پرسشنامه محقق ساخته ای است که براساس مؤلفه های اعلام شده یونسکو طراحی شده است. <br /> یافته ها: یافته ها نشان داد مؤلفه تعامل و استفاده اخلاقی از محتوای رسانه ای و اطلاعاتی با میانگین 7/22 و مؤلفه خلق دانش با میانگین 2/13 به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین را در میان مؤلفه های سواد رسانه ای و اطلاعاتی کتابداران داشته اند. میانگین تمامی مؤلفه ها در وضعیت مطلوبی قرار دارند.<br /> نتیجه گیری: نتایج نشان داد میزان سواد رسانه ای و اطلاعاتی کتابداران کتابخانه های عمومی استان تهران بالاتر از میانگین حد متوسط می باشد. بنابراین راهکارهای پیشنهادی همچون برگزاری پیوسته ی دوره های آموزش ضمن خدمت و ایجاد شبکه های اجتماعی به منظور روزآمد کردن سواد کتابداران و تعامل بین آن ها و کاربران کتابخانه جهت اشتراک گذاری و خلق دانش می تواند به افزایش سطح سواد رسانه ای و اطلاعاتی کتابداران کمک کند.
اثربخشی تبلیغ طرح های کتاب خوانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور بر جذب مخاطب از نظر اعضای کتابخانه: مطالعه موردی کتابخانه های عمومی استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی کارهای تبلیغاتی درباره طرح های کتاب خوانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور بر جذب مخاطب به کتابخانه های عمومی استان زنجان است. روش پژوهش: نمونه آماری پژوهش شامل 333 مراجعه کننده به کتابخانه های عمومی استان زنجان است. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش پیمایشی- توصیفی است. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه طراحی شده بر اساس مدل آیدا است. برای پاسخگویی به پرسش های پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش میان اَبعاد جلب توجه، ایجاد علاقه، ایجاد تمایل و عمل انتخاب در مدل آیدا و تبلیغات طرح ملی نشست کتاب خوان رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد. بر اساس آزمون های اجرا شده، تبلیغات در بُعد ایجاد علاقه نسبت به دیگر اَبعاد ضعیف تر بود و بنابراین برای اثربخشی تبلیغات و معرفی هرچه بهتر طرح این بُعد باید بیشتر تقویت شود. علاوه بر این، میزان اثربخشی در دو بُعد جلب توجه و ایجاد تمایل یکسان، و میزان اثربخشی تبلیغات در بُعد تغییر رفتار بیشتر از اَبعاد دیگر بود. اولویت برگزاری طرح های کتاب خوانی بر اساس نظر مراجعه کنندگان بدین صورت بود: طرح ملی نشست کتاب خوان در رتبه اول، طرح جشنواره های کتاب خوانی در رتبه دوم، طرح پویش کتاب خوان مجازی در رتبه سوم، طرح کتاب خوان ماه رتبه چهارم و طرح کتاب خوان تخصصی در رتبه پنجم. می توان در مجموع همه اَبعاد مدل ارزیابی تبلیغات در مدل آیدا درباره طرح ملی نشست کتاب خوان حد مقبولی را نشان داده که ناشی از اثر تبلیغات است. از دیدگاه مراجعه کنندگان کتابخانه های عمومی استان زنجان طرح ملی نشست کتاب خوان مفید و متناسب با نیازهای اطلاعاتی مخاطبان است. ارزش/اصالت: پژوهش های پیشین کمتر به بررسی اثربخشی تبلیغات در حوزه کتابخانه و کتابداری پرداخته اند و این پژوهش اثربخشی تبلیغات طرح های کتاب خوانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور بر جذب مخاطب را از دیدگاه اعضای کتابخانه های عمومی استان زنجان نشان داده است.
طراحی شبکه دانش اجتماعی، برای توسعه سیستم عصرمدار ترویج سرمایه معنوی و اجتماعی در سامانه های علمی (مورد مطالعه: دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ضمن بررسی ادبیات سرمایه های معنوی و ارتباط آن با سایر سرمایه ها، همچون سرمایه های اجتماعی، به نقش رسانه در ترویج و تثبیت مفاهیم و مولفه های این دو سرمایه، با توجه به برجستگی نقش رسانه ها در تغییر نگرش ها پرداخته شده، راه خروج این مفاهیم از اتهام انتزاعی و غیر کاربردی بودن، کاربست رسانه ها در پرتو خط مشی هایی هوشمند برای نافذ کردن مولفه های این سرمایه ها، فرض شده است و در نتیجه با توجه به هدف فوق و اجماع خبرگانی که در پژوهش با آنها مصاحبه شد و تحلیل سلسله مراتبی تم های حاصله، شبکه های اجتماعی به مثابه تاثیرگذارترین رسانه حال حاضر در محیط های علمی و دانشگاهی معرفی شدند. بنابراین در پژوهش حاضر، شبکه دانش اجتماعی، به مثابه نوعی شبکه علمی جدید با کارکرد تخصصی معرفی می شود. شبکه ای که از عوارض و تهدیدهای مترتب بر مجازی شدن بیش از حد شبکه های اجتماعی متداول، مصون مانده و می تواند در فضای علمی واقعی جامعه اثرگذارتر جلوه کند. با استخراج تم های حاصله از مصاحبه ها، این نتیجه حاصل شد که نافذ نمودن سرمایه ی معنوی در سازمان های یادگیرنده و دانش بنیانی همچون دانشگاه تهران، از طریق رسانه ها، نیازمند طراحی و تعریف نوعی رسانه ی سامان مند مستقل و خودگردان است؛ رسانه ای برخوردار از ویژگی هایی که در سیستم های فوق هوشمند مجهز به سیستم برنامه ریزی سلولی عصرمدار توصیف می گردد.
توسعه هس تانشناسی فرایندمحور برای فناوری های مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ساخت هستان شناسی فناوری های مدیریت دانش بر اساس کاربرد آن ها در فرایندهای مدیریت دانش است. بنابراین، از یک سو تعریف دقیق فرایندهای مدیریت دانش و از سوی دیگر، تعریف فناوری های مدیریت دانش مد نظر است. جهت توسعه این هستان شناسی چرخه های مختلف ارائه شده برای فرایندهای مدیریت دانش بررسی و یک چرخه جامع جهت نگاشت فناوری ها انتخاب گردید. مفاهیم حوزه فناوری های مدیریت دانش از مبانی نظری مرتبط استخراج شده و شامل 234 واژه است. چهل ونه واژه، مفاهیم حوزه هستند، 184 واژه، نمونه های فناوری و یک واژه هم مربوط به رابطه طبقه ای بین این واژگان است. این واژه ها بر اساس نتایج مطالعات پیشین به فرایندها ارتباط داده شده اند. به منظور برقراری این ارتباط از مفهوم هستان شناسی استفاده گردید. هستان شناسی، توصیفی صریح و صوری از یک مفهوم سازی ذهنی اشتراکی است. به هستان شناسی مد نظر این پژوهش که تنها روابط طبقه ای را در بر می گیرد، سلسله مراتب شمول گفته می شود. جهت توسعه این هستان شناسی از رویکرد توسعه با استفاده از ابزار مهندسی هستان شناسی و همچنین، از روش «نوی» استفاده گردید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، نرم افزار پروتژه 5 است که زبان OWL را پشتیبانی می نماید. جهت ارزیابی هستان شناسی ارائه شده، از معیارهای سازگاری، اختصار و بازیابی دانش فناوری های مدیریت دانش توسط خبرگان استفاده گردیده است. هستان شناسی ارائه شده، فهم مشترکی از حوزه فناوری های مدیریت دانش ارائه می دهد. تصمیم گیری در مورد انتخاب فناوری ها و منطق پشت این تصمیمات به طور دقیق مستندسازی نشده و در سطح وسیع به اشتراک گذاشته نمی شود. از این رو، حجم زیادی از دانش باارزش به هدر می رود. از این منظر، از این هستان شناسی به عنوان یک منبع مشترک دانش استفاده می شود. بر اساس اطلاعات در دسترس محقق، تاکنون در این حوزه هیچ هستان شناسی رسمی ارائه نشده و بارگذاری آن در محیط وب بستری برای تسهیم دانش متخصصان این حوزه در سراسر جهان فراهم می کند. علاوه بر این، به تصمیم گیری در انتخاب فناوری مناسب بر اساس فرایندهای مدیریت دانش کمک می نماید.
ارائه چارچوبی برای تبیین شایستگی های مدیر ارشد دانش با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به ارائه چارچوبی برای تبیین شایستگی های مدیران ارشد دانش در سازمان ها پرداخته است. به این منظور، روش تحقیق فراترکیب مورد استفاده قرار گرفت. از 161 منبع یافت شده، طی مراحل فراترکیب، 15 مقاله با معیارهای مورد پذیرش منطبق بود. در نتیجه ترکیب یافته ها، 60 کد و پنج مفهوم اصلی (تخصص در مدیریت دانش، تسلط بر دانش کسب وکار سازمان، مهارت های میان شخصی، مهارت های مدیریتی و ویژگی های شخصی) شناسایی شدند. همچنین مفهوم اصلی تخصص در مدیریت دانش شامل شش زیرمفهوم استراتژی ها، فرایندها، فناوری ها، ساز و کارها، پژوهش ها و پروژه های مدیریت دانش بود که مدیر ارشد دانش بایستی در آنها تخصص داشته باشد. در نهایت دو مقوله در سطح شایستگی های فنی و اجتماعی شناسایی گردید که مفاهیم تخصص در مدیریت دانش، تسلط بر کسب و کار سازمان به عنوان شایستگی های فنی و نیز مفاهیم مهارت های میان شخصی، ویژگی های شخصی و مهارت های مدیریتی در مقوله شایستگی های اجتماعی طبقه بندی گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت مدیر ارشد دانش بایستی دارای مهارت های فنی-اجتماعی [1] باشد. در مرحله بعد با استفاده از روش تجزیه و تحلیل آنتروپی شانون، میزان پشتیبانی مطالعات گذشته از کدها و مفاهیم بررسی شد. در میان کدها، شناخت برنامه های کاربردی و فناوری های مدیریت دانشی و در میان مفاهیم، مهارت های مدیریتی دارای بیشترین ضریب اهمیت بودند. سازمان ها می توانند از نتیجه این پژوهش برای انتخاب مدیران ارشد دانش بهره ببرند. مقاله ای که شایستگی های مدیران ارشد دانش را با روش فراترکیب و به طور جامع طبقه بندی نماید، مشاهده نشد و از این رو، مقاله در روش شناسی و نتایج دارای نوآوری است. [1] Socio-technical
تدوین نظریه یکپارچه مستندسازی تجربه و بررسی وضعیت آن از دیدگاه کارشناسان در یک سازمان دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مستندسازی تجربه یکی از منابع اساسی حفظ، توسعه و انتقال دانش است و تحقق آن در یک سازمان بدون شناخت جایگاه مستندسازی تجربه امکان پذیر نیست. بنابراین این پژوهش با دو هدف تدوین نظریه یکپارچه مستندسازی تجربه و بررسی وضعیت آن از دیدگاه کارشناسان در یک سازمان دولتی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی و با روش تحلیلی و پیمایشی است. برای دستیابی به هدف اول، پس از طراحی سؤالات پژوهش، جستجوی نظام مند پژوهش ها بر اساس کلیدواژه های مرتبط از شش پایگاه داده داخلی و یازده پایگاه داده خارجی (از ابتدا تا پایان فروردین 1396) صورت گرفت و به روش نمونه گیری هدفمند از تعداد 111 پژوهش، 29 پژوهش انتخاب گردید. با بررسی پژوهش های مذکور مفاهیم مرتبط با مستندسازی تجربه استخراج و براساس اشتراک محتوا طبقه بندی و با توجه به پدیده، زمینه، علت، مداخله گر، راهبرد و پیامد مورد طبقه بندی مجدد قرار گرفت. سپس ارتباط موارد مذکور در قالب یک الگو طراحی و با نوشتن قضایا نظریه یکپارچه مستندسازی تجربه تدوین و برازش آن مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. برای دستیابی به هدف دوم نیز براساس نظریه مذکور پرسشنامه ای طراحی گردید. سپس تعداد 42 نفر از کارشناسان یک سازمان دولتی در شهر اصفهان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و دیدگاه آنان در زمینه وضعیت مستندسازی تجربه دریافت شد. نتایج آزمون تی وابسته نشان داد از دیدگاه کارشناسان در وضعیت موجود میزان مستندسازی تجربه در سازمان پایین تر از وضعیت مطلوب است. همچنین نتایج آزمون فریدمن نشان داد که رتبه بندی مؤلفه های مستندسازی تجربه در وضعیت موجود به ترتیب شامل ماهیت (یا پدیده، زمینه و علت)، پیامد، زیرساخت (یا مداخله گر مثبت)، مانع (یا مداخله گر منفی) و راهبرد مستندسازی تجربه بوده در حالی که در وضعیت مطلوب باید به ترتیب شامل پیامد، زیرساخت، راهبرد، ماهیت و مانع مستندسازی تجربه باشد.
مدیریت ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده بر مبنای استاندارد فراداده ای متس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، مدیریت ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده بر مبنای استاندارد فراداده ای متس بر اساس دیدگاه صاحب نظران بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل 26نفر از صاحب نظران حوزه حفاظت رقمی بود. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای روایی آن از نظر اعضای صاحب نظران حوزه حفاظت رقمی استفاده گردید و به منظور سنجش پایایی از دو روش تنصیف و آزمون آلفای کرونباخ (91/0) استفاده شد.یافته های پژوهش نشان داد که استاندارد فراداده ای متس استاندارد مناسبی برای مدیریت ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده بوده و می توان از ویژگی های آن برای حفظ، انتقال و مدیریت این منابع ارزشمند بهره برد. نتایج این پژوهش می تواند به مدیریت محتوای ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده کمک کند و زمینه ساز ایجاد پروفایل ملی برای ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده در ایران گردد .
فهم گذار از قدرت آفرینی دانش به قدرت آفرینی اشتراک دانش (یک روش کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای امروز، حوزه معرفت شناسی هم دچار تغییر و تحولات اساسی شده است، به نحوی که شاهد گذار از مرحله قدرت آفرینی دانش به مرحله قدرت آفرینی اشتراک دانش هستیم. بنابراین هدف پژوهش حاضر فهم گذار از قدرت آفرینی دانش به قدرت آفرینی اشتراک دانش از دید دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز است. روش: در پژوهش حاضر از رویکرد نظریه داده بنیاد که یک شیوه پژوهش کیفی است، بهره گرفته شده است و با تعداد بیست نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز به روش نمونه گیری هدفمند مصاحبه صورت گرفت. مصاحبه تا اشباع داده ها ادامه یافت. تحلیل اطلاعات بلافاصله پس از مصاحبه ها بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد از نظر دانشجویان چهار مضمون اصلی زمینه ساز اشتراک دانش در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می باشند. مضامین فرعی دینداری (اعتقاد و باور دینی، زکات علم، نشر علم) در سرمایه اجتماعی دانشگاهی (اعتماد بین فردی، تشکیل اجتماع علمی)، در ارتقای کیفیت خدمات دانشگاهی (تأمین امکانات و منابع، زیرساخت های تکنولوژیکی)، در عوامل انگیزشی (حمایت های کلان، حمایت های خرد) . هر کدام از مضامین اصلی دارای زیرمجموعه های فرعی هم بودند. مقوله محوری در این پژوهش مفهوم سرمایه اجتماعیِ دانشگاهی است. نتیجه : یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد بیشتر پاسخگویان، سرمایه اجتماعیِ دانشگاهی را زمینه ساز اصلیِ اشتراک دانش می دانند. با این حال، تأثیر متغیرهای اقتصادی، فرهنگی و انگیزشی را هم در رابطه با اشتراک دانش باید در نظر گرفت.
گسترش پذیری جستجو و بازیابی مدارک در پایگاه های اطلاعات علمی فارسی: مورد پژوهشی پیوسته نویسی و جدانویسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله مطالعه میزان توجه سه پایگاه اطلاعات علمی فارسی «بانک اطلاعات نشریات کشور»، «مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی» و «مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری» به گسترش پذیری جستجو و بازیابی مدارک (مقالات) به صورت پیوسته نویسی و جدانویسی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف در ردیف پژوهش های کاربردی و از نظر طرح پژوهش از نوع تحلیل محتوا بوده است. جامعه آماری شامل مجموعه مدارک موجود در سه پایگاه اطلاعات علمی فارسی بود (29142 مدرک) که با استفاده از فرمول کوکران، 432 مدرک از آنها با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب (نسبتی) انتخاب شد. ابزار پژوهش یک سیاهه وارسیِ محقق ساخته بود. سیاهه وارسی شامل ده قاعده از مجموعه قاعده های پیوسته نویسی و جدانویسی کتاب «دستور خط فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی» به همراه مصداق های «واژگان یا کلیدواژه های انتخابی» از هر قاعده بود که امکان رخداد جدانویسی و پیوسته نویسی آنها در هنگام نگارش وجود داشت. یافته ها: نتایج نشان داد میان پایگاه های اطلاعات علمی فارسی از نظر قابلیت بازیابی مدارک با هر یک از شکل های نگارشی اعم از پیوسته نویسی و جدانویسی تفاوت وجود دارد. علاوه بر این، یافته ها نشان داد، تنها 3/5% از مدارک انتخابی در هنگام جستجو در پایگاه های اطلاعاتی مورد مطالعه با همه شکل های نگارشی قابل بازیابی بود. در مقابل، 7/94% مدارک انتخابی فقط با همان حالت ثبت شده در پایگاه بازیابی شد. همچنین، مقایسه شکل نگارشی مصداق ها در عنوان، چکیده و کلمات کلیدیِ نسخه پی.دی.اف مدارک با اطلاعات نمایه شده از همان مدارک در پایگاه های اطلاعات علمی فارسی نشان داد، شکل نگارشی بخش قابل توجهی از مصداق های مدارک از حالت نگارشی نزدیک نویسی به جدانویسی یا پیوسته نویسی تغییر یافته است. نتیجه گیری: با توجه به اینکه در پایگاه های مورد مطالعه چالش های پیوسته نویسی و جدانویسی به طور جامع و به منظور بهبود جامعیت نتایج جستجو مورد توجه قرار نگرفته است، این وضعیت نامطلوب می تواند به ازدست دادن مدارکی بینجامد که با دیگر شکل های نگارشی در پایگاه های اطلاعاتی ذخیره شده اند.
بررسی مقایسه ای مدل های بازاریابی محتوایی از نظر مراحل و فرآیند اجراء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: محتوای جذاب یکی از سه دلیلی است که مردم نشان ه ای تجاری را در رسانه های اجتماعی دنبال می کنند. چنین محتوایی از آنجا که کاربران را آموزش و نسبت به خرید متقاعد می سازد از اهمیت بالایی برخوردار است و بازاریابی بر اساس آن مستلزم چارچوب و مدل مشخصی است که فرایندهای لازم برای انجام آن را تبیین کند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای انواع مدل های بازاریابی محتوایی از نظر مراحل و فرآیند اجراء به دنبال شناسایی و تبیین مراحل و فرایندهای اصلی بازاریابی محتوایی و درک بهتر آن می باشد. روش شناسی: رویکرد پژوهش حاضر اکتشافی است و از روش کتابخانه ای جهت شناسایی و بررسی مدل های بازاریابی محتوایی استفاده می کند. یافته ها: از بررسی و مقایسه نه مدل فرایندی بازاریابی محتوایی، چهار مرحله «برنامه ریزی؛ تولید؛ توزیع و سنجش» به عنوان اصلی ترین مراحل بازاریابی محتوایی شناسایی شدند. نتیجه گیری: بررسی نشان داد از میان مدل های مورد بررسی مدل دیدنر دربرگیرنده چهار مرحله اصلی شناسایی شده است که می توان از آن به عنوان مدلی ساده و جامع برای اجراء و پیاده سازی بازاریابی محتوایی نام برد.
تحلیل محتوایی نشر دانش در سه فصلنامه حوزه مدیریت فناوری و نوآوری
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۷
19 - 37
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی جریان دانشی و محتوایی سه فصلنامه اصلی حوزه مدیریت فناوری و نوآوری که شامل فصلنامه سیاست علم و فناوری، فصلنامه مدیریت نوآوری و فصلنامه مدیریت توسعه فناوری است، پرداخته شده است . هدف این مقاله بررسی و مقایسه جریان های دانشی فصلنامه ها و شناسایی ویژگی های اصلی آن در طی پنج سال انتشار فصلنامه ها از سال 1392 تا 1396 است. در این مقاله تلاش شده است تا جریان دانشی فصلنامه، ویژگی های اصلی فصلنامه و مقالات چاپ شده در آن و همچنین ویژگی های محتوایی آن مفاهیم و موضوعات مقالات و شمایی کلی از این مقاله را در اختیار پژوهشگران این حوزه دانشی قرار دهد. بررسی این سه فصلنامه در دو بخش صورت پذیرفته است. در بخش نخست به بررسی جریان دانشی و دسته بندی موضوعی مقالات هریک از سه فصلنامه و مقایسه آن ها با یکدیگر پرداخته شده است؛ و در بخش دوم به تحلیل و مقایسه حوزه صنعتی که به آن پرداخته اند مبادرت گردیده است.<br /> بررسی ها نشان می دهد که سه فصلنامه ذکر شده در این سال ها به موضوعات مختلف این حوزه پرداخته و خوشه هایی که هر کدام از فصلنامه ها در مجموع بیشتر از سایر فصلنامه ها به آن پرداخته بودند به این شکل بود که در فصلنامه سیاست علم و فناوری آموزش عالی، سیاست و قتصاد؛ در فصلنامه مدیریت نوآوری مدیریت نوآوری، مدیریت دانش و استراتژی؛ و در فصلنامه مدیریت توسعه فناوری، مدیریت فناوری، صنعت و تکنولوژی بیشتر مورد نشر قرار گرفته بود.
میزان آمادگی دانشجویان و نگرش اساتید نسبت به پیاده سازی نظام یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۴ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۱۳)
157 - 181
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشجویان و اساتید به عنوان مهم ترین عناصر سیستم آموزشی، نقش محوری و تعیین کننده برای به کارگیری مؤثر و موفقیت آمیز فناوری یادگیری الکترونیکی در امر آموزش و یادگیری دارند و اطلاع از آمادگی و نگرش آن ها جهت پیاده سازی و اجرای موفقیت آمیز چنین روشی ضروری می نماید. لذا پژوهش حاضر در راستای جامه ی عمل پوشاندن به چنین ضرورتی صورت گرفته و با هدف بررسی میزان آمادگی دانشجویان و نگرش اساتید دانشگاه شهید مدنی آذربایجان نسبت به نظام یادگیری الکترونیکی طراحی گردیده است. روش: پژوهش توصیفی- پیمایشی حاضر بر روی 218 نفر از دانشجویان و 198نفر از اساتید دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی 94- 1393 که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند، انجام گرفت. میزان آمادگی دانشجویان و نگرش اساتید نسبت به یادگیری الکترونیکی با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سنجیده شد. تحلیل های آماری مورد استفاده در این پژوهش، آمار توصیفی و استنباطی (جدول فراوانی، نمودار ستونی، میانگین و انحراف استاندارد، از آزمون های t تک نمونه ای t مستقل و آزمون F) بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان برای شرکت در یادگیری الکترونیکی از آمادگی در سطح متوسط برخوردار هستند. و همچنین نتایج نشانگر این است که اساتید این دانشگاه از نگرش موافقی نسبت به پیاده سازی نظام یادگیری الکترونیکی برخوردارند. تجزیه و تحلیل نتایج مشخص کرد که بین میزان آمادگی دانشجویان در دانشکده های مختلف برای شرکت در یادگیری الکترونیکی، تفاوت معنی داری وجود دارد. اما در مورد بقیه ی سؤال ها تفاوت معنادار نبود