فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1505 - 1539
حوزههای تخصصی:
Background: Mobile networks today specifically 5G require appreciable secure networks because of the emerging risks due to the growth in the deployment of network structures. Discovered weaknesses of cryptographic conventional methods to quantum computing breakthroughs make it necessary to develop quantum-resistant solutions. Objective: The article analysing Quantum Key Distribution (QKD) protocols in improving cryptographic performance in 5G networking environment, with emphasis on incorporating QKD into 5G network designs. Methods: The study performed both a systematic literature review and an evaluation of current QKD deployments, as well as a qualitative assessment of data derived from 20 key informant interviews on QKD in telecommunications and 15 technical reports. Latency and key generation rate experiments were both conducted with relay mechanisms including both trusted and untrusted optical fiber and wireless relay links, in addition to integration issues were explored using simulations over fiber and wireless emulated networks. Results: The outcomes emphasise that QKD brings radically enhanced key security in conjunction with low delay and high rate within integrated 5G architectures. Hybrid relay-based QKD augmented key generation rates by 23 % in comparison with previous techniques. There are also concerns associated with the implementation of internationally agreed on standards which include issues pertaining to non-compliance of the standards used in different countries and high costs involved when trying to implement these standards. Conclusion: QKD implementation also increases cryptographic protection of the 5G networks and makes infrastructures quantum-immune to threats originating from the quantum-age. To make it more widespread, additional standardization and a reduction in cost are required.
مدل های ذهنی و تجربه کاربری در برنامه های کتابخوان الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی مدل های ذهنی کاربران در تعامل با برنامه های کتاب خوان الکترونیکی است.روش : پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کاربران برنامه های کتاب خوان الکترونیکی داخلی است که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش از طریق مشاهده اکتشافی کاربران برنامه های کتاب خوان الکترونیکی داخلی و با بهره گیری از پروتکل بلنداندیشی (نظریه بیان شفاهی) و با استفاده از نرم افزار ضبط صفحه فست استون، داده ها گردآوری شد. برای تحلیل داده های کیفی از تحلیل محتوا و کدگذاری و از نرم افزار Maxqda (نسخه 22) استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد بیشترین تراکنش و فعالیت کاربران با برنامه های کتاب خوان الکترونیکی در خصوص مقوله های فرعی «محتوا» (123 مورد) و «جنبه های تعاملی و بازخورد» (103 مورد) و کم ترین آن ها مربوط به مقوله های فرعی «تنظیمات ظاهری» (44 مورد)، «دسترسی» (46 مورد) و «پشتیبانی و مسائل فنی» (50 مورد) است. از آنجاکه شرکت کنندگان در پژوهش به هنگام بیان مدل ذهنی خود در تعامل با رابط کاربر برنامه های کتاب خوان الکترونیکی آزاد بودند و اجازه داشتند هر آنچه در ذهن آن ها می گذرد را با صدای بلند بیان کنند، در اغلب موارد به هنگام بیان شیوه تراکنش و فعالیت با برنامه های کتاب خوان، راهکار و یا نظر پیشنهادی خود را برای بهبود برقراری ارتباط اظهار می کردند. به عبارت دیگر، کاربران برنامه های کتاب خوان الکترونیکی، به عنوان افرادی که به طور مستقیم با این ابزارها تعامل دارند، نظرات و پیشنهادهای ارزشمندی را ارائه دادند. این پیشنهادها شامل بهبودهای فنی، ویژگی های جدید، و یا تغییرات در طراحی رابط کاربری بودند. در این پژوهش، پیشنهادها به عنوان مقوله کلی در نظر گرفته که در 8 مقوله فرعی تعیین شده (با 49 کد) گنجانده شدند. این پیشنهادها می تواند راهگشای توسعه دهندگان در راستای ارتقاء تجربه کاربری و افزایش رضایت کاربران باشد. بیشترین راهکار پیشنهادی کاربران در رابطه با بهبود عملکرد برنامه های کتاب خوان الکترونیکی به ترتیب در مقوله فرعی «محتوا» (16 مورد)، دسترسی (11 مورد)، تعامل (10 مورد) و کم ترین آن ها مربوط به مقوله فرعی «جستجو» و «تنظیمات ظاهری» (هر یک با 1 مورد) بود.بحث و نتیجه گیری: تأکید بیشتر کاربران بر جنبه های تعاملی و محتوایی برنامه ها می تواند ناشی از تغییرات فرهنگی و نیازهای جدید کاربران باشد که به دنبال ایجاد ارتباطات اجتماعی و به اشتراک گذاری تجربیات خود هستند. پژوهش حاضر می تواند به توسعه دهندگان برنامه های کتاب خوان الکترونیکی کمک کند تا با درک بهتر نیازها و انتظارات کاربران، ویژگی هایی را طراحی کنند که بر تعاملات اجتماعی تمرکز داشته باشد.اصالت: گرچه استفاده از کتاب خوان های الکترونیکی در ایران هنوز به عنوان شیوه ای مرسوم در خواندن تلقی نمی شود، اما رشد شتابان فناوری این نوید را می دهد که در آینده ای نه چندان دور شاهد گسترش بیشتر استفاده از آن باشیم. با این توصیف ارزش و اصالت این پژوهش در آن است که استفاده از مدل های ذهنی کاربران با توجه به ویژگی ها، و نحوه مواجهه کاربران در تعامل با بر نامه های کتاب خوان الکترونیکی می تواند در مقایسه با سایر مدل های تعاملی الگوی معتبر و مستندتری از خواسته های کاربران در اختیار طراحان و تولیدکنندگان قرار دهد.
بررسی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش مجازی سواد اطلاعاتی از دیدگاه کاربران در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه دانشگاه هایی که درصدد ارتقای سطح آموزشی خود در یک مقیاس جهانی و قابل قبول هستند، در کنار نظام سنتی خود، شرایط ایجاد محیط آموزش مجازی و بهره گیری از روش های آموزشی مختلف را فراهم کرده اند. آموزش مجازی مهم ترین کاربرد فناوری اطلاعات است که در قالب نظام های مختلف مثل یادگیری رایانه محور، یادگیری برخط، یادگیری شبکه محور ارائه می شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش مجازی سواد اطلاعاتی از دیدگاه کاربران در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران انجام گرفته است.روش : روش این پژوهش آمیخته (کمی و کیفی) است. در بخش کیفی ازنظر هدف توسعه ای و در بخش کمی کاربردی و ازنظر روش تحلیل داده ها توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی است. در راستای هدف پژوهش، از روش کتابخانه ای و مطالعات پیشین استفاده شده است؛ ابتدا با روش کیفی پژوهش با استفاده از روش فراترکیب شاخص های موردنظر شناسایی و درمجموع 122 کد استخراج شد که در 14 مقوله فرعی و 7 مقوله اصلی دسته بندی و کدگذاری شدند. در مرحله بعد در بخش کمی، با استفاده ازنظر خبرگان، شاخص های نهایی استخراج و پرسشنامه نهایی تنظیم گردید. سپس پرسشنامه تهیه شده بین جامعه آماری توزیع شد. جامعه آماری شامل کلیه کاربران (دانشجویان) آموزش های مجازی سواد اطلاعاتی دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود که با روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس تعداد 384 پرسشنامه تکمیل و سپس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 25 و اسمارت پی ال اس (SmartPLS 3) تحت تحلیل عاملی اکتشافی قرار گرفتند. روایی صوری پرسش ها را گروهی از متخصصان مرتبط بررسی و تأیید کردند و پایایی پرسشنامه نیز از طریق انجام پیش آزمون و سپس از آلفای کرونباخ، معیار پایائی ترکیبی (CR) و روایی همگرا (AVE) محاسبه شد.یافته ها: نتایج پژوهش در مرحله فراترکیب نشان داد عوامل مؤثر بر توسعه آموزش مجازی سواد اطلاعاتی از دیدگاه کاربران در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران شامل عوامل فنی، عوامل راهبردی، مؤلفه مدرسین، عوامل ساختاری، عوامل آموزشی، عوامل محتوایی، عوامل سنجش و ارزیابی بوده است. نتایج پژوهش در مرحله کمی پژوهش نیز نشان داد که مقوله عوامل ساختاری رتبه اول با میزان 0/842؛ عوامل آموزشی با میزان 0/831، عوامل راهبردی با میزان 0/763، عوامل فنی با میزان 0/726 ، مؤلفه مدرسین با میزان 0/613 و عوامل سنجش و ارزیابی با میزان 0/564 و عوامل محتوایی با میزان 0/518 رتبه های بعدی را به خود اختصاص داده است. نتایج این پژوهش نشان داد که متغیر عوامل ساختاری با آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی بیشترین مقدار ارتباط را دارد. سایر متغیرها همچون عوامل آموزشی با آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، عوامل راهبردی با آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانه های علوم پزشکی ایران از دیدگاه کاربران، عوامل فنی و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، مؤلفه مدرسین و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، عوامل سنجش و ارزیابی و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی، متغیر عوامل محتوایی و آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی به ترتیب در رتبه های دوم تا هفتم را به خود اختصاص دادند.نتیجه گیری: نتایج حاکی از این است که عوامل ساختاری آموزش مجازی مهارت های سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران ازجمله طراحی و تدوین، تهیه و تولید، عوامل آموزشی، عوامل مربوط به شیوه آموزش، عوامل مربوط به قالب های مورداستفاده برای آموزش دارای اهمیت و موردتوجه است.
شناسایی فرصت ها، تهدیدها و موانع برگزاری مسابقه های کتابخوانی در کتابخانه های عمومی: دیدگاه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی فرصت ها، تهدیدها و موانع برگزاری مسابقه های کتابخوانی در کتابخانه های عمومی، از منظر کتابداران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش کتابداران کتابخانه های عمومی تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی کشور در استان خراسان جنوبی بودند. نمونه گیری به روش گلوله برفی صورت گرفت و با 16 نفر از کتابداران مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. یافته ها: فرصت های برگزاری مسابقه های کتابخوانی در کتابخانه های عمومی در دو مقوله فرهنگی (کتاب محور، کتابخانه محور و مطالعه محور) و فردی (انگیزشی و تربیتی) گروه بندی شد. با این حال نتایج حاکی از آن است که تهدیدها و موانع جدی در این زمینه وجود دارد. تهدیدهای مطرح در این زمینه در سه مقوله سیستمی، فردی و فرهنگی دسته بندی شدند. در این میان، مقوله هایی همچون «عدم توجه به موضوعات مورد علاقه کاربران»، «عدم توجه به نیاز منطقه ای»، «عدم جذابیت موضوعی» و «آمارسازی» از فراوانی بالاتری برخوردار بودند. موانع موجود در برگزاری مسابقه های کتابخوانی نیز در سه گروه «اجرایی»، «فنی» و «مدیریتی» قرار گرفتند که «محدودیت در دسترسی به منابع مسابقه ها»، «محدودیت بودجه» و «استاندارد نبودن سؤال های مسابقه ها» بیشترین تأکید را از سوی مصاحبه شوندگان به خود اختصاص داده بودند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که برگزاری مسابقه های کتاب خوانی در کتابخانه های عمومی، ظرفیتی اثربخش برای گسترش فرهنگ مطالعه، افزایش مراجعه به کتابخانه ها و ارتقای جایگاه این نهاد فرهنگی در سطح جامعه به همراه دارد. با این حال، تحقق کامل این ظرفیت ها مستلزم توجه جدی به موانع و تهدیدهایی است که ممکن است اثربخشی این برنامه ها را تحت الشعاع قرار دهد.
مؤلفه های تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی: یک مطالعه نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحول دیجیتال به معنای مجموعه ای نظام مند، فناوری بنیان، هدف محور و نتیجه گرا از تغییرات بنیادینِ برنامه ریزی شده چابک در سازمان است. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مؤلفه های تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی است. روش پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های کلان تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی، از روش مرور نظام مند بهره گرفته است. چارچوب روش شناسی آن با تلفیق راهنماهای معتبر و بهره گیری از فنون کدگذاری محتوا و تحلیل روایت طراحی شد. منابع پژوهش شامل مقالات علمی، گزارش ها، فصل های کتاب ها و پایان نامه های مرتبط منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ بود که از پایگاه های معتبر داخلی و خارجی گردآوری شدند. فرایند انتخاب منابع در چهار مرحله شامل شناسایی، غربالگری، بررسی محتوایی و ارزیابی نهایی انجام شد و در نهایت ۳۹ منبع واجد شرایط انتخاب شد. داده ها در سه سطح کدگذاری و مقوله بندی شدند و با تحلیل روایت، یافته ها به صورت منسجم تفسیر و ارائه شد. این رویکرد امکان استخراج دقیق ابعاد تحول دیجیتال و ارائه چارچوبی مفهومی برای توسعه علمی کتابخانه های عمومی در عصر دیجیتال را فراهم ساخت. یافته ها: تحول دیجیتال شامل دو بُعد اصلی فنی و اجتماعی است و از 10 شبکه و 33 مؤلفه تشکیل شده است و تا زمانی که همه این شبکه ها (اعم از شبکه فضا های فیجیتال، شبکه فناوری، شبکه زیرساخت، شبکه منابع، شبکه خدمات، شبکه هم آفرینی، شبکه حکمرانی، شبکه ذینفعان، شبکه ارزش و مدیریت ریسک) متحول نشوند تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی محقق نخواهد شد. نتیجه گیری: تحول دیجیتال برای کتابخانه های عمومی یک ضرورت است، اما موفقیت آن مستلزم توجه به تحول دیجیتال شبکه بنیان است. بنابراین، تحقق موفقیت آمیز تحول دیجیتال در کتابخانه های عمومی مستلزم نگاهی جامع به تعامل میان فناوری، فرهنگ سازمانی، مشارکت اجتماعی و سبک های نوین حکمرانی است.
روشی برای بازیابی اطلاعات از داده های گم شده با استفاده از تکنیک های داده کاوی و الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در ادبیات آماری، اصطلاحات مختلف و غالباً مترادفی برای مفهوم داده های گم شده وجود دارد. این اصطلاحات عبارتند از داده های گم شده، داده های از دست رفته، داده های ناقص و داده های بی پاسخ. در آمار، داده های گم شده یا مقدارهای گم شده زمانی رخ می دهد که هیچ مقدار داده ای برای یک متغیر در یک مشاهده ذخیره نشده باشد. داده ها اغلب در تحقیقات اقتصادی، جامعه شناسی و علوم سیاسی از بین می روند، زیرا دولت یا نهادهای خصوصی ممکن است گزارش های حساس را ناقص ارائه دهند، یا ممکن است برخی از افراد شرکت کننده در مطالعه از ادامه همکاری انصراف دهند، یا از پاسخ دادن به برخی از سوالات اجتناب کنند، یا محققین، تکنسین ها و جمع آوری کننده داده ها ممکن است اشتباهاتی را انجام دهند که منجر به گم شدن داده ها شود. داده های گم شده می توانند باعث ایجاد اغتشاش در توزیع متغیر شوند، یعنی می توانند باعث بیش برازش یا کم برازش مدل ها شوند. داده های گم شده می توانند باعث یک سوگیری (اریبی) در مجموعه داده شوند و بنابراین تجزیه و تحلیل آماری را به سوی نتایج اریب سوق داده و نهایتاً دستیابی به یک نتیجه گیری مفید از داده های جمع آوری شده را با مشکل مواجه می سازد و می توانند منجر به تجزیه وتحلیل نادرست مدل شوند. پیش از این، برای غلبه بر مشکل داده های گم شده مرسوم ترین روش، حذف داده های گم شده بود که منجر به داده هایی با کیفیت پایین و به تبع آن تحلیل و استخراج نتایج دارای سوگیری می شد. امروزه با پیشرفت های علمی در حوزه های گوناگون و پیدایش روش های توانمند آماری، می توان پیش از مد ل سازی داده های ناکامل، مقادیر گم شده را با مقادیر مناسب جایگذاری یا برآورد کرد. با توجه به اهمیت ذکر شده موضوع مواجهه و مدیریت داده های گم شده، پژوهش حاضر با هدف ارائه روشی به منظور بهبود دقت بازیابی اطلاعات و دانش از داده های گم شده انجام شده است. روش: در روش پیشنهادی از تکنیک های داده کاوی شامل خوشه بندی و رگرسیون، و همچنین از الگوریتم های هیوریستیک شامل الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. در روش های موجود، برای جایگزینی داده از دست رفته، از کل مجموعه داده استفاده می شود. این موضوع سبب در نظر گرفتن رکوردهای غیر مشابه رکورد مربوط به داده از دست رفته خواهد شد. لذا منجر به نتایج اشتباه خواهد شد. در الگوریتم پیشنهادی، از خوشه بندی به منظور شناسایی رکوردهای مشابه استفاده شده است. سپس، برای هر خوشه، میزان داده های گم شده هر صفت (ستون) از مجموعه داده مورد محاسبه قرار گرفته است. بر اساس میزان داده از دست رفته، از مدل رگرسیون یا از الگوریتم ژنتیک به منظور بازیابی اطلاعات از دست رفته استفاده شده است. یافته ها: نتایج پیاده سازی روش پیشنهادی بر روی یک مجموعه داده که حاوی داده های گم شده به صورت تصادفی بودند نشان داد میزان خطای الگوریتم پیشنهادی برابر 27 درصد است که نسبت به روش استفاده از میانگین، میانه و مد که دارای خطای 56.5 درصد، و روش استفاده از رگرسیون که دارای خطای 34.6 درصد، و روش ماشین بردار پشتیبان (SVM) که دارای خطای 42.1 درصد بود، دقت بالاتری در جانهی داده های گم شده داشته است. نتیجه گیری: در روش های موجود، برای جایگزینی داده از دست رفته، از کل مجموعه داده استفاده می شود. این موضوع سبب در نظر گرفتن رکوردهای غیر مشابه رکورد مربوط به داده از دست رفته خواهد شد. لذا منجر به نتایج اشتباه خواهد شد. در الگوریتم پیشنهادی، از خوشه بندی به منظور شناسایی رکوردهای مشابه، و محاسبه داده از دست رفته بر اساس رکوردهای مشابه موجود در خوشه، استفاده شده است. همچنین، در الگوریتم پیشنهادی، حذف داده های پرت، تعیین تعداد خوشه های بهینه و غیره در نظر گرفته شده است. این موضوع سبب خواهد شد، داده های غیر عادی تاثیری در محاسبه داده های از دست رفته نداشته باشند. در الگوریتم پیشنهادی، برای هر خوشه، صفاتی (ستون ها) که بیش از یک سوم داده از دست رفته دارند حذف می شوند. این موضوع سبب جلوگیری از تاثیر داده های غیر قابل اطمینان در محاسبه داده های از دست رفته خواهد شد. همچنین، از مدل رگرسیون در خوشه استفاده می شود که سبب می شود در محاسبه داده های از دست رفته، فیلدهای مربوط در صفات (ستون های) دیگر نیز در نظر گرفته شود. استفاده از الگوریتم ژنتیک در روش پیشنهادی، که منجر به استفاده تلفیقی از میانگین، میانه، مد و مدل رگرسیون می شود، سبب دستیابی به نتایج قابل قبول تری خواهد شد. کلیدواژه ها: بازیابی اطلاعات، داده های گم شده، داده کاوی، الگوریتم ژنتیک، خوشه بندی، مدل رگرسیون.
بررسی تأثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند.. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر طردشدگی در محل کار بر پنهان سازی دانش با تبیین نقش میانجی سکوت تدافعی و تعدیلگر اجتناب تجربی می پردازد. این پژوهش در زمره پژوهش های کمی و همچنین از حیث فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی است. جامعه آماری پژوهش، 360 نفر از کارکنان دانشگاه لرستان می باشد، با توجه به اینکه حجم جامعه آماری محدود و مشخص می باشد، از فرمول مورگان، نسبت به تعیین حجم نمونه استفاده شد و در سطح 95% حجم نمونه 186 نفر تعیین و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شده، که روایی و پایایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تایید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها، رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارspss وpls به کار رفت. یافته ها نشان داد طردشدگی در محل کار از طریق سکوت تدافعی تاثیر مثبت و معناداری بر پنهان سازی دانش دارد. همچنین اجتناب تجربی اثر طردشدگی در محل کار بر سکوت تدافعی کارکنان را تعدیل می کند.
بررسی رفتار اطلاعاتی دانشجویان حقوق کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: رفتار اطلاعاتی دانشجویان حقوق کشور به عنوان یکی از جنبه های کلیدی در فرآیند یادگیری و پژوهش در این رشته، نقش بسزایی در شکل دهی به توانایی های تحلیلی و استدلالی آن ها ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رفتار اطلاعاتی دانشجویان حقوق کشور است. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به شیوه ی پیمایشی صورت پذیرفته است. جامعه آماری کلیه دانشجویان حقوق در کشور هستند. و نمونه این پژوهش به صورت طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته و روایی آن براساس روش اعتبار محتوا ارزیابی شده است. «اعتبار محتوا، نوعی اعتبار است که معمولاًبرای بررسی اجزای تشکیل دهنده یک ابزار اندازه گیری بکار برده می شود» (سرمدی و همکاران، 1377، ص، 171). برای پایایی سوالات چند گزینه ای از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و آزمون T تک نمونه استفاده شده است. به منظور گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای مشتمل بر 35 پرس ش و در 1 بخ ش طراح ی و ب رای جم ع آوری داده ه ای موردنی از، پرسشنامه به صورت آنلاین طراحی و در اختیار دانشجویان قرار گرفت که 591 پرسش نامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تعداد دانشجویان دختر 377 (64 درصد) و دانشجویان پسر 214 (36 درصد) است. همچنین سن دانشجویان شامل 81 نفر (14 درصد) نمونه کمتر از 20 سال، 178 نفر (30 درصد) بین 21 تا 23 سال، 63 نفر (11 درصد) بین 24 تا 27 سال، 47 نفر (8 درصد) بین 28 تا 31 سال و 222 نفر (37 درصد) نیز بالای 32 سال سن دارند. از سویی دیگر مقطع تحصیلی دانشجویان کارشناسی 535 نفر (91 درصد)، کارشناسی ارشد 50 نفر (8 درصد) و دکتری 6 نفر (1 درصد) است. همچنین، 6 درصد نمونه در ترم یک، 17 درصد در ترم 2، 12 درصد در ترم 3، 24 درصد در ترم 4، 11 درصد در ترم 5، 15 درصد در ترم 6، 6 درصد در ترم 7 و 9 درصد در ترم 8 مشغول به تحصیل هستند. مکان تحصیل دانشجویان شامل 77 درصد نمونه در دانشگاه پیام نور، 18 درصد در دانشگاه دولتی، کمتر از 1 درصد در دانشگاه آزاد و 4 درصد در واحدهای بین الملل مشغول به تحصیل هستند. معدل دانشجویان شامل معدل 13 درصد نمونه کمتر از 14، 44 درصد حدفاصل 15 تا 16.99 و 43 درصد بالاتر از 17 و زبان مادری دانشجویان 94 درصد نمونه فارسی، 3 درصد ترکی، 2 درصد کردی سایر زبان ها هرکدام کتر از 1 درصد است. یافته ها: یافته ها نشان داد که فرضیه اول و دوم در مقطع تحصیلی و دانشگاه می توانند به طور معناداری واریانس نمرات رفتار اطلاعاتی دانشجویان را پیش بینی کنند، بدین ترتیب رفتار اطلاعاتی دانشجویان تحت تأثیر مقطع تحصیلی و دانشگاهی که در آن تحصیل می کنند قرار دارد. این یافته نشان دهنده تفاوت های آموزشی، منابع در دسترس یا شیوه های تدریس مختلف در دانشگاه های مختلف و مقاطع تحصیلی است. در یافته های فرضیه رفتار جستجوی اطلاعاتی دانشجویان حقوق در سطح متوسط قرار دارد. این ممکن است به معنای آن باشد که دانشجویان به طور نسبی توانایی جستجوی اطلاعات را دارند، اما ممکن است هنوز در برخی زمینه ها نیاز به بهبود داشته باشند. طبق یافته های فرضیه چهارم، رفتار ارزیابی اطلاعاتی دانشجویان نیز در سطح متوسط است. این به این معناست که دانشجویان قادر به ارزیابی کیفیت و اعتبار اطلاعات هستند، اما ممکن است هنوز در این زمینه به مهارت های بیشتری نیاز داشته باشند. در یافته های فرضیه پنجم رفتار کاربرد اطلاعاتی دانشجویان نیز در سطح متوسط است. حاکی از آن است که دانشجویان اطلاعاتی که به دست می آورند را به طور مؤثری به کار می برند اما ممکن است به راهکارهای بهتری برای به کارگیری اطلاعات نیاز داشته باشند. در نهایت، یافته های فرضیه ششم نشان داد که رفتار اطلاعاتی کلی دانشجویان حقوق نیز در سطح متوسط است. این نتیجه به طور کلی نشان می دهد که دانشجویان حقوق در تمام ابعاد رفتار اطلاعاتی خود (جستجو، ارزیابی، کاربرد) در سطح متوسط قرار دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهند که دانشجویان حقوق در سطح متوسطی از مهارت های اطلاعاتی برخوردارند و این مهارت ها تحت تأثیر مقطع تحصیلی و دانشگاه قرار دارد. ممکن است لازم باشد که برنامه های آموزشی و منابع پشتیبانی به گونه ای طراحی شوند که به بهبود مهارت های اطلاعاتی دانشجویان کمک کنند.
تأثیر دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما بر توانایی های اطلاع رسانی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر شناخت رابطه بین دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما و توانایی های اطلاع رسانی آنان بود.روش : این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر نوع پژوهش، از نظر روش پیمایشی تحلیلی بود که مؤلفه های اصلی برای تولید پرسشنامه از طریق مطالعات گسترده کتابخانه ای و تایید خبرگان به روش روایی محتوایی با 85 پرسش تنظیم شد و میان جامعه آماری پژوهش که 120 نفر از کارکنان آرشیوهای صداوسیما مستقر در تهران بود، توزیع شد. برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از آمار توصیفی (جداول و نمودارها) و آمار استنباطی استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها از آزمون کولموگراف اسمیرنوف، برای نرمال بودن داده ها و تحلیل داده ها از آزمون t (همبستگی) و نرم افزار لیزرل استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان داد، میانگین احساس نیاز به اطلاعات در بین پاسخگویان برابر با 4/40 و حداقل و حداکثر آن 2/80 و 5 است؛ بنابراین میانگین احساس نیاز به اطلاعات در حد متوسط به بالا است که پاسخ دهندگان داشتن اطلاعات به روز و مفید در حوزه فعالیت حرفه ای را بیشتر از حد متوسط اعلام کرده اند، با توجه به این یافته، برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت برای بالا بردن سطح اطلاعات و دانش آرشیویست ها ضروری است. نتایج به دست آمده از آزمون ضریب همبستگی حاکی از آن است که در بین 120 پاسخگوی مطالعه شده، ضریب همبستگی با سطح معنی داری 0/000=α برابر با R=0/801 محاسبه شده است. ازآنجاکه این سطح معنی دار از سطح معنی دار موردنظر ما 0/05=α کوچک تر است، فرضیه صفر پژوهش رد و فرضیه اصلی تائید می شود، بنابراین نتیجه می گیریم که رابطه مثبت و معنی داری بین متغیر مداخله گر و استفاده بهینه از دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش این متغیر میزان استفاده بهینه از دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما نیز افزایش پیدا خواهد کرد.نتیجه گیری: رابطه مثبت و معنی داری بین متغیر مداخله گر و استفاده بهینه از دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش این متغیر میزان استفاده بهینه از دایره واژگانی آرشیویست های صداوسیما نیز افزایش می یابد. ارائه اطلاعات بهینه در کمترین زمان قابل توجه است و آرشیویست های صداوسیما توانایی ارائه اطلاعات متناسب با نیاز اطلاعاتی مراجعین را دارند و آموزش استفاده از ابزارهای بازیابی اطلاعات و به کارگیری تجربیات حرفه ای آرشیویست ها، کیفیت اطلاع رسانی را بهتر می کند.
نقش ذخیره سازی، انتشار و کاربرد دانش در بهبود وضعیت آموزش کارکنان دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش ذخیره سازی، انتشار و کاربرد دانش در بهبود وضعیت آموزش کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس است.
روش : پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی قرار دارد. روش پژوهش از نوع تحلیلی- پیمایشی است. جامعه پژوهش حاضر عبارت است از تمامی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس. این تعداد مشتمل است بر 15 مدیر و 272 کارمند. نمونه ها نیز با بهره گیری از فرمول کوکران شامل 15 مدیر و 200 کارمند از جامعه نامبرده است. روش نمونه گیری در هر دو گروه مدیران و کارکنان به صورت تصادفی- طبقه ای است. به منظور گردآوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شده است. در این پژوهش به دو روش توصیفی و استنباطی به تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه ها پرداخته شد. در سطح توصیفی با استفاده از مشخصه هایی نظیر فراوانی به تحلیل ویژگی های جامعه پرداخته شد و در سطح استنباطی فنون استنباطی آزمون نرمال بودن کولموگروف- اسمیرنف، آزمون دوجمله ای برای بررسی فرضیه ها استفاده شد.
یافته ها: مدیریت دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مؤثر است. همچنین، ذخیره سازی دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مؤثر است. انتشار دانش در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس تأثیر دارد. کاربرد دانش نیز در ارتقاء و بهبود وضعیت آموزشی مدیران و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس مؤثر است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ذخیره سازی و انتشار دانش نقش مهمی در افزایش کارایی آموزشی کارکنان و مدیران دانشگاهی دارد. علاوه بر آن، توجه به عواملی چون: تقویت فرهنگ سازمانی، تعامل میان همکاران، توجه به زیرساخت ها و فناوری اطلاعات نقش مهمی در کاربرد دانش در دانشگاه دارد. برگزاری دوره های آموزشی، ایجاد پایگاه دانش، راه اندازی سیستم سنجش مدیریت دانش، ایجاد نظام پیشنهادها برای بهبود فعالیت سازمانی، برنامه ریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت برای توسعه حرفه ای کارکنان از زمره پیشنهادهای این پژوهش است.
تحلیل نقش پیچیدگی وظایف کاری در توقف جستجوی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، شناخت نقش سطح پیچیدگی وظایف کاری در رفتار توقف جستجوی اطلاعات در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز است. این رفتار، شامل توقف نشست جستجوی اطلاعات و توقف پرسش می شود.روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی، از حیث ماهیت داده ها، پژوهشی کمی و از نقطه نظر روش گردآوری داده ها توصیفی بود که با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کمی و مشاهده ساختارمند انجام شد. جامعه آماری شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود و حجم کفایت نمونه از طریق نرم افزار جی پاور نسخه 3.1.9.7 محاسبه شد. بدین منظور اندازه اثر مناسب با توجه به مطالعات رفتار در حوزه تعامل انسان- رایانه عدد 0/89 خطای آلفا 0/05 و میزان اطمینان 95 درصد در نظر گرفته شد؛ با توجه به نوع آزمون های مورد استفاده حجم نمونه برای آزمون یومان ویتنی تعداد 72 نفر و برای آزمون تی دو نمونه مستقل 68 نفر به دست آمد. در عین حال به منظور اطمینان بیشتر، گردآوری داده از 80 دانشجو انجام شد که داده های سه دانشجو به دلیل پرت بودن حذف شد و در آخر، داده های 77 نفر تحلیل شد. برای انجام پژوهش، در ابتدا با استفاده از مخزن وظایف جستجو هشت وظیفه طراحی شد. پس از تائید روایی صوری وظایف توسط اساتید علم اطلاعات، چهار نفر از اساتید علم اطلاعات در تخصص طراحی وظیفه، سطح پیچیدگی وظایف را در قالب طیف لیکرت تعیین نمودند و سرانجام، بر مبنای میزان توافق متخصصان، دو وظیفه ساده و دو وظیفه پیچیده انتخاب شد. دانشجویان، درحالی که تمامی تراکنش های آن ها توسط نسخه 2019/0 نرم افزار کمتازیا ضبط می شد، وظایف را در موتور کاوش گوگل جستجو کردند. سپس با مشاهده فایل ثبت تراکنش های کاربران با سامانه، نوع توقف نشست جستجوی اطلاعات دانشجویان در هر وظیفه، در دو نوع توقف خوب (توقف به دلیل یافتن پاسخ پرسش) و بد (توقف به دلیل نیافتن پاسخ پرسش) تعیین شد و وقوع یا عدم وقوع توقف پرسش (فرمول بندی مجدد پرسش) در هر وظیفه نیز شمارش شد. پس از بررسی نرمال بودن توزیع داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، بررسی معنا داری تأثیر پیچیدگی وظایف بر نوع توقف نشست جستجوی اطلاعات و وقوع توقف پرسش، به ترتیب با استفاده از آزمون یو مان-ویتنی و تی گروه های مستقل و در نسخه 26 نرم افزار اس.پی.اس.اس. انجام شد.نتیجه گیری: با شناخت عوامل مؤثر بر رفتار اطلاع یابی کاربران، می توان فرایند جستجوی اطلاعات کاربران را در سامانه های بازیابی اطلاعات بهبود بخشید. درک نقش پیچیدگی وظایف در رفتار توقف جستجوی اطلاعات، می تواند پژوهشگران حوزه تعامل انسان و اطلاعات و طراحان سامانه های بازیابی اطلاعات را در طراحی مدل های کاربرمدارتر برای جستجوی اطلاعات و کاربران این سامانه ها را در فرمول بندی دقیق تر پرسش و بازیابی اثربخش اطلاعات یاری رساند.
شناسایی مهارت ها و شایستگی های اشتغال پذیری در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر حاضر فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث تغییر در دیدگاه ها و نیازهای جوامع شده است. ظهور این فناوری نیازمند کسب دانش و یادگیری مهارت های متناسب با آن در جهت رفع نیازهای ایجاد شده است. حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی نیز از تحولات کنونی مستثنی نبوده و باعث تغییراتی در چشم انداز و جایگاه این حرفه در بازار کار شده است؛ بنابراین هدف این مطالعه، شناسایی مهارت ها و شایستگی های اشتغال پذیری متخصصان و دانش آموختگان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و استفاده از نتایج این پژوهش برای کمک به توسعه یا اصلاح برنامه های درسی این حوزه است که نیازهای نیروی بازار کار را برآورده می کند.روش: پژوهش کیفی حاضر از نوع مطالعات کاربردی است و با روش مرور نظام مند انجام شده است. در این پژوهش ابتدا برای مرور ادبیات پژوهش از دو پایگاه اسکوپوس و وب آوساینس از طریق تعیین استراتژی جستجوی مرتبط با مشاغل علم اطلاعات و دانش شناسی، 11986 مدرک استخراج شد. سپس با استفاده از دستورالعمل پریزمای ترجیحی اقدام به غربالگری مطالعات شد و پس از غربالگری و ورود به مطالعه ازلحاظ هدف پژوهش، عناوین شغلی، مهارت های شغلی موجود در مطالعات و وظایف شغلی مورد بررسی قرار گرفتند. جامعه آماری را متونی تشکیل می دهند که طی سال 1923 تا 2023 به زبان انگلیسی منتشر شده اند. پس از بازیابی مدارک به پاک سازی آن ها اقدام شد. پاک سازی داده ها بر اساس میزان ارتباط مدارک با هدف پژوهش بدین صورت بود که ابتدا تمام مدارک غیر مرتبط از داده ها حذف شدند و مدارکی که بیشترین ارتباط با هدف پژوهش را داشتند جهت بررسی تمام متن مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت 223 مدرک مرتبط با مشاغل و مهارت های شغلی گزینش شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که حرفه علم اطلاعات و دانش شناسی وارد مشاغل متنوع و فراتر از حوزه کتابخانه شده است. همچنین مشخص شد که مشاغل حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی نیازمند دستیابی به دانش و مهارت های متنوعی است. مهارت های شناسایی شده برای مشاغل کنونی در بازار کار در 7 مؤلفه مهارت های حرفه ای، مهارت های مدیریتی، مهارت های رفتاری، مهارت های آموزشی، مهارت های پژوهشی، مهارت های سواد اطلاعاتی و مهارت های عملکردی دسته بندی شدند. این مهارت ها می توانند به آماده سازی دانش آموختگان برای ورود به بازار کار کمک کننده باشند.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد موفقیت در هر سازمانی وابسته به کارکنانی پویا، واجدشرایط، خلاق، پرانرژی، متعهد و دارای مهارت کافی است. در چرخه هر سازمانی انتخاب افراد شایسته یک فرایند حساس و بااهمیت است. براساس نتایج بازنگری در سرفصل دروس حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و اضافه نمودن مهارت های جدید که با ظهور فنّاوری روی کار آمده اند می تواند به توسعه بین رشته ای حوزه کمک کند. همچنین با توسعه مهارت های شغلی دانش آموختگان به هنگام ورود به بازار کار با چالش های مهارتی مواجه نمی شوند؛ حتی این دانش آموختگان می توانند در مشاغل حرفه اطلاعاتی در سازمان ها و شرکت های دولتی و خصوصی و فراتر از کتابخانه ها و در پست های شغلی شناسایی شده استخدام شوند. در این راستا نیاز است تا به وظایف شغلی مرتبط با حوزه نیز توجه بیشتر شود. اگر به جایگاه حرفه در صنعت کشور توجه نشود و زیرساخت های لازم ایجاد نشود تدوین مهارت ها در سرفصل دروس فقط صرف زمان و هزینه خواهد بود و هیچ اثربخشی نخواهد داشت.
تحلیل و تدوین شاخص های ارزیابی کیفیت مجله سوادآموزی «فرصت دوم»: بررسی نظرات مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: هدف پژوهش، تحلیل و تدوین مؤلفه های ارزیابی کیفی مجله «فرصت دوم» از منظر مخاطبان است. نتایج این پژوهش، به عنوان یک الگوی نظام مند، می تواند متولیان حوزه نشر آموزشی را در انتخاب استراتژی های اصولی و کارشناسانه در زمینه کیفیت بخشی کمک کند.روش ها : روش، کمّی و از نوع توصیفی تحلیلی و با رویکرد پیمایشی است. جامعه آماری، شامل نوسوادان دوره تحکیم سواد نهضت سواد آموزی در سال 1403-1402 می باشد. از این میان، تعداد 367 نفر با روش نمونه گیری تصادفی، انتخاب و مورد پرسش قرار گرفتند. روایی پرسشنامه، با روش روایی محتوایی و توسط متخصصان حوزه نشر آموزشی مورد تأیید قرار گرفت. به علاوه، پایایی آن، توسط آزمون آلفای کرونباخ (a:0.717) بررسی شد. در نهایت، برای شناسایی شاخص های ارزیابی کیفی مجله، از ابزار تحلیل عاملی اکتشافی EFA استفاده گردید.یافته ها: فرایند تحلیل، منجر به شناسایی 15 شاخص محوری در ارزیابی کیفیت مجله «فرصت دوم» گردید. شاخص ها ذیلِ سه دسته زیربنایی، شامل شناختی آموزشی، اجتماعی هویتی و طراحی ساختاری طبقه بندی شدند. در حوزه عوامل زیربنایی شناختی آموزشی، پنج شاخص با وزن های تبیینی متفاوت، شامل توسعه چندوجهی سواد و مهارت های کاربردی (واریانس تبیینی: 611/3)، انتقال مفاهیم از طریق به کارگیری عناصر ادبی سرگرم کننده (293/ 3)، ارتقاء سطح دانش و آگاهی در حوزه های معرفتی خاص (874/ 2)، اتخاذ رویکردی نوآورانه و زمینه محور در ارائه محتوا (644/ 2) و سازمان دهی محتوای آموزشی متناسب با ساختارِ شناختی مخاطبان (598/ 2) شناسایی شدند. در بُعد عوامل زیربنایی اجتماعی- هویتی، چهار شاخص مهم، شامل تقویت انگیزه و خودکارآمدی بر مبنای تجارب زیسته و نیازهای اجتماعی (308/6)، ایجاد هم افزایی و شکل گیری گفتمان پیرامون هویت جمعی ملی (278/3)، توسعه پایدار پتانسیل های حرفه ای یادگیرندگان (124/3) و استقرار سازوکارهای تعاملی برای ارزیابی و ارتقا پویایی نشریه (706/2) مورد شناسایی قرار گرفتند. نهایتاً در حوزه عوامل طراحی ساختاری، شش شاخص بهینه سازی و بهبود اثربخشی محتوایی (134/ 17)، تطبیق محتوای نشریه با ویژگی های بافتی مخاطبان (018/3)، کارآمدی ساختار و شیوه انتقال پیام (989/2)، بهره مندی از شبکه توزیع مناسب و دسترسی پذیری کافی (534/ 2)، تضمین اعتبار و صحت اطلاعات منتشرشده (444/2) و ایجاد جذابیت بصری (388/2) به عنوان عوامل اصلی مورد تأکید واقع شدند.بحث و نتیجه گیری: نتایج، نشان می دهد که عامل زیربنایی شناختی آموزشی، از یک سو بر اثربخشی نوع محتوا و از سوی دیگر بر بهره گیری از شیوه های کارآمد انتقال محتوا، متمرکز است. عامل زیربنایی اجتماعی هویتی بر فراهم سازی یک اکوسیستم اجتماعی محور با هدف تقویت سرمایه های فرهنگی بین فردی، تأکید دارد. همچنین، عامل طراحی ساختاری، کیفیت فرآیند تدوین و انتشار مجله از نویسندگان تا مخاطبان را تضمین می کند. این عوامل زیربنایی، مدلی را برای تدوین و ارزیابی کیفیت مجله تشکیل می دهند که در تبیین کیفیت مجله سهم دارند.اصالت: بررسی نشریه فرصت دوم، با حمایت مالی سازمان نهضت سوادآموزی، و نظارت فنی دکتر حمید رضا مشهدی عباسی، برای اولین بار انجام شد تا جهت ارتقاء کیفیت آن، سازمان براساس یافته های این پژوهش اقدام نماید.
تحلیلی بر قالب های ذخیره سازی منابع در مجموعه های دیجیتال (مورد مطالعه: کتابخانه های ملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
151 - 182
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر میزان استفاده از انواع قالب های استاندارد ذخیره سازی منابع تصویری، متنی، چندرسانه ای و صوتی را در مجموعه های دیجیتال 20 کتابخانه ملی برگزیده جهان مطابق شاخص های تعیین شده در مقاله مشخص کرد. پژوهش از نوع کاربردی بود و به روش پیمایشی- تحلیلی صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها از نوع پرسش نامه محقق ساخته بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از انواع فنون آماری توصیفی نظیر توزیع فراوانی و درصد فراوانی به همراه آزمون مربع کا استفاده شد. یافته های حاصل نشان داد منابع تصویری در تمامی مجموعه های موردمطالعه کاربرد داشتند و اشیای فرهنگی با سهم 41% کمتر مورد اقبال قرار گرفته اند، برای منابع تصویری تیف (94%)؛ منابع متنی اچ.تی.ام.ال. و ایکس.ام.ال. (75%)؛ منابع صوتی دبلیو.اِی.وی. (65%) و منابع چندرسانه ای اِی.وی.آی. (65%) متداول ترین بودند. سوئیس بیشترین تنوع را در استفاده از انواع استانداردها داشت. همچنین در بین جامعه پژوهش ایران، انگلیس، امریکا، اسکاتلند، قطر، هلند، فرانسه و اسپانیا بیشترین تنوع را در ذخیره سازی انواع منابع دیجیتالی داشتند. جامعه آماری در استفاده از قالب های استاندارد برای انواع منابع تصویری، متنی و چندرسانه ای با یکدیگر وحدت رویه داشته و الگوی مشابهی را در انتخاب قالب ذخیره سازی رعایت کردند. جامعه پژوهش کمترین میزان تنوع استفاده را در بخش قالب ذخیره سازی منابع چندرسانه ای داشت. نتایج پژوهش تأکید بر استفاده از ای پاب به خاطر آسانی مطالعه کتاب بر روی کتاب خوان الکترونیک، جی.پی.3 جهت افزایش قابلیت کاربری نسخه موبایلی کتابخانه دیجیتالی، دبلیو.اِی.آر.سی. به عنوان قالب مخصوص بایگانی وب، جهت حفاظت طولانی مدت از محتوای دیجیتال کتابخانه های ملی داشت، چراکه این سه قالب کمترین میزان استفاده را در جامعه آماری داشتند.
خدمات مرجع مجازی: تحول پرسش ها - تنوع پاسخ دهندگان (یک مرور دامنه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تحولات مربوط به نوع پرسش های مجازی کاربران و تأثیر آن بر تعیین پاسخ دهندگان پرسش هاست. روش شناسی : پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و به روش مرور دامنه ای انجام شده است؛ بدین منظور، تعداد 61 اثر مرتبط با هدف پژوهش، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. یافته ها : یافته های مرتبط با نوع پرسش های مرجع مجازی را می توان به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول، پژوهش هایی که پرسش های کاربران را بر اساس نظام های طبقه بندی رایجی مانند: کتز (1997 و 2002)، وارنر (2001) و سیرز (2002) دسته بندی کرده اند که مقایسه نتایج این پژوهش ها نشان داد بیشترین درصد پرسش ها از نوع «جستجوی ویژه»، «راهنما» و «پژوهشی» است و گروه دوم، پژوهش هایی که مبتنی بر طبقه بندی های محقق ساخته از پرسش های مرجع هستند؛ نتایج این گروه نشان داد پرسش های «ارجاع آماده»، «راهنما و خط مشی کتابخانه» و «پژوهشی»، به ترتیب، بیش از سایر انواع، مطرح شده اند. بررسی متون حاکی از این است که چنانچه پرسش های مرجع از نوعی باشند که بدون نیاز به منبع (یا با حداقل منبع) و با حداقل تلاش و زمان پاسخ داده شوند، می توانند توسط کارکنان غیرمتخصص آموزش دیده و دانشجویان دستیار کتابدار پاسخ داده شوند و این موضوع شامل پرسش های «ارجاع آماده»، «جستجوی ویژه»، «راهنما» و «خط مشی کتابخانه» می شود. نتیجه گیری : این پژوهش در زمره نخستین پژوهش هایی است که به مروری جامع بر انواع پرسش های کاربران و ضرورت سطح بندی پاسخ دهندگان پرداخته است. نتیجه این پژوهش، هم بر تقویت مهارت های پژوهشی و مشاوره ای کتابداران و هم بر ضرورت آموزش سایر کارکنان تأکید دارد و لازم است برنامه ریزان و سیاستگذاران این مسئله را مدنظر قرار دهند.
کهن ترین هنر قطاعی در موزه قرآن آستان قدس رضوی از دوره سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
193 - 213
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تحلیل کهن ترین هنر قطاعی به کار رفته در نسخه ها و مصاحف خطی موجود در موزه قرآن آستان قدس رضوی است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و به روش توصیفی و تحلیلی با نمونه گیری هدفمند انجام گرفته است. با توجه به عدم دسترسی به اصل منابع، ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است و چک لیستی از اطلاعات نسخه شناسی دو سری جزوات که نمونه های آن ها به شماره4240 و 82 موجود در موزه قرآن است، تهیه شده و سپس اطلاعات از طریق جداول مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که تمام ارکان نسخه شناسی مصاحف از جمله کتابت و تذهیب آن ها توسط خاندان هبه الله الحسینی یا زیر نظر ایشان انجام گرفته است. با تطبیق ارکان نسخه شناسی این جزوات مشخص شد که تمام جزوات به یک شیوه کتاب آرایی شده اند؛ بنابراین، هر دو جزوه 4240 و 82 در یک دوره کتابت و تذهیب شده اند. یافته ها، نشان دادند که در اوراق هنر قطاعی دو الگو، یکی حفاظتی در جزوه 4240 و دوم الگوی حفاظتی و تزئینی در جزوه 82 به کار رفته است.
نتیجه گیری: یافته های به دست آمده از بررسی نسخه شناسی مصاحف نشان داد که هنر قطاعی این آثار توسط خاندان هبه الله الحسینی انجام گرفته است و به نوعی هنرمند یا استادی که هنر قطاعی را انجام داده، در کانون کتابت ایشان به فعالیت می پرداخته است. از نتایج دیگر این پژوهش شناخت کهن ترین هنر قطاعی مربوط به دوره سلجوقی است که به صورت ساده یا طرح های گره بندی هندسی انجام گرفته است. الگوهای به دست آمده نشان داد که هنر قطاعی در مصاحف دیگری از دوره سلجوقی به کار رفته است و از این طریق محل کتابت آن ها را می توان شناسایی کرد. در نهایت، مشخص شد که این هنر در دوره سلجوقی بروز فراوانی داشته و می توان قدمت این هنر را مربوط به این دوره معرفی کرد.
توسعه اصطلاحنامه عمومی اداری ایران بر اساس استانداردهای وب معنایی اسکاس/آر.دی.اف با بهره گیری از نرم افزارهای منبع باز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف استخراج مدلی بهینه برای پیادهسازی، مدیریت و انتشار اصطلاحنامه عمومی اداری ایران بر پایه استانداردهای وب معنایی (SKOS/RDF) و با استفاده از نرمافزارهای منبعباز انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش با روش اقدامپژوهی و در چارچوب مدل سهمرحلهای لوین (برنامهریزی، اجرا و ارزیابی) انجام شد. جامعه پژوهش، دادههای اصطلاحنامه عمومی اداری ایران است. در مرحله برنامهریزی، وضعیت اولیه دادههای اصطلاحنامه بررسی و سه مدل برای آمادهسازی دادهها شناسایی و ارزیابی شد. پس از تحلیل این مدلها، الگوی اکسل سازگار با اسکاسپلی تدوین گردید. در مرحله اجرا، دادهها در صفحهگسترده سازماندهی و به فرمت آر.دی.اف. تبدیل شدند. برای اعتبارسنجی دادهها، قواعد اسکاسپلی بررسی و خطاهای شناساییشده اصلاح شد. در ادامه، اصطلاحنامه در وُکبِنچ بارگذاری و پس از پردازشهای لازم، در قالب ترتل استخراج گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش منجر به ارائه مدل ششمرحلهای برای مدیریت و انتشار اصطلاحنامه عمومی اداری ایران شد. این مدل شامل (1) آمادهسازی دادهها (۲) تبدیل دادگان اصطلاحنامه به آر.دی.اف. (۳) انتقال دادگان آر.دی.اف. به وُکبِنچ (۴) سریالسازی دادگان اصطلاحنامه در قالب ترتل (۵) انتشار دادگان اصطلاحنامه در اسکاسموس و (۶) ارائه خدمات دسترسی و بازیابی است. نتایج نشان داد که اصطلاحنامه شامل ۵۶۴ مفهوم، ۵ مجموعه اصلی و ۱۸ اصطلاحنامه خرد بوده و 3136 سهتایی و چگالی سهتایی ۵.۵۶ به ازای هر مفهوم دارد. همچنین، برای دسترسی به دادهها، سه روش اصلی شامل (۱) مرور از طریق سامانه تحت وب (۲) استفاده از رابط برنامهنویسی کاربردی (رِست) و (۳) اجرای پرسوجوهای معنایی از طریق اسپارکیول پیادهسازی شد. علاوه بر این، قالبهای استاندارد آر.دی.اف.، ترتل، ان.تی. و ان.کیو. برای دریافت و بهرهگیری در سایر سامانهها ارائه شد.
نتیجهگیری: مدل ارائه شده، یک رویکرد فرآیندی و جامع است که قابلیت تعمیم به سایر اصطلاحنامهها را نیز دارد. نتایج نشان داد که میانگین چگالی سهتاییهای آر.دی.اف. در این اصطلاحنامه ۵.۵۶ است که سطح مناسبی از ارتباطات مفهومی را نشان میدهد و در بهبود جستجوهای معنایی و بازیابی اطلاعات در وب معنایی مؤثر است. علاوه بر این، ساختار سلسلهمراتبی، تخصیص شناسههای یکتای جهان) و حل مشکلات فنی مرتبط با زبان فارسی، دقت و کارایی این اصطلاحنامه را در مقایسه با نمونههای مشابه افزایش داده است. همچنین، ارائه قالبهای متنوع داده آر.دی.اف.، ترتل، فرمت اِن.تی.، اِن.کیو. و دسترسی از طریق رابط برنامهنویسی رِست ایپیآی و اسپارکیوال، استفاده از این دادهها را در سامانههای مدیریت دانش تسهیل میکند. یکی از کاربردهای کلیدی این پژوهش، استقرار اصطلاحنامه در سامانههای اتوماسیون اداری کشور است که امکان تعامل و استانداردسازی تدریجی اصطلاحات را برای نهادهای دولتی فراهم میکند. این پژوهش نشان داد که به کارگیری استانداردهای وب معنایی و ابزارهای منبعباز، یک مدل پایدار و عملیاتی برای مدیریت و انتشار اصطلاحنامههای ملی ارائه میکند و میتواند الگویی برای سایر پروژههای ملی در این حوزه باشد.
نقش میانجی هوش مصنوعی در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش میانجی هوش مصنوعی در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه در کتابخانه های علوم پزشکی شهر تهران است. روش پژوهش : پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل مجموعه مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بودند که همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است، که 176 نفر به کار گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش جهت سنجش هوش مصنوعی، جو سازمانی، و رفتار خلاقانه کارکنان، پرسشنامه استاندارد است. برای سنجش میزان بهره گیری از هوش مصنوعی، از پرسشنامه چن و همکاران (2022) شامل 22 گویه استفاده گردید که به دلیل جامعیت مفهومی و پوشش مناسب ابعاد مختلف هوش مصنوعی انتخاب شده است. برای سنجش جو سازمانی، از پرسشنامه جو سازمانی لایل ساسمن و سام دیپ (1989) شامل 20 سؤال در پنج مؤلفه اثربخشی ارتباطات، رضایت و توافق بر روی رویه ها، رضایت از پاداش، وضوح نقش و وضوح اهداف استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی رفتار خلاقانه کارکنان با استفاده از پرسشنامه ژو و جورج (2001) شامل 13 گویه استفاده شد. که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با SmartPLS انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد جو سازمانی بر رفتار خلاقانه کتابداران تأثیر مثبت و معناداری دارد و همچنین جو سازمانی بر هوش مصنوعی تأثیر مثبت دارد. هوش مصنوعی بر رفتار خلاقانه تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی نقش میانجی کامل در رابطه بین جو سازمانی و رفتار خلاقانه کتابداران ایفا می کند؛ به این معنا که جو سازمانی به تنهایی بر رفتار خلاقانه تأثیر نمی گذارد، مگر آنکه در کتابخانه ها زیرساخت ها و قابلیت های هوش مصنوعی به طور مؤثری به کار گرفته شود. این یافته حاکی از آن است که صرف وجود یک جو سازمانی مطلوب، بدون بهره گیری از ابزارهای نوین فناورانه، نمی تواند به ارتقای خلاقیت کارکنان منجر شود. کتابخانه های علوم پزشکی به عنوان محیط هایی تخصصی، با ماهیت خدماتی-آموزشی و نیاز بالا به نوآوری، در صورتی می توانند از ظرفیت های خلاقیت کارکنان بهره مند شوند که زمینه های فناورانه از جمله استفاده مؤثر از هوش مصنوعی تقویت گردد. بنابراین، توسعه هوش مصنوعی در کتابخانه ها نه تنها یک عامل فناورانه، بلکه یک عامل واسط سازمانی برای پرورش خلاقیت نیروی انسانی محسوب می شود. این نتیجه می تواند راهگشای سیاست گذاری مدیران کتابخانه ها برای ارتقای نوآوری سازمانی از مسیر دیجیتال سازی هوشمند باشد.
فرایندکاوی در محیط های سازمانی: مرور نظام مند نوشته ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : سازمان های امروزی، به عنوان سیستم های پیچیده و پویا، نیازمند فناوری های پیشرفته ای برای مدیریت مؤثر فرایندها هستند. فرایندکاوی، به عنوان روشی نوین در داده کاوی، در بهبود کارایی عملیاتی و تصمیم گیری نقش کلیدی دارد. این حوزه، با تحلیل لاگ های رویداد، به مدل سازی، تحلیل و بهبود فرایندها می پردازد. با توجه به رشد روزافزون تحقیقات، پژوهش های نظام مند در حوزه فرایندکاوی برای شناسایی فرصت های تحقیقاتی جدید ضرورت دارد. روش پژوهش : این پژوهش، با رویکردی نظام مند با بررسی مطالعات انجام شده، به نیازهای روزآمد و مسیرهای تحقیقاتی آتی در حوزه فرایندکاوی در سازمان ها می پردازد. معیارهای گزینش مقالات شامل محتوا، طرح تحقیق، زبان، تاریخ انتشار و نوع سند در نظر گرفته شده است. پس از غربالگری، 31 مقاله انتخاب و تجزیه و تحلیل شده اند. یافته ها : یافته ها نشان داد که تحقیقات فرایندکاوی در دهه 2010 ابتدا بر پایه های نظری و کاربردهای اولیه تمرکز داشته است. در اواسط دهه، توسعه روش ها و کاربردهای عملی در صنایع مختلف مورد توجه قرار گرفته اند. دهه 2020 شاهد پیشرفت قابل توجه با استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین برای تحلیل دقیق تر داده ها بوده است. تحقیقات اخیر بر حوزه های نوآورانه تر مانند امنیت اطلاعات و حریم خصوصی تمرکز داشته اند. همچنین، توسعه مدل های بلوغ و استفاده از ابزارهای مدرن در این حوزه در حال پیشرفت نشان داده شده است. نتیجه گیری : با توجه به اینکه فرایندکاوی ابزاری مؤثر برای بهبود فرایندها و مدیریت سازمان هاست، تحقیقات نشان از موفقیت آن در شناسایی نقاط ضعف، ارائه راهکارهای بهبود و کاهش هزینه ها دارد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تحلیل داده ها را دقیق تر و نتایج را کارآمدتر می کند. با این حال، دسترسی به داده های با کیفیت و پیچیدگی فرایندها چالش هایی را ایجاد می کنند. تحقیقات آتی در این حوزه نوظهور، می تواند به توسعه روش ها و ابزارهای جدید منجر شود و تحولات چشمگیری در سازمان ها ایجاد کند.
Coordinated Communication Networks Using Drone Swarms for Advanced Telecommunication Systems(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
997 - 1025
حوزههای تخصصی:
Background : The increasing demand for flexible, resilient, and high-performance telecommunication systems—especially in dynamic environments—has led to growing interest in the use of autonomous drones. Their mobility and adaptability make drone swarms a promising solution for enhancing communication networks, particularly in 6G and edge computing applications. Objective : This study explores the application of drone swarms to improve network formation, synchronization, and resilience in both urban and rural telecommunication scenarios, with an emphasis on their feasibility, robustness, and adaptability. Method : A series of simulations were conducted using multi-agent coordination algorithms and network optimization models under varying conditions. Key performance indicators including Packet Delivery Ratio (PDR), latency, energy efficiency, and system reliability were evaluated across different deployment scenarios. Results : The findings indicate that drone swarms achieved a 92% PDR, a significant improvement over the 75% observed in static wireless network (WN) bases. Additionally, average latency decreased by 35%, while energy efficiency increased by 28%. The swarm-based system maintained robust performance even with up to 20% node loss, demonstrating strong fault tolerance and adaptability. Conclusion : The study confirms the potential of drone swarms as a scalable and resilient solution to address critical telecommunication challenges such as disaster response, rural connectivity, and real-time data transmission. Future work should focus on addressing remaining deployment barriers, including regulatory concerns and seamless integration with existing telecommunications infrastructure.