فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: جستجوی معنایی به جستجویی فراتر از جستجوی سنتی یعنی انطباق و تطبیق کلیدواژه های درخواست جستجو با کلیدواژه های اسناد و مدارک موجود در سیستم اطلاق می شود و به دنبال درک معنی و روابط معنایی بین کلیدواژه های موجود در درخواست جستجوی کاربران است که با توسعه و گسترش وب معنایی و هستان شناسی ها روی کار آمده است. این نوع جستجو به دلیل دارا بودن مزایا و کاربردهای زیاد بسیار مورد توجه کاربران و پژوهشگران است ولی در کنار مزایا و برتری های زیادی که نسبت به جستجوی سنتی و کلیدواژه ای دارد، اشکالات و پیچیدگی هایی نیز دارد که برطرف سازی این اشکالات منجر به بهبودبخشی و ارتقای جستجوی معنایی شده و کمک شایان توجهی به کاربران می نماید. از این رو، بررسی و سنجش جستجوی معنایی توسط کاربران، هدف اصلی پژوهش حاضر است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی، رویکرد آن کمّی و روش آن پیمایشی بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده و جامعه آماری آن 189 پژوهشگر ایرانی بود که حداقل یک مقاله پژوهشی نمایه شده در پاب مد در زمینه بیماری کووید 19 منتشر کرده بودند.یافته های پژوهش: از دیدگاه پژوهشگران ایرانی در پایگاه پاب مد، میزان جامعیت و مانعیت در حد متوسط (3)، میزان شکاف معنایی نسبتاً زیاد (3<)، میزان صحت و دقت در بازیابی نتایج در حد متوسط (3)، میزان ارتباط مفهومی در حد متوسط (3)، میزان بازیابی مفاهیم معنی دار چندکلمه ای، در حد متوسط (3)، میزان بهبودبخشی و ارتقای عملکرد کلی در جستجوی معنایی نسبتاً زیاد (3<) بوده است.نتیجه گیری : نتایج پژوهش به طور کلی نشان داد که جستجوی معنایی، جستجویی پویا و چالش برانگیز است که با وجود نقاط قوت و فواید و مزایای گوناگون برای کاربران در امر پژوهش، هنوز ضعف ها و اشکالاتی نیز دارد که می بایست هرچه بیشتر توسط کارشناسان پشتیبان جستجوی معنایی مانند طراحان هستان شناسی برای سیستم جستجوی معنایی، مورد بررسی و تجدیدنظر قرار گیرد، برطرف سازی این ضعف ها و اشکالات، موجب می شود که جستجوی معنایی بتواند به شکل بهینه تری پاسخگوی پژوهشگران در امر پژوهش باشد و در نتیجه پژوهشگران و کاربران به نتایج غنی تری جهت تدوین آثار پژوهشی خود دست یابند.
اصطلاحنامه ها: تسهیلگرهای ایجاد و توسعه هستی شناسی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل کمی و کیفی مطالعات با موضوع کاربرد اصطلاحنامه در ایجاد و توسعه هستی شناسی ها و شناسایی دامنه های موضوعی، رویکردها، روش ها و تبیین محورهای عمده مطالعات این حوزه انجام شده است.روش: این پژوهش توصیفی-تحلیلی با روش مرور نظام مند و با استفاده از روش پتیکرو و رابرت (2008) انجام شده است. تحلیل و مصورسازی داده ها با استفاده از نرم افزار دیتارپر انجام شده است.یافته ها: تحلیل مطالعات حوزه کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی ها، ضمن شناسایی و ارائه دامنه های موضوعی مطالعات، فراوانی، روش ها، زبان ها ورویکردهای مورد توجه نشان داد که مطالعات این حوزه با تمرکز بر شش محور اصلی انجام شده اند: کاربرد اصطلاحنامه در توسعه و ساخت هستی شناسی در ارتباط با بازیابی اطلاعات چندزبانه، کاربرد اصطلاحنامه در توسعه و ساخت هستی شناسی با هدف پوشش دامنه موضوعی خاص، استفاده از استاندارد ایزو 25964 در توسعه هستی شناسی با استفاده از اصطلاحنامه، ارائه چارچوب، روش و ابزار برای کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی، بهبود روابط معنایی و ترسیم مفاهیم با استفاده از کاربرد اصطلاحنامه در ساخت و توسعه هستی شناسی، و مطالعات مروری کاربرد و تبدیل اصطلاحنامه به هستی شناسی.نتیجه گیری: دامنه های موضوعی متنوعی در بازه های زمانی متفاوت از مزایای استفاده از اصطلاحنامه در فرایند ایجاد و توسعه هستی شناسی بهره برده و زیر چتر این ابزار معنایی زمینه سازماندهی، بازیابی و دسترسی دقیق تر و سهل تر را برای علاقه مندان و ذی نفعان حوزه مربوطه فراهم نموده اند. علی رغم این تلاش ها، فقدان رویه و چارچوب استاندارد و مورد توافق و لزوم روزآمدسازی روش ها و رویکردها و ابزارها به دلیل وابستگی این فرایند به فناوری های پردازش زبان طبیعی، مهندسی دانش و همچنین پرداختن به آن از زاویه دید کاربردی و نه صرفاً نظری از جمله مواردی است که موجب شده این حوزه نیاز به پژوهش های بیشتر به منظور تکامل داشته باشد.
تعیین مؤلفه های تأثیرگذار بر کاربردپذیری نظام های اطلاعاتی کتابخانه ای از دیدگاه کاربران با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: الزامات کاربردپذیری رابط های کاربری در وبگاه ها برای افراد بینا و نابینا تا حد زیادی متفاوت است. این الزامات شامل کفایت وظیفه، توازن ابعادی، هم ارزی رفتار، اجتناب از ضرر معنایی و استقلال دستگاه است. برای حصول کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای برای کاربران با آسیب بینایی در نظر گرفتن این الزامات مهم است. هدف پژوهش حاضر تعیین مؤلفه های تأثیرگذار بر کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه های مطرح در کشور از دید کاربران با آسیب بینایی است.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با روش کیفی انجام شده است. در این پژوهش از طریق مشاهده اکتشافی 33 کاربر با آسیب بینایی و با تعریف وظایف واقعی (3 وظیفه)، مؤلفه های تأثیرگذار بر کاربردپذیری وبگاه ها مشخص شد. داده ها با استفاده از آزمون رسمی کاربردپذیری و پروتکل بلنداندیشی جمع آوری شد. کاربران در حین استفاده از یک وبگاه کتابخانه ای و انجام وظایف تعریف شده مورد مشاهده قرار گرفتند و افکار، احساسات و نظرات خود را در مورد تجربه تعامل به صورت کلامی بیان می نمودند. در این پژوهش رابط های کاربری (کتابخانه دیجیتال، اُپک و مرجع مجازی) سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران به عنوان کتابخانه های مطرح در کشور موردمطالعه قرار گرفتند. کاربران با آسیب بینایی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی از استان های مختلف کشور انتخاب شدند. داده های مشاهده با نرم افزارهای ضبط صفحه (Faststone و Ocam) جمع آوری شد. برای تحلیل داده های کیفی از تحلیل محتوا ( مقوله بندی و گروه بندی کدها) و کدگذاری (مشخص کردن کدهای اولیه و ثانویه) و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. رونوشت های داده ها حداقل سه بار خوانده و چندین بار دوباره کدگذاری شدند. این کدها در حین بررسی رونوشت ها به طور مداوم گسترش و بازنگری می شدند. یک پژوهشگر دیگر در تحلیل محتوا شرکت کرد و رونوشت ها و مقوله های مستخرج چندین بار موردبررسی قرار گرفتند تا روایی داده ها تأیید شد.نتیجه گیری: برای طراحی وبگاه های کاربردپذیر داده هایی از احساس واقعی کاربران ویژه درباره نظام های بازیابی اطلاعات کتابخانه ای لازم است. تجربیات کاربران به کتابداران، طراحان و مدیران کتابخانه ها کمک می کند تا هدف استانداردهای دسترس پذیری و تأثیر کلی آن را بر کاربران با آسیب بینایی بیشتر درک کنند. نتایج پژوهش حاضر، پژوهشگر را در شناسایی مشکلات کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای کمک کرد و سرنخ هایی را در مورد مسائل کاربردپذیری ارائه داد.
پیش بینی نگرش های دانشجویان نسبت به نویسندگی دانشگاهی بر اساس الگوهای کمک طلبی علمی و مثبت اندیشی دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در محیط دانشگاهی، دانشجویان به فرصت های نویسندگی دانشگاهی نیاز دارند تا از آنها برای ورود به دنیای «نویسندگی دانشگاهی» حمایت کند و به آنها کمک کند هویت یک نویسنده دانشگاهی را کسب کنند. کمک طلبی علمی و فرهنگ مثبت اندیشی دانشگاهی از جمله زمینه ها و عواملی هستند که می توانند نگرش دانشجویان را نسبت به نویسندگی دانشگاهی تحت تأثیر قرار دهند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوی پیش بینی نگرش دانشجویان به نویسندگی دانشگاهی بر اساس مقوله های مذکور انجام گرفت.روش پژوهش: طرح پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ گردآوری و تحلیل داده ها، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه محقق اردبیلی به تعداد 3330 نفر کارشناسی ارشد و 866 نفر دکتری بود که نمونه ای با حجم 300 نفر به روش در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های استاندارد، نگرش دانشجویان به نویسندگی دانشگاهی چئونگ و همکاران، کمک طلبی علمی ریان و پینتریچ و مثبت اندیشی دانشگاهی هوی و همکاران بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش های همبستگی و حداقل مربعات جزئی استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. و اسمارت پی.ال.اس. تحلیل شدند.یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان دهنده معناداری همبستگی بین مؤلفه های مثبت اندیشی و کمک طلبی علمی با نگرش به نویسندگی است. با توجه به قابل قبول بودن مقدار پایایی ترکیبی و نسبت آن با دیگر شاخص ها، همچنین حصول نیکوئی برازش 43/0 که بیش از مقدار قابل قبول یعنی 25/0 و مقدار مطلوب یعنی 36/0 است، الگوی مفهومی پیش بینی شده روابط بین متغیرها دارای اعتبار مناسبی بوده است. ضریب مسیر کمک طلبی علمی 79/0(01/0p< و 03/22=t) و مثبت اندیشی دانشگاهی 54/0 (01/0p< و 51/8=t) بوده که به طور معناداری قدرت پیش بینی نگرش به نویسندگی دانشگاهی را دارند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، با حمایت از مثبت اندیشی دانشگاهی و بهبود زمینه کمک طلبی علمی از طریق ایجاد و حفظ فرهنگ خودکارآمدی جمعی، اعتماد جمعی، تأکید تحصیلی و همچنین ایجاد شرایط برای پاسخ به نیازهای علمی به واسطه تعاملات توسعه محور و پشتیبانی علمی از دانشجویان می توان جهت بهبود نگرش دانشجویان نسبت به نویسندگی دانشگاهی گام برداشت.
کتابخانه های عصر صفوی: تداوم و تحول در رویکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی و تحلیل کارکرد و نقش کتابخانه ها در دوران حکومت صفویان.
روش پژوهش: با توجه به ماهیت این پژوهش، از روش کتابخانه ای مبتنی بر بررسی کتاب ها، نسخ خطی و اسناد دست اول استفاده شده است.
یافته ها: پژوهش حاضر نشان می دهد که دو دوره متمایز در حیات و کارکرد کتابخانه های عصر صفوی قابل بررسی است. دوره نخست که مربوط به سده دهم هجری و زمان حکومت شاه اسماعیل و بخشی از زمان شاه طهماسب می شود، امتداد نقش و کارکرد کتابخانه های قرن نهم و به ویژه کتابخانه های تیموریان در خراسان است که در آن، وظیفه اصلی کتابخانه ها، تولید و آفرینش نسخ نفیس با بهره گیری از عالی ترین سطح هنرهای کتاب آرایی است.
در دوره دوم که زمان شاه عباس و پس از آن را در بر می گیرد، به دلایلی چند و از جمله لزوم تدوین آثار دینی – فقهی مذهب تشیع که در جامعه ایران آن روزگار با کمبود مواجه بوده، کتابخانه ها و مجموعه منابعشان عمدتاً به سمت گردآوری این گروه از آثار سوق پیدا می کند. تحول دیگری که در این مرحله رخ می دهد، مطرح شدن زبان فارسی به عنوان زبان نگارش متون مذهبی برای استفاده عموم افراد جامعه ایران است.
نتیجه گیری: کارکرد و جایگاه کتابخانه ها در دو قرن حکومت صفویان را در دو مرحله متفاوت می توان مشاهده کرد. در مرحله نخست، تداوم کارکرد کتابخانه ها بسان دوره گذشته بود که در آن وظیفه اصلی کتابخانه ها، آفرینش نسخه های خطی نفیس با بهره گیری از سرآمدان عرصه های نگارگری و خوشنویسی و کتاب آرایی بود. در مرحله دوم توجه به کتابخانه ها بیشتر به عنوان جایگاه حفظ و نگهداری آثار مکتوب علما و فقهای شیعه بود که تحولی محسوس در نقش و عملکرد کتابخانه های مهم این دوره به شمار می آید.
شناسایی ویژگی های برنامه کتابخوان الکترونیکی ویژه کودکان نارساخوان: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ویژگی هایی است که با استفاده از آن ها بتوان یک برنامه کتابخوان الکترونیکی برای کودکان نارساخوان ایجاد کرد تا با کمک آن به مطالعه کتاب های داستان بپردازند.روش پژوهش: برای استخراج ویژگی های مذکور از روش مرور نظام مند استفاده شد و مدل پیشنهادی کیچنهام و چارترز به کار گرفته شد. جهت جمع آوری متون مرتبط، کلیدواژه های مربوطه در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی جستجو شد و تعداد 216 پژوهش (32 فارسی و 184 انگلیسی) پژوهش بازیابی شد. در بررسی اولیه با مطالعه عنوان، چکیده و نتایج مقالات، پژوهش های غیرمرتبط، تکراری و نامعتبر حذف شدند و در گام بعد پژوهش ها توسط دو تن از متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی اعتبارسنجی و غربالگری شدند. در نهایت، 74 پژوهش به زبان انگلیسی و 10 پژوهش به زبان فارسی (مجموعاً 84 پژوهش) مبنای تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها منجر به شناسایی 4 دسته ویژگی فراگیر (جستجو، پروفایل، کتاب و رابط کاربر)، 12 ویژگی سازمان دهنده (شیوه جستجو، قابلیت های موجود در فهرست نتایج جستجو، اطلاعات شخصی کاربر، بخش کتابخانه من، بخش فعالیت های من، بخش شخصی سازی، اطلاعات توصیفی کتاب، نمایش الکترونیکی کتاب، ویژگی های تصویر، ابزارهای کمک کننده در خوانش بهتر کتاب و ویژگی های خاص رابط کاربر برای نمایش کتاب به کودکان مبتلا به نارساخوانی) و 180 ویژگی پایه شد.نتیجه گیری: ویژگی های استخراج شده در این پژوهش را می توان به دو دسته ویژگی های عام و ویژگی های خاص تقسیم بندی کرد. ویژگی های مرتبط با جستجو (شیوه جستجو و قابلیت های موجود در فهرست نتایج)، ویژگی های مرتبط با پروفایل کودکان نارساخوان (اطلاعات شخصی کاربر در پروفایل، بخش کتابخانه من، بخش خریدهای من، بخش فعالیت های من و بخش شخصی سازی) و ویژگی های مرتبط با رابط کاربر سامانه، در دسته ویژگی های عام قرار دارند و تمامی برنامه های کتابخوان که برای کودکان طراحی می شوند باید به آنها توجه کنند. برخی دیگر از ویژگی ها، خاص برنامه های کتابخوان کودکان نارساخوان هستند و صرفاً با در نظر گرفتن شرایط خاص این گروه، در طراحی به کار گرفته می شوند. ویژگی های مرتبط با نمایش الکترونیکی کتاب، تصاویر کتاب و ابزارهای کمک کننده در خوانش بهتر کتاب، در دسته این ویژگی ها قرار می گیرند.
ارائه الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر بر آن است که چارچوب های روش شناختی به کار رفته مقالات حوزه سواد اطلاعاتی را مورد مطالعه قرار دهد و بر اساس همین چارچوب ها، الگوی جدیدی را برای مطالعات سواد اطلاعاتی به منظور توسعه روش شناختی پیشنهاد نماید.روش: در پژوهش حاضر از چارچوب آمیخته برای دستیابی به نتایج استفاده شده است. جامعه پژوهش، همه مقالات فارسی و انگلیسی حوزه سواد اطلاعاتی طی سال های 1992 تا 2023 شامل 682 مقاله بود که با روش نمونه گیری نظری، مقالاتی که دارای اصالت روش شناختی بودند انتخاب و باقی مقالات کنار گذاشته شد و در آخر 193 مقاله به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابتدا به روش مقوله بندی، پژوهش های حوزه سواد اطلاعاتی در سه رویکرد کمی، کیفی و آمیخته تقسیم بندی شد. در ادامه به روش تحلیل مضامین، چارجوب روش شناختی مقالات منتخب مشخص گردید و مضامین و ایده های روش شناختی متمایز آن ها استخراج شد و با بهره گیری از اندیشه های روی باسکار و روش طبقه بندی مفاهیم، الگویی برای توسعه روش شناختی مطالعات این حوزه ارائه گردید.یافته ها: چارچوب های روش شناختی در سه دسته شناخت تجربی، شناخت رویه ای و شناخت استفهامی جای گرفتند. شناخت تجربی، سطح ارائه روش شناسی های نازل، و عموماً شامل روش هایی است که با آنها می توان به درکی کلی از مسئله رسید و روش های پیمایشی، تجربی، دلفی و امثال آن در این سطح اند. شناخت رویه ای، سطح میانی پژوهش های سواد اطلاعاتی است و بیشتر به دنبال بررسی رویه هاست. این سطح بالاتر از شناخت تجربی است و درکی از مراحل دستیابی به سواد به دست می دهد. شناخت استفهامی، سطح عالی پژوهش های سواد اطلاعاتی است که در آن تضادها، درگیری ها، زدوخوردها، و دیالکتیک کنشگران برای کسب اطلاعات، و ساختارهای محدودکننده بررسی می شود.نتیجه گیری: پژوهش در حوزه سواد اطلاعاتی، با توجه به روش های به کاررفته تاکنون، و با توجه به الگوی باسکار، بهتر است با مطالعه تجربی آغاز شود، با مطالعات رویه ای دنبال گردد و به مطالعه استفهامی خاتمه یابد. تک بعدی بودن پژوهش های این حوزه و طی نشدن این روال، موجب گسستگی نتایج و غنا نیافتن داده ها در طول فرایند می شود و اثربخشی نتایج را کاهش می دهد.
عوامل تأثیرگذار بر بهرهگیری از فناوری بلاکچین در آرشیوهای الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کی ازکاربردهای مهم فناوری بلاک چین، مدیریت اسناد در آرشیوهای الکترونیک است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک از طریق مرور نظام مند متون مرتبط است.
پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب است که با بهره گیری از روش «سندلوسکی و باروسو» در هفت گام تنظیم سؤالات پژوهش، جست وجوی نظام مند متون، غربالگری و انتخاب متون کیفی مناسب، ارزیابی متون و استخراج داده، تحلیل و سنتز یافته ها، حفظ کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها و مدل مفهومی انجام شد. تیم فراترکیب متشکل از دو نفر متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی، یک نفر متخصص حوزه آرشیو و یک نفر متخصص مسلط به روش پژوهش فراترکیب بود. پس از تشکیل تیم فراترکیب، مراحل گفته شده به ترتیب هفت گام ذکرشده انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 103 مقاله انگلیسی و فارسی بود که در زمینه شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در بازه زمانی 2015 تا 2023 (1390 تا 1402) نگاشته شده بودند و بعد از حذف موارد تکراری و نامرتبط به 40 مقاله رسید. به منظور اطمینان از میزان ربط این مقالات، از ابزار ارزیابی پژوهش های کتابداری و اطلاع رسانی «گلین» که چک لیستی استاندارد برای سنجش تحقیقات کیفی است، استفاده شد. پس از پالایش، نتایج به روش تحلیل مضمون «اترید و استرلینگ» و در قالب مفاهیم فراگیر، سازمان دهنده و پایه دسته بندی شد.
عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در سازمان ها و مراکز آرشیوی را می توان در 6 دسته مضامین سازمان دهنده فرهنگی، قوانین و مقررات، فنی، اقتصادی، آموزشی و زیست محیطی قرار داد. هر کدام از این مضامین سازمان دهنده دارای تعدادی مضامین پایه هستند که در مجموع، به 27 مضمون می رسند. مضامین سازمان دهنده فرهنگ و قوانین و مقررات و اقتصادی هر کدام با 3 مضمون پایه، مسائل فنی 12 مضمون پایه، زیست محیطی 4 مضمون پایه، و آموزشی با 2 مضمون پایه به دست آمد.
از آنجا که پیاده سازی فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک تأثیر به سزایی در بهبود مدیریت اسناد و جلوگیری از جعل آن ها دارد، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری و پیاده سازی این فناوری در آرشیوهای الکترونیک می تواند مؤثر واقع شود. بدیهی است تا کلیه عوامل تأثیرگذار شناسایی نشوند، پیاده سازی و اجرای فناوری بلاک چین هم به گونه ای مناسب شکل نخواهد گرفت و هزینه های قابل توجهی نیز بر مراکز آرشیوی تحمیل خواهد کرد. شناخت این عوامل همچنین می تواند زمینه بهبود مدیریت در حوزه پیاده سازی فناوری بلاک چین در سایر سازمان های مرتبط و مراکز اطلاع رسانی را فراهم آورد.
درگیرسازی دانش آموزان: قدرت کتابخانه های آموزشگاهی در عصر دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی نقش کتابخانه آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در فرایند آموزش مجازی است. روش: رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن فراترکیب است. جامعه پژوهش، متشکل از 95 مقاله درباره نقش کتابخانه آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در فرایند آموزش مجازی بود که بین سال های 2000 تا 2023 میلادی در مجلات علمی معتبر منتشر شده بودند. نمونه پژوهش شامل 50 مقاله بود که به صورت هدفمند جمع آوری و بر اساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شد. داده های مقاله از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه گردآوری شد. یافته ها: نقش کتابخانه آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در شش مقوله اصلی دسترس پذیری محتوا و ابزار، مشاوره اطلاعاتی و خدمات مرجع، آموزش سواد اطلاعاتی و رسانه ای، توسعه حرفه ای معلمان، ارتباط و همکاری با معلمان، و ادغام فناوری های نوین با راهبردهای آموزشی شناسایی شد که می تواند منجر به درگیرسازی دانش آموزان شود. مطالعه حاضر نشان داد محتوا/ فناوری، دانش آموز، و معلم سه عنصر اصلی آموزش مجازی هستند. کتابخانه آموزشگاهی می تواند از طریق آموزش سواد اطلاعاتی، پل ارتباطی ایجاد کند؛ روابط دانش آموز با کتابخانه از طریق تکالیف چندرسانه ای که یادگیری دانش آموزان را تقویت می کند، غنی تر می شود؛ و به مدد فناوری، فرصت های بیشتری برای عمیق تر شدن درگیری دانش آموزان با کتابخانه از طریق تماس های بیشتر و معنادارتر با کتابداران ایجاد می شود. در تمام نقش هایی که کتابخانه آموزشگاهی ایفا می کنند، از جمله معلم، مشاور، متخصص اطلاعات، رهبری و ...، نقش اساسی کتابخانه، نقش سازنده رابطه است. اصالت/ارزش: این پژوهش به طور جامع نقش کتابخانه های آموزشگاهی در درگیرسازی دانش آموزان در فرایند آموزش مجازی را بررسی کرده است. نتایج این پژوهش می تواند راهنمای خوبی برای درک نقش و اهمیت کتابخانه آموزشگاهی در فرایند آموزش مجازی برای مدیران، معلمان و کتابدارن باشد. این پژوهش بر اهمیت حیاتی کتابداران مدارس به عنوان شرکای معلمان در ایجاد محیط های یادگیری مجازی جذاب و مؤثر تأکید می کند. این مطالعه با ارائه درک عمیقی از راهبرد ها و شیوه هایی که می تواند برای افزایش مشارکت دانش آموزان از طریق خدمات کتابخانه مدرسه اجرا شود، شکاف دانشی را پر می کند و در نهایت، منجر به بهبود نتایج آموزشی می شود.
Causal Layered Analysis of the Current State of Inter-Organizational Knowledge Sharing in Tehran Smart City: The Study of Information and Knowledge Organizations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current research aims to analyze the causes affecting the formation of the current state of inter-organizational knowledge (assets) sharing in the information and knowledge organizations located in Tehran smart city. Methodology: In terms of the purpose, this research is applied research with a descriptive nature, which was conducted with a mixed-method approach. In the qualitative part, the causes affecting the current state of inter-organizational knowledge sharing of organizations in the field of information and knowledge, such as the National Library and Archives of I.R. Iran, the Iranian Research Institute for Information Science and Technology (IranDoc), the organizations in charge of the public libraries and the university libraries of the country in Tehran was gathered through a semi-structured interview with 14 managers of information and knowledge organizations; In the quantitative part, the identified causes were validated using a researcher-made questionnaire using the Delphi technique (in two rounds) and the consensus opinion of 22 experimental experts. Data analysis has been done in the qualitative part by layered causal analysis and in the quantitative part using descriptive statistics indicators and Excel and SPSS software. Findings: The analysis of the data from the interviews led to the formation of 104 causes in the form of 39 causes in the litany layer, 25 causes in the systemic layer, 20 causes in the discourse layer, and 19 causes in the metaphor layer; After the second round of Delphi, 90 causes were validated in the form of 31 causes in the litany layer, 25 causes in the systemic layer, 19 causes in the discourse layer and 8 causes in the metaphor layer. In total, the causes of "Bipolar or hierarchical knowledge", in the metaphor layer and "inability of organizations to resolve conflict of interests" and "lack of necessary infrastructure" in the systemic layer had the highest mean; The causes of "selection of senior managers of information and knowledge centers based on political orientation", "lack of attention to becoming knowledge-based" and "viewpoint and approach of the organization leader" in the discourse layer had the next mean; The causes of "lack of common/centralized data and knowledge base and platform" and "non-implementation of knowledge management and inter-organizational communication" in the litany layer were ranked third in terms of the mean. Conclusion: In order to solve the problems and challenges of the current state, it is necessary to design and implement scenarios with the priority of creating discourse and changing the metaphors of the actors in this field, focusing on solving the problems caused by the bipolar or hierarchical knowledge metaphor and the discourses of the leadership approach of organizations, the selection of managers, and the knowledge-based approach.
ایجاد سازمان نظام مدیریت اطلاعات و دانش (نماد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف ایجاد انتظام شغلی و حرفه ای در مشاغل مرتبط با رشته تخصصی علم اطلاعات و دانش شناسی از طریق پیشنهاد شکل گیری یک مرجع صنفی تدوین شده است. روش پژوهش در این مقاله سندی یا کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی است. عدم انطباق قوانین موضوعه کشور در ایجاد یک تشکل آموزشی، پژوهشی و صنفی متناسب با مشاغل و حرفه های علم اطلاعات و دانش شناسی و نیز فقدان قوانین مرتبط در شکل گیری چنین تشکلی، کانون تمرکز متخصصان این حوزه در طی بیش از 50 سال گذشته بوده است. این مسئله در حال حاضر به یک فرصت تبدیل شده است. چشم انداز این فرصت استثنایی در بسترسازی ایجاد یک تشکل کانونی صنفی، بر تجارب کتابداران پیشرو در ایجاد انجمن های صنفی، توسعه حوزه های نوین شغلی در علم اطلاعات و دانش شناسی، شکل گیری دامنه های وسیع فنی، حرفه ای و شغلی با تکیه بر فناوری اطلاعات، دانش و ارتباطات، تأثیر بی بدیل مناسب سازی و تبادل اطلاعات در زندگی روزمره افراد و افزایش روزافزون بازار کار برای مشاغل مرتبط با علوم اطلاعات، دانش شناسی و مدیریت دانش متکی است. افزون بر این، سازوکارهای شکل گیری یک تشکل صنفی مرجع در حوزه های تخصصی گوناگون مانند مهندسی و علوم پزشکی و پیراپزشکی قابل مشاهده است. به این ترتیب، با تکیه بر تجارب متقدمان، گسترش رشته های شغلی و حرفه ای مرتبط با علوم اطلاعات، دانش شناسی و مدیریت دانش و شکل گیری سازوکارهای نوین در ایجاد کانون های مرجع صنفی می توان به تدوین و پیشنهاد لوایح قانونی ای پرداخت که حمایت و پشتیبانی های صنفی تضمین گردد. در شکل گیری لوایح پیشنهادی بایستی دامنه، نقش، اهداف و وظایف مشاغل و حرفه های مرتبط با علوم اطلاعات، فناوری و ارتباطات تبیین گردد. در این مقاله سعی بر آن است که از طریق بحث و بررسی موارد پیش گفته، بستر شکل گیری انتظام شغلی و حرفه ای را به منظور تحقق اهداف حرفه ای آموزشی، پژوهشی و صنفی از طریق یک تشکل و سازمان قانونی و رسمی در حوزه علوم اطلاعات، دانش شناسی و مدیریت دانش، تحت عنوان «سازمان نظام مدیریت اطلاعات و دانش (نماد)» تشریح نماییم. نتایج حاصل از این مقاله، تبیین اهداف و وظایف در شکل گیری سازمان نظام مدیریت اطلاعات و دانش به منظور تدوین لایجه قانونی برای ارائه به مجلس به منظور تصویب شکل گیری این نهاد یا سازمان مرجع است.
کتابخانه سبز؛ رویکردی راهبردی به توسعه پایدار؛ مطالعه موردی کتابخانه سبز در کتابخانه های آستان قدس رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف، ارزیابی مؤلفه های کتابخانه سبز در کتابخانه های آستان قدس صورت پذیرفته است.
روش شناسی: پژوهش حاضر، از نوع کاربردی به روش پیمایشی- توصیفی است. جامعه آماری 201 نفر از مسئولین و کارشناسان سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی شامل کتابخانه مرکزی و 59 کتابخانه وابسته است و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که وضعیت ساختمان و تجهیزات کتابخانه ها با میانگین 2.75 در سطح متوسط است و وضعیت مناسبی ندارد. وضعیت مدیریت و برنامه ریزی سبز در کتابخانه آستان قدس با میانگین 3.48 در سطح مطلوب و وضعیت آموزش آگاهی رسانی و فرهنگ سازی مسائل زیست محیطی به جامعه و کارکنان در کتابخانه آستان قدس به ترتیب با میانگین 3.49 و 3.45 در سطح مطلوبی قرار دارند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر، کتابخانه ها را از وضعیت فعلی آگاه می کند. کتابخانه ها می توانند با پذیرش طرح های ساختمان سبز، شیوه های سبز، برنامه های سوادآموزی و استفاده از فناوری های سبز، به پایداری دست یابند. کتابخانه ها باید نقطه کانونی حرکت سبز باشند. با توجه به این که پایه مهم برای رسیدن به توسعه پایدار و ایجاد فرهنگ و تفکر سبز در جامعه هستند. از این رو، کتابخانه ها می توانند به طور مداوم برنامه های خود را گسترش دهند و به عنوان الگوهایی برای محیط زیست سازگار و پایدار عمل کنند.
کاربرد داده کاوی در سامانه توصیه گر کتابخانه های دیجیتال بر اساس قوانین انجمنی (مطالعه موردی: کتابخانه دیجیتال آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه، تحلیل و بررسی کاربرد فن داده کاوی در سامانه توصیه گر (پیشنهاددهنده) کتابخانه های دیجیتالی و مراکز اطلاعاتی بود. رویکرد داده کاوی در این سامانه، از طریق تحلیل الگوهای رفتاری کاربران کتابخانه های دیجیتال و ارائه پیشنهادهای دقیق، آنان را از مرور داده های غیر مرتبط در حین جستجو بی نیاز می سازد که منجر به افزایش درخواست های اطلاعاتی کاربران و جلب و جذب رضایتمندی آنان از ارائه خدمات کتابخانه های دیجیتالی می شود.روش: پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی از نوع پیمایشی مقطعی و تحلیل محتوا بود. در این روش طی چهار مرحله، داده های موردنیاز، جمع آوری و خروجی آن با استفاده از فن داده کاوی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در مرحله اول، با تحلیل محتوا، سیا هه ای از تعداد تراکنش درخواست های کاربران از کتاب، شامل شناسه کاربران، عناوین نسخ، شماره کد شناسایی نسخ در سامانه کتابخانه دیجیتال (پایگاه نسخ خطی)، سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی مورد بررسی قرار گرفت و داده ها به صورت ستون کاربر و سطر آیتم (کتاب) مرتب شد. مرحله دوم، داده های خام پیش پردازش شده به ماتریس کاربر-آیتم که همان صفر و یک است، تبدیل شد. مرحله سوم، خروجی داده ها با کمک فناوری داده کاوی و اجرای کاوش قوانین انجمنی و الگوریتم FP-Growth بر روی نرم افزار رپیدماینر پیاده سازی و اجرا شد. خروجی به دست آمده، در این نرم افزار با تغییر درجه پارامترهای پشتیبان (میزان پشتیبانی از تکرار شدن منابع درخواستی) و اطمینان (میزان اعتماد به نتیجه موردنظر) مورد آزمون قرار گرفت. مرحله چهارم، صحت و درستی طرح پیشنهادی سامانه ارائه شد.یافته ها: برونداد این پژوهش نشان داد که قواعد انجمنی با درجه اطمینان بالای 50% بوده و قادر به تعیین الگوهای دسترسی کاربر است که بهترین حالت دسترسی به مجموعه داده های تولیدشده با تنظیم درجه حداقل پشتیبانی 2% و حداقل اطمینان 95% است که منجر به ایجاد 1081 قوانین جدید با الگوریتم های شرطی (اگر – آنگاه) شد. چنانکه اگر کاربری در زمان جستجوی در نرم افزار کتابخانه دیجیتال موضوعاتی همچون (علم اصول، اجتهاد، سنت و...) را انتخاب نماید، به دلیل سابقه جستجوهای پرتکرار کاربران پیشین با همین موضوعات، از سوی سامانه توصیه گر، آنگاه عناوین مرتبطی با موضوع اصول فقه پیشنهاد خواهد شد. همین طور، اثبات درستی الگوی پیشنهادی نشان داد که مقدم و مؤخرهای ایجادشده از قوانین جدید با یکدیگر مشابهت موضوعی داشته است.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد، فنون مختلف داده کاوی با کاربرد قوانین انجمنی و اجرای الگوریتم FP-Growth دارای کارایی و دقت بالا بوده و در تجزیه و تحلیل داده های کتابخانه های دیجیتالی و مراکز اطلاع رسانی برای ایجاد سامانه های توصیه گر به منظور پیش بینی درخواست های کاربران و پیشنهاددهی مؤثر، مناسب است و از مفاهیم کاربردی آن، فراهم نمودن بستری برای بهبود کیفیت تعامل دوسویه میان کتابداران و کاربران در جهت ارائه خدمات بهینه و سودمند است و همچنین ایجاد فرصت مناسبی برای ارتقاء نگرش و دیدگاه مدیران در جهت تأمین منابع اطلاعاتی موافق با نیازهای واقعی کاربران خواهد بود.
حکمرانی سازمانی از منظر کلریویت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
273 - 298
حوزههای تخصصی:
هدف: حکمرانی سازمانی به معنای ساختار، فرآیندها و روش هایی است که یک سازمان به منظور ارتباط، هدایت، سازماندهی و کنترل فعالیت هایش به کار می گیرد. حکمرانی سازمانی ابزاری برای ترکیب و به اشتراک گذاری دانش در سازمان و میان افراد آن است که می تواند به ایجاد کانال ها و پلتفرم های مناسب برای انتشار دانش در سازمان، تسهیل همکاری و تعامل بین اعضای سازمان برای اشتراک گذاری دانش، توانمندسازی افراد برای ایجاد، دستیابی و اشتراک گذاری دانش، استفاده از فناوری های مناسب برای ذخیره سازی، انتقال و اشتراک دانش، نظارت و ارزیابی مستمر بر فرآیندهای مدیریت دانش و حکمرانی سازمانی و ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر اعتماد و اشتراک دانش که در آن افراد تمایل به اشتراک گذاری دانش داشته باشند کمک کند. به عبارت دیگر، حکمرانی سازمانی برای تعالی سازمان در سطوح مختلف مهم است و می تواند به افزایش بهره وری، کارایی و اثربخشی از طریق سازماندهی بهتر، ارتباطات صحیح تر و مدیریت ریسک بهتر و دسترسی بهتر به منابع انسانی و مالی از طریق اعمال روش های صحیح حکمرانی کمک کند. حکمرانی صحیح سازمانی نیازمند سیاستگذاری درست در این زمینه است که تحلیل روند پژوهش های انجام شده در این حوزه می تواند به پیشرفت در آن منجر شود. بنابراین، هدف این پژوهش تحلیل روند منابع علمی منتشر شده حکمرانی سازمانی در پایگاه استنادی کلریویت است. روش : این پژوهش از نوع کاربردی بوده که با روش توصیفی و رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 249 برونداد علمی منتشر شده حوزه حکمرانی سازمانی بین سال های 1981-2021 در پایگاه کلریویت است. برای بررسی و مقایسه میزان انتشار و استناد بروندادهای علمی با شاخص های حکمرانی (مسئولیت پذیری، ثبات سیاسی، اثربخشی، کیفیت نظارتی، قانون گرایی و کنترل فساد) از سایت شاخص های حکمرانی جهانی استفاده شده است. ابزار تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار VOSviwer و اکسل انجام شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که روند بروندادهای علمی در حوزه حکمرانی سازمانی از سال 1981-2021 صعودی است و موضوع حکمرانی در حوزه های اقتصادی، مدیریت عمومی و دولتی بیشتر مطرح شده است. همچنین نویسندگانی مانند فیلاتوتِو، لییبلین و جکسون بیشترین استناد را در میان منتشرکنندگان بروندادهای علمی داشته اند و کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، آلمان، هلند و چین؛ و دانشگاه های استنفورد، ایلینویز، آریزونا، جورجیا، کپنهاگِن و هاروارد به ترتیب بیشترین بروندادهای حکمرانی سازمانی را منتشر کرده اند. اما به لحاظ شاخص های حکمرانی کشورهای هلند، کانادا، آلمان، انگلیس، تایوان، فرانسه، آمریکا، اسپانیا، ایتالیا و چین به ترتیب بهترین عملکرد را داشته اند. علاوه بر این یافته ها نشان داد که هم نویسندگی، هم استنادی و همکاری علمی پژوهشگران، سازمان ها، کشورها و منابع علمی این حوزه کمتر و پراکنده است و کشورهای آمریکا، انگلیس، مالزی و برزیل تعاملات و همکاری های علمی بیشتری نسبت به پژوهشگران کشورهای دیگر داشته اند و موضوعاتی مانند حکمرانی، مدیریت، نوآوری، سیستم ها، عملکرد سازمان ها و شرکت ها، اعتماد، شبکه ها، تکنولوژی اطلاعات و همکاری در زمینه حکمرانی سازمانی مهم هستند. در نتیجه می توان گفت که نوآوری و فناوری، نقش مهمی در تحقق حکمرانی به ویژه حکمرانی الکترونیک مؤثر در سازمان ها دارند و می توانند به ارتقای شفافیت و اطلاع رسانی از طریق سیستم های سازمانی منجر شوند و اطلاعات را در سراسر سازمان دسترس پذیر کنند. همچنین به بهبود عملکرد فرایندهای مدیریتی، مانند گزارش دهی و کنترل کمک کنند و مسیرهای جدیدی برای ارتباط و همکاری بین اعضای یک سازمان فراهم آورده و به تسریع و تسهیل فرایندهای حکمرانی، افزایش بهره وری، کارایی و اثربخشی منجر شوند. یافته های دیگر نشان داد که بین تعداد مدارک و شاخص های حکمرانی رابطه منفی وجود دارد؛ به این معنا که با افزایش و کاهش انتشار بروندادهای علمی شاخص های حکمرانی نیز کاهش و افزایش داشته اند. ولی بین استناد و شاخص های حکمرانی کشورها همبستگی و رابطه قوی مثبتی وجود دارد. بنابراین، می توان گفت که میزان تولیدات علمی و استناد به آنها بر روی شاخص های حکمرانی اثرگذار هستند و برعکس عملکرد بهتر کشورها در شاخص های حکمرانی برای افزایش انتشار و استناد به بروندادهای علمی مؤثر است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تحلیل بروندادهای علمی حکمرانی سازمانی می تواند به سیاستگذاری های درست علمی، کشف حوزه های موضوعی جدید و شکاف های علمی، شناسایی مسیرهای پژوهشی، کسب و خلق دانش جدید، انجام پژوهش های جدید، پیش بینی تحولات علمی آینده، شناسایی کنشگران علمی فعال و برجسته، ایجاد ارتباطات و همکاری های علمی بیشتر میان کنشگران علمی در حوزه های مختلف و توسعه علمی در زمینه حکمرانی سازمانی کمک کند.
بررسی روند موضوعی مدیریت سود در کشورهای آسیایی در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس با رویکرد علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
299 - 324
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل و بررسی مقالات نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس، مرتبط با حوزه مدیریت سود در کشورهای آسیایی بود. روش : این پژوهش مطالعه ای کاربردی است که با روش اسنادی و تکنیک های علم سنجی انجام شده است. جامعه پژوهش 1465 مقاله نمایه شده در پایگاه اسکوپوس در حوزه مدیریت سود، در بازه زمانی 1998-2023 بودند. یافته ها: بیشترین روند رشد تولیدات علمی در بازه زمانی 2022-2023 و کمترین روند رشد نیز در بازه زمانی 1998-2014 با کمتر از 100 مدرک تولید شده است. پس از آن در سال های 2015-2023 تولیدات علمی روند مثبتی داشته و از 100 به 337 مدرک افزایش یافته است. بیشترین تولیدات علمی نیز طی سال های 2022-2023 منتشر شده است. هرچند نرخ تولیدات علمی در سال های اولیه پایین بوده است، اما در مجموع خوب بوده است. بیشترین نرخ رشد برای سال 2001 به میزان 0/4 و کمترین نرخ رشد نیز برای سال 2000 به دلیل عدم تولید مدرک به میزان 0/1- به ثبت رسیده است. در مجموع تعداد استنادات تولیدات علمی مربوط به حوزه موضوعی مدیریت سود در پایگاه اسکوپوس طی سال های مورد بررسی، 27002 استناد بوده است که به طور متوسط هر مدرک 59/11 استناد دریافت کرده و بالاترین نرخ تغییر میزان استناد 471 مورد در سال 2010 متعلق به مطالعه ژیان و همکاران (2010) است که با موضوع پشتیبانی از طریق معاملات اشخاص مرتبط انجام شده است. کم ترین میزان استناد 287 مورد بوده و به مقاله مالکیت خصوصی و دولتی و مدیریت درآمد: شواهدی از شرکت های فهرست شده چینی تعلق داشته که توسط دینگ و همکاران (2007) انجام شده است. همچنین از مجموع 6470 نویسنده مرتبط به حوزه مدیریت سود در پایگاه اسکوپوس در سال های 1998-2023، ونگ با 30 سند، صالحی با 23 سند و لی با 22 سند پرکاربردترین نویسنده، کشور چین با 775 سند، اندونزی با 267 سند، و مالزی با 261 سند پرکاربردترین کشور، مجله حسابداری و اقتصاد آسیا و اقیانوسیه نیز با 45 سند، پر تولیدترین مجله و دانشگاه اوتارا مالزی با 68 سند پرکارترین دانشگاه است. موضوعات در حال ظهور پیرامون پژوهش مدیریت سود از سال 2014-2016 به موضوعاتی ازقبیل درآمد با قدرت پیوند 215، سهامداران با قدرت پیوند 116 و شرکت های بورسی با قدرت پیوند 123 اختصاص دارد. موضوعاتی شامل مدیریت سود با قدرت پیوند 2264، حاکمیت شرکتی با قدرت پیوند 706 و مدیریت سود واقعی با قدرت پیوند 508 در بازه زمانی 2018-2019 مورد توجه قرار گرفته است. همچنین موضوعاتی مانند کیفیت گزارشگری مالی با قدرت پیوند 82، عملکرد شرکت با قدرت پیوند 80، هزینه های حسابرسی با قدرت پیوند 55 موضوعات نوظهور هستند که در سال های اخیر پژوهشگران آن ها را مدنظر قرار داده اند و با توجه به واژگان پربسامد، خوشه بندی واژه های کلیدی پژوهش از 8 خوشه کلیدواژه درهم تنیده تشکیل شده است. نتیجه گیری: برای بهره مندی از نتایج اینگونه پژوهش ها، پژوهشگران حوزه دانش حسابداری نیز مانند سایر پژوهشگران باید مطالعات علم سنجی را در دستور کار خود قرار دهند، تا از این طریق چارچوبی منسجم از وضعیت فعلی تحقیقات حسابداری فراهم شود و کیفیت مقالات منتشر شده حسابداری را نیز ارتقاء دهند.
ارزیابی عملکرد کشورهای اتحادیه اروپا بر مبنای مدیریت دانش سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت دانش به عنوان یک نیاز استراتژیک، تضمین کننده برتری بلندمدت برای سازمان ها و جوامع و میزان بهره گیری آن ها از سرمایه های انسانی و اطلاعاتی است. مدیریت دانش سازمانی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی برای موفقیت سازمان ها در عصر اطلاعات شناخته می شود. اجرای مؤثر مدیریت دانش منجربه بهبود عملکرد و فرآیندها می شود؛ اما این امر نیازمند فهم دقیق مباحث مدیریت دانش و به ویژه مرحله اساسی آن یعنی استقرار و پیاده سازی آن، و شناخت کامل اجزای کلان تشکیل دهنده آن است. مدیریت دانش سبز رویکردی نوین در مدیریت دانش می باشد که بر خلق، اشتراک گذاری و به کارگیری دانش در زمینه مسائل زیست محیطی تمرکز داشته و هدف اصلی آن، کمک به سازمان ها و جوامع برای دستیابی به توسعه پایدار از طریق ارتقای آگاهی و دانش در زمینه محیط زیست است. فقدان مهارت های لازم در افراد و سازمان ها، می تواند یک چالش مهم برای پیاده سازی مدیریت دانش سبز باشد؛ زیرا افراد باید مهارت های لازم برای خلق، اشتراک گذاری و به کارگیری دانش در زمینه مسائل زیست محیطی را داشته باشند. علاوه بر چالش فوق، فقدان زیرساخت های مناسب برای پیاده سازی مدیریت دانش سبز، نظیر عدم دسترسی به فناوری های اطلاعات و ارتباطات، می تواند اجرای مدیریت دانش سبز را دشوار کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه ساختاری مناسب جهت ارزیابی عملکرد و کارایی مدیریت دانش سبز در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به عنوان واحدهای تصمیم گیری، با بهره گیری از تکنیک تحلیل پوششی داده ها و با در نظر گرفتن نهاده های تعداد محققین و میزان سرمایه اختصاص داده شده به توسعه و مدیریت دانش سبز و ستاده فناوری سبز به عنوان خروجی ملموس کاربرد دانش سبز، برای نخستین بار می باشد.
روش: در راستای ارائه مدل ارزیابی عملکرد بر مبنای مدیریت دانش سبز، ابتدا برای شناسایی مولفه های اساسی، از پژوهش های مختلف در این زمینه استفاده شد؛ سپس کشورهای عضو اتحادیه اروپا، از نظر مضامین استخراج شده و زیرمؤلفه های هر کدام، با استفاده از تکنیک ترکیبی تحلیل پوششی داده های شبکه ای و مازادمبنا[1] ارزیابی شدند. داده های 27 کشور عضو اتحادیه اروپا از پایگاه های داده رسمی استخراج و پس از نرمال سازی، در این مدل کمّی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: برای استقرار مدیریت دانش، باید به شش عامل اساسی مشتمل بر تعداد کل پرسنل در زمینه تحقیق و توسعه، میزان سرمایه گذاری سبز به عنوان متغیرهای ورودی، تعداد پتنت سبز، تعداد انتشارات دانشگاهی در حوزه نوآوری زیست محیطی، و میزان آگاهی از توسعه پایدار، به عنوان متغیرهای میانجی و در نهایت میزان فناوری و تکنولوژی در حوزه محیط زیست، به عنوان متغیر خروجی نهایی توجه ویژه کرد. مطابق با نتایج مدل پیشنهاد شده، در حوزه خلق دانش: کشورهای اتریش، بلژیک، بلغارستان، کرواسی، قبرس، یونان، ایتالیا و اسپانیا؛ و در حوزه کاربرد دانش: قبرس، آلمان، مالت، اسلواکی و اسپانیا به عنوان کشورهای کارا در حوزه اتحادیه اروپا معرفی شدند. هرچند کشورهایی نظیر لوکزامبورگ یا هلند، دارای بیشترین تعداد محقق و میزان سرمایه گذاری در حوزه زیست محیطی به عنوان منابع ورودی می باشند؛ اما کشورهای قبرس، ایتالیا و یونان با استحصال بیشترین خروجی و در عین حال به کارگیری کمترین میزان از متغیرهای ورودی ذکر شده، در بهره گیری موثر از دانش سبز برای توسعه پایدار عملکرد بهتری داشتند و به عنوان کاراترین کشورها شناخته شدند. شکاف عملکردی برای کشورهای ناکارا، میزان نیاز هر متغیر به تغییر را جهت نیل به وضعیت کارا نشان می دهد. لذا در انتها، برای یکایک کشورهای مورد ارزیابی، میزان شکاف عملکردی برای هر متغیر ورودی محاسبه شده است که کمترین میزان اختلاف به شاخص تعداد پرسنل در زمینه تحقیق و توسعه تعلق دارد. همچنین برای هر کشور، برآیند شکاف متغیرهای میانجی ذکر شده است که کمترین میزان اختلاف به شاخص انتشارات دانشگاهی (نوآوری زیست محیطی) تعلق دارد.
نتیجه گیری: جهت استفاده از مدل مفهومی ترکیبی تحلیل پوششی داده های شبکه ای و تحلیل پوششی مازادمبنا، جهت ارزیابی عملکرد مدیریت دانش سبز در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، متغیرهای ورودی شامل تعداد پرسنل تحقیق و توسعه و میزان سرمایه گذاری سبز، متغیرهای میانجی شامل تعداد پتنت های سبز، تعداد انتشارات دانشگاهی مرتبط با نوآوری زیست محیطی و میزان آگاهی از مدیریت توسعه پایدار، و در نهایت متغیر خروجی میزان توسعه فناوری های مرتبط با محیط زیست تعریف شده است. بهره گیری از مدل معرفی شده، در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش سبز در سازمان ها یا کشورهای مختلف، پیشنهاد می شود.
واکاوی مولفه ها و شاخص های کسب و کار اینترنتی برای کارگزاران دانش با رویکرد افزایش بهره وری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
85 - 115
حوزههای تخصصی:
نیاز به افزایش بهره وری در سازمان ها برای سودآوری بیشتر، امری اجتناب ناپذیر است و سالانه هزینه های زیادی صرف آن می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مؤلفه ها و شاخص های کسب وکار اینترنتی برای کارگزاران دانش با رویکرد افزایش بهره وری در کسب وکارها به سه روش فراترکیب، دلفی فازی و روش معادلات ساختاری به انجام رسیده است. جامعه آماری در بخش اول تعداد 10617 سند هست که از این میان تعداد 65 سند انتخاب شد. جامعه آماری در بخش دوم تعداد 20 نفر از خبرگان حاضر در رشته های مدیریت دانش، مدیریت فناوری و کسب وکار بوده اند که تعداد 10 نفر از آن ها به پرسشنامه پاسخ دادند. جامعه آماری در بخش سوم پژوهش نیز تعداد 155 کارگزار فناوری و دانشی تحت نظر معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، فن بازار ملی ایران و شبکه تبادل فناوری نانو بوده اند. یافته ها تعداد 149 شاخص ذیل 30 مؤلفه در قالب اجزای نه گانه مدل کسب وکار استروالدر را نشان می دهد. نتایج حاصل از انجام این پژوهش نشان می دهد احصاء مؤلفه ها و شاخص های کسب وکار اینترنتی برای کارگزاران دانش می تواند به کاهش شکاف اطلاعاتی میان پژوهشگران، سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان، ساختارها و نهادهای حکمرانی و ساختارها و نهادهای بخش عرضه و تقاضا کمک کند و منجر به افزایش بهره وری در کسب وکارها گردد.
تولیدات علمی هوش مصنوعی در ایران: با تاکید بر رشته های موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
101 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت تولیدات علمی هوش مصنوعی در ایران به تفکیک حوزه های موضوعی بود.
روش : روش پژوهش، از نوع توصیفی- کاربردی و با رویکرد علم سنجی بود. 804 رکورد مرتبط با حوزه هوش مصنوعی نمایه شده در پایگاه استنادی آی.اس.سی.، بین سال های 1381-1402 بررسی شدند. به منظور نمایه سازی موضوعی مقالات با رویکرد کمّی از فنون علم سنجی، و برای تییین اصطلاحات موضوعی از نمایه سازی نیمه خودکار استفاده شد. 357 کلمه کلیدی که نمایانگر موضوعات تحقیقات بودند و در جامعه آماری 2807 بار تکرار شده بودند، شناسایی گردید.
یافته ها: تولیدات علمی در شش حوزه موضوعی کلی علوم انسانی (285 مقاله)، فنی و مهندسی (182 مقاله)، علوم کشاورزی (125 مقاله)، علوم پزشکی (102 مقاله)، محیط زیست و منابع طبیعی (62 مقاله)، علوم پایه (48 مقاله) انجام شده است. پر بسامدترین موضوعات در حوزه علوم انسانی: بورس، توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، پول و موسسات مالی، مدیریت مالی، حسابداری، حسابرسی و حقوق، اقتصاد، مدیریت اطلاعات و مدیریت منابع انسانی؛ در حوزه فنی و مهندسی: سازه، سازه های هیدرولیکی، حمل و نقل، فناوری اطلاعات، سازه های دریایی، زلزله و کنترل؛ در حوزه علوم کشاورزی: کشاورزی- مدیریت، آب، منابع، آبیاری، خاکشناسی، زهکشی، مدیریت پسماند، محیط زیست، خاک- حفاظت و مکانیزاسیون و مکانیک ماشین های کشاورزی؛ در حوزه علوم پزشکی: پزشکی- کلیات، پزشکی- بیماری ها، پزشکی- علوم پایه، بهداشت، زیست فناوری، روانپزشکی، روانشناسی بالینی، پاتولوژی، فیزیولوژی و علوم اعصاب؛ در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی: آبخیزداری، بوم شناسی، خاک- حفاظت، جنگل و جنگلداری و بیابان؛ در حوزه علوم پایه: زمین شناسی- کلیات، ژئوشیمی، چینه شناسی، رسوب شناسی، ریاضی کاربردی، علوم- جنبه های اجتماعی، علوم، ژئوفیزیک، علم و فناوری و زمین شناسی کاربردی پراهمیت ترین موضوعات مورد تاکید تولیدات علمی هوش مصنوعی شناخته شدند. حوزه های علوم انسانی و فنی مهندسی از نخستین حوزه هایی بوده اند که از سال 1381 آثار علمی در زمینه هوش مصنوعی در پایگاه استنادی آی.اس.سی. داشتند. از سال 1387 حوزه های علوم پایه و علوم کشاورزی در پایگاه استنادی آی.اس.سی. در زمینه هوش مصنوعی اثر منتشر کرده اند. حوزه محیط زیست و منابع طبیعی نیز از سال 1388 در زمینه هوش مصنوعی موفق به تولید علمی معتبر شده است. حوزه علوم پزشکی در مقایسه با سایر حوزه های کلان پژوهشی با تأخیر بیشتری به حوزه هوش مصنوعی گام نهاده و نخستین تولیدات آن مربوط به سال 1390 است. در همه حوزه های کلان پژوهشی کشور روند تولیدات علمی هوش مصنوعی رو به رشد است. اما حوزه علوم انسانی به عنوان با قدمت ترین حوزه کشور و حوزه پزشکی به عنوان جوان ترین حوزه، نمودار رشد بهتری را نسبت به سایرین داشته اند. مجلات «مهندسی منابع آب» و «مهندسی عمران امیرکبیر» با بیشترین انتشار مقاله در حوزه هوش مصنوعی (12 مقاله) سرآمدترین نشریات این حوزه در کشور شناخته شدند. مجله «پردازش علائم و داده ها» و «دانش آب و خاک» با انتشار 11 مقاله در رتبه دوم جای گرفتند و مجله «پژوهش های حفاظت آب و خاک» با انتشار 10 مقاله در حوزه هوش مصنوعی رتبه سوم را کسب نمود. دانشگاه تهران با بیشترین تولیدات علمی هوش مصنوعی در حوزه های علوم انسانی، محیط زیست و منابع طبیعی و علوم پایه برجسته ترین دانشگاه ایران شناخته شد و دانشگاه تبریز رتبه اول تولیدات علمی هوش مصنوعی را در حوزه های فنی و مهندسی و علوم کشاورزی کسب نمود. دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در حوزه علوم پزشکی بالاترین جایگاه تولیدات علمی هوش مصنوعی را کسب کرد. رویا دارابی با انتشار 8 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم انسانی؛ وحید نورانی با انتشار 8 مقاله، چهره برجسته حوزه فنی و مهندسی؛ کیومرث روشنگر، با انتشار 4 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم کشاورزی؛ جواد حدادنیا با انتشار3 مقاله، چهره برجسته حوزه علوم پزشکی؛ جمشید پیری، با انتشار 3 مقاله چهره برجسته حوزه محیط زیست و منابع طبیعی؛ عطاءالله ندیری، با انتشار 5 مقاله چهره برجسته حوزه علوم پایه در تولیدات علمی هوش مصنوعی شناخته شد.
نتیجه گیری: تجزیه و تحلیل حاصل از رصد تولیدات علمی هوش مصنوعی ایران در پایگاه استنادی آی.اس.سی. نه تنها برای متخصصان هوش مصنوعی، بلکه برای سایر پژوهشگران و عموم مردم نیز مورد توجه است؛ زیرا با شناسایی برجستگان حوزه هوش مصنوعی در ایران، مسیر توسعه همکاری های بین رشته ای و تعاملات جدید فراهم شده و امکان دستیابی به پربارترین نتایج در زمینه هوش مصنوعی میسر خواهد شد.
ترسیم و تحلیل نقشه دانش پایان نامه های حوزه علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
127 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پژوهش شناسایی موضوعات پرطرفدار، زمینه های نوظهور و شکاف های علمی حوزه علوم تربیتی براساس پایان نامه های دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و با رویکرد علم سنجی است. جامعه پژوهش 1066 پایان نامه است که طی سال های 1392 تا 1397 در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی به رشته تحریر درآمدند. نتایج حاکی از آن است که برنامه درسی پرکاربردترین موضوع در پایان نامه ها است. یافته های مربوط به خوشه بندی سلسله مراتبی منجر به شکل گیری 14 خوشه شد. محاسبه سنجه های مرکزیت شبکه نشان داد امکانسجی آموزشی، برنامه آموزشی، یادداری، طراحی آموزشی، مدارس هوشمند، دانش آموزان، اخلاق، مدارس ابتدایی، نوآوری فردی و مؤلفه های طراحی آموزشی از جمله موضوعات مهم و اثرگذار در شبکه هم رخدادی واژگان حوزه علوم تربیتی است. واژگان امکانسنجی آموزشی، یادداری، دانش آموزان، برنامه آموزشی، اخلاق، مدارس هوشمند، مدارس ابتدایی، تحلیل عاملی تأییدی، مؤلفه های طراحی هوشمند و نیازسنجی آموزشی نیز از جمله موضوعاتی هستند که نقشه واسط در شبکه دارند و میزان انتقال اطلاعات در شبکه از طریق این کلیدواژگان بیشتر است.به عبارت دیگر این موضوعات به مثابه حلقه اتصال در شبکه هستند و از طریق آن ها می توان به موضوعات دیگر نیز دسترسی پیدا کرد.
مدیریت هوشمند ترافیک با به کارگیری تکنیک های بینایی ماشین در شهرهای هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فناوری های شهر هوشمند عنصر مهمی برای مدیریت مؤثر صنعتی شدن سریع جهان امروزی هستند، زیرا می توانند به رفع مشکلات اقتصادی و زیست محیطی ناشی از افزایش جمعیت شهری کمک کنند. شهرهای هوشمند زیرساخت های سنتی و خدمات عمومی را با فناوری ادغام می کنند تا سیستمی کارآمدتر، پایدارتر و قابل دسترس تر ایجاد کنند و ضمن اینکه نیازهای ساکنان شهر را برآورده می کنند، درک سنتی مدیریت شهر را نیز متحول می کنند. سیستم های حمل و نقل هوشمند، که از اجزای کلیدی شهرهای هوشمند به شمار می آیند، برای بهبود ایمنی سیستم حمل و نقل، کاهش اثرات زیست محیطی، ترویج توسعه حمل و نقل پایدار و افزایش بهره وری، توسعه یافته اند. این سیستم ها راه حل های مدرنی را برای مشکلات مربوط به حمل ونقل، از جمله ترافیک و تصادفات ارائه می دهند و با استفاده از داده های جمع آوری شده از زیرساخت ها، شبکه ها و وسایل نقلیه، به کارآمدی سیستم حمل و نقل و تضمین ایمنی شهروندان کمک می کنند. سیستم حمل و نقل هوشمند به عنوان سیستم یکپارچه مدیریت حمل ونقل، متشکل از ارتباطات پیشرفته، پردازش اطلاعات و فناوری های مدیریت ترافیک، می تواند داده های بلادرنگ جمع آوری شده از منابع ناهمگن را بلافاصله پردازش کرده و آن ها را برای تسهیل تصمیم گیری موثر تجزیه و تحلیل کند. بینایی ماشین یکی از برجسته ترین زیرشاخه های کاربردی هوش مصنوعی است که سیستم ها را قادر می سازد تا اطلاعات معنا داری را از تصاویر دیجیتال و سایر ورودی های بصری استخراج کنند و همچنین بر اساس این اطلاعات تصمیم گیری و عمل کنند. بینایی ماشین، که بر پایه یادگیری ماشین از شبکه های عصبی عمیق استفاده می کند، راه حل هایی را ارائه می کند که می توانند در فرایند خودکارسازی سیستم های حمل و نقل و افزایش سطح ایمنی آن، به کار گرفته شوند. قابل تصور است که معماری های وسایل نقلیه خودران و مدیریت هوشمند ترافیک در شهرهای هوشمند تسلط خواهند یافت و سیستم های حمل ونقل را متحول خواهند کرد و در این راستا توسعه تکنیک های بینایی ماشین نقش مهمی ایفا خواهند کرد. در این مقاله میزان اثربخشی روش های یادگیری عمیق مبتنی بر بینایی ماشین در کاربردهای مدیریت ترافیک شامل تشخیص و شناسایی خودکار پلاک خودرو، تشخیص و شناسایی علائم ترافیکی، تشخیص و طبقه بندی خودرو، تشخیص عابر پیاده و تشخیص خطوط جاده مورد بررسی قرارگرفته است و لذا با جمع آوری تحقیقات از منابع مختلف و بررسی معماری های مؤثر شبکه های عصبی عمیق همراه با تعیین معیارهای ارزیابی عملکرد هر یک، نشان داده شده است که چگونه به کارگیری تکنیک های بینایی ماشین در مدیریت ترافیک، می تواند در هوشمندتر شدن سیستم های حمل ونقل در شهرهای هوشمند تأثیر به سزایی داشته باشد.