فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۵۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
تعاملات اجتماعی مستلزم درک انسانها از حالات ذهنی (نیت، تمایل و باور) یکدیگر است. توانایی نسبت دادن حالات ذهنی به رفتار مشاهده شده، توانایی «تئوری ذهن» خوانده می شود که باعث فهم و پیش بینی رفتار در یک تعامل اجتماعی می گردد. در ادامه مباحث مربوط به چگونگی رابطه تفکر و زبان، موضوع چگونگی تحولات تئوری ذهن، و نیز نقشی که زبان در این تحولات ایفا می کند مورد توجه پژوهشگران در روانشناسی تحولی بوده است. در ارتباط با چگونگی تعامل تئوری ذهن و زبان، دیدگاههای مختلفی مطرح گردیده است. بعضی از پژوهشگران در توضیح رابطه زبان و تئوری ذهن، نگرانیهای روش شناختی دارند. این پژوهشگران استدلال می کنند تواناییهای زبانی، در عملکرد کودکان در تکالیف باور کاذب اثر می گذارد. به اعتقاد آنها در بررسی سطح تحول یافتگی استدلال تئوری ذهن، توجه به تواناییهای زبانی کودک ضروری است. گروهی دیگر از پژوهشگران، بر نقش علی زبان در تحول توانایی تئوری ذهن تآکید دارند. در این چارچوب، هرکدام از جنبه های معنایی، نحوی و مکالمه ای مورد بحث قرار می گیرند که چگونه با توانایی تئوری ذهن ارتباط دارند. در این مقاله، تئوریها و پژوهشهایی که به تبیین چگونگی تعاملات تواناییهای زبانی و استدلال تئوری ذهن می پردازند مورد بحث قرار گرفته است.
توصیف و تحلیل چند واژه مؤدبانه و کارکرد آنها در زبان فارسی در چارچوب نظریه ادب براون و لوینسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در چارچوب نظریه ادب به توصیف و تحلیل 5 واژه و عبارت پرکاربرد مؤدبانه در زبان فارسی می پردازد. داده-ها از گفتار واقعی افراد از سنین و طبقات اجتماعی مختلف واز طریق مشاهده و یادداشت برداری در بافت های مختلفی چون خیابان، مراکز خرید، دانشگاه، مهمانی و غیره گرد آوری شده اند. قابل ذکر است که واژه ها و عبارات مؤدبانه همیشه به یک معنی نیستند و در بافت های مختلف کارکردهای متفاوتی دارند. نتایج این پژوهش نشان داد که فارسی زبانان گفتار مؤدبانه را فقط برای انجام کنش های تهدید کننده وجهه به کار نمی برند، بلکه آن را جهت حفظ و تقویت وجهه و احترام به دیگران نیز به کار می گیرند؛ لازم به ذکر است که یکی از محدودیت های نظریه براون و لوینسون(1987) این است که ادب را با تلطیف کنش های تهدیدکننده وجهه توصیف می کنند. همچنین نتایج نشان داد که عمده ترین استراتژی زیربنایی واژ ه ها و عبارات مؤدبانه، استراتژی ادب منفی است که افراد بیشتر آن را با بافت های رسمی یا نیمه رسمی به کار می برند.
نگاهی شناختی به مفهوم سببیت در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مفهوم سببی سازی در انگاره زبانشناسی شناختی (به طور خاص دستور شناختی) می پردازد. مفهوم سببیسازی نقش مهمی در شکل دهی تجربیات انسان ایفاء می نماید، به گونه ای که می توان آن را عضو جدایی ناپذیر شناخت بشر قلمداد نمود و یا بنابر اظهار لیکاف مفهومی دانست که در اندیشه هر انسانی وجود دارد. این مقاله از سویی مفهوم سببیت در زبان فارسی را در قالب دستورشناختی بررسی می کند و از دیگر سوی به بررسی میزان تعامل و ارتباط تحلیل شناختی سببیت با تبیین صورتگرایان می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد سببی سازی جزء جهانیهای ذهن انسان بوده و غالباً در دستور تمامی زبانها متجلی می شود. قائل شدن به مفهوم سببی سازی به عنوان نظامی جهانی ـ شناختی ویژگیهای مشترک فراوانی در میان زبانها نشان می دهد. آنچه که در رویکرد شناختی بیش از هرچیز خودنمایی می کند طریقه تفکر، تجربیات، نگرشها، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی و در حقیقت شناخت بشر از محیط پیرامونش است که برداشتهای متفاوتی را از رویدادی واحد سبب می-شود. همین مهم سببی سازی را همان طور که دیوید لی ادعا می کند وابسته به فرایند انطباق در زبان می داند. دیگر اینکه اصولاً تحلیل شناختیون در بررسی سببی ها مکمل تبیین صورتگرایان است و نیز درک و تحلیل سببی ها حاصل عوامل معنایی و عملکردهای کلی ذهن بشر است. به واقع رویکرد شناختی از آنجا که موقعیت های جهان خارج را بدون توسل به ویژگی های عینی و تعریف شده آنها تعبیر و تفسیر می کند راه حلی نسبتاً ساده به مشکلاتی همچون ناکارآمدی های دستور حالت ارائه می دهد.
زبان، اندیشه و فرهنگ
عصب شناسی دو زبانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربردی از مدل کنشی: ظهور کنشگر زن در آثار داستانی مادام دولافایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به نقد و تفسیر چهار اثر از مادام دولافایت - نویسنده قرن هفده فرانسه - پرداخته است. تجزیه و تحلیل چهار رمان: پرنس دومونپانسیه، کنتس دوتاند، زئید و پرنسس دو کلو نشان می دهد که ساختار آنها کما بیش یکسان است، هر چند نامها و خصوصیات شخصیتهای داستانی این رمانها تغییر می کند. به همین جهت برای تجزیه و تحلیل هر اثر از مدل کنشی استفاده کرده ایم. مدل کنشی زیر شاخه ای از علم نشانه شناسی است که به ما امکان می دهد اعمال شخصیتهای داستانی و همچنین روابط بین آنها را بررسی کنیم. برای تجزیه و تحلیل متون از یک منظر فمینیستی به این آثار خواهیم نگریست. روند کار در هر چهار اثر یکسان است؛ بدین منظور ابتدا هر داستان به واحدهای کوچک روایی (سکانس های متوالی) تقسیم شده و در پایان به این نتیجه رسیده ایم که کلیه این واحدها به طور زنجیره وار به همدیگر پیوسته اند و در انتها به درس اخلاقی مورد نظر نویسنده ختم می شوند.
نحوه پردازش واژه ها در ذهن : مدل دسترسی فعال سازی تعاملی مفهوم بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، نحوه پردازش واژه ها را در ذهن با ارائه یک مدل دسترسی واژگانی نشان می دهد. این مدل دسترسی بر پایه یک شبکه معنایی پیوندی مفهوم بنیاد استوار شده و مکانیسم دسترسی در آن به شیوه پردازشی فعال سازی تعاملی است. در تایید این مدل از آزمونهای تداعی معنایی و تصمیم گیری واژگانی استفاده شده است. یافته های تحقیق به کمک برخی عوامل موثر بر فرآیند دسترسی از قبیل بسامد، درخشندگی معنایی، تکرار درخشندگی و اثر وضعیت واژگانی، عملکرد این مدل را در رفع ابهام واژگانی در مورد واژه های هم نویسه تبیین می کند.
تأویل نشانه شناختی ساختارگرای شعر "زمستان "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظرپی یر گیرو، زبان شناس فرانسوى، همه چیز نشانه است و نشانه شناسى که علم نشانه هاست همهء دانایى و تجربهء انسان را در بر مى گیرد. بنابراین بسیارى از حوزه هاى فکر و اندیشه را مى توان در قالب اصول نشانه شناسى بررسى و تحلیل کرد. شعر به لحاظ رمزگان هنرى و پیام زیباشناختى آن، از نظام نشانه اى پیچیده اى برخوردار است. مقالهء حاضر، نگرشى است نشانه شناختى به شعر زیباى "زمستان " اخوان ثالث و بر این اصل استوار است که شاعر ابداع گر نشانه هاست و از طریق نشانه ها و روابط حاکم میان آن ها معنا را به خواننده منتقل مى کند. نوع نشانه هاى به کار رفته در شعر "زمستان "، انسجام ساختارى، روابط هم نشینى و جانشینى بین این نشانه ها و چینش و تلفیق تصاویر شاعرانهء آن، همگى به طرف وحدت شعرى حرکت مى کند و شاعر را قادر مى سازد تا به زیباترین شکل، تجربه حسى و روانى خود را به خواننده القا کند.
جامعه شناسی زبان وتوانش های زبانی فراگیرندگان زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی
حوزههای تخصصی:
فراگیری یک زبان در محیط خارجی که امکان بکارگیری زبان را بسیار کاهش میدهد با مشکلات زیادی مواجه است . به عنوان مدرس زبان های خارجی ملاحظه می نمائیم که دانشجویان این رشته بیشتر وقت خود را صرف حفظ کردن لغات و متون نوشتاری می کنند وکمتر مجالی برای به کارگیری این عناصر زبانی(آموخته های خود)در موقعیت های واقعی پیدا میکنند و این امر باعث می شود که دانشجویان اصل توانش ارتباطی را فراموش کنند و در این زمینه موفق نباشند‘بعبارتی دیگر در کلاس های درس قواعد و هنجارهای فرهنگی اجتماعی حاکم بر زبان کنار گذاشته می شود و صرفأ قواعد گرامری و واژگان و احیانأ تلفظی خاص تدریس می گردد. در این تحقیق سعی بر آن است که برآوردی از موفقیت و توانایی دانشجویان ایرانی را در حوزه توانش ارتباطی بعمل آوریم.
زبان روسی و فارسی، تأثیر متقابل فرهنگی و زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه به عنوان مهمترین سطح زبانی، بیانگر واقعیت های پیرامون بشر، دنیای درونی وی می باشد و رفتار زبانی را تنظیم می کند. ساختار لغوی زبان ویژگی های ملی و فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند. واژگان زبان روسی در حال تغییر دائمی هستند. این واژگان در طی چند قرن شکل گرفته اند. روند شکل گیری ساختار لغوی، یک روند طولانی و پیچیده است و با تاریخ پیشرفت ملت روسیه ارتباط تنگاتنگی دارد. زبان فارسی در طی حضور بیش از یک هزار ساله خود، دستخوش تغییرات مختلف آوایی و معنایی گردید. به دلیل برخی شرایط تاریخی و موقعیت های جغرافیایی کشور، زبان فارسی دائماً با بسیاری از زبان های خویشاوند و غیرخویشاوند در تماس بوده است.تعداد قابل توجه ای واژه های قرضی وارد این زبان شده اند که بسیاری از آنها دارای اهمیت و مفاهیم خاصی هستند و در زبان از گستردگی زیادی برخوردارند.
زبان شناسی حقوقی
عصب شناسی زبان؛ حوزة مطالعاتی بین رشته ای در زبان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند بین علوم مختلف با یکدیگر به منظور پاسخ به سؤال هایی که یک علم خاص به تنهایی قادر به حل آن نیست، جهان علم را به سمت تولد بین رشته ای ها سوق داده است. در این میان زبان شناسی نیز به عنوان علمی که زبان را که یک پدیدة پیچیده انسانی، شناختی و اجتماعی است، مورد مطالعه قرار می دهد، بی تردید نیازمند بهره گیری از علوم مرتبط دیگر است. توجه بیش از پیش محافل دانشگاهی به حوزه هایی مانند جامعه شناسی زبان، روان شناسی زبان، زبان شناسی رایانه ای، زبان شناسی تربیتی و زبان شناسی قضایی نشان از رونق مطالعات بین رشته ای زبان شناختی در عصر حاضر است. موضوع اصلی عصب شناسی زبان بررسی رابطة «زبان و مغز» است. اینکه زبان چگونه در مغز یاد گرفته، بازنمایی و پردازش می شود از پرسش های اصلی است که عصب شناسی زبان تلاش می کند تا با پاسخ به آن از یک سو دروازه های تحقیقات جدیدی را در عرصة بنیادهای بیولوژیک یادگیری زبان اول و دوم به روی پژوهشگران بگشاید و از سوی دیگر در حل مشکل هزاران بیماری که در سراسر جهان دچار زبان پریشی هستند، نقشی اساسی ایفا کند. با چنین رویکردی، در این مقاله تلاش می شود ابتدا، ضمن مروری بر سیر تحول مطالعات عصب شناسی زبان، دیدگاه های مطرح در باره ارتباط زبان و مغز از آغاز تا کنون مورد بررسی قرار گیرد. سپس زبان پریشی و یادگیری زبان به عنوان دو مبحث اصلی در مطالعات عصب شناسی مطرح می شود تا فهم انضمامی و دقیق تری از این حوزه به دست آید.
بررسی جامعه شناختی هماهنگی واکه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر،با استفاده از نمونه برداری طبقه بندی شده تصادفی و پرسشنامه و آزمون تکمیلی کلام ،داده ها راجمع آوری و بااستفاده از روش آماری مجذورخی آنها را تحلیل کرده ایم.به عنوان فرضیه تحقیق حاضر ،لهجه تهرانی از لحاظ استفاه از هماهنگی واکه ای با لهجه های دیگر فارسی(اصفهانی شیرازی ،مشهدی و گویش لری)متفاوت است، به این نتیجه دست یافته ایم که علاوه بر عوامل درون زبانی و زبانشناختی ،عواملی برون زبانی مانند بسامد عنصر زبانی مربوط، اعتبار، در معرض رسانه های گروهی بودن یا نبودی ، اینکه لهجه مربوط به عنوان زبان دوم فرا گرفته شده یانه رسمی یا غیر رسمی بودن بافت هم در استفاده از هماهنگی واکه ای دخالت دارند.براین اساس، نتیجه گرفته شد که واقعیت های زبانی و زبانشناختی ، تاثیرات هستند نه عوامل .
زبان و واقعیت ( بازخوانی یک فرضیه )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه که ادوارد ساپیرو بنجامین لی وورف در آثارشان بسیار بدان پرداختند موجب پیدایی سوالات فراوانی شده است . مثلا میان زبان و واقعیت بیرون چه نسبتی حاکم است ؟ آیا زبان است که واقعیت بیرون را برایمان تعیین می کند ؟ آیا شناخت جهان خارج از ذهن تنها از طریق امکاناتی که زبان مادری در اختیارمان می گذارد صورت می پذیرد ؟...
سبب شناسی تأخیر زبان و نارسایی های گفتار در عقب ماندگی ذهنی سندرم داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سندرم داون، شایع ترین عامل ژنتیکی عقب ماندگی ذهنی، زمینه ساز بروز نقایص و ناهنجاری های فیزیکی و عصب روانشناختی بارز به ویژه در حوزه توانایی های شناختی زبانی است. این مقاله با هدف شناخت و بررسی برخی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در بروز تأخیر زبان و نارسایی های گفتار در افراد مبتلا به سندرم داون نگاشته شده است. این عوامل در پنج گروه عمده زیر مورد تحلیل قرار می گیرند: 1- نقایص ساختارى و کارکردی در اندام هاى تولید گفتار؛ 2- مشکلات شنیدارى؛ 3- آسیب در حافظه کوتاه مدت شنیدارى – کلامى؛ 4- الگوى خاص برترى جانبى کارکرد هاى درک و تولید زبانى؛ 5- آسیب هاى ساختارى و کارکردى سیستم عصبى.غالب پژوهشگران از میان این علل، بیشترین سهم را متعلق به عامل آسیب هاى ساختارى سیستم عصبى وبروز ناهنجاری هاى رشد مغزى بویژه در ساختار هاى مرتبط به کارکرد هاى شناختى زبانى، می دانند که البته میزان این آسیب پذیری در سندرم داون از تغییرات فردی و درون گروهی بسیار گسترده ای برخوردار است.
تأثیر جنسیت بر درک نوای عاطفی گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مغز زنان و مردان از نظر ساختار و عملکرد با یکدیگر متفاوت است. هدف از این مطالعه، بررسی تفاوت دو جنس در درک نوای عاطفی گفتار است. این مطالعه به صورت مقطعی- مقایسه ای بر روی 50 نفر در دو گروه مرد و زن صورت گرفت. پاسخ هر یک از گروه های مورد بررسی به مجموعه آزمون های تهیه شده ثبت شد. محرک های مورد استفاده در این پژوهش، جملات عاطفی (شاد، غمگین و خشمگین) بودند که به صورت معنی دار، بی معنی و فیلتر شده در 144 جمله توسط دو گوینده مرد و زن ضبط شده و برای آزمودنی ها پخش گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تی مستقل صورت گرفت. تفاوت بین دو گروه زن و مرد در درک نوای عاطفی جملات معنی دار، معنی دار نشان داده نشد. (P = 0. 714) تفاوت بین دو گروه زن و مرد در درک نوای عاطفی جملات بی معنی، معنی دار نشان داده شده است. (P < 0.05). مقایسه میانگین ها نشان می دهد که کارایی زنان در درک نوای عاطفی گفتار بالاتر است.
جهان من، زبان من
منبع:
کیان ۱۳۷۰ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
نماد پرنده در آثار شاعران فرانسوی قرن نوزدهم میلادی، با نگاهی به ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان اسطوره ای، جهانی است که نمادهای سازنده آن از بسیاری جهات مشترکند و همواره چهره ای متفاوت از جهان رئالیستی را به تصویر می کشند. البته همین نگرش شگفت انگیز به جهان پیرامون، موجب غنای ادبیات می گردد و اشتراکات جهان استعاری نمادها، سبب سهولت پژوهش در آثار نویسندگان و شاعران نامدار با رویکردی تطبیقی می شود. آنچه در این مقاله مورد توجه نگارنده قرار گرفته، پژوهش در اشعار برجسته نویسندگان شهیر فرانسوی در عصر طلایی رمانتیسم، یعنی در سده نوزدهم میلادی است، که در آن به بازسازی نماد پرنده پرداخته اند. در این زمینه، توجه نگارنده به اشعار ارزشمند ادب پارسی، در جهت غنابخشی به مفاهیم عمیق استعاری نماد پرنده، گامی برای شناخت اشتراکات و تفاوت های موجود در عرصه ادب فرانسه و فارسی است.
زبان جادو در فرهنگ عامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جادو“ به معنی عام واژه، به مجموعه گسترده ای از آداب و کنش های زبانی اطلاق می شود که بخشی از جامعه با توسل به آن ها به طور مستقیم یا به واسطه عاملان می کوشند برای دغدغه های زندگی خود پاسخی بیابند. ارزش بررسی مجموعه آثار عامیانه ای که از دوره صفوی به زبان فارسی منتشر شده است، در این است که ما را با عوامل هراس و نگرانی های بخش وسیعی از جامعه ما آشنا می سازد. چاره جویی های غریب برای رویارویی با طیف وسیعی از موارد استیصال فردی و گروهی، از آفت و بیماری گرفته تا جنگ و صلح، بیانگر شیوه ای است که برای مقابله با دشواری ها در پیش گرفته می شود. مطالعاتی که از قرن نوزدهم تا امروز در فرانسه در این باره انجام گرفته است، نشان می دهد که ”سحر“، به عنوان زیر مجموعه ”جادو“، در گروه های روستایی غرب اروپا رواج داشته و دارد که عامل اساسی آن، فقر و فلاکت است. این پدیده ها را به شکل های مختلف در همه جوامع بشری می یابیم، اما شاید بتوان در چشم اندازی کلی چنین گفت که آداب و کنش ها در جایی بیشتر پرخاشگرانه و خشونت آمیزند (جادوی سیاه) و در جای دیگر، بیشتر به منزله تمهیداتی است برای حفاظت و حراست و مصونیت از بلایا (جادوی سفید).