فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۴۵۰ مورد.
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
487 - 503
حوزههای تخصصی:
Background: Social media platforms are increasingly used in healthcare to provide psychosocial support to cancer patients. Despite global enthusiasm, concerns about misinformation and emotional vulnerability persist. In Iran, cultural and regulatory contexts add complexity to this dynamic, necessitating a localized understanding of healthcare providers’ perspectives.
Aims: This study aims to explore Iranian oncology nurses’ perceptions of the benefits and risks associated with hospitalized cancer patients' use of social media, and to identify factors influencing these perceptions.
Methodology: A cross-sectional survey was conducted among 131 oncology nurses from various hospitals in Iran, primarily in Tehran. Participants completed a structured questionnaire assessing demographics, life satisfaction, personal social media use, and perceptions of social media's impact on patient morale. Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson correlation, and path analysis.
Results: Overall, nurses held a positive view of social media’s role in enhancing patient morale, with a mean perception score of 7.1/10. Younger nurses and those with junior professional ranks exhibited more favorable attitudes. Personal social media usage positively correlated with optimistic perceptions, while life satisfaction showed a weak but significant positive association. Path analysis indicated that daily social media usage and younger age were the strongest predictors of positive perceptions. Some nurses, however, expressed concerns about misinformation and patient vulnerability.
Conclusions: The findings highlight the generally favorable yet nuanced attitudes of Iranian oncology nurses toward social media use by cancer patients. Efforts to enhance digital literacy among healthcare providers and culturally sensitive strategies are recommended to maximize social media’s psychosocial benefits while mitigating associated risks.
A Correlation Between Color Preferences and Virtual Environment
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
289 - 311
حوزههای تخصصی:
Background: Understanding color preference in virtual environments is crucial for applications in digital design, human-computer interaction, and virtual reality (VR).Aims: This study examines how luminance, hue, and saturation influence color preference in VR settings, considering both environmental and perceptual factors.Methodology: A controlled VR experiment was used, where participants interacted with two distinct virtual zones designed to simulate different lighting conditions.Finding: The findings suggest that chromatic lightness and perceived hue play distinct roles in color preference, with evidence supporting Weber's Law of illumination adaptation. It was also shown that regions with elevated chroma exhibit more pronounced colors. Additionally, the participants' average color preferences were determined, and the appropriate modification rate was extracted by comparing the preferred colors to the average colors of the virtual spaces. One significant finding was that, cooler colors were favored to warmer ones, which is consistent with previous research on color preferences. Furthermore, a correlation between lighting circumstances and color preferences was established.Conclusion: The findings indicated that adjusting the hue, saturation, and brightness can improve the design of virtual environments by matching the tastes of users. These insights contribute to a deeper understanding of color perception in digital spaces and have implications for design, architecture, and cognitive science.
آینده پژوهی عوامل موثر بر هویت نوجوان تهرانی با تاکید بر فضای مجازی، خانواده و مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، فضای مجازی به بستر اصلی بازنمایی و بازتعریف هویت نوجوانان بدل شده است، درحالی که نهادهای سنتی همچون خانواده و مدرسه همچنان درگیر پاسخ گویی به چالش های ناشی از این تحول اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی (Causal Layered Analysis - CLA) و رویکرد آینده پژوهی، به واکاوی سطوح گوناگون تحولات هویتی نوجوانان تهرانی در تقاطع سه نیروی کلیدی- خانواده، مدرسه و فضای مجازی- می پردازد. داده ها از طریق ۱۸ مصاحبه عمیق با نوجوانان، والدین، معلمان و مشاوران گردآوری شده و در چهار سطح لیتانی، ساختاری، گفتمانی و استعاری تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند که در سطح لیتانی، گفتمان غالب معطوف به اضطراب والدین و روایت های هشدارآمیز درباره زوال ارزش هاست؛ در سطح ساختاری، نارسایی نظام آموزشی و ضعف سواد رسانه ای خانوادگی، نوجوانان را در معرض بحران های هویتی قرار داده است؛ در سطح گفتمانی، شکاف میان رویکردهای مراقبت محور بزرگسالان و گفتمان خودابرازی دیجیتال نوجوانان برجسته است؛ و در نهایت در سطح استعاری، نمادهایی چون «نوجوانِ کاوشگر دیجیتال»، «مدرسه به مثابه قلعه متروک» و «خانواده چون چراغی در مه»، بازتابی از ناخودآگاه فرهنگی و شکاف بین نسلی اند. این پژوهش با ترسیم سه سناریوی آینده نگر شامل «تداوم شکاف»، «تطابق حداقلی» و «بازتعریف نهادی و گفتمانی»، تأکید می کند که بازسازی روایت ها، توانمندسازی نهادهای تربیتی و بازمهندسی سیاست های فرهنگی برای ارتقاء هویت سازی نوجوانان در جهان مجازی ضروری است. یافته ها چارچوبی نظری-کاربردی برای تحلیل آینده هویت نوجوانان ایرانی ارائه می دهند و بستر مناسبی برای مداخلات آموزشی، فرهنگی و سیاست گذاری فراهم می کنند.
مخاطبان ارتباطات سلامت؛ از فضای حقیقی تا فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخاطب شناسی از ارکان اصلی برنامه های ارتباطات سلامت است. عدم توجه به مخاطب شناسی، اثربخشی برنامه های سلامت را کاهش می دهد و می تواند تهدیدات جدی برای سلامت عمومی به همراه داشته باشد؛ لذا هدف از مقاله حاضر شناسایی مؤلفه های مؤثر بر رفتار مخاطبان در برنامه های ارتباطات سلامت نظام سلامت کشور است. در این پژوهش از روش سوات یا نخبگی برای تدوین راهبردهای بهینه براساس نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها با تکنیک فاصله جهت ارزیابی شکاف بین وضعیت موجود با وضعیت مطلوب پرداخته شده است نمونه گیری به روش نااحتمالی هدفمند از میان نخبگان حوزه سلامت و علوم ارتباطات صورت گرفته است. یافته های میانگین های حاصل از محیط عوامل داخلی و خارجی نشان می دهد؛ وجود شبکه سلامت در فضای مجازی برای آگاهی بخشی به مردم، تولید محتواهای آموزشی برای عموم مردم با رویکرد پیشگیری و خودمراقبتی در فضای مجازی توسط وزارت بهداشت، بیشترین امتیاز قوت های نظام سلامت در ارتباط با مخاطبان خود است. با این وجود، توجه ناکافی به تفاوت های فرهنگی مخاطبان در تدوین دستورالعمل های بهداشتی، کم توانی رقابت پیام رسان های داخلی با پیام رسان های خارجی در جذب مخاطب ازجمله نقاط ضعفی است که می تواند نظام سلامت را برای انجام موفق برنامه بهداشتی با ناکامی مواجه سازد درنتیجه می توان گفت: کم توجهی به موضوع مخاطب شناسی در برنامه های بهداشتی موجب عدم تنوع در انتخاب روش های ارتباطی به صورت سنتی و مجازی، عدم ارزیابی اثربخشی برنامه های بهداشتی و عدم مشارکت مخاطبان در برنامه های بهداشتی می شود. ایجاد ارتباطات سلامت تعاملی بین مسئولان و مخاطبان موجب اثربخشی بهتر پیام های سلامت در راستای ارتقای سلامت جامعه می شود.
اقتصاد دیجیتال و چالش های سازمان تجارت جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، اقتصاد دیجیتال به دلیل ظهور فناوری های دیجیتال جدید که تحولاتی در صنعت 0/4 ایجاد کرده ، شاهد رشد و چالش های متعددی بوده است. هدف این مقاله شناخت ابعاد مختلف اقتصاد دیجیتال کشورها و راه های تنظیم آن است. این مطالعه، اسنادی و از نوع تحلیلی- توصیفی است. نتایج تحقیق نشان داد که تمرکز بر وابستگی متقابل میان جنبه های اقتصادی، اجتماعی و توسعه ای تجارت دیجیتال در کشورهای درحال توسعه، حائز اهمیت است. با تحلیل تأثیرات فناوری های دیجیتال بر اشتغال و نامشخصی های سازمان تجارت جهانی در این زمینه، نقاط ضعف چندجانبه گرایی در تنظیم سیاست های تجارت، الکترونیک مشخص شد. برای اجرای سیاست های صنعتی دیجیتال، کشورها باید بر ایجاد دو نوع قابلیت اساسی که برای بهره مندی از اقتصاد دیجیتال نیاز است، تمرکز کنند: 1. مجموعه ای از قابلیت ها، مهارت ها، دانش و دانش فنی است که برای صنعت 0/4 اهمیت ویژه ای دارند، مانند دانشمندان داده، مهندسان اتوماسیون فرایند رباتیک و 2. انواع متخصصان فناوری. مهارت های بین رشته ای، یعنی مهارت هایی که تخصص فنی را با تخصص مدیریت کارخانه خاص که برای ترکیب، ایجاد و اجرای سیستم های تولید ترکیبی لازم است، ترکیب می کنند. همچنین برای ایجاد یک مبنای هنجاری منصفانه و عادلانه برای همه تجارت دیجیتال، اقدام جمعی در سطح بین المللی نیاز است.
The Role of Education in Successful Business Management
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۸, Issue ۲, July ۲۰۲۴
317 - 346
حوزههای تخصصی:
Education plays a pivotal role in shaping successful business management, serving as both an ethical imperative and a strategic advantage. This article argues that investing in the education of personnel is not merely a moral responsibility but a key driver of organizational success. Educated employees contribute to higher brand value, operational efficiency, mental health, media literacy, and physical well-being, all of which synergistically enhance business outcomes. Businesses that prioritize the continuous learning and development of their workforce foster a culture of innovation, resilience, and adaptability, crucial in today’s competitive and fast-evolving markets. Furthermore, well-educated employees are better equipped to handle complex challenges, leverage technology, and uphold organizational values, thereby strengthening both internal processes and external reputation. Beyond the immediate benefits, such investments signal a company’s commitment to social responsibility, fostering loyalty among employees and stakeholders alike. This article emphasizes the multidimensional benefits of prioritizing education in business strategy and highlights practical approaches for integrating educational initiatives into corporate frameworks.
تحلیل مدیریت و عملکرد ورزشکاران و تیم های ورزشی پیرامون نابهنجاری در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش به بررسی و تحلیل مدیریت و عملکرد ورزشکاران و تیم های ورزشی پیرامون نابهنجاری در فضای مجازی و چالش هایی که مدیران برای کنترل حواشی و مدیریت بحران با آن ها روبه رو هستند، پرداخته است. روش پژوهش، کیفی و مسیر اجرای آن گرندد تئوری با رویکرد نظام مند اشتراس و کوربین بود. روش جمع آوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با مشارکت 12 نفر از اعضای هیئت علمی مدیریت ورزشی و مدیران وزارت ورزش و جوانان بود. روایی پژوهش توسط اساتید دانشگاهی مدیریت ورزشی تأیید گردید. پایایی پژوهش با روش توافق درون موضوعی بیش از (8۶ درصد) به دست آمد. با رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه ها و اجماع نظری در گروه پژوهش، تجزیه وتحلیل داده ها، با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی به روش استقرائی انجام شد. نتایج پژوهش در 143 کد باز و ۲9 مقوله و 6 سازه اصلی شرایط علّی: 5 مقوله و 29 گویه، پدیده اصلی و مرکزی ناهنجاری های فضای مجازی ورزشکاران: 5 مقوله و 10 گویه، شرایط زمینه ای: 5 مقوله و 31 گویه، شرایط مداخله گر: 4 مقوله و 15 گویه، راهبردها: 5 مقوله و 29 گویه و پیامدها:5 مقوله و 29 گویه، دسته بندی شدند؛ بنابراین استفاده از راهبردها فرهنگی-اجتماعی، قانونی، اقتصادی، ساختاری و آموزش نیروی انسانی در مدیریت نابهنجاری ورزشکاران در فضای مجازی می تواند منجر به بهبود عملکرد ورزشی و ایجاد فضایی ایمن و حمایتی، جهت موفقیت بیشتر در سطوح رقابتی و اجتماعی، پیشگیری از نابهنجاری ها، تقویت برند شخصی و تیمی و ایجاد تصویری مثبت از ورزشکاران و تیم های ورزشی در فضای مجازی گردد.
سواد رسانه ای و زورگویی مجازی به زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زورگویی مجازی، از آسیب های اجتماعی فضای سایبر است که با رشد نفوذ اینترنت و رسانه های نوین، اهمیتی روزافزون یافته است. نظر به گستردگی و ناهمخوانی تعاریف مختلف از این پدیده، در پژوهش حاضر زورگویی مجازی را بر اساس مورد توافق ترین شاخص ها، عملی عامدانه، تکرارشونده و پیوسته تعریف کرده ایم که در بستر تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی و به منظور آزار دیگری، از سوی یک فرد یا گروهی از افراد صورت می گیرد، درحالی که قربانی قدرت، مهارت یا آمادگی لازم را برای مقابله ندارد. در این پژوهش، با استفاده از روش های کمی و با استفاده از پرسشنامه ای ترکیبی (جامعیه آماری 251 نفری)، کیفیت و کمیت زورگویی مجازی علیه زنان و نسبت آن با شاخص های سواد رسانه ای بررسی شده است. بر پایه یافته ها، زورگویی مجازی نسبت به زنان بزرگسال در ایران، خصوصاً در فضای شبکه های اجتماعی و ابزارهای پیام رسان، پدیده ای به نسبت شایع و بسیار آسیب رسان است که بیشترین آسیب آن، متوجه کودکان، نوجوانان و جوانان می شود. در جامعیه آماری پژوهش، 40 درصد از زنان 18 تا 50 سالیه مورد بررسی، مواردی از تجربیه زورگویی مجازی را گزارش کرده اند. همچنین میزان زورگویی مجازی مشخصاً با سطح سواد رسانه ای جامعیه آماری نسبت عکس دارد. سطح گستردگی این پدیده در میان زنان مورد پژوهش (که کمی بیش از نرخ متوسط این پدیده در گزارش های جهانی است)، می تواند زنگ هشداری برای مسئولان این حوزه باشد؛ زیرا آنچه روشن است، آموزش های رسمی و غیررسمی سواد رسانه ای، خصوصاً از منظر آموزه های انتقادی، هنوز با وضعیت مطلوب فاصلیه چشمگیری دارد.
تحلیل جامعه شناسی اقتصاد شهرت و کنش های مسئولیت اجتماعی اینفلوئنسرهای اینستاگرامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شبکه های اجتماعی، اینفلوئنسرها به کنشگرانی کلیدی در عرصه عمومی ایران تبدیل شده اند. این پژوهش به تحلیل جامعه شناختی اقتصاد شهرت می پردازد؛ پدیده ای که در آن دیده شدن در فضای دیجیتال به سرمایه ای نمادین و فرهنگی بدل شده و زمینه تبدیل آن به سرمایه های اقتصادی و اجتماعی را فراهم می سازد. هدف تحقیق بررسی چگونگی به کارگیری استراتژیک این سرمایه ها از سوی اینفلوئنسرها و نقش کنش هایی چون مسئولیت اجتماعی و فعالیت های خیریه در مشروعیت بخشی به کنش دیجیتال آن هاست. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی (CDA)، فعالیت های ۱۲ اینفلوئنسر مطرح ایرانی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. چارچوب نظری این تحقیق بر مبنای نظریه سرمایه های بوردیو، مدل نمایشی گافمن، و مفهوم «اقتصاد توجه» فرانک شکل گرفته است. نتایج نشان می دهد کنش های خیریه اینفلوئنسرها ماهیتی پیچیده و دوگانه دارند. برخی واقعاً تعهد اجتماعی دارند، اما اکثریت از استراتژی های نمایشی برای ساخت برند شخصی و بازاریابی فضیلت بهره می گیرند؛ به طوری که مرز میان کنش اخلاقی و خودنمایی محو می شود. در نهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که اقتصاد شهرت در ایران به اکوسیستمی بدل شده است که در آن کنش اجتماعی در هم تنیدگی با منافع شخصی و اقتصادی عمل می کند. بهره برداری از مسئولیت اجتماعی اغلب نه از سر تعهد اخلاقی، بلکه به مثابه ابزاری برای انباشت توجه و تبدیل آن به منافع ملموس به کار گرفته می شود. این وضعیت، لزوم شکل گیری نهادهایی برای تدوین و اجرای چارچوب های اخلاقی و شفافیت را برجسته می سازد. ارتقای سواد رسانه ای و تدوین دستورالعمل های روشن اخلاقی، گام هایی ضروری برای هدایت این پدیده به سمت تحولی واقعی در عرصه اجتماعی است.
Managing Brand Hate in the Airline Industry: Strategies for Mitigating Negative Consumer Perceptions
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
391 - 414
حوزههای تخصصی:
Background: The airline industry is highly competitive and service-oriented, making it particularly vulnerable to customer dissatisfaction and brand hate. Brand hate, defined as intense negative emotions toward a brand, can lead to consumer retaliation, boycotts, and long-term reputational damage in airline context.Aims: This study explores effective strategies for managing brand hate in the airline industry.Methodology: Using a dual-method qualitative approach, we conduct (1) a netnographic analysis from the consumer perspective and (2) five semi-structured interviews with airline managers, analyzed using Lexico 3.Findings: Our findings identify five key strategies for mitigating brand hate. Consistent with prior literature, we confirm that management processes and brand recovery are valuable for addressing short-term customer complaints. Additionally, we propose novel long-term strategies, including benchmarking and competitive intelligence, workplace control, and enhanced security measures. In fact, by integrating insights from both customers and brands, this research deepens the understanding of hate management and highlights the severe repercussions of consumer attrition for airline companies.Conclusions: Our study emphasizes the need for proactive interventions and equips managers with actionable strategies to reduce brand hate, repair customer relationships in digital environments, and enrich the literature on crisis management and relationship between consumer and brand.
بررسی چالش های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت چالش ها و موانع پیش رو برای بهره مندی سازمان های اقتصادی دولتی در ایران از روابط عمومی الکترونیک انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیو و جامعه آماری، شامل 40 نفر مدیران و معاونان روابط عمومی های چهار وزارتخانه (اقتصادی و دارایی، نفت، کار و امور اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت) بوده است. از 29 گویه پژوهش، پاسخگویان با ابعاد اقتصادی، مدیریتی و ساختاری بیشترین موافقت و با ابعاد اجتماعی، قانونی و اخلاقی بیشترین مخالفت را داشته اند، در این میان بیشترین اشتراک نظر پاسخگویان در خصوص گویه های «ضرورت داشتن الگوی علمی برآمده از فرهنگ سازمانی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» ، «ضرورت اتخاذ رویکرد مدیریت اجرایی روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» و«لزوم ضمانت امنیت راهبردی برنامه های روابط عمومی الکترونیک در سازمان های اقتصادی دولتی» را شامل است و کمترین اشتراک نظر پاسخگویان با گویه های «شناسایی فرصت های شغلی و کسب وکارهای جدید»، «جلب اعتماد جامعه به عملکرد سازمان اقتصادی دولتی» و«رفتار مسئولانه در برابر جامعه» را بوده است. روابط عمومی الکترونیک در یک سازمان اقتصادی دولتی، از طریق ارتباطات الکترونیکی مؤثر درون و برون سازمانی می تواند یک جریان ارتباطی متعادل و متوازن را از طریق فرایند اطلاع رسانی با جلب مشارکت افکار عمومی و ایفای نقشی برابر بین یک سازمان و مخاطب ممکن سازد.
گونه شناسی «خشونت علیه زنان» در روزنامه های ایران: مطالعه موردی روزنامه آنلاین اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
121 - 154
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زنان یکی از آسیب های اجتماعی به شمار می رود و تهدیدهای بسیاری را برای جامعه به دنبال دارد. پدیده خشونت علیه زنان، معضلی است که نه تنها در ایران بلکه در جهان به اشکال مختلف شاهدش هستیم، برای مقابله با آن تلاش های بسیاری شده است. از آنجا که رسانه ها نقش مهمی در آگاه سازی و مقابله با این پدیده دارند و با توجه به در نظر گرفتن ارزش های خبری، این موضوع باید جایگاه مهمی در مطبوعات داشته باشد چرا که حداقل دارای سه ارزش خبری «فراوانی، دربرگیری و برخورد» است؛ در نتیجه این موضوع باید یکی از موضوعات مهم جراید باشد. این مقاله بر گونه شناسی انواع خشونت علیه زنان در روزنامه های ایران با مطالعه موردی، روی روزنامه آنلاین اعتماد متمرکز است. دور از نظر نیست که با توجه به کاهش تیراژ روزنامه های چاپی و پر مخاطب بودن فضای مجازی، اغلب مخاطبان به نسخه آنلاین آن ها مراجعه می کنند. محتوای تمامی صفحات شماره های 6 ماهه نخست سال 1402 بررسی شده تا مشخص شود آیا این روزنامه به انواع و گونه های مختلف خشونت علیه زنان (حاد و غیرحاد) توجه داشته و آیا در پوشش اخبار و تولید محتوایش در این زمینه برای این معضل راه کار و تحلیل ارائه داده یا خیر. طی این پژوهش مشخص شد که روزنامه آنلاین اعتماد در این بازه زمانی 136 شماره منتشر کرده که در بیش از نیمی از آن درباره پدیده خشونت علیه زنان مطلب داشته که در اکثر صفحات روزنامه از جمله حادثه، جامعه، ورزش، هنر و ادبیات و سیاست منتشر شده اند. در این پژوهش به طور جداگانه نشان دادیم که در هر ماه بیشترین و کمترین میزان توجه روزنامه مورد مطالعه به کدام نوع خشونت علیه زنان، معطوف بوده و آیا محتوای آن تحلیلی تولید شده یا صرفا پوشش خبر.
اخلاق حرفه ای تأثیرگذاران رسانه های اجتماعی و مسئولیت آن ها در قبال گروه های آسیب پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:در این پژوهش با نگاهی ویژه به یکی از ارکان جامعه آرمانی یعنی نهاد رسانه ها یا به عبارت بهتر شبکه های اجتماعی پرداخته شد و مسئولیت نقش آفرینان آن( اینفلوئنسرها) که به واقع الگو های جامعه و رهبران فکر و عقیده جوامع می باشند را از منظر اخلاق حرفه ای در قبال بخش مهمی از اعضای جامعه یعنی گروه های آسیب پذیری همچون ( کودکان- زنان- اقلیت ها) مورد مداقه و مباحثه قرارگرفت. روش: شیوه ی اجرای پژوهش از لحاظ رویکرد، کیفی؛ از نظر هدف، کاربردی؛ براساس شیوه ی بررسی، تحلیل تم بوده است و پس از اجرای مصاحبه ای نیمه ساختاریافته با تعداد 14 نفر خبره که در زمینه موضوع مورد بحث به شیوه ی نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، به منظور تحلیل نهایی، از شیوه تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد. یافته ها: بررسی های انجام شده حاکی از این بوده است که مسئولیت اخلاقی تاثیرگذاران رسانه های اجتماعی در قبال گروه های آسیب پذیر با 27 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی مرتبط می باشد. نتیجه گیری: ه ر انسانی صرف نظر از سن ، جنس ، نژاد، رنگ پوست ، توانمندی فیزیکی و ذهنی ، زب ان ، دی ن ، بینش سیاسی ، یا خاستگاه ملی یا اجتماعی ، از یک کرام ت انفک اک ناپ ذیر و غی ر مش هور برخورداراست. هر یک از افراد و همچنین دولت باید ای ن کرام ت را حرم ت نهن د و از آن پاس داری نمایند. انسان ها همواره باید موضوع حقوق باشند و هدف تلقی شوند و هیچ گاه نباید وس یله صرف واقع شوند، هیچ گاه نباید موضوع فعالیت های تجاری و صنعتی در اقتصاد، سیاس ت ، رسانه ها، نهادهای پژوهشی و مؤسسات صنعتی قرار گیرند. بنابراین تاثیرگذاران رسانه های اجتماعی نیز برای معتمد ماندن، بایستی حقوق ذینفعان خود که سه مورد از مهم ترین آنها شامل کودکان، زنان و اقلیت ها می باشند را در فعالیت های خود مدنظر قرار دهند.
نقد و بررسی تطبیقی حکمرانی بر فضای مجازی در دوگانه نظم و تضاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی به عنوان پدیده ای پیچیده و چند وجهی، تأثیرات شگرفی بر زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع معاصر گذاشته است. با گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی، ضرورت تدوین رویکردی جامع برای مدیریت و حکمرانی بر این فضا بیش از پیش احساس می شود. در این میان، دو دیدگاه نظم گرا و تضاد گرا ا در خصوص حاکمیت بر فضای مجازی مطرح است. در این پژوهش، با روش تحلیلی –توصیفی وبا رویکردی انتقادی، به بررسی و مقایسه این دو دیدگاه پرداخته شد. نتایج نشان داد که سه نوع مدیریت می تواند حکمرانی بر فضای مجازی را اعمال کند:1-مدیریت در سطح خرد، خانواده به عنوان اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی، نقش محوری در شکل دهی به الگوهای فرهنگی و رفتاری فرزندان ایفا می کند. 2-مدیریت در سطح نیمه کلان، مدارس به عنوان نهادهای آموزشی و تربیتی، نقش محوری در شکل دهی به گفتمان عمومی پیرامون موضوع های نوظهور نظیر حفاظت از داده ها ایفا می کنند. 3-مدیریت در سطح کلان، استفاده از فناوری های بومی در صیانت از فضای مجازی بسیار اهمیت دارد. بسترسازی لازم جهت استفاده از موتور جست و جوی داخلی و استفاده از شبکه های اجتماعی ملی از جمله عوامل مهم در این زمینه است.
آسیب و چالش های اجتماعی تقابل فرهنگ و شهرت از منظر جرم شناسی انتقادی (با تأکید بر سوءاستفاده از افراد ساده لوح و مجانین در اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه پدیده سوءاستفاده رسانه ای از افراد آسیب پذیر مانند ساده لوحان یا مجانین را برای ایجاد محتوای طنز غیرفاخر در پلتفرم هایی مانند اینستاگرام بررسی می کند. همچنین پیامدهای آن از منظر جرم شناسی انتقادی و حقوق کیفری و نیاز به سیاست گذاری فرهنگی و تولید محتوای اخلاق محور را تحلیل می نماید. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است که بر ترکیبی از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای تکیه دارد. مقالات علمی، متون حقوقی و گزارش های رسانه ای به صورت سیستماتیک مرور شده اند تا اثرات کمبود تولید طنز فرهنگی در رسانه های رسمی و مهاجرت کاربران به شبکه های اجتماعی بررسی گردد. تحلیل ها نشان دادند که کمبود تولید طنز فاخر در رسانه های سنتی با افزایش رفتارهای سوءاستفاده آمیز در فضای دیجیتال مرتبط است. این خلأ نه تنها باعث گسترش تولید محتوای غیراخلاقی شده، بلکه به قربانی شدن افرادی که در این محتوا استفاده می شوند، دامن زده است. تأثیرات سیاست های رسانه ای تحت نفوذ دیدگاه های سیاسی و بی توجهی به خواسته های جامعه این مسئله را تشدید کرده است. این مطالعه بر اهمیت مقابله با این چالش ها از طریق دو رویکرد تأکید می کند: حمایت قانونی از قربانیان سوءاستفاده رسانه ای و احیای رسانه های رسمی برای تولید طنزهای فرهنگی ارزشمند. تقویت سیاست ها می تواند به کاهش سوءاستفاده از افراد آسیب پذیر و ایجاد توازن سالم تر بین رسانه های سنتی و دیجیتال کمک کند.
ضرورت های سیاست گذاری حقوقی در آستانه تحولات شگرف انقلاب چهارم صنعتی و هوش مصنوعی با تاکید بر چالش ها و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب چهارم صنعتی و پیشرفت های سریع در فناوری هایی مثل هوش مصنوعی، زندگی ما را به شدت تغییر داده اند. این تغییرات بزرگ، باعث شده اند که قوانین فعلی دیگر جوابگوی نیازهای جدید نباشند و لازم باشد قوانین جدیدی نوشته شوند تا با این تحولات هماهنگ شوند. مثلاً، فناوری هایی مثل هوش مصنوعی، ربات ها و اینترنت اشیا، سؤال های جدیدی به عبارت صحیح تر چالش هایی درباره حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، مسئولیت پذیری و حقوق مالکیت فکری و... به وجود آورده اند که باید به آن ها پاسخ داده شود. در اینجا با نگاهی توصیفی و تحلیلی این مقاله به این موضوع می پردازد که چرا باید قوانین جدیدی برای این فناوری ها نوشته شود و چه چالش هایی در این راه وجود دارد. مثلاً، وقتی یک سیستم هوش مصنوعی تصمیم اشتباهی می گیرد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ یا چگونه می توان از اطلاعات شخصی افراد در دنیایی که هر روز داده های بیشتری جمع آوری می شود، محافظت کرد؟ همچنین، این جستار تأکید می کند که برای حل این مشکلات، کشورها باید با هم همکاری کنند، چون خیلی از این مسائل، مثل امنیت سایبری یا مالکیت فکری، فقط در یک کشور اتفاق نمی افتد و نیاز به قوانین جهانی دارد. اولویت های سیاست گذاری حقوقی شامل تدوین قوانین شفاف و انعطاف پذیر، تقویت زیرساخت های حقوقی برای حمایت از حریم خصوصی و امنیت داده ها، و ترویج اخلاق فناوری است. هدف نهایی این است که با ایجاد تعادل بین پیشرفت فناوری و ارزش های انسانی، آینده ای امن، عادلانه و پایدار برای همه جوامع فراهم شود. در اینجا نوعا بر اهمیت همکاری بین دولت ها، بخش خصوصی و نهادهای بین المللی برای دستیابی به این هدف تأکید می نماید.
چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی برای روزنامه نگاری تحلیل تماتیک دیدگاه روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی پیامدهای مثبت و فرصت ها و پیامدهای منفی و چالش های احتمالی کاربرد هوش مصنوعی در روزنامه نگاری از منظر روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات هدف این پژوهش است. روش پژوهش: در این پژوهش اطلاعات (عبارات معنایی) پیرامون موضوع پژوهش از طریق مصاحبه کیفی با 10 نفر از روزنامه نگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات گردآوری شده است و با روش تحلیل تماتیک(مضمونی) مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر استخراج و در قالب جداول ارائه شده است. یافته ها: در این پژوهش عبارات معنایی از متن مصاحبه های صورت گرفته با مشارکت کنندگان استخراج شد و از آن عبارات معنایی 40 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر پیامدهای مثبت و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری و 43 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر پیامدهای منفی و چالش های استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری شناسایی و در قالب جداول مضامین ارائه شده است. نتایج: از جمله نتایج پژوهش حاکی از این است که استفاده از هوش مصنوعی می تواند تاثیرات دوگانه ای در روزنامه نگاری داشته باشد از طرفی در تولید و توزیع و مدیرت محتوا عملکرد رسانه و روزنامه نگاران را افزایش دهد و نیز موجب توسعه روزنامه نگاری شود و از طرف دیگر اثرات استفاده سوء از هوش مصنوعی می تواند موجب تضعیف جایگاه روزنامه نگاران و برخی عملکرد رسانه ها مانند تقویت انحصارگرایی و تولید و انتشار محتوای محتوای مغرضانه شود.
Cyber Governance in Morocco: Between the Consolidation of Interne Status and the Enhancement of Global Positioning
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
251 - 272
حوزههای تخصصی:
Background: The conceptualization of Moroccan cyberspace is intrinsically linked to the country's international and regional dynamics, in particular those of its African and Mediterranean neighborhood.Methodology: we have mobilized quantitative techniques and potential comparative analysis to address our crucial research questions around the strengths and weaknesses within Morocco's national cyber strategy by analyzing and comparing them with other international experiences, and finally recommending best practices to maintain the regional leadership position.Discussion: Although Morocco has acquired considerable expertise in comparison with this environment, regarding proven mechanisms of cyber stability, and the institutionalization and organization of national cyber security. However, one of the main obstacles lies in the centralization of these practices by the State, as well as in the sectorial and selective approach chosen by Moroccan policymakers to secure the national cyber space. This strategy, contrary to the country's principles of openness, was developed on the basis of the arguments, based on the priorities and strategic challenges specific to each sector.Aims: We open up our local experience to comparison with other known global experiences in the field of national cybersecurity, to decipher the strengths and weaknesses of national digital strategies and to fill the gaps causing the weakening of our replicating processes.Conclusion: The question is whether a simple reform of the central state's public policies on national cybersecurity is effective or, on the contrary, the situation requires a drastic and broader intervention, materialized by major investments and structural reforms in entire development strategies.
پیش بینی بخشش بر مبنای اعتیاد مجازی با تعدیل گری متغیرهای جمعیت شناختی در میان جوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش پدیده اعتیاد مجازی، بسیاری از جنبه های اخلاقی و ارزش های فردی، تحت تأثیر قرار گرفته اند. در همین راستا، پژوهش حاضر به منظور پیش بینی بخشش(گذشت) بر مبنای اعتیاد مجازی طراحی و اجرا شده و هدف آن، پیش بینی بخشش بر اساس اعتیاد مجازی با میانجی گری متغیرهای جمعیت شناختی( سن، جنسیت و مدرک تحصیلی) در میان جوانان کلان شهر تهران، است. پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است و به روش همبستگی با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان20 تا 38 ساله ساکن شهر تهران است. نمونه مورد مطالعه 384 نفر هستند و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. نتایج نشان داد که میان سن جوانان با بعد رفتاری، بعد اعتقادی و تمام ابعاد بخشش، رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد، و هرچه سن جوانان بالاتر باشد، ابعاد رفتاری و اعتقادی و وضعیت کلی بخشش در آنان، بالاتر است. بین میزان تحصیلات جوانان با بعد رفتاری، بعد اعتقادی و تمام ابعاد بخشش، رابطه مثبت و معنی دار، ولی همچنان تحصیلات با بعد شناختی و بعد عاطفی رابطه معنی داری ندارد. نتایج درباره اثر جنسیت، میان زن بودن با بعد شناختی، عاطفی، اعتقادی و تمام ابعاد بخشش، رابطه منفی و معنی داری نشان می دهد، بدین معنی که زنان در ابعاد سه گانه شناختی، عاطفی و اعتقادی نسبت به مردان در زمینه بخشش وضعیت پایین تری داشته و متغیر جنسیت باعث شده که شناخت، اعتقاد و حتی عاطفه و احساس آنان نسبت به بخشش و گذشت کمتر از مردان باشد. مجرد بودن با بعد اعتقادی و تمامی ابعاد بخشش، رابطه منفی و معنی داری داشته است.
مفهوم و پیامدهای عاملیت کاربر در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای: تحلیل ابعاد فلسفی، اجتماعی و سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مفهوم و پیامدهای فلسفی عاملیت کاربر در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای می پردازد. با تکیه بر روش تحلیلی-تفسیری و با بهره گیری از چارچوب های نظری پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، این پژوهش نشان می دهد که عاملیت در بازی ها صرفاً یک ویژگی فنی یا طراحی نیست، بلکه تجربه ای زیسته و فلسفی است که مفاهیم بنیادینی چون آزادی، مسئولیت، هویت، واقعیت و مرگ را به چالش می کشد. کاربران در مواجهه با تصمیم گیری های معنادار در بسترهای دیجیتال، وارد فرآیندهایی از انتخاب اخلاقی، ساخت هویت و تأمل در باب وجود می شوند. بازی های تعاملی، با ایجاد امکان انتخاب در ساختارهای روایی غیرخطی، زمینه ای برای درگیری ذهنی با مسائل فلسفی فراهم می آورند؛ از جمله پرسش هایی درباره آزادی اراده، پیامدهای اخلاقی کنش، تجربه واقعیت مجازی و مرگ به عنوان بخش جدایی ناپذیر از چرخه یادگیری. همچنین، این مقاله نشان می دهد که عاملیت کاربران در بازی های چندنفره و اجتماعی می تواند بُعدی سیاسی-اجتماعی نیز پیدا کرده و مفاهیمی چون عدالت، قدرت، و مسئولیت جمعی را برای بازنگری فراهم سازد. در نهایت، پژوهش حاضر بر این نکته تأکید دارد که بازی های رایانه ای، فراتر از سرگرمی، می توانند به فضایی تأمل برانگیز برای پرسش از انسان معاصر و جهان دیجیتال تبدیل شوند.