اگر که هدف از سیاستِ دموکراتیک مشارکت آگاهانه ی افراد در تعیین سرنوشت عمومی باشد، طبعاً رسانه به مثابه واسطه ی ارتباط حکومت و شهروندان اهمیت محوری می یابد. همزمان، با توجه به تکثیر رسانه ایِ فزاینده ی اطلاعات در عصر مجازی شدنِ فرهنگ این مشکله ی اساسی برجسته می گردد که آیا رسانه ای شدنِ فزاینده ی «جهان - زیستِ» معاصر به یک کنش سیاسیِ مترقی در جهت تعمیق خودآیینیِ شهروندان می انجامد یا – باتوجه به فوران پیام ها در عصر رسانه های مجازی- به سرگشتگی و بی تفاوتیِ سیاسیِ شهروندان و حتی سیاستِ تکنولوژیک/ الکترونیکِ معطوف به کنترل شهروندان؟ مقاله ی حاضر درصدد است تا با بهره گیری از مزایای رویکرد «ساختار/ کارگزار» به بررسی این مشکله بپردازد. در این راستا پس از بررسی دو رویکرد متقابل (یعنی دموکراسی مستقیمِ الکترونیکی در برابر پایان امر سیاسی در فرهنگ مجازی)، برداشتی از دموکراسیِ رسانه محور را به مثابه بدیل دموکراسیِ رایج مطرح می سازد.
تلویزیون به دلیل قابلیت نفوذ شدیدش ، در مقایسه با سایر وسایل ارتباط جمعی ، دارای اهمیت و مقام برتری است . تاثیر نفوذ تلویزیون در خانواده ها و گستردگی و ژرفای عملکرد آن تا آنجاست که فصلی گسترده در پژوهش جامعه شناسان ، روانشناسان ، کارشناسان علوم ارتباطات ، سیاستمداران ..، و بالاخره جرم شناسان گشوده شده است . گسترش و تعمیق مطالعه پیرامون اثرات تلویزیون بر رفتارهای اجتماعی به این دلیل است که تلویزیون عضوی از خانواده های امروزی شده است .
این مقاله رابطه رسانه ها و سرمایه اجتماعی را به صورت تجربی و با روش پیمایشی در بین جوانان شهر شیراز بررسی کرده است. بر اساس جدول لین، 600 نفر از جوانان شهر شیراز به عنوان نمونه تعیین شدند (روش خوشه ای طبقه ای و تصادفی). سرمایه اجتماعی بر اساس سه مؤلفه اعتماد اجتماعی تعمیم یافته، اعتماد نهادی (گیدنز) و تصور از افزایش جرم و جنایت (فوکویاما) ارزیابی شد. رسانه ها بر اساس تحلیل عامل اکتشافی، به چهار دسته رسانه های شخصی و فردی، جمعی داخلی، جمعی خارجی و مجازی تقسیم شدند. بر اساس نتایج، همبستگی رسانه های جمعی داخلی با اعتماد اجتماعی و اعتماد نهادی مثبت و معنادار و با تصور از افزایش جرم در جامعه منفی و معکوس بوده است. برعکس، همبستگی رسانه های جمعی خارجی با اعتماد تعمیم یافته و نهادی منفی و با تصور از افزایش جرم در جامعه مثبت بوده است. همبستگی رسانه های شخصی با هیچ یک از ابعاد سرمایه اجتماعی معنادار نبوده و رسانه های مجازی تنها با بعد اعتماد تعمیم یافته همبستگی منفی و معناداری داشته است.
در دهه های اخیر، شبکه های اجتماعی همراه، موردتوجه بسیاری از افراد جامعه قرار گرفته اند، چرا که این شبکه ها، از عوامل ظهور و شکل گیریِ اشکالِ جدیدی از ارتباطات انسانی هستند. امروزه گسترش روزافزون استفاده از این شبکه ها در میان جوانان و تبدیل شدن آنها به ابژه های مشترکِ نسلی، توجه پژوهشگران علوم ارتباطات را به بررسی نقش و پیامدهای این شبکه ها بر روابط بین نسلی جوانان با والدین معطوف کرده است. هدف اصلی این پژوهش، شناخت نقش شبکه های اجتماعی همراه در مناسبات نسلی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی است. روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها نیز پرسش نامه محقق ساخته است. با استفاده از فرمول کوکران، از جامعه آماری- که تمام دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشکده های ارتباطات، حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی را شامل می شد- 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد بین مدت زمان استفاده از شبکه های اجتماعی همراه و تحکیم مناسبات نسلی دانشجویان با والدین، هم بستگی منفی وجود دارد. همچنین بین مدت زمان استفاده از شبکه های اجتماعی همراه و نوع مناسبات نسلی دانشجویان، به لحاظ انسجام و هم بستگی، روابط چهر ه به چهره با والدین و اعضای خانواده و میان میزان استفاده از شبکه های اجتماعی همراه و نوع مناسبات نسلی دانشجویان، از منظر تضعیف پیوند عاطفی در خانواده، رابطه معناداری وجود دارد. در مقابل، بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی همراه و نوع مناسبات نسلی دانشجویان، از منظر شکاف نگرشی در خانواده، رابطه معنادار تأیید نشده است. شبکه های اجتماعی همراه، روند نوسازی در عرصه روابط خانوادگی را تسریع و پیوندهای سنتی در خانواده را تضعیف می کنند، در این زمینه، با تقویت پیوندهای عاطفی میان والدین و فرزندان، می توان از بروز بسیاری از عواقب جبران ناپذیر جلوگیری کرد. واژه های کلیدی: شبکه های اجتماعی، مناسبات نسلی، شبکه های اجتماعی همراه، روابط بین نسلی، جوانان.
مطالعه حاضر به بررسی وضعیت هویت ملی جوانان و ابعاد سازنده آن و رابطه استفاده از انواع رسانه های داخلی و خارجی با هویت ملی جوانان پرداخته است. برای سنجش هویت ملی ابعاد شش گانه مشخص و سپس رابطه مصرف انواع رسانه ها با ابعاد مختلف هویت ملی و شاخص ترکیبی هویت ملی بررسی شده است. مطالعهبا روش پیمایشی بر روی 380 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله مناطق 22 گانه شهر تهران انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که بیشترین مصرف رسانه ای مربوط به استفاده از تلویزیون و ماهواره است. بررسی وضعیت هویت ملی جوانان نشان داد که میانگین هویت ملی جوانان 70 (در بازه 0 تا 100) است. مدل ساختاری رابطه استفاده از انواع رسانه ها با هویت ملی نشان داد که از میان شش رسانه مورد بررسی ماهواره با ضریب 0.23- دارای رابطه منفی و تلویزیون داخلی با ضریب 0.16 رابطه مثبت و معنی داری با هویت ملی جوانان دارند.
گفتمان با نقش معنادار رفتارها و ایده های اجتماعی در زندگی سیاسی اجتماعی انسان ها و جوامع سروکار دارد، به گونه ای که در آن، سیستم های معانی، جهان بینی و فهم مردم از نقش خود در جامعه را جهت می دهد. گفتمان ها با باید و نبایدها سرو کار دارند و به اصطلاح، هنجاری و شبه ایدئولوژیک هستند که با تغییر ارزش ها، نگرش و رفتار افراد و جامعه پیوند می یابند.
نظریه گفتمان به زبان ساده؛ یعنی ایجاد فضایی از اندیشه ها به گونه ای که این اندیشه ها، بر دیگر حوزه های اندیشه ای حاکم و مسلط شود تا جایی که الگوی رفتاری مردم بر اساس آن شکل گیرد. به تعبیر دیگر، در گفتمان به گونه ای با تصویرسازی برای جامعه سر و کار داریم که از طریق خلق واژگان، اصطلاحات، تصاویر، ایده ها و گزاره های مرتبط و منسجم و به اندازه کافی، قانع کننده، به تغییر و شکل دهی رفتار مخاطب و مردم نظر داریم.
گفتمان در فضای تعاملی ایجاد می شود؛ تعامل با تاریخ، تعامل با شرایط اجتماعی، تعامل با قدرت و تعامل با نهادها به ویژه نهادهای ارتباطاتی و رسانه ای. در بحث سیاست گذاری عمومی با توجه به این امور و از طریق اقناع و ترغیب، به وسیله رادیو و تلویزیون می توان از گفتمان به مثابه یک ابزار سیاست گذاری در سطح کلان جامعه و بین الملل بهره جست. به طور کلی، دال مرکزی، مفصل بندی، هژمونی و سلطه، عاملیت، ضدیت و غیریت سازی، ایجاد یک نظم اندیشه ای و نظم اجتماعی نوین و... از مؤلفه های اصلی گفتمان تلقی می شوند.
در مورد پایان هستی و جهان، دو دیدگاه بدفرجام انگاری و خوش فرجام انگاری وجود دارد که در تضاد و تقابل یکدیگر قرار دارند. ما بر این مدعا هستیم که بر اساس آموزه های اسلامی به ویژه تعالیم تشیع، آینده و پایان خوش و پر از نشاط، امید و زیبا برای انسان و جهان تصویر شده است. این ایده را به واسطه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به صورت یک گفتمان غالب با حوزه گستره جهانی می توان مطرح کرده و بدین شکل، فضای غالب گفتمانی را با محوریت جمهوری اسلامی توسعه داد. با توجه به اصول و مبانی اندیشه ای و جهان بینی اسلامی، مؤلفه های گفتمان خوش فرجام انگاری جهان که در نظریه فرج و موعودگرایی مکتب تشیع منعکس شده است و در آن، به توحیدمحور بودن، حکیمانه و هدفدار بودن خلقت و نظام آفرینش، بهره مندی هستی از غایت و نهایت حکیمانه، خلافت الهی انسان، حکومت عدل صالحان در آخرالزمان، برقراری صلح و امنیت جهانی، برقراری جامعه صالح و دولت کریمه به عنوان مفصل بندی این گفتمان اشاره شده است.
در دیگر نظام های فکری و سیاسی نسبت به پایان تاریخ و پایان هستی چنین صراحتی منطقی و منسجم با عنوان گفتمانی خوش فرجام انگاری وجود ندارد، بلکه به ناخوش فرجام انگاری تمایل دارند یا در برخی از نظام های فلسفی و عقیدتی، دیدگاه های نزدیک به موعودگرایی موردنظر فلسفه انتظار و فرج وجود دارد که به انسجام گفتمانی فلسفه فرج نیست. از آنجا که این گفتمان، نویدهای امیدوارکننده و نشاط آفرینی برای بشر حیران شده امروزین در انواع مکاتب و فلسفه ها دارد، می تواند به صورت شایسته گسترش بیابد.
دیدگاههای متفاوت و گاه متعارضی درباره تاثیرپذیری مخاطبان از مطالب سیاسی رسانهها وجود دارد. نویسنده دراین مقاله کوشیدهاست تا مبانی نظری این اختلاف دیدگاهها و جابهجایی های عمده روش شناختی را در بررسی تاثیرپذیری مخاطبان از مطالب سیاسی رسانهها تبیین کند.
همواره محققان به این پرسش اندیشیدهاند که چه عواملی سبب شده است تا بحث درباره تاثیرپذیری مخاطبان از رسانهها چنین طولانی و دنبالهدار شود و نتایجی گاه متضاد و در تعارض کامل با یکدیگر به دنبال داشته باشد.
برخی از دیدگاهها علت این تعارضات را در استفاده پژوهشگران از نظریههائی میدانند که بر پایه روشهای تحقیق نامناسب شکل گرفتهاند و راه حل این تعارضات را دستیابی به نظریهای جامع با به کارگیری روشهای فراگیرتر میدانند. راه حلی که پیش روی همه محققان علوم اجتماعی قرار داشتهاست اما با موفقیت و پیشرفت بسیار کمی همراه بودهاست. از این رو به نظر میرسد که نگاه تردیدآمیز تاثیر رسانهها بر مخاطب ریشهای عمیقتر از این داشته باشد که کشف آن تنها در سایه توجه به ملاحظات فرهنگی، ایدئولوژیکی و فنی میسر میگردد.
در این پژوهش تاثیر مصرف رسانه ای بر سرمایه اجتماعی با تأکید بر تلویزیون داخلی و ماهواره ای موردبررسی و آزمون تجربی قرارگرفته است. روش پژوهش در این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل افراد 18 سال و بالاتر است که در زمان تحقیق (سال 1393) در شهر بندرعباس سکونت دارند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر و شیوه نمونه گیری نیز خوشه ای چندمرحله ای است. داده های پژوهش به کمک نرم افزار آماری spss و با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین میزان تماشای تلویزیون داخلی و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما میزان تماشای تلویزیون ماهواره ای با سرمایه اجتماعی دارای رابطه معکوس است. میزان تماشای تلویزیون داخلی با میزان اعتماد اجتماعی و رعایت هنجارهای اجتماعی رابطه مثبت دارد، اما میزان تماشای تلویزیون ماهواره ای با میزان اعتماد اجتماعی و رعایت هنجارهای اجتماعی دارای رابطه معکوس است. همچنین بین تماشای تلویزیون (داخلی و ماهواره ای) با شبکه های مشارکت اجتماعی رابطه معناداری مشاهده نگردید. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که در جامعه آماری پژوهش حاضر میزان تماشای تلویزیون داخلی دارای بیشترین تاثیر معنادار بر سرمایه اجتماعی است.
ارتباط یکی از ویزگی های مهم جامعه انسانی در همه دوران هاست و رشد و گسترش آن در دوران ما چنان سریع و بی سابقه بوده است که صاحبنظران آن را فصل ممیز جامعه معاصر از همه دوران ها و جوامع پیش از این دانسته اند و عصر ما را عصر ارتباطات نامیده اند . چنین جایگاهی ، به طور طبیعی موجب پیدایش حجم عظیمی از مطالعات و بررسی های علمی و اجتماعی در خصوص ابعاد گوناگون این پدیده پیچیده شده و از آنجا که هر گونه ارتباط بر ارکان چهار گانه فرستنده گیرنده ،پیام و ابزار انتقال پیام استوار بوده است ، مطالعات و تحقیقات مرتبط با این حوزه نیز عمدتا حول این چهار محور شکل گرفته است از میان این ارکان ، شاید بتوان گیرنده پیام یا مخاطب را مهم ترین رکن دانست . چرا که هر گونه ارتباط ، با هدف تاثیر گذاری بر مخاطب صورت می گیردو لازمه تحقق هر هدفی که از طریق ایجاد ، گسترش ، تنوع و تکثر رسانه ها در دنیای ما دنبال می شود ، برقراری ارتباط با مخاطب است . از این رو شناخت مخاطب لازمه نیل به اهداف فرهنگی ، سیاسی ، اقصادی و اجتماعی خاصی است که صاحبان و سیاستگزاران رسانه ها در صدد دستیابی به آنها هستند زیرا مخاطبان امروز انتخاب گرند و گستره وسیع شبکه های مختلف رسانه ای قدرت انتخاب انان را بالا برده و در چنین شرایطی اعتبار رسانه تا حدود زیادی به میزان رضایت و اقتاع مخاطبان وابسته است .نشریه پژوهش و سنجش به منظور ایفای رسالت علمی پژوهشی و رسانه ای خود این شماره را به بحث درباره مخاطب و رسانه اختصاص داده و کوشیده است با استفاده از دیدگاه های اساتید و کارشناسان درون و برون سازمانی ، در تنویر ابعاد گوناگون این حوزه مطالعاتی مشارکت نماید. امید است مجموعه مقالات این شماره که در سه عنوان مخاطب شناسی و نظریه ها ، مخاطب شناسی و کارکردها و مخاطب شناسی و فناوری سازماندهی شده است ، مورد استفاده اساتید مدیران ، برنامه سازان پژوهشگران و دانشجویان علاقه مند به این حوزه قرار گیرد.
اطلاع رسانی رسانه، از راه های تغییر رفتار زیست محیطی است که در صورت وجود تعامل مناسب میان رسانه و مخاطب، واکنش های غیرمنتظره در رفتار شهروندان را کاهش می دهد و کنشی به نسبت قابل پیش
بینی را در سیاستگذاران، جامعه موجب می شود. این تعامل در مسائل غیرمتعارفی همچون استفاده از آب بازیافتی حساسیت و اهمیت بیشتری دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی معنایی در واکنش شهروندان نسبت به این مسئله، با روش نظریه زمینه ای انجام شده است. در روش نمونه گیری با حداکثر تنوع با 23 نفر از افراد مصاحبه شد و داده ها در قالب 107 مفهوم، 39 مقوله محوری و یک مقوله هسته کدگذاری شدند. نتایج نشان داد که افراد «بی اعتمادی نهادی» را زمینه نپذیرفتن اخبار رسانه در نظر می گرفتند و «مخاطره ادراکی» و «درک قدرت منفعت طلب» از شرایط علّی مهم تلقی می شد. در این پژوهش، مقوله هسته «استحاله اعتبار خبر رسمی و پذیرش ریسک هدفمند شایعه» است.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی ارتباط بین میزان تماشای فیلم های تلویزیونی توسط والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان در شهر اهواز است . روش پژوهش، پیمایشی و جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان و والدین آنها در شهر اهواز بوده که براساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 384 نفر انتخاب شده اند . برای سنجش از پرسشنامه های کودک آزاری و ضربه برنستاین (CTQ) ، پرسشنامه محقق ساخته تماشای فیلم های تلویزیونی و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (SES) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری درصد، میانگین، انحراف استاندارد، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافته ها بیانگر آن است که بین تماشای فیلم های اکشن و وحشتناک از سوی والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد؛ اما بین تماشای فیلم های خانوادگی و رمانتیک و همچنین، فیلم های سیاسی، تاریخی و مذهبی از سوی والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان همبستگی معنا داری مشاهده نگردید . همچنین، طبق یافته های این پژوهش بین متغیر عزت نفس والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان رابطه معناداری وجود دارد . نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره گام به گام نشان می دهد که متغیر تماشای فیلم های وحشتناک از سوی والدین ، بیشترین تأثیر را در تبیین خشونت خانگی نسبت به فرزندان داشته است. با توجه به یافته های موجود، این مسأله نیازمند توجه هرچه بیشتر خانواده ها و مسؤولان برای برنامه ریزی و آموزش در سطح خانواده و جامعه است.