فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۱٬۸۵۴ مورد.
«گسترش تصوف و عرفان در شبه قاره و زبان فارسی در سده هفتم به وسیله چشتیه»
حوزههای تخصصی:
این بحث که تصوف از کجا شروع شده، نویسندگانِ بسیار زیادی را به بحث کشانده است بهر حال نظرات گوناگون در این باره وجود دارد، اما آنچه مورد قبول همه است، در ابتدای مسئله صحابی بودنِ پیغمبر خدا بزرگ ترین فضیلت محسوب می شد و سپس کسانی که صحابه کرام را درک کردند آنها را «تابعین» گفتند؛ و افرادی که از تابعین فیض بردند، «تبع تابعین» معروف شدند. پس از آن کسانی که به امور دینی بیش از دیگران توجه کردند، آنها را «زهاد و عباد» می گفتند ولی به مرور زمان بدعت ها در امور دین راه یافتند و آنهایی که از بدعت ها دوری می جستند کلمه «صوفی» برای آنان مخصوص شد. در این رابطه ابوهاشم کوفی(م150هـ /767 م) اولین شخصی بود که به نام «صوفی» معروف شد. او در زهد و توکل و ورع و محبت یک مقام ویژه ای داشت. معاصر وی سفیان ثوری (م161 هـ/778 م) پس از ملاقات با وی گفت: «اگر ابوهاشم نبود من نمی توانستم از دقایق ریا و صفا آگاه شوم». این مقاله از ابتدا به مطالعه عرفان و تصوف پرداخته و سپس سلسله چشتیه را معرفی نموده و پیروان آن را در شبه قاره هند معرفی می نماید.
«مجالس صوفیانه جلال الدین عتیقی تبریزی در سفینه تبریز»*«قسمت دوم»
حوزههای تخصصی:
مجالس، شامل آموزه های عرفانی پیران برای مریدان و عموم مردم بوده که با آیاتی از قرآن مجید آغاز می شده و با لطائف قرآنی همراه بوده است. مجالس عتیقی، در این مقاله از «سفینه تبریز» تصحیح و نقل گردیده که حاوی نکات دقیق عرفانی و تفسیر و تاویل آیات و روایات از دیدگاه عارفان بزرگی چون حسن بصری، جنید بغدادی، حسین منصور حلاج، سری سقطی، سفیان ثوری، منصور عمار، معروف کرخی، ابراهیم خواص و مالک دینار است. عتیقی در این مجالس با ذکر معانی عرفانی آیات قرآن، به جنبه های باطنی آیات، قصص قرآن، زندگی مشایخ و انبیای الهی و لطائف قرآنی پرداخته و با ذوق شاعرانه، کنایات و اشارات صوفیانه را در ضمن لطائف عرفانی و تعبیرات مجازی بیان کرده است.
«عرفان و رهبانیت در مسیحیت»
حوزههای تخصصی:
پارسایی و زهد یکی از مهم ترین ویژگی های ادیان مختلف بوده است و بسیاری را به دوری از دنیا و رهبانیت کشانده است. این مطلب در دین مسیحیت عمومیت بیشتری داشته و در دین اسلام با دستور صریح پیامبر اسلام (ص) از گسترش رهبانیت جلوگیری شده است. زهد و رهبانیت یکی از زمینه های مناسب برای پیدایش آموزه های عرفانی بوده و در این مقاله کوشش گردیده که مقدمه ای برای شناسایی جنبه های مختلف رهبانیت و عرفان در دین مسیحیت مطالعه گردد و نشان داده شده که این رهبانیت اگرچه از جنبه فردی برخی را به خودسازی و پارسایی کشانیده اما از نظر اجتماعی و سیاسی و دینی چه آثار زیانباری را به دنبال داشته است.
فلسفه انتقادی عشق
تفسیر عشق؟ تقسیم عشق
مولوی و متنبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در مقالة حاضر پس از ارائه مستندات تاریخی در خصوصِ علاقة مولوی به اشعار متنبی، با مروری بر آثار وی ـ اعم از مثنوی معنوی، دیوان شمس، فیه ما فیه، مجالس سبعه، و مکتوبات ـ نشان داده است که مولوی در موارد بسیاری یا عبارات متنبی را تضمین کرده، یا مضامین شعر او را در آثار خود نمایانده، و یا دست کم با او هم سخن بوده و چون او، گفته های حکمت آمیز را در آثار خود گنجانیده است.
خورشید و خفاش در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا در مثنوی از واژگانی بهره برگرفته که از ارزش های معنایی چندگانه ای برخوردارند. از جملهی آنها، دو واژگان خورشید و خفاش هستند. در این پژوهش با ذکر نمونه هایی نشان داده میشود که خورشید و خفاش در مثنوی با توجه به ویژگیها یا فضایی که واژگان هم نشین آنها در زنجیرهی کلام فرآهم آورده اند میتوانند نماد شخصیّت هایی قرار بگیرند که با آنها سنخیّت دارند. باید توجه داشت مولانا این دو واژه را چنان طبیعی در بافت کلام جای داده که ارزش نمادین آن ها در نگاه نخست بر خواننده نمایان نمیشود، سپس تأمّل و درنگ در نشانه ها میتواند مفهوم نمادین آنها را توجیه نماید.
«رمز در داستان های رمزی شیخ شهاب الدین سهروردی»
حوزههای تخصصی:
کلام شیخ اشراق پر از اسرار ناگشوده است که با زبان اشارت بیان می گردد، وی پیشوایان حکمت اشراق را افلاطون و زرتشت و هرمس می داند و حکمت مشائی را مقدمه ای برای تجربه روحانی می شمارد، لذا رساله های عرفانی او مانند عقل سرخ، صفیر سیمرغ، قصه غربت غربی، آواز پر جبرئیل و … را به زبان رمزی می نویسد و نمادگرایی «نور» به نحو گسترده ای در آثار او مورد استفاده قرار می گیرد. زیرا او می خواست حکمت افلاطون و زرتشت را در یک بستر فکری جمع کند که در این سنت فکری توجه به «تمثیل» کلید دریافت رموز است.در «عقل سرخ» پس از پرسش درباره آن همه نمادها از «پیر» که روش کار در سیر و سلوک را بیان می کند جویای آگاهی از رمز و کنایات می شود.در رساله «صفیر سیمرغ» همه صفات و استعدادهای اساطیری سیمرغ و بخصوص جبرئیل را در کنار هم و به زبان رمز به سیمرغ نسبت داده است.در داستان «زال و سیمرغ» در گفت و شنود با پیر، به راز و رمزها و اشارات می پردازد. در رساله «قصه غربت غربی» به دنبال کشف اسرار سه رساله ابن سیناست.پس حکمت اشراق هم رازدانی است و هم حجاب زدایی از راز حقیقت هستی و عارف با زبان «رمز» از حقیقت اشیاء که شهود نموده است، خبر می دهد.
تجرد و فوق تجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از تجرد نفس انسانی یکی از مهم ترین مباحث در انسان شناسی است. در این نوشتار، این مقوله از دیدگاه مؤسس حکمت متعالیه، صدرالمتالهین، و یکی از پیروان مکتب فلسفی او، امام خمینی، مورد بحث قرار گرفته است. نویسنده پس از ذکر مباحث مقدماتی، براهین تجرد نفس را در دو حوزه «براهین عقلی» (در هشت برهان) و «براهین نقلی» (در 5 برهان) مورد بحث قرار داده است.
امام خمینی در براهین عقلی بیشتر بر نظریات ملاصدرا تکیه می کند و تنها در بعضی موارد آرای شخصی خود را اظهار می دارد. برعکس، ایشان در براهین نقلی، رشته سخن را در دست گرفته و به شرح و تبیین این براهین می پردازد.
به طور کلی، این دو حکیم، تجرد عقلی نفس ناطقه را که به توسط مشائیون اثبات گردیده بود، مورد تایید قرار می دهند. ملاصدرا تجرد برزخی نفس ناطقه را به اثبات می رساند و امام خمینی، علاوه بر تبعیت از وی در این موضوع، در براهین نقلی، در مورد مقام فوق تجرد نفس ناطقه بحث می کند.