فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱٬۸۵۴ مورد.
انسان کامل از نگاه امام خمینی (ره)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
کوثر معارف ۱۳۸۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام پیامبرشناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان نظری
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی ولایت فقیه امام خمینی
نکته ای است
عشق چیست ؟
«عرفان و عصمت حضرت سلیمان (ع)»
حوزههای تخصصی:
در عهد عتیق، نسبت دادن کارهای گناه آلود به انبیاء و مخصوصاًً حضرت سلیمان (ع) کار غریبی نیست. درآئین یهود، نه تنها عرفان و زهد و حتی عصمت شرط احراز نبوت نیست، بلکه در تورات، به حضرت سلیمان (ع) در حد افراط کارهای قبیح نسبت داده می شود و حتی فرجام کار سلیمان (ع) را فرجامی ناپسند و توام با انحراف از راه راست معرفی می کند که جای بسیار تامل است.در قرآن کریم نیز آیات 33-31 سوره مبارکه ص، متحمل تفاسیر گوناگون شده است و متاسفانه بسیاری از تفاسیر و از آن جمله کتب و تفاسیر عرفانی نیز نسبت های نادرست به حضرت سلیمان (ع) داده اند که این پژوهش کوشیده است ضمن نقد و بررسی آراء مفسران و صاحبنظران در این خصوص، به ارائه یک معنای صحیح و تفسیر درست از آیات اقدام نموده و ضمن رد هرگونه اتهام، عرفان و زهد و دیگر خصال نیکوی حضرت سلیمان (ع) در قرآن و روایات را ارائه نماید.
دیدگاه صوفیان متقدم دربارة عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع عقل، تعریف، ماهیّت و کارکرد آن در وجود انسان و جایگاهش در معارف بشری از مهمترین موضوعات دانش فلسفه است. فلسفة یونانی از طریق مدارسی چون جندی شاپور و ... به جهان اسلام راه یافت و موافقت¬ها و مخالفت¬هایی را در جهان اسلام برانگیخت. صوفیّان را باید از مخالفان یا منتقدان خرد فلسفی دانست. انتقادهای آنان در متون عرفانی اعم از نظم یا نثر به ویژه از قرن پنجم و ششم به بعد فزونی گرفت. به نظر میرسد صوفیان و عارفان نزدیک به صدر اسلام به جز محاسبی و احمدبن¬ابی¬الحواری دریافت درست و مشخصی از عقل نداشتهاند. ذوالنّون بین عقل و تکلیف، به تلازم قائل بود و مستملی بخاری عقل را ابزار علم میدانست. دیگر صوفیان، عقل را به عنوان ممیّز در حوزة اخلاقیات و ناصح ـ اگر به دنبال رضای خدا باشد ـ به حساب میآوردند، ولی اکثر قریب به اتّفاق آنها عقل را آلت عبودیّت میدانستند و تضادی که در قرون بعدی بین عقل و عشق در سخن عارفان دیده میشود تا قرن پنجم چندان چشمگیر نیست.
عرفان و تصوف
صوفی سخن آرای سفینه تبریز
منبع:
اشراق ۱۳۸۶ شماره ۴
سهروردی و توامان
عرفان اسلامی در فرایند تعامل دین و فطرت(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
معارف عقلی ۱۳۸۶ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
«نفوذ و گسترش مکتب ابن عربی در میان صوفیان آذربایجان عهد مغول»
حوزههای تخصصی:
پس از سلطه و استقرار مغول در آذربایجان، تصوف بومی وسنتی مقید به شریعت و عمل گرا که ویژگی تصوف آذربایجان در دوره های قبل بود، با عنایت به مکتب سهروردی و تصوف خراسان همچنان تداوم یافت، هر چند بر اثر بروز تغییرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تحولاتی در آن صورت گرفت، ولی تا نیمه دوم قرن هشتم، چهره اصلی تصوف آذربایجان را تشکیل می داد. در این دوره، تصوف سنتی متصف به مسلک فتوت به دلیل بروز بحران های اجتماعی گسترش بیشتری یافت و حتی در روند تصوف آناتولی نیز مؤثر واقع افتاد.به دنبال سقوط بغداد، مرکز اسلام سنتی و پایان یافتن نفوذ معنوی خاندان عباسی، زمینه گسترش تشیع و ارتباط آن با تصوف فراهم آمد و در پی تحولات فکری جهان اسلام در قرن هشتم و آرامش نسبی اوضاع اجتماعی، به نظر می رسد صوفیان آذربایجان به نظریه پردازی وتوجه به مکتب ابن عربی روی آوردند و صوفیانی از این دیار، توانستند با شاگردان ابن عربی مجالست داشته باشند و از آموزه های آن پیروی نمایند. کم کم در اواخر دوره مغولی رگه هایی از اندیشه ایران باستان در قالب مکتب شیخ اشراق در بین خانقاهیان و متصوفه آذربایجان رواج یافت. مقاله حاضر به بررسی نفوذ وگسترش مکتب ابن عربی در میان تعدادی از صوفیان آذربایجان عهد مغول، خواهد پرداخت.
«تبیین تفاوت های اساسی دو حوزه معرفتی فلسفه و عرفان نظری»
حوزههای تخصصی:
برای کسانی که با تاریخ فرهنگ و ادیان آشنایی دارند اصطلاح فلسفه و عرفان به هیچ وجه بیگانه نیست. هریک از این دو نام به نوعی معرفت و شناخت اشاره دارد که در جریان تاریخ و تحول اندیشه ها نقش عمده و اساسی داشته است. هر مرحله از مراحل گوناگون تاریخ براساس نوعی تفکر فلسفی تحقق یافته است. به بیان دیگر، حرکت تاریخ در کلیت خود براساس یک نظام معقول و فلسفی قابل تفسیر و توجیه است، نقش اندیشه های عرفانی و سخنان ژرف و شورانگیز عرفای والامقام هم در تحول زندگی معنوی افراد بشر به هیچ وجه کمتر از افکار فلسفی نمی باشد. هیچ انسان آگاه و آزاده ای را نمی شناسیم که اهمیت اندیشه های عالی و مشاهدات درونی و معنوی بشر را ناچیز و نادیده انگارد. انسان همواره در جست وجوی معنی بوده است و جست و جوی عالم معانی جز از طریق تفکر و مشاهده درونی امکان پذیر نیست. با این حال، این دو دستگاه معرفتی در مبادی، مسائل و غایت تفاوت های اساسی با هم دارند و ما در این گفتار بر آنیم تا امتیازات آن ها را مورد بررسی قرار دهیم.