فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۳٬۱۴۲ مورد.
درسی از اخلاق: بدبینی
بررسی شاخصه ها و کارکردهای استقامت گفتاری (با تکیه بر آموزه های علوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
چالش جدّی بشریت معاصر بیش از آنکه وامدار ضعف قوانین یا فقدان تکنولوژی باشد، معلول عدم کاربست بایسته های اخلاقی و رفتاری است. یکی از این بایسته های مهم و پرنقش، عنصر استقامت گفتاری است که دارای بار معنا و مفهوم خاصی است و مقصود آن، اقامه زبان بر حق و مدیریت استمرار این حق محوری است. بسیاری از چالش های فردی و فرافردی بشریت امروز همچون آشفتگی های روحی و روانی، اختلافات و ازهم گسیختگی خانواده ها، نابسامانی های اجتماعی و نیز تخریب روابط در اثر لغزش های زبان و عدم استقامت گفتاری ایجاد شده و علاوه بر خسران معنوی و سوء عاقبت، لذت زندگی و آرامش درونی را از انسان سلب نموده است. ترسیم شاخصه های استقامت گفتاری در پرتو کلام علوی، نسخه مجرّبی را برای رفع و دفع چالش های اخلاقی بویژه در عرصه گفتار عرضه می نماید که این مقاله عهده دار بخشی از آن است.
فلسفه اخلاق
گفت و گوهای نورانی
نقش قاعدة اهم و مهم در حل تزاحمات اخلاق امنیتی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اخلاق کاربردی به منزلة یکی از رشته های نوین اخلاقی، دارای سه رسالت عمده است: نخست پاسخ گویی به مجموعة مسائل اخلاقی نوپدید و ویژه در هر یک از عرصه های اختصاصی زندگی مدرن، دوم تلاش در جهت تطبیق استدلال ها، اصول و ارزش های اخلاقی در موارد خاص، و سرانجام حل تزاحمات اخلاقی. تزاحمات در عرصة اخلاق امنیتی آن گاه رخ می دهد که نیروی امنیتی با دو تکلیف در «مقام امتثال» مواجه شود و وی ناگزیر به یک انتخاب باشد. نکتة محوری در تعیین ملاکِ انتخابِ یکی از اطراف تزاحم و ارائة راه حل هاست. مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیلی، تنها به یک ملاک اساسی در حل تزاحمات اخلاقی یعنی قاعده اهم و مهم پرداخته است. نتیجه نهایی تحقیق با تصویر صور تزاحم این است که هرچند وقوع تزاحمات انکارناپذیر است، اما با نظر به مبانی فلسفی پذیرفتنی در فلسفة اخلاق و با توجه به قواعدی چون قاعدة یاد شده، می توان در حل آنها توفیق یافت؛ بدین معنا که این تزاحمات بدوی و غیرمستقرند.
مبانی فلسفی اخلاق زیستی در ایران باستان بر منابع الهی تاکید داشته است (کنگره بین المللی اخلاق زیستی)
ارتباط با ارواح
مناسبات فقه و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، برآن است تا تمایز علم اخلاق با فقه را مورد بررسی قرار دهدکه عبارت اند از: 1. محمول گزاره های فقهی احکام پنج گانة تکلیفی است و محمول گزاره های اخلاقی، خوب/ بد، بایسته/ نابایسته و درست/ نادرست؛ 2. حکم فقهی دغدغة استحقاق ثواب و عقاب دارد، اما حکم اخلاقی دغدغة سعادت؛ 3. گزاره های فقهی دارای جعل و اعتبار شرعی از ناحیة خداست، درحالی که گزاره های اخلاقی انشای قانونی الهی و جعل و اعتبار شرعی ندارند. فقیه دغدغه مند امتثال، برائت، رفع تکلیف، منجزیت، معذریت، طاعت، عصیان و به تبع آن رهایی از عقاب است، در حالی که عالم اخلاق دغدغه مند سعادت، کمال، تعالی، رشد، ارتقای وجودی و فلاح است؛ 4. احکام فقهی، حقیقتی دوارزشی و متواطی دارد، اما احکام اخلاقی دارای مراتب طولی است؛ به همین جهت احکام فقهی عمومیت بیشتری دارد و جز به شرایط اضطرار برداشته نمی شود، اما ارزش اخلاقی، دارای صبغة فردی و اختصاصی است و به تناسب افراد و شرایط، منعطف و مدرّج است؛ 5. هر گزارة فقهی به دلالت مطابقی بر احکام تکلیفی و به دلالت التزامی بر خوب و بد اخلاقی و مصالح و مفاسد واقعی دلالت دارد، اما برای دستیابی به حکم فقهی و اعتبار شرعی، کشف مصالح و مفاسد واقعی کافی نیست؛ 6. برخی از امور غالباً در مظان دستیابی به مطلوب های شرعی قرار دارند و به صورت نوعی، مسیر رسیدن به غایات دینی را هموار می سازند؛ پس احراز خوبی و بدی آنها با توجه به مصالح و مفاسد نوعی، دشوار نیست، اما دربارة آنها ادعای وجود یک حکم شرعی قانونی که مستلزم ثواب و عقاب الهی باشد، دشوار است. در این موارد از لسان اخلاق استفاده می گردد.
تبیین رابطه دو سویه تقوا و ارتباط کلامی گفتاری از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقوا ملکه ای نفسانی است که به عملکرد انسان جهت و اعتبار خاصی می بخشد. از میان کارکردهای تقوا، تقوای زبانی و گفتاری در ارتباط های کلامی است که چگونگی رابطه تقوا با آن با توجه به آیاتی که در آنها تقوا با فرازهایی از بایسته های اخلاقی گفتاری همنشین شده است، مسئله این تحقیق است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای به بررسی آن پرداخته و به این نتایج دست یافت که تقوا که خود برآیند و حاصل ایمان، اعمال صالح و اخلاق نیک است با ارتباط های کلامی رابطه دوسویه دارد بدین معنا که از یکسو تقوا موجب اصلاح و کنترل پیام، جهت دهنده اهداف ارتباطی، متمرکزکننده افکار و ادراک منجر به رفتار و موجب جلب اعتماد مخاطب شده و از سوی دیگر ارتباطات کلامی گفتاری تقویت کننده مجرای تحقق تقوا و زمینه شناختی تقوا می گردد.
نقد آرای ایمانوئل کانت و ملا احمد نراقی با تأکید بر تربیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر ایده آلیسمِ آلمانی (قرون 18 و 19)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
هدف این پژوهش، تحلیل و نقد آرای ایمانوئل کانت و ملا احمد نراقی با تأکید بر تربیت اخلاقی است تا بتواند سهمی در افزایش دانشهای بنیادین در این حوزه معرفتی داشته باشد. این پژوهش، بنیادی کاربردی و روش مطالعه آن تطبیقی اسنادی است. یافته های پژوهش نشان داد کانت و ملا احمد نراقی گرچه به دو منظومه فکری متفاوت (غرب و اسلام) تعلق دارند، هر دو بر قائل بودن انسان به عنوان نقطه مرکزی در تربیت اخلاقی، تأکید بر منشأ ارادی برای اخلاقیات و تأثیر اراده آدمی در انجام کردارهای اخلاقی، پرورش قوه درک و فهم آدمی در مرحله بالای تربیت اخلاقی تأکید دارند که از موارد تشابه مهم این دو دیدگاه است، هم چنین در بیان مغایرتهای تربیت اخلاقی در دیدگاه کانت به خرد عملی یا وجدان انسانی (خاستگاه اخلاق)، تکوین منش (هدف تربیت)، روشهای آموزشی دموکراتیک و تأکید بر آزادی شاگرد (روشهای تربیتی)، پرورش جسمانی، تأدیب و فرهنگ (مراحل تربیت اخلاقی)؛ و در دیدگاه نراقی، نفس ناطقه انسانی (خاستگاه اخلاق)، سعادت انسان (هدف تربیت)، تمرین و تکرار، الگوپذیری و محبت ورزی (روشهای تربیتی)، تأدیب و تعلیم و تفهیم (مراحل تربیت اخلاقی) را می توان اشاره کرد.
بررسى تطبیقى نظریات «عدالت» شهید صدر و جان رالز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«عدالت» مفهومى است که بشر همواره به دنبال آن بوده و نظریه پردازان آرمان شهر، جامعه ایده آل خود را بر پایه آن بنا کرده اند. قرآن عدالت را هدف بعثت انبیا مى داند. یکى از مهم ترین ابعاد عدالت، «عدالت توزیعى» یا «عدالت اقتصادى» است. یکى از این اندیشمندان جان رالز، با طرح نظریه «عدالت به مثابه انصاف» کوشیده است مفهوم «عدالت» را در بستر لیبرالیسم تبیین کند که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. اسلام نیز به «عدالت توزیعى» توجه ویژه نشان داده و اندیشمندان مسلمان از جمله، شهید صدر، عدالت توزیعى را یکى از سه رکن مکتب اقتصادى اسلام مى داند و با طرح نظریه «توازن»، عدالت توزیعى را از دیدگاه اسلام، تبیین کرده است. این پژوهش به روش تحلیلى و تطبیقى این دو نظریه را بررسى کرده و تبیین نموده است که با وجود شباهت ظاهرى دو نظریه، در موضوعاتى همچون توجه به عدالت توزیعى و جایگاه فقرا، تمایزهاى مهمى میان این دو وجود دارد؛ مثل تمایز در منشأ عدالت، تمایز در مبانى، و تمایز در قلمرو. این پژوهش بیان مى کند که نظریه رالز با توجه به مبانى آن، قابل طرح و اجرا در جوامع مذهبى و غیرلیبرال نیست.
ماهیت تشکیکی مفاهیم اخلاقی و نقش آن در تفسیر گزاره های اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۹
حوزههای تخصصی:
عمدة مفاهیم اخلاقی کمالات وجودی هستند و کمالات وجودی مانند خود وجود مشکک و ذات مراتب (فازی) هستند. ماهیت تشکیکی مفاهیم اخلاقی، مهم ترین ویژگی دانش اخلاق است که باید در تفسیر گزارة اخلاقی لحاظ شود؛ به این صورت که نباید انتظار داشت متن اخلاقی تنها بر یک سطح ثابت از معنا دلالت کند. موضوع و محمول در گزاره های اخلاقی هر کدام سطوح متعددی دارند. نسبت میان این چنین موضوع و این چنین محمولی نیز تنها یک سطح ندارد، بلکه نوعی تناسب و تناظر یک به یک میان آن سطوح را ارائه می دهد؛ یعنی نسبت های متعددی میان سطوح متوالی موضوع و محمول بیان می کند. این استظهار بر اساس فهم ظاهریِ عرفی و ارتکازِ مقامِ تخاطب شکل می گیرد و از باب رعایت «مناسبات عرفی میان حکم و موضوع» است. بدون این نگاه فازی در تفسیر بسیاری از آیات و روایات دچار تکلف می گردیم و دفاع از بسیاری متون اخلاقی دشوار است. این مقاله در صدد ارائة یک روش تفسیری برای گزاره اخلاقی است و ذیل مقولة فقه الاخلاق می گنجد. دستاورد این مقاله گرچه کاملاً عرفی و ارتکازی است، از دید نوع مفسران و شارحان حدیث مخفی مانده است. البته اشاره ها و مؤیداتی برای آن در کلمات برخی از آنان دیده می شود.