در این پژوهش پس از جست وجو در روایات پیرامون موضوع توکّل و جمع بندی، طبقه بندی، ویرایش اطلاعات و با استفاده از روش تحلیلی توصیفی این مطلب ثابت می شود که توکّل به خدا مسئله ای است که روایات بر آن مهر تأیید و تأکید زده اند. در روایات، تلاش و دوستی اهل بیت علیهم السلام به عنوان لوازم توکّل، و تعویذ و تطیّر به عنوان موانع تحقق این امر، مطرح شده است. در این پژوهش در کنار بررسی لوازم و موانع روایی توکّل، رابطه توکّل با مسئله اعتماد به نفس مورد بررسی و توجه قرار گرفته است.
استفاده از تعویذهای شرعی و توکّل در کنار هم مورد تأکید است و می توان توکّل را جایگزین تطیّر نمود. لازمه توکّل، تلاش است و این دو مکمّل یکدیگرند. حب ائمه اطهار علیهم السلام از ملزومات توکّل می باشد. اعتماد به نفس در کنار اعتماد به خدا و بندگی او معنا پیدا می کند و در کنار توکّل قرار می گیرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر موسیقی و آوای قرآن کریم بر میزان اضطراب پیش از امتحان دانش آموزان سال سوم دبیرستان است. روش پژوهش آزمایشی (تجربی)، با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش سیاهه اضطرابامتحان (TAT) (ابوالقاسمی و همکاران، 1375) است. جامعة آماری شامل همة دانشآموزان سال سوم دبیرستان شهرستان بابل است که از میان آنها با استفاده روش نمونه گیری خوشهایچندمرحلهای، 50 نفر (25 پسر، 25 دختر) که دارای اضطرابامتحان بودهاند، انتخاب و در دو گروه آزمایش (25 نفر) و کنترل (25 نفر) مورد مقایسه قرار گرفتند. میزان اضطرابامتحان آزمودنی های گروه آزمایش، پس از حضور و نشستن در جلسه امتحان و قبل از توزیع اوراق امتحانی به عنوان پیشآزمون اندازه گیری شد. سپس به مدت 5 دقیقه آیاتی از سوره مائده با صدای استاد عبدالباسط پخش شد و مجدداً میزان اضطراب امتحان آنها (به عنوان پسآزمون) اندازهگیری شد. برای گروه کنترل هیچگونه مداخلهای صورت نگرفت. میزان اضطرابامتحان گروه اخیر نیز قبل و پس از توزیع اوراق امتحانی اندازهگیری و ثبت شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آوای قرآنکریم به طور معناداری باعث کاهش اضطراب پیش از امتحان دانش آموزان شد (001/0 = P). همچنین نتایج این تحلیل نشان داد که میزان تأثیر آوای قرآنکریم بر کاهش اضطراب قبل از امتحان دانشآموزان دختر به طورمعناداری بیشتر از دانشآموزان پسر است (001/0 =P ).
خانواده اولین و مهم ترین اثر را بر شکل گیری باورها، ارزش ها و نگرش های سیاسی و اجتماعی فرزند دارد. ارزش هایی که در سنین اولیه یادگیری منتقل می شوند، غالبا در سراسر زندگی حفظ می شود و در تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی فرد نقش ایفا می کند. تحقیقات نشان می دهد که کودکان در خانواده هایی که معمولاً دارای تجانس دیدگاه اجتماعی و سیاسی هستند، پیام ها و ارزش هایی سیاسی و اجتماعی منسجم دریافت می کنند. ازاین رو، جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی برای جامعه پذیری سیاسی و اجتماعی مناسب و منسجم کودک «همسان همسری» در ساحت های شخصیتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را پیشنهاد می کنند.
منابع دینی در همسرگزینی به ابعاد مختلف شخصیت همسر توجه نموده است. از یک سو، به خصوصیات وراثتی مانند هوشمندی، شجاعت و بردباری توجه نموده است. از سوی دیگر، ویژگی های اکتسابی همسر را در سه ساحت شناختی، عاطفی و رفتاری، که در تربیت سیاسی و اجتماعی اثرگذار هستند، مورد تأکید قرار داده است. کفویت در همسرگزینی به جهت گیری ارزشی در انتخاب همسر اشاره دارد؛ یعنی خصوصیات ایمانی و اخلاقی که باید در تمام ابعاد اجتماعی و سیاسی شخصیت همسر وجود داشته باشد.
سعادت و کمال انسان در نحوه همزیستی با دیگران است. قرآن کریم، انسان را به رعایت ارزش های اخلاقی در همزیستی فرامی خواند، تا به تربیت افراد جامعه و هم افزایی فضایل اخلاقی بینجامد. در این روش از همزیستی، مسالمت آمیز بودن تعاملات اجتماعی، اصل نیست؛ بلکه اصل، تعالی اخلاقی افراد جامعه است. مهم ترین عامل در تربیت و استقرار ارزش های اخلاقی، محبت است؛ زیرا محبت میان افراد جامعه، الفتی طبیعی ایجاد می کند و جامعه را همچون پیکر واحد می سازد. مقصود از محبت، محبتی است که از رذایل اجتماعی می کاهد و بر فضایل می افزاید؛ و آن، محبت فی الله و محبت لله، یا به تعبیر دیگر، محبت خیرخواهانه است که از محبت انسان نسبت به خیر محض یعنی خدای متعال برانگیخته می شود. از آن جا که محبت برای تربیت اخلاقی است، به تناسب شرایط و گروه های مختلف اجتماعی، جلوه های متفاوتی می یابد: گاهی به صورت ولایت نمود می یابد؛ و گاهی به شکل برائت ظاهر می شود؛ چنان که محبت طبیب، سبب برائت او از آلودگی موجود در بدن بیمار است. در بیان قرآن، مهرورزی پیامبر اسلام با مردم، محبت مؤمنان نسبت به هم، حتی مهرورزی مؤمنان نسبت به کافران و دشمنان، به اشکال مختلف به هم افزایی فضایل اخلاقی منجر می شود. همچنین دشمنی و برائت مؤمنان از کفاری که در دشمنی با مؤمنان لجاجت دارند، تجلی رحمت الاهی است که سبب خروج آن ها از ولایت شیطان و پذیرش ولایت خدای سبحان می شود.
ازجمله مسائل مورد مناقشه درباره فضیلت، ارتباط فضایل با یکدیگر است که اولین بار سقراط و افلاطون به آن پرداختند و نظریه یگانگی فضیلت را مطرح کردند. ارسطو این نظریه را نپذیرفت و فضیلت را به دو قسم عقلانی و اخلاقی تقسیم نمود. او بیشتر به بحث درباره فضیلت اخلاقی پرداخت و به این پرسش که چه رابطه ای میان فضیلت عقلانی و اخلاقی وجود دارد، پاسخ شفافی نداد. فارابی و زاگزبسکی، نظریه یگانگی فضیلت را نمی پذیرند و معتقدند فضایل عقلانی، غیر از فضایل اخلاقی هستند؛ فارابی در پاسخ به ارتباط بین فضایل، نظریه تقدم و تأخر و زاگزبسکی نیز نظریه زیرمجموعه را مطرح کرده اند. تحلیلی که فارابی و زاگزبسکی از ارتباط بین فضایل مطرح می کنند، درنهایت تقریر دیگری از یگانگی فضیلت ها است.
هدف این پژوهش، بررسی و نقد سبک فرزندپروری مقتدرانه بر اساس دیدگاه ائمه اطهار(ع) است. سبک فرزندپروری مقتدرانه دارای دو حالت کنترل و پذیرش زیاد و شامل سه مؤلفه ارتباط، نظم و خودمختاری است. والدین مقتدر قانونمند هستند و بر استقلال و خودکارامدی فرزندان تأکید دارند و نسبت به آنها بازخورد مثبت نشان می دهند. روش این پژوهش تحلیلی استنتاجی است. نتایج پژوهش نشان داد که سبک فرزندپروری مقتدرانه بر بازخواست و تنبیه فرزندان در موقعیت-های تشخیصی از سوی والدین، توقع رفتار معقول و سنجیده بدون در نظرگرفتن توانایی فرزند، کنترل و پذیرش زیاد والدین، معرفی معیارهای زندگی از سوی والدین و رسیدن به اهداف مدنظر آنها، اعمال کنترل مستقیم بر فرزندان و تحمیل پیوسته قوانین با حساسیت به پذیرش برای اجرا تأکید دارد؛ اما دیدگاه ائمه اطهار بر عدم خشونت و تنبیه سخت، وادار نکردن فرزندان و پذیرش کارهای در حد توان آنها، ترسیم اهداف الهی و انتظارات روشن برای تخلق به اخلاق و رسیدن به قرب الهی، نظارت منطقی و حتی المقدور غیر مستقیم بر محور تعادل و حق محوری و عدم تحمیل و امر و نهی به فرزندان اشاره دارد.
هدف از تدوین مقاله حاضر، شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های مدیریت جهادی به منظور به کارگیری آن ها در سازمان های آموزشی بود. روش انجام پژوهش از نوع مطالعات کیفی با استفاده از روش تحلیل متن بود. جامعه آماری پژوهش، تمام مقالات برگرفته از پژوهش های کیفی مرتبط با حوزه مدیریت جهادی بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین با مروری بر نتایج پژوهش های کیفی در زمینه مدیریت جهادی، به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های احصاشده حاصل از نتایج این پژوهش ها پرداخته شد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که مؤلفه های مدیریت جهادی احصاشده در پژوهش های مورد نظر، در قالب 11 مقوله ساخت جهادی، انعطاف پذیری، رابطه ولایی، مجاهدت محوری، مشارکت پذیری، تکلیف مداری، شایسته سالاری، تفکر پیشرو، معنویت محوری، رشدگرایی و استکبارستیزی با زیرمقولات مختلف طبقه بندی می شوند. نتایج این پژوهش می تواند در قالب راهبردهای تربیتی به منظور ارتقای عملکرد سازمان های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
با توجه به تاثیر و نقش اساسی رسانه ها در فرهنگ جوامع ، دقت و تاملی شایسته برای ایجاد ساز و کارهای مطلوب پیام رسانی مد نظر رسانه ملی جمهوری اسلامی (صدا و سیما) لازم است ، چه اینکه رسانه ملی در مسیر تحقق مصداقی رسانه دینی نیازمند پیمودن مسیری طولانی تلاش و مجاهده علمی فراوانی است از این رو یکی از اقدام های جدی و لازم برای رسانه ها اصلاح و بهینه سازی نظارت و ارزیابی است که در آن هر سازمانی بدنبال رصد تحقیق اهداف خویش است ...
سه دهه از طرح اندیشة «تأسیس رشته تعلیم و تربیت اسلامی به منزله رشتة علمی و دانشگاهی» می گذرد و در راستای تحقق آن، مراکز آموزشی و پژوهشی متعددی در این مدت تأسیس شده است. این پژوهش درصدد است با ترسیم تفصیلی اهداف این طرح، میزان توفیق مراکز آموزشی و پژوهشی را در دست یابی به اهداف ترسیم شده، مطالعه کند و موانع موجود بر سر راه تحقق اهداف مذکور را نشان دهد. برای پاسخ به پرسش های تحقیق از روشِ تحقیقِ پیمایشی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که اولاً، دستاوردهای این جریان گر چه فی نفسه چشمگیر است و به عنوان مثال به حوزه فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی یا مباحث تاریخی – تربیتی یا فقه التربیه هویت بخشی شده است، اما با در نظر گرفتن اهداف ترسیم شده، هنوز در ابتدای راه است و وضعیت شاخص های انسانی، ساختاری و عملکردی متناسب با اهداف ترسیم شده شکل نگرفته و در نتیجه سطح کمی و کیفی دانش تولید شده در بسیاری از زیر شاخه های دانش تربیتی، حاکی از شکاف علمی جدی میان وضعیت موجود و مطلوب است. ثانیاً، موانع مختلفی مانند موانع زیست بوم شناختی، روش شناختی، سیاسی روند مطالعات تربیتی را کند کرده، اما در بین آنها یک مانع مهم تر وجود دارد که ریشه و بنیان شکل گیری موانع دیگر است و آن فقدان مبانی نظری لازم برای ترسیم نقشه جامع علمی جهت تحقق اهداف پیش گفته است.
همگان این مطلب را تصدیق می کنند که افراد، یک سری قواعد اخلاقی دارند که با آن، اعمال صحیح را از ناصحیح، متمایز می سازند. این قواعد اخلاقی، اعمال خودخواهانه، تکانشی، و کوته بینانه را محکوم کرده، در مقابل، اعمالی را تقویت می کنند که به منافعی در چشم انداز بالاتر می انجامد. در نتیجه، افراد دست به انتخاب می زنند. توانایی برای چنین انتخاب هایی، «خودمهارگری» نامیده می شود. امروزه در روان شناسی، خودمهارگری، یک توانایی شناخته می شود که رفتار فرد را تا مرز قواعد و معیارهای پذیرفته شده می رساند. اما شاید هر کسی در عمل براساس ایده های اخلاقی خود، در برخی جهات، ناکامی هایی داشته باشد. پس نیروی خودمهارگری به یاری و کمک، نیازمند است و آموزه های ادیان می توانند در این زمینه مؤثر باشند. ظاهراً در آموزه های اسلامی، بسیاری از فضیلت های اخلاقی، از موفقیت در خودمهارگری ناشی می شوند. مثلاً فضیلت هایی چون حزم، کرامت، صبر، و بالاتر از همه «تقوا»، از خودمهارگری سرچشمه می گیرند. در مقابل، رذایل اخلاقی آزمونی برای خودمهارگری در این حیطه به شمار می آیند. بنابراین هدف این مقاله، بررسی توان دین اسلام در پرورش رفتارهای فضیلت مندانه اخلاقی با ارتقای عوامل خودمهارگری می باشد. از بررسی ها درمی یابیم که دین اسلام با پنج شیوه، باعث ارتقای خودمهارگری می شود که عبارتند از: «ارائه معیارهای روشن»، «ایجاد انگیزش برای رفتار اخلاقی»، «نظارتگری بر رفتار»، «مدیریت تمایلات ناشایست»، و «مهار و تنظیم هیجانات».