هدف مقاله حاضر، پرداختن به اهمیت یاد مرگ با استناد به آیات قرآن و روایات معصومین و استنباط کارکردهای تربیتی آن در زندگی انسان است که با روش اسنادی- تحلیلی صورت می گیرد. با توجه به مضامین قران و روایات می توان گفت: از نعمت های بزرگ الهی که خداوند آن را به انسان ارزانی داشته است، یاد مرگ و تفکر درباره ی آن است که موجب بیداری انسان از خواب غفلت و توجه او به مسئولیتش در پیشگاه آفریدگار می گردد. یاد مرگ در گشایش و سختی، موجبات تعادل روحی و اخلاقی انسان را فراهم می کند و با یاد آوری فانی بودن زندگی دنیوی، غرور و تکبر را از او می زداید و تحمل سختی ها و مصائب را بر او آسان می گرداند؛ چنین انسانی در انجام کارهای نیک و حسنات بر دیگران پیشی می گیرد و با دیدی واقع بینانه به زندگی دنیا می نگرد. او از ظلم وستم روی می گرداند و در برخورد با دیگران رعایت حد اعتدال را می نماید و از توجه به محرومان نیز باز نخواهد ماند. نتیجه چنین تربیتی علاوه بر بیداری دل و نزدیکی به خداوند، جهان بینی و واقع نگری است که رهایی انسان از محدودیت و ایجاد یک حکومت عادلانه را تضمین می نماید .
مبحث علم دینی، یکی از مباحث چالشی است که با دو رویکرد مخالف و موافق همراه است. یکی از موافقان نظریهٴ علم دینی، آیت الله جوادی آملی دام ظلّه است. ایشان «علم» را در این مباحث، به معنای اعم و شامل تمام علوم می داند و سایهٴ دین را بر سر همهٴ علوم می گستراند. استاد، امکان علم دینی را پذیرفته و با دو روش تفسیری و روش فلسفی آن را اثبات می کند. در مسئلهٴ چگونگی تحقق علم دینی، رویکرد حداکثری را به دین می پذیرند و معتقدند که دین، شامل تمام علوم می شود و علم غیردینی وجود ندارد. دیدگاه حداکثری علم دینی، دارای سه مرحله است: 1. قرار دادن عقل در هندسهٴ معرفت دینی؛ 2. تنفیذ شرع بنای عقلا را؛ 3. تبیین کلیات علوم با دلیل نقلی. این مراحل به صورت تکاملی، همه علوم را در بر می گیرد.
علم منزه از ماهیت و از سنخ وجود است. علم ابزارهایی دارد که عبارتند از: قوه حس، قوه خیال، قوه وهم، عقل و قلب. این ابزارها در امام به کمال خود می رسند و به این دلیل، امام به کامل ترین نحو به مصادر علم دست می یابد. این مصادر عبارتند از: عقل اول، لوح محفوظ، عرش، کرسی، وحی، علوم انبیا قبل و صحیفه هایی که به هر یک اختصاص دارند. امام از طریق این مصادر به حقایق تمامی علوم دست می یابد. برای نمونه، امام شاهد اعمال بندگان است و به کتبی که جزییات حوادث خلقت را ضبط می کند، آگاه است و به تاویل قرآن، حقایق اسما و حقیقت فرشتگان علم دارد. امام در نهایت، از سدرة المنتهی عبور می کند و به مقام «فناء فی الذات» می رسد.
موضوع امامت نزد متفکران اسلامی، اعم از متکلمان و فلاسفه، از دغدغه ها و مسایل اساسی و ذهنی آنها بوده است. نزد فلاسفه اسلامی از آن جهت محل توجه بوده که امام (ع)، هدایت کننده جامعه فاضله به سوی کمالات و سعادت بوده و از آن جهت مورد توجه اساسی متکلمان واقع شده که امام (ع) با پذیرش ریاست دینی و دنیایی جامعه، پس از رسول خدا (ص) حافظ هویت دینی می شد. در مقاله حاضر، این مساله از جهت روشی که متکلمان و فلاسفه در بررسی امامت به کار می گیرند و از حیث ماهیت و نقش و هدفی که برای امامت و وجود امام قایل اند، بررسی شده و ضمن اعتقاد نویسنده به وجود موارد افتراق و اشتراک، این موارد به اجمال مورد بحث واقع شده اند.
وحدت متعالی ادیان، یکی از اصول مورد اتفاق سنت گرایان است. آنان معتقدند تمام ادیان با وجود اختلاف های ظاهری، از گوهر مشترک باطنی برخوردارند. دین در نظر سنت گرایان به ادیان ابراهیمی اختصاص ندارد و هر روشی برای متمرکزشدن بر حق و زندگی کردن طبق اراده عالم بالا و متناسب با مقصد بشر، «دین» محسوب می شود. این دیدگاه سنت گرایان به حقانیت تمام ادیان می انجامد. از این رو اعتقاد به نسخ و انحصارگرایی در باب حقانیت ادیانِ دیگر، امری ناصواب است. سنت گرایان با استناد به وحدت درونی یا متعالی ادیان به کثرت گرایی دینی معتقدند. ایشان برای تبیین مدعای خویش، از آموزه های تصوف و عناصر بنیادین مشترک میان ادیان بهره می گیرند. این مقاله به توضیح مولفه های اصلی این نظریه و بررسی و ابطال آن بر اساس ادله عقلی و نقلی خواهد پرداخت
یکی از مباحث کلامی، مساله «جهانی بودن شرایع پیامبران بزرگ» است. پیامبران اولوا العزم بر اساس نظر مشهور و صحیح عبارتند از حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد. دو دیدگاه درباره جهانی بودن ذکر کرده ایم:
.1مامور بودن به ابلاغ پیام به همه عالم؛
.2 لزوم دعوت دیگران در صورت ملاقات.
همچنین آیات قرآن درباره رسالت حضرت موسی و عیسی دسته بندی شده، سپس بر اساس شواهد متعدد قرآنی، روایی و عهدین، جهانی بودن به معنای اول تقویت شده است که البته در آن صورت، معنای دوم نیز قطعی خواهد بود
بلز پاسکال یکی از نوابغ و اندیشمندان بزرگ جهان غرب است که برهان شرط بندی را در بحث خداشناسی طرح کرده است. وی پس از تبیین دلایل نظری و عملی، اصل عملی عقلایی را پایه گذاری می نماید و به کمک آن برخی تصمیم گیری های انسان را به صورت فرمولی توجیه می کند. سپس از این قاعده عقلایی در حوزه دین برای اثبات لزوم دینداری بهره می برد. این پژوهش پس از تبیین دلیل او، در دو بخش دلایل نظری و عملی و قاعده عقلایی وی و نیز استفاده از آن در بحث خداشناسی یا لزوم دینداری به ارزیابی آن می پردازد
به موازات طرح جدی مسئله زمینه سازی برای ظهور امام زمان در سال های اخیر، پرسش ها و شبهه هایی درباره ضرورت و گستره آن به وجود آمده که باورمندان به لزوم زمینه سازی و گستره مورد ادعای ایشان را به واکنش واداشته است. در این میان، آن چه مایه شگفتی شده، آن است که این شبهه ها را بیش تر باورمندان به مهدویت مطرح کرده اند، به گونه ای که هر کدام از آن ها برای اثبات نظر خویش و رد دیدگاه دیگری، به دسته ای از دلایل نقلی تمسک جسته اند. همین امر سبب شده است واقعیت مطلب، برای جویندگان حقیقت و وظیفه، مشتبه شود. آثار مهمی که التزام به هر یک از دیدگاه های مطرح شده می تواند بر بینش های اصلاحی فردی و به ویژه سیاست ها و برنامه ریزی های کلان اجتماعی بگذارد، نویسنده این مقاله را وادار کرده است برای این معضل، چاره ای بیندیشد.
نویسنده این سطور، بی توجهی به جایگاه مبانی کلامی مربوط به مسئله زمینه سازی برای ظهور و التزام به آن را در مسیر پژوهش، علت اصلی چنین چالشی می داند و بر این عقیده است که برای فهم فقیهانه این مسئله و قبل از پرداختن به دلایل نقلی، ابتدا باید به سراغ مبانی کلامی مسئله زمینه سازی ظهور رف