اخلاق توحیدی با شاخصه وحیانی و توحیدی بودن، اخلاق اسلامی را از سایر مکاتب اخلاقی متمایز می سازد. امروزه در جوامع بشری، سه یا به تعبیری چهار مسلک اخلاقی وجود دارد که دارای قدمت بسیار طولانی هستند: مسلک اخلاقی یونان، مکتب اخلاقی عام، مسلک نسبیت گرایی و مکتب اخلاقی خاص. هر چند این مکاتب اخلاقی می کوشند رفتار فردی و اجتماعی پیروان خود را تعدیل کرده، افراد تربیت شده و سالمی از حیث اخلاقی تحویل جامعه دهند، بنا به نوع نگرش خاصی که به انسان و جایگاه و غایت خلقت او دارند، دارای تأثیرات متفاوتی می باشند. علامه طباطبایی معتقد است اخلاقی شدن به معنای بار یافتن به آستان معارف توحیدی است و تمام اخلاق، مقدمه نیل به این قله رفیع انسانی خواهد بود. این مقاله، چیستی و مؤلفه های اخلاق توحیدی را از منظر ایشان بررسی خواهد کرد.
درباره زمان آغاز نبوّت پیامبر اسلام 9 بین دانشمندان مسلمان، اختلاف نظر وجود دارد. عدّه اى را نظر بر این است که آغاز نبوّت پیامبر 9 در سنّ چهل سالگى بوده است و بعضى این زمان را از بدو طفولیّت و پایان دوره شیرخوارگى مى دانند. عدّه اى نیز با استناد به حدیث «کُنْتُ نَبِیّآ و آدَمُ بَیْنَ الْماءِ وَ الطِّینِ»، آغاز نبوّت پیامبر 9 را قبل از خلقت آدم 7 دانسته اند. مسئله این تحقیق آن است که زمان آغاز نبوّت پیامبر اکرم 9 کِى بوده و آیین ایشان قبل از بعثت چه بوده است.
بسیاری از خاورشناسان با نگاه برون دینی به قرآن کریم و آموزه های آن، بر پیش فرض «غیر وحیانی و غیر الهی بودن قرآن» تأکید کرد و بسیاری از تحقیقات خود را بر یافتن مصدر قرآن و قصص آن متمرکز کرده اند. ایشان قرآن را کتابی بشری تصور کرده، آن را متأثر از سایر کتب آسمانی، به ویژه تورات و انجیل دانسته و قصص آن را برگرفته از کتب مقدس پیشین می دانند. ازجمله دلایل آنان، شباهت قصه های عهدین با قصه های قرآن کریم است. از آنجاکه پاسخ منطقی و مستدل به این شبهات، وحیانی بودن قرآن کریم را به اثبات می رساند، این مقاله برآن است با استناد به شواهد درون دینی محتوای گزاره های تاریخی قرآن و عهدین و تمایز جلوه های هنری در قصه های قرآن با عهدین، و دلایل معتبر برون دینی یافته های باستان شناسان در تأیید محتوای قصص قرآن و انکار برخی عبارات عهدین، انگاره اقتباس قصه های قرآن از عهدین را مردود اعلام کند.
تبیین جایگاه انسان به عنوان عنصر اندیشه ورز، یکی از دغدغههای اصلی تمامی مکاتب بشری و الهی بوده است. در این مسیر برخی مکاتب ضمن افاضه جایگاه مستعلی به انسان، وی را فربه ساختهاند و برخی به معارضه با این جایگاه استعلایی پرداخته و به صورتبندی انسانی نحیف پرداختهاند که هر دوی این تفاسیر، پیامدهایی منفی را به همراه داشته است. در فلسفه غرب، «مدرنیسم» به عنوان نماینده جریان اول و «پست مدرنیسم» به عنوان نماینده جریان دوم معرفی شده است. تحقیق پیش رو در صدد است تا با عنایت به این مسئله، ضمن بررسی مؤلفههای انسان پست مدرن، با نقد آن از منظر آموزه های اسلامی، نقاط ضعف آن را آشکار ساخته و به ارائه سوژه ای متعادل مبادرت ورزد.
در اکثر پژوهش هایی که به سنجش و ارزیابی دینداری در ایران پرداخته اند، از الگوهایی استفاده شده که در بستری غیر از فرهنگ آرمانی اسلام تهیه شده اند و مناسبت کمتری با معیارهای دینداری فرد مسلمان دارند. بر این مبنا، پرسش این است که آیا مبتنی بر منابع دین، می توان الگویی قرآنی برای سنجش و ارزیابی دینداری فرد مسلمان ارائه کرد؟ با فرض وجود چنین امکانی، هدف این تحقیق استخراج الگوی سنجش دینداری از قرآن مجید با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و طبقه بندی نظری مفاهیم و مقولات است. نتایج نشان می دهد الگویی که با این روش به دست می آید، بر خلاف الگوهای قبل از خود، دارای هفت مرتبه قابل سنجش است که از ضعیف ترین تا قوی ترین مرتبه در پی هم قرار می گیرند. لذا ارتقا از مراتب پایین تر به بالاتر، با احراز شاخص های مرتبه بالا امکان پذیر است. اجرای پرسش نامه مربوط به سنجه مراتب دینداری نشان داد که این الگو و سنجه مربوط به آن، از روایی و اعتبار بالایی در جامعه نمونه برخوردار است.
علم کلام، دانش و مهارتی دین پژوهی است که با کمک متون اسلامی به استخراج و تنظیم و تبیین معارف و مفاهیم اعتقادی می پردازد، آن ها را بر اساس روش ها و رویکردهای مختلف درون و برون دینی، اثبات و توجیه می کند و به اعتراض ها و شبهات مخالفان اعتقادی پاسخ می دهد. امامت و امامت پژوهی در علم کلام جایگاه ویژه ای دارد. بحث پیرامون مسئله امامت از قرن های نخست اسلام مطرح بوده و علمای شیعی و سنی در آن باره هم نظر نبوده اند. علمای شیعه برای دفاع از این اعتقاد مهم در همان قرن های اولیه، کتاب هایی نوشته اند، همچنان که مخالفان نیز آثاری در رد امامت تالیف کرده اند. علاوه بر وجود جریان های خوارج، سنی گرایی، وهابی گرایی و کسروی گرایی که با طرح شبهات و اشکالاتی ضرورت تحقیق پیرامون دکترین امامت را تقویت می کند، جایگاه امامت در قرآن و روایات نیز ضرورت پرداختن به آن را روشن می سازد. از نصوص دینی برمی آید که امامت از اصول بنیادین اسلام است.
گستره مباحث امامت در دو ساحت امامت عامه و خاصه به سه عرصه تبیینی، اثباتی و دفاعی محدود می شود. مباحث دفاعی امامت نیز در چهار دسته شبهات مطرح می گردد. جایگاه معرفتی امامت، از بحث های امامت شناسی به شمار می آید. آیا امامت، از اصول دین یا فروع دین و از مباحث کلامی یا فقهی است؟ متفکران اسلامی سه دیدگاه را مطرح کرده اند.