در دو کتاب الادب الصغیر و الکبیر که محققان آنها را ترجمة متون پهلوی و از اندرزهای ایرانی می¬دانند، دست کم 15 عبارت بی¬نام و نشان هست که ظاهرا بدون کم و کاست از نهج البلاغه نقل شده است. به علاوه در جای جای این دو اثر مضامین بسیاری از نهج البلاغه چون رگه¬های طلا لایه به لایه فرو خفته است. درج بی¬نام و نشان کلمات علی (ع) در این دو کتاب، مؤلفان بعد از ابن مقفع را به لجه اشتباه انداخت و موجب شد که برخی عبارت¬های نهج البلاغه به غلط به حکیمان ایرانی نسبت داده شود. نتیجة این مقاله اثبات جرعه نوشی ابن مقفع از آبشخور شیرین حکمت امام علی (ع) است. اگر کلام ابن مقفع سرمشق ادیبان عرب قرار گرفته و اقبال و قبولی تام یافته، به این سبب است که او ابجد خوان حکمت علی (ع) است.
توجیه اطلاق مفاهیم و اوصاف بشری بر خدای نامحدود، مساله ای است که از دیر باز ذهن دانشمندان و فیلسوفان دینی را به خود مشغول کرده است. ویلیام آلستون یکی از برجسته ترین فیلسوفان دین در آمریکا، نظریه «کارکردگرایی» در روان شناسی فلسفی را برای توجیه این مساله، مطرح کرده و تلاش وافری کرده تا آن را در مقالات مختلف به اثبات برساند. در این نوشتار تلاش شده است که تمام مقالات آلستون در این زمینه بررسی شود.