فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۴۱ تا ۴٬۷۶۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
مراتب کمال انسان: بررسى، تحلیل و نقد دیدگاه فخر رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش بررسی، تحلیل و نقد دیدگاه فخر رازی درباره مراتب کمال انسان، به روش توصیفی- تحلیلی است. وی کمال را به تقویت دو قوه عقل نظری و عملی تعریف می کند و در برخی آثارش از کمال به عنوان معادل سعادت بهره می گیرد. او در آثار مختلفش مراتب متعددی برای کمال ترسیم کرده است. دیدگاه های مختلف او درباره کمال را می توان در ابتدا بر دو قسم دانست: مراتب کمال انسان در دنیا و مراتب کمال در آخرت؛ و مراتب کمال انسان در دنیا را می توان از سه منظر فلسفی، اخلاقی و عرفانی دسته بندی کرد. هر کدام از این اقسام نیز با تقریرهای مختلفی بیان می شوند.
بازتاب صورت نمایی در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
صورت نمایی(برچسب زنی) پدیده ی اجتماعی فراگیری است که در روابط انسان ها با یکدیگر تأثیر گذار بوده است. این پدیده در جهان اسلام نیز رواج داشت. برای شناسایی عوامل و شرایط زمینه ساز این پدیده و پیامدهای آن و دریافت رهنمود قرآن درباره این پدیده و آشنایی با راهکارهای مقابله با آن از دیدگاه قرآن، آیات این کتاب مقدس بررسی شد.
در این تحقیق با بهره گیری از روش پیشنهادی در نظریه زمینه ای(GT) داده های قرآنی مورد بازکاوی و تحلیل قرار گرفته است. دستاورد این تحقیق پیشنهاد فرضیه های ذیل است: 1 تکبر موجب صورت نمایی پیامبران الهی و کتاب های آسمانی است. 2- در شرایط غلبه فرهنگ چند خدایی، ظهور پیامبران و آیین جدید زمینه ساز صورت نمایی ارزش های توحیدی است. 3- در شرایط حاکمیت نظام اشرافی، جهل آحاد جامعه موجب صورت نمایی پیامبران الهی است. 4- پیامدهای دنیوی و اخروی صورت نمایی با فراوانی پدیده ی صورت نمایی رابطه مستقیم دارد. پیشنهاد می شود: به کاربردی کردن فرضیه های فوق اندیشید و از روش های کیفی مانند نظریه زمینه ای در مطالعات قرآنی و تاریخی بهره جست.
رویکرد ابوزید بر سنت و حجیت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوزید با نگرشی هرمنوتیک، با استفاده از دو اصل تمایز دین با معرفت دینی و تاریخی نگری به بررسی سنت پرداخت. او تعریف اصطلاحی سنت و حجیت بخشی گسترده به آن را، معرفت دینی و مساله ای ساخته دانشمندان، در دوره ای متأخر از پیامبر(ص) دانست بنابراین دلیلی بر پذیرش آن ندید و آن را به نقد کشید. ابوزید با تکیه بر تاریخی نگری، پیامبر(ص) را بشری محدود به شرایط زمان و مکان، دانست و سنت نبوی را مساله ای تاریخی، که نباید از آن تبعیت کرد. از دید او سنت پیامبر غیر وحیانی و همراه با خطاهای بشری بود و حتی در عصر نبوی نیز از آن تبعیت نمی شد و به همین دلیل تدوین و جمع آوری نگردید. دیدگاه ابوزید درباره سنت، به دلیل استفاده از مبانی ناکارآمد در این موضوع و استفاده سلیقه ای و غیر علمی از آنها، همچنین بی توجهی به شواهدی که ناقض دیدگاهش بود، با اشکالات جدی رو به روست؛ به همین دلیل نمیتوان دیدگاه ابوزید درباره سنت و حجیت آن را پذیرفت.
آزمون جهان هایِ ممکن از نظرگاه طرفداران ارجاع های مستقیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابق نظر لایب نیتس، تعداد نامتناهی از جهان های نامتناهی وجود دارند که خداوند بهترین آن ها را برای خلق کردن انتخاب می کند. خود لایب نیتس از فاهمه ی الهی به مثابه ی قلمرو واقعیت های ممکن سخن می گوید. تاکنون تفاسیر متعددی از جهان های ممکن ارائه شده است. در میان این دیدگاه ها، دیدگاه فیلسوفان تحلیلی اواخر قرن بیستم از اهمیت شایانی برخوردار است. برخی از این فیلسوفان با نام طرفداران ارجاع مستقیم، به این همانیِ بین جهانی درباره ی این نظریه قائل اند. این همان بین جهانی می گوید چگونه یک فرد می تواند در تمام جهان های ممکن، هویت خود را حفظ کند. مدافع این نظر سول کریپکی است. در این مقاله، ما دیدگاه لایب نیتس را در ارتباط بین واقعیت و فردیت، در پرتو برخی نظریات معاصر در مفهوم جهان های ممکن، بررسی نموده ایم. در این جا، بیان کرده ایم که آثار لایب نیتس در پرتو برخی از این دیدگاه ها، زمانی که مورد آزمون قرار گیرند، خوانش متفاوتی از آنچه که در تلقی سطحی از این آثار است پیدا می کنند. با وجود این، نظرات لایب نیتس و کریپکی در نهایتِ اختلاف قرار می گیرند، زیرا از نظر لایب نیتس، ذات فرد شامل تمام محمولات خود است و هیچ تمایزی بین خصوصیات عرضی و ذاتی نیست، اما از دید کریپکی، آنچه برای فرد ذاتی است خصوصیات منشأ آن است.
رشتگی مهدویت پژوهی و آسیب شناسی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بازتاب ضعیف روایات مهدویت در «صحیح بخاری» و تحلیل آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
زمینه های برداشت سازنده و مخرب از نشانه های ظهور منجی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی طلوع خورشید از مغرب در روایات اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رویکرد غزالی به منطق و برخی مسائل منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوحامد محمد غزالی نخستین دانشمند اسلامی است که آشکارا منطق ارسطویی را با علوم اسلامی درآمیخته است. او روش تعریف و استنباط منطقی را وارد علم اصول و علم کلام کرد و تحول شگرفی در این دو علم پدید آورد. شناخت آرای منطقی غزالی، در فهم آرای منطق دانان پس از وی به ویژه فخر رازی، اهمیت به سزایی دارد. نقش غزالی در تبیین جایگاه رفیع علم منطق و رشد میزان مقبولیت آن در میان متشرعان آن زمان انکارنشدنی است. مرکب انگاری تصدیق و بررسی تمایز آن با معرفت، ابداع نسبت های چهارگانه منطقی، الحاق منطق به اصول فقه، درآمیختن قواعد منطقی با اصطلاحات ابتکاری جدید و مثال های اصولی و اسلامی و استخراج قیاس های منطقی از قرآن کریم، از ابتکارات و آرای منطقی غزالی است که ما در این نوشتار به ذکر و بررسی آن ها می پردازیم.
نظریه سلولی اخلاق با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۷
87 - 110
حوزههای تخصصی:
در تئوری های متنوعی که در حوزه فرااخلاق مطرح است، اصول اخلاقی در یکی از دو راهیِ جهان شمولی یا جهان ناشمولی قرار می گیرد. اما نگارنده در این جستار تلاش کرده تا راه سومی باز کند؛ راه سومی که در آن، اخلاق به مثابه سلولی زنده تلقی شده مشتمل بر هسته و سیتوپلاسمی که بحسب حضورشان در بافت (=دین) و سیستم خاص (=زیست بوم و زیست نوع انسانی)، ظهور مصداقی متفاوتی پیدا می کند؛ البته این سلول اخلاقی در همه بافت ها و سیستم ها هسته سخت غیرفروکاهشیِ جهان شمول دارد، اما این هسته بحسب دین و زیست بوم های متفاوت و زیست نوع های مختلف، ظهور متفاوت پیدا کرده؛ ظهوری که قدر مشترکی با هسته اولیه و تفاوتهایی با آن دارد؛ هسته های جدید، بحسب مفهوم و فضایل چهارگانه و عینیت آنها مشترک با هسته اولیه و بلحاظ مصادیق جدیدش، هویت غیرجهان شمول دارد و متفاوت با هسته اولیه است؛ همانند سلول زنده که در بافت ها و اندام های مختلف، ظهور و کارکردهای آن تغییر می یابد. بنابراین پرسش پایه این جستار عبارت است: چگونه می توان اخلاق را از دیدگاه علامه طباطبایی هم جهان شمول و هم وابسته به زیست بوم و زیست نوع و غیرجهان شمول دانست؟ دستاوردهای این پژوهش عبارتند از: نظریه سلولی مستنبط از علامه طباطبایی سه هسته متنوع دارد که اخلاق بحسب هسته نخست، جهان شمول و غیرفروکاهشی است، اما بلحاظ مصادیق متفاوت هسته دوم و سوم، غیرجهان شمول، یعنی، منطقه ای، گروهی و گاهی شخصی است. گفتنی است: نظریه اخلاقی یاد شده بحسب هسته سخت یک و دو هیچ یک از مختصات و الزامات نسبی گرایی اخلاقی را واجد نیست. همچنین، رفتار هایی که در نظریه های اخلاقی رایج از مصادیق کارهای افراطی است در نظریه سلولی، می تواند برای گروهی، رفتار افراطی و برای طیفی دیگر متعالی و ضروری باشد.
ارزش معرفت از نگاه لیندا زاگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۷
125 - 146
حوزههای تخصصی:
در دیالوگ منون افلاطون به مساله ای اشاره می کند که امروزه نزد معرفت شناسان به مساله ارزش معرفت مشهور گشته است. این مسئله ریشه در دو مقدمه پذیرفته شده در حوزه معرفت شناسی دارد. بر اساس مقدمه نخست، معرفت به طور کلی به باورِ صادقِ موجه یا تضمین شده تعریف می شود. مقدمه دوم نیز به این نکته اشاره دارد که ارزش توجیه یا تضمین، حداقل در ظاهر امر بر گرفته از ارزش باور صادق و در نتیجه قابل فروکاستن به ارزش صدق است. لیندا زاگزبسکی از جمله معرفت شناسانی است که با مبنا قراردادن این دو مدعی شده است که بسیاری از نظریه های معرفت شناختی قادر به گذر از دام معضل ارزش نیستند. از نظر زاگزبسکی نظریه های برون گرا و بالطور اخص نظریه های اعتمادگرا به دلیل استفاده از مدل دستگاه-فرآورده دچار معضل بلعیدن هستند که طبق آن ارزش یک باور خاص که از طریق یک فرآیند قابل اعتماد حاصل می شود، توسط ارزش صدق بلعیده می شود. پیشنهاد زاگزبسکی برای تبیین ارزش معرفت، بازنگری در رابطه ی دانسته و داننده است. از نظر وی همان گونه که افعال به واسطه ی انگیزه های فرد دارای ارزش مضائف می شوند، باورها نیز به واسطه ی انگیزه های معرفتی شخص ارزشی مضائف از ارزش صدق کسب کرده و به مرحله معرفت می رسند. به عقیده ی وی عشق به حقیقت مبنایی ترین و اساسی ترین انگیزه ای است که سبب ارزشمند شدن معرفت می شود. هرچند تبیین زاگزبسکی به نظر دچار معضلی نشده است که متوجه نظریه های اعتمادگرا است، با این حال در معرض نقدهای جدی دیگری است که در نوشتار حاضر سعی شده است به بخشی از آن پرداخته شود.
نقش مقبولیت مردمی در آموزه لزوم افضلیت امام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۸
145 - 162
حوزههای تخصصی:
مسئله لزوم افضلیت امام از قدیمی ترین مسائل کلامی در باب امامت است که همواره مورد بحث و نظر بوده است. معمولاً دیدگاه های اهل سنت و شیعه در خصوص این مسئله، دو دیدگاه متفاوت و دور از هم تلقی می شود. به دین سان که شیعه از طرفداران بی چون و چرای نظریه لزوم افضلیت امام معرفی شده و اهل سنت نیز کسانی قلمداد می شوند که مقبولیت مردمی را مانعی برای پذیرش نظریه لزوم افضلیت امام دانسته اند. نویسنده در این نوشتار با نگاهی به مهم ترین دیدگاه های فرقه های اسلامی، می کوشد تا ضمن معرفی نظریه صحیح مکتب تشیع، افزون بر مستدل ساختن آن، به نقش مقبولیت مردمی در مسئله لزوم افضلیت امام بپردازد. بر اساس مهم ترین یافته های این تحقیق، اگرچه مقبولیت مردمی، مانعی از پذیرش نظریه لزوم افضلیت امام نیست، نمی توان برخی مراتب عدم مقبولیت مردمی را در صرف نظر کردن از امامت گزینه افضل بی تاثیر دانست.
نقد و بررسی ادعای احمد الکاتب در امامت جعفر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۹
117 - 134
حوزههای تخصصی:
بحث از امامت به ویژه امامت امام زمان (عج) از مباحث مهم و اساسی در مذهب شیعه است. احمد الکاتب، نویسنده معاصر، در کتاب الإمام المهدی حقیقه تاریخیه أم فرضیه فلسفیه دلایلی نقلی، تاریخی و عقلی در انکار وجود امام زمان(عج) مطرح می کند که یکی از آنها ادعای امامت جعفر، برادر امام عسکری، است. وی مدعی است که امام عسکری فرزندی نداشته و جعفر پس از وی ادعای امامت کرده و شیعه نیز به ندای وی لبیک گفته است و اجماع بر امامت وی داشته است. در این مقاله که به روش تحلیلی-انتقادی کوشش شده است که در ضمن شخصیت شناسی جعفر به شبهات احمد الکاتب پاسخ داده شود. تحقیق حاضر شخصیت شناسی جعفر نشان می دهد که وی شایستگی لازم برای امامت را نداشته و ادعای کاتب بر اجماع شیعه بر امامت جعفر نادرست بوده و دلایلی که وی بر آن اقامه کرده است، مثبت ادعای وی نیست.
ارتباط علم پیشین و اختیار عباد در آثار مرحوم میرزا مهدی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط میان علم پیشین الهی با حریّت بندگان، موضوعی است که در این مقاله به آن پرداخته می شود. نگارنده، ابتدا دیدگاه برخی از فیلسوفان مانند فارابی، ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا و نیز برخی از عرفا را مورد نظر قرار داده است و در ادامه بر آن است که از منظر فقاهت در متون دینی و از دریچه آثار مرحوم میرزای اصفهانی به پاسخ به این سوال برآید. بر این اساس ملاحظه می شود که میرزای اصفهانی ضمن نقد دیدگاه فلاسفه و عرفا در این موضوع، الهام گرفته از نصوص دینی میان علم و اراده تفاوت نهاده و آنگاه کار علم را کشف کائنات و غیر کائنات و کار اراده را تعیّن به یکی از این دو سوی کشف شده می داند و بدین طریق از علّت بودن علم برای افعال حذر شده و با قائل شدن دو نحوه علم برای خداوند تعالی و نیز بلامعلوم دانستنِ علم، در این موضوع به ارائه نظر پرداخته اند.
نحوست ایّام از منظر قرآن، روایات و عقل؛ با تکیه بر دیدگاه علامه طباطبائی (ره)
حوزههای تخصصی:
در برخی از آیات قرآن و روایات معصومان(ع) به مسئله نحوست ایام اشاره شده است. در میان مفسران، درباره ذاتی و یا غیر ذاتی بودن نحوست ایام اختلاف وجود دارد. در پژوهش حاضر به بررسی این مسئله در قرآن و روایات معصومان به روش توصیفی- تحلیلی با تکیه بر آراء علامه طباطبائی (ره) در تفسیر المیزان پرداخته شده است. حاصل پژوهش آنکه نحوست مطرح شده در قرآن، مربوط به وقایع اتفاق افتاده برای قوم عاد است که بسیار شدید و سخت بوده است و امکان دارد که منظور از «یوم نحس» روز بسیار سرد باشد. از نظر عقلی نیز راهی برای اثبات نحوست ایام وجود ندارد . در روایات معصومان(ع) به نحوست ایام اشاره شده است و البته راه دفع این نحوست، همچون صدقه دادن، صیام، خواندن آیه الکرسی و پذیرش ولایت ائمه، بیان شده است و ملاک در نحوست ایام نحس، صرفاً تفال زدن خود مردم است. در نهایت، معنای برداشت شده در پژوهش از نحوست، با معنای رایج در بین مردم که منظور از نحوست ایام را حالتی که مانع از انجام فعل و یا اعمال را فاقد برکت می کند، مطابقت ندارد و منظور از نحوست، وقوع حوادث ناگوار در روز است که نسبی می باشد.
بازخوانی تأویل های اهل بیت (ع) در روایات تفسیر نورالثقلین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخشی از تفسیر اهل بیت (ع) روایات تأویلی ایشان است که به نظر می رسد با فهم رایج از آیات قرآن سازگار نباشد. این بخش، از دیرباز محل بحث بوده است؛ برخی با هدف درک بهتر آموزه های ائمه (ع)، و برخی با هدف ردّ و تخطئه، بدان پرداخته اند. طبعاً در هر یک از پژوهش های انجام شده، معیار محقق برای بررسی و تحلیل روایات، متفاوت از دیگران است. اکنون این پرسش مطرح است که روایات تأویلیِ اهل بیت (ع) بر اساس روش و فرایند تأویل (و نه موضوع تأویل) به چه گروه هایی قابل تقسیم اند؟ در بازخوانی روایات تأویلی تفسیر نورالثقلین، تلاش شده است تا در محدودة پژوهش، بر اساس تصریحات موجود در کلام اهل بیت (ع)، فرایند تأویل در روایات، استخراج شود. این پژوهش بدست می دهد که در تفسیر نورالثقلین فرایندهایی که می توان آن ها را مبنای شناسایی و دسته بندی روایات تأویلی اهل بیت (ع) قرار داد، متعددند. برخی از آن ها عبارت است از: تطبیق امر کلی بر یکی یا برخی از مصادیق، حمل آیه بر تمثیل، جری، معرفی مصادیق آیه (انحصاری و غیر انحصاری)، تبیین زمان تحقق کامل مفاد آیه و موارد دیگر که این پژوهش به آن می پردازد.
درنگى در تفسیر آیات بیانگر رابطه تصدیقى قرآنبا کتاب هاى آسمانى پیشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزه مصدق بودن قرآن براى کتاب هاى آسمانى پیشین در تعداد قابل توجهى از آیات قرآن مطرح شده است. آیا مقصود خداوند از مصدق بودن، ظاهر ابتدایى این آیات است که تمام محتواى کتاب هاى آسمانى در دست کتابیان عصر نزول را گواهى مى کند؟ یا آنکه این ظاهر ابتدایى مقصود نیست؟ اگر پاسخ منفى است، چه راه حلى براى کشف مقصود خداوند از این آیات وجود دارد؟ تفسیرهاى ارائه شده از این آیات گاه با آیات دیگر قرآن ناسازگار است و برخى دیگر نیز نیاز به تکمیل دارد. این مقاله به روش توصیف و تحلیل، دیدگاه هاى مختلف در شرح و تفسیر این آیات را بررسیده و با استناد به آیات مرتبط با این موضوع، مقصود از مصدق بودن قرآن را تأیید فى الجمله کتاب هاى آسمانى موجود در عصر نزول قرآن مى داند.