ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۲۴۱ تا ۱۹٬۲۶۰ مورد از کل ۱۹٬۳۴۳ مورد.
۱۹۲۴۱.

بررسی تأثیر سوبژکتیویزم دکارتی و کانتی بر سکولارسازی علم(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱۴
سکولاریزاسیون علم در میان ساحت های مختلف سکولاریزم، از مهم ترین و مغفول ترین آنهاست. مسأله اصلی این مقاله نشان دادن تأثیر سوبژکتیویزم (به ویژه در قرائت دکارتی و کانتی آن) در سکولاریزاسیون علم است. در این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، روشن می شود سوبژکتیویزم یکی از زیربنایی ترین مبانی شکل دهنده متافیزیک جدید است که بر مبانی و مسائل علم مدرن تأثیر داشته است. سوبژکتیویزم اگرچه با انگیزه مخالفت با شکاکیت از سوی دکارت طرح شد، بشر را در شک گرایی پیچیده تری فروبرده و بسیاری از دانشمندان از دست یابی به واقعیت فی نفسه ناامید ساخت. بر پایه این نگرش، مفاهیم قدسی و اخلاقی، ذهنی شمرده و ارتباط علوم با مبادی متافیزیکی آنها مانند باور به وجود خدا، غایت مندی جهان، ضرورت علّی و ... گسسته می شود. سوبژکتیویزم در ادامه به بنیاد اصلی اومانیسم، عقلانیت خودبنیاد و نفی مرجعیت دین تبدیل شد. هر کدام از این نتایج به نوعی، کنار نهادن مبادی متافیزیکی و وحیانی را برای متفکران غرب جدید موجه ساخته است. این دیدگاه به لحاظ منطقی نقائص معرفت شناختی جدی دارد و از نظر کارکردی نیز پیامدهای ناگواری در علم جدید داشته است.
۱۹۲۴۲.

روش شناسی تاریخ نگاری اسلامی در مواجهه با تاریخ نگاری زرتشتی درباره ایران باستان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۴
فراموشی تاریخ، بحران هویت می آفریند و آگاهی از خاطره تاریخی، صیانت جامعه از هجمه های ضدهویتی را در پی دارد. ایران باستان از کهن ترین ادوار بشری، روایت های مکتوب زرتشتی و ایرانی دارد. گوناگونی مواجهه با تاریخ ایران باستان در جنگ روایت ها و اینکه تاریخ نگاری اسلامی در کنار کدام روایت می ایستد و از آن دفاع می کند، مسئله ای است که منجر به این پژوهش شده است. تاریخ نگاری اسلامی ازمیان روایت های کهن درباره ایران باستان با رویکردی تصحیحی-تنزیهی و ازسویی تکمیلی-تقویتی، روایت ایرانی-زرتشتی را ترجیح می دهد و مدافعانه از آن دفاع می کند. در این مقاله که با رویکرد توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، نویسنده به این نتیجه رسیده است که انتخاب مورد نظر، دلایلی دارد که بخشی از یافته های پژوهش را تشکیل می دهد. نخستین دلیل، توافق عمومی ایرانیان درباره تاریخ باستانی کشور است؛ این هم سویی با وجود تفاوت های مذهبی و پراکندگی جمعیتی، قابل توجه است. دومین عامل، نظر مورخان اسلامی درباره استمرار و پایداری نظام شاهنشاهی در ایران است؛ موضوعی که برای دیگر اقوام و ملت ها کمتر صدق می کند. سومین دلیل، توجه ویژه زرتشتیان به شناخت نسب و تبار است؛ آنان برای حفظ شجره نامه های خود، روایت هایی از گذشتگان نقل می کردند. دلیل دیگر، وجود دفاتر بایگانی در اسناد رسمی شاهی ایران است و در نهایت، هماهنگی میان روایت های تاریخی و جغرافیای تاریخی کشور نیز از عوامل مؤثر در این انتخاب به شمار می رود. اما جانب داری تاریخ نگاری اسلامی از تاریخ نگاری زرتشتی-ایرانی دلیلی بر اعتماد تقلیدی و کورکورانه نیست، بلکه مورخان اسلامی با نگرشی انتقادی به سنوات تاریخی، جهل تاریخی، اخبار اساطیری و تفکیک بین سلسله های شاهانی و نقد تطبیق های ناروا و پر کردن خلأ های تاریخی، رویکردی عالمانه در مواجهه با تاریخ نگاری زرتشتی پیش گرفتند.
۱۹۲۴۳.

ارزیابی خوانش همدلانه از ایمان در فلسفه هیوم با تکیه بر تفسیرهای روان شناختی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۰
اندیشه دینی دیوید هیوم غالباً به مثابه مجموعه ای از نقدهای سلبی بر الهیات طبیعی و براهین اثبات وجود خدا تفسیر شده است. این مقاله با اتخاذ خوانشی همدلانه و تحلیلی، نشان می دهد که این تصویر رایج، پروژه فلسفی هیوم را به نحو نابسنده ای تقلیل می دهد. مدعای اصلی نوشتار آن است که نقدهای هیوم بر الهیات اثبات گرا نه پایان دین، بلکه مقدمه گذار از ایمانِ معرفت محور به ایمانِ زیست محور است. در گام نخست، الگوی کلاسیک ایمان اثبات گرا در سنت عقل گرایی دینی بریتانیا و صورت بندی های شاخص آن بررسی می شود. سپس نشان داده می شود که هیوم با تکیه بر تجربه گرایی، تحلیل روان شناختی ذهن و نقد مفروضات متافیزیکی، امکان دفاع معرفت شناختی از ایمان اثبات گرا را از بنیاد تضعیف می کند. در عین حال، تحلیل های او در تاریخ طبیعی دین آشکار می سازد که دین را باید به مثابه پدیده ای انسانی، برآمده از ساختارهای عاطفی، تخیلی و عادت مند ذهن فهم کرد. در این چارچوب، ایمان غیراثباتی به عنوان پاسخی طبیعی، معنا بخش و وجودی به وضعیت ناپایدار آدمی در جهان پدیدار می شود. مقاله نتیجه می گیرد که هیوم، نه مبلغ خداناباوری، بلکه نظریه پرداز الگویی فروتنانه و انسان محور از ایمان است که با خوانش های روان شناختی معاصر از دین هم افق است.
۱۹۲۴۴.

بررسی استعاره های مفهومی آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد شناختی لیکاف و جانسون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۵
استعاره در دیدگاه نوین، برخلاف دیدگاه سنتی که آن را وابسته به زبان می دانست و در سطح الفاظ رخ می داد، به-عنوان هسته ی بنیادین معناشناسی شناختی مطرح شد و پس از ارائه ی نظریه ی استعاره ی مفهومی توسط لیکاف و جانسون، مفهومی فراتر یافت. به نظر آن ها، در استعاره، یک قلمرو مفهومی را براساس قلمرو مفهومی دیگر بیان می کنیم. به بیانی دیگر، میان دو قلمرو، مفهومی متفاوت از طریق نگاشت برقرار می کنیم. زبان شناسان الگوهای موجود در ساختار مفهومی واژه ها و عبارات استعاری را به عنوان شاهدی جهت وجود استعاره های مفهومی ذهنی مورد تحلیل قرار می دهند. مقاله حاضر در صدد یافتن استعاره های مفهومی در آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد لیکاف و جانسون می باشد. هدف از این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که استعاره مفهومی چه نقشی در تصویرسازی واژه «کیل»، «میزان» و «قسطاس» دارد؟ پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد زبان شناسی شناختی صورت گرفته است. نتایج حاصل از تطبیق حوزه های مقصد بر مبدأ نشان دهنده این است که مفاهیم انتزاعی و نامحسوس در آیات مربوط به وزنه و سنجش، از طریق نام نگاشت هایی مانند عدالت، نظم و هماهنگی در نظام آفرینش، عمل، ادای حق ملموس تر شده است.
۱۹۲۴۵.

Plantinga and the Great Pumpkin Revisited from the Perspective of Epistemology of Disagreement(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۰
The epistemic legitimacy of religious belief, as defended within the framework of Reformed Epistemology (RE), has been the subject of sustained scrutiny since Alvin Plantinga introduced the notion of a sensus divinitatis as a properly basic source of theistic belief. While the model purports to secure warrant without evidential support, its normative adequacy becomes contentious when considered in light of recent developments in the epistemology of disagreement. Persistent epistemic parity between dissenting interlocutors, particularly among intellectually and morally serious peers, presents a form of higher-order evidence that cannot be easily deflected by appeals to internal proper function alone. Furthermore, RE’s structural exclusion of dissenting perspectives – by regarding them as the product of cognitive malfunction or noetic effects of sin – risks epistemic insularity and violates principles of epistemic humility and testimonial justice. The analysis draws on debates concerning epistemic responsibility, the asymmetry of religious deference, and the fragility of internalist warrant under conditions of deep disagreement. In pluralistic contexts where dialogical symmetry is morally and epistemically required, the RE model struggles to sustain its claim to epistemic privilege without collapsing into circularity or dogmatism.
۱۹۲۴۶.

بررسی و ارزیابی نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنر دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۵
نقاشی قهوه خانه ای جلوه ای اصیل و صادقانه از هنر مردمی و بی نام ونشان ایران است که با اتکاء بر ارزش های فرهنگی، مذهبی و سنتی، در بستر اجتماعی دوره قاجار شکل گرفت. پیدایش این گونه هنری به اواخر دوران زندیه و آغاز عصر قاجار بازمی گردد و ریشه در بسترهای اجتماعی، ادبیات مذهبی، ملی و سنت نقاشی ایرانی دارد. این سبک با ویژگی های منحصر به فرد خود، عمدتاً به بازنمایی مضامین حماسی و دینی می پردازد و حضور دین در محتوای آن نقشی پررنگ و مؤثری دارد. برجستگی مضامین دینی در این نوع هنر، آن را به زمینه ای مناسب برای تأملات نظری درباره نسبت میان هنر و دین تبدیل کرده است. از این رو، تحلیل معیارهای دینی بودن آثار هنری ازجمله نقاشی قهوه خانه ای، جایگاهی قابل تأمل می یابد؛ چراکه متفکران سنّت گرا و عرفا در این زمینه دیدگاه های گوناگونی ارائه داده اند و هر یک ملاک هایی متفاوت برای دینی تلقی شدن یک اثر هنری مطرح ساخته اند. همپوشانی این معیارها و فقدان شاخصی فراگیر برای ارزیابی، ضرورت واکاوی این مسئله را دوچندان می سازد. این پژوهش با تبیین مفاهیم کلیدی هنر، دین و نقاشی قهوه خانه ای، و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی ساختار و محتوای این هنر پرداخته است. نتایج نشان می دهد، از آنجایی که در داستان های حماسی صفات متعالیه ای مانند رشادت، شهامت و جوانمردی مشاهده می شود، می توان هنر دینی را به این نوع آثار قهوه خانه ای نسبت داد. بدین ترتیب، در نظام فکری سنت گرایان، نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنری دینی تعریف می شود؛ اما نکته قابل تأمل آن است که در نظام ارزشی این مکتب فکری، هنر دینی در مرتبه ای نازل تر از هنر قدسی و حتی هنر سنتی قرار دارد. چنانچه بخواهیم نقاشی قهوه خانه ای را در چارچوب عرفان مورد بررسی قرار دهیم، می توان گفت که چنین اثری پیش از هرچیز، جلوه ای از تجلّیات الهی است و از این جهت در زمره زیبایی های هستی شناختی قرار می گیرد. علاوه بر این، به واسطه بهره مندی از عناصر بصری و رنگ آمیزی های شگفت انگیز، مشمول اسمای جمالی خداوند می شود. همان گونه که پیش تر بیان شد، اعلی ترین مرتبه زیبایی در وجود انسان متجلّی بوده و عارف همواره در جست وجوی وصول به این کمال است. در این میان، هنر عرفانی دقیقاً در همین نقطه، معنا و جلوه می یابد؛ به این معنا که از آنجا که کمال انسانی با شریعت پیوندی عمیق دارد، هر هنری که در بطن خود حامل معانی دینی و الهی باشد، می تواند مانند چراغی راهنما، عارف را به سوی بالاترین درجات جمال و حقیقت رهنمون سازد و او را در مسیر سلوک معنوی یاری رساند. بر همین اساس، نقاشی قهوه خانه ای نیز به دلیل پرداختن به موضوعات دینی و بازتاب مفاهیم قدسی، در شمار هنرهای عرفانی جای می گیرد.
۱۹۲۴۷.

وحدت نفس در انسان؛ بررسی انتقادی نظریه استاد فیاضی درباره نفس انسان در پرتو «نظریه صدرالمتألهین»(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
صورت هایی که بر هیولی حلول می کنند، دارای ترتّب اند؛ چراکه نمی توان فرض کرد صورت عنصری قبل از صورت جسمیه در هیولی حلول کند. به همین جهت، در ترتیب صوَر ابتدا صورت جسمیه، سپس صورت عنصریه و سپس صورت معدنیه حلول می کند و هر کدام از این صوَر، آثار خاصی متفاوت از دیگری دارند؛ اما هر صورتی که بر صورت قبلی می آید، آثار صورت قبلی را دارا است. لذا، کامل تر از قبل و در عین حال چون به ترکیب قبلی اضافه شده است، پیچیده تر خواهد بود؛ تا به مرتبه ای از پیچیدگی می رسد که به آن «نفس» یا «صورت نفسی» می گویند و نقطه تمایز آن با صورت های قبلی، ویژگی «حیاتی» آن است (نمو، احساس، نطق و عقل). از مباحث مهم در انسان شناسی فلسفی، مسأله «نفس» انسان است. درباره نفس مسائل فراوانی مطرح است، یکی مسائل آن است که آیا انسان دارای یک نفس است و یا نفوس متعدد دارد؟ این مسأله معمولاً ذیل بحث صور طولی متراکب در ماده واحد مطرح می شود. همچنین آیا با فعلیت صورت جدید در ماده، فعلیت صورت قبلی از بین می رود و یا در طول صورت جدید باقی می ماند. به نظر ابن سینا صور عنصری چه مفرد یافت شوند و چه مرکب، همواره صورت اند، اما به نظر صدرالمتألهین این صور در حال افراد صورت بوده و در حال ترکیب قوه. به همین جهت از نظر ملاصدرا هر وجودی یک صورت بالفعل دارد. این مسأله در نفس ظهور و بروز بیشتری یافته و تقریباً تمام فلاسفه اسلامی در این باب نظریه داده اند. برخی معتقد به تعدد نفوس شده اند و برخی وحدت نفس را در انسان پذیرفته اند. آیا در هریک از افراد انسان یک نفس وجود دارد و تمام افعال انسان از یک نفس صادر می شود و یا انسان نفس های متعددی دارد که هرکدام مبدأ صدور افعال مرتبط با آن نفس هستند؟ در میان فلاسفه متقدّم، فیلسوفی که معتقد به کثرت نفس در انسان بوده، افلاطون است. اما فلاسفه دیگر مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا هر فرد انسان را دارای نفس واحده می دانستند، ولی معتقدند که نفس در افعالش محتاج قوا است؛ تا جایی که ملاصدرا این ویژگی را معرّف نفس می داند؛ با این تفاوت که وی نفس را دارای مراتب دانسته و معتقد است خودِ نفس مبدأ صدور افعال متفاوت می باشد و به تنهایی کل القوی است. از نظر وی، چون نفس دارای مراتب و درجات وجودی است، برای توجیه افعال و آثار متفاوت، نیازی به نظریه تعدد قوا نداریم و اگرچه برای توجیه آثار متفاوت از نفس دو نظریه را مطرح می کند (تعدد قوا و مراتب نفس)، اما در انتها شقّ دوم را می پذیرد و مبدأ صدور آثار مختلف را درجات و مراتب خود نفس می داند. در میان فلاسفه معاصر استاد فیاضی معنقد به تراکب صور و صورت های بالفعل در یک موجود می باشد، و انسان را دارای نفس واحده نمی داند. از نظر ایشان انسان دو نفس دارد؛ نفس نباتی که با قوای خود (تغذیه، تنمیه و...) اتحاد دارد، و نفس انسانی که با قوای خود (کارهای ادراکی و تحریکی اختیاری) اتحاد دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، نظریه استاد فیاضی هم از جهت ادلّه و هم خود نظریه نقد و بررسی شده است. در نهایت نظریه ملاصدرا تبیین و پذیرفته شد. از نظر ملاصدرا نفس در عین بساطت و وحدت، دارای مراتب است و خود نفس در مراتب شدید و ضعیفش مبدأ تمام افعال ادراکی و غیرادراکی است. از نظر ملاصدرا افعال غیرادراکی نفس با وجود نفس سنخیّت دارد، لذا، تغذیه انسانی با تغذیه نباتی ماهیتاً دو نوع تغذیه می باشند. طبق نظریه وی درباره رابطه تشکیکی در علت و معلول، نفس و قوا یک سنخ حقیقت اند؛ هنگامی که به نحو کامل تر و بسیط تر یافت می شود، با مفهوم نفس از آن حکایت شده و هنگامی که به نحو ناقص تر، محدودتر و تفصیلی تحقق می یابد، با مفهوم قوا به آن اشاره می شود. نتیجه آنکه، طبق نظریه «ان النفس کل القوی»؛ اولاً: انسان یک نفس بیشتر ندارد و آن نفس ناطقه یا نفس انسانی است؛ چراکه در صورت نفوس متعدد، در نظام تدبیر انسانی اختلال ایجاد می شود. ثانیاً: نفس، علت فاعلی قوا است؛ چنانچه تمام فلاسفه به آن معتقدند. ثالثاً: رابطه علت و معلول، رابطه تشکیکی است و هرآنچه معلول دارد، علت به نحو کامل تر دارا است.
۱۹۲۴۸.

تکوین علوم انسانی در عصر دیجیتال: امکان ها و بدیل ها(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش به بررسی تکوین علوم انسانی در عصر دیجیتال پرداخته و امکان ها و بدیل های آن را با تمرکز بر سه رویکرد کلیدی شامل علوم اجتماعی محاسباتی، مطالعات انسانی دیجیتال و علوم اجتماعی شناختی تحلیل می کند. هر یک از این رویکردها تلاش کرده اند تا با بهره گیری از ابزارهای فناورانه، روش شناختی و معرفتی، به تحلیل مسائل اجتماعی و انسانی بپردازند، اما در عین حال، هر یک از آن ها در نسبت با دوگانه های نظری همچون طبیعت گرایی و غیرطبیعت گرایی، و آزادی و رهایی بخشی، مسیرهای متفاوتی را دنبال کرده اند. این پژوهش با بهره گیری از روش بنیادین رویکرد میان رشته ای، روند شکل گیری این سه حوزه را بررسی کرده و نسبت هر یک را با دو دوگانه محوری علوم اجتماعی در این مقاله یعنی طبیعت گرایی و ناطبیعت گرایی و دوکگاه آزادی و رهایی بخشی سنجیده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که آینده علوم انسانی و اجتماعی دیجیتال، نیازمند توسعه روش های پژوهشی میان رشته ای است که بتوانند تحلیل های داده محور را با رهیافت های تفسیری و انتقادی ترکیب کنند. در نتیجه، این پژوهش بر اهمیت بازاندیشی در مبانی نظری این علوم و بررسی انتقادی نقش فناوری در شکل دهی به ساختارهای دانشی تأکید دارد..
۱۹۲۴۹.

نقد دیدگاه ترکی بن علی در تکفیر «حاکم بغیر ما انزل الله»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۶
ترکی بن علی (1984-2017م) از مشهورترین مفتیان گروه تکفیری داعش است. وی سخنرانی ها و آثار متعددی در راستای دینی جلوه دادن داعش و جنایات آن ها دارد که از جمله آن ها شرح کتاب «نواقض الاسلام العشره» محمد بن عبدالوهاب است. چهارمین مورد از این نواقض ده گانه «حکم بغیر ما انزل الله» است که از دیدگاه بن علی شش مرتبه دارد و به جز مرتبه اول آن یعنی گناه، باقی موارد یعنی حکم بغیر ما انزل الله در مسأله ای خاص، تبدیل حکم خدا به حکمی دیگر، تشریع حکمی به جای حکم خدا، ادعای حق تشریع مطلق و تعطیل کردن احکام الهی با استفاده از زور، موجب صدور حکم فقهی تکفیر و خروج از اسلام می شوند. مسئله این مقاله، بررسی و نقد دیدگاه بن علی با روش «توصیف و تحلیل» است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مدعای بن علی در تکفیر «حاکم بغیر ما انزل الله»،اولاً دچار تعارض و اضطراب درونی است، و او باید شرط استحلال و یا استکبار را در تکفیر تمام مراتب «حکم بغیر ما انزل الله» لحاظ کند؛ثانیاً معارض با آموزه های قرآن و سنت در تفکیک اسلام از ایمان، و کفر اعتقادی از کفر عملی است؛و ثالثاً مبتنی بر قاعده تفسیری بی اساسی است که موجب دوری بن علی از میراث تفسیری اهل سنت گشته است.
۱۹۲۵۰.

نقد فرضیه حذف فرایند ذهنی در دلالت اسامی خاص و عام بر اساس اندیشه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۵
برخی از فیلسوفان تحلیلی همچون راسل و ویتگنشتاین اول معتقدند برای برون رفت از اشکال ذهن گرایی، عبارات وصفی در گزاره های حاکی از عالم خارج باید به عبارتی در ناحیه موضوع ختم گردد که دلالت آن بر متعلق اش در خارج بدون تبادر هیچ معنایی در ذهن و مستقیم صورت پذیرد (أتمیسم منطقی). اسامی اشاره و نام های خاص چنین نقشی را در ساحت واژگان بر عهده دارند. موافق با ایشان دانلان، پاتنم و کریپکی نیز نظریه علی دلالت را مطرح کرده اند؛ کریپکی معتقد است این گونه دلالت مخصوص امور متشخص نیست، بلکه در ارجاع از اسامی عام به انواع موجودات در عالم فیزیک نیز برقرار است و برای ادعای خود به دلایلی استناد می کند. نوشتار حاضر ابتدا با روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مهم ترین دلایل این نظریه می پردازد و پس از نقادی آنها، نظر فلسفه اسلامی در مبحث «نام گذاری» را با تأکید و الهام از آرای علامه مصباح ارائه می دهد. این رویکرد با تحلیل کیفیت ساخت مفهوم جزئی و ماهوی، به این نتیجه دست می یابد که انتقال از طریق اسامی اشاره و نام ها اساساً انتقالی مستقیم نیست، بلکه از طریق حکایت مفاهیم پیش گفته تدارک می گردد. در این میان به پیامد های مهم هر یک از این دو نگاه نیز پرداخته خواهد شد.
۱۹۲۵۱.

بررسی و نقد دیدگاه جرج سانتایانا در باب چیستی و کارکرد دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۳
جرج سانتایانا، فیلسوف و نظریه پرداز غربی، دین را پدیده ای فرهنگی و نمادین می داند که عمدتاً تابع زیبایی شناسی و روان شناسی است و آن را با رویکرد «واقع گرایی شاعرانه» تحلیل می کند. این رویکرد دین را مجموعه ای از نمادها و اسطوره هایی می بیند که معنا و آرامش روانی انسان را فراهم می کند و کمتر به جنبه های معرفتی، متافیزیکی، و تاریخی آن توجه دارد. نقدهای مطرح شده نشان می دهد این نگرش توانایی کافی برای درک تنوع و پیچیدگی های معرفت شناختی و هستی شناختی دین را ندارد و فهمی ناقص از ماهیت دین ارائه می دهد. همچنین، تقلیل دین به نماد و اسطوره موجب نادیده گرفتن ابعاد معرفتی و حقیقت جویانه آن می شود. زیرا دین حامل ادعاهای عقلانی و تجربیاتی معنوی است که فراتر از صرف نمادند. افزون بر این، تمرکز سانتایانا بر جنبه های روان شناختی و زیبایی شناسانه دین نقش بنیادین دین در ایجاد معنا، هدایت اخلاقی، و تعالی معنوی انسان را نادیده می گیرد. بنابراین، برای فهمی جامع و دقیق از دین و معنای زندگی ضروری است از تحلیل یک سویه سانتایانا فراتر برویم و تحلیل های فرهنگی، تاریخی، معرفتی، و اخلاقی دین را همه با هم و در تعامل با یک دیگر در نظر بگیریم.
۱۹۲۵۲.

بررسی اختلاف فارابی و ابن سینا درباره جهات در منفصله(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۳
ابن سینا پذیرش «جهات» را به قضایای شرطیه متصله محدود می کند و کاربرد آنها را در شرطیه منفصله ناموجه می داند. با توجه به نقش بنیادین جهت در تحلیل صدق، دوام و ضرورت قضایا، این موضع ابن سینا خلأ نظری مهمی پدید می آورد: اگر منفصله ها همانند متصله ها دارای سور هستند، چرا نتوانند واجد جهت باشند؟ این مقاله با برجسته کردن این تعارض، دو پرسش محوری را پی می گیرد: نخست: چرا از منظر ابن سینا «عناد» و «اتفاق» را نمی توان جهات منفصله دانست؟ دوم: چرا جهات مشهورِ «ضرورت»، «دوام» و «امکان» قابلیت اطلاق بر منفصله را ندارند؟ در حالی که محقق طوسی با پذیرش بی جهتیِ منفصله پاسخی اجمالی عرضه می کند، این پژوهش نشان می دهد پاسخ دقیق تر به دو مبنای اساسی در اندیشه ابن سینا وابسته است: تلقی خاص او از چیستی قضیه منفصله و حقیقت «انفصال» در تمایز با فارابی، و انکار تمایز واقعی میان ضرورت و دوام. بر این اساس، مقاله استدلال می کند که هیچ یک از جهات چهارگانه مشهور نمی توانند در شرطیه منفصله جاری شوند؛ درنتیجه تقسیم منفصله به موجهه و مطلقه از نظر ابن سینا ناموجه است.
۱۹۲۵۳.

خداشناسی حکمی از نظر ملاصدرا و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
"خداشناسی حکمی"، عنوانی است که زیبنده خداشناسی ملاصدرا بوده و شایسته است که خداشناسی وی به این نام، معنون شود. ایشان بر اساس مشرب فلسفی خود (حکمت متعالیه)، تفسیری از خداشناسی ارائه می دهد که هم بر موازین عقل استوار است، هم با کشف و شهود سازگار است و هم در توافق با قرآن است. مسئله این پژوهش، خداشناسی از نظر ملاصدرا و تأثیری است که از قرآن می پذیرد. روش این مطالعه، تحلیل نظر او بر اساس قرآن می باشد؛ قرآن، دعوت کننده به تعقل است، از خدای یکتا و یگانه سخن می گوید و عالم، نشانه اوست. قرآن اقدام به استدلال آوری کرده و بر اثبات خدا –هرچند کلاسیک نیست- برهان اقامه می کند. ملاصدرا براهین توحیدی خداشناسی را بر اساس مبانی حکمتش که مهم ترین آن اصالت وجود است، از قرآن استخراج می نماید. از نظر او وجود حق تعالی، مصداق یگانه هستی و عالم، تشعشعی از جلوه ذاتش است. این نوع خداشناسی نه صرفا عقلی، بلکه شهودی و قرآنی هم است؛ خداشناسی حکمی است. این اندیشه، ما را به این رهنمون می شود که معرفت ربوبی و حکمت الهی، سعادت بزرگ و شادمانی سترگ است؛ تحصیل آن، غایت انسان را پوشش می دهد و زندگیش بر اساس عشق بنا شده و او سعادتمند است.
۱۹۲۵۴.

تقدم معرفت رب بر معرفت نفس در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۲۵
سخن مشهور در السنه اندیشمندان مسلمان این است که معرفت رب متوقف بر معرفت نفس است. بسیاری از حکمای مسلمان از معرفت نفس به عنوان برهانی بر خداشناسی استفاده می کنند. اما طبق مبانی حکمی صدرالمتألهین، در صورتی معرفت، از نفس به ربّ حاصل می شود که علیّت به معنی رابطه وجودی بین علت و معلول باشد؛ البته در اینجا نیز دستیابی به معرفت ربّ از طریق معرفت نفس خالی از اشکال نیست، اما در صورتی که علیّت به معنی تجلّی و تطورّ ذات الهی به شئون و مجالی؛ به عنوان رأی أدقّ، محط نظر قرار گیرد، وجود، تنها یک شخصِ واحدِ متفرد خواهد داشت و تجلیات آن. که در این صورت، دیگر دستیابی به معرفت نفس بدون معرفت ربّ، امکان پذیر نخواهد بود تا بتوان به وسیله آن، انتقال به معرفت ربّ میسور شود، چون علاوه بر اینکه، علم از نفس به ربّ، به دلیل مخلوق و معلول بودن نفس، علم معلول به علت است و مفید یقین نیست، تجلیّات الهی و ماهیات امکانی ازجمله نفسِ آدمی، هویت عین الربطی به مربوط الیه خود دارند و عین الربط در هیچ امری، حکم استقلالی ندارد؛ این مطلب با تحلیل و توصیف آراء صدرالمتألهین با هدف تبیین و تفسیر صواب از کیفیت کسب معرفت رب و نفس صورت پذیرفته است که نتیجه آن انتقال از معرفت رب به معرفت نفس می باشد و اساساً لمیّت برهان بر حق، اینگونه تضمین می شود.
۱۹۲۵۵.

نقدی تطبیقی بر فیزیکالیسم کاهشی: چندواقعیت پذیری پاتنم در برابر کارکردگرایی تکاملی دنت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش به نقد تطبیقی فیزیکالیسم تقلیل گرا از طریق تحلیل نظریه چندواقعیت پذیری هیلاری پاتنم و کارکردگرایی تکاملی دانیل دنت پرداخته و محدودیت های تقلیل حالت های ذهنی به فرآیندهای عصبی خاص را بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از تحلیل مفهومی و متنی آثار کلیدی این دو فیلسوف، از استدلال منطقی، تفسیر متنی و تلفیق انتقادی برای ارزیابی نقدهای آن ها بر نظریه این همانی نوعی و دفاع از کارکردگرایی استفاده می کند. یافته ها نشان می دهند که چندواقعیت پذیری پاتنم با تأکید بر امکان تحقق حالت های ذهنی، مانند درد، در بسترهای فیزیکی متنوع، و چارچوب چندسطحی دنت با یکپارچه سازی فرآیندهای تکاملی، محاسباتی و رفتاری، فیزیکالیسم تقلیل گرا را به چالش می کشند. این پژوهش چارچوبی نوآورانه تحت عنوان «کارکردگرایی چندواقعیتی-تکاملی» پیشنهاد می دهد که انعطاف پذیری معنایی پاتنم و دینامیک های تکاملی دنت را تلفیق کرده و رابطه ذهن-بدن را به صورت یک مدل میان رشته ای بازتعریف می کند. این چارچوب با شواهد تجربی مانند پلاستیسیته عصبی، الگوریتم های یادگیری تقویتی و رابط های مغز-کامپیوتر پشتیبانی شده و کاربردهایی در علوم شناختی، هوش مصنوعی و اخلاق فناوری دارد. تحقیقات آینده می تواند مکانیزم های توضیحی حالت های ذهنی را در بسترهای متنوع و پیامدهای اخلاقی سیستم های هوش مصنوعی با رفتارهای سازگار را کاوش کنند.
۱۹۲۵۶.

تبیین مولفه های هویتی بقاع متبرکه در شهرهای اسلامی ایرانی با رویکرد گردشگری زیارتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
بقاع متبرکه به‌عنوان مقاصدی معنوی برای سفرهای زیارتی و گردش‌ها در مقیاس‌های شهری و فراشهری، الگویی اسلامی ایرانی در تجلی هویت اسلامی ایرانی محسوب می‌شوند. از منظر هویت اسلامی ایرانی، بر بهره‌گیری از زمینه‌های موجود شهرها در ارتقای ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن شهر تاکید می‌شود. امام‌زاده‌ها می‌توانند به‌عنوان یکی از این زمینه‌های ارزشمند، جاذبه‌ای برای زائران و گردشگران مذهبی باشند که از این رهگذر با ورود گردشگران مذهبی بر همگونی اجتماعی نیز تاکید و هویت اجتماعی شهر تقویت می‌شود. هدف این مقاله تبیین اهمیت زیارت و بقاع متبرکه به‌عنوان الگویی ایرانی اسلامی گردشگری مذهبی در ارتقای هویت ایرانی اسلامی برای شهرهای مذهبی و مطالعه راهکارهای کاربردی برای تقویت این رویکرد است. این پژوهش از نوع کیفی است که به روش توصیف و تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی و شیوه‌های مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای انجام می‌شود. چنین رویکردی نیازمند برنامه‌ریزی‌ برای معرفی، ارائه خدمات، تأسیسات و تجهیزات مورد نیاز به‌ویژه مجموعه‌های اقامتگاهی، طراحی و توسعه زمینه‌گرای امامزاده‌ها خواهد بود. در بُعد فرهنگی و اجتماعی جاذب افراد و گروه‌های جامعه در فضایی واحد و القای حس‌ و حال مذهبی و روحانی، نماد پایدار فرهنگی و بستر بی‌بدیل نمایشگر هویت اجتماعی محسوب می‌شود. این امر باعث پایداری فرهنگی و اجتماعی شهرها می‌شود و موجبات تقویت امنیت روانی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را فراهم می‌آورد. هویت ایرانی اسلامی سکونتگاه‌های زیارتی می‌تواند بر اساس امامزاده‌ها به عنوان قلب تپنده شهرها و روستاها مطالعه شود. حرم‌های مطهر امامزادگان ضمن تداوم حیات پایدار از طریق آیین زیارت، در مناسبت‌های خاص به کانون برگزاری آیین‌ها و سنت-های دینی و مذهبی به‌ویژه جشن‌ها، اعیاد و عزاداری‌های تبدیل می‌شود. در بعد کالبدی، امامزاده‌ها، در نقاط کلیدی و ساختاری شهرها و روستاها قرار دارد. در این راستا ارتباط و اتصال فضاهای امامزاده با اجزا و عناصر پیرامون خود به‌ویژه شبکه معابر و مسیرهای اصلی و فرعی، مساجد، بازارها و محله‌های پیرامونی، حائز اهمیتی قابل توجه در طراحی شهری سکونتگاه‌های مذکور است.
۱۹۲۵۷.

مبانی غایت شناختی تکنولوژی و الگوی صدرایی صنعت با تبیین عقلانیت سوم در تناظر با رویکرد مدرن و پست مدرن(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، مبانی غایت شناختی تکنولوژی را در حکمت متعالیه تبیین و الگوی صدرایی صنعت را استخراج کرده و آن را در چارچوب «عقلانیت سوم» و در تناظر با دو رویکرد مدرن و پست مدرن تحلیل نموده است. غایت تکنولوژی در این دستگاه بر سه ساحت طبیعت شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی مبتنی است؛ ساحت هایی که به مثابه جهت دهنده غایت، ساختار ارزشی فناوری را سامان داده و پشتوانه نظری الگوی صدرایی صنعت را تشکیل می دهند. تلقی انسان از طبیعت، معرفت و حقیقت انسان تعیین می کند که تکنولوژی به سوی سلطه جویی و بهره کشی میل کند، یا در جهت رشد انسانی و توازن هستی شناختی شکل گیرد. در این میان، تعریف «وضع مطلوب» در انسان شناسی نقشی بنیادین دارد؛ زیرا تحول در مبانی انسان شناختی، افق غایات و معیار اصلاح فناوری را دگرگون می سازد. برای تبیین اهمیت این مبانی، الگوی صدرایی صنعت در مقایسه با دو پارادایم مدرن و پست مدرن بررسی می شود تا روشن گردد که دیدگاه صدرایی نه ادامه عقلانیت ابزاری مدرن است و نه به نسبی گرایی پست مدرن فرومی غلتد، بلکه افق سومی از عقلانیت قدسی ارائه می کند. نوآوری پژوهش حاضر آن است که مبانی غایت شناختی حکمت متعالیه به صورت انضمامی بر سه صنعت بنیادین مورد اشاره ملاصدرا « کشاورزی، نساجی و ساختمان سازی» تطبیق شده و از خلال این تطبیق، الگوی صدرایی صنعت به عنوان مدلی منسجم برای تبیین فناوری بازسازی شده است. این الگو شبکه ای از صنایع پیشینی و پسینی را برای رفع نیازهای اساسی انسان و حفظ توازن با طبیعت سامان می دهد و چشم اندازی تازه برای بازاندیشی نسبت تکنولوژی و تمدن معاصر می گشاید.
۱۹۲۵۸.

قلمروی شاکله مندی رفتار آدمی در تطوّر تاریخی سه اندیشه متفاوت الهیاتی ( فخر رازی، ابن عاشور و علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
تحلیل مفهوم " شاکله" و قلمروی آن در رفتار انسان در آیه شریفه شاکله، مساله پژوهش حاضر است. مفسرین در زمان های مختلف با مبانی فکری متعدد الهیاتی- فلسفی به این مساله پرداخته اند که منجر به پیامدهای متفاوت انسان شناسانه و رفتارگرایانه شده است. از میان خیل آنان سه نماینده ( فخررازی؛ ابن عاشور؛ علامه طباطبایی) برگزیده شد که با سه برداشت متفاوت الهیاتی به این مساله نگریسته اند. تبیین حاضردر طیّ دو بخش ارائه شده است: 1. چیستی مفهوم شاکله و به تبع آن بررسی لوازم و پیامدهای معنای مورد نظر در کیفیت رفتار انسان ؛ 2. دامنه و قلمروی شاکله مندی رفتار. در بخش اول، چیستی شاکله از نظر فخر رازی، " طبیعت و جبلّت فرد انسانی" است اما از نظر ابن عاشور، شاکله به معنای " طریقت و سیرت آدمی" به حساب آمده است. این در حالی است که علامه طباطبایی قائل به " دوگانه انگاری شاکله" می باشد بدین صورت که بخشی از شاکله می تواند برخاسته از بنیه مزاجی و ذاتی فرد باشد ( طبیعت)؛ و بخشی دیگر، از محیط بیرونی و در ظرف زندگی او شکل گرفته باشد. در بخش دوم ( قلمروی شاکله مندی رفتار) می توان گفت که آیه شریفه شاکله، سه سور دارد: سور کنشگر، سور رفتار، و سور شاکله. بدین معنا که " از هر انسانی برخی از رفتارها بر وفق برخی از شاکله هایش سر می زند".
۱۹۲۵۹.

بازخوانی خاطرات یا تجربه ای نوین؛ بررسی انتقادی نگره بازخوانی خاطرات در تجربه نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
تجربه نزدیک به مرگ از تجربه های دیرپای بشری است که گزارش های متعددی از آن از دوران باستان تاکنون وجود دارد. اکنون از مسائل مهمی که فلسفه دین و الهیات جدید در این زمینه پی می جوید معنای این تجربه ها و نقش آنها در اثبات برخی از باورهای دینی مانند نفس فرافیزیکی انسان و حیات پس از مرگ است. در این میان رویکرد طبیعت گرا تلاش چندجانبه ای برای تبیین طبیعی با نگاهی تقلیل گرایانه و فیزیکالیستی را جستجو کرده است. از جمله این تلاش ها توضیح تجربه نزدیک به مرگ به مثابه بازخوانی و بازسازی تجربه های بایگانی شده در مغز است. با توجه به اهمیت این مسئله در مواجهه با باورهای دینی، تحقیق پیش رو بر آن است تا دیدگاه یادشده را در معرض بررسی و سنجش قرار دهد. روش تحقیق در مقام گردآوری کتابخانه ای و در مقام داوری عقلی-تحلیلی خواهد بود. ماحصل تحقیق این است که دیدگاه یادشده به هیچ روی در تبیین این تجربه ها کامیاب نیست، بلکه از سویی فاقد پشتوانه های معتبر علمی است و از دیگر سو به جهات متعددی گرفتار قیاس مع الفارق است.
۱۹۲۶۰.

تحلیل ابعاد هستی شناسی آیات خزائن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
واژه ی «خزائن» با مفاد تفسیری کلامی، جمع «خزینه» است که در متون قرآنی و دینی تنها ناظر به ذخایر مادی و انبارهای محسوس نبوده، بلکه حقیقتی عمیق تر را بازگو می کند. حقیقتی که از آن به عنوان مظهر اراده و فیاضیت الهی در نظام خلقت یاد می شود. مسأله ی محوری پژوهش جایگاه خزائن در ساختار وجودی و نظام فیاض الهی و کیفیت اشتمال آن بر منابع طبیعی و مادی محدود یا مراتب متعالی تر و مجردی است. پژوهش با هدف تبیین و تحلیل ابعاد هستی شناختی مفهوم «خزائن» در قرآن کریم به شیوه ی توصیفی تحلیلی و بر پایه ی داده های تفسیری و کلامی معتبر سامان یافته است. بررسی ها نشانگر آن است که مفهوم «خزائن» در سه ساحت عمده قابل تحلیل است؛ نخست، خزائن مادی مشتمل برآسمان ها، زمین و ذخایر طبیعی در عالم محسوس است؛ دوم، خزائن معنوی که به جلوه هایی چون علم، رحمت، وحی، و قدرت مطلق الهی مربوط می شود؛ و سوم، خزائن اُخروی که ناظر به پاداش و کیفر در عالم قیامت است. بر اساس یافته های پژوهش، «خزائن الهی» نشانگر احاطه مطلق خداوند بر مراتب هستی در مقام ایجاد، بقا و تدبیر است؛ بدین معنا که هر موجودی در عرصه هستی، ظهور و تحقق خود را از خزائن بی پایان حق تعالی دریافت می کند و هیچ ذره ای از قلمرو وجود، از فیض و علم بی کران او بیرون نیست. از این رو، تحلیل مفهوم «خزائن» می تواند راهی در جهت فهم عمیق تر از نظام فیاض و وحدت وجودی عالم در پرتو ربوبیت الهی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان