فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۸۷۷ مورد.
ارائه مدلی برای اولویتبندی نیازمندیها در سیستمهای نرمافزاری و اطلاعاتی با استفاده از روش AHP
حوزههای تخصصی:
اولویت بندی نیازمندی ها یکی از مباحث مهم در معماری سیستم های نرم افزاری و اطلاعاتی است. در معماری سیستم های نرم افزاری، پس از مشخص شدن نیازمندی هایی که باید توسط سیستم ارضا شوند، با در نظر گرفتن محدودیت هایی اجرایی پروژه، نیازمندی ها باید بر اساس اهمیتشان اولویت بندی شوند تا زمان و منابع موجود برای اجرای پروژه، بر اساس اولویت نیازمندی ها به آن ها تخصیص یابد. این کار موجب استفاده مطلوب تر از زمان و منابع پروژه می شود و سبب می شود که در زمان در نظر گرفته شده برای اجرای پروژه، محصولی حاصل شود که نیازمندی های با اولویت بالاتر را ارضا کند. از سوی دیگر، نیازمندی های همه سیستم نرم افزاری به دو دسته کلی نیازمندی های کارکردی و کیفی تقسیم می شوند که اولی به توانایی اجرا و دومی به کیفیت اجرای وظایف سیستم مربوط می شود . مبحث اولویت بندی نیازمندی ها در مورد نیازمندی کیفی اعمال می شود. در این مقاله سعی شده است با استفاده روش AHP، روشی کلی برای اولویت بندی نیازمندی های کیفی سیستم های نرم افزاری و اطلاعاتی، با در نظر گرفتن معیارهای اصلی هزینه، ارزش، زمان،جریمه و ریسک ارائه شود و نحوه انجام آن با ارائه مثالی در یک سیستم موجودی نشان داده شود.
ارائه یک مدل برنامهریزی آرمانی جهت ارزیابی پالایشگاههای نفت کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به موضوع ارزیابی عملکرد پالایشگاههای نفت کشور بر مبنای عملکرد سالهای 80 ، 81 ، 82 و 83 پرداخته است. مبنای ارزیابی در این تحقیق مدلسازی با استفاده از مدلهای برنامهریزی در تحقیق در عملیات بوده و بدین منظور از میان مدلهای مختلف برنامهریزی ریاضی یک مدل از ترکیب تکنیکهای تحلیل پوششی دادهها و برنامهریزی آرمانی طراحی و ساخته شده که با دقت به مراتب بیشتری نسبت به مدلهای کلاسیک تحلیل پوششی دادهها کارایی و بهرهوری پالایشگاههای نفت کشور را اندازهگیری کرده و ضمن رتبهبندی آنها میزان ناکارایی نسبی و دلایل این ضعف را شناسایی مینماید. این بررسی بر بهرهبرداری بهینه از فرایندهای پالایشی با توجه به ظرفیتها و امکانات موجود با هزینه پالایشی کمتر و قابلیت تولید فرآوردههای با ارزش افزوده بیشتر تاکید مینماید.
مدل سازی و ارزیابی اثر تغییر ساعت رسمی بر مصرف برق به کمک شبیه سازی مبتنی بر رگرسیون های چند متغیره ظاهراً نامرتبط
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله بررسی اثر تغییر ساعت بر مصرف برق است. در این مقاله مدلی توسعه داده شده است و به کمک آن اثر تغییر ساعت بر مصرف برق در ناحیه تحت پوشش استان تهران تجزیه و تحلیل شده است. رهیافت تجزیه و تحلیل در این مقاله، رهیافت شبیه سازی مبتنی بر مدلهای رگرسیون چند متغیره است. مدل رگرسیونی استفاده شده در این مقاله، سیستمی از 24 معادله رگرسیونی چند متغیره است که بوسیله روش رگرسیونهای ظاهراً نامرتبط حل شده است. سه سناریوی مختلف تغییر ساعت تجزیه و تحلیل شده اند: تغییر ساعت، گسترش تغییر ساعت و تغییر ساعت دوبل. مدل رگرسیونهای ظاهراً نامرتبط با داده های 1383 تا 1385 نشان می دهد که طبق سناریوی تغییر ساعت پتانسیل کاهش مصرف برابر 9/162 مگاوات ساعت (معادل 87/0 درصد از کل مصرف در بهار و تابستان 85) و پتانسیل کاهش پیک در این سناریو میزان 102 مگاوات معادل 9/1 درصد کاهش در پیک ساعتی برآورد شده است. در سناریوی گسترش تغییر ساعت پتانسیل کاهش مصرف برابر 7/176 مگاوات ساعت (معادل 82/0 درصد از کل مصرف 8 ماهه از اسفند تا مهر) و پتانسیل کاهش پیک در این سناریو میزان 97 مگاوات معادل 9/1 درصد کاهش در پیک ساعتی برآورد شده است. در سناریوی تغییر ساعت دوبل پتانسیل کاهش مصرف برابر 5/68 مگاوات ساعت (معادل 36/0 درصد از کل مصرف در بهار و تابستان 85) برآورد شده است. پیک ساعتی در این سناریو میزان 482 مگاوات معادل 3/9 درصد افزایش یافته است.
رتبه بندی صنعتی استانها با استفاده از تاکسونومی عددی با وزن آنتروپی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کابرد الگوهای تصمیم گیری چند شاخصه (MADM) در شایسته سالاری کارگزاران جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی انتخاب مشاوران جوان دستگاههای اجرایی کشور)
حوزههای تخصصی:
در ابتدا مفاهیم نوآوری و نوآوری ارزش مطرح شده و به عنوان گام موثر در خلق ارزش، صنعت خدمات درمانی مورد تحلیل استراتژیک قرار می گیرد. سپس منحنی ارزش به عنوان ابزاری برای نمایش جایگاه بنگاه ها در حرکت نوآورانه خود معرفی شده و در بخش نهایی به معرفی منطق نوآوری در ابعاد استراتژیک پرداخته می شود. در این بخش به مطالعه موردی بیمارستان شهید هاشمی نژاد پرداخته می شود که نمونه ای کوچک اما قابل توجه در صنعت خدمات درمانی ایران به حساب می آید
استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت ارزیابی عملکرد پرسنل سازمانی و رتبه بندی آنها با نگرش
حوزههای تخصصی:
مدلی برای بهبود بهره وری تصمیم گیری گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت سازمان های پویا، حل مسائل پیچیده و ساختار نیافته سازمانی، اداره پویایی و تحول روز افزون محیط های سازمانی به دانش، توانایی و مهارت گروهی از مدیران و خبرگانی نیاز دارد که برای تعالی سازمانی و کسب برتری رقابتی باید تصمیم هایی به هنگام، صحیح و با کیفیت اتخاذ کنند. تصمیم گیری گروهی، ساز و کاری برای تلفیق دانش، تخصص، مهارت و رویکردهای متفاوت مدیران و خبرگانی است که هم افزایی حاصل از آن، سبب اتخاذ تصمیم های بهتر و با کیفیت بالا می شود. اما اغلب، تصمیم گیری گروهی به سبب برخی ویژگی هایش، نتایج منفی تولید به بارمی آورد. نظریه پردازان واندیشمندان حوزه های مختلف علمی برای بهبود تصمیم گیری گروهی و ارتقای کیفیت تصمیم های گروهی، مدل های مفهومی و چندمعیاره مختلفی طراحی کرده اند و روش ها و تکنیک های مختلفی به کار برده اند. در این مقاله تحقیقی، محققان با هدف بهبود بهره وری تصمیم گیری گروهی، مدلی مفهومی طراحی کرده اند که نسبت به سایرمدل ها از جامعیت بیش تر برخورداراست. این مدل در مرکز تحقیقات مخابرات ایران به عنوان یک سازمان تحقیق و توسعه متشکل از گروه های ارزیابی و تصویب کننده پروژه های تحقیقاتی آزمون شده و از طریق تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر، مدل نهایی بهبود بهره وری تصمیم گیری گروهی تبیین شده است
رتبهبندی شرکتها براساس معیارهای مدل سرآمدی – روش PROMETHEE(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دسـتیابی به سرآمدی و اجـرای بهـبود مسـتمر یکـی از دغـدغههای اصـلی سـازمانهای امروزی برای بـقا در بـازارهای رقابـتی اسـت. مدلهای سرآمدی به سازمانها کمک میکنند تا نیازهای اصلی جامـعه و مشـتریان خـود را بـه بهـترین شـکل مـمکن بـرآورده کنـنـد. سـازمانها برای مقایسه خود با رقبا نـیاز دارنـد تـا یـک روش سـاخـتار یافتـه و قابـل اعتـماد در اختـیار داشـته باشند و براساس نتایج مقایسه تصمیمگیری کـنند. در این مقاله ابتدا مهمترین مدلهای سرآمدی به طـور اجمالی بررسی میشـوند. سـپس شـرکتهای قطعهساز خودرو براساس سطوح سرآمدی کـسب شده و با اسـتفاده از روش PROMETHEE رتـبهبندی میشوند. اهداف اصلی این مقاله به این شرح میباشـند: هـدف اول، شناسایی سطوح سرآمدی شرکتهای قطعهساز؛ هدف دوم، رتبهبندی آنـها با استفاده از روش PROMETHEE، و در نهایت هدف سوم، معرفی این روش به عنوان یکی از قویترین روشهای تصمیمگیری چـند معیاره بـرای استفادههای آتی.
استفاده از رویکرد برنامه ریزی فازی آرمانی در طراحی مدل جایابی تسهیلات سه سطحی با معیارهای چندگانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یک رویکرد ترکیبی فرا ابتکاری برای بهینه سازی مسائل چند پاسخی در چارچوب تابع مطلوبیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
انتخاب پروژه های مطلوب در بنگاههای اقتصادی حمل ونقلی با استفاده از روش تصمیم گیری برناردو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرکتهای حمل ونقلی عمدتاً در تخصیص منابع در دسترس، به پروژه های پیشنهادی حمل بار دارای محدودیت هستند. آن چه برای این شرکتها دارای اهمیت است، مشارکت در فعالیتهایی است که اهداف اقتصادی مورد نظر را تأمین کرده و شرکت را در بهترین شرایط سوددهی قراردهد. در این تحقیق، با استفاده از فن دلفی شاخصهای انتخاب پروژه های مطلوب در بنگاه های حمل ونقلی تعیین شده و سپس پروژه های پیشنهادی به یک شرکت حمل ونقل، و توان موجود در آن شرکت مورد بررسی قرار گرفته است ، آنگاه با استفاده از روش تصمیم گیری برناردو (چند شاخصه گروهی با مقیاس رتبه ای) و با در نظر گرفتن معیارهای تعیین شده، یک مدل ریاضی برای انتخاب پروژه یا پروژه های برتر ارائه شده است، که بعد از حل این مدل با نرم افزار، پاسخ بهینه برای سرمایه گذاری شرکت مربوطه مشخص شده است .
جایگاه یابی یک محصول در صنعت لوازم خانگی در تهران بزرگ با استفاده از تکنیک Perceptual Map(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
استفاده از روش کیفی و ریفا برای بهینه سازی چند پاسخه در چارچوب روش سطح پاسخ ( RSM )(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مدل سازی تخصیص کاربری زمین در سطح منطقه بر مبنای دسترسی و ارزش افزوده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"برای تخصیص کاربری زمین در سطح منطقه، روشهای متفاوتی وجود دارند. این روشهای تخصیص و اولویتبندی میتوانند به دو گروه عمده کمی و کیفی تقسیم شوند. در کشور ایران به دلیل وجود مشکلات بسیار در زمینه تهیه آمار و امکانات موجود، بیشتر از روش کیفی استفاده شده است. در مقاله حاضر کوشش شده با توجه به آمارها و امکانات موجود، یک مدل کمی برای تخصیص کاربری زمین در سطح منطقه پیشنهاد شود. در مقاله حاضر برای توصیف مکان کاربریهای مختلف زمین، از مفاهیمی چون درجه مناسب بودن زمین که میزان مرغوبیت و مناسب بودن هر قطعه زمین را برای کاربریهای گوناگون نشان میدهد، ارزش افزوده کاربریهای مختلف و نیز عامل مهم دسترسی که بر مبنای فاصله زمانی هر قطعه زمین از مراکز جمعیتی تعریف شده استفاده شود.
یک مدل بهینهسازی از نوع برنامهریزی خطی برای مکانیابی بهینه کاربریهای مختلف پیشنهاد شده است.
با معرفی مدل ریاضی حاضر ، امکان پیشبینی تغییرات آتی کاربری زمین در اطراف شهرها و نیز بررسی وضعیت کاربری زمین در اطراف شهرهای جدید برای سیاستهای مختلف توسعه منطقه به وجود آمده است. در انتها با استفاده از مدل پیشنهادی، تغییرات کاربری زمین در سطح منطقه برای سیاستهای مختلف و نیز در حالت احداث راه جدید در منطقه، بررسی شده است. امکان بررسی تأثیرات ناشی از احداث راه جدید یا ارتقاء کیفیت راههای موجود بر تغییرات کاربری زمین از دیگر مزیتهای مدل حاضر است."
مدل چند هدفة فازی وزنداربرای تخصیص سفارشات خرید به تأمینکنندگان در یک زنجیرة تأمین
حوزههای تخصصی:
به دلیل نقش اساسی تأمین کنندگان در تعیین معیارهای کیفیت، هزینه و خدمات در دستیابی به اهداف زنجیره تأمین، مسئله تخصیص سفارشات خرید به تأمین کنندگان، یکی از مهمترین فعالیتهای مدیران خرید در یک زنجیره تأمین محسوب میشود. این مسئله چند هدفه است که در آن، اهداف با یکدیگر در تعارضاند و بسته به موقعیت خرید، اهداف اهمیت و اولویتی متفاوت مییابند. در پرداختن به این موضوع، مشخص نبودن و مبهم بودن اطلاعات مربوط به محدودیتها و پارامترهای مسئله، تصمیمگیری را سخت و پیچیده می سازد. "تئوری فازی" یکی از ابزارهایی است که به خوبی میتواند، اینگونه مسائل را حل کند. در این مقاله، یک مدل چند هدفه فازی برای از بین بردن ابهامات اطلاعات و عدم قطعیت در این مسئله توسعه داده شده است. مدل توسعه داده، شامل سه تابع: هدف، کمینهسازی هزینههای کل، و بیشینه سازی کیفیت و سطح خدمات کل کالاهای خریداری شده است. در این مدل، با استفاده از مجموع وزندار توابع عضویت، تابع تصمیمگیری مناسب به گونهای ساخته میشود که در آن، وزن معیارها متناسب با اهمیت آنها در زنجیره تأمین باشد. در خاتمه، مدل با یک مثال توضیح داده شده است.
ارایه مدل تلفیقی از مهندسی ارزش (VE) و تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به منظور طراحی نمای ظاهری خودروی سمند
حوزههای تخصصی:
اگر سازمان ها بخواهند در عرصه خواسته های متغیر و انتظارات متنوع مشتریان به همراه محیط متحول امروز، به حیات خود ادامه دهند؛ چاره ای جز این ندارند، که برای مشتریان و جامعه مرتبط با آن به دنبال ارزش آفرینی باشند. مهندسی ارزش یکی از ابزارهای خلق و بهبود ارزش برای محصولات و خدمات بوده، که علاوه بر اینکه در زمینه های متفاوتی اعم از صنعت، خدمات، کشاورزی، آموزش و پرورش، حمل و نقل، راه و ساختمان و پروژه های عمرانی کاربرد دارد، در اخذ تصمیمات کارآمد توسط مدیران، در حوزه های دولتی و غیردولتی نیز مؤثر خواهد بود. در تحقیق حاضر با به کارگیری تکنیک تحلیل سلسله مراتبی(AHP) در فرایند مهندسی ارزش(VE) تلاش شده است، با توجه به محدودیت های در پیش روی شرکت، خودرویی به بازار ارایه شود، که برای مشتری ارزش بیشتری را به همراه داشته باشد. ال حاضر، علیرغم آنکه ضرورت ارایه یک محصول جدید به بازار توسط شرکت وجود دارد، اما فقدان منابع مالی لازم برای سرمایه گذاری و نیز زمان در اختیار، امکان انجام چنین کاری را از شرکت سلب کرده است. با این وجود، تغییر طراحی نمای خارجی خودرو، راهکار مناسبی برای مسئله مطروحه می باشد. به این ترتیب در تحقیق حاضر هدف، تعیین قطعاتی است، که با توجه به محدودیت های سرمایه گذاری درصورت تغییر طراحی، بهترین طرح نمای خارجی را برای شرکت داشته باشد. درنتیجه با استفاده از یک مدل تلفیقی از مهندسی ارزش و فرایند تحلیل سلسله مراتبی، بهترین تصمیم، که انتخاب مؤثرترین قطعات نمای ظاهری برای طراحی خودرو می باشد، صورت می پذیرد.