ارزیابی کیفیت آموزش به علت ماهیت آن نیازمند روشهای خاصی میباشد. در این مقاله سعی شده است تا با بهکارگیری تکنیکهای مختلف ارزیابی و رتبهبندی، روش نوینی در ارزیابی کیفیت دورههای آموزشی ارایه شود. بهمنظور اولویتبندی و یافتن میزان اهمیت شاخصهای کیفیت آموزش، از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. برای ارزیابی عملکرد هر یک از دورهها برمبنای شاخصهای کیفیت آموزش، جمعآوری دادهها و تلخیص آنها به کمک تئوری مجموعههای فازی انجام پذیرفته است و در نهایت برای رتبهبندی دورههای آموزشی و مقایسه آنها نیز از روش TOPSIS سود برده شده است.
الگوریتم مورچگان یک روش فرا ابتکاری است که بر اساس رفتار مورچههای طبیعی عمل مینماید. در این مقاله از این الگوریتم به منظور بهینهیابی قابلیت اطمینان در سیستمهای سری با انتخابهای چندگانه در مورد هر زیرسیستم استفاده شده است، طوریکه انتخاب تکنولوژی به گونه ای صورت می گیرد تا قابلیت اطمینان با در نظر گرفتن محدودیت بودجه حداکثر گردد. این مسأله یک مسأله برنامه ریزی صفر و یک غیرخطی میباشد که از مسائلNP- hard محسوب میشود. در الگوریتم مورچگان توسعه داده شده، هر مورچه مصنوعی بر اساس اطلاعاتی که از مورچههای قبلی دریافت مینماید و با توجه به تابع هدف مسأله اقدام به ایجاد یک جواب مینماید؛ این جواب تضمینی ندارد که موجه باشد، لذا ابتدا با یک مکانیزم مناسب با یک جواب همسایه موجه جایگزین میشود و سپس با استفاده از یک روش جستجوی محلی بهبود مییابد. این روش با تنها روش فراابتکاری موجود که یک الگوریتم مورچه می باشد مقایسه شده است؛ نتایج محاسباتی نشان میدهد که الگوریتم ارائه شده میتواند جوابهای دارای کیفیت را برای مسائل با ابعاد بزرگ در زمانی کوتاه بدست آورد.
در بازارهای پر رقابت با نیازهای متفاوت مشتریان، ادامه حیات سودآور و موفق یک سازمان پیشرو، منوط به عملکرد یکپارچه کلیه زیر سیستم ها و واحدهای سازمانی، می باشد. عدم انطباق استراتژیک در خروجی فرایند واحدهای مختلف در بلند مدت سازمان را از دستیابی به یک موقعیت رقابتی پایدار، باز می دارد. واحدهای بازاریابی و تولید از جمله کلیدی ترین اجزا تشکیل دهنده سازمان می باشند که انطباق استراتژیک آنها، پیشرفت و تعالی سازمان را تضمین می کند. در این مقاله مدلی کمی بر اساس عوامل «خلق ارزش بری مشتریان» و «نتایج کلیدی عملکرد» و متغیرهای مربوطه جهت سنجش یکپارچگی استراتژیک فرایندهای تولید و بازاریابی در سازمان ارایه می شود و با استفاده از تکنیک برنامه ریزی آماری روشی برای هدف گذاری کمی این انطباق استراتژیک، معرفی می شود.
" مدیران شرکت ها و سرمایه گذاران دو گروه از ذینفعان هستند که اطلاعات حاصل از تجزیه و تحلیل صورت های مای برای آنها اهمیت ویژه ای دارد. در این راستا، آنها با در نظر گرفتن اطلاعاتی مانند نسبت های مالی، موقعیت شرکت را ارزیابی و بر اساس آن تصمیم مناسب را اتخاذ می کنند. هرچند تحلیل نسبت های مالی برای ارزیابی مالی شرکت ها قدمتی دیرینه دارد، اما محدودیت نحلیل نسبت ها آن است که هر نسبت با در نظر گرفتن یک فاکتور در صورت و فاکتور دیگر در مخرج، فقط یک بعد را ارزیابی می کند. بنابراین در نظر گرفتن نسبت های مالی به صورت جدا از هم معمولا نمی تواند راهنمای مناسبی برای سرمایه گذاران و مدیران شرکت ها باشد. برای رفع این نقص، در این مقاله پیشنهاد می شود که ابتدا با بررسی نظر خبرگان و کارشناسان صنعت و استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی وزن اهمیت نسبت های مالی مختلف در مقایسه با هم استخراج شود. سپس با تلفیق نسبت ها و در نظر گرفتن چهار دسته از نسبت ها به عنوان ستاده های هر شرکت، کارآیی و کارآمدی هر شرکت در مقایسه با سایر شرکت ها اندازه گیری شود. بدیهی است نمره کارآیی هر شرکت که اطلاعات مختلفی در آن منظور شده می تواند راهنمای مناسبی هم برای سرمایه گذاران و هم مدیران شرکت باشد تا اولویت های سرمایه گذاری و جهت گیری آتی شرکت را با دقت بیشتری تعیین نمایند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در میان نسبت های نقدینگی، نسبت سریع، در میان نسبت های سودآوری، بازده حقوق صاحبان سهام، در میان نسبت های رشد، نسبت افزایش حقوق صاحبان و در میان نسبت های عملیاتی، نسبت گردش موجودی بیشترین اهمیت را در صنعت داروسازی داشته است. پس از به کارگیری شاخص های ترکیبی به عنوان ستاده و استفاده از یک مدل تحلیل پوششی داده های جمعی، نمره ناکارآمدی شرکت های داروسازی محاسبه شد. که در این میان شرکت داروسازی البرز بالاترین و شرکت دارویی لقمان پایین ترین رتبه را داشته است.
"
"برای تخصیص کاربری زمین در سطح منطقه، روشهای متفاوتی وجود دارند. این روشهای تخصیص و اولویتبندی میتوانند به دو گروه عمده کمی و کیفی تقسیم شوند. در کشور ایران به دلیل وجود مشکلات بسیار در زمینه تهیه آمار و امکانات موجود، بیشتر از روش کیفی استفاده شده است. در مقاله حاضر کوشش شده با توجه به آمارها و امکانات موجود، یک مدل کمی برای تخصیص کاربری زمین در سطح منطقه پیشنهاد شود. در مقاله حاضر برای توصیف مکان کاربریهای مختلف زمین، از مفاهیمی چون درجه مناسب بودن زمین که میزان مرغوبیت و مناسب بودن هر قطعه زمین را برای کاربریهای گوناگون نشان میدهد، ارزش افزوده کاربریهای مختلف و نیز عامل مهم دسترسی که بر مبنای فاصله زمانی هر قطعه زمین از مراکز جمعیتی تعریف شده استفاده شود.
یک مدل بهینهسازی از نوع برنامهریزی خطی برای مکانیابی بهینه کاربریهای مختلف پیشنهاد شده است.
با معرفی مدل ریاضی حاضر ، امکان پیشبینی تغییرات آتی کاربری زمین در اطراف شهرها و نیز بررسی وضعیت کاربری زمین در اطراف شهرهای جدید برای سیاستهای مختلف توسعه منطقه به وجود آمده است. در انتها با استفاده از مدل پیشنهادی، تغییرات کاربری زمین در سطح منطقه برای سیاستهای مختلف و نیز در حالت احداث راه جدید در منطقه، بررسی شده است. امکان بررسی تأثیرات ناشی از احداث راه جدید یا ارتقاء کیفیت راههای موجود بر تغییرات کاربری زمین از دیگر مزیتهای مدل حاضر است."
یکی از بزرگ ترین مشکلات سازمان ها، عدم شناخت دقیق آن ها از نیروهای بالقوه موجود در سازمان ها است . در این تحقیق سعی شده با امتزاج فنون آماری، ریاضی و تصمیم گیری چند شاخصه فازی، مدلی برای انتخاب مدیران طراحی شود. سازمان ها به دنبال نیروهای قوی خارج از سازمان برای تصدی پست های کلیدی خود هستند، در حالی که با کمی تامل و نگاه خوش بینانه به داخل سازمان، متوجه نیروهای قوی، مستعد و بالقوه ای خواهند شد که بعضاً بهتر از هر نیروی خارجی قادر به سوق دادن سازمان به دستیابی اهداف از پیش تعیین شده اند. با عنایت به مطالب بیان شده، در پژوهش حاضر یک مدل تصمیم گیری چند شاخصه فازی برای فرایند جانشینی مدیریت در سازمان حمل و نقل و پایانه های کشور طراحی شد. در این تحقیق ابتدا معیارهای شایستگی مدیریتی بر اساس مطالعات کتابخانه ای، نظر خواهی از کارشناسان و استفاده از آزمون های آماری کروسکال والیس و آزمون نسبت موفقیت در جامعه شناسایی شدند. سپس از روش میانگین موزون برای تعیین وزن معیارهای فرعی و از تکنیک AHP برای تعیین وزن معیارهای اصلی استفاده شد.در پایان، مدل چند معیاره فازی طراحی گردید و با استفاده از متدولوژی مجموعه های فازی و تکنیک تاپسیس (TOPSIS) اقدام به اولویت بندی کاندیداهای جانشینی مدیریت گردید.
در یک تعریف ساده، تئوری صف، علم تجزیه و تحلیل و مدیریت خطوط انتظار است. تئوری صف، شاخه ای از علم ریاضیات است که در اوایل قرن بیستم در حین مطالعه بر روی خطوط انتظار تلفن توسعه پیدا کرد. باید توجه داشت که در تمام سیستم های صف، انسان حضور ندارد، ولی در سیستم های صفی که در آن ها انسان به عنوان ارایه دهنده خدمت فعالیت می کند می توان سیستم صف را یک سیستم پویا در نظر گرفت؛ زیرا در این گونه سیستم ها، اجزای سیستم با یکدیگر تعامل و برهم کنش بیش تر دارند. در این مقاله با استفاده از رویکرد پویایی سیستم، یک مدل دینامیک از پویای های یک سیستم صف ارایه گردیده و سپس با بررسی اثر اجزای مختلف مدل بر دیگر اجزا به مطالعه پویایی های یک سیستم ساده صف پرداخته شده است.
"هدف از این تحقیـق نشان¬دادن توانمندی روش شبیهسازی کامپیوتری در ارتقای بهرهوری و متوازنسازی سیستم تولیدی است. این تحقیق سعی دارد تا نخست با تبیین مدلهای شبیهسازی و ابعاد کاربردی آن نگاه خاص خود را بر موضوع بهرهوری انداخته و توانمندی این روش را در عرصه بهبود بهرهوری نشان دهد. در این راه پارهای از مطالعات به عمل آمده¬ - که بر مدار بهرهوری صورت گرفته- ارائه شده است که با تبیین آنها به دنبال تشریح و اثبات توانمندی خاص شبیهسازی کامپیوتری در حیطه بهبود و ارتقای بهرهوری می¬باشد.
مطالعه موردی با شناسایی سیستم مطالعه شده و طراحی مدل سیستم موجود ( مدل AS-IS ) و تحلیل و بررسی نتایج حاصل از آزمایشهای مدل مذکور آغاز شد. در مرحله بعدی با مشخص¬کردن ضریب بهره¬برداریِ نیروی انسانی وسایل، تجهیزات و شناسایی نقاط گلوگاهی سیستم - که موجب کاهش کارایی و عملکرد آن می¬شود - اقدام به طراحی راهکارهای بهبود دهنده پیشنهادی(مدلTO-BE) شد.
در نهایت با انجام آزمایشهای شبیهسازی و مقایسه و تحلیل نتایج خروجیهای به دست آمده از مدل AS-IS و مدلهای TO-BE مشخص شد که یکی از سناریوهای پیشنهادی از میان راهکارهای بهبود دهنده، مناسبترین عملکرد را داشته است ."