ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳٬۳۴۶ مورد.
۲۱.

سیر تحول زیبایی شناسی خودتزیینی موی زنانه (مورد مطالعه: زنان عشایر عرب کتی روستای حصار بالای ورامین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف: خودتزیینی موی زنانه یکی از مهم ترین مولفه های فرهنگی-تاریخی ایران است، بطوری که امروز نیز شاهد اهمیت این مولفیه فرهنگی در گفتمان های مختلف هستیم. پرسش اصلی این است که مولفه های تاثیرگذار در زیبایی شناسی خودتزیینی سنتی  و امروزی موی زنانه چیست؟   روش شناسی: در این پژوهش تلاش شد تا با روش تحقیق تحلیلی-توصیفی و با مطالعیه میدانی مردم نگارانه ( مصاحبه و مشاهده مشارکتی) به واکاوی مولفه های تاثیرگذار در  زیبایی شناسی خودتزیینی سنتی و امروزین موی زنانه و دخترانیه عشایر عرب کتی به عنوان بزرگترین عشایر عرب تهران ساکن در روستای حصار بالای ورامین بپردازیم و بر همین اساس با بهره مندی از ادبیات نظری انسان شناسی زیبایی شناسی و بدن سعی در واکاوی این مولفه ها داریم.   یافته ها: یافته ها نشان می دهد که هویت قومی، سن، جایگاه اجتماعی و اقتصادی در زیبایی خودتزیینی سنتی موی زنان و دختران نقش مهمی را ایفا می کند و طی یکصدسال اخیر، عواملی همچون مداخلات سیستم های حکمرانی در چگونگی خودتزیینی مطلوب و الگوهای خودتزیینی مد روز جهان که از طریق رسانه های مختلف بازتولید می شود و موجب تغییرات مولفه های زیبایی خودتزیینی مو در میان زنان و دختران جوان شده است و  اغلب سعی در بازتولید« موی مطلوب دوران» را دارند اگرچه در برخی موارد مولفه های زیبایی شناسی مد روز با مولفه های سنتی تقابل دارد، ااما غلبیه مولفه های دوران حاضر بر سنت مشهود است
۲۲.

تحلیل شیوه های تعدیل قربانی انسان در متون منظوم روایی تا قرن هفتم بر اساس نظریه های قربانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۲
هدف: قربانی، عملی آیینی است که در آن، اشیاء یا موجوداتی وقف می گردیدند و به برخی قدرت های ماوراءِ طبیعی پیشکش می شدند. بشر از دیرباز به منظور ایجادِ پیوند و گسترش ارتباط، میان خود و اُمور قدسی به تقدیم انواع قربانی ها پرداخته است. از آیین های کهن و بسیار گسترده ای که ارزش کیفی خاصّی برای آدمی داشته و با اجرای آن، آدمی می کوشید با نیروهای طبیعی، پیوند برقرار کند و به یاری آن خود را در نظم جهانی دخیل سازد، آیین قربانی کردنِ انسان است. رفته رفته با گذر از مراحل آغازین حیات و گسترش عقلانیّت، جوامع می کوشند به جای قربانی کردن همنوعان، به شیوه های جایگزینی برای قربانی انسانی متوسل شوند.روش شناسی: این پژوهش می کوشد به روش توصیفی-تحلیلی در متو ن نظم روایی حماسی، غنایی و عرفانی تا قرن هفتم و بر اساس نظریه های قربانی به بررسی چاره اندیشی های بشر جهت تعدیل قربانی های انسانی بپردازد.یافته ها: براساس نتایج این پژوهش، شیوه های تعدیل قربانی در پنج دسته با عناوین: سوراخ کردن گوش و ریختن مقداری از خون، خراشیدن صورت، بریدن زلف، جامه دریدن، واگذاری کودکان به معابد مقدّس، ختنه و اخته کردن طبقه بندی می شود. در موردِ شیوه های تعدیل قربانی انسانی در متون روایی نیز باید گفت: شیوه های تعدیل در متون عرفانی نمود و دگرگونی معنایی خاصّی نسبت به متون حماسی و غنایی دارد. موارد تعدیل در متون عرفانی، اغلب جنبه نمادین و رمزی می یابند، مثلاً خراشیدن صورت، بریدن زلف و کوتاه کردن مو، دریدن جامه(تمثیلی از جسم) و اخته کردن به ترتیب در مفاهیم کاستن زیبایی افراد و سرکوب نفس، نفی خودبینی و عدم توجه به جذابیت های ظاهری، گشایش روحانی و رهایی از تعلّقات دنیوی و قطع طبیعت نفسانی و خوارداشت آن به منظور تزکیه و ارتباط با منشأ قدسی به کار می رود. در تحلیل مصادیق تعدیل قربانی انسانی نیز نظریه های تعدیل قربانی از ماکس وِبر، بلاگردانی فریزر، جلب رضایت خدایان از بویس کارآمدتر و انعطاف پذیرتر از سایر نظریه هاست.
۲۳.

بررسی روابط بینامتنی افسانه ساری گَلین آذربایجان با حکایت شیخ صنعان عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۰۵
هدف: این پژوهش در پی تحلیل معنایی و مضمونی ترانه ساری گلین آذربایجان و افسانه عاشقانه مرتبط با آن و تبیین جایگاه بینامتنی آن بر پایه نظریه بینامتنیت ژرار ژنت با حکایت شیخ صنعان عطار است تا ضمن بررسی تفاوت ها و شباهت های این دو داستان، به دریافت شایسته تر ترانه ساری گلین دست یابد. بررسی بینامتنی برای شناخت پیشینه و نقد متون ادبی یا هنری و نیز تشخیص اصالت و خلاقیت آن ها بسیار موثر است. در این پژوهش چنانچه ترانه ساری گلین آذربایجان و افسانه عاشقانه ای که پیرامون آن وجود دارد به صورت تطبیقی و بینامتنی با اثر ادبی حکایت شیخ صنعان عطار مورد بررسی قرار گیرد می تواند نکات و وجوه تازه ای درباره این اثر فراهم کند و سبب درک عمیق تر و فهم بهتر ترانه ساری گلین شود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی_تحلیلی و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت کیفی است. در این پژوهش ابتدا برای کسب اطلاعات در مورد ترانه ساری گلین با تعدادی از اساتید و پژوهشگران در زمینه موسیقی فولکلوریک آذربایجان مصاحبه و بعد از آن به روش کتابخانه ای در خصوص حکایت شیخ صنعان عطار و مبانی نظری، اطلاعاتی گردآوری شده و سپس با تکیه بر نظریه بینامتنیت ژرار ژنت تحلیل درون مایه و شخصیت ها و کنش های این دو متن انجام می گیرد. یافته ها: شخصیت های اصلی و رویدادهای این دو، از قبیل عشق یک مسلمان به دختری مسیحی، شروط ازدواج و روی برگرداندن از اسلام و چوپان شدن عاشق، پایان زندگی دختر مسیحی از فراق یار، نشان دهنده شباهت مضمونی بسیار بینشان می باشد؛ مضمونی که بیان کننده عشقی ناکام و دلداگی پرشوری است. شخصیت پردازی های افسانه ساری گلین که آشکارا از شخصیت های حکایت شیخ صنعان عطار بهره گرفته و مردی مسلمان دلباخته دختری مسیحی می شود و نیز مضمون دقیق و مشترک عشقی که مسائل دینی مخل و بازدارنده آن است و ناکامی در وصالش ریشه در باورهای دینی دارد و همچنین شرط سخت گذر از اسلام برای رسیدن به معشوق که عینا از حکایت شیخ صنعان عطار گرفته شده است ایضا جان سپردن دختر ترسا از فراق حق تعالی و مرگ ساری گلین از فراق یار و دل شکستگی و غم عشق این جهانی که اختلاف در روایت فرجام دختر مسیحی با توجه به اینکه در بینامتنیت صریح متن دوم نسبت به متن اول تفاوت هایی دارد و تشابه و تاکید بر پایان زندگی دختر مسیحی در هر دو حکایت است؛ رابطه بینامتنی صریح را بین تمامی این موارد برقرار می کند. همچنین چوپانی گله بره در افسانه ساری گلین می تواند نشانه و اشاره ای به خوک رانی در حکایت شیخ صنعان عطار باشد که بخشی از بینامتنیت ضمنی است. نتیجه گیری: در نهایت این بررسی بینامتنی روشن کننده تاثیرپذیری افسانه ساری گلین آذربایجان از حکایت شیخ صنعان عطار و سبب درک بهتر ترانه ساری گلین شد و به نظر می رسد افسانه ساری گلین در واقع، روایتی عامیانه از حکایت شیخ صنعان عطار است
۲۴.

مطالعه تعامل قوم لر با دولت ملی ایران و پنداشت آنها از قومیت و دولت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۲
هدف: قوم لر یکی از اقوام باستانی ایران است که در مناطق غربی و جنوب غربی کشور، به ویژه در استان های لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام و بخش هایی از خوزستان و چهارمحال و بختیاری ساکن هستند. تاریخ تعامل قوم لر با دولت های مختلف ایران، از جمله دوره های صفویه، قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی فراز و نشیب های زیادی داشته است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر و تاثر و نوع رابطه قوم لر با دولت ملی ایران و همچنین ادراک آنها از مفهوم دولت ملی است. روش شناسی: روش تحقیق این پژوهش، تاریخی–انتقادی است. اهمیت و ضرورت این پژوهش درک بهتر از روابط بین قومی و تاثیر آن بر همبستگی ملی و سیاست گذاری های دولت است. براین اساس پرسش اصلی این پژوهش این است که نوع رابطه قوم لر با دولت ملی ایران و ادراک این قوم از این مفهوم با توجه به تاثیر و تاثیری که از آن گرفته اند چگونه بوده است؟ یافته ها: بر پایه رهیافت نظری این مقاله که محرومیت نسبی است، یافته ها حاکی از آن است که درک قوم لر از دولت ملی ترکیبی از تجربه های تاریخی، فرهنگی و سیاسی است که نقش مهمی در شکل دهی به تعاملات و همکاری های آنها با دولت مرکزی ایفا می کند. قوم لر از زمان تاسیس دولت ملی در ایران، نوعی دیوار را در بین خود و حاکمیت احساس کرد که در زمان رضاشاه، این شکاف هویتی موجب تنش های بسیاری از جمله نبرد تامرادی بین دولت مرکزی و قوم لر و بویراحمدی ها شد. این تنش ها البته در بین دیگر اقوام مانند اعراب و کردها نیز با دولت مرکزی وجود داشت. در زمان پهلوی دوم نیز تقابل بین دولت ملی و قوم لر با ضریب کمتر وجود داشت و با وقوع انقلاب اسلامی، با توجه به مشارکت قوم لر، و عشایر بویراحمدی در جریان انقلاب اسلامی، نوعی تساهل بوجود آمد که البته نیاز به رفع برخی از نیازهای قوم لر از طرف دولت ملی در مناطق لر نشین وجود دارد
۲۵.

بررسی مفهوم عشق در مثنوی طاقدیس از دیدگاه روان شناسی مثبت نگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با نگرشی میان رشته ای، پیوند عمیقی بین محبت در مثنوی طاقدیس و علم بهزیستی را بررسی کرده است. این مطالعه با واکاوی مفهوم عشق در سروده های این مثنوی و مقایسه آن با مفاهیم سایکولوژی مثبت، نشان می دهد که عشق انگیزه ای قدرتمند است که نه تنها به رهایی از قیود نفسانی کمک می کند، بلکه به تکامل معنوی و نیل به اوج نیز می انجامد. عشق روحانی برترین گونه محبت بوده و نقش اساسی در متن طاقدیس ایفا می کند، اما موانعی همچون نفس پرستی، هراس و تعلق می توانند سد راه این عشق شوند. این پژوهش همچنین نشان می دهد که تمرین هایی مانند سپاسگزاری و یاری رساندن به دیگران می توانند به تقویت عشق کمک کنند؛ هرچند با محدودیت هایی نظیر طبیعت کیفی اطلاعات و تمرکز بر یک اثر مشخص مواجه است. ابتکار این پژوهش در ترکیب مفاهیم عرفانی و روان شناسی مثبت نگر و ارائه یک الگوی فراگیر برای شناخت ارتباط بین عشق و طاقدیس نهفته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
۲۶.

مطالعه انسان گرایانه پیکرنگاری قلمدان های لاکی دوره قاجار بر پایه نظریه توجه بصری (TVA) بوندسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف- ازاین رو، اهداف این نوشتار عبارت اند از: مطالعه بازتاب مفاهیم شناختی انسان گرایانه بین صورت و اعضای بدن در حال انجام یک عمل در صحنه های اجتماعی پیچیده با سطوح مختلف تعامل اجتماعی و عوامل فردی در مقابل اجتماعی به تصویر کشیده شده در صحنه های پیکرنگاری قلمدان های لاکی قاجار در موزه ملی ملک و همچنین، تحلیل مفاهیم شناختی پیکرنگاری در پی بررسی شخصیت انسانی این پیکره هاست. پرسش های که در این مقاله مطرح می شود، به این ترتیب است که نقوش انسانی مصور شده بر قلمدان های لاکی دوره قاجار در چه سطوح مختلفی از تعامل اجتماعی و عوامل فردی ترسیم شده اند؟ نقوش پیکرنگاری این قلمدان ها غالباً دارای چه مفاهیم انسان گرایانه هستند و توجه بصری به این شخصیت ها در زمینه صحنه های اجتماعی و فردی به چه صورت تبیین می شود؟روش شناسی- این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای طبق رویکرد مفاهیم شناختی انسان گرایانه بر پایه نظریه توجه بصری بوندسن به شناسایی و مطالعه پیکرنگاری مصور شده بر روی قلمدان های لاکی دوره قاجار می پردازد.یافته ها- در تحلیل پیکره های انسانی قلمدان لاکی دوره قاجار باید به مفاهیم شناختی انسان گرایانه چون شخصیت آن ها توجه کرد. علاوه بر این، بررسی پیکرنگاری قلمدان لاکی دوره قاجار نشان می دهد که نقوش ترسیم شده انسانی از الگوهای زیبایی شناسی تقریباً مشابه و متأثر از ورود تفکرات هنری اروپایی تبعیت کرده است. چنانچه در طراحی پیکرنگاری تقلیدی ناقص از واقع گرایی در طراحی ها دیده می شود.نتیجه گیری- نتایج نشان می دهد که بر اساس نظریه توجه بصری (TVA) بوندسن و تحلیل پیکرنگاری قلمدان های لاکی، پیکرنگاری شخصیت انسان در دو سطح کُنش فردی و اجتماعی در نقاشی منجر به تأثیرگذاری در جذب رفتار مخاطب در جلب توجه بصری محسوب می شود و بازنمایی کُنش های فردی در مقایسه با صحنه هایی با کُنش های اجتماعی، منجر به جهت دهی بیشتر کاوش های بصری در پیکرنگاری قلمدان های فوق شد. همچنین، توجه بصری در صحنه های اجتماعی پیچیده ای؛ چون صحنه نبرد بر فعالیت پیکره های انسانی و نوع شخصیت آن ها متمرکز می شود، درحالی که در چهره نگاری، توجه بصری به چهره ترسیم شده معطوف می شود
۲۷.

طراحی مدل شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی شهرستان کاشان: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۴
با تشدید رقابت در عرصه جهانی، مدیریت مناسب زنجیره تأمین به یک چالش های اساسی برای شرکت های تولیدی و تجاری تبدیل شده است. در این راستا، شرکت های مختلف برای کسب مزیت رقابتی ازطریق ایجاد ارزش در تمام فعالیت های شرکت تلاش می کنند. لازمه این امر، تمرکز بر یک رویکرد کارآفرینانه بر پایه ایجاد شایستگی های کارآفرینانه در مدیریت زنجیره تأمین است. ازآنجاکه تاکنون پژوهشی به بررسی این شایستگی ها در سطح زنجیره تأمین نپرداخته، پژوهش حاضر به شناسایی شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی کاشان و طراحی مدل این شایستگی ها با استفاده از رویکرد آمیخته، پرداخته است. در ابتدا برای شناسایی شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی مصاحبه های عمیق با 13 نفر از خبرگان و مدیران شرکت های موفق صنعت فرش ماشینی کاشان انجام شد و با استفاده از تحلیل مضمون این شایستگی ها استخراج و کدگذاری شده اند. سپس با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری مدل شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی کاشان ترسیم گردیده و پیشنهاد هایی براساس این مدل ارائه گردید. در این تحقیق، دو شایستگی تولید در سطح جهانی و شایستگی مدیریت بازگشت مؤثر به عنوان شایستگی های جدید شناسایی شده اند. همچنین نتایج مدل سازی ساختاری تفسیری بیانگر این بود که شایستگی ها در دو سطح قابل دسته بندی هستند و شایستگی های نیازهای کارکنان، فضای روانی مناسب، تصمیم گیری مشارکتی و بازگشت مؤثر، اثرگذارترین شایستگی ها هستند. براساس یافته ها پیشنهاد می گردد اصول تناسب استراتژیک در زنجیره تأمین فرش ماشینی بررسی و رعایت گردد. همچنین توجه به مدل های همکاری و رعایت استانداردها و الزامات بین المللی برای حضور در تولید سطح جهانی ضروری است.
۲۸.

چگونگی درک زمان –فضا (با نگاهی به بوف کور صادق هدایت )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۲۴
هدف: با مطالعه ادبیات هر جامعه ما به این خواست نزدیک می شویم که تجربه گسسته انسان چگونه در روایت معنادار می شود. نویسنده ملزم است هنگام پرداخت روایت، درکی از ساختارهای شناخت ذهنی افراد جامعه یا حداقل ذهن خود برای ارتباط برقرار کردن با دیگری و جهان داشته باشد. از آن جا که مهم ترین اصل در روایت، برای معنادار کردن تجربه بشری، پرداختن به امر زمان است. وگرنه نویسنده نمی تواند روایتی  در معنای تعریف ژانر رمان شکل دهد و ممکن است، صرفا به ماجراها، کنش ها و احساسات شخصیت ها توجه کند. نویسنده هنگامی تلاش می کند تجربه بشری را با درکش از امر زمان معنادار کند، خواه ناخواه فضاهای اجتماعی، مکانی–ذهنی جامعه خویش را  نیز شکل می دهد. پس ما با مطالعه ادبیات و فهم درک نویسنده از امر زمان–فضا، به فهم ساختار شناخت و فضاهای زندگی جامعه نویسنده هم نزدیک می شویم.  روش شناسی: برای نزدیک شدن به فهم چگونگی درک زمان–فضای صادق هدایت، در  ابتدا تلاش شده تحلیلی از جامعه  نویسنده که در آن زندگی می کرده، داشته باشیم و سپس با استفاده از روش شناسی تحلیل محتوا، مضمون های روایت را در رابطه با چگونگی درک نویسنده از امر زمان و فضاهای زندگی  استخراج شود. برای استخراج مضمون های روایت در جهت هدف مطالعه، مهم است نویسنده معنایابی موقعیت شخصیت ها را در نظر دارد یا کنش و احساسات آن ها را در نظر می گیرد و مفاهیم ذهنی خود را به آن ها غالب می کند. سپس تلاش می شود ارتباط مفاهیم تحلیلی جامعه نویسنده با مضمون های روایت نویسنده، تحلیل شود. یافته ها: جامعه ایران در تاریخ زندگی نویسنده (دوران مشروطه)، دچار تغییرات گسترده و ناگهانی از بالا توسط حاکمیت به صورت تغییر فضاهای زندگی شده است. این تغییرات فضایی، مردم را به لحاظ شناختی و فضایی دچار گسست از گذشته کرده است. طبیعی است درک امر زمان در این موقعیت دچار آسیب شود، چون افراد از یک سو به خاطر تغییرات فضایی نمی توانستند خود را به راحتی به گذشته متعلق بدانند و از سوی دیگر جامعه قادر نبود روش شناسی علم جوامع غربی را برای فهم پیشرفت در آینده درک کند. از آن جا مردم به راحتی نمی توانستند برای گذراندن زندگی روزمره خود وارد تولید اقتصادی شوند.  در موقعیت جامعه ایران، حاکمیت خواهان ساخت دولت –ملت با فروش منابع طبیعی و وارد کردن مدرنیته از بالا شد و روشنفکرین ایرانی که نویسندگان ادبیات هم جزو آن ها هستند خواهان حاکمیت قانون همراه با آزادی های سیاسی و فردی شدند. در این جا نویسنده ای همانند هدایت که می خواهد موقعیت شخصیت داستان خود را معنایابی کند، او را معلق در فضایی گسترده نشان می دهد که زمان حال ابدی را به فهم و درک زمان گذشته و آینده ترجیح می دهد. او نه به دنبال تعریف امر زمان از خلال مفاهیم دینی نه مفاهیم زندگی روزمره بر اساس نقش های فرهنگی و نه بر اساس حس های شناختی است. در نتیجه هنگامی شخصیت در فضایی گسترده و زمان حال ابدی معلق است، در این فضا شخصیت ترجیح می دهد در احساسات خود وول بخورد لذت ببرد یا درد بکشد. و نه تنها به دنبال درک قوانین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که در حال تغییر هستند، نباشد بلکه احساسات را نیز به عنوان یک منبع شناخت فردی درک نکند
۲۹.

رهیافت ساختارگرایی در باستان شناسی و کاربرد آن در تحلیل مواد فرهنگی بر جای مانده از گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف: علم باستان شناسی به عنوان مطالعاتی که همواره به دنبال کشف حقایق گذشته بوده؛ شناخته می شود. امر کشف حقیقت به منظور بازسازی تاریخ و فرهنگ در باستان شناسی با بهره گیری از داده های مادی بر جای مانده از گذشته صورت می گیرد. این آثار به عنوان نشانه هایی از گذشته بیانگر افکار مردمانی بوده که آن ها را ساخته و مورد استفاده قرار داده اند. گروهی از مواد فرهنگی به دست آمده از محوطه های باستانی به صورت نمادین در بین مردمان گذشته مورد استفاده قرار می گرفته و استفاده از روش های تجربی و آزمایشگاهی در اکثر مواقع امکان رسیدن به پاسخ در ارتباط با این گروه از آثار را ندارند و همچنین غالب مطالعاتی که تا به امروز بر روی این گروه از آثار انجام شده وجه علمی نداشته و عمدتاً به صورت درک شهودی باستان شناس از آثار بوده و هیچ پایه علمی ندارند. در پژوهش حاضر سعی خواهد شد تا رهیافت باستان شناسی ساختارگرایانه که یکی از رهیافت های رایج در باستان شناسی شناختی و روندگرا در دنیا بوده معرفی و تببین شود و شیوه ها و اصول کاربرد آن در تحلیل مواد فرهنگی نمادین شرح داده شود. این روش تا به امروز آن گونه که باید در باستان شناسی ایران تبیین و مورد استفاده قرار نگرفته است. لذا به عنوان یکی از رهیافت های علمی در تفسیر داده های نمادین در باستان شناسی، معرفی و تبیین آن ضروری و راهگشا خواهد بود. روش شناسی: به منظور دست یابی به اهداف مورد نظر سعی گردیده است تا با مطالعه و تجزیه و تحلیل مکاتب ساختارگرایی در زبان شناسی و همچنین انسان شناسی و شناخت قواعد و اصول ساختارگرایی در این مکاتب به راهکارهایی قابل استفاده در باستان شناسی به منظور تحلیل گروه خاصی از مواد فرهنگی باقی مانده از گذشته دست یابیم . فلذا این پژوهش از نوع کاربردی با ماهیت تحقیقات توسعه ای بوده که رویکرد استراتژیک دارد. از طرفی اطلاعات و داده های پایه ای این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است. نتیجه گیری: با توجه به این که ساختارگرایی از زبان شناسی ریشه گرفته و در انسان شناسی توسط لوی استروس قوام پیدا کرده است؛ لذا با بررسی آن در این دو مکتب اصول چهارگانه ای آشکار گردید که با استفاده از آن ها می توان اقدام به تحلیل مواد فرهنگی باستان شناسانه کرد. این اصول و شاخصه ها بدین قرار هستند: 1- تعریف مجموعه به هم پیوسته با ویژگی همزمانی اعضای آن، 2-توصیف مواد و داده های فرهنگی این مجموعه، 3- بهره گیری از تضادها و دوگانگی ها به منظور رسیدن به معنا و 4- استفاده از اصول همنشینی و جانشینی در ساختارهای تعریف شده از مواد وداده های فرهنگی. با به کارگیری این مراحل به صورت منفرد و یا به صورت همزمان با هم، این امکان برای باستان شناس فراهم می آید تا به ادراکی از حقیقت مواد فرهنگی برجای مانده از گذشته و باورهای مردمان گذشته دست یابد. به این ترتیب باستان شناس با به کار گیری این مراحل از ساختارگرایی در باستان شناسی بهره خواهد گرفت
۳۰.

باز تعریف ابعاد مختلف سرزندگی در مراکز تجاری شهر تهران: مطالعه موردی مراکز تجاری چند منظوره بزرگ مقیاس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف: سرزندگی به طور مشخص به مفهوم تنوع فعالیت ها در عرصه همگانی و سازگاری آن با فضاهای شهری در چهارچوب نظامی از قرارگاه های رفتاری به حساب می آید. در این بین مراکز تجاری با دربرداشتن سهم قابل توجهی از مساحت مجموع شهر و نیز پرمخاطب ترین فضا در میان شهروندان به سبب بهره مندی از برقراری تعاملات مطلوب اجتماعی در مکان، برآورنده نیازهای متفاوت انسانی با ارائه اختلاطی از کاربری ها می باشند. سرزندگی از جمله کیفیت های مطلوب زندگی قلمداد می شود که در همبستگی اجتماعی شهروندان نقش بسزایی دارد. هدف نهایی برنامه ریزی شهری تأمین شرایط مناسب زندگی در شهر و محیط های وابسته به آن از جمله مراکز خرید است که رابطه نزدیکی با مفهوم سرزندگی و قابل زندگی بودن در شهر دارد. هدف از این پژوهش ارتقاء کیفیت محیطی مراکز تجاری چندمنظوره بزرگ مقیاس کنونی و آتی شهر تهران بوسیله شناخت و بازتعریف ابعاد سرزندگی در این فضاهاست.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش دلفی در مرحله انتخاب مراکز تجاری و روش تحلیل محتوا در مرحله بازشناسی مولفه های سرزندگی انجام شد. برای انجام این پژوهش، از ابزار مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه این پژوهش مراکز تجاری بزرگ شهر تهران و متخصصان معماری، معماری منظر، طراحی شهری و برنامه ریزی شهر بودند. در نمونه گیری کیفی جهت انتخاب مراکز تجاری مطلوب، 19 مورد با استفاده از روش دلفی برگزیده شد. در گام بعدی جهت مصاحبه با متخصصین موضوعی، در ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌ ﻪ به بهره گیری از روش نمونه گیری نظری ﺑﺎ 46 ﻧﻔﺮ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. برای کدگذاری و تحلیل متن مصاحبه ها از نرم افزار اطلس تی آی استفاده شد. به منظور سنجش قابلیت اعتماد و تائیدپذیری یافته های پژوهش از روش های تماس مستمر با محیط پژوهش، ارائه یافته ها به برخی از اعضای جامعه پژوهش و اخذ نظرات ایشان و نیز کدگذاری توسط پژوهشگری دیگر بهره گرفته شد.یافته ها: در ابتدا براساس مولفه ها و معیارهای سرزندگی که در مرور پیشینه ها و نیز مبانی نظری به دست آمده است، تحلیل معمارانه 19 مرکز تجاری منتخب انجام شد. سپس با مرور مجموعه اطلاعات و داده های حاصل از مصاحبه با اساتید و کارشناسان و بررسی آن ها از زوایای گوناگون، سرانجام 58 مفهوم در ارتباط با سرزندگی فضایی از طریق کدگذاری باز استخراج  شد. پس از طی شدن مراحل تقلیل داده ها، در پاسخ به پرسش پژوهش، 11 بعد برای مفهوم سرزندگی در مراکز تجاری شهر تهران به دست آمد که شامل احیای مکان، تعلق به مکان، تناسبات فضایی، انسجام موقعیت ها،مردم داری، زیبایی شناسی منظر، ایمنی، تنوع، کالبد بنا، ارتباطی و گشایش فضایی است.نتیجه گیری: پژوهش حاضر به صورتی خاص بر مراکز تجاری و سرزندگی آنها از ابعاد خاص پژوهش تمرکز داشته است. فضاهای تجاری با در بر داشتن «فرم» در بعد کالبد و «محتوا» در بعد فعالیت به صورتی مکمل، در دو مولفه عین و ذهن در قالب عناصری زیبایی شناختی، بصری، کالبدی، ادراکی در یکدیگر عجین شده اند و دارای بارمعنایی واجد اهمیتی هستند. این موضوع برانگیختن حس خاطره انگیزی، سرزندگی و غنای حسی در لبه خیابان و فضاهای ارزشمند پیرامونی را سبب می گردد که می تواند به صورتی بسیار اثرگذار به عمق بافت های ساختمانی اطراف خیابان نیز نفوذ نماید. طبق نتایج به عمل آمده از سایر پژوهش ها، مبتنی بر نتایج حاضر، بایستی فرآیندهای طراحی کیفیت گرا را جایگزین فرآیندهای طراحی کمیت گرا به منظور نیل به مقاصد تفریحی برجسته از جمله مراکز تجاری در راس قرار داد. سرزندگی با ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیبایی شناسی و کالبدی یک محیط مرتبط است و می تواند ضمن پوشش دادن تمامی نیازهای مرتبط با ابعاد تاثیرگذار این پژوهش در جهت نیل به اهداف مطرح برآید
۳۱.

واکاوی مردم شناختی چالش های اجتماعی- فرهنگی پیش روی جامعه معلولین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف-معلولیت پدیده ای زیستی، اجتماعی است که تمام جوامع صرف نظر از میزان توسعه یافتگی با آن مواجه هستند. گروه هایی که توجه به نیازهای زیستی آنان در محیط اجتماعی می تواند امکان حرکت مستقل و فارغ از کمک دیگران را برای ایشان فراهم کند، در نتیجه بر پویایی زندگی این گروه تأثیر شایان دارد. در پژوهش حاضر که با عنوان «ریشه ها و علل بروز آسیب های اجتماعی پیش روی زنان معلول تهرانی» انجام شد. هدف از انجام این مطالعه واکاوی تجربه زیسته زنان معلول تهرانی از آسیب های اجتماعی بود. روش شناسی-به منظور دستیابی به هدف تحقیق، رویکرد کیفی پدیدارشناسی انتخاب شد. روش نمونه گیری نیز به صورت ترکیبی از دو رویکرد نمونه گیری در دسترس و نمونه گیری گلوله برفی بود که تا اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند شناسایی نمونه ها و آماده سازی و مصاحبه با 30 شرکت کننده حاصل شد. و داده ها با استفاده از رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته ها-یافته ها حاکی از آن است که ریشه ها و علل بروز آسیب های اجتماعی پیش روی زنان معلول تهرانی عبارتند از: ضعف قوانین و مقررات؛ ضعف برنامه ریزی در حوزه آموزش و توانمندسازی زنان معلول؛ ضعف در آگاهی بخشی و فرهنگ سازی؛ همچنین نحوه مواجه زنان معلول با این پدیده عبارتنداز: عدم پذیرش و پنهان سازی پذیرش و مواجهه و  خودتوانمندسازی می باشد. نتیجه گیری- در جامعه با افراد دارای معلولیت به نحوی برخورد می شود که آن ها را ناتوان جلوه داده و فعالیت های اجتماعی و حضور در اجتماع را از آن ها سلب می کنند و یا به نحوی با آن ها رفتار می شود که خودشان از حضور در جامعه احساس خوبی نداشته باشند و ترجیح دهند در خانه بمانند. آگاهی کلی فرهنگ در مورد نحوه درمان و تعامل با معلولیت، از ابتدا نیاز به تغییر دارد؛ باید به فرزندان آموخت که تفاوت دوستان معلول شان را نه تنها مسخره نکنند، بلکه آن تفاوت و تلاش های فرد معلول را بستایند. اگر کودکان این چنین بیاموزند و چنین آموزه هایی از سنین ابتدایی صورت بگیرد، تمایز بین اقشار مختلف جامعه کاسته و مشارکت اجتماعی بیشتری صورت خواهد گرفت
۳۲.

انسان شناسی فاجعه: مطالعه موردی نسل دوم بازماندگان جنگ تحمیلی ایران و عراق (مورد: فرزندان جانبازان قطع نخاعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف: انسان شناسان مطالعه جنگ را به عنوان یک «واقعه اجتماعی» از نظر ماهیت، منشأ، روش، ابعاد و زمینه ها مطالعه نموده و پیامدهای فرهنگ و اجتماعی آن را مورد اهمیت قرار می دهند. جنگ تحمیلی بر عرصه های مختلف جامعه به ویژه ابعاد انسان شناختی تأثیر گذاشته و همچنان بی تاثیر نیست. با این وجود بی توجهی و سکوت اندیشمندان علوم انسانی به ویژه در جامعه ایران در این زمینه به خوبی قابل مشاهده است.جنگ یکی بزرگترین فجایع انسانی و طبیعی در دنیا است. در جنگ ایران و عراق با یکی از بزرگترین خسارات انسانی در کشور مواجه ایم. جانبازان قطع نخاعی به عنوان بازماندگان آن، از جایگاه مهمی در شناخت و تبیین مسئله جنگ برخوردار هستند. فرزندان آنها به عنوان نسلی جدید و پویا پس از جنگ و دوره پساجنگی دارای مشکلات و مسائل فراوانی در تجربه زیسته خود از این موقعیت خانوادگی هستند. پرسش مهم در این پژوهش این است که فاجعه چه تاثیرات مستقیم و غیر مستقیمی بر خانواده جانبازان خواهد گذاشت و فرزندان جانبازان در زمینه خانوادگی به عنوان یکی از اعضای مهم خانواده با چه تجربه ای در ابعاد فردی و اجتماعی مواجه هستند؟روش شناسی: به اقتضای موضوع و هدف این پژوهش که بررسی تجربه زیسته فرزندان جانباز قطع نخاعی است، روش اتخاذی همان روشی است که تحت عنوان پدیدارشناختی است. روش پدیدارشناختی شاخه ای از روش کیفی است که با روش کمی و پیمایشی متفاوت خواهد بود. روش کیفی روشی مطلوب در حوزه و مطالعات مردم شناختی قرار دارد و روشی که فرصت و امکان کافی برای درک و فهم و بازنمایی پیچیدگی های موضوع را برای محقق و پژوهشگر اجتماعی فراهم می سازد. سوژه های مورد مطالعه فرزندان جانباز قطع نخاعی از نظر «جنسیت» فرزندان «پسر» و «دختر» و همچنین از نظر «سنی» از حداقل سنی که هستند که فرد بتواند به راحتی به سوالات پاسخ دهد و در سنین بالاتر محدودیتی وجود نداشته باشد. نمونه ها در «محدوده مکانی» استان تهران و استان قم محدود خواهد شد.یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از تیپولوژی آنان به سه گروه است: ۱. به شدت وابسته از نظر روابط و تعاملات خانوادگی ۲. گریزان از خانواده و واکنش های رفتاری تند در برابر خانواده ۳. در نهایت فرزندانی که به ناچار موضع تحمل و مدارا را در پیش گرفتند. مهم ترین دلایل ایجاد مسائل در گروه دوم و سوم آسیب پذیری چندگانه در تجربه زیسته این فرزندان است. از بعد فردی: آسیب های روحی و روانی پس از حادثه، آسیب های جسمی ناشی از عضویت در چنین خانواده هایی، از بعد خانوادگی: نقش پذیری به جای والدین، الگوی تربیتی والدین خودمحور، تعارضات ناشی از فرزندخواندگی، تعارضات معنایی و هویتی درون خانوادگی، از منظر فرهنگی: عدم حمایت اجتماعی و تاثیرات منفی حمایت های نظام سیاسی در قالب سیاست گذاری صرفاً تبلیغی و اغراق آمیز. با توجه به رویکردهای انسان شناسی شناختی و انسان شناسی فاجعه سعی در فهم و تحلیل تجربه زیسته فرزندان جانبازان قطع نخاعی و در جهت فهم و درک کیفیت زندگی آن ها شده است
۳۳.

مفهوم پتانسیل فرهنگی در نظام نظری مرتضی فرهادی تاملی در مساله ابداع مفاهیم نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف: یکی از موضوعات مهم در علوم اجتماعی ایران، طرح پرسش از امکان طرح مفاهیم نظریات علوم اجتماعی بدیع است. اینکه علوم اجتماعی ایرانی تواسنته در نسبت با زیست بوم ایران و در بستر مطالعات جهانی، مفاهیم نظری خاصی را ابداع کند و این مفاهیم در نسبت با موادر مشابه جهانی چه مختصاتی داشته اند، پرسش محوری در این مقاله است. بر این اساس به جای طرح مباحث نظری به سراغ مطالعه موردی نظام مفهومی یکی از کسانی که در ایران تلاش کرده نظام نظری و مفهومی جدید بسازد رفته ام. از این منظر مساله آنست که آیا محققان ایرانی در آثار تولید شده خودشان که حاصل پژوهش های میدانی آنها در جامعه ایرانی باشد، توانسته اند ابداع مفهومی و نظری خاصی داشته باشند. مرتضی فرهادی انسان شناس و جامعه شناس در دانشگاه علامه بواسطه نیم قرن مطالعات میدانی در جامعه ایرانی تلاش کرده حول پادارایم یاریگری، نظریه اجتماعی و نظام مفهومی خاص خودش را بسازد.روش شناسی: در این مقاله به مفهوم پتانسیل فرهنگی در نظام نظری او و در بستر آثار علمی او پرداخته شده است. مرتضی فرهادی که بیشتر برای نظریه پردازی اش درباب مفهوم یاریگری و فهم جامعه بر اساس این ویژگی بنیادین در روابط انسانی شهرت داردو در کنار کارهای نظری و میدانی گسترده ای که برای توسعه این مفهوم و کاربست آن انجام داده، ابداع های نظری و مفهومی فرعی ای هم داشته که قابلیت های لازم برای کاربست در مطالعه فرهنگ و جامعه را دارند. در این میان مفهوم پتانسیل فرهنگی یکی از آن مفاهیم است.یافته ها: پتانسیل فرهنگی بیانگر چارچوب های شناختی، ارزشی و مهارتی یک گروه اجتماعی (در سطح روستا، شهر و تمدن) است که در بستر تاریخ و از خلال تجارت آنها برای تنظیم رابطه شان با محیط زیست شکل گرفته است. از این رو این مفهوم دلالت های خاصی در نسبت با پروبلماتیک پایداری دارد . پتانسیل فرهنگی عملا بخشی از میراث ناملموس یک فرهنگ است که مستلزم بازشناسی و استفاده خلاقانه از آن برای مواجهه با مشکلات پیش روی جوامع است. پتانسیل فرهنگی، مفهومی نسبتا سیال است که بیشتر به خاطر سیال بودن مفهوم فرهنگ این خصیصه را پیدا کرده است. به همین سبب پتانسیل فرهنگی از یک سو دانش ها را شامل می شود و از سوی دیگر ارزش ها و همچنین مهارت ها و توانایی ها و حتی الگوهای روابط اجتماعی. بر این اساس مفهوم پتانسیل فرهنگی نوعی خوشه بندی درونی بین عناصر یک فرهنگ و مولفه های تشکیل دهنده آن است.نتیجه گیری: فرهادی سعی کرده که نه تنها ازین مفهوم برای بازشناسی وضعیت فعلی جامعه امروز و تاریخ آن استفاده کند، بلکه همچنین از این مفهوم برای آسیب شناسی وضعیت امروز و بحران های آن و مهمتر از همه برای سیاستگذاری و ارائه راهکارهایی برای آینده این فرهنگ و جامعه استفاده کند. از این منظر این مفهوم نوعی ابزار نظری برای بازاندیشی انتقادی برای فهم گذشته، حال و آینده جامعه است
۳۴.

مطالعه مردم شناختی روستای کندوله از توابع شهرستان صحنه؛ کاربرد یک رویکرد تک نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۲۰۲
هدف-پژوهش مونو گرافی به طور سنتی با انسان شناسی همبسته است. مونوگرافی گاه با نام دیگری مانند تک نگاری نیز به کار می رود واژه موتوگرافی هم به فرایند پژوهش اطلاق میشود هم به محصول فرایند، محصول عبارت است از گزارش نوشته شده، یعنی موتوگرافی آنچه مورد بررسی قرار گرفته است. واژه ی مونو گرافی از انسان شناسی ناشی شده است. در فرهنگ انگلیسی رندم هاوز مونوگرافی چنین تعریف شده است شاخه ای از انسان شناسی که با توصیف علمی فرهنگها سرو کار دارد فرایند پژوهش مونوگرافی عبارت است. از فرایند فراهم آوردن توصیفهای علمی از نظام ها فرایندها و پدیده های تربیتی در موقعیتهای خاص آنها موتوگرافی مستلزم پژوهش دست اول و عمیق در ویژگیهای یک فرهنگ معین و الگوهای موجود در آن ویژگی هاست، امروزه در تحقیقات جامعه شناسی رایج ترین روش برای شناخت یک جامعه روستایی روش مونوگرافی است. روستای کندوله مرکز دهستان کندوله از توابع بخش دینور شهرستان صحنه در استان کرمانشاه در فاصله ۵۲ کیلومتری شهر صحنه و ۷۵ کیلومتری مرکز استان (کرمانشاه) قرار گرفته است. برخی بنای روستای کندوله را به دوران آل بویه نسبت میدهند. گفته میشود این محل در اصل مکان قلعه رکن الدوله بوده است که بعدها به صورت «کندوله» درآمده است. کندوله در ناحیه کوهستانی استقرار یافته و از نوع روستاهای کوهپایه ای است. این روستا جزء ۱۴ روستای هدف گردشگری استان کرمانشاه است که قدمتی زیاد و طبیعتی بکر و ویژه دارد. از این پژوهش مطالعه مردم شناختی روستای کندوله به صورت تک نگاری است.روش شناسی- پژوهش حاضر به صورت کیفی، از نوع توصیفی با رویکرد مونوگرافی است.یافته ها- نگارنده با توجه به تجربه زیسته و با تکیه بر مشاهدات و پژوهش های میدانی که از طریق مصاحبه، مشاهده و عکسبرداری انجام شده به گردآوری داده ها پرداخته است. در توصیف ویژگی ها با رویکرد تک نگاری و به منظور شناخت کامل روستا سعی برآن شده است تا تمامی سطوح تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و محیطی در نظر گرفته شود.نتیجه گیری-در نهایت نیاز به تهیه طرح جامع گردشگری روستای کندوله با توجه به قابلیت ها و توانمندی های بالقوه و بالفعل این منطقه و اجرایی نمودن آن توسط مدیریت توانمند، راه اندازی اقامتگاه های بوم گردی، مدیریت روستایی می تواند از طبقات بالای منازل قدیمی و سنتی جهت اسکان و اقامت گرشگران استفاده و از طبقات زیرزمین آن برای اجرای برنامه هایی نظیر موسیقی کردی، رقص محلی و...، احداث بازارچه های فصلی در زمان برگزاری جشنواره های فرهنگی فرصت مناسبی برای فروش صنایع دستی، فرآورده های دامی و محصولات باغی می باشد. احداث آلاچیق ها و استراحتگاها در داخل محوطه باغها و تاکستان ها و اجاره دادن آنها به گردشگران که باعث درآمدزایی برای اهالی روستا می شود، ایجاد سازوکارهای مناسب برای بهره گیری از جاذبه های زمستانی، همانند (کوههای پوشیده شده از برف ، کرسی نشینی، پخت آشهای محلی و سنتی مثل ترخینه برای گردشگران، دمنوش های گیاهی و...) در راستای جذب گردشگران زمستانی. کندوله زادگاه شاعران و علمای برجسته کردی بوده است. از جمله الماس خان کندوله ای، ملک بیستون، ملارضا و مرحوم محمد باقر بانیانی از شاعران خوش قریحه کندوله ای هستند. آرامگاه الماس خان، از شاعران کرد در این منطقه، متاسفانه در سال های اخیر دچار تخریب شده است و نیاز به مرمت دارد
۳۵.

شناسایی و اولویت بندی راهبردهای توسعه مدیریت شهری عدالت محور با تأکید بر شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۸
شهرهای امروزی به عنوان یکی از عظیم ترین دستاوردهای فرهنگ و تمدن بشر در عصر حاضر مطرح اند. نگریستن از نگاه عدالت محوری به مقول ه مدیریت شهری، از اصولی ترین ارکان حکمرانی شهری است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف راهبردهای مدیریت شهری مبتنی بر عدالت در شهرداری های استان اصفهان با تأکید بر شهر کاشان پرداخته است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی، از نوع آمیخته (کیفی-کمی) و ازنظر روش توصیفی با رویکرد دلفی سه مرحله ای است. جامع ه آماری پژوهش در بخش دلفی و الگوریتم تاپسیس، تع داد 10 نفر از کارشناسان و خبرگان مدیریت شهری استان اصفهان است. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات پرسش نامه ای بود که براساس ادبیات تحقیق استخراج و با روش دلفی و الگوریتم تاپسیس تجزیه وتحلیل صورت گرفت. یافته های تحقیق نشان داد زیرشاخص های تمرکززدایی حکومت مرکزی، توزیع برابر فرصت ها، شفافیت قراردادها، ایجاد سازمان های دانش محور و برنامه ریزی یکپارچه بیشترین اجزای تأثیرگذاری و رتبه های نخست پژوهش را کسب کردند. تشکیلات دموکراتیک، عدالت فضایی شهر و شهرسازی، اجرای تعهدات شهرداری به شهروندان، اصلاح ساختار سازمانی و کیفیت محیطی زیست به ترتیب عواملی هستند که کمترین تأثیر را بر راهبردهای مدیریت شهری مبتنی بر عدالت محوری دارند. براساس نتایج به دست آمده می توان بیان داشت که به منظور توسع ه مدیریت شهری عدالت محور، اتخاذ راهبردهایی همچون تمرکززدایی حکومت مرکزی، توزیع برابر فرصت ها، شفافیت قراردادها، ایجاد سازمان های دانش محور و برنامه ریزی یکپارچه می تواند مفید واقع گردد.
۳۶.

جایگاه باغچه و حوض آب در حیاط مرکزی و تأثیر آن ها در تأمین روشنایی خانه های منتخب تاریخی قاجاری کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۳
بهره مندی از روشنایی طبیعی در خانه های تاریخی کاشان باعث شکل گیری حیاط های مرکزی شده است. یکی از فاکتورهای سنجش عملکرد حیاط مرکزی در هدایت نور به فضاهای مجاور آن، فاکتور ضریب نور روز یا DF آن فضاهاست. فاکتور نور روز تابع عواملی ازجمله انعکاس مصالح حیاط مرکزی است؛ لذا مهم است جایگاه حوض های آب و باغچه ها به عنوان جزئی از اجزای تشکیل دهنده آن در هدایت نور برای فضاهای مجاور مورد ارزیابی قرار گیرد. لذا این پژوهش با دیدی کمی و با روش تحقیق تشریحی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، عملکرد هدایت نور حوض های آب و باغچه ها را در نمونه های منتخب از خانه های تاریخی کاشان مورد ارزیابی قرار می دهد. مشاهدات میدانی نشان می دهد که کف حیاط ها از آجر، حوض آب و باغچه ها پوشیده شده است. همچنین میزان گستردگی استفاده از هرکدام از این موارد یادشده متفاوت است؛ لذا برای فهم ارتباط این تنوع با هدایت نور، شاخص مقطع پلانی یا SAR به عنوان شاخص عملکرد نورگیری حیاط، در هرکدام از نمونه ها بررسی گردید سپس نتایج این بخش با مجموع مساحت باغچه و حوض آب نسبت به مساحت کل حیاط مقایسه شد. یافته ها نشان می دهد در نمونه هایی که شاخص مقطع پلانی SAR از مقادیر توصیه شده کمتر است، میزان مجموع پوشش حوض آب و باغچه ها به مساحت کل حیاط افزایش دارد و برعکس. بنابراین می توان چنین دریافت که گستردگی پوشش باغچه ها و حوض آب در کف حیاط در راستای افزایش نور در فضاهای مجاور حیاط های مرکزی ازطریق انعکاس بیشتر نور است.
۳۷.

مردم نگاری شبکه ای کنش ها و چالش های حجاب استایل های اینستاگرامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۴۸
هدف: اخیراً سبک های پوشش حرفه ای و مد در میان قشر مذهبی و محجبه نفوذ کرده است، و شاهد آن هستیم که بانوان مذهبی جامعه هم در کنار آنکه دغدغه پوشیدگی لباس خود را دارند، به دنبال ست کردن روسری، ساق دست و کیف و کفش خود هستند؛ این پدیده گاهی اوقات شکل افراطی به خود می گیرد. ریشه آن را می توان در جریان حجاب استایل ها و بلاگرهای حجاب جستجو کرد. جریانی که موجب شده بخشی از اقشار مذهبی هم از فلسفه حجاب فاصله بگیرند. حجاب استایل ها و بلاگرهای حجاب علاوه بر برنامه ریزی برای استحاله چادر و حجاب قشر مذهبی، اهداف سیاسی را نیز دنبال می کنند. بر این اساس، هدف از انجام مطالعه حاضر، واکاوی کنش ها و چالش های حجاب استایل ها در رسانه اجتماعی اینستاگرام است.روش شناسی: این مطالعه با رویکرد تفسیرگرا، از استراتژی پژوهش مردم نگاری شبکه ای (نتنوگرافی) برای واکاوی کنش ها و چالش های حجاب استایل های اینستاگرامی بهره می برد. در این راستا، کامنت ها و پست های منتشر شده در 6 ماه اخیر توسط 5 حجاب استایل اینستاگرامی با استفاده از نمونه گیری قضاوتی هدفمند گردآوری و تحلیل شد. افزون بر این، با 6 نفر از فعالین حوزه حجاب و عفاف نیز مصاحبه های بدون ساختاری صورت گرفت.   یافته ها: مضامین شناسایی شده برای آسیب های حجاب استایل های اینستاگرامی مشتمل بر تغییر در مفهوم حجاب، استفاده ابزاری از حجاب، ترغیب به مصرف غیرعقلایی، استانداردسازی نامناسب، و شکل گیری تقابل و تفرقه بود. به علاوه، مضامین احصاء شده برای راهکارهای مواجهه موثر با حجاب استایل های اینستاگرامی شامل ارائه الگوی مناسب حجاب مطابق با ارزش های اسلامی، توسعه زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی و قانون گذاری مناسب برای فضای مجازی بود.نتیجه گیری: در ابتدا بلاگرهای حجاب، درصدد معرفی بُعد اجتماعی حجاب بودند اما در عمل نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تبلیغی نادرست از پوشش حجاب در عرف جامعه شکل گرفت. حجاب استایل ها با تبدیل حجاب به استایل و استفاده از عبا به جای چادر، به دنبال عادی سازی این نوع از پوشش هستند و فعالیت این بلاگرها نه تنها تأثیر مثبتی در پذیرش حجاب نداشته است بلکه ارزش های حجاب را دچار تغییرات منفی کرده است.
۳۸.

مردم نگاری مجازی بر ساخت مفهوم «دین پیش پاافتاده» در اینستاگرام (مطالعه موردی: صفحات جعفر غفوری، حمیدرضا نامداری و سجاد شهیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۳۸
هدف: با گسترش دسترسی به شبکه های اجتماعی، پیوند میان دین و رسانه ابعاد جدید و قابل توجهی پیدا کرده است. یکی از این ابعاد، حضور شخصیت های دین مدار رسمی و غیررسمی در این بستر بوده است. در ایران نیز بسیاری از شیعیان با فعالیت اینستاگرامی خود، امر دینی را در این بستر امتداد بخشیده اند؛ روحانیون، مداحان، سلبریتی ها و بلاگرهای مذهبی از طرفی و از طرفی دیگر کاربرانی که از شهرت کمتری برخوردار بوده و به دنبال برساخت هویت دینی خود در این بستر بوده اند. هدف از این پژوهش مردم نگاری مجازی فعالیت دسته دوم بر اساس مفهوم «دین پیش پاافتاده» است.روش شناسی: بر این اساس با استفاده از روش مردم نگاری مجازی در بازه 90 روزه، فعالیت نمونه تحقیق مطالعه و ارزیابی شد. برای جمع آوری داده ها از روش مشاهده مشارکتی برخط، و برای تحلیل، از تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش در دو محور اصلی قرار گرفتند؛ محور اول مؤلفه های برساخت دین پیش پا افتاده و محور دوم شیوه و چگونی برساخت آن است. در محور اول یافته ها در دو مضمون اصلی «احساس تکلیف دینی» و «کنش های دینی نمایشی» تنظیم شده است. بر این اساس یک فرد مذهبی با توجه به بستر اینستاگرام، خود را موظف به تبلیغ دین اسلام می داند؛ یکی از منابع اصلی شکل گیری چنین احساس مسئولیتی، دسترسی به شبکه های اجتماعی (خصوصاً اینستاگرام) است. به این ترتیب اینستاگرام که یک رسانه دوسویه و تعاملی است، امکان تولیدمحتوا را در اختیار کاربران قرار داده و  تبدیل به بستری برای نمایش کنش های دینی آن ها شده است. این نوع دین داری دارای ویژگی هایی مانند ریا، غیرمعمول بودن، عدم اصالت، تقلیدی بودن و... است که امر دینی را به نحوی بازنمایی کرده که منجر به تعجب یا تمسخر کاربران شود.نتیجه گیری: نمونه تحقیق با استفاده از چنین مؤلفه هایی توانسته اند دین را به ژانر اینستاگرامی تبدیل کنند که مانند سایر ژانرهای این بستر، دارای مؤلفه های خاصی برای دیده شدن، جلب توجه و نمایشی شدن است. همچنین شیوه برساخت دین داری پیش پاافتاده با «تغایر تکنولوژیک» و «نفوذداری کاذب» بوده است. به طورکلی نمونه موردمطالعه تکنولوژی های رسانه ای را به مثابه ابزار می دادند و بعضاً با گستره دسترسی و پیشرفت تکنولوژی اهداف دینی یا شخصی خود را تعیین کرده اند. با این حال نمونه تحقیق سازوکار استفاده از این بستر را نمی دانستند؛ از طرفی دیگر آن ها خود را اینفلوئنسرهای اینستاگرامی می دانند؛ درحالی که غالب مؤلفه های اینفلوئنسری و نفوذ در اینستاگرام را ندارند. بنابراین انگاره نادرستی از خود داشته و سعی در تنظیم فعالیت رسانه ای خود بر این اساس را داشته اند. نمونه تحقیق با پیش پا افتاده سازی مصادیق دینی مانند مداحی، زیارت، نذری و.. سعی بر کسب شهرت و جلب توجه بیشتر در اینستاگرام داشته است؛ لذا دین پیش پاافتاده اینستاگرام که ماحصل رسانه ای شدن دین است، تبدیل به ابژه شهرت افزایی مقطعیِ نمونه موردمطالعه شده و تبدیل به عنصر مادی و دنیوی شده که در خدمت اهداف رسانه ای-نمایشی کاربران قرار گرفته است
۳۹.

مطالعه انسان شناختی فرصت ها وتهدیدهای تاب آوری اجتماعی در خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه انسان شناختی فرصت ها و تهدیدهای تاب آوری اجتماعی در استان خراسان شمالی است. بلایای طبیعی جان میلیون ها نفر را در سراسر دنیا گرفته و خسارات اقتصادی فراوانی به بار می آورند. تاب آوری اجتماعی به معنای توانایی یک جامعه برای مقاومت در برابر، مدیریت و بازیابی سریع از آثار یک رویداد مخرب مانند بلایای طبیعی است. در پژوهش حاضر عوامل موثر بر تاب آوری اجتماعی واکاوی شد. روش: این پژوهش با استفاده از رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) انجام شد. در بخش کمی، پیمایشی برای جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه از نمونه ای از مردم استان خراسان شمالی اجرا شد. در بخش کمی نیز جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان خراسان شمالی بود که بالای  15  سال سن داشتند.  دلیل اینکه افراد بالای 15 سال در نظر گرفته شده این است که افراد منتخب از بین آنها حداقل طی چند سال گذشته فرصت تجربه کردن بلایای مختلف را داشته باشند. جامعه آماری در این بخش بر اساس نتایج تفصیلی سرشماری نفوس و مسکن (1395) شامل  220/561 نفر می باشد. در بخش کیفی، از روش مصاحبه عمیق با افراد کلیدی مانند کارشناسان مدیریت بحران، رهبران جوامع محلی و قربانیان بلایای طبیعی استفاده شد. حجم نمونه در بخش کیفی تحقیق را اشباع نظری پاسخ به سوالات مصاحبه ها تعیین کرد ولی در بخش کمی، حجم نمونه بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان (1970) 384 نفر تعیین گردید. ولی با توجه به شرایط موجود و افت محسوس مشارکت مردم در زمینه فعالیت های پژوهشی 350 نفر حاضر به تکمیل فرم ها در سطح استان شدند و با توجه به مشورت با استاد راهنما و همچنین طولانی شدن فرایند انجام پژوهش، داده های 350 فرم جهت تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج بخش کیفی نشان داد که دو دسته از عوامل اصلی در زمینه تاب آوری اجتماعی نقش دارند: منابع و سرمایه ها (شامل سرمایه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین) و عملکرد (شامل عملکردهای فعالانه و انفعالی در سطوح مختلف). نتایج بخش کمی نیز نشان داد که بین سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تاب آوری اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در تاب آوری اجتماعی مردم خراسان شمالی در برابر بلایای طبیعی دارند. نتایج این مطالعه می تواند برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در جهت افزایش تاب آوری اجتماعی جوامع در برابر بلایای طبیعی مفید باشد. این یافته ها نشان می دهد که تقویت سرمایه های مختلف در جامعه می تواند به افزایش تاب آوری اجتماعی کمک کند و جامعه را در برابر بلایای طبیعی مقاوم تر سازد. به طور کلی، این پژوهش به اهمیت سرمایه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در تاب آوری اجتماعی پرداخته و راهکارهایی برای بهبود این سرمایه ها ارائه می دهد
۴۰.

مطالعه مردم شناختی مویه های مردمی در دوران جنگ تحمیلی (مطالعه موردی استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف: با وجود گذشت سال ها بعد از جنگ تحمیلی، جنگ در ادبیات، تاریخ و فرهنگ ما حضور دارد. مویه یکی از سنن بسیار کهن و بر جای مانده از ایران باستان است که در وصف مصیبت های بزرگ چون مرگ عزیزان، بزرگان، جوانان، پهلوانان و قهرمانان جنگ سروده می شود. با شناخت این مویه ها که یادآور روزهای دوران جنگ تحمیلی، رشادت ها و ایثارگری های آن دوران و ادامه روحیه وطن پرستی و شهادت خواهی است، می توان به شناخت عنصری هویت بخش از منطقه دست یافت. با توجه به نقش و کارکردی که «مویه» ها در این جامعه دارند، مطالعه آن ها در تمام مناطق فرهنگی و جغرافیای استان ایلام که یکی از مناطق جنگ زده است به درک مناسب تر فرهنگ این منطقه در نحوه تجربه جنگ کمک می کند. بر این اساس هدف از انجام مطالعه حاضر، شناخت مویه و مورهای مربوط به جنگ تحمیلی در استان ایلام، شناخت مضامین و درونمایه های آنان و نحوه انعکاس دوران جنگ تحمیلی در مویه ها در مناطق مختلف و تفاوت آنان با یکدیگر است.روش شناسی: پژوهش حاضر تحقیقی کیفی و مبتنی بر روش مردم نگاری و مصاحبه عمیق ساختار نیافته است که در استان ایلام (شهرها و روستاهای آن) به عنوان یکی از مناطق جنگ زده کشور انجام گرفته است. در این راستا به جمع آوری مویه ها و تحلیل آنان بر اساس نمونه گیری هدفمند پرداخته شد.یافته ها: مطالعه و تحلیل مویه های گردآوری شده نشان داد که، تجربه جنگ در میان مردم ایلام تاثیر به سزایی در مویه ها و مضامین درونی آنان گذاشته است. از آنجا که مویه ها در آیین های سوگ نمود می یابند و در حوزه موسیقی آیینی و سنتی قرار می گیرند؛ صبر و نحوه رویارویی با مرگ و ارزش گذاری زندگی و مقام شهدا را نیز با خود به همراه دارند. این مطالعه نشان داد که علاوه بر مضامین تاریخی در این مویه ها، تجربه جنگ سبب شکل گیری مضامین دیگری مانند؛ نحوه رویارویی با جنگ، آوارگی، سلحشوری، فداکاری، جوانمردی و جوانمرگی، اسطوره گی شهدای جنگ و نمایش دلیری حاج قاسم شده است.نتیجه گیری: خواندن مویه برای شهدای ایلام فقط منحصر به زمان سوگ نیست و گاه شامل سرودهایی می شود که در زمان دلتنگی و فراق با حزن و اندوه در ماه محرم و زمان وفات جوانان و یا شهادت شهدای گمنام بر زبان زن و مرد ایلامی جاری می شود و به همین دلیل است که موسیقی و ریتم حاصل از آن، از کودکی در تار و پود ذهن کودکان ایلامی جای می گیرد. مطالعه مویه ها در کنار آداب و رسومی که در زمان مرگ برای شهیدان برگزار می شود نشان می دهد که قدرشناسی قهرمانان و شهیدان و اسطورهایی که در جهت تداوم و حفظ ارزش های میهنی و اسلامی جان خود را فدا نموده اند، جزیی از تار و پود فرهنگ مردم این منطقه است که باعث داوم ارزش های این مردم می شوند و به همین دلیل گرامی و عزیز و پاره تن فرهنگ این مرز و بوم هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان