فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۸۱ تا ۲٬۸۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
بحث از هویت، اصالت و ترکیب جامعه، از مباحث درخور تأملی است که در شمار مبادی فلسفة نظری تاریخ قلمداد می شود و رهیافت های مختلفی دربارة آن وجود دارد. نظریه های بنیادین اندیشوران نیز در این بحث، متأثر از نوع تفسیر و رهیافتی است که از وجود جامعه پدیدار می شود و از طریق برهان فلسفی محور استدلال قرار می گیرد. در این میان، ادراک دیالکتیکی این دو و پیوند میان این دو سطح از انتزاع و ترابط عمیق سطوح خرد و کلان در اندیشة عالمان پیشین و معاصر همواره از دغدغه های فلسفی بوده که بسیاری از تأملات علمی را با خود به همراه داشته است. دربارة رابطة متقابل این دو جنبة ساختی و کنشی، گرچه بسیاری از عالمان اجتماعی به هم کنشی جامعه و فرد معتقدند، سرانجام به ترجیح یک سویه از دو سطح تمایل یافته اند. آنچه در این مبحث از اهمیت جدی برخوردار است، نوع نگاه قرآن و استخراج شیوة برخورد آن در این تعامل دوسویه و نیز تأثیرات متقابل آنهاست، که در حدّ بضاعت در این مقاله بدان پرداخته می شود.
مبانی جامعه شناسی سیاسی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۷۷ شماره ۱۲
تجدید مفهوم سازی شاخص قشر بندی اجتماعی: نقدی بر شاخصهای رایج قشر بندی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراین مقاله، با تاکید بر مفهومسازی در تحقیقات اجتماعی تجربی، لزوم مبتنی بودن شاخص قشر بندی اجتماعی بر مفهوم سازی نظری مطرح میشود. سپس مفهوم فونکسیونالیستی دیویس و مور از قشربندی اجتماعی تحت عنوان نظریه کارکردی قشر بندی اجتماعی بازسازی می شود و بر تمایز این مفهوم سازی نظری از مفهوم طبقات اجتماعی مارکس تاکید میشود. براساس این مفهوم سازی استدلال میشود که ساختار پرستیژ شغلی تنها شاخص مناسب برای قشر بندی اجتماعی است و با بررسی انتقادی شاخصهای رایج مانند پایگاه اجتماعی اقتصادی که عمدتا ترکیبی از درآمد و تحصیلات هستند نشان داده میشود که این شاخصها عموما فاقد مفهوم سازی نظری اند و مبین هیچ مقوله اجتماعی معینی نیستند و لاجرم شاخص مناسبی برای قشر بندی اجتماعی نخواهندبود
بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله چگونگی پیوند بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی بررسی و تحلیل شده است. هدف این بررسی بیان خاستگاه فکری و نظری این دو مفهوم به منزله مفاهیم کلیدی و نرم ادبیات علوم اجتماعی از حیث نظری و نیز چگونگی سنجش عملی آنها و در نهایت آزمون تجربی ارتباط بین آن دو در حوزه مورد مطالعه است. در آغاز با بیان سرچشمه های فکری این دو مفهوم جایگاه آنها در اندیشه برخی از نظریه پردازان علوم اجتماعی مشخص شده است. سپس ابعاد نظری اعتماد و مشارکت اجتماعی در ادبیات جامعه شناسی کاوش شده است که اغلب گواهی بر وجود نوعی رابطه متعامل بین این دو مفهوم است. با بیان مؤلفه های مربوط به اعتماد در دو سطح اعتماد بین افراد و اعتماد به نهادها و سازمان ها و نیز تعیین اجزای مربوط به مشارکت اجتماعی تعریف عملی و آزمون تجربی آنها امکان پذیر و در نهایت با جمع آوری داده های لازم از حوزه مورد مطالعه ارتباط بین آن دو اندازه گیری شده است. استنباط آماری از داده ها نشان دهنده وجود نوعی همبستگی معنادار، در سطح اطمینان 99 درصد، بین دو متغیر اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی است
خشونت و جامعه
واکاوی هویت تاریخی ، تاریخ نگاری و جامعه شناسی تاریخی ایران : ملاحظات نظری و روش شناختی
حوزههای تخصصی:
دگرگونى اندیشه در جهان
حوزههای تخصصی:
" با نگاهى به تاریخچه پژوهش و کاربرد دانش بومى، فعالیت هاى پژوهشگران را مى توان بر حسب موضوع به دو نوع مشخص تقسیم کرد: 1) پژوهش روش ها و ابزار سنتى براى کاربردهاى فنى 2) بازشناسى شناخت شناسى سنتى و ارزش هاى فرهنگى و رسوم اجتماعى جوامع بومى براى کاربردهاى فرهنگى و اجتماعى. در ابتدا، پژوهشگران دانش بومى بیشتر متوجه فنون و روش هاى سنتى براى تخفیف لطمات زیست محیطى و بهداشتى ناشى از روش هاى صنعتى و شیمیایى در کشاورزى، دام دارى، معمارى و تغذیه بودند. اما در دو دهه نهایى قرن بیستم، تشدید لطمات زیست محیطى و بررسى عمیق تر مسایل توسعه، متفکران را متوجه ریشه هاى فرهنگى و اجتماعى این مسایل ساخت. لذا اخیراً شاهد تلفیق یافته هاى دانش بومى در روش هاى آموزشى مدرن، شناخت شناسى علمى و نیز در پایه ریزى الگوهاى نوین براى اسکان و هم زیستى مردم بوده ایم. با توجه به تاثیر بنیادین و درازمدتى که تلفیق جنبه هاى فرهنگى و اجتماعى جوامع سنتى با فرهنگ و جامعه مدرن خواهد داشت، بى شک ما در آستانه دگرگونى عظیمى در اندیشه جهانى قرار داریم. این دگرگونى عظیم، ابعاد وسیع تر و جامع ترى را براى علم بشر نوید مى دهد.
"
اقدام پژوهی: رویکردی مؤثر در حرکت نظامهای پژوهشی انسانی- اجتماعی به سوی تعادل
حوزههای تخصصی:
ساخت های خانواده و خویشاوندی در ایران
حوزههای تخصصی:
رویکردهای متفاوت در مطالعه فرهنگ با تاکید بر بعد روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در علوم اجتماعی، مطالعه فرهنگ دارای اهمیت فراوانی است. با آنکه اتفاق نظر اندکی در مورد معنای این مفهوم وجود دارد امّا بسیاری از تحلیل گران علم الاجتماع بر این باورند که مطالعه فرهنگ و پدیده های فرهنگی برای کلیت علوم اجتماعی اهمیتی ویژه دارد. چرا که، زندگی اجتماعی صرفا در حد ""اشیاء"" و ""واقعیتهایی "" نیست که همچون پدیده های جهان طبیعی دانسته شوند، بلکه حیات اجتماعی در بر گیرنده انواع متنوع ایدهها، ارزش ها، باورها، نمادها، کردارها، گفتارها، متن ها و نیز فاعلان خلاق و نیتمند آنها است که در پی آنند تا خود و دیگران را با تعبیر آن چه که ارائه و دریافت می کنند، فهم کنند و به شناخت حیات معنا دار اجتماعی دست یابند. روشن است فهم و درک عمیق لایه های گوناگون فرهنگ، روش شناسی های موجود، مفروضات آنها و اطلاع از توانمندی تکنیک های هر کدام از این روش ها در مطالعه فرهنگ و پدیده های فرهنگی است.
"
تحلیل مقایسه ای اثرهای برنامه های تلویزیون و کانال های ماهواره ای بر سرمایه اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحلیل مقایسه ای اثرهای استفاده از برنامه های تلویزیون و ماهواره و برخی متغیرهای رسانه ای اثرگذار بر سرمایه اجتماعی و ابعاد و مؤلفه های آن پرداخته است. چهارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش نظریه «کاشت» است که به وسیله جرج گربنر و همکارانش بسط و گسترش یافته است . هدف مقاله حاضر، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی افراد با میزان استفاده آنان از رسانه های جمعی داخلی و خارجی و برخی متغیرهای زمینه ای، مانند: جنسیت، محل سکونت خانواده، طبقه اجتماعی، رشته و مقطع تحصیلی دانشجویان و میزان مصرف رسانه ای، الگوی مصرف رسانه ای، میزان اعتماد رسانه ای، میزان احساس ترغیب به مشارکت اجتماعی از سوی رسانه های جمعی، میزان احساس آگاهی بخشی رسانه های جمعی و نوع مصرف رسانه ای بر اساس ترجیح مصرف تلویزیون یا ماهواره است. براساس نتایج پژوهش، در هر دو گروه مخاطبان تلویزیون و ماهواره، افرادی که از نظر الگوی مصرف رسانه ای دارای مصرف کیفی هستند، از سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به مخاطبان دارای مصرف عامیانه برخوردار هستند. میزان سرمایه اجتماعی بینندگان عادی برنامه های تلویزیون و ماهواره از مخاطبان پرمصرف بیشتر است. براساس ضرایب بتای متغیرهای مستقل مورد بررسی در تحلیل مسیر عوامل رسانه ای اثرگذار بر سرمایه اجتماعی، متغیرهای میزان اعتماد رسانه ای، میزان مصرف رسانه ای، نوع مصرف رسانه ای، محل سکونت خانواده، جنسیت، میزان احساس آگاهی بخشی رسانه ها، میزان احساس ترغیب به مشارکت اجتماعی و سیاسی توسط رسانه ها و الگوی مصرف رسانه ای به ترتیب بیشترین تا کمترین تأثیر را بر سرمایه اجتماعی دانشجویان دارند
بررسی میزان اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در بین دانشجویان دانشگاههای زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر اساس رویکرد جامعهشناختی به بررسی و مطالعه میزان اعتماد اجتماعی پرداخته است. این نوشتار، بر این فرض استوار است که اعتماد اجتماعی (در جایگاه مفهوم اصلی پژوهش حاضر)، یکی از جنبههای مهم روابط اجتماعی و زمینهساز همیاری و مشارکت اجتماعی بین اعضای جامعه است. سؤال اصلی این است که آیا میزان اعتماد اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاههای زنجانی به عنوان محور روابط اجتماعی، با ویژگیهای فردی و موقعیتی دانشجویان و تعاملات اجتماعی آنان با گروههای اجتماعی، میزان سرمایههای اجتماعی (میزان امنیت اجتماعی، حمایت از نظم اجتماعی موجود، تعهد اجتماعی، آنومی اجتماعی، بیگانگی اجتماعی، امیدواری اجتماعی، همبستگی اجتماعی، مشارکت اجتماعی، منزلت اجتماعی، اقتدار اجتماعی و ریسکپذیری اجتماعی) رابطه دارد؟ نتایج بهدست آمده نشان میدهد که از نظر دانشجویان دانشگاههای زنجان بین برخی از مؤلفههای اثرگذار بر اعتماد اجتماعی به ویژه (مشارکت اجتماعی، همبستگی اجتماعی، آنومی اجتماعی، بیگانگی اجتماعی، امیدواری اجتماعی، گرایش به ریسک اجتماعی، امنیت اجتماعی، حمایت از نظم اجتماعی موجود، تعهد اجتماعی) و اعتماداجتماعی رابطه شدید وجود دارد و این رابطه بین بعضی دیگر از مؤلفهها از جمله (منزلت اجتماعی، اقتدار اجتماعی) حالت متوسطی دارند. در تحلیل نهایی متغیرهای (میزان مشارکت اجتماعی، همبستگی اجتماعی و امنیت اجتماعی) نسبت به سایر متغیرها در ایران برجستگی و نمود خاصی پیدا کرده به طوری که در تبیین و پیشبینی اعتماد اجتماعی بالاترین سهم را به خود اختصاص داد. بنابراین در اثرگذاری یافتههای نظری این پژوهش ضمن تأیید رابطه اعتماد اجتماعی با اکثر متغیرهای مورد توجه در دیدگاههای خرد، برای دستیابی به دریافتی از پدیدههای سطح کلان که متضمن اعتماد هستند، سودمند است و عاملی برای تلفیق دیدگاههای خرد و کلان در قالب یک چارچوب مفهومی برای «اعتماد اجتماعی» است.
بررسی نقش عوامل آموزشگاهی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان فریدونشهر(سال 1388)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف عمده این پژوهش، بررسی نقش عوامل آموزشگاهی بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسط ه شهرستان فریدونشهر است. به همین منظور یک نمونه 230 نفری از دانش آموزان دختر و پسر شاغل به تحصیل در شاخه های نظری، فنی و حرفه ای و کاردانش و پیش دانشگاهی در سال تحصیلی 89-88 بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند و ابزار پژوهش مورد استفاده، یکی پرسشنامه محقق ساخته بررسی عوامل آموزشگاهی که مرکب از 32 سؤال بر اساس طیف لیکرت با پنج گزینه، از خیلی زیاد تا خیلی کم درجه بندی شده است و دومی به منظور سنجش میزان سازگاری اجتماعی، پرسشنامه 32 سؤالی به صورت سه گزینه بلی، خیر و نمی دانم که از پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل اقتباس شده است. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش در سطح آمار توصیفی پیرامون تعیین فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t ، تحلیل رگرسیون چند متغیری و آزمون غیر پارامتریک فریدمن استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که 4/50 درصد دانش آموزان دارای سازگاری اجتماعی زیاد، 4/47 درصد دارای سازگاری متوسط و 2/2 درصد دارای سازگاری کم هستند. بر اساس فرضیه های مطرح شده، نتایج نشان می دهد که بیشترین میانگین مربوط به عملکرد دبیران و کمترین میانگین مربوط به سبک مدیریت آموزشگاه است. همچنین بیشترین انحراف معیار مربوط به امکانات آموزشگاهی و کمترین انحراف معیار مربوط به وضعیت فیزیکی آموزشگاه است. به عبارت دیگر بین عملکرد دبیران، امکانات آموزشگاه و سبک مدیریت با سازگاری اجتماعی رابطه مثبت معناداری در سطح 05/0> p وجود دارد؛ ولی بین وضعیت فیزیکی آموزشگاه و سازگاری اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد؛ یعنی وضعیت فیزیکی آموزشگاه خوب یا بد باشد تاثیری بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان نداشته است.
الگویی برای بررسی نقش دولت در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ارتباط تغییرات گفتار و عمل کرد دولت های جمهوری اسلامی را با تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در طول سه دهه پس از انقلاب اسلامی بررسی کرده ایم. مسئله اصلی پژوهش، دگرگونی های دولت ها به گفتارهای مخالفشان است و پرسش این است که چگونه می توان این تحول ها را توجیه کرد. در پاسخ به این پرسش، روایت ها و تحلیل های تاریخی را با ارجاع به الگویی سه سطحی بررسی کرده ایم تا ساختار حکومت، ارتباط خرده نظام ها و روح کنش متقابل مرتبط شوند. در سطح بیرونی، تغییرات دولت ها را با روایت حسین بشیریه در ساختار سه گانه حکومت ایران پی گرفته ایم؛ در سطح میانی، به برداشت مسعودکوثری از نظریه پارسونز در آسیب شناسی چیرگی خرده نظام سیاسی و در سطح درونی، به تفسیر تنهاییو عبدی از کنش متقابل افراد و مفهوم مراحل تکامل جوامع هربرتمید توجه کرده ایم. به جای روی دادها، از روایت ها و تحلیل های موجود به عنوان شواهد الگو استفاده کرده ایم.
درنتیجه، تغییرات ایدئولوژیک دولت در بستری از چیرگی خرده نظام سیاسی، عامل مهمی در تحول اجتماعی ایران دانسته شده و کنش فردی، تعمیم نیافته ارزیابی شده است. با این نگاه، برای پیش گیری از تحولات اجتماعی واگرا، کم رنگ کردن نقش دولت در تحولات اجتماعی با سیاست زدایی از خرده نظام های دیگر و آزادسازی کنش های اجتماعی از ملاحظات ایدئولوژیک را پیش نهاد کرده ایم.