درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۳۲۱.

سازوکارهای پویای إعمال قانون در بسترهای متفاوت اجتماعی: بازخوانی نظریه هندسه اجتماعی حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
زمینه و هدف: این فرض که حقوق به عنوان بعد هنجارین و تنظیم گر روابط اجتماعی، کنترل کننده سایر ابعاد زندگی اجتماعی است توسط نظریه های جامعه شناختی حقوق به چالش کشیده شده است. نظریه هندسه اجتماعی حقوق (یا نظریه حقوقی ناب)، براساس شواهد عینی رویکرد جامعی در خصوص سازوکارهای إعمال قانون با توجه به ساختار و زمینه اجتماعی آن ارائه می دهد که تابع مقتضیات و شرایط خاص زمانی و مکانی تفاوت و تغییر می پذیرد.     روش و داده ها : این پژوهش به روش تحلیل اسنادی ادبیات نظری و همچنین پژوهش های تکمیل کننده آن صورت گرفته است. دوره زمانی مورد تحلیل در مطالعه حاضر، از دهه 1970 تا دهه کنونی را در برمی گیرد و زمینه های تکوین و تغییر این نظریه توصیف و تحلیل می گردد.   یافته ها: مطابق این نظریه و یافته های حاصل از پژوهش های تجربی 50 ساله پیرامون آن، ابعاد حیات اجتماعی از جمله ریخت شناسی، قشربندی، فرهنگ، سازمان اجتماعی و کنترل اجتماعی نه تنها به طور مستقیم بر میزان و سبک إعمال قانون تأثیر گذارند، بلکه به تناسب تغییرات آن ها، ابزارهای قانونی و سبک های پاسخ دهی به هنجارهای حقوقی نیز دگرگون می شود. بنابراین، سازوکارهای قانونی و چگونگی إعمال آن ها به طور مستقیم متأثر از تغییر زمینه ها و بسترهای اجتماعی آن هاست.   بحث و نتیجه گیری: حقوق صرفاً ابزار «کنترل اجتماعیِ دولتی» یا هنجار رسمی صرف نیست. بلکه میزان إعمال و سبک إعمال آن (نوع پاسخ) را مداخله گران به عنوان کنش گران اجتماعی و کاملا متأثر از بافت و ساخت اجتماعی تعیین می نمایند. علاوه بر این، همان طور که اجزاء حیات اجتماعی مانند فرهنگ و کنترل های غیررسمی و روابط اجتماعی در طول زمان و مکان تغییر می نمایند، سازوکارهای قانونی نیز به تناسب آن منعطف و دگرگون می شوند. به بیان روشن تر، اصل عام و کلی بودن قاعده حقوقی به مثابه قواعد ثابت و کلی حقوق هیچ معنایی در عالم واقع ندارد. بلکه ویژگی اصلی حقوق، نسبیت آن در پرتو بافت و هندسه اجتماعی متغیر هر موضوع/واقعه است.   پیام اصلی: حقوق نه تنها کنترل کننده اصلی حیات اجتماعی نیست، بلکه وضع، إعمال و اجرای آن متأثر از ساختار و زمینه اجتماعی متغیر و متفاوت هر پرونده است. بازیگران عدالت نه به عنوان زبان و نماینده قانون بلکه به عنوان نماینده زمینه و ساختاری که قانون در آن قابل إعمال است، میزان و کیفیت إعمال آن را تعیین می کنند. بنابراین، با تغییر ساختارها، إعمال قانون و سازوکارهای آن نیز تفاوت و تنوع می پذیرد.
۳۲۲.

نقش خانواده در صیانت از حیات و بهره مندی کودک تراجنسیتی از بالاترین سطح سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
وضعیت خاص کودکان تراجنسیتی به دلیل پیامدهای ملال جنسیتی شان، حیات و سلامت آنان را با مخاطرات جدی مواجه کرده و اتخاذ تدابیری هوشمندانه برای بهره مندی آنان از سلامت جسمی، روانی و جنسی را اقتضاء می کند. در این مسیر خانواده به عنوان اولین محیط رشد و پرورش کودک نقش سرنوشت سازی را ایفا می کند.این پژوهش به روش توصیفی_تحلیلی و با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی درصدد پاسخ به این پرسش است که خانواده چرا و چگونه می تواند نقش خود را در صیانت از حیات و بهره مندی کودکان تراجنسیتی از بالاترین سطح سلامت با لحاظ ظرفیت های قانونی موجود ایفا کند. با بررسی مخاطرات تهدیدکننده حیات و سلامت کودکان تراجنسیتی مشخص شد که خانواده بسته به میزان آگاهی و توانمندی خود، می تواند ناقض یا حامی حقوق یا زمینه ساز فعالی در این دوحوزه باشد. قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ۱۳۹۹ با شناسایی این کودکان در شمار وضعیت های مخاطره آمیز، گام موثری برای حمایت از آنان برداشت، لیکن شناخت ناکافی از وضعیت خاص این کودکان، عدم متناسب سازی تدابیر با شرایط آنان و توجه ویژه به نقش خانواده و توانمند کردن آنان، مستلزم رفع خلأهای قانونی و تهیه دستورالعمل ها و پروتکل های مناسب در این خصوص است.
۳۲۳.

رویکرد پدیدارشناختی دین ابوریحان بیرونی در آینه دین پژوهی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۳
ابوریحان بیرونی از معدود اندیشمندان مسلمان است که می توان او را به عنوان یک دین پژوه با رهیافتی مشابه با رویکردهای نوین معرفی کرد. یکی از ویژگی های او در دین پژوهی این است که با رویکردی پدیدارشناسانه به بررسی ادیان مختلف پرداخته است. در زمینیه بررسی رویکرد پدیدارشناختی دین وی، پژوهشی مستقل با این عنوان صورت نگرفته است. این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه ها و نوع مواجهیه او با ادیان مختلف انجام شده است و با روش تطبیقی و مقایسه ای و با بهره گیری درست از آثار برجستیه ابوریحان بیرونی و مهم ترین نظرات او که ناظر به بحث دین پژوهی است، همچنین با استفاده از تحقیقات جدید، به بررسی دین شناسی ابوریحان و نوع مواجهیه او با سایر ادیان می پردازد. مهم ترین نتیجیه این پژوهش آن است که رویکرد دینی ابوریحان، شباهت زیادی به رویکردها و رهیافت های جدید در دین پژوهی، به ویژه در زمینیه پدیدارشناسی دین دارد. براین اساس او با رویکردی پدیدارشناسانه، به بررسی مقایسه ای ادیان پرداخته است. در بررسی ادیان با احتیاط و به دور از تعصب برخورد کرده و در مواجهه با «دیگری دینی» روشی همدلانه و فارغ از ارزش داوری به کار گرفته است. به علاوه در بررسی ادیان سعی کرده است تا به دین آن ها از منظر متدینان آن دین بنگرد. او حقیقت را امری متکثر می داند که در اختیار تمام افراد بشر است؛ بنابراین همیه ادیان را نجات بخش تلقی می کند.
۳۲۴.

تحلیل منازعات بازیگران شهری در فضای مجازی: آینده نگاری رسانه های اجتماعی با متد مکتور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
این مقاله به تحلیل بازیگران شهری در رسانه های اجتماعی و نقش این رسانه ها در برساخت مفهوم شهر و تولید فضای شهری می پردازد. در این پژوهش، تحلیل تهران به عنوان یک کلانشهر پیچیده، با استفاده از «نظریه ی فضا» هانری لوفور صورت گرفته است. به این منظور پس از تجزیه و تحلیل کمی و کیفی محتوای پست های رسانه های اجتماعی (توییتر و اینستاگرام) مرتبط با شهر تهران، با استفاده از نرم افزار مکتور تحلیلی آینده نگارانه درباره روابط بازیگران این میدان صورت گرفت. 10 گروه بازیگران شهری و چهار موضوع از اهداف و مناقشات شهری شناسایی شدند و در دو ماتریس بازیگر-بازیگر و بازیگر-هدف، روابط آنها مشخص شد. بر اساس یافته ها گروه های «شهروند و غیرسرشناس»، «رسانه جریان اصلی»، «حقیقی مدیریت شهری»، «فعال اجتماعی و سیاسی» و «حقوقی مدیریت شهری» بازیگران تقویت کننده و مسلط با بیشترین اثرگذاری در میان گروه ها هستند. همچنین سه بازیگر اصلی حوزه ی مدیریت شهری یعنی حساب های «حقوقی مدیریت شهری»، «حقیقی مدیریت شهری» و «رسانه ی مدیریت شهری» بیشترین هم گرایی را با هم دارند و باتوجه به فاصله ی کم «شورایاران و نهادهای شهروندی» با گروه های مذکور، این گروه می تواند در آینده به عنوان یک متحد برای مجموعه ی مدیریت شهری به حساب بیاید. در مقابل «فعالان اجتماعی و سیاسی» بیشترین واگرایی را در میان دیگر بازیگران دارند.
۳۲۵.

تحلیل جهان زیست سیاسی سید قطب: نشانه راه اینجاست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: مقاله حاضر کاوشی است در زیست سیاست اسلامی. برای پیشبرد این هدف به میانجی تحلیل محتوای کتاب نشانه راه اینجاست به تحلیل گفتمان زیست سیاست اسلامیسم می پردازیم. مفروضه این مقاله مبنی بر اهمیت اسلامیسم به عنوان گفتمانی است که در سطح سیاست گفتمان های ملی گرا و سکولاریستی را انکار می کند و در سطح اجتماعی برنامه ای برای اداره زندگی اسلامی ارائه می دهد. براین اساس ما به تحلیل محتوای کتاب سید قطب به نام نشانه راه اینجاست به عنوان مانیفست شکلی از زیست سیاست اسلامیسی می پردازیم. ابعاد چنین کاوشی عبارتند از: تعریف مسئله جهان اسلام، جایگاه حاکمیت، برنامه اخلاقی و سیاست گذاری نهادی.روش: کاوش ما در درون روش شناسی های کیفی و در قالب روش تحلیل پدیدارشناسی تجربی صورت می گیرد. روش پدیدارشناسی تجربی (تحلیل شیوه های ظهور آگاهی و تجربه) است. کار پدیدارشناسی، مطالعه ساختار ذهن، تجربه و آگاهی افراد نسبت به مسائل است و از این رو از این روش برای دستیابی به ادراک و ذهنیت سیدقطب نسب به زیست جهان مسلمانان (نشانه های راه) به صورت پدیدارشناسی تجربی یا توصیفی (در مقابل پدیدارشناسی تفسیری یا هرمنوتیک) بهره گرفته می شود. مضامین این مطالعه برگرفته از مطالعات زیست سیاست عبارتند از چالش، حاکمیت، اخلاق و سیاست گذاری.یافته ها: ایده اولیه سید قطب این است که اسلام «تئوری» نیست تا با فرضیات سروکار داشته باشد. اسلام «برنامه» است و با «واقع زندگی» سرو کار دارد. هدف برنامه اسلامی خلق زیست جهانی است که به لحاظ سلبی در برابر زندگی غربی است و به لحاظ ایجابی مبتنی بر هستی شناسی توحیدی و سیاست احیای امت اسلامی و نسل قرآنی. این هستی شناسی سیاسی بر پایه عقیده شکل می گیرد، مضمونی مترادف ایمان و تسلیم به متن مقدس در برنامه سید قطب. نتیجه این تسلیم شدن عدالت اجتماعی است، مضمونی که ریشه در عدالت خداوندی دارد به معنای پذیرش عبودیت و در نتیجه احیاء مسولیت اجتماعی با آگاهی از بندگی. تحقق عملی این برنامه های ایده آلیستی متوجه نهاد خانواده است، نهاد خانواده هم به عنوان بنیاد زندگی اجتماعی و هم به عنوان نهاد تولید زندگی فرهنگی، تخصیص نقش ها و توزیع وظایف.نتیجه: برنامه سیدقطب به عنوان برنامه ای زیست سیاسی اسلامیستی با تاکید بر روی منظومه ای از ایده های اسلام، جامعه، انسان، عقیده، زندگی به لحاظ عملی خانواده را در بنیان سیاست خود قرار داده است. طبق دیدگاه سید قطب، بشریت امروز به دلیل نداشتن ارزش های والا و ورشکستگی دموکراسی غربی بر لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته است. و راه رهایی احیای امت مسلمان؛ بازآفرینی اسلامی و جماعت پیشتاز؛ و احیای نسل بی نظیر قرآنی، از طریق نهادی به نام خانواده به عنوان جامعه ای کوچک است. در نهایت زیست سیاست اسلامی اداره خانواده از طریق کنترل آگاهی ها و تخصیص نقش ها است.
۳۲۶.

ضرورت بازاندیشی در مفروضات سیاست گذاری در مسیر تحول دیجیتال آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
هدف پژوهش: تحول گسترده ای که فناوری های دیجیتال در جهان امروز ایجاد نموده،آموزش عالی را درمعرض یکی از عمیق ترین و پیچیده ترین تحولات تاریخ خود قرارداده است، مفروضات سنتی حاکم بر سیاست گذاری در این حوزه دیگر پاسخ گوی الزامات دیجیتالی شدن آموزش عالی نمی باشد بازنگری در این مفروضات از ایجاد گسست میان سیاست های تدوین شده و واقعیت های دیجیتال شده و مقاومت نهادی در برابرتغییرجلوگیری می کند،فضای دیجیتال باایجاد دگرگونی درسازوکارهای یاددهی/یادگیری، شیوه های ارتباط دانشگاه با جامعه و باز تعریف مفاهیمی چون کلاس درس،معلم، آموزش ودانشگاه،سیاست گذاری برای آموزش عالی رابا ضرورت بازاندیشی و بازطراحی مواجه ساخته است،هدف این پژوهش، بررسی و بازنگری مفروضات حاکم بر سیاستگذاری عمومی در حوزه تحول دیجیتال درآموزش عالی است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل نظام مند بیش از 50سند سیاستی و مقاله پژوهشی و گزارش رسمی، همراه باجستجوی هدفمند در پایگاه های علمی بین المللی مانند Scopus، Web of Science و Google Scholar وتمرکزبر تجربه های سیاست گذاری کشورهای پیشرو در زمینه تحول دیجیتال آموزش عالی، انجام شده است.داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها در پنج محور اصلی طبقه بندی شد: (۱) بازنگری در مفروضات، شامل عبور از نگرش ایستا و سلسله مراتبی و توجه به نوآوری، تنوع فرهنگی، چندوجهی بودن و پویایی بین المللی؛ (۲) تحلیل زمینه دیجیتال، با تأکید بر ناپایداری، انعطاف پذیری، سرعت تغییر، چابکی و آینده نگری؛ (۳) مشارکت فعال ذی نفعان از طریق تعامل مستمر، عدالت، شفافیت و پاسخگویی؛ (۴) طراحی انعطاف پذیر مبتنی بر یکپارچگی، همسویی، استانداردسازی و نظارت؛ و (۵) ایجاد چرخه های بازخورد مستمر، شامل یادگیری دائمی، خودتصحیح گری و پایش مستمر آثار سیاست ها.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد بازتعریف و بازنگری در مفروضات سنتی سیاست گذاری آموزش عالی در مسیر تحول دیجیتال، امکان انطباق بهتر با تغییرات سریع فناوری و ارائه راهبردهای متناسب با آن را فراهم می سازد.
۳۲۷.

آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری در افق 8 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۶
برنامه ریزی و سیاست گذاری در سطح نهادهای اجتماعی نیازمند شناسایی روندها، تغییرات و دگرگونی های کلان اجتماعی است. آینده پژوهی ابزاری نوین و موثق برای ارزیابی و شناسایی این گونه تغییرات و دگرگونی ها است. هدف از انجام پژوهش حاضر آینده پژوهی سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه آموزش های فرهنگی و هنری است. در این پژوهش از دیدگاه های نظری سیاست گذاری فرهنگی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده است. بعد از مرور پیشینه پژوهش، با استفاده از تکنیک نمونه گیری قضاوتی و هدفمند، 15 نفر به عنوان خبرگان آگاه به موضوع، انتخاب شدند. برای گرداوری داده ها از یک جلسه کارگاهی و چندین مصاحبه با خبرگان بهره گرفته شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها به وسیله سه مرحله تکنیک دلفی مورد ارزیابی، اعتباریابی و یکسان سازی قرار گرفت. از معیار اشباع نظری به عنوان معیاری برای پایان نمونه گیری استفاده شد. با تحلیل تماتیک مصاحبه ها، 31 متغیر به عنوان پیشران های این حوزه احصاء گردید. پیشران های استخراج شده با استفاده از نرم افزار «میک مک» تحلیل ساختاری شدند. در تحلیل ساختاری، پیشران های تأثیرگذار و تأثیرپذیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد ارزیابی قرارگرفته و رتبه بندی شدند. در این میان 10 متغیر به عنوان پیشران های کلیدی وارد نرم افزار «سناریو ویزارد» شدند و دو سناریو با احتمال وقوع قوی شناسایی گردید. از این دو سناریو، از دیدگاه خبرگان موضوع سناریوی اول وضعیت مطلوب تری برای سیاست ها و سیاست گذاری های آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ترسیم می کند که نام این سناریو را «هنر نزد ایرانیان است و بس» نهادیم. سناریوی دوم تداوم وضع موجود و سیر قهقرایی را در پی دارد و وضعیت نامطلوبی برای سیاست های آموزش هنر در کشور است که نام آن را «هنر خوار شد جادویی ارجمند» گذاشتیم.
۳۲۸.

ارتباط کیفیت زندگی با شاد زیستن و نقش میانجی سرمایه اجتماعی (مورد مطالعه جوانان 15-29 ساله قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه و هدف: شاد زیستن نقش مهمی در زندگی انسان دارد. احساس شادی و رضایت از زندگی، در چارچوب ساختارهای اجتماعی و کیفیت روابط میان فردی معنا می یابد و از شرایط مسلط بر زندگی جمعی تأثیر می پذیرد. بنابر نظر جامعه شناسان و روان شناسان، شاد زیستن انسان معاصر در گرو کیفیت زندگی خوب و وجود سرمایه اجتماعی و احساس تعلق و همدلی افرادی است که در یک جامعه با هم زندگی و در ارتقای آن به یکدیگر کمک می کنند. هدف مقاله حاضر بررسی ارتباط کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی با شادی جوانان شهر قزوین و تحلیل نقش میانجی سرمایه اجتماعی در این رابطه است.   روش و داده ها : این پژوهش با روش پیمایشی، در بین250 نفر از جوانان 15-29 ساله، شهر قزوین و با روش نمونه گیری تصادفی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 26 و Amos 23 انجام شده است.   یافته ها: بین دو متغیر کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی با متغیر شادی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. در بررسی متغیرهای زمینه ای، رابطه معنی داری بین سن و تحصیلات با شادی وجود نداشت. تفاوت معنی داری در میانگین شادی بر حسب جنسیت و وضعیت تاهل وجود نداشت. همچنین در بررسی مدل معادله ساختاری، بین دو متغیر کیفیت زندگی و شادی، متغیر میانجی سرمایه اجتماعی اگرچه اثر دارد، ولی اندازه اثر آن کمتر از اثر مستقیم دو متغیر مذکور بوده است.   بحث و نتیجه گیری: کیفیت زندگی یا تامین نیازهای اولیه انسان، به مرور منجر به ارتقای ابعاد غیرمادی و معنوی انسان می شود، این ارتقا در ایجاد روابط و پیوندهای اجتماعی، باعث افزایش تعاملات اجتماعی و کاهش احساس انزوا و تنهایی می شود. در نتیجه، این سرمایه به عنوان یک سپر محافظتی در برابر حس افسردگی و استرس عمل می کند و به ایجاد و شکوفایی سلامت روان و شادی در جامعه کمک خواهد کرد.   پیام اصلی: شاد زیستن جوانان در پیوندی تنگاتنگ با کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی آنان شکل می گیرد و بهبود این مؤلفه ها می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت روان و پویایی اجتماعی در جامعه باشد. در این میان، سیاست ها و عملکرد نهادهای عمومی نقشی تعیین کننده در فراهم سازی بسترهای لازم برای ارتقای شادی و توانمندی اجتماعی ایفا می کنند.
۳۲۹.

تأثیر سبک زندگی معاصر بر پیدایش فضای نوین در مسکن؛ مورد مطالعه، منطقه پنجِ تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۳
کارکرد اصلی مسکن پاسخگویی به سبک زندگی انسان است و در دوران حاضر، در طراحی بیشتر مسکن ها به سلیقه و نیازهای ساکنان کمتر توجه می شود. در این پژوهش در راستای بررسی تأثیر سبک زندگی افراد بر وجوه کالبدی مسکن و پاسخ به پرسش «فضاهای نوین بر مبنای سبک زندگی معاصر چیست؟»، پرسشنامه ای براساس طیف لیکرت طراحی شده است. جامعه آماری 298 نفر از ساکنین منطقه 5 تبریز است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از نرم افزار آماری spss و ترکیبی از آزمون t تک نمونه ای برای میزان تأثیرگذاری هر مؤلفه، آزمون فریدمن برای مقایسه مؤلفه ها و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات استفاده شده است. براساس تحلیل های انجام شده، بیشترین ضریب وابستگی بین سبک زندگی معاصر و مسکن به ترتیب شامل بعد زیست محیطی با ضریب 91/3، کالبدی 84/3، اجتماعی- فرهنگی 76/3، فردی 62/3 و اقتصادی 55/3 است. براساس یافته ها، مهم ترین زیرمؤلفه های ابعاد زیست محیطی، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، فردی و اقتصادی به ترتیب مربوط به بهداشت محیطی، الگوی ساخت، امنیت، اهداف و سطح درآمد است. فضاهای نوین پیشنهادی در این پژوهش شامل، تصفیه آب مرکزی، لاندری مرکزی، لاندری واحدها، شوتینگ زباله، کارواش مکانیکی، فیلتر ورودی سرویس بهداشتی، طراحی فضای نگهبانی به دلیل کنترل ورود و خروج، تأمین دید به فضای بازی کودکان، ایجاد ارتباط بصری و فیزیکی بین حیاط های عمومی و نیمه عمومی محوطه، طراحی مسیر سلامت، سالن ورزشی و استخر پیشنهاد شده است.
۳۳۰.

فرهنگ دانشگاهی و تغییرات دین داری دانشجویان؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۸۰
پژوهش های تجربی حاکی از تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان است، امّا برای فهم عمیق تر این پدیده، که لازمیه تصمیم گیری های فرهنگی-اجتماعی است، ضروری است که شناختی دقیق از سازوکارها و فرایندهایی که این تأثیرگذاری از طریق آن ها شکل می گیرد، حاصل شود. پژوهش حاضر تلاش می کند که با استفاده از روش «مبنایی»، از طریق مصاحبه «نیمه ساختاریافته» با 16 نفر از دانشجویان که تغییرات عمده ای را در دین داری خود در طول تحصیل در دانشگاه احساس می کردند، سازوکارها و فرایندهای اصلی تأثیرگذاری فرهنگ دانشگاهی در تغییرات دین داری دانشجویان را مورد شناسایی و تحلیل قرار دهد. از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها 12 مقوله اصلی همچون «تکثر دیدگاه ها و سبک های زندگی متفاوت»، «فرهنگ آموزشی» و «جاذبه و دافعه دین داران» که هر یک شامل مفاهیم مختلفی هستند، به دست آمد و بر مبنای آن ها گزاره نظری هسته ایِ «فرهنگ دانشگاهی دوسویه» صورت بندی شد. این نتایج در قالب پارادایم کدگذاری اشتراوس-کوربین سامان دهی و بر مبنای آن مدلی برای فرایندها و سازوکارهای منجر به تغییرات دین داری تحت تأثیر فرهنگ دانشگاهی ارائه شد. بر اساس گزاره نظری محوری، تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان نه امری یک سویه، پیوسته و خطی بلکه دوسویه و پویا است یعنی فرهنگ دانشگاهی بسته به شرایط و موقعیت های اجتماعی می تواند به افزایش و کاهش دین داری دانشجویان منجر شود. در این راستا می توان وضعیت دین داری دانشجویان را یک برساخته اجتماعی دانست، بدین معنا که تغییرات صورت گرفته در دین داری دانشجویان بیش از آنکه حاصل استدلال های فلسفی و الهیاتیِ منطقی و عقلانی دانشجویان باشد، حاصل فرایند معاشرت های اجتماعی در انجمن های علمی، خوابگاه های دانشجویی و تشکل های دانشجویی است.
۳۳۱.

مهارت های رفتاری غیر کلامی و تأثیر آن در ارتباطات اجتماعی از دیدگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر از طریق غیر زبان و گفتار ارتباط غیرکلامی است. قرآن در تبیین ارتباط غیر کلامی به اهمیت خصایص ظاهری در روابط فردی و اجتماعی نظیر حالات چهره، نوع نگاه، لبخند، گشاده رویی، گریه، خنده، پوشش و نظایر آن اشاره کرده که بخش قابل توجهی از ارتباطات اجتماعی را تشکیل می دهند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مهارت های رفتاری غیرکلامی و تأثیر آن در ارتباطات اجتماعی از دیدگاه قرآن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که حالات چهره بیانگر حالات درونی انسان و از مهم ترین عناصر تعامل میان فردی برای تعامل سالم اجتماعی است. انسان ها می توانند با اتخاذ حالات چهره، متناسب با آن موقعیت، از خود عکس العمل نشان دهند وچهره شاد یا محزون می تواند اطرافیان را خوشحال یا غمگین کند. از مهم ترین کارکردهای مهارت ارتباط چشمی که عامل سلامت ارتباطات اجتماعی ست، کنترل نگاه به ویژه در مورد نگاه به جنس مخالف و نگاه تحقیرآمیز نکردن به دیگران است. مهارت ارتباطی لبخند درانسان ها ایجاد سرور و بهجت نموده، باعث جذب و الفت بین قلوب وسلامت اجتماع می شود. مهارت پوشش و زینت بدن با لباس مناسب، باعث سلامت در ارتباط اجتماعی شده و زمینه پیوستگی و ارتباط با یکدیگر را فراهم می نماید.
۳۳۲.

بررسی دیدگاه مردم نسبت به دلایل توسعه نیافتگی شهر سرمست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف: با توجه به اهمیت شهرهای کوچک در پیشرفت اقتصادی و تمرکززدایی و جلوگیری از روانه شدن مردم به سمت شهرهای بزرگ، و چالش های متعاقب آن، شهر سرمست بعنوان یکی از شهرهای کوچک ایران مورد برسی قرار گرفته تا دلایل عدم توسعه آن از نگاه مردم واکاوی شود. شهر سرمست به عنوان یکی از شهرهای کوچک در استان کرمانشاه در سال 1333 شکل گرفته است و یگانه مسیر ارتباطی بین شهرهای گیلان غرب به اسلام آباد غرب و کرمانشاه بوده و از سال 1379 از دهستان تبدیل به شهر شده است. این شهر مرکز بخش گواور شهرستان گیلان غرب در استان کرمانشاه است. بخش گواور دارای 16333 نفر جمعیت و 64 روستا است. شهر سرمست در سرشماری سال 1395، 2913 نفر جمعیت داشته است. با توجه به موقعیت جغرافیایی، ارتباطی شهر سرمست و همچنین مسیر سرریز جمعیتی 64 روستای بخش گواور، به لحاظ کمی و کیفی توسعه پیدا نکرده است. این شهر یکی از مسیرهای حرکت زوار عتبات عالیات است و دارای محصولات کشاورزی دیم با کیفیت است. حال، سؤال اصلی این پژوهش این است که چه عواملی باعث شده است که این شهر از پیشرفت شهرنشینی و جمعیت شهری متناسب برخوردار نباشد؟ هدف از این مطالعه بررسی عوامل جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأثیر گذار بر توسعه نیافتگی شهر سرمست از نگاه مردم بوده است.روش: این مطالعه از نظر روش جزو مطالعات کیفی است. جامعه هدف  مردم شهر سرمست بوده اند که تجربه زندگی در شهر سرمست داشته اند. در بخش مصاحبه ها با توجه به روش نمونه گیری نظری با 12 نفر مصاحبه های عمیق انجام شد. میانگین سنی افراد مورد مطالعه، 37 سال بود (27 تا 60 ساله). به دلیل اهمیت تجربه زیسته افراد، سعی شده است در جمع آوری اطلاعات افرادی انتخاب شوند که به لحاظ سنی، تحصیلی و شغلی متفاوت باشند. تحلیل اطلاعات بدست آمده از روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا بوده است. جهت اعتباربخشی به یافته های پژوهش بعد از کدگذاری اولیه، متن مصاحبه و کدها به مصاحبه شونده ها نشان داده شد و بعد از تأیید متن مصاحبه ها، روند کدگذاری و مقوله سازی توسط داوران که اساتید راهنما و مشاور پایان نامه بوده اند مورد بازبینی و تأیید قرار گرفته است.یافته ها: از نظر مردم دلایل عدم توسعه شهر سرمست در حوزه اقتصادی شامل مقوله های زیرساخت اقتصادی ضعیف، ضعف اقتصادی مردم، کشاورزی سنتی و عدم وجود صنایع فرآوری و گرانی زمین تأثیر قابل توجهی روی عدم توسعه شهر سرمست داشتند. در بخش گواور شرکت های اقتصادی در سطح خرد که فرآوری محصولات کشاورزی داشته باشند شکل نگرفته است. شهر سرمست از لحاظ اقتصادی فاقد امکاناتی است که بتواند مردم را به سمت خود بکشاند و تنها دارای یک بازار بومی است و بیشتر مردم برای تأمین نیازها و مایحتاج روزانه خود به دلیل صرفه اقتصادی و پایین بودن قیمت کالاها به شهر اسلام آبادغرب مراجعه می کنند که این کار تمرکز اقتصادی را از شهر سرمست کم می کند. دلایل اجتماعی از نظر مردم شامل مهاجرپذیری کم، ساختار سنی پیر و زنانه و خاص بودگی مذهبی و قومی یوده است. جمعیتی که ابتدا در سرمست ساکن شده اند از ترکیب طایفه ای و مذهبی متنوع منطقه گواور ساکن نشده اند بلکه بیشتر طایفه خاصی آنجا ساکن شده اند و جمعیت مناطق دیگر به خاطر تفاوت مذهبی و قومی به سرمست مهاجرت نمی کنند و همین عامل در کاهش مهاجرپذیری سرمست نقش داشته است. مردم مناطق حیدریه از بخش گواور، اهل حق هستند و ترجیح می دهند که در مناطق خود ساکن شوند و در مناطق شیعه نشین ساکن نباشند، به همین دلیل از روستاهای خود مهاجرت نمی کنند یا اگر مهاجرت نمایند به شهر کرمانشاه مهاجرت می کنند. از نظر مردم دلایل سیاسی عدم توسعه شهر سرمست شامل فقدان مسئولین کارآمد و عدم اجرای قوانین و حمایت های سیاسی هستند. سرمست خیلی دیر تبدیل به شهر شده و هنوز هم تبدیل به شهرستان نشده است و از نظر مردم چنین دلایل سیاسی نقش مهمی در جذب منابع و توسعه شهر دارد. دلایل جغرافیایی و کالبدی عدم توسعه شهر سرمست از نظر مردم شامل کم آبی، محدودیت توسعه شهری، فاصله جغرافیایی، عدم استفاده از پتانسیل طبیعی و تغییر مسیر زوار کربلا بوده است. بی آبی و خشکسالی های پی درپی باعث نابودی سفره های آب زیرزمینی شده است و این معضل دامن گیر شهر شده است. شهر سرمست در فضایی مستقر است که زمین های حاصلخیز کشاورزی دارد و اطراف آن را زمین های کشاورزی احاطه کرده است و تغییر کاربری آن به سختی صورت می گیرد. همچنین در این شهر برای سالیان زیادی، مسیر زوار کربلا بود که می توانست باعث رونق و توسعه اقتصادی شهر باشد اما از زمانی که مسیر زوار از اسلام آباد – سرمست- ایوان –ایلام و مهران به اسلام آباد- سرابله- ایلام و مهران تغییر یافت از رونق شهر به میزان زیادی کاسته شد.نتیجه: از نگاه مردم هر کدام از عوامل جغرافیایی، اقتصادی و زیربنایی، اجتماعی، سیاسی و مدیریتی در عدم توسعه شهر سرمست نقش داشته اند و در مورد عوامل اصلی توسعه نیافتگی شهرهای کوچک با توجه به مبانی نظری و پیشینه های تجربی پژوهش، معمولاً عوامل اقتصادی و سیاسی و مدیریتی نقش مهمتری داشته اند اما برای شهر سرمست علاوه بر موارد فوق به نظر می رسد عامل جغرافیایی و عدم تنوع قومی و مذهبی در شهر سرمست نیز مهم باشد روند شهری شدن مناطق روستایی در ایران نتیجه سیاست های نامناسب توزیع بودجه است که تا زمانی منطقه ای به شهر تبدیل نشود از برخی منابع مالی و اقتصادی، سیاسی و ...  محروم می شود و نتیجه ساختمند شدن چنین واقعیتی در فضای سیاسی مردم و همچنین حاکمیت، مطالبه ساکنان روستاهای بزرگ تبدیل منطقه آنها به شهر است که بعد از چندین دهه نه تنها روح اجتماعی شهر بر آن حاکم نمی شود بلکه از فضای زندگی و شیوه معیشت روستایی نیز فاصله گرفته و به برزخی برای ساکنان تبدیل می شود که سرمست نمونه چنین سیاستی است. پس لازم است در نظام توزیع منابع و مزایایی دولتی که به تبدیل شدن مناطق روستایی به شهر کمک کرده است بازنگری صورت گیرد. مشکل کمبود آب هم برای ساکنان شهر سرمست و هم زمین های کشاورزی جدی است و برای نگهداشت جمعیت موجود لازم است که جزو سامانه سردسیری استان کرمانشاه قلمداد شود. در آن صورت با وضعیت جوی فصل تابستان منطقه گواور، امکان فعال شدن پتانسیل گردشگری وجود داشته و این به توسعه شهر سرمست کمک خواهد کرد.     
۳۳۳.

پیش روی دولت رفاه شرکتی در ایران (1376-1400)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
مطالعه چندوچون رفاه شرکتی، نه تنها ماهیت رابطه ی دولت با شرکت ها را تبیین بلکه امکان فهم بهتر تحولات سمت رفاه اجتماعی را نیز میسر و تصویر کامل تری از دولت رفاه در دو بعد اجتماعی و شرکتی فراهم می کند. در این تحقیق، از طریق مطالعه ی موردی یکی از کمیسیون های ذیل هیات وزیران و سیر تحول آن در فاصله ی زمانی سال های 1376 تا 1400، تلاش شده تصویری از ابعاد، اشکال، و سیر تحول رفاه شرکتی در ایران ارایه شود. روش مورد استفاده تحلیل اسنادی و تحلیل مضمون بوده است. نتایج حاکی از آن است که اعطای وام به شرکت ها، و تقسیط و امهال بدهی آن ها سه شکل غالب رفاه شرکتی هستند که طی شش دولت مختلف نه تنها تداوم و پایداری داشته و سخاوتمندانه بوده اند بلکه بسط و گسترش نیز یافته اند. علاوه بر آن، شاهد نوعی جهش نهادی در این زمینه هم هستیم به گونه ای که از کمیسیونی ذیل هیات وزیران در دولت هفتم در نهایت به یک نهاد قانونی با کارگروه های استانی در دولت دوازدهم می رسیم. همچنین، در تمامی سال های مورد بررسی، رفاه شرکتی فاقد یک جهت گیری صنعتی بوده و کمک ها عمدتا بدون آزمون استطاعت و نیز بدون پیش شرط و بعضا به طور فله ای به شرکت ها اعطا شده اند و هیچ مکانیزمی برای ارزیابی اثربخشی کمک ها نیز پیش بینی نشده است.
۳۳۴.

تحلیل نقش و بازنمود خط و خوشنویسی ایرانی در پوشش معاصر ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
پرداختن به موضوع تایپوگرافی و کاربرد آن در زندگی روزمره ایرانیان، به خصوص در زمینه تزئین پوشاک و پارچه، به دلیل اهمیت مد در دوران معاصر و تاثیرات فرهنگی آن از این طریق، اهمیت دارد. هدف تحقیق تبیین تحولات تزئینی خط در پارچه های قرون اولیه اسلام و بررسی تاثیرگذاری آن بر خوشنویسی پوشاک معاصر است و تلاش می شود به این پرسش پاسخ داده شود که خط بر منسوجات قرون اولیه اسلامی تا دوره صفوی چه تحولاتی داشته، چه مقاصدی را پیگیری می کرده و دارای چه نوع خطوط و دسته بندی هایی است. هدف پژوهش پیش رو بررسی تحولات خط به عنوان هنری کاربردی در منسوجات دوران اولیه اسلام در ایران و نقش هویتی آن در دوران معاصر است. در این پژوهش تلاش می شود به کاربرد و ارتباط خط با سایر هنرها، ساختار و ابعاد زیباشناسانه آن تأکید شود. این پژوهش ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد و به روش اسنادی انجام گرفته است. جامعه آماری تعداد 9 نمونه از منسوجات قرون اولیه اسلام که در تزئین آن ها از خط استفاده شده می باشد. جامعه هدف، تعداد 9 نمونه از پوشاک معاصر که خط تنها عنصر تزئین در آن ها است. این نمونه ها از نوع هدفمند و از برندهای شناخته شده نیمانی، تن دُرُست و چکامه انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که خوشنویسی زبان مشترک فرهنگی در ایران است که همواره ماهیت و اصالت خود را در طول تاریخ حفظ نموده است. با وجود تمام تحولات خط فارسی بر منسوجات از کوفی گرفته تا نستعلیق در دوران معاصر، خوشنویسی تزئینی پوشاک معاصر بر مبنای پیشینه هویتی بر مخاطب تاثیر می گذارد. حس آمیزی و پیشینه غنی کاربرد خط در منسوجات، زمینه ساز استفاده از آن در دوران معاصر است.
۳۳۵.

تبیین تأثیرپذیری مؤلفه های تئاتر پست مدرن پیشرو از آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
تئاتر پست مدرن پیشرو شامل سبک نوشتار و اجرایی تئاتر پست مدرن، بعد از تئاتر آرتو است. این سبک از تئاتر حضور خود را در تئاتر جهان تا دوران معاصر حفظ و تثبیت کرده است. تئاتر پست مدرن در دهه 1930 میلادی در نوشتارهای انتقادی آرتو از تئاتر زمانه اش مطرح می شود. از سوی دیگر پیشینه جنبش پست مدرن از دهه 1960 و در واکنش به مکتب مدرنیسم قابل پی گیری است. متفکران بسیاری با طرح آراء خویش و به واسطه آن جنبش هسته مرکزی نحله فکری پست مدرن را گسترش داده اند. نخستین و تأثیرگذار ترین آن اندیشمندان ژان فرانسوا لیوتار فرانسوی واضع اندیشمندی پست مدرن فرانسه است. توجه به انسان، فرهنگ و جوامع انسانی در نحله فکری پست مدرن همواره مورد تأکید بوده است. از سوی دیگر با واکاوی مؤلفه های تئاتر پست مدرن پیشرو این گونه به نظر می آید که آن سبک تئاتر پست مدرن بیشترین تأثیر را از نحله فکری متفکران پست مدرن، به ویژه نظریه های فرهنگی_اجتماعی لیوتار، اخذ کرده باشد. این مقاله قصد آن را دارد تا با مطالعات متقن این مهم را به اثبات برساند. پرسش اساسی در این زمینه این است که وجوهِ نظریِ فرهنگی_اجتماعی لیوتار با چه کیفیتی بر تئاتر پست مدرن پیشرو تأثیر گذار بوده است؟ نوشتار حاضر با مطالعه کتابخانه ای داده های مناسب علمی را بدست آورده و با اتخاذ شیوه تحلیلی_تطبیقی شاخص ترین مؤلفه های تئاتر پست مدرن را با وجوه فرهنگی و اجتماعی لیوتار تطبیق می دهد. این امر نشان خواهد داد، بنیاد مؤلفه های ویژه این سبک از تئاتر ریشه در وجوه نظری، فرهنگی و اجتماعی لیوتار دارد. اهم آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار در کتاب وضعیت پست مدرن: گزارشی درباره دانش مطرح است.
۳۳۶.

ارائه مدلی جامعه شناختی از هویت اجتماعی بر پایه فهم دینی زنان با نگاه به کارآمدی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۱
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی جامعه شناختی از هویت اجتماعی بر پایه فهم دینی زنان با نگاه به کارآمدی خانواده است. رویکرد در این پژوهش کیفی بوده و از روش نظریه داده بنیاد در تحلیل داده های تجربی استفاده شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش زنان آگاه به مبانی دینی، دغدغه مند نسبت به مسئله پژوهش و متعلق به طبقات مختلف اجتماعی، تحصیلی و شغلی شهر اصفهان بودند که براساس منطق اشباع نظری با 25 نفر از آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. یافته ها نشان داد نقشینگی اجتماعی به عنوان پدیده محوری در این الگو، بواسطه عوامل علّی شامل جامعه سازی دینی، بسامدگونگی نقش مادری، عوامل زمینه ای شامل تفاوت های فیزیولوژیک، خانواده، ازدواج، تحصیلات و عوامل مداخله گر شامل گسترش نقش آفرینی زنان در جامعه، وجود اختلاف دیدگاه ها درباره نقش زنان ایجاد شده و براساس راهبردهای چهارگانه تفسیر واقعی از جایگاه اجتماعی زن، تبیین توانمندی های زنانگی براساس تفاوت های جنسیتی، تقویت ارزش های زنانگی و اولویت بندی در نقش های اجتماعی زنان تحقق یافته است. هویت اجتماعی مبتنی بر نقشینگی اجتماعی زنان پیامدهای اجتماعی و خانوادگی مهمی برای تقویت نقش آنها در کارآمدی خانواده دارد.
۳۳۷.

تداوم تفاوت های منطقه ای در کودک همسری دختران طی دو دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
کودک همسری دختران از چالش های مهم جامعه ایران است که روند آن طی سالیان اخیر باوجود تحولات فرهنگی و اجتماعی، با افزایشی نسبی همراه بوده است. هدف مقاله حاضر، بررسی شیوع کودک همسری دختران در شهرستان های ایران و تعیین کننده های اقتصادی، اجتماعی و جمعیت شناختی آن است. به این منظور داده های سرشماری های 1385، 1390 و 1395 با تکنیک تحلیل ثانویه بررسی شد. یافته ها نشان داد که شهرستان های استان های آذربایجان شرقی و اردبیل در شمال غرب کشور و شهرستان های شرق کشور در استان های سیستان و بلوچستان، خراسان های رضوی، شمالی و جنوبی در هر سه سال مورد بررسی ، بیشترین میزان شیوع کودک همسری را داشته اند. شهرستان های رشتخوار و خلیل آباد در خراسان رضوی در سال های 1385 و 1390 به ترتیب  با 28/15درصد و 05/29درصد و شهرستان ایجرود در استان زنجان با 11/35درصد در سال 1395 بالاترین درصد کودک همسری را داشتند. درمقابل، شهرستان های واقع در استان های کهگیلویه و بویراحمد، تهران و ایلام همواره پایین ترین درصد را تجربه کرده اند. شهرنشینی، ضریب نفوذ اینترنت و توسعه اقتصادی اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر کودک همسری داشتند. بسیاری از مناطق (نه همه آنها) با شیوع بالای کودک همسری، کمتربرخودار بودند و بنابراین، دولت بایستی برنامه های توسعه ای و آگاهی بخشی توسط رسانه ها را در دستور کار قرار دهد.
۳۳۸.

واکاوی کیفی کشورگرایی مصرف در بین شهروندان تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۱
مصرف و مصرف گرایی از زوایای مختلفی تحلیل می شود. مصرف کالاهای تولید داخل و کشورگرایی در مصرف می تواند بر اقتصاد هر کشوری تاثیر مثبت داشته باشد. مصرف کننده ی کشورگرا به دلیل وجود یک حس وفاداری نسبت به کشور خود، تمایلی به استفاده از کالاهای ارائه شده از سوی شرکت های خارجی ندارد . هدف از مطالعه حاضر تبیین جامعه شناختی کشورگرایی مصرف کننده در بین شهروندان تبریزی براساس عامل تقلیل ناپذیری بوده است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و از لحاظ نوع تحقیق، اکتشافی بوده است. جامعه هدف تحقیق حاضر در دو گروه متخصصان و شهروندان بودند و نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند و در مجموع با 36 نفر مصاحبه شد . پس از انجام مصاحبه ، تمامی مصاحبه ها از فایل های ضبط شده روی کاغذ پیاده شد و کدگذاری و مقوله بندی و استخراج مقوله های نهایی انجام گردید . در این پژوهش چهار معیارِ اعتبارپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تاییدپذیری که توسط لینکلن و گوبا مطرح شده، در تضمین صحت و قابلیت اعتماد استفاده شده است. در این پژوهش مقوله هسته تقلیل ناپذیری با 37 مفهوم و 5 مقوله فرعی و 2 مقوله اصلی برساخت شد. یافته های مطالعه نشان داد که تقلیل ناپذیری، عاملی است که در انتخاب خرید و کشورگرایی مصرف کنندگان تبریزی مهم تلقی شده و شامل دو مقوله اصلی غایت نگری (با مقولات فرعی کالاپسندی، چندبعدی نگری و عقلانیت ابزاری) و تعیین پذیری (با مقولات فرعی شالوده شکنی و درزمانی) است. مقوله های به دست آمده از متن مصاحبه ها می توانند راهگشای تولیدکنندگان بوده و برای برنامه ریزی های جذب شهروندان به خرید محصولات داخلی و کشورگرایی در مصرف مورد استفاده قرار گیرد.
۳۳۹.

موانع فرهنگی مؤثر بر توانمندی حاصل از اشتغال زنان دارای معلولیت شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه و هدف: نقش تعیین کننده زمینه های فرهنگی در چالش های اشتغال زنان دارای معلولیت، غیرقابل انکار است. به جهت آنکه ارتقای توانمندی های شغلی این گروه از زنان وابسته به شناسایی و رفع موانع فرهنگی بازدارنده است، لذا در پژوهش حاضر، رابطه موانع فرهنگی موجود در جامعه و اشتغال زنان دارای معلولیت مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. روش و داده ها : روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایش است، جامعه آماری این پژوهش شامل زنان دارای معلولیت شهر خرم آباد است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و برای تحلیل روایی از اعتبار صوری مبتنی بر مراجعه به خبرگان و صاحب نظران استفاده شده است. برای پایایی از تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که نتایج آن حکایت از اعتبار و پایایی ابزار پژوهش دارد. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار سمپل پاور 185 نفر بوده که برای حصول اطمینان این تعداد به 200 نفر افزایش یافت. یافته ها: یافته ها نشان داد که هر چقدر تجربه ستم دیدگی، کلیشه های جنسیتی، اقلیت سازی در میان زنان دارای معلولیت افزایش پیدا کند، توانمندی آنها در جهت اشتغال کاهش پیدا می کند.  نتایج مدل سازی معادله ساختاری، اثرگذاری موانع فرهنگی فوق را بر اشتغال زنان دارای معلولیت در شهر خرم آباد نشان داد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که کاهش موانع فرهنگی در جامعه، نقش مهمی در توانمندی زنان در حوزه اشتغال دارد. به طور کلی وجود این گونه موانع فرهنگی در جوامع، رشد و بالندگی جامعه را از جمله اشتغال و توانمندی زنان دارای معلولیت را تحت تأثیر قرار می دهند. پیام اصلی: اشتغال و توانمندی اقتصادی، از جمله مسائل پیش روی زنان دارای معلولیت در شهر خرم آباد است که تا حد زیادی در ساختارهای فرهنگی جامعه ریشه دارد. تلاش برای رفع موانع فرهنگی موجود در این زمینه، می تواند نقش اساسی در توانمندی اقتصادی و فعالیت و اشتغال زنان دارای معلولیت ایفا نماید.
۳۴۰.

برساخت تجربه زیسته معلمان از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
امروزه بحث زبان در کالبد جدید آن ذیل مفهوم فرهنگ تلقی می شود و بر خلاف نگاه حاکم در میان برخی از ایرانی ها که آن را با تمامیت ارضی و پیکاران سیاسی پیوند می دهند، جزء قلمرو آموزش چندفرهنگی قرار می گیرد. این پژوهش براساس رویکرد کیفی با رهیافت پدیدارشناسی، تجربیات معلمان را از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس شهر سنندج مورد بررسی قرار می دهد. میدان تحقیق شهر سنندج و مشارکت کنند گان بالقوه شامل همه معلمان مقاطع ابتدایی تا دبیرستان بودند که از 15 نفر (۸ مرد و ۷ زن) از آن ها دعوت به مشارکت شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد که در نهایت برای تحلیل آنها از چارچوب براون و کلارک استفاده گردید. علی رغم تأکید معلمان بر اهمیت زبان مادری در وجوه مختلفی همچون ساخت هویت فرهنگی، حس تعلق و مهارت های ارتباطی، آن ها بیان داشتند که نظام آموزشی ایران با تمرکزگرایی آموزشی، آسیمیلاسیون فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق زبانی اقلیت ها، سیاست تک زبانه (فارسی) را بکار می گیرد. آن ها همچنین پیامدهای این خط مشی را به بحران هویت، تشدید دوگانگی فرهنگی و یادگیری بازدارنده پیوند دادند. سرانجام معلمان به پیشنهادات متعددی مانند حذف رویکردهای سیاسی در آموزش زبان مادری، نهادینه سازی تربیت پاسخگوی فرهنگی  و آموزش عاری از ایدئولوژی را برای اصلاح نظام آموزشی فعلی اشاره کردند. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان