فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۲۱ تا ۷٬۱۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
تحلیل چندسطحی خشونت ورزی: مطالعه پیمایشی خشونت ورزی دانش آموزان دبیرستان های شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده خشونت و روند افزایشی آن در میان دانش آموزان یکی از مسائلی است که امروزه سبب نگرانی خانواده ها و متولیان امر تعلیم و تربیت شده است. عوامل مختلف در سطوح فردی، رابطه ای (خانواده و دوستان)، اجتماع محور و جامعه ای در تکوین و تداوم خشونت ورزی مؤثر است. در این تحقیق به منظور بررسی تأثیر این عوامل بر خشونت ورزی دانش آموزان، از مدل های اکولوژیکی استفاده شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی است که در طی آن با 400 نفر از دانش آموزان دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهر سقز مصاحبه شده است. یافته ها نشان می دهد که میانگین خشونت ورزی دانش آموزان معادل 39 درصد بود که بر مبنای یک مقیاس از صفر تا 100 پایین ارزیابی می شود. در میان ابعاد خشونت، نوع غالب خشونت کلامی بوده و خشونت فیزیکی شدید در پایین ترین سطح قرار داشته است. تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان می دهد که خشونت ورزی با متغیرهای قربانی خشونت شدن، شاهد خشونت بودن، بی عدالتی در مدرسه، توانایی حل مسالمت آمیز تضادها، میزان جرم در محله، نظارت والدین، پایبندی به دستورات اخلاقی، تنبیه در مدرسه، کنترل اجتماعی مرتبط است. متغیرهای مذکور در مجموع 40 درصد تغییرات خشونت ورزی در بُعد کلامی و بیش از 70 درصد از تغییرات خشونت ورزی دانش آموزان را در ابعاد فیزکی ملایم و شدید تبیین می کنند. در بخش پایانی مطالعه، دلالت های یافته ها و نتایج تحقیق در زمینه سیاست گذاری اجتماعی و فرهنگی مورد بحث قرار گرفته است.
دین و بررسی انتقادی مبانی جامعه شناسان در مطالعة آن (با محوریت نظریه فریزر، دورکیم، وبر و گیرتز)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از الگوی «روش شناسی بنیادین» درصدد است مبانی و جهت گیری های فلسفی دخیل در نظریه های جامعه شناسی دین را بررسی کند. جامعه شناسان با تکیه بر اصول و مبادی نظری خاص، به تحلیل دین پرداخته و به جهت گیری هایی همچون نگاه ماده انگارانه به دین، محوریت انسان و منافع دنیوی او، استفاده از معرفت حسی و روش تجربی در تحلیل دین و درنهایت، بازکاوی منشأ دین و توجیه کارکردی آن ملتزم شده اند. جهت گیری های مزبور، تعارض جامعه شناسی و دین، تقلیل گرایی، تساهل و تسامح روش شناختی و نیز تقویت سکولاریزم و پلورالیزم مذهبی و اجتماعی و درپی آن، گردن نهادن به جنبش های مذهبی متکثر و متضاد را موجب شده است. این درحالی است که اگر جامعه شناسان در طرح نظریه های خود، به مبانی دیگری ملتزم می شدند بسیاری از پیامدهای معرفتی، اجتماعی و فرهنگی فرصت بروز نمی یافت و وضع مذهب در جامعة نوین به گونه ای دیگر رقم می خورد.
ظرفیت ها و ضرورت های اندیشه اجتماعی در کلام اشاعره(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هر نظریه اجتماعی در بدو شکل گیری، از عوامل متعددی تأثیر می پذیرد. اندیشه اجتماعی اشاعره نیز مبتنی بر مبادی و مبانی معرفتی و غیرمعرفتی خاصی است که در ریشه کلام اشعری دارد. ابتنای چنین دانشی بر مبانی کلام اشعری، حوزه های فکری ویژه ای را فعال می کند که محافظه کاری و تمرکز بر توصیف و تبیین را وظیفه اصلی این دانش قرار می دهد. با توجه به عقبه تفکر اشعری، ظرفیت دانش تفسیری، تفهمی و انتقادی را از آن سلب می کند. از سوی دیگر، این دانش را به رئالیست ها نزدیک می سازد که خود را در حصار امر واقع و رخدادهای گذشته محصور کرده و ظرفیت خروج از وضع موجود و آرمان پردازی را نخواهد داشت. در این تحقیق، مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی اشاعره، به عنوان مبانی معرفتی آنان بررسی شده و در قالب روش شناسی بنیادین، ظرفیت های تولید دانش اجتماعی آن مبانی بیان شده است.
مشاهده از نوع مشارکتی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی هنجارشکنی های دربین دانش آموزان سال سوم متوسطه خواف و بیرجند وعوامل اجتماعی مؤثر برآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی تطبیقی انواع هنجارشکنی های دانش آموزان مقطع دبیرستانی در مدارس دولتی شهرستان خواف و شهر بیرجند می پردازد.جمعیت آماری تحقیق را دانش آموزان سال سوم مقطع متوسطه در سال تحصیلی 85- 84 تشکیل می دهند که متناسب با جمعیت دانش آموزی هر یک از دو شهر مذکور به ترتیب نمونه ای با حجم250 نفر و300 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که دانش آموزان شهرستان خواف در مقایسه با دانش آموزان شهر بیرجند از پای بندی بیشتری به هنجارهای دینی، احساس آنومی ا کمتر، فرصت های خانوادگی معدودتر، پیوند با خانواده، مدرسه و جامعه بیشتر، ارتباط با دوستان هنجارشکن کمتر و پایگاه اجتماعی– اقتصادی پایین تری برخوردارند، که به نظر می رسد علت آن را باید در ساخت سنتی تر جامعه خواف جستجو کرد. علاوه بر این، در تحلیل رگرسیون چند متغیری در نمونه آماری مورد مطالعه خواف، متغیرهای پای بندی به هنجارهای دینی، پیوند با خانواده و پیوند با جامعه و در نمونه آماری مورد مطالعه بیرجند متغیرهای فرصت های خانوادگی، پیوند با مدرسه و پیوند با جامعه به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین پیش بینی متغیر وابسته (هنجارشکنی دانش آموزان) داشته اند.
پرده پنجم/ نقدی بر کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی- سیاسی ایران»
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران دوره پهلوی اول و دوم
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ انقلاب اسلامی ایران (بررسی ریشه ها و عوامل)
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی دین
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
کمونیسم مذهبی
حوزههای تخصصی:
بهداشت روانی و طب پیشگیر در ایران (قسمت 2)
حوزههای تخصصی:
کیفیت رابطة زناشویی در پروفایلهای زوجی سبک حل تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی انواع سبک حل تعارض زوجی در چارچوب نظریة گاتمن و مقایسة کیفیت رابطة زناشویی بین سبکهای زوجی مختلف بوده است. به این منظور 500 نفر (250 مرد و 250 زن) به شیوة نمونه گیری تصادفی نظام دار انتخاب شدند و با استقاده از پرسشنامه ارزیابی ارتباط مورد مطالعه قرار گرفتند. 9 سبک زوجی حل تعارض به این ترتیب شناسایی شد: اعتباربخش اعتباربخش، درگیرشونده اعتباربخش، اعتباربخش اجتنابی، درگیر شونده درگیر شونده، درگیر شونده اجتنابی، اجتنابی خصمانه، خصمانه اعتباربخش، خصمانه درگیرشونده، و خصمانه خصمانه. مقایسة میانگین گروه ها با استفاده از تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که پروفایلهای حاوی سبک اعتباربخش با بهترین میزان کیفیت رابطة زناشویی همراه است؛ جز زمانی که یکی از زوجین از سبک خصمانه استفاده کند. پروفایلهای حاوی سبک خصمانه با کمترین میزان کیفیت رابطة زناشویی همراه است و پروفایلهای حاوی سبک درگیرشونده و اجتنابی در مقایسه با پروفایلهای شامل سبک اعتباربخش با میزان کمتری از کیفیت رابطة زناشویی همراه است؛ اما در مقایسه با پروفایلهای دارای سبک خصمانه میزان بیشتری از کیفیت رابطة زناشویی را دارا است. از این رو آگاهی از این سبکهای حل تعارض می تواند به مشاوران و روانشناسان در مشاوره های قبل از ازدواج کمک کند.
امید به زندگی یک شاخص« پیشرفت»
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش ارتقاء روستاها به شهر در توسعه نواحی روستایی مطالعه موردی: دهستان ایج(شهرستان استهبان)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر توسعه و تقویت شهرهای کوچک همواره بعنوان راهبردی برای توسعه منطقه ای و روستایی مورد توجه قرار گرفته و چنین بیان می شود که این شهرها بعنوان مکانهای مرکزی، بیشترین روابط را با سکونتگاههای روستایی اطراف خود برقرار می سازند، لذا پتانسیل آنرا دارند تا در توسعه نواحی روستایی ایفای نقش کنند. در ایران در پی سیاست تبدیل روستاها به شهر بسیاری از نقاط روستایی به شهر ارتقاء یافته و در نظام سلسله مراتب سکونتگاهی بعنوان شهرهای کوچک بشمار می آیند. از جمله این شهرها شهر کنونی ایج واقع در شهرستان استهبان(استان فارس) است که در سال 1381 به نقطه شهری ارتقاء یافته است. لذا در پژوهش حاضر تلاش گردیده به این سوال کلیدی پاسخ داده شود که « آیا ارتقاء ایج به نقطه شهری توانسته نقش موثری در توسعه نواحی روستایی دهستان داشته باشد؟». روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی و جمع آوری داده ها مبتنی بر روش اسنادی و میدانی است. جامعه آماری پژوهش خانوارهای ساکن در روستاهای دهستان ایج است که با بهره مندی از روش کوکران تعداد 270 خانوار بعنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. نتایج بدست آمده نشان از آن دارد که ارتقاء ایج به نقطه شهری توانسته نقش موثری در توسعه روستاهای این دهستان داشته باشد که البته در خصوص نقش شهر بر شاخص های مورد در بین روستاها تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که بین مراجعه و ارتباط روستائیان به شهر ایج با ارزیابی آنها از نقش این شهر در توسعه روستایی و نیز رضایت مندی آنها از شهر شدن ایج، رابطه معنادار مستقیم آماری وجود دارد.
بازتاب رسوم ایران باستان در فرهنگ مردم ایلام (تقدس آب و چشمه، احترام به نان و نمک، کارد و کفن)(1)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان ایلام، تاریخ و فرهنگی چند هزار ساله دارد. آداب و رسوم اصیل و بسیار کهن مردم این استان، جدا از بحث قدمت تاریخی ، می تواند به لحاظ اخلاقی، فرهنگی، انسان سازی و حفاظت از محیط زیست الگو باشد. این آداب و رسوم که ریشه در فرهنگ باستانی این منطقه دارد، نسل به نسل از پس هزاره ها گذشته است و هم اکنون در فرهنگ مردم ایلام رایج است؛ از جمله این رسومِ بازتاب یافته از دوران باستان می توان به سنت «کارد و کفن»، «احترام به نان و نمک» و «تقدس آب و چشمه» اشاره کرد. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و استناد به منابع، به این پرسش، پاسخ داده شد که چه رسومی از ایران باستان در فرهنگ مردم ایلام بازتاب یافته است؟ نتایج پژوهش، حاکی از آن بود که سنت کارد و کفن، احترام به نان و نمک و تقدس آب و چشمه، امروزه به همان شیوة مرسوم در ایران باستان در بین قوم کُرد و لُر رایج است.
تحول «مکتب» شیخی به «فرقه» شیخیه (تمهیدات نظری- تاریخی در فرایند شکل گیری فرقه شیخیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال نوزدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
128 - 153
حوزههای تخصصی:
مکتب شیخیه، اندیشه ای است که در سال های ابتدایی عصر قاجار ظهور می کند و بر دو ستون اخباریگری و تصوف استوارشده است. این اندیشه اگرچه در ابتدا توسط شیخ احمد اَحسائی، به عنوان دریافتی باطنی و عرفانی از مذهب رسمی تشیع در کنار سایر مکاتب فقهی، کلامی و عرفانی و فلسفی تشیع مطرح می شود، اما به تدریج بر اثر شیوه اجتماعی طرح عقایدش به فرقه تبدیل می شود. هرچند غالباً تلاش شده است این تحول به مواضع کلامی و صحت وسقم آن ها در نسبت با متون دینی شیعه امامیه نسبت داده شود، در این مقاله سعی کرده ایم، تطور ایشان از مکتب به فرقه را از منظر نقشِ فرم های ساخت یابی اجتماعی موردمطالعه قرار داده و سازوکارهای آن را مورد واکاوی قرار دهیم. پرسش محوری در مطالعه حاضر این است که: چه سازوکار اجتماعی عقاید و سیره عملی شیخیه را مهیای تحول از مکتب به فرقه کرده است؟ به عبارت دیگر جایگاه دیالکتیک بین نظر و عمل در شکل گیری یک سازمان اجتماعی – دینی چگونه بوده است؟ به نتایج فوق رسیده ایم: شیخی ها از سه سازوکار عمده در صورت بندی عقایدشان برای نیل به شکل اجتماعی فرقه استفاده می کردند؛ نخست؛ آشنایی زدایی، دوم؛ ترسیم و ترکیب مجدد هندسه عقاید کهن، سوم؛ تمایز گذاری و مرزبندی مبتنی بر رهبری کاریزماتیک و فردگرایانه.