هدف از این پژوهش، بررسی عامل های ارتباطی تاثیرگذار بر مشارکت زنان روستایی بخش آسارا در فعالیت های پس از برداشت محصولات کشاورزی می باشد. این پژوهش پیمایشی، از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه ی آماری مورد نظر شامل زنان روستایی 15 سال به بالا بخش آسارا می-باشد(2810N=). تعداد 120 نفر از زنان روستایی به روش نمونه گیری تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. روایی محتوایی پرسشنامه با کسب نظرات کارشناسان مورد تایید قرار گرفت. آلفای کرونباخ جهت تعیین پایایی بخش مشارکت زنان روستایی در فعالیت های پس از برداشت محصولات کشاورزی استفاده گردید که مقدار آن 94/0 بدست آمد. نتایج بدست آمده از تحلیل عاملی نشان داد که مهم ترین عامل های ارتباطی منابع و داده های محلی می باشند و پس از آن، به ترتیب منابع و داده-های سازمانی و ارتباط جمعی می باشند که حدود 5/63 درصد از واریانس را تبیین کردند. نتایج تحلیل همبستگی نشان دادند که رابطه ای مثبت و معنی دار بین متغیر وابسته ی مشارکت در فعالیت های پس از برداشت و میزان استفاده از داده ها و منابع ارتباطی شامل منابع ارتباطی سازمانی و رسانه های جمعی وجود دارد. در تحلیل رگرسیونی به روش گام به گام منابع و داده های سازمانی و منابع ارتباط جمعی، در مجموع 6/32 درصد از واریانس متغیر وابسته ی مشارکت زنان روستایی در فعالیت های پس از برداشت را تبیین کردند
این پژوهش با هدف ارزیابی اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب، افسردگی و امیدواری زنان مبتلا به سرطان سینه صورت گرفت. این پژوهش مطالعه ای شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل می باشد. به این منظور، 20 بیمار مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده به بیمارستان شفا اهواز در بهار 1389 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های اضطراب بک، افسردگی بک و امیدواری میلر بود که پیش از آغاز گروه درمانی و در پایان دوره ی درمان به وسیله ی بیماران دو گروه تکمیل شدند. گروه درمانی به گونه ای معنا دار به کاهش افسردگی، اضطراب و افزایش امیدواری بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل منجر شد، اما چنین تغییراتی در گروه کنترل مشاهده نشد. همان گونه که پژوهش های پیشین نشان دادند، جلسه های گروه درمانی شناختی- رفتاری تاثیری مثبت بر کاهش اضطراب، افسردگی و افزایش امیدواری دارند و نتایج این پژوهش ضرورت بکار گیری درمان های روان شناختی در کنار درمان های متداول دارویی برای بیماران را نشان می دهند.
در این پژوهش ارتباط بین امید به زندگی و سرسختی روان شناختی دانشجویان ( دختر و پسر) دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران که در سال 85-84 مشغول به تحصیل بودند، بررسی گردید. بدین منظور 332 نفر از دانشجویان ( دختر و پسر ) از راه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و به پرسشنامه های امید به زندگی و سرسختی روان شناختی AHI پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیری و برای تمامی فرضیه ها سطح معنی داری 05/0P< در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین امید به زندگی و سرسختی روان شناختی رابطه ای مثبت و معنی دار وجود دارد (0001/0 P< و 54% = r). همچنین نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون چند متغیری برای ترکیب خطی متغیرهای امید به زندگی، جنسیت، وضعیت تاهل و سن با سرسختی روان شناختی دانشجویان برابر با 56/0 = MR و 32/0 = RS بود که در سطح 0001/0 = P معنی دار است.
این مقاله به بررسی اثر بخشی مشاوره به شیوه ی تمرکز بر هیجان ها (EFT) بر بهداشت روانی معلمان زن مقطع متوسطه ی شهر مرودشت پرداخته است. روش این پژوهش نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده ومتغیر مستقل در این پژوهش مشاوره به شیوه ی هیجان مدار (EFT) است. جامعه ی آماری این پژوهش، معلمان زن مقطع متوسطه آموزش و پرورش شهر مرودشت که در سال تحصیلی 89-88 مشغول به کار هستند، می باشند. نمونه ی این پژوهش را 30 نفر از معلمان زن که به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل انتخاب شدند، تشکیل داده است. ابزار اندازه گیری در این پژوهش برای سنجش سلامت روانی، پرسشنامه ی 90 سؤالی scl-90می باشد. نتایج نشان داد که میانگین نمره های پس آزمون گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل کم تر بوده است و در این آزمون نمره ی کم تر، نشانه ی بهداشت روانی بیش تر است. به بیان دیگر، مشاوره به روش هیجان مدار (EFT) بر بهداشت روانی معلمان زن مقطع متوسطه شهر مرودشت تاثیری مثبت داشته و همچنین مشاوره به روش هیجان مدار (EFT) باعث کاهش افسردگی، اضطراب و حساسیت بین فردی معلمان زن مقطع متوسطه شهر مرودشت شده است.
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی دیدگاه اعضای هیئت علمی در خصوص برنامه درسی آموزش علوم مبتنی بر ویژگیهای ماهیت علم در دانشگاه است. بدین منظور، از جامعه آماری که شامل اعضای هیات علمی رشته های فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی و گرایشهای مرتبط در دو دانشگاه اصفهان و صنعتی اصفهان بود، 75 نفر به عنوان نمونه آماری در این پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته سنجش دیدگاه اعضای هیات علمی بود. جنبه های اصلی مورد سنجش ماهیت علم در این ابزار عبارت بودند از: موقتی بودن علم، مبنای تجربی علم، خلاقیت در علم، نقش ذهنیت در علم، تاثیر مسایل اجتماعی و فرهنگی بر علم، نقش مشاهده و استنتاج و نظریه و قانون علمی. این مولفه ها در چهار عنصر اساسی برنامه درسی؛ یعنی هدفها، محتوا، اجرا و ارزشیابی و در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی شدند. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس سنجش برابر 0.84 محاسبه شد. داده های پژوهش با روشهای آماری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از نظر اعضای هیات علمی در وضعیت موجود برنامه های درسی در هیچ یک از عناصر برنامه درسی؛ یعنی هدفها، محتوا، اجرا و ارزشیابی مبتنی بر مولفه های ماهیت علم نیستند. با این حال، از نظر آنها هدفهای برنامه درسی از نظر برخورداری از مولفه های ماهیت علم به وضعیت مطلوب نزدیک ترند. در این بین ارزشیابی برنامه درسی از نظر رعایت مولفه های ماهیت علم، بیشترین اختلاف را با وضعیت مطلوب دارد. از نظر اعضای هیات علمی در برنامه های درسی در وضعیت مطلوب، برای همسویی با مولفه های هفت گانه ماهیت علم، باید بیشترین توجه به دو عنصر اجرا و ارزشیابی برنامه درسی معطوف شود.
به طور کلی شرط اساسی شکوفایی و بالندگی هر جامعه در توسعه سرمایه های انسانی و تربیت آنها نهفته است. آموزش و به ویژه آموزش شهروندی عامل اساسی در ارتقا ء فرآیندهای توسعه به شمار می رود(هر چند که این تنها عامل نیست)، به علاوه آموزش شهروندی می تواند سهم بسزایی در مشارکت کامل توده های مردم در پیشرفت خود و در نظارت فعالانه شان نسبت به تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داشته باشد. آموزش شهروندی از واژه های آشنا در نظام آموزش رسمی و غیررسمی در سطح بین المللی و ملی است که از دیرباز درباره آن بحث های زیادی شده است. به طوری که در دهه های اخیر در عرصه های گوناگون آن تلاش چشمگیری انجام شده است که در نهایت باعث توجه به اهمیت و نقش عمیق و گسترده آموزش های شهروندی در رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ملل گردیده است . هدف اصلی از انجام این تحقیق ، بررسی میزان تاثیر آموزش های شهروندی در تحقق و دست یابی به توسعه پایدار شهری در ابعاد مختلف آن(اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و زیست محیطی) از دیدگاه ساکنان منطقه5شهر تهران می باشد. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که توسعه بایستی دقیقاً در مرکز تمامی برنامه های آموزش شهروندی قرار گیرد و به دلیل آنکه زیر بنای توسعه شهری و به تبع آن توسعه ملی، توسعه در هر یک از بخش های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی می باشد لذا برای رسیدن به توسعه در هر یک از بخش ها نیاز به آموزش ضروری به نظر می رسد و از آنجایی که انسان محور توسعه محسوب می شود ، نیاز به آموزش برای انسان بیش از پیش ضروری به نظر می رسد که این آموزش می تواند در ابعاد مختلفی صورت گیرد.
دکتر حسین کچویان را شاید بیشتر از هر چیز دیگری با آثارش بتوان معرفی کرد: نقد نظریه پایان ایدئولوژی، میشل فوکو و دیرینه شناسی دانش، کندوکاو در ماهیت معمایی ایران، جهانی شدن و حتی ترجمه هایی چون علم و جامعه شناسی معرفت، روشنفکران و شکست پیامبری. اما این همه، معرف مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیست. وی که دانش آموختهی دانشگاه تهران، تربیت مدرس و منچستر انگلیس است، مدت زمانی را نیز از محضر دکتر «حائری یزدی» و«آیت الله جوادی آملی » بهره برده است. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، این روزها به سبب بحث هایی که در حوزهی فلسفهی علوم اجتماعی مطرح میکند، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. عصر یک روز چهارشنبه در اتاق مدیر گروه جامعه شناسی واقع در طبقهی پنجم دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران پای صحبت های ایشان نشستیم تا از علوم اجتماعی و وضعیت تاریخی آن در جامعهی ایرانی بگویند.
چند صباحی است که مباحث پیرامونی علوم، برجستگی بیشتری یافته اند و گاه بر مباحث درون علمی چیرگی و غلبه پیدا کرده اند. جنس این مباحث نیز طیفی از مباحث فلسفی، جامعه شناختی، روان شناختی و تاریخی را در بر میگیرد. در ایران به فراخور اقتضائات خاص باورهای دینی موجود، این مباحث نیز صورت هایی خاص به خود گرفته و میگیرند. دلیل عمدهی طرح این گونه مباحث در جامعهی ما بیش از هر چیزی از منظر و زاویهی جدال سنت و مدرنیته قابل ردیابی است. در واقع آنچه محرک بسیاری از این مباحثات و مطالعات است، مواجههی ما با نوع خاصی از معرفت است که در مغرب زمین شکل گرفته و نضج پیدا کرده است و پس از ورود به جامعهی ما به دلیل فقدان زمینه ها و بسترهای فرهنگی لازم، چالش هایی فرهنگی و اجتماعی را در جامعهی ما ایجاد کرده است. کیفیت مواجههی ما با این نوع معرفت که از آن به عنوان علم جدید تعبیر میشود و چگونگی ورود آن به جامعهی ما سؤالی است که پاسخ به آن، در واقع پاسخ بسیاری سؤالات دیگر را نیز در بر دارد. دکتر حمید پارسانیا، استاد حوزه و دانشگاه، نحوهی مواجههی ما با علوم جدید و طریقهی ورود این علوم به جامعهی ما را از منظری نو مورد بحث قرار داده است. متن پیش رو برگرفته از سخنرانی ایشان در همایش«دربارهی علم» میباشد که به همت « کانون اندیشهی جوان» برگزار شده است.
مسئله و هدف: مأموران پلیس همواره در زندگی شهری خود در معرض آسیب های اجتماعی، جنایی و... هستند. افراد پلیس غالباً مجبورند در انجام وظایف و مأموریت های خود با موقعیت های زشت و رفتارهای ضداجتماعی و ضدانسانی سر و کار دارند و طبیعی است که بیشتر از سایر انسان ها در معرض خطر و آسیب قرار دارند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل درون سازمانی مؤثر بر آسیب های شغلی کارکنان پایور کلانتریها شهرستان سنندج است.
روش: این پژوهش از نظر نوع تحقیق کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه آماری آن را کلیه کارکنان پایور انتظامی کلانتریهای شهرستان سنندج است. روش نمونه گیری این پژوهش، نمونه گیری تصادفی طبقه ای میباشد و ابزار گردآوری اطلاعات آن را پرسشنامه است.
یافته ها و نتایج: یافته ها و نتایج این پژوهش نشان میدهد که عوامل استرس و فشار روانی ناشی از محیط کار، سبک مدیریت، تشویق و تنبیه، آموزش و پرداخت های سازمانی به ترتیب مهم ترین اولویت های مؤثر بر آسیب پذیری شغلی کارکنان پایور کلانتریهای مورد مطالعه محسوب میشود.