فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی سرمایه های انسانی در محیط های علمی - آموزشی در دهه های اخیر مورد توجه تعداد زیادی از صاحب نظران، علاقه مندان به تحقیق و کارگزاران موسسات آموزش عالی قرارگرفته است. هدف مقاله بررسی میزان توانمندی و عوامل مرتبط با توانمندسازی اعضای هیات علمی می باشد. آزمودنی ها 175 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه تربیت معلم می باشند که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. برای تحلیل داده ها از روش های عاملی، آزمون فریدمن، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج حاکی از این است که اعضای هیات علمی در بعد معنی دار بودن شغل نسبت به دیگر ابعاد توانمندسازی (خوداثربخشی، خودمختاری، موثربودن و اعتماد) توانمندتر هستند و در بعد اعتماد در پایین تر حد توانمندی قرار دارند. متغیر های الگوبرداری و پاداش مبتنی برعملکرد با توانمندسازی اعضای هیات علمی رابطه ای ندارند، اما دو عامل غنی سازی شغل و مدیریت مشارکتی با توانمندسازی آنان ارتباط دارد. از بین متغیر های مرتبط، متغیر های مدیریت مشارکتی و غنی سازی شغل، پیش بینی کننده های بهتری برای متغیر ملاک توانمندسازی هستند. به طور کلی، متغیر غنی سازی شغل 0.538 درصد از سهم واریانس توانمندسازی را تبیین می کند و با اضافه شدن متغیر مدیریت مشارکتی مقدار واریانس تبیین شده 0.552 درصد می رسد.
بررسی میزان رضایتمندی دانشجویان با توجه به معیار نتایج مشتری مدل EFQM (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه ها به منظور به انجام رساندن وظایف، پویایی و ارتقای کیفیت خود، نیازمند الگو و ابزار مناسب برای ارزیابی و اطمینان کیفی از روند برنامه ها و فرآیندهای مربوط به کارایی و اثر بخشی دانش آموختگان خود و مهم تر از همه، میزان رضایت مندی آنان است. در همین رابطه، یکی از معیارهای عمده در زمینه کیفیت و بهبود مستمر، ایجاد و حفظ مشتری است که در سازمان های آموزشی به عنوان مخاطبان اصلی فرآیند آموزشی تلقی می شوند.هدف این تحقیق سنجش میزان رضایت مندی دانشجویان به عنوان مشتریان دانشگاه از خدمات آموزشی و فعالیت های پیگیرانه پس از آموزش بود. در این تحقیق، کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به عنوان جامعه آماری تحقیق بودند که بر اساس جدول مورگان تعداد 348 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند.روش مورد استفاده این پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی است و ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای بود که بر اساس مولفه مشتری محوری مدل FEQM (تصورات کلی از گروه آموزشی یا تصویر از گروه آموزشی، محصولات و خدمات، ارایه آموزش و پیگیری پس از ارایه خدمات آموزش و وفاداری به دانشگاه) ساخته شده است.
هم سازی شیوه های کمی و کیفی در پژوهش های سازمانی: تاملی بر استراتژی پژوهش ترکیبی
حوزههای تخصصی:
برای فهم بهتر مساله پژوهش و تبیین دقیق تر آن می توان داده های کمی و کیفی را با هم ترکیب کرد. استراتژی پژوهش ترکیبی بر ترکیب این دو نوع داده ها استوار است. در این مقاله، پس از مروری بر مبانی فلسفی پژوهشی ترکیبی و نگاهی اجمالی بر استراتژی های کمی و کیفی، سه طرح پژوهشی ترکیبی، تبیینی و اکتشافی مطرح و گام های اساسی در انجام پژوهش ترکیبی به نحوی ساده ارایه خواهد شد.
دوگانگی فرهنگی و بی اعتمادی اجتماعی (مطالعه شهروندان شهر یزد و اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش بی اعتمادی اجتماعی در جامعه به رشد فعالیت های فردگرایانه و کاهش فعالیت های جمعی می انجامد و درنتیجه به تهدیدی برای انسجام اجتماعی تبدیل می شود. اعتماد اجتماعی سرمایه اصلی هر جامعه است و نادیده گرفتن آن به منزله فاصله گرفتن از جامعه سالم و درنتیجه، افزایش بی اعتمادی در جامعه است. تحقیق حاضر با تکنیک پیمایش درصدد است وضعیت دوگانگی فرهنگی و رابطه آن با بی اعتمادی اجتماعی را در دو شهر یزد و اهواز به صورت تطبیقی بررسی کند. جامعه آماری این تحقیق را افراد 15 تا 64 ساله ساکن در دو شهر یزد و اهواز تشکیل می دهند که از بین آنها نمونه ای با حجم 600 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده است. نتایج داده های این پژوهش حاکی است که بین دوگانگی فرهنگی و بی اعتمادی رابطه معناداری وجود دارد. این بدان معناست که هرچقدر ارزش های سنتی و مدرن هم زمان در رفتار افراد و کنش های اجتماعی آنان ظهور کند به تبع آن، بی اعتمادی افزایش می یابد. داده ها مؤید آن است که میزان بی اعتمادی اجتماعی در دو بعد محیطی و نهادی بیشتر از ابعاد دیگر است و این میزان نزد شهروندان یزدی نسبت به شهروندان اهوازی بالاتر است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که ابعاد تساوی، دموکراتیک، خاص گرایی، جامعه مدنی و تقدیر، به ترتیب قدرت پیش بینی، قادرند 2/21 درصد از تغییرات میزان بی اعتمادی اجتماعی را تبیین کنند. به طورکلی، نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که دوگانگی فرهنگی یکی از عوامل افزایش بی اعتمادی در عرصه های تعاملی، سیاسی و اجتماعی است.
نظریة بنیادی به مثابه روش نظریه پردازی
حوزههای تخصصی:
نظریة بنیادی روشی مدرن برای کشف مفاهیم بنیادی از دلِ داده های تحقیق کیفی است. از این منظر، یک روش کیفی با تکنیک اکتشافی- استقرائی است، اما پوزیتیویسم روشی است کمّی با تکنیک قیاسی به دنبال تأیید یا ردّ مدل نظری و فرضیات تحقیق.
نظریة بنیادی سه مرحلة اساسی کدگذاری باز، محوری و انتخابی دارد. البته مراحل روش شناسی نظریة بنیادی لزوماً پی در پی نیست؛ بلکه بر اساس تحلیل همزمان است. یعنی محقق همزمان می تواند به گردآوری، طبقه بندی، و تجزیه و تحلیل داده های تحقیق بپردازد و از ارتباط میان مقولة مرکزی با دیگر مقولات خط داستانی پدید می آید.
در نظریة بنیادی، برخلاف تحقیقات کمّی ، پیش از تحقیق میدانی نمی توان نمونه گیری نظری را برنامه ریزی کرد. معیار قضاوت در نمونه گیری نظری هنگامی اتفاق می افتد که اشباع نظری مقوله یا نظریه صورت پذیرد. هنگامی که محقق، پس از پیمودن روند مسیرهای فوق، به کشف نظریه نرسید باید حساسیت نظری را افزایش دهد، یعنی پرسیدن و مقایسة مداوم در طول تحقیق که اساس نظریة بنیادی را تشکیل می دهد.
کنکاش در مبانی فلسفی پژوهش کمی و کیفی در علوم رفتاری
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه روانشناسی
- حوزههای تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری فلسفه علوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی روش شناسی در علوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی روشهای تحقیق(ابزارها و فنون) در علوم انسانی و علوم طبیعی
مطالعه عوامل مؤثر بر ترس از جرم در محله های شهری مطالعه محله ای در منطقة 5 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق سطح ترس از جرم شهروندان در یکی از محلههای تهران با تدوین مدل علّی آزمون شده است. نظریه های سرمایة اجتماعی، بی سازمانی اجتماعی و بزه دیدگی برای انتخاب متغیرها و تدوین مدل پژوهش جهت علتیابی ترس از جرم در محله های شهری، انتخاب شدند. داده ها از یک نمونة تصادفی 386 نفره از ساکنان محلة جنت آباد شمالی به وسیلة پرسش نامه جمعآوری شده است. مدل نظری پژوهش پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارAMOS آزمون شده و مدل نهایی برازش شده است. تحلیل چندمتغیرة انجام شده درحدود 57 درصد از واریانس متغیر وابسته، یعنی ترس از جرم، را تبیین میکند. یافتههای تحقیق نشان میدهد بینظمی در محله مهم ترین تبیین کنندة ترس از جرم در محلات شهری است. تجربة بزهدیدگی و رضایت از محله نیز تأثیر چشمگیری بر سطح ترس از جرم شهروندان دارند. نتایج این تحقیق ارتباط میان تعلق به شبکه های حمایت اجتماعی و اتخاذ تدابیر حفاظتی را با سطح ترس از جرم شهروندان تأیید نمیکند.
بررسی رابطه گونه های هویت جمعی با مصرف گونه های موسیقیایی نمونه مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از دهه 1970 نوعی چرخش مطالعاتی از تمرکز صرف بر وجوه تولید به وجوه مصرف به ویژه مصرف فرهنگی و نوعی چرخش تبیینی از تأکید بر متغیرهای به اصطلاح «سخت» مانند طبقه، به تأکید و توجه به متغیرهای به اصطلاح «نرم» مانند هویت اتفاق افتاد. بر اساس این، پژوهشگران به مصرف موسیقیایی که یکی از مهم ترین گونه های مصرف فرهنگی است و تبیین آن بر اساس هویت جمعی توجه کردند. با وجود این، جامعه شناسان جامعه ما به هر دو واقعیت بررسی مصرف گونه های موسیقیایی و تبیین آن بر اساس عوامل فرهنگی، کمتر توجه کرده اند. با درنظرگرفتن محدودیت های بالا، مقاله حاضر نتیجه پژوهشی کمّی - پیمایشی است که درباره رابطه مصرف گونه های موسیقیایی با هویت جمعی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان لر دانشگاه یاسوج بوده اند که برای دسترسی به آنان از شیوه نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای متناسب با حجم استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش، مصرف موسیقی پاپ و موسیقی کلاسیک غربی به ترتیب پرمصرف ترین و کم مصرف رین گونه های موسیقیایی دانشجویان بوده اند. رابطه هویت قومی با مصرف گونه های موسیقیایی محلی، پاپ و مذهبی، مثبت و معنادار و با موسیقی سنتی و غربی، غیرمعنادار بود. رابطه هویت ملی با مصرف گونه های موسیقیایی غربی و پاپ، منفی و معنادار، با موسیقی مذهبی، مثبت و معنادار و با سایر گونه های موسیقی غیرمعنا دار بود. رابطه هویت جهانی با مصرف گونه های موسیقیایی غربی و پاپ، مثبت و با موسیقی های سنتی، محلی و مذهبی، منفی و معنادار بوده است. درنهایت می توان گفت میزان برجستگی، تعهد و تعلق به هر یک از گونه های هویت جمعی، ذائقه مصرف موسیقیایی فرد را به سمت و سوی مصرف یک نوع موسیقی خاص سوق می دهد؛ به عبارتی افراد منفعلانه موسیقی مصرف نمی کنند، بلکه فعالانه متناسب با سرمایه های هویتی خود موسیقی های خاصی را انتخاب و مصرف می کنند.
ارتباط بین تبلیغات و جذب گردشگر فرهنگی در ایران (مطالعةموردی گردشگران خارجی فرهنگی اصفهان)
حوزههای تخصصی:
امروزه، جاذبه های فرهنگی از عوامل مهم در جذب گردشگر فرهنگی است. به کارگیری ابزارها و عوامل مؤثر در تبلیغات از عواملی که می تواند صنعت گردشگری کشور را توسعه و بهبود دهد. این پژوهش به تبیین و تحلیل تأثیر تبلیغات در جذب گردشگر فرهنگی به کشور ایران می پردازد . مدعای تبیینی نویسندگان در تحقیق این است که صنعت تبلیغات ایران نتوانسته است آن طور که باید و شاید در جذب گردشگر فرهنگی نقش زیادی ایفا کند. سؤال اصلی تحقیق این است: تبلیغات ایران چگونه و به چه اندازه تبیین کنندة میزان جذب گردشگر فرهنگی به کشور ایران است؟ روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه است. جمعیت آماری پژوهش تمام گردشگرهای فرهنگی است که وارد اصفهان می شوند و حجم نمونه سیصد نفر است. تحلیل به دو صورت توصیفی و تبیینی انجام شده است . یافته های تحقیق نشان می دهد از نظر گردشگران فرهنگی مهم ترین ابزار تبلیغاتی برای جذب گردشگر فرهنگی به ترتیب عبارت انداز : بازاریابی (3/21 درصد)، اینترنت (7/19 درصد)، کتاب و مقاله از جاذبه های گردشگری فرهنگی (3/15درصد). ضریب همبستگی متغیر تبلیغات با میزان جذب گردشگر فرهنگی به اندازة 47/0 است و میان زن و مرد از لحاظ نگرش آن ها به تبلیغات هیچ تفاوتی وجود ندارد.
شکاف نسلی در رویکردهای کلان جامعه شناختی: بررسی و نقد رهیافت های نسل تاریخی و تضاد با تأکید بر نظرات مانهایم و بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر که با هدف شناخت مبانی نظری و ریشه یابی موضوع شکاف و تعارض نسل ها به عنوان یکی از مهم ترین و فعال ترین شکاف های اجتماعی در جوامع پرتحول معاصر - در رویکردهای کلان جامعه شناختی به نگارش در آمده است، به معرفی و نقد دو رهیافت اصلی در این زمینه یعنی رهیافت نسل تاریخی با محوریت نظریه نسلی مانهایم و رهیافت تضاد ساختاری با عطف به نظریه تضاد نسلی بوردیو، می پردازد. رویکرد نخست، شکاف نسل ها را نتیجه اجتناب ناپذر تجارب ویژه نسل های مختلف تاریخی می داند، در حالی که در رهیافت دوم، منشا اصلی منازعات نسلی، توزیع نامتوازن منابع قدرت و ثروت و سرمایه های در اختیار نسل ها در عرصه های مختلف اجتماعی است. مدعای ما این است که هرچند به لحاظ تحلیلی، رویکردهای مذکور مکمل یکدیگر و شکاف و تعارضات نسلی در ابعاد مختلف آن، با تکیه بر مفاهیم مطرح در هر دو رویکرد دقیق تر تبیین خواهد شد، اما از نقطه نظر راهکارهای اصلاح گرایانه و سیاست گذاری اجتماعی برای کاهش تنش بین نسل ها، افزایش عدالت و همبستگی بین نسلی و تعامل طبیعی و موزون میان نسل های مختلف اتخاذ هر یک از رویکردهای یادشده از پیامدهای ویژه خود برخوردار بوده و در عمل، کارایی یکسان ندارند.
ویژگی های نظام مدیریت دولتی در کشورهای درحال توسعه و ضرورت مهندسی فرهنگی آنها
حوزههای تخصصی:
نظام مدیریت دولتی در کشورهای درحال توسعه به عنوان جوامع درحال گذار دارای ویژگی هایی است که درجوامع توسعه یافته کاملاً متحول شده است.
مدیریت نظام اداری کشورها با سازوکارهای بوروکراتیک و ساختارهای مکانیکی از عهده تأمین خدمات عمومی جامعه برنمی آید و مورد نقد جدی قرار می گیرد.
مدیریت دولتی نوین در پی مهندسی فرهنگی نظام اداری و زمینه سازی لازم برای حاکم شدن فرهنگ آینده ساز و پویا محقق می شود. گرایش به تقلید، عدم گرایش به اهداف تولید، گرایش به استقلال عمل، وجود نیروی انسانی ناکارآمد، عدم شایسته سالاری از جمله ویژگی های نظام سنتی مدیریت دولتی است.
دورکیم ، خودکشی و مذهب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بحث هایی مربوط به رابطه مذهب و خود کشی مطرح شده و در آن یک سو از داده های تجربی و از سوی دیگر از ملاحظات نظری دور کیم درباره قدرت حمایتی مذهب بهره برده شده است. سخن این است که قضیه مطرح شده دورکیم باید با متن تاریخی و اجتماعی ربط داده شده و هر تحقیقی باید بتواند ساز و کار اجتماعی واقعی این کار را نشان دهد. ملاحظه روندهای تاریخی منجر به مشخصات مشروح تر مذاهب در تحلیل موارد جدید می شود و از آن مهم تر، به توضیح استقرایی پایه های نظری دورکیم می انجامد. تحلیل اثرات مذهب بر نرخ خودکشی در گروه های جمعیتی جامعه آمریکا در سال 1970 نشان می دهد که مذهب همچنان بر نرخ خودکشی تاثیر می گذارد. به این صورت که نرخ گرایش به خودکشی در میان مذاهب کاتولیک و پروتستان های انجیلی پایین و در میان مذاهب پروتستان های بنیادی بالا است. حضور پیروان یهودی اثر حمایتی کم، اما ناپایداری ایجاد می نماید. در این مقاله تلاش می شود تا این نتایج ابتدا با بررسی انواع گونه شناسی مذاهب و سپس با بررسی شواهدی دال بر این که آیا وابستگی مذهبی روی عمل پیوندهای شبکه ای اثر می گذارند، توضیح داده می شود. یافته های تحقیق ما را به سمت یک بازسازی مفهومی نظریه شبکه ای سوق می دهد تا بهتر بتوانیم نظریه دورکیم را درک کنیم.
فضاهای بیدفاع شهری و خشونت (مطالعه موردی فضاهای بیدفاع شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی در وقوع و گسترش خشونت موثر هستند. یکی از این عوامل فضاهای بیدفاع شهری یا جرمخیز است. فضاهای بیدفاع یا جرمخیز دارای ویژگیهای بسیاری هستند که در دو دسته فیزیکی و اجتماعی قابل تفکیک است که سبب مستعدشدن فضاها برای وقوع خشونت میشوند. از دیدگاه طراحان شهری و معماران، ویژگیهای فیزیکی و از دید نظریهپردازان جامعهشناسی و روانشناسی، ویژگیهای اجتماعی بیشتر در مستعد کردن فضاها جهت وقوع خشونت نقش دارند.
این تحقیق در برهه زمانی 9 ماهه صورت گرفته است که مشاهده میدانی در آبان ماه 1387 صورت گرفته است. مکان تحقیق حاضر نیز شامل22 منطقه شهرداری شهر تهران می باشد. در این پژوهش فضاهای مورد مطالعه بر اساس نوع خشونت و با توجه به اهداف تحقیق و امکان دسترسی و محدودیت زمانی و مالی 12 فضای شهری عمومی از میان 108 فضای شهری عمومیِ آلوده یا جرم خیز تهران می باشد که شامل: سرقت (بلوار هجرت- خیابان اتابک- پارک ولیعصر)، مزاحمت (خیابان اسدآبادی- نبش خیابان بهار- چهار راه ولیعصر)، نزاع و درگیری (میدان مقدم- میدان ابوذر-پارک 22 بهمن)، کیف قاپی (زیر پل سیدخندان- پارک شریعتی- خیابان خواجه عبدالله انصاری).
کل فضاهای آلوده یا جرم خیز، شامل108 نقطه خشونی یا آلوده مناطق 22 گانهِ شهر تهران در سال 1386 و نیمه 1387 می باشد که بر مبنای خشونتهای ثبت شده در کلانتریهای شهر تهران در سال 1386 ونیمه اول سال1387 به عنوان نقاط خشونی یا (جرم خیز) آلوده شهر تهران از سوی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ معرفی شدهاند.
نتایج تحقیق نشان میدهد که وجود روشنایی و نور مناسب و عدم تراکم ساختمانی از ویژگیهایی هستند که فضاهای دارای کیفقاپی را از دیگر فضاها تفکیک میکند. عدم پیوند ارتباطی با فضاهای نمایان، وجود نقاط فرو رفته و یا برآمده، داشتن مرز و محدود مشخص و کم بودن ساختمانها نیز از ویژگیهای تفکیککننده فضاهای دارای نزاع و درگیری از دیگر فضاها هستند. توالی و امتداد نیز از ویژگی متمایزکننده فضاهای دارای مزاحمت از دیگر فضاها است.
بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی و هویت قومی براساس امنیت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
"امنیت اجتماعی یکی از عناصر بنیادی بعد سیاسی نظم اجتماعی به حساب می آید و میزان و ضرایب احساس امنیت یا ناامنی، وابسته به سطح برداشت و احساس افراد و مرتبط با تحلیل ها و بررسی های امنیتی است. این تحقیق در سال 1387 با هدف بررسی جامعه شناختی احساس امنیت اجتماعی و شناسایی پاره ای از عوامل اجتماعی و سیاسی موثر بر احساس امنیت اجتماعی انجام گرفته است. احساس امنیت اجتماعی افراد در این پژوهش به سه بعد احساس امنیت جانی، احساس امنیت مالی و احساس امنیت سیاسی بر آن، مورد بررسی قرار گرفته است. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از آرای سه تن از صاحب نظران مکتب کپنهاگ (باری بوزان، ال ویور و بایرن مولار) است. این تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام گرفته است. جمعیت آماری تحقیق، ساکنان 16 سال و بالاتر شهرستان اهواز و حجم نمونه در آن، 600 نفر است.
مهم ترین یافته های تحقیق نشان داد که از مجموع عوامل مطرح شده، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و هویت ملی تاثیر افزاینده و دو متغیر احساس محرومیت نسبی و احساس بی قدرتی، اثر کاهنده ای بر احساس امنیت اجتماعی افراد دارند. متغیر احساس بی قدرتی، به صورت مستقیم بر هویت قومی و به صورت معکوس بر هویت ملی افراد تاثیرگذار است. همچنین، متغیرهای هویت قومی و جنسیت، به ترتیب بر احساس امنیت جانی و احساس امنیت مالی افراد اثر گذارند.
"
روش شناسی ماکس وبـر
حوزههای تخصصی:
زنان و امنیت در فضاهای عمومی شهری (مطالعه موردی: پارک آزادی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت به عنوان نیازی اساسی، در اجتماعات انسانی از جایگاه خاصی برخوردار است. برنامه ریزان و طراحان فضاهای اجتماعی، به ویژه شهرها، تلاش می کنند تا با شناسایی عوامل تهدید کننده امنیت به ویژه در فضاهای عمومی، امنیت را برای استفاده کنندگان از آن فضاها فراهم کنند. زنان نیز در مقام نیمی از اجتماعات انسانی، به واسطه خصوصیات بیولوژیک، مسئولیت ها و نگاه متفاوت در مقایسه با مردان، ارتباط متمایزی با فضا برقرار می کنند. آنان نیازمند تسهیلات خاصی از فضا هستند تا موجب افزایش اطمینان خاطر آنان از حضور امن در فضاهای شهری و به ویژه فضاهای عمومی مانند پارک شود.
بر اساس نتایج تحقیقات مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در کلان شهرهای کشور، بخش زیادی از پاسخ گویان حضور زنان را به صورت تنها در فضاهای عمومی این شهرها و به ویژه در ساعت های خلوت بسیار خطرناک بیان کرده اند. این پژوهش به سنجش میزان احساس امنیت زنان در پارک آزادی کلان شهر شیراز، به عنوان فضایی عمومی، پرداخته است. مطالعه حاضر در قالب بررسی پیمایشی است و از نظر زمانی، مقطعی (بهار 1389). جامعه آماری پژوهش، زنان بالای پانزده سالی است که در زمان پژوهش به تنهایی در پارک آزادی حضور داشتند. بر مبنای فرمول کوکران، حجم نمونه 195 نفر تعیین شد و نمونه گیری به صورت خوشه ای در سطح پارک انجام شد. نتایج تحقیق نشان می دهد عوامل محیطی مانند کاربری اراضی، تنوع کاربری های پیرامون و ساعت های فعالیت آن ها و نیز مجاورت های مکانی کاربری ها، با افزایش حس امنیت زنان پاسخ گو رابطه معناداری دارد. عوامل شخصی مانند سن، تحصیلات، اشتغال و مهاجرت تاثیر معناداری بر میزان احساس امنیت زنان نداشته است.