در این نوشتار فرض اصلی ناسازگاری برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی به عنوان تعیین کننده سیاست های خردتر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با ساز و کارهایی اقتصادی و اجتماعی است که می تواند برخاسته از عقلانیت اسلامی و دینی باشد، همان طور که برنامه های توسعه برگرفته شده ازعقلانیت غربی و سرمایه دارانه است. نگارنده سعی دارد تا توجه مخاطب را به این امر معطوف نماید که برنامه های توسعه ای که اغلب در کشورهای جهان سوم اجرا می شوند چه پیشینه تاریخی دارند و از چه عقلانیتی بهره می برند. از سویی با گذشت دو سال از تصویب سند چشم انداز.
یـکـى از راه هاى تغییر و دگرگونى نظام هاى سیاسى ، نافرمانى مدنى است . در دوران اخـیـر ایـن الگـو را گـانـدى ، رهـبـر اسـتـقـلال هند بنیان نهاد. وى از طریق مبارزه منفى یا نـافـرمـانى مدنى ، استعمار انگلیس را شکست داد و موفق به رهایى هند از یوغ بیگانگان شد. گاندى پس از آن به قهرمان مبارزه با استعمار شهرت یافت . الگـوى دیگر، نافرمانى مدنى را ساموئل هانتینگتون ارائه کرد. وى نافرمانى مدنى را در ذیـل امـواج سه گانه دموکراسى در قرن هاى نوزدهم و بیستم مورد بررسى قرار داد. به نظر وى ، بیشتر کشورهاى دنیا طى سه موج از حکومت هاى اقتدارگرا عبور کرده و به حـکـومـت هـاى دمـوکـراتـیـک رسـیـده انـد. هـانـتـیـنگتون براى تغییر رژیم هاى به اصطلاح اقـتـدارگـرا و مـخـالف آمـریـکـا دسـتـوراتـى را ارائه داده اسـت کـه در حال حاضر به عنوان ((انقلاب هاى رنگین )) مورد سوء استفاده قرار مى گیرد.
اغلب اندیشه ها، مذهب ها، نحله ها و... در پى ایجاد نظمى نوین و نظامى مطلوب براى آینده جـهـان اند، اما در این باره و طى سه دهه اخیر، سه نظریه جهان گرایانه پایان تاریخ (فوکویاما)، جنگ تمدن ها (هانتینگتون ) و حکومت مستضعفان (امام خمینى (ره ) ) بیش از دیگر تـئورى هـا تـوجه جهانیان و اندیشمندان را به خود جلب کرده و هر یک نداى ساختن جهانى جدید را سرداده اند، ولى کدام یک ، ظرفیت و توان لازم براى تاءسیس یک نظام جهانى را داراست ؟ مقاله حاضر خواهد کوشید به سؤ ال مذکور پاسخ دهد.
از جمله راهکارهای اساسی برای نیل به توسعه پایدار شهری- که به ویژه از دهه 1980 در بیشتر کشورهای در حال توسعه و از جمله کشورهای آمریکای لاتین دنبال شده- تمرکززدایی از خدمات زیربنایی شهری دولتی بوده است. در این فرایند، به جای تکیه بر نقش متمرکز دولتی در توسعه اقتصاد محلی، شمول اجتماعی و زیرساختارهای شهری، بر مولفه هایی چون مشارکت مدنی، رهبری