چنتال موفی از متفکرانی به حساب می آید که بعد از وقوع «طوفان پست مدرنیسم» یک نظریه سیاسی طراحی کرده و در آن ، دستاوردهای پست مدرنیسم و نقدهایی را که علیه مدرنیته وارد شده ،مدنظر قرار می دهد . به رغم موفی ، عقل مدرن مجبور است محدودیتهای خود را بپذیرد و سوژه انسانی را نه چیزی ثابت ، واحد ، ذاتی و حقیقی بلکه موجودیتی سیال و متحول ، در حال شکل گیری ، محصول روابط قدرت و تعامل با غیر سازنده به حساب آورد . به این ترتیب ، هویت اصیلی که باید کشف و پرورش یابد و رها و آزاد شود وجود نخواهد داشت .
بررسی و سنجش ظرفیت و امکانات آموزه مالکیت مشاع برای حل دشواره مشروعیت و معضلات مربوط به رابطه فرد و دولت و در نهایت، توجیه مردم سالاری هدف اصلی این نوشتار است. در این راستا نخست به دشواره مشروعیت اشاره شده و دو نظریه الهی و قرارداد اجتماعی، که این آموزه بر نقد و طرد آن ها بنا شده، مورد بررسی قرار گرفته است. سپس مقدماتی که این دکترین بر آن استوار است بیان و تلاش شده است تا از یک سو ظرفیت و امکانات آن برای توجیه مردم سالاری مورد سنجش قرار گیرد و از سوی دیگر نارسایی های درون منطقی آن و مشکلات تئوریکی که این نظریه از آن رنج می برد، تحلیل و ارزیابی شود.